در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مجتبی حیدری
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 15:58:27
 

سپاس که میخوانید

 ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۹
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
آمَدوُم خدمتِتان بُگوُم《 2 》

آمدوم خدمتتانِ 2😅

آمدوُم خدمتِتان بُگوُم رِئیس🤳
مو مخوامت چرا ساکتی و هیس؟😢

اگه بگی که موره دوسوُم دِری🤨
مُدومِت جایزه ی خوب وُ نفیس💯

او سمرقند و بخارا ره مِداد🙄
مو ولی بهت مُدوُم دوغ آلیس🥹

حتی فکرشم دیوِنَم ... دیدن ادامه ›› مُکُنه🙃
از خجالت شده اندام مو خیس🫣

ببین تبخال زده بس که جوش زدوُم😞
تَن وُ بِدَنوُم گرفته لک و پیس😨

شده غمباد غم نادیدن تو😔
به رگ و عُروقوُم افتاده واریس🤒

یا بگو دوسوُم دِری یا بُخُدا🗣
همی الان مِزِنوُم زنگ به پلیس😡

موره نخوای خدا سوسکت بُکنه😁
بگیری الهی کِرم آسکاریس🤣

بیا ای جانِ تمام غزلوُم😭
قلمه بگیر وُ خودت بنویس🙌

یادته گفته بودوُم بِرِم وِنیز؟🫰
این دفعه برم پاریس؟یا انگلیس؟🤌

دوتایی به کوچه ی بابک بِرِم👣
بعد از او وَرَم باهم بِرِم تِنیس🎾🏸

بیا شنتیا ره خوشحالش بکن🤩
نذار آدما بگن که نَتِنیس!💔
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ای شام ما ای روز ما ای شمع شب افروز ما
آگه به حال و روز ما تنها تویی دلسوز ما

دانی چه باشد سوز ما؟ می دانی از فیروز ما؟
شد منقرض پیروز ما، کشتند اینان یوز ما

ای تو تمام روح و جان وی آشکارا و نهان
آن وعده های آب و نان شد قوزبالاقوز ما

آه و فغان و الاَمان بر لب رسیده صبر و جان
از شر این جانوران این دشمن مرموز ما

از مردم پیشین ... دیدن ادامه ›› بگو  خطی فرست و زین بگو
با آن نکونام این بگو بر خاک خورده پوز ما

بین حال خوراسانمان، وضع بلوچستانمان،
مظلوم کردستانمان، دیگر چه ماند از خوز ما؟

مُشتی خرافه کارشان مکر و دغل هم یارشان
اعدام ما اِمرارشان حکام کینه توز ما

صورت ز سیلی ها کبود از جور این قوم حسود
وای از غم زاینده رود وُ آتش آغوز ما

از شنتیا وُ یک عجب، کز پیش روی وز عقب
هر لحظه دارد یک رکب این شیخ دست آموز ما

ای واقف بر خیر و شر، محفوظمان دار از تشر
یک گوشه دور از این بشر، چون پیر پالان دوز ما

شنتیا🌷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چالش بداهه

مرحبا سینه که از جور زمان داد نکرد
داد و بیداد نفرموده و فریاد نکرد

نام حق نام خداوند که چشمم خندید
بغض مان اشک نشد دشمن ما شاد نکرد

ما به ناکامی وابستگی عادت داریم
ذله پرویز که یک رحم به فرهاد نکرد

آه از دام بلایی که گرفتارم کرد
وای بر او که مرا از قفس آزاد نکرد

بی نهایت گله از طالع و بدبختی هاست
که معین رقمی را تن اعداد نکرد

شنتیا وقت حیاتش به تو می اندیشد
معرفت نیست کسی را که ز ما یاد نکرد

شنتیا🌱🌹
اسپرم خوش شانس

هست شاید به صَلاحَت مُتوَلِد نشوی
شوخ طبعی خدا بوده که در جِد نشوی

بوده حتما همگی مصلحت دور اندیش
رو به رو با من بیچاره ی والِد نشوی

توی این پهنه ی جغرافی ما پا ننهی
شاهد این بَرِ دنیا و شواهِد نشوی

بین ملیون عدد این شانس برایت محفوظ
که نیایی و بسیجی مساجد نشوی

مثل ... دیدن ادامه ›› من کارگر و زیر مصالح نروی
یا که عابِد نشوی عبد معابِد نشوی

تو نمک گیر خدایی و نمک پرورده
شاید این امر دخیل است که فاسد نشوی

کله ات باد نگیرد به خیابان نروی
چون جوانان دگر بی سر و ساعد نشوی

بر نیاری سر از این جا و به مانند دلم
پاره پاره دلِ چون دانه ی کنجد نشوی

شنتیا در غزلش عذر موجه دارد
گرچه با شعر و غزل هم متقاعد نشوی

شنتیا🌹
در عشق تو من جور و جفا می بینم
گسترده ترین دام بلا می بینم

افسوس که فکری نتوانم برداشت
بر خود که اسیر و مبتلا می بینم


شنتیا🌹
مشهدی واره

آمدن کُت گشادی کِردن از پُشت تنمان
خرمان کردند و نم نم مثل لاک پشت تنمان

ما که نیستم از ایی بیدها که با ایی بادها بلرزم جِغِله
کم ندیده بودم و نخورده بود مُشت تنمان

ولی حالا چرا ما یک پاره استخون شدم؟
دیگه یک سیر هم نمانده بخدا گوشت تنمان

تا که دست شنتیا تو دست تو باشه، بشه
پنجه ی خونین و رد پنج تا انگشت تنمان

ما که عشق وطنم و تن به ذلت نمدم
خداره چه دیدی شاید ایی وسط کُشتنمان

شنتیا🌹
وقتی با خندیدنش منم می خندم یعنی عشق
اگه دلگیر باشه نیشمو می بندم یعنی عشق

وقتی شکستشو اصلا نمی تونم ببینم
وقتی با بردن او منم برنده م یعنی عشق

من که کوه کندم وُ چندتا کوهِ دیگه بین ماست
اما هنوز که هنوز دل نکندم یعنی عشق

اومدم که بپرم اون بَر جوی زندگی
حالا توی هفتا آسمون پرنده م یعنی عشق

ننشوندم حرفمو به کرسی هیجا یعنی چی؟
سر تو لجبازمو خیلی یه دنده م؟ یعنی عشق

شنتیا آب که یه جا راکت بمونه، چی میشه؟
اینکه من یکجا بمونم وُ نگندم یعنی عشق


شنتیا🌹
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رضای حسین

چه فخر از این بِه که از برایِ حسین
نوشته این قلم بنده در عزایِ حسین

من اول از همه راضی به رضای خدا
و بعد آن به خداوند من رضای حسین

شما که دم ز حسین می زنید بردارید
دست از سر بنده های خدای حسین

جدا از آل علی نیست نیت مردم
قسم به آن سر از تن شده جدای حسین

برای ... دیدن ادامه ›› ما که تمامی ندارد ایشان لیک
چه غارتی که نکردید منتهای حسین

شما که دعوی پیغمبَری کنید امروز
شما که شمر خوئید و ادعای حسین

چگونه ناله کنید از جفا کاران؟
به قدتان که نکرده کسی جفای حسین

چنین جنایت بی سابقه که می کردید
کجا پسند حسین بوده و روایِ حسین؟

مرا به عشق حسین زاده اند و می میرم
چه باک اگر بکُشند شنتیای حسین

دست به سینه از اینجا بلند می گویم
السلام و علیکم به کربُ بَلای حسین


شنتیا
شما هرچی بگی مو گوش می گیروم
چون که تا نشه فراموش می گیروم

تویه دو مهارت خاصی ندروم ولیکن
همچی چارنعل مدوم بره تو خرگوش می گیرم

حاضرم اول صبح گشنه بروم به سنگکی
بعدشم تشنه مروم بره تو آبگوش می گیروم

توی جاده تو سفر با تو به هرجا که باشِم
تو اراده کن بزن کنار مو آبجوش می گیروم

برم یک خانه ... دیدن ادامه ›› ی ویلایی که سوسکی ندره
اونجه هم پنیر مشوم توی تله موش می گیروم

تو چراغ شنتیا تو شامِ تاریکی ولی
فقط از تو بوسه ایی تو شب خاموش
می گیروم

حالا اگه مشه ده دقیقه مهلتوم بِدِن
ایی روزا حسابی گرمه زود به زود دوش می گیروم😅

شنتیا🌹
کدام مُحَرَّم؟

ای بیش و ای کم ما، شورِ دَمادم ما
هستی بر غم ما، تنها تو مَحرَم ما

بر مرد و بر زن ما، بر خاک و میهن ما
بر زخم در تن ما، تسکین و مرهم ما

یارب ببین چه زار است، احوالمان چکار است؟
پنجاهمین بهار است، اینجا جهنم ما

سیلابه ایی روان شد ، ایران بی جوان شد
شد غصه و بیان شد، ... دیدن ادامه ›› این اشک نم نم ما

از خون خواهرانم، جان برادرانم
دی ما شد عیانم اصلِ مُحَرَّم ما

ای عشق از تو صادر، از قدرت تو قادر
افشار همچو نادر، دژهای محکم ما

جز این زبان مگردان، پاینده باد ایران
ای شنتیایِ نادان، الله وُ اَعلَم ما

شنتیا🌷
حسین چیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بچگی

خون به ایی دل خِرابوُم همگی کِرده بودن
همشان با همدیگه دست به یکی کِرده بودن

حتی او عزیزترین های مو تویه زندگی
دلسوزی هایِ فراوون اَلِکی کِرده بودن

مو که بیخودی سرِ جنگ با عزیزام نِدِرِوُم
شاید هم که اونا یک اَنگوُلَکی کرده بودن؟

نِمِدِنوُم که اینا از جایی حقوق می گیرن؟
محض ... دیدن ادامه ›› رضای خدا نیست، پولَکی کِرده بودن

به جُونوُم میفتادن وُ زخم کاری مِزَدَن
پیرهَنوم ره جر دادن، تبرکی کرده بودن

البته یک موقع هایی هم بوده که وجدانا
مهربون بودن وُ لطف زورکی کرده بودن

ولی با خودوُم مگوُم که شنتیا به دل نگیر
بیا وُ ببخششان که بچگی کرده بودن


شنتیا🌷
اصلاً هم نخیر

همه بِم مِخندن وُ مِگَن که یارِت نِمیِه
مِگَن ایی عشقِ مجازی که به کارِت نِمیِه

اَلِکی دِلت رِه بیچاره تو صابون مِزِنی
او که کِرده تو رِه ایجوری دُچارِت نِمیِه

اَگه خوُدِته به زمین وُ زِمانَم بُکوبی؟
بِرِه یِک ثانیه هَم سَرِه قِرارِت نِمیِه

مِگَن حتماً تو هَم از سَرِه هوَس اورِه مِخِی
بُخدا ... دیدن ادامه ›› ایی اَنگا اصلاً به بِرارِت نِمیِه

شنتیا قید ایی مَردمِ دِهَن بین رِه بِزَن
ایی همه زخمِ زِبون خوردیوُ عارِت نِمیِه؟

تو که خوب شعار مِدادی چیشده مدتیه؟
که غِزل نمیگیوُ شعر وشُعارِت نِمیِه؟

شنتیا🌷


مشهدی واره

مو سیریش توُوُمو همیشه و هرجایی توم
مو سر تعظیم وُ قامت خَم بر درگاهی توم

تو همو منظره ی گلایِ توی تصویری
تویی قندم تو نباتوم، مو《 لیوان چایی توم》

تو دلار مویی وُ تو پوند انگلیسومی
موهم او یه قرونوم پن زاریتوم ده شاهی توم

تو مثل او مامانا که با مگس کش مِزنن
مویم او سیبل هدف ... دیدن ادامه ›› های رد دمپایی توم

مو شوهر عمه ی تفلون تو فامیلوم ولی
عاشق خواهرزاده ی شوهر زندایی توم

یک نگاه به شنتیا کن جای دوری نمره
مو گرفتار نگاه خوشگله گه گاهی توم

تو بره ی مو یک اقیانوس آرامی و مو
خوش به حالوم که میون همه اینا ماهی توم


شنتیا🌹
مشهدی واره

مثل یه دروازه بان که صدتا شوت ره میگیره
دنیا با خوردن یک گل آبروت ره می گیره

شادی خوشی به دور بری هات هرچی دادی
مشه حُنّاق وُ میه راه گلوت ره می گیره

نم نمَک با حوصله سرت ره شیره مِماله
یک چار انگشتی فطیر مده کوکوت ره می گیره

مثلا به داداش بابات محبت مکنی
زن عموت در عوضش جلو ... دیدن ادامه ›› عموت ره می گیره

ِهمچو چوپونی که گرگی گلهِ اَش دِریده
توی بادیه دم نی و فلوت ره می گیره

شنتیا سرت ره بنداز پایین و راته برو
غم اینجه ره نخور که آرزوت ره می گیره

بیا باهم برم وُ یک شات قهوه بهت بدوم
کافئین مگن خوبه خواب قروت ره می گیره

شنتیا😅🌷🌱
مشَدی واره

آومدم خدمتتان بگوم یه چیز
بگوم ای خوشگلکوم یار عزیز

موره برزخ مکنه دوریه تو
انقدر که ندروم راه گریز

تو باشی تمام سال بهارومه
نبشی گیرم توی فصل پاییز

بخدا چی مشه گولت بزنم؟
تو ره عاشقت کنوم خیلی تمیز؟

اگه تو قسمت مو شدی که خب
اگه ... دیدن ادامه ›› نه که مکنوم دستومه جیز

بی تو سردیم مکنه با غوره ایی
با تو آتیش میگیروم بچه مویز

مو طرفدار پرو پاقرصتم
همه جز تو توی ذهنومن فریز

بیشتر از ایی جز به جزء مان نکن
دل شنتیا ره کردی ریز به ریز

بیا از خشکیه مزمن زمین
دست توی دستای هم برم ونیز


شنتیا🌷
از غم دوریِ یارِ زندگی
آمدم این نقطه از درماندگی

دل نمی بندم دگر بر غیر حق
چون که شیرین باشد او را بندگی

141❤

شنتیا🌹
گوگرد

تو چی دری که همش بگردتوم
عاشق پختگی و شگردتوم

ماهرانه دل ماره مبری
تویی استاد و مویم شاگردتوم

تو طلایی طلای سیاه خاورمیانه
ها اتیش پاره موهم گوگردتوم

مرکز پرگاری قربونت بُرُم
مو چی اُم خطی به گرداگردتوم

جادو کردی شنتیاره بد رقم
مات و مبهوت دعا و وردتوم


شنتیا🌱🌷
یَره به ما نُمُخُوری بُخوری قِل مخوری
شوخی کِردُم باباجان، یک چایی هِل مُخوری؟

چای ما تازه دمه، لب دوز و لب سوزه رفیق
داغه داغه بُخوری انگاری فِلفل مُخوری

بعد این بار که ما اینجه چاشنی خورِت مُکُنِم
هرچی هرجا بُخوری زهرِ هلاهل مُخوری

دیگه هیجا به طریقه یِ درستش نمیری
مثلا توی بدنسازی مُکَمِل مُخوری

یا نهایتش تو ایی کِشمَکِشایه ... دیدن ادامه ›› روزگار
موتور قراضه ایی وُ بازَم هِندِل مُخوری

یا که اِسقاط میشی وُ تو جاده های سرنوشت
به تور یک آدمه عاطِل و باطِل مُخوری

دل بهت دادوم که دل بجاش بدی دلبرکوم
ولی تو بی بی میای پایین، آسِ دل مُخوری

شعر شنتیاره یک بار دیگه جدی تر بخوان
شوخی کردوم باباجان، یک چایی هِل مُخوری؟

شنتیا🌺
مدرسه میناب


دوای درد بی درمونه موره خواب مِدِنه
تو بیداری دردومه کودک بی تاب مِدِنه

وقتی خوابوم انقدر فارغ از هیاهویوم
حالومه الاغی با خوردن تیتاب مِدِنه

تو اون شونزده ساعته عادیه هر روزه ی مو
جنگ با خودم ره مدرسه ی میناب مِدِنه

ایی که تو هم نبشی ... دیدن ادامه ›› کارد مرسه به استخون
تا جایی که عمقشه حاج علی قصاب مِدِنه

رنگ خونین جگریه دله بی صاحابومه
همو رسیده ترین دانه ی اناب مدنه

مزه ی لحجه ی مشهدی و شعر سردومه
بستنیه سنتیه تویه طلاب مِدِنه

شنتیا اینجه گرفتار چیه نمدونوم
ای گیر و گوره ماهیه سر قلاب مِدِنه

شنتیا🌱🌷
النا مقدم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

شنتیا دور شو از معرکه ی آدمیان
کار این خلق به غیر از زدنِ نیش تو نیست

شنتیا🌹
النا مقدم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

شعر و ادبیات

تماس‌ها

mojtabaheydari708@gmail.com
09304016120