:  تئاترشهر - سالن اصلی
:  ۱۵ بهمن ۱۳۹۱ - ۳۱ فروردين ۱۳۹۱
:  ۱۸:۳۰
:  ۱۲۰ دقیقه
:  ۱۲,۰۰۰ تومان



نویسنده:  اکبر رادی
کارگردان:  هادی مرزبان
بازیگران : دانیال حکیمی ، ایرج راد ، صدر الدین حجازی ، علی رامز ، محمد برسوزیان ، روح الله کمانی ، حسین پرستار، مهدی عبادتی ، مژگان خالقی ، محمد اعلایی ، علی خازنی ، محمد اسدی ، علیرضا ناصحی ، مجید غفاری ، پرستو دامغانی ، عباس شاه محمدزاده ، اکبر داودی ، شبیر پرستار، مرتضی ریحانی ، علی مرادی ، سینا فتح الله زاده ، مهرام شجاع ، امیر عبادی ، حسان الدین علم الهدی ، رضا جلالوند ، حسام بوربور ، حسن عسگری ، امیر ساعدی
طراح حرکات موزون : فرزانه کابلی
موسیقی : امیر علیزاده
طراح صحنه : وحید لاری
طراح چهره پردازی :  ماریا حاجیها
طراح لباس: آذر نجیبی
طراح پوستر و بروشور : علی زارع
طراح نور: امیر ترحمی
مدیر اجرایی : فریبا ورکیانی
دستیار کارگردان: مهری آسایش
دستیار برنامه ریز و مدیر صحنه : مریم فتحی
منشی صحنه : آزیتا خرمی
مجریان چهره پردازی : ماریا حاجیها ، کامبیز معماری ، سپهر گودرزی ، امیر قادری ، حمیدرضا قاسمی ، جلال امیری مرند
ساخت ماسک بینی : بهمن صنیعی
دستیاران صحنه : یاسمن مستوفی صدری ، رضا جلالوند، امیر عبادی ، مهرام شجاع ، سیده هنگامه حیدری ، غزل فراهانی ، امیر رضایی ، حسن عسگری
دستیار طراح لباس : آتنا عزت پناه ، الهه نامور
دستیار  موسیقی : نیما صرافی مهر
اجرای نور : امیر خوارزمی
صدابردار: علیرضا هدایتی
ساخت دکور چوبی : عبدالله احمدی آبی ، علی شیرازی ، بهروز جوادی ، رضا عیسی زاده ، ناصر محرم پور ، عابد صادقی ، افشین جعفری


یادداشت کارگردان:

پلکان اولین نمایشی است  که بیست و هشت سال پیش مرا به دنیای پر رمز و راز و ژرفای درام رادی آشنا کرد و همین نمایش بود که پی ریزی یک سفر ربع قرنی در کنار استاد را شکل داد.
من در این سفر روز به روز به اندیشه ها و تفکرات استاد نزدیک و نزدیک تر شدم . وشاید همین نزدیکی است که آدم های استاد همواره در کنار من و از بهترین دوستان من هستند.
 پرفسور دماغ چخ بختیار، غلامحسین خان دیلمی ، بهمن ، طاهر ، بمانی و حتی بلبل که به قول استاد در سایه رشد کرده است و از پسیخان رشت خود را به کاخ فرمانیه رسانده است .
دلیل دوستی من  با رادی و کاراکترهایش آن است که همه  و همه فریاد نداشتن ها و بی عدالتی ها را سر می دهند . همان فریادی که تصور می کنم صدای همه ما مجریان تئاتر و شما تماشاچیان فرهیخته است و...
و برای رسیدن به مقصود ، من مرزبان هرگز و هرگز از خار مغیلان بسیار نهراسیده ام . چرا که هنرمند و به ویژه هنرمند تئاتر جز این نمی تواند باشد .
تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن: ۶۶۴۶۰۵۹۴ - ۶۶۴۶۰۵۹۲
تیوال نمایش پلکان | تیوال تئاتر
بخش «برجسته» مهم‌ترین و اصولی‌ترین نوشته‌های کاربران را نمایش می‌دهد. برای دیدن همه نوشته‌ها بخش «همه» را باز نمایید. اطلاعات بیشتر »
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
بسیار بسیار از بازی آقای دانیال حکیمی لذت بردم ،فوق العاده بود ،به این همه هنر و انرژی ایشان باید تبریک گفت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه نمایش طولانی خسته کننده! گرچه نوشته بودند 120 دقیقه اما حدود 3 ساعت طول کشید. آخرش سردرد گرفتم.
نمایشنامه خوب بود. دیالوگ ها به جا بود اما به هر حال این همه مدت، خیلی طولانی بود.
پنج بخش نمایش گرچه هر کدوم توی فضای متفاوتی اجرا می شن اما چون یه مفهوم رو می رسونن از یه جایی به بعد (یعنی از بخش سوم به بعد) تکراری می شن و دیگه جذابیت اول نمایش رو برای من نداشتند.
حرکات موزون وسط بخش ها هم قشنگ بود اما بعضی جاها بیش تر من رو به خنده مینداخت تا حسِ احتمالن شیطانیِ مورد نظر کارگردان رو القا کنه.
خوبی کار این بود که دانیال حکیمی تونسته بود از پس یه اجرای به این سنگینی، خیلی خوب بر بیاد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام من دیشب شب آخرین اجرای این تئاتر و دیدم و دقیقا استاد علی نصیریان ردیف 3 صندلی 17 یعنی پشت سر من نشسته بود
خیلی با دید خوبی نرفتم اما تا لحظه ی آخر از اجرا لذت بردم مخصوصا که دیدم به طور کل راجب دانیال حکیمی عوض شد خیلی خیلی لذت بردم و به تمامی عوامل خسته نباشید حسابی میگم امیدوارم این جور کارها روز به روز بیشتر بشه
اضافه هم میکنم زیبایی فوق العاده بازی دانیال حکیمی به نظرم بیشتر از همه تغییر روند شخصیت بلبل بود که علاوه بر گریم ها و پوشش ها از کودکی و بیان ساده و بی سر و پا بودن به فردی با کلاس و کاخ نشین یا مهندس ساختمان و ... تغییر می کرد و در انتهای داستان دیگر هیچ ... دیدن ادامه » تصوری از یک بچه مو فر فری روستایی به چشم نمی خورد و این تقابل بسیار زیبا در بازه زمانی نسبتا کوتاهی به تصویر کشیده شده بود
۳۱ فروردين ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من امشب موفق شدم نمایش پلکان اثر استاد رادی را ببینم . از قبل هیچ تصوری نداشتم که چه نوع نمایشی است، ولی انصافا کار خوبی بود . کاری است که داستان و روایت دارد و یک نمایش کلاسیک ایرانی ساده ولی روان و دنبال کننده که به خوبی پرداخت شده است . بازی ( به نظر من ) بی نظیر وعالی دانیال حکیمی و البته بازیهای به جا و خوب گروه نسبتا بزرگ سایر بازیگران ، این نمایش را جذاب تر و زیبا کرده است . همچنین از طرفی دیگر اجرای حرکات موزون سفید پوش هایی که بین سکانس ها روی زمین به هم می لولیدند یک روح و نمای تازه ای به نمایش می بخشید که به نوعی گذران زمان و به قول خود استاد مرزبان درگیری و جدال افراد طماع و "رشد یافته در سایه" ( شبیه به نقش اصلی داستان "بلبل" ) با هم و طی کردن پلکان ترقی از پایین به بالا با هر وسیله ای و در نهایت رسیدن به اوج ! را تداعی می کند . البته دکوپاژ و چیدمان ... دیدن ادامه » صحنه های مختلف و نور قرمز در آخر سکانسها نیز از نکات مثبت این نمایش است .
از آنجائیکه این نمایش از اجراهای قبل از عید به شمار میرفت، ولی خوشبختانه این ور سال نیز این اجرا تمدید شده و تا آخر فروردین اجرا خواهد رفت . لذا به دوستانی که خواهان یک کار خوب هستند و این اثر را ندیده اند ، توصیه می شود دیدن این نمایش را از دست ندهند .
ممنون از الهام حصاری ، علی عبدالرحیم و سایر عزیزان که به مطلب بنده توجه داشتند.
۲۳ فروردين ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکانش هست که این تئاتر تا 26 ادامه پیدا کنه ، جون من تا 25 کاملا درگیر کار هستم و موفق به دیدن این تئاتر نمیشم ، از مسولین ارجمند تقاضا دارم که این تئاترو تا 29 روی صحنه ببرند
بهرنگ این را خواند
همه اجراهای تئاتر شهر تا 25ام تموم میشن، اما نگران نباشید. پلکان بعد از تعطیلات نوروزی هم اجرا میشه. تا آخر فروردین.
۲۵ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بوشو بوشو تره نخوام
بوشو بوشو تره نخوام
سیایی تره نخوام
بلایی تره نخوام
سیاسوخته تره نخوام
فله سوخته تره نخوام!
درود بر شما خانم توکل نیا :)
۲۵ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پلکان یا آسانسور؟
پلکان، یک نمایش با اجرای طمانینه وار. با فضاسازی مناسب. با بیان دقیق دیالوگ. با بازی های تاثیرگذار. با اجرای مافوق انرژیک دانیال حکیمی. با یک دکور متحرک دلنشین. با حرکات موزون که در ابتدای هر پرده اجرا میشدن و آدم رو به شدت به فکر فرو میبردن. و با نمایشنامه ای دلنشین از زنده یاد اکبر رادی که نه شرح حال بلبل او، که شرح حال خیلی دیگر از بلبل های این سرزمینه، و نه در سالهای مابین 1332 تا 1357، که در همین سالها و احتمالا سالیان پس از این هم همچنان پابرجاست.
هرچند زمان نمایش خیلی طولانی بود (و خوشحالم که خسته نبودم که خدای ناکرده خواب آلوده بشم) اما اجرای واقعا زیبایی بود. نمایشی در پنج پرده که هر پرده با حرکات موزونی شروع میشد که رنگ و بوی مدرن به کار میداد و با اصل نمایش ادامه پیدا میکرد که تم نسبتا کلاسیک داشت. نکته جالب در مورد حرکات موزون، ... دیدن ادامه » سایه اونها بود که در اثر دو نور قرمز و آبی در دو دیوار سمت چپ و راست سالن پدیدار میشد و گاهی حتی از اصلش هم زیباتر میشد.
در مورد محتوای کار هم که روند طی کردن پلکان ترقی توسط بلبل بود (و البته بیشتر شبیه آسانسور بود تا پلکان)، حرف های زیادی در تایید و بحث راجع به اون میشه زد که بهتره ناگفته بمونه! به هرحال هممون ازش مطلعیم.
و در آخر این رو هم باید اضافه کنم که از بازی دانیال حکیمی واقعا باید تقدیر بشه، نه تنها در طی زمان حدودا دو ساعت و نیمی که روی صحنه بود اجرای بی نقصی داشت، که انرژی ای که واسه اجراش میذاشت شاید از دونده های ماراتون هم بیشتر خسته اش میکرد. از عصبانیت هاش که سرخ میشد و رگ گردن متورم شده اش رو از انتهای سالن هم میشد دید، تا قهقهه زدناش، تا حرکات نرم و جالب بدنش، تا اون حجم وسیع دیالوگی که حفظ کرده بود، همه و همه تحسین هر تماشاگری رو به همراه داره.
نقد خوبی بود آقای بهرنگ!
دستتون درد نکنه... :)
۱۹ اسفند ۱۳۹۱
بالاخره یک نقد منصفانه ! ;)
منم با زمان احرا مشکل داشتم ! بازی دانیال حکیمی عالی بود و این قسمت زیادی از خستگی کار رو می گرفت !
۱۹ اسفند ۱۳۹۱
خواهش میکنم آقای آبایی. خواهش میکنم آقای قنبری. :)
۱۹ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار نمایش خوبی بود و خیلی براش زحمت کشیده شده ...
خسته نباشید به عوامل اجرایی
خصوصا : دانیال حکیمی که نزدیک به 2 ساعت و خورده ای بی وقفه روی صحنه بود و به خوبی ریتم رو حفظ کرد و مانع خستگی تماشاگر شد...
حیفه اگه نبینید...
:)
پلکان
من دیشب این نمایش رو دیدم. همون آغاز نمایش منو متحیر کرد. حرکات خاص موجوداتی عجیب(!)، که بطور خاصی از پله‌ها به پایین می‌خزیدن. حرکاتشون یه احساس عجیبی تو من به وجود می‌آورد...
این حرکات که در پایان هر پرده و قبل از آغاز پرده‌ی بعدی تکرار می‌شد، همچنان نظر منو به خودش جلب می‌کرد. از یه طرف دیدن این حرکات برام لذت‌بخش بود و طرف دیگه یه احساسی شبیه احساس ترس تو من به وجود می‌آورد، مخصوصا حرکاتی که قبل از شروع پرده‌ی آخر به نمایش گذاشتن!
در مورد خود نمایش...
تو این نمایش برجسته‌ترین چیزی که وجود داشت بازی خیلی خوب دانیال حکیمی بود. من خودم انتظار یه بازی خوب از دانیال حکیمی رو داشتم، ولی نه تا این حد... انرژی‌ای که این آدم برای این نمایش گذاشت بی‌نظیر بود. نزدیک سه ساعت رو صحنه بود و تو کل لحظات حضورش همیشه پرانرژی و بی‌نقض بازی کرد.
موضوع نمایش هم عالی بود. «پلکان»
پلکانی از چی!
پلکانی رو به کجا!
ما برای اینکه به بالا بریم رو چه چیزهایی پا می‌ذاریم! چه کسایی رو نادیده می‌گیریم و نابود می‌کنیم!
و ...
(یه کم فکر کنیم... ما خودمون بلبل پرده‌ی اول رو بیشتر دوست داریم یا بلبل پرده‌ی آخر؟ اصلا ما از کارهایی که بلبل انجام می‌داد بدمون میاد یا اینکه ما هم بهش حق میدیم؟ ... چی درسته، چی غلط؟)

موسیقی نمایش بی‌نظیر بود. مخصوصا موسیقی پایان پرده‌ها. برای من که بی‌اندازه لذت‌بخش بود، شاید به این دلیل که شمالی بود! :)

در نهایت، باید به کل گروه خسته نباشید بگم. مخصوصا و مخصوصا به دانیال حکیمی عزیز.
و ... دیدن ادامه » به دوستان توصیه می‌کنم که اگه این نمایش رو ندیدن، حتما برن و ببینن... از دستش ندن!
اون موجوداته عجیب شبیه زامبی ها بودند :دی
موافقم موسیقی پایان پرده ها عالی بود ..اشک منو تو پرده بمـــــانی درآورد :( کاش میشد ترکشو پیدا کرد
۱۸ اسفند ۱۳۹۱
خوب من الان واقعا دو نقطه حسرت شدم !;)
ولی بازم طولانی بود به شدت !!!
۱۸ اسفند ۱۳۹۱
موسیقیهای بین هر اپیزود واقعاً فوق العاده بودن. :)
۱۹ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من امروز موفق شدم این نمایش رو ببینم
نمایشنامه، کارگردانی، بازیگران، گروه حرکات موزون، طراحی صحنه، نور و مــــــوسیقی و... همه و همه بسیار عالی بودند.
اسم نمایش هم بسیار هوشمندانه انتخاب شده بود
از تماشای این نمایش واقعا لذت بردم و همگی خسته نباشند
۱۰ نفر این را خواندند
Masood این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احساس میکنم
اینکه رادی ناشناخته است و کمتر کسی به سراغش میرود
این است که هرگز اسیر تشویق های دروغین و لبخند دوستان ریاکار و خالی از ایمان نشد
او ورای چهره ی انسان را می دید

در نمایش پلکان چنان سیلی محکمی به وجدان انسان میزند
که انگار آن نور قرمز بر چهره ی تو تماشاچی می افتد
آیا داشتی و ندادی
آیا به پشت سرت نگاه میکنی
آیا می توانی نه بگویی

در آخر او تکیه گاهیست برای نسلی که میخواهد تئاتر را بشناسد و بداند تئاتر برای چیست
و من میدانم
چرا که کلمات رادی را لمس کردم

هر ... دیدن ادامه » چند از پشت شیشه ها
از پشت شیشه ها
رادی یادش همیشه با ماست :)
۱۴ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش فوق العاده ای که به همه پیشنهاد می کنم که از دستش ندید
و از همینجا میخوام که تشکر و خسته نباشید به همه عوامل و دست اندرکاران این اجرای خوب بگم
با اینکه تقریبا نیمه ی دوم کار رو دیدم، دوست داشتم اجرا رو
۱۲ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در دفاع از بلبل

این متن نقدی بر "پلکان" به عنوان یک کل تجزیه ناپذیر نیست، بلکه تنها یادداشتی است بر متن نمایش. دوستانی که نمایش را ندیده اند (و نخوانده اند) بهتر است این را نخوانند که بعضی قسمتهای داستان براشان لو نرود.

"پلکان" آشکارا چپ است. در کار نمایش دادن همه ی دردها و مصیبت ها، بلبل سرمایه دار هست که تقصیر ها را بتوان به گردنش انداخت. پیرمردی که به عزای گاوش نشسته، دختری که خود را در رودخانه غرق می کند، زنی که از پیچیدگی روده می میرد، کارگر نابینایی که تا حد مرگ در سرمای دستشویی حبس شده، و بلبلی که اگر گاو را ندزدیده بود، اگر با دختر ازدواج کرده بود، اگر پانصد تومان خرج عمل را به زن داده بود، اگر همچنان با کارگر نابینا و باقی کارگرها نرمی کرده بود، این فجایع رخ نمی داد.
بلبل، تنها شخصیت قدرتمند است در جامعه ی ضعیفان. جامعه ی کثیف و نفرت آوری ... دیدن ادامه » که ازو انتظار پاکی و اخلاق فرشتگان دارد. جامعه ای که می خواهد ازو قهرمان بسازد.
همان طور که نمایش می خواهد به ما تحمیل کند که بلبل مسوول این پلیدی هاست، هم خود تک صدایی خود را می شکند و نمی گذارد تصویر سیاه بلبل کامل شود. خطابه ی غرّای بنا در دفتر کار بلبل در ذم سرمایه داری جز باد هوا نیست، چرا که تماشاگر می داند مسوول فلاکت و ضعف این افراد شخص بلبل نیست. پیش از بلبل این طور بودند، بعد ازو نیز همین طور خواهند بود. بلبل نیز یکی از همان ها بوده، اما نخواسته که "مثل شپش" در آن حال بلولد و بماند، و خود را نجات داده، نه با فرشته خویی، نه از راه آسمان، بلکه از راه زمین، تنها راهی که جامعه پیش پایش گذارده. آخر ازدواج کردن با دختری یک چشم که خواستگاری هم ندارد، برای رسین به آنچه که در آرزوی آن است، چه ایراد دارد؟ صادقانه باید گفت پیدا شدن محترم در پرده ی آخر روی صحنه نا منتظَر است. چه کسی فکر می کرد بلبل بعد ازین همه سال زن آبله رویی را که به خاطر دکان پدرش گرفته بود رها نکرده باشد؟
البته محترم غم انگیز است. بی وجود و ناتوان، دنباله ای از شخصیت بلبل شده است. اما پرسش این است که اگر با بلبل ازدواج نکرده بود، جز این می شد؟ مثل باقی شخصیت های داستان، مسؤول حال رقت آور محترم هم، بلبل نیست. بلبل خود را نجات داده اما متعهد نیست و وانگهی، نخواهد توانست همه را با خود نجات بخشد، هرچند که سخنانش در اواخر نمایش خطاب به پسر خود نشان از چنین تمایلی دارد.
تنها نقطه ی واقعا تاریک در گذشته ی بلبل همان گاو دزدی ابتدای داستان است. باقی هرچه هست، سخت دلی او را نشان می دهد نه پلیدی اش را. بی شک خوانندگان این خطوط می دانند دزدی توجیه ناپذیر است و نگارنده نیز را به تلاش برای توجیه آن متهم نخواهند نمود، اما باز باید دید که چه می شود که بلبل دست به دزدی می برد؟ آخر هیچ کار که بی دلیل نمی شود.
در دزدی گاو، من معتقدم، بلبل قربانی قدرت اراده و آرزوهای خویش است. بلبل تنها کسی است که می داند چه می خواهد، و می داند که چه جور می تواند به آن دست یابد: هیچ جور. جامعه آرزوهای دور را در او پرورانده اما راهی برای تمشک فروش یتیم نگذاشته تا بدان ها دست یابد. اما بلبل قوی است، بلبل نخواهد توانست دست از خواسته هایش بشوید، و اینجاست که دزدی گاو تنها راهیست که پیش روی اوست، و البته یا نفی خود، تلاش برای پنهان کردن اینکه واقعا کیست و چه می خواهد و به چه کارها قادر است.

نمایش پلکان، بر خلاف آنچه که ممکن است به ذهن بعضی خطور کند، تیزر تبلیغاتی چپ نیست. فضایی هنرمندانه است که انسان را به اندیشه وا می دارد، و هیچ گاه هجمه ای تمام عیار بر ذهن مخاطب نمی آورد، بلکه از گریزگاه های متعدد خود را زیر سوال می برد و نفی و اثبات می کند. همین شک پذیری و از خود نا مطمئن بودن، نمایش را هرچه انسانی تر و دلنشین کرده است.
نقد خوبی بود و به نظرم آدمایی مثل بلبل مقصر نیسن کسایی که باکارهاشون بستری برای ایجاد فسادوفقر تو جامعه ایجاد می کنند مورد سرزنشنند،کاش آدما کمی به موضوعاتو عمیق تر نگاه کنند،حداقل یه کم جلو تر از نوک بینیشون.
ولی با دیدن این نمایش باید به خودمون هم ... دیدن ادامه » رجوع کنیم که از ادما پله نسازیم، نگهمون کمی انسانی تر شه.
۰۹ اسفند ۱۳۹۱
ممنونم رعنا جان، من هم اول خیلی نگران طولانی بودن کار بودم. اما در نهایت خسته نشدم در حین اجرا.
۱۶ اسفند ۱۳۹۱
با دیدگاه شما موافق ام،
ترجیح می دم ظالم باشم تا مورد ظلم قرار بگیرم..
و نظر شما یعنی.. رسیدن به خواسته ها به هر قیمتی.. که جای فکر داره
«جامعه آرزوهای دور را در او پرورانده اما راهی برای تمشک فروش یتیم نگذاشته تا بدان ها دست یابد»..
و اینجاست که اخلاقیات ... دیدن ادامه » زیر سوال می ره و باور دارم که برای تحمل ًسنگینی تحمل ناپذیر هستیً ، چاره ای نیست جز پذیرفتن اخلاقیات فردی و شخصی..
۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی ها، صدا، صحنه، نور، نمایشنامه، و هرچه که باید عالی باشد، عالی ست.
زمان نمایش هم از یک فیلم معمول سینمایی طولانی تر نیست و فکر نمی کنم خسته کننده باشد.
نمره ای که به عنوان یک بیننده به این نمایش می دهم از ده، کمتر از 9 نیست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیدانم از کجا بنویسم
و یا حتی با کدامین الفبا و بر کدامین سطح

بی الفبا و زمینه می می نویسم

چه خوب است که ترجمه ی درد هارا کسی بازگو نمی کند جز کسی که خود به درد آغشته شده
رادی
اکبر رادی که همیشه زنده است
در کلمه به کلمه و اندوه به اندوه آثارش و حتی در مردمک چشمان من که به صحنه ی تیره خیره بود

سپاس از هادی مرزبان
که از ما دریغ نکرد
پلکان را
و رادی را
این نمایش اولین تئاتری بود که من تو عمرم دیدم و خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.
با این که زمانش زیاد بوذ ولی در تمام دقایقش لذت بردم.
موسیقی کار هم بسیار زیبا بود.
ای کاش میشد موسیقی و متن این نمایش رو از یه جا دانلود کرد.
خودم می خواستم با موبایلم موسیقیشو ضبط کنم ولی نمی دونم موبایلم چه مرگش شده بود که ضبط نمی کرد.
بسیار هم خوب،اما دوست عزیز آیا فکر کردین که نور صفحه موبایلتون شاید مزاحم دیگران و باعث حواس پرتی و عدم تمرکزشون رو نمایش باشه؟؟؟
۰۵ اسفند ۱۳۹۱
نه،اما همین که شما گوشیتون رو دستتون میگیرید و وارد منو و برنامه ها بشید همون نور صفحه ممکنه باعث آزار دیگران و عدم تمرکز بشه دوست عزیز
مگر اینکه گوشی شما قابلیتی داشته باشه که بدون اینکه اصلا وارد منو بشید ضبط کنه و چراغ صفحه روشن نشه
برای اهمیت این ... دیدن ادامه » جریان اگر مایل بودید پست من در مورد نمایش ویران و نظرات زیر اون رو بخونید
۰۸ اسفند ۱۳۹۱
در ضمن آقای عجمی عزیز امیدوارم از صحبت من دلخور نشید،به طور قطع قصدم توجه به بعضی مشکلاتی بود که ما در تئاتر با اون مواجهیم
۰۸ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی دوست دارم کار آقای مرزبان رو ببینم ولی با توجه به نظرات خوب و بد و زمان 3 ساعته اجرا دو دلم :-((
نمی دونم دیدید یا نه، اما من که گویا عموما آدم کم حوصله ای هستم سر این کار هیچ خسته نشدم.
۰۹ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من بهترین میزانسن،میزانسنی بود که برای صدرالدین حجازی داده شده بود.
۰۳ اسفند ۱۳۹۱
بهنام رضایی این را پاسخ داده‌است
پرده چندم بود؟؟؟
۰۳ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خارج از نقد تخصصی تئاتر یه سوال برام پیش اومد.چرا هروقت زندگی یه فرد پولدار رو توی تئاتر یا فیلم میبینیم پولش ازراه درست درنیومده؟مگه ازراه درست نمیشه پولدارشد؟
آذر کیانی و امید رستگار این را خواندند
کیانا م و الهام حصاری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین روزهایی که وارد عرصه تئاتر شدم ،هادی مرزبان نمایش ملودی شبهای بارانی را به روی صحنه داشت
شب آخر حسین پارسایی گفت امشب بهترین نمایش سال به پایان رسید.از آن وقت با رادی اشنا شدم. در کار بعدی مرزبان در نمایش لبخند با شکوه اقای گیل به روی صحنه رفتم.رادی کار کردن بسیار شهامت می خواهد که مرزبان ثبت کرده از پس این موضوع بر می آید.مرزبان کارگردانی که همیشه به رادی وفادار بوده و نمایشنامه های مختلفی از او را به روی صحنه برده این بار نمایش پلکان را در سالن اصلی تئاتر شهر به روی صحنه دارد.
متن، متن رادی است وکار را من خیلی دوست دشتم.دکوری متحرک که کمتر کسی در این سالها در سالن اصلی اجرا کرده است.موسیقی خوب وبازی خوب دانیال حکیمی.
به هر حال به دوستام توصیه میکنمذ حتما کار را ببینند.
منم دکور و موسیقیش رو خیلی دوست داشتم.
۲۴ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید