تیوال سینما تک
T30:13:44:28
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
Aufstehen
بیدار شوید....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری و مصطفی یوسفی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
■■گزارشی درباره اکران فیلمهای آلمانی «سهراب شهید‌ثالث»
از زبان مدیر سینماتک «امیرحسین سیادت»

■در کانال ابدیت و یک بشنوید :
https://telegram.me/EternityAndADay

■از دوشنبه این هفته، دوم اسفند ماه، به همت سینما‌تک موزه هنرهای معاصر، سینما دوستان ایرانی می توانند مجموعه‌ای از فیلمهای آلمانی «سهراب شهید‌ثالث» را روی پرده ببینند. به همین مناست در پادکست ویژه «ابدیت و یک روز» در گفتگویی با آقای «امیرحسین سیادت» مدیر سینما‌تک موزه هنرهای معاصر سعی کردیم اطلاعات مفیدی را درباره کم و کیف این برنامه ،فیلمها وسخنرانان در اختیار شما مخاطبان علاقمند و پی‌گیر قرار دهیم.

■مجموعه پادکست هایی درباره هنر سینما
https://telegram.me/EternityAndADay
ذوق زده و مصطفی یوسفی این را دوست دارند
سه شنبه ،۳ اسفند از ساعت دوازده ،
در کلیه سانس های این برنامه
پنجاه صندلی جدید قابل رزرو میباشد :

برای رزرواسیون به لینک زیر مراجعه فرمایید
http://www.tiwall.com/cinematheque/pages?filters=venue:honarhayemoaser
۰۳ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم graduation
به گزارش روابط عمومی بنیاد آفرینش های هنری نیاوران
» نقد و تحلیل فیلم «فارغ التحصیل » درنیاوران
... دیدن متن »

سینما تک نیاوران در ادامه بررسی آثار ارزشمند سینمای ایران وجهان شنبه ۳۰ بهمن ساعت ١٩ فیلم مستند «فارغ التحصیل »  به کارگردانی کریستین مونجیو را در سالن گوشه پخش و تحلیل می کند.

به گزارش روابط عمومی بنیاد آفرینش های هنری نیاوران فارغ‌التحصیلی فیلمی رومانیایی، به کارگردانی ، نویسندگی و تهیه کنندگی کریستین مونجیو است، که در سال ۲۰۱۶ منتشر شده است . ولات ایوانوف ،لیا بوگنار و ماریا ویکتوریا دراگوس بازیگران این فیلم هستند.

این فیلم روایتگر ماجراهای یک پزشک در شهری کوچک در کشور رومانی است. فیلم«فارغ التحصیل »   برای رقابت نخل طلا در جشنواره کن ۲۰۱۶ انتخاب شد، اما مونجیو جایزه ی بهترین کارگردانی را با «الیویر آسایز»،تقسیم کرد.

کریستین مونجیو  کارگردان رومانیایی برنده نخل طلا در سال ۲۰۰۷ است. او از نسل سینماگران موج نوی سینمای رومانی به‌عنوان یکی از پیشروترین سینماهای هنری در اروپا و جهان است. مونجیو پس از آنکه با فیلم ستایش برانگیز "چهار ماه، سه هفته و دو روز" برنده نخل طلای کن در سال ۲۰۰۷ شد، وبه شهرت جهانی رسید.فیلم ۴ ماه، ۳ هفته و ۲ روز ، نقدی تکان دهنده بر فساد اجتماعی دوران کمونیسم در رومانی بود.

این فیلمساز در سال ۲۰۱۲ با فیلم آن‌سوی تپه‌ها در بخش مسابقه ۶۵مین دوره جشنواره فیلم کن حضور یافت و موفق به کسب جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره شد. کریستینا فلوتور و کاسمینا استراتان دو بازیگر زن رومانیایی فیلم نیز به طور مشترک جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کردند.

گفتنی است سینما تک نیاوران برنامه‏ای است با هدف معرفی فیلم‏های مهم اما کمتردیده‏ شده تاریخ سینما، فیلم‏های هنری ایران و جهان که توسط بنیاد آفرینش های هنری نیاوران برگزار می شود. علاقمندان به حوزه فیلم و سینما برای  رزرو و عضویت می توانند به سایت تیوال مراجعه نمایند.

مگه این فیلم مستند یود؟؟ کاملا هم داستانی بود
۰۳ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساعت اکران این فیلم از ۱۶ به ساعت ۱۴ تغییر یافت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
(رفتم فیلم فارسی ببینم عینکم بخار داشت فیلمی جهانی دیدم ) تقدیم به آنکه خونش طلا بود و شرف شانه ای بالا تکاند و جام زد چتر پولادین ناپیدا به دست رو به ساحلهای دیگر گام زد .
خشت وآ ینه بیانگر جامعه ی ایران در ده 50 بادیدی انتقادی سیاسی روشنفکریست
خشت =افرادجامعه
آ ینه = وسیله ای برای انعکاس تصویر (دوربین)
پرندیس این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سینماتک خانه هنرمندان
» در نشست نقد و بررسی فیلم «کودکی ایوان» عنوان شد: عشق به تارکوفسکی در ایران از سر ناچاری نبود
... دیدن متن »

فیلم «کودکی ایوان» در خانه هنرمندان ایران به روی پرده رفت.

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در دویست و چهلمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه 27 دی فیلم «کودکی ایوان» به کارگردانی آندری تارکوفسکی در تالار استاد ناصری به نمایش در آمد. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور مجید اسلامی و محسن آزرم برگزار شد.

اسلامی در ابتدای این نشست به جریان سینمای هنری اروپا اشاره کرد و گفت: در میان انواع هنرها، سینما هنری خاص است؛ از این نظر که در دیگر هنرها سبک ها جایگزین همدیگر می شوند ولی در سینما یک جریان غالب داریم و دیگر سبک ها آلترناتیو آن محسوب می شوند. جریان غالب همان سینمای تجاری داستان گوی آمریکاست و یکی از جریان هایی که در تضاد با آن قرار می گیرد، سینمای هنری اروپاست. سینمای تارکوفسکی نیز نمونه شاخص سینمای هنری اروپا به شمار می آید. اگر سینمای غالب را با وضوح داستانی، حاکمیت درام، اولویت بازگشت سرمایه، ستاره محوری و.. تعریف کنیم، سینمای هنری اروپا نه تنها از ابهام دوری نمی کند، بلکه به استقبال آن می رود. در این نوع سینما، درام عنصر اصلی نیست و ستاره به آن معنا در آن جای نمی گیرد. همینطور تداوم در تدوین به شکل سینمای داستان گوی کلاسیک آمریکا در اینجا می تواند نادیده گرفته شود.

وی سپس به فیلم «کودکی ایوان» اشاره کرد و گفت: این فیلم در کارنامه سینمایی تارکوفسکی، فیلمی متفاوت محسوب می شود. اگر به عنوان مثال فیلم «آینه» را دیده بودیم، راحت تر می شد در خصوص نقش تارکوفسکی در سینمای هنری اروپا سخن گفت. اما «کودکی ایوان» به لحاظ سبک، نه در تضاد شدید با سینمای آمریکاست و نه کاملا به آن شبیه است، یعنی حالتی بینابینی دارد. شاید یک دلیل این موضوع این بوده که فیلمنامه ای به تارکوفسکی رسیده و او با تغییراتی کوچک در آن فیلم را ساخته است.

این منتقد سینمایی در پاسخ به سوال آزرم در خصوص قدرت تارکوفسکی در نویسندگی و در عین حال تمایزی که او بین فیلمنامه و اثر ادبی قائل بود، گفت: تارکوفسکی دلبستگی عمیقی به ادبیات دارد و آن را نه به عنوان پیشنویسی برای سینما، بلکه متنی قائم به ذات می داند. اگر متن «یک روز سفیدِ سفید» را با «آینه» مقایسه کنیم، شاید قسمت هایی از متن قوی تر از فیلم باشد. می توان گفت تارکوفسکی نویسنده ای است که از سر لطف فیلم می سازد، یعنی نوشتن برای او صرفا بهانه ای برای فیلم ساختن نیست. در حالیکه مثلا در سینمای ایران، برای اکثر سینماگران نوشتن یک کار عذاب آور و نوعی شکنجه محسوب می شود و به همین دلیل است که سینمای ما اجرامحور می شود. البته در این میان استثنائاتی نیز وجود دارد. تارکوفسکی نیز قصد ندارد با ساختن فیلم، یک متن ناقص را کامل کند. بلکه فارغ از جنبه ی کاربردی متن، کامل بودن آن را می خواهد. البته کسی مانند کیشلوفسکی را هم داریم که اساسا سینما را بسیار پایین تر از سینما می داند.

اسلامی سپس به نگرش های مختلف به تارکوفسکی در ایران اشاره کرد و گفت: نمایش فیلم های تارکوفسکی در دهه 60 در ایران، فرصتی عجیب بود که به ندرت پیش می آید. در آن زمان جبهه گیری شدیدی در مقابل نمایش این فیلم ها صورت گرفت، چرا که برخی معتقد بودند بنیاد فارابی به دلایل فرهنگی خاص قصد دارد تارکوفسکی را علم کرده و دست به الگوسازی بزند، که البته حرف اشتباهی نبود. اما اینکه این موضع گیری را تعمیم بدهیم و بگوییم تارکوفسکی اساسا اینقدرها هم مهم نیست، نتیجه گیری عجیبی است. چنین حرفی به این معنا بود که گویی هر کس سینمای تارکوفسکی را دوست دارد، از سر ناچاری است چرا که امکان نمایش دیگر فیلم ها وجود نداشته است. اما می بینیم از آن زمان تاکنون بر اهمیت تارکوفسکی در سینمای جهان افزوده شده و فیلمسازان ظهور کرده اند که به اشکال مختلف به او ادای دین می کنند.

وی اضافه کرد: بنابراین علاقه ای که به سینمای تارکوفسکی در دهه 60 ایران شکل گرفت، از سر ناچاری نبود. بلکه فیلم های او توانسته بود به شکلی مستقل، با آن نسل ارتباط برقرار کند. اگر تیراژ کتابهای منتشر شده در مورد سینمای تارکوفسکی در این 30 سال را بررسی کنیم، می بینیم علاقمندان به سینمای او در ایران ثابت قدم بوده اند. این کتابها همواره فروش حداقلی مشخصی داشته و به گمان من نسل های بعد نیز با او ارتباط برقرار کرده اند. به شخصه زمانی که فیلم های او در جشنواره فجر به نمایش در آمد، کمی از آن فاصله گرفتم چون احتمال می دادم این یک موج باشد. هیچ پیش بینی هم نداشتم که آیا یکسال بعد، با آن همراه می شوم یا در مقابلش گارد می گیرم. بنابراین علاقه من به سینمای تارکوفسکی ناشی از یک موج نبود.

این مدرس سینما در پایان گفت: شاید آن سبک با شکوه تارکوفسکی به بعد از ساخت «آندری روبلف» مربوط شود، ولی این بدان معنا نیست که ویژگی های منحصر به فرد «کودکی ایوان» را نادیده بگیریم؛ اگر به میزانسن های فیلم دقت کنیم، تاثیر عمیق «همشهری کین» را می بینیم که در دیگر فیلم های او کمتر است. گویی شاگردی می خواهد امتحان خود را پس بدهد و خیلی مصمم این کار را انجام دهد. در واقع سبکی از عمق میدان را در این اثر می بینیم که به دهه 40 میلادی مربوط می شود، اما تارکوفسکی دو دهه بعد این ویژگی ها را در کار خود را به نمایش می گذارد. در فیلم شاهد حضور همزمان قاب هایی با اندازه های متنوع هستیم. ویژگی دیگر فیلم، فیلمبرداری با گرایش های مدرسه های سینمایی بلوک شرق است؛ سایه روشن هایی بسیار تند و فیلمبرداری در نور کم، در حدی که بخش های زیادی از فیلم تاریک است. شاید کلیت فیلم حدود 15 درصد تاریک تر از یک اثر نرمال باشد ولی در جاهایی به شکل رادیکال تیره است. دیگر اینکه نوعی گرایش شبه اکسپرسیونیستی را در فیلم می بینیم. چه در بازی ها و چه در زاویه های عجیبی که دوربین به خود می گیرد. چنین ویژگی هایی را در دیگر آثار او کمتر می بینیم. پایان بندی «کودکی ایوان» نیز یکی از درخشان ترین پایان بندی های تاریخ سینماست؛ اینکه رویای فردی مرده را ببینیم و خودِ آن رویا هم تا این اندازه عجیب باشد. 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خانه هنرمندان ایران
» هفته فیلم ترکیه ۳ تا ۹ بهمن در سینماتک خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، هفته فیلم ترکیه با همکاری موسسه موسسه یونس امره تهران ۳ تا ۹ بهمن در سینماتک خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.
مراسم افتتاحیه هفته فیلم ترکیه با حضور «هاکان رضا تکین» سفیر جمهوری ترکیه در ایران، دکتر «تورقای شفق» مدیر محترم موسسه یونس امره و «مجید رجبی معمار» مدیرعامل خانه هنرمندان ایران یکشنبه ۳ بهمن ساعت ۱۸ در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

روز یکشنبه ۳ بهمن پس از مراسم افتتاحیه فیلم «احتمال دور» به کارگردانی محمو فاضلی جوشقون و تهیه‌کنندگی خلیل کارداش به نمایش درمی‌آید و سپس نشست نقد و بررسی با حضور کارگردان فیلم، تهیه کننده و علی گموحلواوغلو برگزار می‌شود.

فیلم «عسل» به کارگردانی سمیح کاپلان اوغلو دوشنبه ۴ بهمن ساعت ۱۸ به نمایش درمی‌آید.

روز سه‌شنبه ۵ بهمن ساعت ۱۸ فیلم «سیواس» به کارگردانی کان مژدسی به نمایش درمی‌آید.

چهارشنبه ۶ بهمن فیلم «روزی روزگاری در آناتولی» به کارگردانی نوری بیلگه جیلان ساعت ۱۸ به نمایش درمی‌آید.

فیلم «سه راه» به کارگردانی فایسال سویسال پنجشنبه ۷ بهمن ساعت ۱۸ به نمایش درمی‌آید، پس از نمایش فیلم نیز نشست نقد و بررسی با حضور فایسال سویسال کارگردان فیلم و حسنعلی ییلدیریم (منتقد و نویسنده) برگزار می‌شود.

روز جمعه ۸ بهمن ساعت ۱۸ فیلم «خواب زمستانی» به کارگردانی نوری بیلگه جیلان به نمایش درمی‌آید.

شنبه ۹ بهمن ساعت ۱۸ فیلم «رویای پروانه» به کارگردانی یلماز اردوغان به نمایش درمی‌آید.

مراسم اختتامیه هفته فیلم ترکیه پس از نمایش فیلم «رویای پروانه» با حضور پروفسور پیامی چلیکجان، بورچاک اورن، باریش سایدام و مجید رجبی معمار برگزار می‌شود.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم کودکی ایوان
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران
» کودکی ایوان؛ نمایش فیلمی از آندری تارکوفسکی در سینماتک خانه هنرمندان ایران
... دیدن متن »

فیلم «کودکی ایوان» به کارگردانی آندری تارکوفسکی در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی آید.

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، فیلم «کودکی ایوان» به کارگردانی آندری تارکوفسکی دوشنبه ۲۷ دی در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی آید.

پس از نمایش فیلم نیز نشست نقد و بررسی با حضور مجید اسلامی و کیوان کثیریان برگزار می شود.

این فیلم محصول ۱۹۶۲ است که در همان سال هم موفق به دریافت جایزه شیر طلای ونیز شده است. فیلم بر اساس داستان کوتاه ایوان، نوشته ولادیمیر بوگومولوف ساخته شده ‌است و در شمار فیلم‌هایی است که در شوروی به جنگ جهانی دوم می‌پرداختند و آن را از نگاه تجربه های انسانی و نه تقدیس جنگ، نشان می‌دادند. «کودکی ایوان» از طرف شوروی به سی وششمین دوره اهدای جایزه اسکار، در بخش بهترین فیلم خارجی فرستاده شد که به عنوان یکی از نامزدهای دریافت جایزه، پذیرفته نشد.

فیلمسازان مشهوری مانند برگمان، کیشلوفسکی و پاراجانف، فیلم را تحسین کرده‌اند و از آن تاثیر گرفته‌اند.

در خلاصه این فیلم آمده است: ایوان کودک یتیم ۱۲ ساله که خانواده‌اش را نازی‌ها در دوران جنگ جهانی دوم کشته‌اند، در کودکی به عنوان مین‌یاب وارد ارتش می‌شود. در آخرین ماموریت خود بر خلاف خواست فرمانده‌اش به کار خطرناکی دست می‌زند...

فیلم «کودکی ایوان» دوشنبه ۲۷ دی ساعت ۱۸ در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی آید.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سینماتک خانه هنرمندان
» نمایش فیلم مستند «تاراز» همراه با معرفی کتاب «ایل راهِ تاراز» فرهاد ورهرام
... دیدن متن »

فیلم مستند «تاراز» در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش در می آید.

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، فیلم مستند «تاراز» ساخته فرهاد ورهرام با همکاری انجمن تهیه کنندگان سینمای مستند سه شنبه 28 دی در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش در می آید.

در بخش دیگری از این برنامه کتاب «ایل راهِ تاراز» اثر فرهاد ورهرام نیز معرفی می شود.

فیلم مستند «تاراز» درباره گروهی از عشایر کوچ‌رو بختیاری است که به تناسب فصول گرم و سرد، هرسال در دو استان خوزستان (منطقه گرمسیر) و چهار محال و بختیاری (منطقه سردسیر) زندگی می‌کنند. این گروه که هفت ماه از سال را در منطقه‌یی در شمال مسجد سلیمان (اَندیکا) اتراق دارند، در اواخر فروردین از این منطقه به قلمرو ییلاقی خود در دامنه‌های جنوبی زردکوه کوچ می‌کنند. آنان با سرد شدن هوا در قلمرو سردسیری‌شان و قبل از ریزش باران و برف، در ماه شهریور مجددا به قلمرو قشلاقی خود در استان خوزستان باز می‌گردند. گروهی از عشایر که فیلم تاراز درباره آنها تهیه شده است، چند خانوار از طایفه بامَدی از ایل هفت لنگ بختیاری‌اند.

اولین نمایش فیلم «تاراز» سال ۱۳۶۷ در موزه مردم شناسی پاریس با حمایت «ژان روش» برگزار شد. پس از نمایش پاریس، نسخه آلمانی آن توسط O.W.F (مرکز تحقیقات برای فیلم‌های مستند در اتریش) تهیه و در اختیار دانشکده‌های مردم‌شناسی کشورهای آلمانی‌زبان قرار گرفت و پس از چندی در شبکه اول تلویزیون اتریش به نمایش درآمد.

در انجام پژوهش‌های میدانی مستند تاراز، فرهاد ورهرام در سال ۱۳۶۵ به مدت حدود یک‌ماه با چند خانوار عشایری از خوزستان تا دامنه جنوبی زردکوه در مسیر ییلاق همراه بود. سال ۱۳۶۶ ورهرام در همان مسیری که کوپر، همراه طایفه بامَدی از عشایر بختیاری کوچ کرده بود، با نوادگان همان خانوارها، مسیر سال گذشته را طی کرد که حاصل آن، مستندی شد به‌نام «تاراز».

کتاب «ایل راه تاراز» نوشته فرهاد ورهرام، یادداشت‌های همگامی و همسفری دو سال پی‌درپی وی با کوچ چند خانوار از طایفه بامَدی ایل هفت لنگ بختیاری است که همراه با ۳۳۰ عکس رنگی و دی وی دی فیلم تاراز توسط فرهنگسرای میردشتی منتشر شده است.

علاقه مندان برای حضور در این برنامه می توانند سه شنبه 28 دی از ساعت ۱۸ به خانه هنرمندان ایران مراجعه فرمایند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم دیگه اکران نمیشه؟! :(((( من خیلی دلم میخواد ببینمش!!!!!!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قرار بود این فیلم این هفته هم به نمایش دربیاد! آیا کنسل شد؟ :( :( :(
ثمره خدارحمی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم دزد دوچرخه
سینماتک خانه هنرمندان
» «دزد دوچرخه» به خانه هنرمندان ایران رسید
... دیدن متن »

فیلم «دزد دوچرخه» به کارگردانی ویتوریو دسیکا در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی‌آید.

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، فیلم «دزد دوچرخه» به کارگردانی ویتوریو دسیکا دوشنبه ۲۰ دی در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی‌آید.

پس از نمایش فیلم نیز نشست نقد و بررسی با حضور مهرزاد دانش و کیوان کثیریان برگزار می‌شود.

دزد دوچرخه فیلمی نئورئالیستی ساخته ویتوریو دسیکا، فیلمساز ایتالیایی است که در سال ۱۹۴۸ میلادی ساخته شد. این فیلم به عنوان یکی از تأثیرگذارترین فیلم‌های تاریخ سینمای جهان شناخته شده است.

فیلم دزد دوچرخه که مانند سایر فیلم‌های نئورئالیستی، در خارج از استودیو و در فضای واقعی محله‌های شهر ساخته شده و خواهان ارتباط مستقیم با واقعیات جامعه است، در فهرست ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما در رتبه ۸۷ قرار دارد. دزد دوچرخه، تنها پس از گذشت چهار سال از ساخت، در مجله سایت اند ساوند به عنوان برترین فیلم تاریخ سینما شناخته شد.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: کارگر بی‌کاری به‌نام «آنتونیو» (ماجورانی) سرانجام به‌عنوان اعلان‌چسبان استخدام می‌شود. وی مجبور است برای اینکه در این شغل تایید شود، دوچرخه‌ای را به همراه داشته باشد تا بوسیله آن پوسترها در سطح شهر نصب نماید...

فیلم «دزد دوچرخه» دوشنبه ۲۰ دی ساعت ۱۸ در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی‌آید.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم جاده
در نشست نقد و بررسی فیلم «جاده» عنوان شد
» فلینی در «جاده» از اصول اولیه نورئالیسم فراتر می رود
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در دویست و سی و نهمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه ۱۳ دی فیلم «جاده» به کارگردانی فدریکو فلینی در تالار استاد ناصری به نمایش در آمد. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور امیر پوریا و هومن اشکبوس برگزار شد.پوریا در ابتدای این نشست به جایگاه فیلم «جاده» در کارنامه فلینی و تفاوت های آن با فیلم های پیشین این کارگردان پرداخت و گفت: سالها این مناقشه در میان منتقدان سینمایی ایتالیا جریان داشت که چرا فیلمسازی مثل فلینی که زمینه های اجتماعی در آثارش تا این حد کلیدی بود، زمینه های دیگری را وارد فیلم خود کرده و به نوعی از آن نورئالیسم منحرف شده است. در ایران نیز ما دو فلینی می شناسیم؛ نخست آن فلینی قصه گو که روایتگر رنج های مردم است. دیگری فلینی دهه ۶۰ میلادی به بعد است که به سینمای مدرن نزدیک می شود و پیچیدگی های ذهنی انسان مدرن را وارد آثارش می کند. در این مرحله دیگر آن خطوط داستانی به معنای معمولش، اصل سینمای او نیست. حتی می توان فلینی سومی را از دهه ۷۰ میلادی به بعد نیز تعریف کرد که درگیر کلاژ، طراحی های عجیب و غریب در گریم و دکور، ساحت آیینی، رفتارهای به نوعی جنون آمیز در تصویرسازی و... است.این منتقد سینمایی ادامه داد: به هر حال در میان اهالی سینما در ایران، کماکان فلینی دوره اول از بقیه محبوب تر است. اما همزمان در نظرخواهی نشریه «دنیای تصویر» در سال ۷۸ از ۱۵۰ هنرمند، می بینیم فیلم «هشت و نیم» فلینی در میان ده فیلم محبوب قرار می گیرد؛ فیلمی که الگوی نمونه ایِ دوره مدرن سینمای فلینی است و در آن نه با خط متعارف داستانی بلکه با دغدغه های یک فیلمساز و خاطرات و کابوس ها و رویاها مواجهیم. دلیل محبوبیت فیلم این بود که هنرمندان رشته های مختلف، از منظرهایی غیر از روایت سینمایی به آن توجه کرده بودند. در این فیلم اگرچه جهان بینی فلینی دوره اول کماکان حضور دارد، اما شاهد تجربه گرایی او و شکستن قواعد کلاسیک روایت سینما هستیم. ضمن اینکه ردپای این تجربه گرایی را در آثار دوره نخست فلینی نیز می توان پیدا کرد.پوریا افزود: می توان پرسید فیلم «جاده» چطور می تواند سالها در ایران به عنوان نمونه سینمای دردمند اجتماعی تلقی شود، در حالیکه از منظر منتقدان مارکسیست ایتالیایی نیمه دوم دهه ۵۰ میلادی نوعی انحراف از نورئالیسم محسوب می شد؟ نورئالیسمی که در شرایط پس از پایان جنگ جهانی دوم، در میان بحران اقتصادی سینما، بیرون از استودیو و با حضور نابازیگران شکل گرفت. ولی در «جاده» شاهد اینهمه درام پردازی و تقابل بین شخصیت های خیر و شر، میزان بالایی از حرکت دوربین، حضور بازیگران مطرح و.. هستیم. فلینی چند سال بعد و در دیالوگی از فیلم «زندگی شیرین»، با لحنی شوخ به گرایش به این تغییرات اشاره می کند. اما به هر حال در ایران «جاده» را هنوز هم فیلمی می دانند که به دنبال بیان رنج های مردم است و از اینرو دیگر جنبه های آن را معمولا نادیده می گیرند.این مدرس سینما سپس در پاسخ به سوال اشکبوس در خصوص اینکه آیا از نظر تاریخی می توان نقطه پایانی بر نورئالیسم گذاشت، گفت: اگر مکاتبی مانند اکسپرسیونیسم و سوررئالیسم را در نظر بگیریم، می بینیم که اینها با ورود به جهان سینما در واقع مسیرهای پیش روی فیلمسازان گشودند و سکوی پرتاب برخی از فیلم ها شدند. فیلم هایی مانند «سگ اندلسی» بودند که راه را برای ورود کابوس و خیال به سینما گشودند تا بعدها فیلمی مانند «هشت و نیم» ساخته شود که بخش عمده روایت آن در رویا و کابوس و خاطره بگذرد. در مورد «هامون» که فرزند خلف فیلم «هشت و نیم» محسوب می شود نیز به همین ترتیب. اگر نورئالیسم را از همین منظر بنگریم، باید گفت این مکتب که اساسا از دل خود سینما بیرون آمد، زمینه ای فراهم آورد برای پرداختن به مردم کوچه و بازار و روایت زندگی هایی که در پایین ترین سطوح اقتصادی در جریان بودند؛ با همان لهجه و ریخت آدمهای واقعی که در این شرایط می زیستند، با نور طبیعی و فیلمبرداری بیرون از استودیو و.. .وی ادامه داد: اما نورئالیسم در ادامه به نقطه ای رسید که متوجه شد فیلمساز نمی تواند صرفا تحلیلش را بر فقر و بیکاری و شرایط زیستی استوار کند، بلکه باید ذات افراد و ذهنیت آنها و همینطور عوامل تقدیری را نیز مدنظر قرار دهد. اینجاست که دیگر نمی شود همه چیز را به حاکمیت سرمایه مرتبط کرد و تمام مشکلات را به گردن جامعه انداخت. در نورئالیسم اولیه مسائلی مانند تقدیر و شرایط زادگاه و پرورش افراد و طینت آنها نادیده گرفته می شد، اما در فیلمی مانند «جاده» با فردیت های متفاوت آدمهایی روبرو می شویم که نگاههای متفاوتی به رهایی در زندگی و نمایشگری و.. دارند. در فیلمی مانند «روکو و برادرانش» ساخته ویسکونتی شاهد پاک نهادی روکو در مقایسه با سیمئونه هستیم، در حالی که هر دو آنها در یک خانواده و در شرایط زیستی یکسان رشد کرده اند. در نهایت باید گفت که نورئالیسم در سینما تداوم پیدا کرده است، اما با نگرشی پخته تر که تقدیر و تربیت و نوع جهان بینی فردی را در کنار بی عدالتی های اجتماعی و اقتصادی مورد توجه قرار می دهد.پوریا در پاسخ به سوال اشکبوس در خصوص دلیل برخوردهای متفاوت با فیلم «جاده» و امکان های درونی فیلم برای خوانش های متفاوت از سوی منتقدان گفت: اگر فیلم های سینمای نورئالیستی را در شکل آغازین و اصیلش در نظر بگیریم، در طول تاریخ خوانش های متفاوتی از آنها صورت نگرفته است چون مسیر یکدستی را طی می کردند. از جمله این فیلم ها می توان به «دزد دوچرخه»، «برنج تلخ» و.. اشاره کرد. اما در فیلمی مثل «جاده» علاوه بر مسائل اجتماعی، شاهد زمینه های فردی انسانی و حتی جنبه های خیال پردازانه هستیم. پس خوانش های متفاوت از این فیلم به امکان های درونی آن برمی گردد و نه تغییر مواضع ایدئولوژیک منتقدان سینمایی.وی در پایان گفت: فلینی فیلمی دارد به اسم «شیخ سفید» که در آن شاهد تغییرات درونی زن و مردی با ورود به محیط شهری هستیم. ساخت چنین فیلمی که تا این حد روانشناسانه است و ذهنیت و فردیت را مدنظر قرار می دهد، از جانب کسی که تا چند سال پیش از آن دستیار روسلینی بوده عجیب به نظر می رسد. در این فیلم که به اوایل دهه ۱۹۵۰ برمی گردد، عنصر پرسه را می بینیم که از عناصر سینمای مدرن است و در سینمای کلاسیک جایی ندارد. در «لیلا»ی مهرجویی نیز شاهد پرسه زدن شخصیت لیلا در صحنه ضبط شده در میدان آرژانتین هستیم؛ جایی که او در وضعیتی کاملا بیخود به سر می برد و بی هیچ انگیزه ای در حال پرسه زدن است. اما مهرجویی در پر و بال دادن به این پرسه زنی، دل و جرات زیادی نداشته است. در حالیکه مهرجویی شناخت زیادی از سینمای مدرن و فیلمسازی مانند برگمان دارد و می داند که این پرسه زنی چگونه می تواند به درک احساسات و مسائل درونی کاراکتر رهنمون شود، بدون اینکه لازم باشد روند علّی و معلولی قصه را به دقت طی کرد. در فیلم «جاده» نیز با عنصر پرسه روبرو هستیم، تا جایی که شخصیت «جلسومینا» حتی از دیالوگ های معمولی آدم ها به فلسفه ای برای زندگی می رسد. فلینی در «جاده» به آسمان گسترده مدرنیسم در سینما می رسد و علاوه بر نمایش شرایط اجتماعی، به نوع نگاه انسان ها به هستی، نقطه نظر تقدیری و ذهنیت فردی آنها نیز اهمیت می دهد

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپاس بی کران از آقای اسکویی که علیرغم همه دشواری ها و محدودیت این کار رو به ثمر رسوندن و از پا در نیومدن
سپاس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من بلیط رو اینترنتی خریداری کردم رسید خرید هم برام ایمیل شد بجای صفحه لینک دانلود بلیط پیغام no service available باز شد کد پیگیری* من 399114 هست
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم خاک
با حضور مسعود کیمیایی
» نمایش فیلم «خاک» در سینماتک خانه هنرمندان ایران
... دیدن متن »

فیلم «خاک» به کارگردانی مسعود کیمیایی در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش در می‌آید.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، فیلم «خاک» به کارگردانی مسعود کیمیایی دوشنبه 6 دی در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش در می‌آید.
پس از نمایش فیلم نیز نشست نقد و بررسی با حضور مسعود کیمیایی، جواد طوسی و کیوان کثیریان در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: پس از مرگ ارباب روستا زن فرنگی او به کمک مباشر شرورش غلام از پسران بابا سبحان که روی زمین مزروعی او کار می کنند، می‌خواهد زمینش را به او باز پس بدهند. صالح و مسیب امتناع می‌کنند؛ اما می‌پذیرند که اجاره‌ی زمین را در موعد مقرر بپردازند. کینه‌ی مباشر از مسیب به دلیل علاقه‌ی ناکام او به شوکت، همسر مسیب، است. نزاع او و نوچه‌هایش بر سر زمین منجر به مرگ مسیب و زخمی شدن صالح می‌شود. صالح که بر اثر نزاع با غلام و اصابت ضربه‌ی بیل بر سرش تعادل روانی خود را از دست داده است...
فیلم «خاک» دوشنبه 6 دی ساعت 18 در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش در می‌آید

علی ژیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم شب قوزی
در نشست نقد و بررسی فیلم «شب قوزی» عنوان شد
» «شب قوزی» به تهران هویت شهری داد
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در دویست و سی و هفتمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه 29 آذر فیلم «شب قوزی» به کارگردانی فرخ غفاری در تالار استاد ناصری به نمایش در آمد. فیلم «شب قوزی» توسط فیلمخانه ملی ایران ترمیم شده و در این برنامه از نسخه ی ترمیم شده فیلم رونمایی شد. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور شادمهر راستین و کیوان کثیریان برگزار شد.

در ابتدای این نشست کیوان کثیریان از تلاش های فیلمخانه ملی ایران و لادن طاهری مدیر این مجموعه در راستای احیا و ترمیم فیلم های سینمای ایران و در اختیار قرار دادن نسخه ترمیم شده «شب قوزی» تشکر کرد. وی همچنین در خصوص نحوه انتخاب فیلم های سینماتک خانه هنرمندان ایران گفت: سینماتک تلاش می کند فیلم هایی را به نمایش بگذارد که جنس و سر و شکلی شبیه به سینماتک اصیل داشته باشند. بنابراین هدف این مجموعه نمایش فیلم های تاریخ سینمای ایران و جهان و در ادامه تحلیل و نقد آنهاست. نسخه کامل تر تمامی این فیلم ها را تماشاگران در درون خانه های خود نیز می توانند تماشا کنند، اما در فضای سینماتک است که می توان در مورد آنها گفتگو کرد و تحلیل ارائه داد. روشن است در این مسیر هیچ تبلیغ خاصی به نفع هیچ فردی صورت نمی گیرد.

در ادامه راستین ضمن ابراز خشنودی از نمایش این فیلم با کیفیت بالا گفت: اهمیت این فیلم به ارتباطش با فرهنگ ایران و به خصوص فرهنگ تهران در روایت ها برمی گردد؛ نزدیک به 70 سال است که سینمای کلاسیک هالیوودی یعنی همان سینمای سه پرده ای نمایشی، مبنای تعریفی بوده و هر چیزی جز آن نیاز داشته ابتدا خود را اثبات کند. در این مسیر است که فیلم نامه های اجتماعی در فضای شهر با روایت های چندلایه که به داستان های «هزار و یک شب»، «امیر ارسلان» و.. نزدیک هستند، کنار گذاشته می شوند؛ روایت هایی که بر خلاف نمایش سه پرده ایِ خطی، قصه هایی تو در تو دارند و به شناخت دنیای انسان ها راه پیدا می کنند. در فیلمی مثل «شب قوزی»، شاهد هیچ پیام خاصی نیستیم و باید ببینیم خودِ نمایش و تصویر با ما چه می کند.

این منتقد سینمایی افزود: خواندن قصه های «هزار و یک شب»، «سندباد»، «امیر ارسلان» و.. به ما چه می گوید؟ مثلا در داستان های «سندباد» برخلاف آنچه در «ادیسه» می بینیم، صرفا شاهد سفر و ماجراجویی و تجارت و.. هستیم. قصد «سندباد» صرفا این بوده که گستردگی دنیا را مطرح کرده و به انسان انگیزه ای برای حرکت و ماجراجویی بدهد. در این داستان ها قرار نیست مانند «ادیسه» شاهد سیر تحول انسان و انتخاب های او در این مسیر باشیم. اینجا قضیه ی اصلی، خودِ روایت و سفر است، نه نتیجه پایانی. هیچ موضوع یا ابژه یا سوژه ای به اندازه ی خودِ روایت کردن اهمیت ندارد. اگر امروز روایت نداریم، به این دلیل است که مدام قصد داریم چیزی را به مخاطب انتقال دهیم نه اینکه خودِ روایت برای ما اهمیت داشته باشد.

وی ادامه داد: در «شب قوزی» همین شکل از روایت توانسته تهران آن زمان را ثبت کند. فراموش نکنیم همین که بتوانیم شهر را درست روایت کنیم، دست به عملی رادیکال زده ایم. اگر بپرسیم کارگردان فیلم می خواهد با اینکار به مخاطب چه بگوید، باید گفت هیچ چیز؛ در واقع چیزی از طرف فیلمساز به مخاطب دیکته نمی شود و هر کس می تواند انشای خود را از این مجموعه تصاویر بنویسد. در شهری مانند تهران است که مهاجران در مسیر همگرایی فرهنگی مدام قصه می گفتند و می خندیدند و قصه گفتن را ادامه می دادند. اما ثبت این فرهنگ در یک فیلم و بیان سینمایی آن، صرفا از عهده فیلمسازان پیشرو آن زمان بر می آمده است.

راستین در خصوص به تصویر کشیده شدن تهران در «شب قوزی» گفت: پیش از این و در اکثر فیلم های موسوم به «فیلمفارسی»، تهران به عنوان یک لوکیشن اساسا حذف شده است؛ فیلم ها محدود می شوند به یک خانه قدیمی، یک ویلای شمال شهر و کاباره. اما این فیلمسازان موج نو بودند که به هویت شهری اهمیت دادند. در حالیکه روایت شهریِ تهران، آدم هایش، روابط آنها با هم، پاتوق های گفتگو و.. اهمیت بسیار زیادی دارند. غفاری، گلستان و.. قصد داشتند روایت های شهری را برای هویت دادن به جامعه شهری بکار گیرند؛ اینکه شب های تهران اساسا چگونه می گذرد؟ مشاغل شبانه تهران چه هستند؟ روابط یک پدر و فرزند دخترش در آن دوران چگونه بوده است؟ آنها می خواستند مردم تهران را به شهر خود آشنا کنند و بگویند این شهر در کاباره ها خلاصه نمی شود.

وی اضافه کرد: کسانی مانند غفاری این پرسش ها را مطرح کردند که چرا نسبت به هویت خود دافعه داریم؟ چرا رسوم سنتی خود را حذف می کنیم و آنها را بد می دانیم؟ چرا هر چیزی که «مدرن» است را خوب می پنداریم؟ آنها روایت های گذشته را دوباره و به شکلی جدید مطرح کردند، شبیه به کاری که فردوسی در شاهنامه کرده است. اگر طنزی در کار می بینیم نیز شاید برای این بوده که «انگ روشنفکری» نخورند. استفاده از طنز در چنین اثری آگاهانه بوده و کار را برای مخاطب نیز جذاب تر می کند. کارگردانی فیلم «شب قوزی» و روایتگری چند لایه آن، در دورانی که فیلم ها از مدل های رایج تک خطی استفاده می کردند اهمیت زیادی دارد. این فیلم ما را با خودِ تصویر درگیر می کند؛ اگر در آن رازی برملا می شود، به شکل تصادفی اتفاق می افتد و حساب شده نیست، درست مانند خودِ زندگی. یعنی عنصر «تصادف» به عنصر اصلی روایت تبدیل می شود و اگر به نتیجه ای می رسیم نیز به شکل تصادفی رسیده ایم، بدون اینکه مقدمه و موخره ای در میان باشد. برخلاف نمایش سه پرده ای که در آن همه چیز طراحی شده و هیچ چیز تصادفی رخ نمی دهد. در واقع کارگردان بیشتر از آنکه به دنبال متقاعد کردن مخاطب باشد، به دنبال هم حس کردن اوست.

این منتقد سینمایی ادامه داد: یکی از ویژگی های مهم و رادیکال فیلم این است به مخاطب اجازه می دهد برداشت خود را از اثر داشته باشد؛ یعنی مشارکت دادن مخاطب در اثر و ایجاد امکان تفکر برای او، بدون اینکه خود قصد رساندن پیام خاصی داشته باشد. شاید امروزه این چیزها عادی به نظر برسند، اما فراموش نکنیم که فیلم حدود 50 سال پیش ساخته شده است. «شب قوزی» تلاشی بود برای هویت بخشیدن به فرهنگ بومی و گویش محلی، در شرایطی که قصه های بومی و عامیانه و مردمی در برابر ادبیات ترجمه ای در حال له شدن بودند. کسی مانند غفاری ادعا نمی کرد قصد دارد با این فیلم ها مخاطب را متحول کند؛ لذت بردن مخاطب از فیلم برای او اهمیت زیادی داشت، اما به هر حال «شب قوزی» یک متن زنده است که با شما صحبت می کند بدون اینکه محتوایش را به شما دیکته کند. شخصیت مرده ی فیلم، آدم های «با هویت» را بی هویت می کند اما غفاری خود چنین ادعایی در مورد فیلم ندارد.

راستین در پایان گفت: از نظر فنی باید به فیلمبرداری «شب قوزی» در نور طبیعی شب هم اشاره کنیم که کار بسیار دشواری بوده است. این فیلم در زمینه بازیگری نیز دستاوردهای مهمی داشته است؛ آغاز بازیگری رئالیستی که امروز به یکی از ویژگی های سینمای ایران تبدیل شده است. غفاری زمانی دست به این کار زد که بازیگران دیالوگ گو اساسا از افراد عادی انتخاب نمی شدند. اما غفاری قصد داشت خودِ فرد ایرانی و تهرانی در همان زمان را ثبت کند، بدون اینکه دست به رویابافی زده باشد.کسانی مانند غفاری و گلستان از اتوریته خود در این مسیر استفاده کردند و به جای اینکه فیلم «فاخر» بسازند، به دنبال شکل دادن به هویت شهری تهران در فیلم هایشان رفتند. اینگونه بود که «شب قوزی» تاثیر زیادی بر فیلمسازان بعد از خود داشت و راهی نو پیش روی آنها گشود

علی ژیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«ولادیمیر و روزا» پس جی؟؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«به امید دیدار در مائو» See You at Mao، ۱۹۶۹.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در نشست نقد و بررسی فیلم «اتاق سبز» عنوان شد
» نگرانی نسبت به کارهای ناتمام؛ نقطه مشترک جهان‌بینی تروفو و کیارستمی
... دیدن متن »

فیلم «اتاق سبز» در خانه هنرمندان ایران به روی پرده رفت.

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در دویست و سی و ششمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه 22 آذر فیلم «اتاق سبز» به کارگردانی فرانسوا تروفو در تالار استاد ناصری به روی پرده رفت. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور محسن آزرم، امیر پوریا و کیوان کثیریان برگزار شد.

در ابتدای این نشست آزرم به اهمیت اقتباس ادبی در آثار تروفو پرداخت و گفت: از میان 25 فیلم تروفو، 12 فیلم بر اساس اقتباس ادبی از یک یا چند کتاب خلق شده است. در کار او می توان چند مدل اقتباس ادبی را مشاهده کرد؛ نخست مضمون هایی از کتاب ها که به تروفو فرصت داده اند بر اساس آنها فیلم بسازد. نمونه آن را می توان در فیلم هایی مانند «فارنهایت 451» و «اتاق سبز» دید. دوم اقتباس از رمان های پلیسی و بهره گیری از پی‌رنگ ها و موقعیت های چنین داستان هایی که در میان فیلمسازان موج نو رواج داشت. سوم استفاده از ماده ادبی به عنوان سند، که در فیلم هایی مانند «کودک وحشی» و «سرگذشت ادل.ه» شاهد آن هستیم. چهارم اقتباس از یک نویسنده خاص یعنی هنری پیر روشه است که فیلم هایی مانند «جول و جیم» و «دو دختر انگلیسی و مرد اروپایی» بر اساس آثار او ساخته شده اند. به رغم انتقاداتی که تروفو نسبت به وابستگی سینما به ادبیات داشت، او خود نیز درگیر ادبیات شد. اما کوشید راهی برای تجربه سینما همراه با ادبیات پیدا کند که آزاردهنده نباشد.

این منتقد سینمایی ادامه داد: سال 1967 سالی دشوار برای تروفو بود؛ یار او در تصادف جان خود را از دست می دهد. تروفو تاکید می کند که فردی نوستالژیک است و جز این نمی تواند باشد. او در سال 1970 داستان های هنری جیمز را می خواند و در سال 1974 اولین نسخه فیلمنامه فیلم را می نویسد. در نامه های تروفو در همان سال ها می توان ردپای شکل گیری فیلم «اتاق سبز» را مشاهده کرد. می توان پرسید که چرا تروفو شخصا بازی در نقش شخصیت اصلی فیلم را بر عهده گرفت؟ این قضیه به جنبه نوستالژیک وجود او و ادای دینش به از دست رفتگان و حضور مکرر این افراد در زندگی واقعی او برمی گردد؛ از دست رفتگانی که به گفته خودش از بسیاری زندگان نقش مهم تری در زندگی او ایفا می کنند. تروفو با فراموش کردن مخالف است و این قضیه را به وضوح می توان در «اتاق سبز» دید. 

آزرم افزود: «اتاق سبز» را می توان فیلمی شخصی در کارنامه تروفو دانست. مرگ از سال های دور نقش مهمی در زندگی او بازی کرده است. زمانی که مادربزرگ و حامی اصلی اش در زندگی را در نوجوانی از دست داد، سراغ کتاب رفت و در زمانی کوتاه تعداد زیادی کتاب از ادبیات کلاسیک را مطالعه کرد. اگر در فیلم اشاراتی به نویسندگان وجود دارد، اینها از دست رفتگانی هستند که نقشی مهم در زندگی تروفو داشته اند. 

در ادامه پوریا به اندوه انسانی جاری در فیلم اشاره کرد و گفت: «اتاق سبز» به مساله ی مرگ و نوع مواجه شدن با آن می پردازد. برای تروفو زندگی با از دست رفتگان و همراهی با آنها، به اندازه همراهی با افراد زنده مهم است. می بینیم شخصیت اصلی فیلم به دلیل از دست دادن یار، دچار رفتاری می شود که احتمالا از نگاه افراد بیرونی مجنون وار دانسته می شود. اکنون باید پرسید چطور می توان شخصیتی با رفتار نامتعارفِ «مرده پرستانه» را تبدیل به ابزاری کرد برای نوستالژی و زنده نگه داشتن یاد عزیزان از دست رفته. اینجاست که اثر هنری قادر است به شکلی عمیق یا با اندوهی دلپذیر به ما کمک کند که انسان های مهربان تری باشیم. فراموش نکنیم که زندگی افرادی مانند تروفو با سینما درآمیخته بود و قابل تفکیک نبود. اینگونه است که برخی صحنه های فیلم که در نگاه اول باورپذیر به نظر نمی رسند، برای انتقال احساسات و تم مدنظر تروفو، برای ما قابل پذیرش می شوند.

وی در بخش دیگری از صحبت هایش گفت: نگرانی تروفو نسبت به مرگ افراد را می توان در جای جای زندگی و آثار او مشاهده کرد. زمانی که فیلم «جول و جیم» را می ساخت، از نگرانی اش نسبت به سلامتی بازیگران فیلم و ناتمام ماندن ساخت فیلم می گوید. به گفته خودش، مرگ ژنرال دوگل در حالی که مشغول نوشتن اتوبیوگرافی اش بوده و این کار ناتمام مانده، بر روی او تاثیر زیادی داشته است. «اتاق سبز» را می توان وصیت نامه فردی دانست که خود در سن 52 سالگی با حجمی باورنکردنی از آثار خلق شده از دنیا می رود؛ کسی که تعداد آشناهای مرده اش را بیشتر از آشناهای زنده اش می دانست. همین نگرانی در خصوص کارهای ناتمام در هنگام مرگ را در گفته های کیارستمی در مصاحبه با آغداشلو نیز می بینیم؛ جایی که کیارستمی می گوید با وجود این کارهای ناتمام، ما را نمی برند. قالب این گفته ها به ظاهر یک شوخی امیدوارانه است و در عین حال از یک نوع جهان بینی حکایت دارد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» «اتاق سبز» نمایش فیلمی از فرانسوا تروفو در سینماتک خانه هنرمندان ایران
... دیدن متن »

فیلم «اتاق سبز» به کارگردانی فرانسوا تروفو در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی‌آید. 

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، فیلم «اتاق سبز» به کارگردانی فرانسوا تروفو دوشنبه 22 آذر در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی‌آید.

پس از نمایش فیلم نشست نقد و بررسی با حضور کیوان کثیریان، محسن آزرم و امیر پوریا برگزار می‌شود.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: پایان قرن بیستم، شهر کوچکی در فرانسه. «جولین داون» روزنامه نگاری است که همسرش «جولی» یک دهه قبل از دنیا رفته است. او تمام وسایل همسرش را در یک اتاق سبز جمع آوری کرده است. وقتی یک آتش سوزی اتاق را نابود می کند او کلیسای کوچکی ساخته و به همسر و دیگر اشخاص مرده تقدیم می کند...

فیلم «اتاق سبز» به کارگردانی فرانسوا تروفو دوشنبه 22 آذر ساعت 18 در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی‌آید.

مائیلى این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
■■ سینمای «ژان لوک گدار» و فیلم «دسته جدا افتاده ها» به روایت :
■«فرزاد موتمن»
■■■در کانال ابدیت و یک روز شماره بیست را بشنوید :
https://telegram.me/EternityAndADay

■ در بیستمین برنامه از مجموعه پادکست های «ابدیت و یک روز»، فرزاد موتمن (سینماگر با دانش و مطلع سینمای ایران و سازنده آثاری همچون «هفت پرده»، «شب های روشن»، «خداحافظی طولانی» و...) برای ما از سینمای «ژان لوک گدار» و فیلم «دسته جدا افتاده‌ها» می گوید.
این سخنرانی دو شب پیش در سینما تک موزه هنرهای معاصر که این روزها با همکاری گروه «جامپ کات» در حال پخش برخی از آثار این سینماگر انقلابی و تاثیرگذار تاریخ سینماست، صورت گرفته است.


■مجموعه پادکست هایی درباره هنر سینما
https://telegram.me/EternityAndADay
.
ذوق زده و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره مستند عمل کشتن
به گزارش روابط عمومی بنیاد آفرینش های هنری نیاوران
» نقد و تحلیل فیلم "عمل کشتن" در نشست سینما تک نیاوران
... دیدن متن »

سینما تک فرهنگسرای نیاوران در ادامه بررسی آثار ارزشمند سینمای ایران و جهان شنبه ۶آذرماه ساعت ١٩ فیلم "عمل کُشتن " ساخته جاشوآ اینهایمر را درسالن گوشه فرهنگسرای نیاوران پخش و تحلیل می کند.
به گزارش روابط عمومی بنیاد آفرینش های هنری نیاوران  مستند تاریخی  "عمل کُشتن" محصول مشترک کشورها ی دانمارک ،نروژو انگلستان درسال ۲۰۱۳ است.
جاشوآ اینهایمراین فیلم مستند تاریخی را براساس وقایع کودتای نظامی اندونزی دردهه ۶۰ ساخته است. پس از برکناری انور کونگو و همدستانش، کسانی بودند که در دهه ی ۶۰ میلادی، بعد از برکناری دولت توسط ارتش اندونزی، با انگ کمونیست بودن، مخالفین ارتش را قتل عام می کردند. حالا بعد از سال ها، انور و همدستانش، هنوز مشغول زندگی هستند و گرچه دیگر پیر شده اند و میدان عملِ سابق را ندارند، اما داغِ ننگِ قتلِ هزاران نفر، با انواع و اقسامِ روش های ترسناک، روی پیشانی آن هاست. انور کنگو و بقیه، مقابل دوربین، بی محابا، از آدم کُشی هایشان حرف می زنند و …
این فیلم توانست برای دریافتِ جایزه اسکار بهترین فیلم مستند بلند در سال ۲۰۱۳ نامزد شود.
گفتنی است سینما تک نیاوران برنامه‏ای است با هدف معرفی فیلم‏های مهم اما کمتردیده‏ شده تاریخ سینما، فیلم‏های هنری ایران و جهان که توسط بنیاد آفرینش های هنری نیاوران برگزار می شود. علاقمندان به حوزه فیلم و سینما برای  رزرو و عضویت می توانند به سایت تیوال مراجعه نمایید.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم پسر
در نشست نقد و بررسی فیلم «پسر» عنوان شد
» شخصیت‌ها و دوربین بی‌قرار؛ وجه مشترک سینمای برادران داردن و سینمای فرهادی
... دیدن متن »

 فیلم «پسر» در سینماتک خانه هنرمندان ایران به روی پرده رفت.

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در دویست و سی و چهارمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه ۱ آذر فیلم «پسر» ساخته مشترک ژان پیر داردن و لوک داردن به نمایش در آمد. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور محسن آزرم و حسین عیدی زاده برگزار شد.

در ابتدای این نشست عیدی زاده به ارائه توضیحاتی در خصوص سینمای برادران داردن پرداخت و گفت: ژان پیر و لوک داردن کار خود را با ساخت فیلم های مستند در زمینه های مختلف آغاز کردند. آنها با فیلم «قول» در جشنواره کن درخشیدند و سپس با ساخت فیلم هایی مانند «رزتا» و «پسر» جایگاه خود را به عنوان فیلمسازهایی مهم تثبیت کردند که مورد توجه منتقدان سخت گیر نیز قرار گرفتند. فیلم های برادران داردن همچون مستندهای اجتماعی هستند و در آن یا از نابازیگران استفاده می شود یا اگر بازیگران حرفه ای حضور دارند، حس بازی حرفه ای را به تماشاگر منتقل نمی کنند.

وی ادامه داد: بازی در فیلم های برادران داردن نیازمند توان جسمی بالایی است؛ آنها بازیگری را امری جسمی می دانند و بازیگران خود را به گونه ای مهیا می کنند که تماشاگر احساس نمی کند آنها در حال انجام بازی هستند. شخصیت های فیلم های برادران داردن همواره از قشرهای حاشیه ای جامعه هستند و مسالی همچون بیکاری و مشقت های زندگی چنین افرادی برای آنها اهمیت زیادی دارد.

در ادامه آزرم در خصوص ویژگی های سینمای برادران داردن گفت: مهم ترین ویژگی این دو برادر در سینمای بی خاصیت این سال ها، تعهد اجتماعی و پرداختن به واقعیت های جامعه است که نمونه ی دیگر آن را در سینمای کن لوچ مشاهده می کنیم. در واقع آنها از حد داستان فراتر رفته و آنچه در جامعه رخ می دهد را پایه سینمای خود قرار می دهند. سینمای برادران داردن بی نهایت به شخصیت ها نزدیک شده و با آنها همدردی می کند، اما در عین حال می کوشد فاصله خود را با آنها حفظ کند. در این سینما اصل همان کنش شخصیت هاست که در تصویر می بینیم و دیالوگ نقشی محوری ندارد. کار نیز از عناصر مهم در سینمای برادران داردن است؛ در فیلم «قول»، «رزتا»، «پسر»، «بچه» و.. می بینیم که کار مساله ای کلیدی در فیلم محسوب می شود.

وی افزود: در چنین سینمایی، تماشاگر نقشی هم رتبه شخصیت های فیلم دارد و در مسیر کشف افکار شخصیت های فیلم قرار می گیرد. بدون اینکه آنچه در ذهن شخصیت ها می گذرد در فیلم نمایش داده شود و در واقع ما هیچگاه به شناختی کامل از این شخصیت ها دست پیدا نمی کنیم. ما با نمایی از پشت سر شخصیت اصلی وارد فیلم می شویم، گویی که در تعقیب او هستیم و در عین حال نمی توانیم از یک حد به آنها نزدیک تر شویم. در چنین وضعیتی تماشاگر نیز موقعیت های سخت و تجارب شخصیت های فیلم را پشت سر می گذارد. برادران داردن را به نوعی می توان ناتورالیست دانست؛ آنها همچون رمان نویسان ناتورالیست تاکید بسیار زیادی بر جزئیات دارند، جزئیاتی که لزوما اطلاعات خاصی به ما نمی دهند.

این منتقد سینمایی سپس در پاسخ به سوال عیدی زاده در خصوص ریشه های سینمای برادران داردن گفت: سینمای آنها در سه مکتب ریشه دارد، نخست نورئالیسم ایتالیا که خود ریشه در واقعیت اجتماعی و اقتصادی دوره ای دارد که زمینه ساز بازگشت امر واقعی شد. دوم سینما حقیقت که به دوربین بی نقاب معتقد است و دوربین را ابزاری برای افشای حقیقت انسان ها و دنیای آنها می داند. سوم سینمای دگما که بنایش را بر بازگشت به اصل سینما و زدودن پیرایه هایی گذاشته که در طول سالیان سینما را فرا گرفته است. به هر حال برادران داردن معتقدند واقعیت را نباید بیش از حد نمایشی کرد و باید به آن وفادار ماند.

آزرم ادامه داد: در مجموعه فیلم های برادران داردن می بینیم دکور کاملا طبیعی و همه چیز واقعی است. دوربین روی دست قرار دارد و تدوین به شکل ناشیانه انجام می شود، گویی که تدوینگر هیچ چیز از تدوین نمی داند. گفتگوهای تراش نخورده و شاید زمخت این تصور را ایجاد می کند که انگار دیالوگ ها هیچگاه بر روی کاغذ پیاده نشده اند. صحنه ها عاری از بار عاطفی هستند و در واقع از جلوه های حقیقت و مستند بهره می گیرند. قرار نیست دوربین کار فیلمبرداری را دقیق انجام دهد، گویی شما مخفیانه شخصیت ها را تحت نظر گرفته اید. بی ثباتیِ دوربینِ روی دست، در خدمت بی ثباتی و بی قراری شخصیت های فیلم قرار دارد. بطوری که به نظر می رسد با گزارشی از دل جبهه جنگ مواجه هستیم. در فیلم های برادران داردن داستان ویژه ای در کنار شخصیت ها خلق نمی شود، بلکه هر شخصیت خود ماجرایی ست که تماشاگر باید از آن سر در بیاورد.

وی اضافه کرد: بازیگوشی دوربین، کات های نامنظم در تدوین و.. ممکن است برای تماشاگری که به آن عادت ندارد، آزاردهنده باشد. همانطور که خود می گویند، ما تماشاگران گروگان شخصیت های فیلم هستیم و باید تاوان چسبیدن به آنها را نیز پس بدهیم. پایان بندی فیلم نیز به شکل غیرمنتظره و فاقد هرگونه نشانه ای از عطوفت است. حتی صحنه های رستگاری در فیلم های آنها، در سکوت اتفاق می افتد و از این جهت با سینمای برسون قابل مقایسه است؛ با این تفاوت که در فیلم های برسون شاهد جنبه های معنوی قدرتمند هستیم، اما در فیلم های برادران داردن همه چیز زمینی است.

آزرم در پایان و در پاسخ به سوال عیدی زاده در مورد تاثیر سینمای برادران داردن بر دیگر سینماگران گفت: هر فیلمسازی که از قواعد کلاسیک فیلمسازی فراتر می رود، ممکن است به نوعی از آنها تاثیر گرفته باشد. به عنوان مثال فارغ از مسائل فرمی، از نظر دنیای سینمایی و مضمونی می توان ردپای آنها را در فیلم های اصغر فرهادی مشاهده کرد. شاید فرهادی از نظر شکلی چندان میانه ای با چنین سینمایی نداشته باشد، اما در فیلمی مانند «جدایی نادر از سیمین» می بینیم که چگونه بی ثباتی و بی قراری شخصیت ها با دوربین روی دست تشدید می شود و این وجه مشترک این دو سینماست.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران
» سه روز با سینمای «بلا تار» در سینماتک خانه هنرمندان ایران
... دیدن متن »

 نمایش و بررسی آثار «بلا تار» فیلم‌ساز مجارستانی از ۵ تا ۷ آذر در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، پنج فیلم «اسب تورین»، «مردی از لندن»، «هارمونی ورکمایستر»، «نفرین» و «آشیانه خانوادگی» از بلا تار 5 تا 7 آذر در سینماتک خانه هنرمندان ایران به روی پرده می‌روند. بر این اساس روز جمعه ۵ آذر ساعت ۱۶ فیلم «اسب تورین» و ساعت ۱۸:۳۰ فیلم «مردی از لندن»، شنبه ۶ آذر ساعت ۱۶ فیلم «هارمونی ورکمایستر» و ساعت ۱۸:۳۰ فیلم «نفرین» و یکشنبه ۷ آذر ساعت ۱۶ فیلم «آشیانه خانوادگی» به نمایش در خواهند آمد.

همچنین در روز پایانی نمایش فیلم‌های بلا تار و در قالب چهارمین نشست از سلسله نشست‌های کتاب هنر در خانه هنرمندان ایران، ساعت ۱۸ روز یکشنبه ۷ آذر کتاب «بلا تار پس از پایان» مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت. «بلا تار پس از پایان» نوشته ژاک رانسیر است و محمدرضا شیخی ترجمه آن را بر عهده داشته است.

در این نشست صالح نجفی، بابک کریمی و محمدرضا شیخی به بررسی سینمای بلا تار و آراء رانسیر در این خصوص خواهند پرداخت.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو فیلم مستند «راویان تاریخ» و «گواهان تاریخ»
» دو فیلم مستند «راویان تاریخ» و «گواهان تاریخ» به کارگردانی خسرو سینایی در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش در می آیند.
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، دو فیلم مستند «راویان تاریخ» و «گواهان تاریخ» به کارگردانی خسرو سینایی سه‌شنبه ۲۵ آبان با همکاری انجمن تهیه کنندگان فیلم مستند در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی‌آیند.

«گواهان تاریخ» به شناساندن و بازنمایی گنجینه بی‌همانند خزانه و موزه جواهرات ملی کشورمان می‌پردازد که مجموعه‌یی گران‌بها از جواهرات ایران و جهان را که طی قرن‌ها فراهم و گردآوری شده، در خود نگهداری می‌کند. بسیاری از قطعات این جواهرات، گویای بخشی از تاریخ پرفراز و نشیب ملت ایران و بیان‌گر ذوق، خلاقیت و هنرآفرینی مردم این سرزمین است. اشیا و تابلوهایی که با زبان خاموش خود، خاطرات شکست‌ها و پیروزی‌ها و خودنمایی‌های همراه با زور و نخوت زمامدارانِ گذشته را با ما بازمی‌گویند.

«راویان تاریخ» نیز با نگاهی تیزبین به پیشینه تاریخ ضرب سکه و چاپ اسکناس در ایران و ارائه تصاویری از کهن‌ترین نمونه‌های آن‌ها-که در موزه سکه و اسکناس بانک مرکزی نگهداری می‌شوند- از یک‌سو به بررسی تحول و تکامل ضرب سکه در کشورمان می‌پردازد؛ از نخستین سکه در زمان‌های هخامنشیان و سپس اشکانیان و ساسانیان تا سکه‌های عرب- ساسانی، سلجوقی و عصر پهلوی تا سکه بهار آزادی همراه با نگاهی اجمالی به چگونگی قالب‌گیری و ضرب سکه در ایران طی حدود یکصد سال گذشته. و از سوی دیگر ، بازنمایی روند چاپ اسکناس در روزگاران دیروز و امروز کشورمان؛ از اولین پول کاغذی و بعدها افتتاح بانک ملی و انتشار نخستین اسکناس توسط این بانک و پس از واگذاری این مسئولیت به بانک مرکزی در سال ۱۳۶۲، انتشار مستقل اسکناس توسط این بانک با دستگاه‌های نوین و پیشرفته ضرب سکه و چاپ افست.

دو فیلم مستند «راویان تاریخ» و «گواهان تاریخ» سه‌شنبه 25 آبان ساعت 18 در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش در می آیند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرد: در او چه دیده‌‌ای؟
تارا: زندگی
و تو چه داری؟
مرد: افتخار...

دیدن فیلم روی پرده سفید سینما هیجان انگیز و عالی بود
امیر م و ابرشیر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره فیلم مرگ یزدگرد
ابرشیر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تارا : من برای هر لقمه ای که می خورم کار می کنم ، حتی برای هر نفسی که می کشم . زندگی من چه تعارفی داره؟ چرا نباید بلند بخندم یا مسخرگی کنم؟یه چیز دیگه -من حتی بلدم بلند داد بزنم.
ابرشیر گرانقدر ممنون از این حسن انتخاب ،متاسفانه دیروز نشد برای دیدن فیلم بیایم. هر چند بارها دیدم ،اما لذت دیدنش در سینما چیز دیگریست
آیا با سانسور پخش شد؟
۱۸ آبان
دقیقا درست می گویید...بله صحنه بسیار زیبا و شاعرانه شمشیرزنی تارا با امواج دریا لذت بخش بود...
غریبه و مه در لیست نیست.. اما فیلم های وسوسه انگیزی برای تماشا وجود دارد.. شطرنج باد و شب غوزی که ندیده ام و البته فیلم پسر به کارگردانی برادران داردن که از نوابغ ... دیدن ادامه » سینمای اجتماعی و عدالتگرای امروز جهان هستند...
امید که غریبه و مه در برنامه زمستانی سینماتک هنرمندان قرار گرفته باشد.
۱۸ آبان
شب غوزی...،فکر کنم از تیتراژ سانسور شروع شود :))
فیلم پسر را ندیدم،سعی میکنم برنامه ای مانع دیدنش نشود
ممنون از اطلاع رسانیتان
۱۸ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
((سرود شادمانه ی رویا و شعر و تصویر))
تماشای فیلم "چریکه تارا" استاد بهرام بیضایی با بازی سوسن تسلیمی بزرگ و منوچهر فرید و....در سالن سینما ، بعد از ۳۸ سالی که از ساختش می گذرد، حس شادیبخش دارد و البته توام است با غم و دلسوختگی اهل فکر که چرا این همه مدت در قفسه های خاک گرفته بی فرهنگی به محاق رفته و فرهنگ و خرد جمعی از تماشایش محروم مانده است؟
**
" چریکه واژه ای باستانی است بازمانده در گویش کردی به معنای روایت شفاهی هر داستان عاشقانه ای که با سرنوشت قومی پیوند داشته باشد،و در پرتو افت و خیزهای قبیله ای به دلدادگی فردی ابعادی حماسی ببخشد."
...
"جا دارد که علاقمندان سینما،مورخان و جامعه شناسان،فیلم چریکه تارا را به کرات ببینند،با این امید که شاید این فیلم بر سرنوشت حقیقی یکی از معمایی ترین ملت ها پرتوی بیفکند."
هژیر داریوش، راهنمای ... دیدن ادامه » بین المللی فیلم،۱۹۸۱.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» «چریکه تارا» نمایش فیلمی از بهرام بیضایی در سینماتک خانه هنرمندان ایران
... دیدن متن »

فیلم «چریکه تارا» به کارگردانی بهرام بیضایی در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی آید.

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، دویست سی و دومین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه ۱۷ آبان به نمایش فیلم «چریکه تارا» به کارگردانی بهرام بیضایی اختصاص دارد.

پس از نمایش فیلم نشست نقد و بررسی با حضور امیر پوریا و کیوان کثیریان برگزار می‌شود.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: بیوه‌زنی به نام تارا (سوسن تسلیمی) همراه دو کودک کم‌سن و سالش (گلبهار اسلامی و قربانعلی فلاحی) از ییلاق به کومه‌اش بازمی‌گردد. در راه می‌شنود که پدربزرگش مرده، و در جاده جنگلی به مردی غریب (منوچهر فرید) بر می‌خورد که جامه تاریخی پوشیده و شتابان می‌گذرد. تارا میان میراث پدربزرگ شمشیری می‌یابد که نمی‌داند با آنچه کند؛ تارا می‌کوشد شمشیر را به جای داس درو به کار گیرد؛ اما شمشیر به این کارها نمی‌آید و تارا آن را به رودخانه می‌اندازد. تارا از نو مرد تاریخی را، که سرداری از تبار جنگجویان منقرض شده‌است، می‌بیند، که از آن‌ها جز شمشیر پدربزرگ هیچ نشانی نمانده‌است...

در این فیلم سوسن تسلیمی، منوچهر فرید، رضا بابک، سیامک اطلسی، مهین دیهیم، محمدقاسم پورستار، سامی تحصنی، رضا فیاضی و سیروس حسن پور به ایفای نقش می‌پردازند.

فیلم «چریکه تارا» نخستین فیلم ایرانی در فستیوال کن است. این فیلم در بخش «نوعی نگاه» سال ۱۹۸۰ در این فستیوال به نمایش درآمد.

«چریکه تارا» به کارگردانی بهرام بیضایی دوشنبه ۱۷ آبان ساعت ۱۸ در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی آید.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم بیگ فیش
در نشست نقد و بررسی فیلم «بیگ فیش» عنوان شد
» برتون مرز بین واقعیت و خیال را از میان برداشته است
... دیدن متن »

فیلم «بیگ فیش» در خانه هنرمندان ایران به روی پرده رفت.

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در دویست و سی و یکمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه ۱۰ آبان فیلم «بیگ فیش» به کارگردانی تیم برتون در تالار استاد ناصری به نمایش در آمد. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور پوریا ذوالفقاری و علی علایی برگزار شد.

در ابتدای این نشست علایی ضمن اشاره به فعالیت های برتون در زمینه های مختلف هنری گفت: این کارگردان در دوران دبیرستان به پویانمایی و جهان فانتزی علاقمند بوده و بعدها وارد کمپانی والت دیزنی می شود. اما آیا فانتزی موجود در آثار او را می توان در دسته بندی متداول فیلم های فانتزی جای داد؟ به نظر می رسد چنین کاری در واقع موجب تقلیل آثار او خواهد شد؛ فانتزی ابزاری برای برتون است تا جهان بینی خود را مطرح کند.

وی ادامه داد: نیت برتون در ساخت این فیلم را می توان ستایش قصه گویی و رویاپردازی دانست. کاری که به نظر می رسد در انجام آن موفق بوده است. در «بیگ فیش» با دو نوع واقعیت سر و کار داریم؛ او در مقابل واقعیت های عینی، واقعیت های ذهنی و خاطراتی را مطرح می کند که واقعیت زندگی ما هستند. از این جهت نمی توان گفت فانتزی ها واقعیت ندارند و تعریف او از فانتزی با تعریف رایج متفاوت است. ضمن اینکه خودِ مساله ی نمایشگری، برای برتون اهمیت دارد و این قضیه را می توان از تنوع ژانر در فیلم متوجه شد؛ اینکه قصه را چگونه روایت کنیم که مخاطب بیشترین لذت را از تماشای فیلم ببرد.

پس از آن ذوالفقاری ضمن آرزوی سلامتی برای محسن سیف گفت: برتون در کمپانی دیزنی فعالیتش را آغاز کرده و در آنجا طرح هایی پیاده می کند که به گفته خودش مدام رد می شدند. توصیفی که او از کار کارمندی در این کمپانی دارد، تا حدی موقعیت خود او در هالیوود را نیز ترسیم می کند؛ جایی که از شما می خواهند در عین حال هنرمندی درجه یک و همینطور کارمندی سر به زیر و گوش به فرمان باشید. جدال بین هنرمند و کارمند بودن در درون برتون، از زمان کار در دیزنی آغاز شده و در هالیوود نیز ادامه داشته است. با وجود این شکل از فعالیتِ برتون در هالیوود، او همواره توانسته مُهر خود را بر آثار تولیدی اش در این فضا بزند.

این منتقد سینمایی درباره اهمیت فیلم «بیگ فیش» در کارنامه هنری برتون گفت: برتون تا پیش از ساخت این فیلم، قدم به قدم در حال غرق شدن در شیوه داستان گویی هالیوودی بود و «بیگ فیش» گشایشی در مسیر فیلمسازی او محسوب می شود؛ او در این فیلم هراس هایش را کنار گذاشته و دست به تجربه کردن می زند. «بیگ فیش» اگرچه بر اساس رمان دانیل والاس ساخته شده، اما از بسیاری جهات با آن متفاوت است؛ در واقع می توان گفت نیمه دوم فیلم ربطی به رمان ندارد و بر اساس ایده های برتون پیش می رود. یکی از تفاوت های مهم رمان و فیلم «بیگ فیش» اینست که در رمان مرز خیال و واقعیت و خرافه تفکیک شده است، اما در فیلم تمام این مرزها پشت سر گذاشته می شود. برتون با فراغ بال خود را رها کرد و در قید و بند هیچ قاعده ای گرفتار نمانده است. او واقعیت و خیال و خرافه را درهم آمیخته، اما فراموش نکنیم که حتی در خیالی ترین موقعیت ها نیز همواره نشانه ای از واقعیت را برجای می گذارد.

ذوالفقاری افزود: یکی دیگر از چیزهایی که برتون به رمان اضافه کرده، مساله ی تقدیرگرایی و همینطور قصه هایی مانند پری دریایی، مرد گرگ نما و.. است که به نظر می رسد از قصه های شرقی الهام گرفته است. اگر زمانی بکارگیری پزشک سیاه پوست برای عمل زایمان یک زن سفیدپوست در آمریکا ممنوع بوده است، اما برتون به عمد پزشک را سیاه پوست انتخاب می کند. در فیلم حتی اشاراتی به بحران اقتصادی آمریکا در دهه ۲۰و ۳۰ میلادی نیز می بینیم. ضمن اینکه رمان «بیگ فیش» رمانی تلخ و تکان دهنده است، اما برتون قصد ندارد قصه را تا آن حد تلخ و سیاه کند. نسبت تماشاگر با فیلم، شبیه به نسبت پسر با پدرش در فیلم است؛ رازآلودگی و ابهامی که شما تنها ۱۰ درصد از کوه یخ شناور در آب را می بینید. همانطور که پدر خصلتی کولی وار دارد و همواره برای پسر ابهام آلود باقی می ماند، ما نیز در مواجهه با فیلم ابهاماتی خواهیم داشت که به ناچار باید آنها را بپذیریم.

وی ادامه داد: «بیگ فیش» برای برتون فضای نفس کشیدن و نوعی مکاشفه برای یافتن پرسش هایش محسوب می شود. همینجاست که او تکلیفش را با مرگ پدر و مادر و واقعیت بچه دار شدن روشن می کند. بنابراین این فیلم برای او یک فیلم شخصی است. شاید به عنوان مثال فیلم «ادوارد دست قیچی» را کسان دیگری نیز می توانستند بسازند، اما «بیگ فیش» را صرفا برتون می تواند بسازد. او در انتهای فیلم، قصه را در مقام میراثی مطرح می کند که از پدر به فرزند به ارث می رسد. برتون در «بیگ فیش» سراغ ستاره های محبوبش مانند جانی دپ نمی رود، بلکه بازیگرانی را به کار می گیرد که به گفته خودش «فداکاری» کنند و هر آنچه می خواهد را در فیلم به نمایش بگذارند. همانطور که می بینیم، نیمه دوم فیلم ترکیبی از ژانرهای مختلف سینمایی مانند «جنگی»، «حادثه ای» و.. است. لحن های مختلف، زیبایی شناسی و رنگ های گوناگون بکار گرفته شده، طنز ویژه فیلم و.. همه به خاص بودن آن کمک کرده است.

در بخش دیگری از این نشست، خسرو دهقان که در میان تماشاگران حضور داشت در خصوص سینمای برتون و فیلم «بیگ فیش» گفت: برتون یکی از فیلمسازان نمونه ای است که مخاطب را با رازآلودگی و دیوانگی و کودکانگی سینما و آنچه روی پرده می رود، آشنا می کند. همانطور که در «بیگ فیش» می بینیم، او به هیچ قاعده و اصولی پایبند نیست و مطابق میل خود رفتار می کند و به یک معنا خودِ سینما را بازتاب می دهد. سینمای او مخاطب را کنترل و وارد دنیای خودش می کند. این فیلم ارتباطی به دنیای واقعی ندارد و به نوعی شبیه قصه گویی مادربزرگ ها پای کرسی در شب های زمستان است که بچه ها را از دنیای واقعی به جهانی دیگر می برد. او در درون خود هم سینماست، چرا که تمام قواعد را در خودش نیز بهم می زند. برتون درگیر جهان ایدئولوژی ها نیست و در فیلمش قصد اندرزگویی و بیان مفاهیم ندارد. او یک دیوانه ی عاشق سینماست که تجارب زندگی خود و کودکیِ ناتمامش را به نمایش در آورده و با ما به اشتراک می گذارد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره مستند اوسیا - برد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
تاریخ اکران این فیلم 12 آبان هست ولی در صفحه مربوطه 26 آبان که مربوط به اکران فیلم "خاشاک شناور" هست نمایش داده می شود.
لطفا اصلاح نمایید.

سپاس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اکران فیلم همراه باد در دل تنهایی کویر در تاریخ سه شنبه ۲۵ آبان ماه لغو شده است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره فیلم شطرنج باد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سینماتک خانه هنرمندان ایران
» نمایش فیلمی از خسرو معصومی در سینماتک خانه هنرمندان ایران
... دیدن متن »

فیلم «جایی در دور دست» به کارگردانی و نویسندگی خسرو معصومی در خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی‌آید.

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، فیلم «جایی در دور دست» به کارگردانی و نویسندگی خسرو معصومی دوشنبه ۳ آبان در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی‌آید.

پس از نمایش فیلم نیز نشست نقد و بررسی با حضور احمد طالبی نژاد و عوامل فیلم برگزار می‌شود.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: پسر (جمال) که در دفترخانه‌ای کار می‌کند وقتی با محضردار عازم مراسم عروسی در روستاست، محضردار داستان نیالا را برایش تعریف می‌کند که پدرش «گت آقا» می‌خواسته او را به زور شوهر بدهد ولی او سر سفره عقد «نه» می‌گوید و زیر مشت و لگد پدر توانایی تکلم را از دست می‌دهد...

فیلم «جایی در دور دست» دوشنبه ۳ آبان ساعت ۱۸ در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی‌آید.

علیرضا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار خوب و مثال‌زدنی است.
بهنام [شاهین] باقری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم اینک آخرالزمان
در نشست نقد و بررسی فیلم «اینک آخرالزمان» در سینماتک خانه هنرمندان ایران عنوان شد
» جواد طوسی: مهم‌ترین جنبه «اینک آخرالزمان»، نگاه متفاوت کاپولا به جنگ است
... دیدن متن »
فیلم «اینک آخرالزمان» در خانه هنرمندان ایران به نمایش در آمد.

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در ادامه برنامه های سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه ۱۲ مهر فیلم «اینک آخرالزمان» به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا در تالار استاد ناصری به روی پرده رفت. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور جواد طوسی و کیوان کثیریان برگزار شد.

طوسی در ابتدای این نشست به کارنامه کاپولا اشاره کرد و گفت: کاپولا در جاه طلبی های هر از گاه خود، فیلم هایی مانند «پدرخوانده ۱»، «پدرخوانده ۲» و همینطور «اینک آخرالزمان» و «مکالمه» را خلق کرده است. به گمان من همین چهار فیلم برای کسب اعتبار و تشخص تاریخی کفایت می کند. ضمن اینکه عدم موفقیت اقتصادی در برخی از فیلم هایش را نمی توان معادل شکست برای او دانست. «اینک آخرالزمان» با وجود هزینه های بالا در نهایت از نظر مالی به موفقیت نرسید و مسیر فیلمسازی کاپولا را عوض کرد. اما او این شکست های مالی را تجربه ای غلط توصیف نمی کند، بلکه معتقد است باید اتفاق بیفتد حتی اگر به قیمت از دست رفتن سرمایه باشد. همچنین می توان نتیجه گرفت که حتی در جامعه ای مانند آمریکا که وجه صنعتی و فروش فیلم اهمیت بسیار بالایی دارد، باز هم تماشاچی غیرقابل پیش بینی است و فیلمی در این سطح نیز ممکن است از نظر مالی با شکست مواجه شود.

این منتقد سینمایی افزود: کمترین دستاورد فیلم به رغم شکست تجاری این است که هنوز پس از گذشت این همه سال، جنبه های جذاب و قابل بحثی دارد؛ یکی از این جنبه ها نگاه متفاوت کاپولا به مقوله جنگ است. او بدون رویارویی مستقیم با یک رویداد تاریخی، دنیاهای ملیتی را در کنار یکدیگر جای می دهد و به آنها فرصت می دهد که از منظر تبار و اقلیم خود به مقوله جنگ بپردازند. به عنوان مثال شاهد خانواده ای فرانسوی هستیم که در کنار بومی های منطقه زندگی می کنند و دلایل مستقل خود را دارند، اما در بین اعضای همین خانواده نیز تضارب آرا وجود دارد. آرایی که بیان مستقیم پیدا نمی کنند، بلکه زمانی که در یک رابطه عاطفی و با وجه شاعرانه و فلسفی مطرح می شوند در نهایت تفسیر را به عهده بیننده فیلم می گذارند.

طوسی ادامه داد: این مساله یکی از موارد اضافه شده به متن کنراد است که از دید کاپولا به چشم یک ضرورت نگریسته می شود. متن کنراد صرفا بستری است تا کاپولا نگاه و جهان بینی مستقل خود را در فیلم مطرح کند. نگاهی که به انسان های آمریکایی محدود نمی ماند و به بقیه نیز فرصت ابراز نظر می دهد. اگرچه می توان این نقد را به فیلم وارد دانست که این فرصت به قربانیان اصلی جنگ یعنی ویتنامی ها کمتر داده شده است. در واقع در نگاه ضد جنگ کاپولا در این فیلم، در نهایت تقابل میان صید و صیاد شکل پیدا نکرده است. کاپولا با جهان بینی خود و جایگاهش در حوزه روشنفکری که نقطه نگاهش را شکل می دهد، در نهایت همچون کوبریک در «غلاف تمام فلزی» به یک پوچ انگاری می رسد.

وی اضافه کرد: این فیلم یکی از نمونه ای ترین فیلم های تاریخ سینما در ژانر جنگ است. نقطه انتخاب کاپولا در این فیلم به یک اجرای قاعده مند تبدیل شده است. شروع فیلم با جنگل بمباران شده و ترانه و شعری کنایه آمیز، با یک بیان سینمایی خوب گویی آخر خط را پیش بینی می کند. این موسیقی هجوآمیز نشان می دهد که قرار نیست سینما در یک زبان بصری صرف خلاصه شود، بلکه می توان از عناصری دیگر نیز بهره گرفت. نحوه بکارگیری موسیقی در «اینک آخرالزمان» را می توان با فیلم «اودیسه فضایی» کوبریک مقایسه کرد.

طوسی ادامه داد: کاپولا در فیلم چندان به متن جوزف کنراد وفادار نبوده است؛ یکی دیگر از تفاوت های فیلم با متن کنراد به شخصیت مکمل سرهنگ کورتز در فیلم برمی گردد که با تک گفتارهایش در نهایت به یک مانیفست فلسفی می رسد؛ او در یک زمان کوتاه، به یک شخصیت مکمل ماندگار در تاریخ سینما تبدیل شده است. شاید به دلیل همین تاثیرگذاری بوده که براندو ضمن اعتماد به کسی مانند کاپولا حاضر شده در این زمان کوتاه در فیلم ظاهر شود. او یکی از نمونه های رسیدن به مرگ آگاهی است که از وجه خشونت آمیز خود به تدریج دارای شخصیتی خاکستری می شود.
این منتقد سینمایی در پایان گفت: در فیلم همچنین شاهد تک مضراب هایی هستیم؛ از جمله پوزخندهای روشنفکرانه ای که مورد علاقه جامعه آمریکاست. اما در عین حال و به وقت خود، پرچم آمریکا نادیده گرفته نمی شود. حتی در آثار کسی مانند اولیور استون و در فیلمی مانند «متولد 4 جولای» در عین آسیب شناسی، باز هم پرچم آمریکا نادیده گرفته نمی شود. هنرمندان این جامعه در عین اعتراض و اپوزیسیون نشان دادن خود، در نهایت نمی توانند بستگی ملیتی خود را نفی کنند. 
بهنام [شاهین] باقری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره فیلم شلاق / whiplash
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«روایت‌های فتح» در خانه هنرمندان ایران
» مروری بر چند اثر سینمایی و مستند، سینمای دفاع مقدس در خانه هنرمندان ایران
... دیدن متن »
سینماتک خانه­ هنرمندان ایران در سالگرد هفته­ ی دفاع مقدس از ۶ تا ۳ مهر ماه به مدت چهار روز مروری بر چند اثر سینمایی و مستند، سینمای دفاع مقدس خواهد کرد. 
به گزارش روابط عمومی خانه­ هنرمندان ایران، به مناسبت هفته دفاع مقدس سینمای دفاع مقدس با نمایش ۶ اثر سینمایی در برنامه‌ای با عنوان «روایت‌های فتح» در خانه هنرمندان ایران مرور خواهد شد. 
شنبه ۳ مهر فیلم «دکل» به کارگردانی عبدالحسن برزیده ساعت ۱۸ و فیلم «جنگ نفتکش‌ها» ساخته محمد بزرگ‌نیا ساعت ۲۰ به روی پرده می‌روند. روز یکشنبه ۴ مهر ساعت ۱۸ فیلم «مزرعه پدری» به کارگردانی رسول ملاقلی‌پور و ساعت ۲۰ فیلم «فرزند خاک» ساخته محمدعلی باشه آهنگر به نمایش در می‌آیند. دوشنبه ۵ مهر ساعت ۱۸ فیلم «مهاجر» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا به روی پرده می‌رود و پس از آن نشست نقد و بررسی سینمای دفاع مقدس برگزار می‌شود.
سه‌شنبه ۶ مهر ساعت ۱۸ دو فیلم «مرثیه حلبچه» و «زندگی در ارتفاعات» اثر عزیزالله حمیدنژاد پخش خواهند شد.
لازم به ذکر است حضور برای علاقه­ مندان در این برنامه آزاد است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چهارصد و چهارمین نشست باشگاه فیلم تهران
» " تابور " درفرهنگسرای ارسباران اکران و نقد می‌شود
... دیدن متن »
فیلم «تابور» محصول ۱۳۹۱به کارگردانی وحید وکیلی فر یکشنبه ۲۸ شهریور ماه ساعت ۱۸ با حضورعوامل در فرهنگسرای ارسباران اکران ، نقد و بررسی می‌شود.
«تابور» به لحاظ فضای بصری و حس و حال اثر به عنوان اولین فیلم علمی- تخیلی سینمای ایران شناخته شده است. این فیلم داستان پرسه شبانه مردی در تهران مالیخولیایی و مدرن را روایت می کند که بدنش به امواج ویرانگر الکترومغناطیس واکنش نشان می دهد و او اکنون در یک فضای آخرزمانی و انتزاعی سعی دارد به شکلی غیرمعمول از وجودش محافظت کند.
فیلم «تابور» موفق به دریافت جایزه یک دستاورد هنری جشنواره فیلم تسالونیکی یونان، جایزه ویژه داوران جشنواره فیلم مراکش، جایزه منتقدین و تندیس لوتوس طلایی برای بهترین فیلم جشنواره فیلم دوویل فرانسه و جایزه شب برای بهترین کارگردانی جشنواره فیلم دو نت فرانسه شده است. این فیلم در جشنواره‌های روتردام، ادینبورگ، ترایبکا، بوسان، مونترال، پاریس، کلن، ریودوژانیرو، کپنهاک، اولهار برزیل، ساین دونت پاریس، هنگ کنگ، دبی ، مومبای و ماناکی قبرس نیز به نمایش در آمده است. «تابور» از سوی سایت "ایندی وایر" آمریکا و "فیلم کالت" فرانسه به عنوان یکی از ده فیلم برتر اکران نشده سال ۲۰۱۳ نیز انتخاب شده است.
کارگردان، نویسنده، تدوین‌گر و تهیه‌کننده این فیلم وحید وکیلی‌فر است و محمدرضا جهان‌پناه مدیریت فیلم‌برداری آن را برعهده داشته‌است. محمد ربانی، مسعود پازوکی، سید علی حسینی و علی شیدرنگ بازیگران این فیلم هستند.
وحید وکیلی فر(کارگردان) و جمعی دیگر از عوامل فیلم مهمانان چهارصد و چهارمین نشست باشگاه فیلم تهران هستند.‌

علاقمندان برای حضور دراین نشست می‌توانند به فرهنگسرای ارسباران واقع در خیابان شریعتی بالاتر از پل سیدخندان‌، خیابان جلفا مراجعه و یا با شماره‌های ۲۰- ۲۲۸۷۲۸۱۸ تماس بگیرند.
بهنام [شاهین] باقری این را دوست دارد
این فیلم بیشتر شنیدنیه تا دیدنی..
۲۷ شهريور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طبق برنامه‌ی اعلام‌شده، قرار بود روز دوشنبه ۲۹ شهریور فیلم «آن‌جا» به کارگردانی عبدالرضا کاهانی نمایش داده بشه. من یک ماه قبل برای دیدنش بلیط گرفتم اما متاسفانه بدون هیچ توضیحی فیلم «سیانور» جایگزین شده که من علاقه‌ای به دیدنش ندارم.
سینما تک خانه هنرمندان فارغ از جبران خسارت مادی باید در مورد دلایل این جایگزینی توضیح بده.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم مجتبی
در نشست نقد و بررسی مستند «مجتبی» عنوان شد.
» «مجتبی» تصویرگر مشکلات معیشتی هنرمندان است.
... دیدن متن »
فیلم مستند «مجتبی» در خانه هنرمندان ایران به روی پرده رفت.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در ادامه برنامه های مستند سینماتک خانه هنرمندان ایران که با همکاری انجمن تهیه کنندگان سینمای مستند برگزار می شود، سه شنبه ۲۳ شهریور فیلم مستند «مجتبی» به کارگردانی محمدحسن دامن زن در تالار استاد شهناز به نمایش در آمد.
در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور محمدحسن دامن زن و پدرام اکبری برگزار شد.
در ابتدای این نشست اکبری به ویژگی های فیلمسازی دامن زن اشاره کرده و گفت: دامن زن از بابت انتخاب موضوع، به شکل بسیار گزیده و در چارچوبی کاملا انتخاب شده عمل می کند. او کارگردانی اهل مطالعه با رویکردی انسانی در آثارش به شمار می آید. فیلم «مجتبی» نیز اثری اجتماعی و انسانی است که در آن با شخصیتی سرشار از احساسات مواجهیم. شخصیتی که در شرایط خانوادگی نامطلوبی به سر می برد و اگرچه برای مردم شادی به همراه می آورد، اما احساساتش درک نمی شود. دامن زن با شناخت دقیقی که از سوژه حاصل کرده، توانسته به کنه وجود او رخنه کند. تصویربرداری و تدوین خوب فیلم نیز در این میان حائز اهمیت است. 
پس از آن دامن زن به موضوع فیلم پرداخت و گفت: در این مستند موقعیت امروز هنرمندان در جامعه ایران برایم اهمیت داشت؛ اکثر هنرمندان هم در سطح جامعه و در خانواده خود از چنین معضلاتی رنج می برند. آنها برعکس ظاهر بزک کرده، زندگی خصوصی بسیار فقیرانه ای دارند. برخی از آنها در کنار خیابان از دنیا رفتند و برخی دیگر همین حالا در بدترین شرایط دارند به زندگی ادامه می دهند. ما هنرمندان و به ویژه مستندسازان در فقر مطلق به سر می بریم. اکثر ما از حداقل هایی مانند خانه و بیمه برخوردار نبوده و درگیر معیشت زندگی خصوصی خود هستیم.  وی ادامه داد: سوژه این فیلم یعنی «مجتبی» نیز به دلیل درگیری برای تامین معاش، حتی فرصت رسیدگی به فرزندش را ندارد. او از صبح تا شب در مهدکودک ها، جشن تولدها و... مشغول اجرای نمایش است. هرچند به دلیل رفت و برگشت زن و فرزندش به خارج از کشور و قصدشان برای رفتن از ایران نیز از آنها دلگیر است. می بینیم که او ساعت های طولانی به حمام و تنهایی خود پناه می آورد؛ همان جا از زبان شخصیت های مختلف قصه می گوید و سپس آنها را به روی کاغذ می آورد. دامن زن در پایان در پاسخ به سوالی در خصوص امکان اکران عمومی فیلم گفت: زمانی از طرف مسئولین سینمای هنر و تجربه خواسته شد که این فیلم برای نمایش در اختیار آنها قرار بگیرد. همان زمان به همراه «مجتبی» به آنها مراجعه کرده و فیلم را به آنها دادیم. حتی پیشاپیش ۲۵۰۰ خانواده خواستار خرید بلیط برای تماشای فیلم بودند. علاوه بر این، موضوع فیلم خود قابلیت جذب تماشاگر دارد. در دیداری که با علم الهدی داشتیم با برخورد خوب وی مواجه شدم، اما بعد از گذشت یک ماه به ما خبر دادند که فیلم را پخش نخواهند کرد. دلیلش را به من نگفتند و نمی دانم کجای این فیلم ایراد داشته است.
بهنام [شاهین] باقری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم مرد عوضی
در نشست نقد و بررسی فیلم «مرد عوضی» عنوان شد
» سینما برای هیچکاک چیزی جز سرگرمی نیست
... دیدن متن »
فیلم «مرد عوضی» در خانه هنرمندان ایران به روی پرده رفت.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در ادامه برنامه های سینماتک خانه هنرمندان ایران که دوشنبه ۱۵ شهریور برگزار شد فیلم «مرد عوضی» به کارگردانی آلفرد هیچکاک به نمایش در آمد. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور محسن آزرم و حسین عیدی زاده برگزار شد.
در ابتدای این نشست آزرم به مولفه های سینمای هیچکاک اشاره کرد و گفت: مشخصه اصلی سینمای هیچکاک، عنصر تعلیق است؛ همین حس نگرانی در بیننده است که فیلم های او را گیراتر می کند. دنیای هیچکاک دنیای اضطراب و دلهره است، دنیای انسانی کاملا بدبین که پایان فیلم هایش تیره و تار است. اما اینکه بگوییم او صرفا یکجور فیلم ساخته است، ساده انگاری به شمار می آید. هیچکاک کسی است که در دوران سینمای کلاسیک کوشیده تجربه گرایی را وارد سینما کرده و سینمای جهان را یک پله بالاتر ببرد. دسته بندی صورت گرفته از فیلم های او شامل فیلم های به اصطلاح مرد فراری، جاسوسی/جنایی، معمایی/ترسناک، معمایی/جنایی، روانشناختی، کمدی سیاه و دسته فیلم های به اصطلاح مرد عوضی می شود. البته بسته به زاویه دید شما، فیلم ها می توانند در میان این دسته بندی ها جابجا شوند.
وی ادامه داد: دهه ۵۰ دوران اوج موفقیت هیچکاک است که فیلم هایش پس از مهاجرت به آمریکا به خوبی دیده می شود. البته در آن زمان هنوز نقد فیلم به شکل جدی مطرح نبود و بعدها نسل جدید منتقدان در فرانسه او را به عنوان سینماگر «مولف» در نظر گرفتند؛ یعنی فیلمسازانی که در مجموعه آثارشان می توان به ایده ها و درون مایه هایی تکرارشونده رسید. در آن دوره رهبر معنوی «کایه دو سینما» یعنی آندره بازن، نظر مثبتی نسبت به هیچکاک نداشت؛ او معتقد بود هیچکاک کارگردانی کار بلد است، اما کاری اضافه بر فیلم ساختن در دنیای او اتفاق نمی افتد. در پاسخ، اریک رومر و کلود شابرول کتابی در مورد هیچکاک نوشتند و در آن نقش الهیات مسیحی در فیلم های او و چگونگی نقد فیلم هایش را توضیح دادند.
این منتقد سینمایی افزود: سال ۱۹۵۶ سالی پرمشغله برای هیچکاک بوده است، اما وقتی داستان واقعی فیلم «مرد عوضی» را می شنود، تصمیم می گیرد فیلم را بسازد. در حالی که فیلم می توانسته به شکل رنگی تولید شود، هیچکاک تصمیم می گیرد آنرا بصورت سیاه/سفید بسازد تا رئالیستی تر جلوه کند. به رغم تلاش های هیچکاک برای پایبندی به قواعد سینمای رئالیستی در این فیلم، این کار در لحظاتی برای او نشدنی است و از دنیای رئال خارج می شود. در سینمای ایران نیز به عنوان مثال صحنه های کابوس در «شاید وقتی دیگر» ساخته بهرام بیضایی نیز تحت تاثیر همین مدل فیلم هاست.
آزرم ادامه داد: از سوی دیگر در فیلم های او همواره می بینیم انسان هایی به اشتباه گناهکار خوانده می شوند؛ افرادی که البته اینطور نیست که هیچ گناهی از آنها سر نزند. چنین نگاهی نیز از دل تربیت مسیحی هیچکاک می آید که بنابر آن، انسان ها ذاتا گناهکارند مگر اینکه نور رحمت خدا به روی آنها بتابد. اما شخصیت «مانی» در این فیلم، بیش از آنکه احساس گناه کند، شرمزده و بهم ریخته است. به هر حال در فرهنگ مسیحی و دنیای هیچکاک کسی باید بار گناه را به دوش بکشد تا رستگاری اتفاق بیفتد و در اینجا شخصیت «رز» بار گناه را بر دوش دارد. گدار در نقدی که در دهه ۵۰ در مورد این فیلم نوشت، گفت در انتهای فیلم آنچه اتفاق می افتد معاوضه آزادی زن و شوهر است؛ یکی از این دو باید از دست برود تا بتوان به آزادی بزرگ تری دست پیدا کرد. ضمن اینکه «مرد عوضی» به دنیای کافکا، مثلا دنیای داستان «محاکمه»، شباهت دارد، با این تفاوت که کافکا کمدی و طنز مخصوص به خود را دارد ولی دنیای هیچکاک تیره و تار و جدی است.
وی اضافه کرد: عناصر مهمی در داستان پردازی هیچکاک وجود دارد که دست داستان گو را برای ایجاد موقعیت های هیجان انگیز باز می گذارد. هیچکاک خود سراغ داستان هایی می رود که دارای چنین عناصری باشند. از نظر او شاهکارهای ادبی نیازی به بازسازی سینمایی ندارند، پس داستان های درجه ۲ را تبدیل به فیلم می کند که با دنیای ذهنی خودش سازگاری داشته باشند. یکی از عناصر مهم در فیلم های او تقدیر و تصادف است؛ تصادفی که در «مرد عوضی» واقعی تر از داستان است و به قول تروفو، حقیقت گاهی می تواند هیجان انگیزتر و تخیلی تر از داستان باشد.
آزرم در پایان گفت: وجوه اجتماعی در فیلم های هیچکاک وجود دارد و به عنوان مثال در فیلم هایش به مصائب سرمایه داری می پردازد. یا رگه هایی از نارضایتی در مقام یک شهروند در آثار او می بینیم؛ احمق بودن پلیس آمریکا رد فیلم های او واضح است و می بینیم که پلیس بیشتر از آنکه مایه آسایش باشد، موجب سلب آرامش است؛ مهره هایی کم اهمیت که صرفا کارهای سپرده شده مثل اعتراف گیری را بر عهده دارند. اما این وجوه را هیچگاه به شکل واضح و روشن در کارهایش وارد نمی کند و نمی توان او را یک فیلمساز «متعهد اجتماعی» نامید. سینما برای هیچکاک جز یک سرگرمی نیست، یا به قول خودش «نه برشی از واقعیت، بلکه برشی از کیک است».
در بخش دیگری از این نشست عیدی زاده به دوران فیلمسازی هیچکاک اشاره کرد و گفت: در دوره فعالیت هیچکاک، همه چیز به استودیو و خواست تهیه کنندگان گره خورده بود و کارگردان ها بیشتر در نقش تکنیسین عمل می کردند. هیچکاک نیز بر اساس قراردادهایش با استودیوهای بزرگ فیلمسازی کار می کرد، اما جزو معدود کارگردان هایی بود که با انتخاب های خودش فیلم می ساخت و موضوع و سوژه و نماهای خود را در فیلم بکار می گیرد. موفقیت های او باعث شد که راحت تر بتواند حرف خود را به کرسی بنشاند و صرفا تبدیل به تصویرگر فیلمنامه نشود. همین مسائل سبب شد هیچکاک مورد توجه منتقدان «کایه دو سینما» قرار گرفته و به عنوان یک سینماگر مولف معرفی شود.
وی سپس به ویژگی های «مرد عوضی» پرداخت و گفت: این فیلم اگرچه بر اساس واقعیت ساخته شده، اما از هر داستانی عجیب تر است. او همچون گزارش های خبری آن دوره، به امور روزمره دقت فراوانی دارد؛ برای نمونه رفتار آدم ها در زندان را به شکل یک مناسک تصویر می کند. همینطور روی دهه ۵۰ و مصرف گرایی جامعه آمریکا تاکید می کند. چنین مولفه هایی موجب تمایز «مرد عوضی» از سایر آثار او شده است. علاوه بر این، سینمای نورئالیستی ایتالیا در دهه ۵۰ در آمریکا محبوبیت زیادی داشت و بعید نیست همین موضوع بر نگاه رئالیستی هیچکاک در این فیلم تاثیرگذار بوده باشد. هیچکاک برای ساخت «مرد عوضی» سراغ مکان ها و انسان های واقعی رفته که تا حدودی از دنیای فیلمسازی او دور است.
این منتقد سینمایی ادامه داد: عناصر موجود در فیلم های نوآر مثل تاکید بر شهر، استفاده از سایه ها به شکل اکسپرسیونیستی، فضاهای تاریک و نورپردازی های غیررئالیستی و.. در «مرد عوضی» نیز وجود دارد. این امر باعث نزدیک شدن این اثر به فیلم نوآر می شود. او فیلمی رئالیستی ساخته و همزمان از نظر پرداخت و اجرا، دنباله رو اکسپرسیونیسم مورد علاقه اش بوده است.
فاطمه صدرا این را خواند
بهنام [شاهین] باقری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره مجموعه فیلم کوتاه
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران
» روز فیلم کوتاه در خانه هنرمندان ایران
... دیدن متن »
پنج فیلم کوتاه در خانه هنرمندان ایران به نمایش در می‌آیند.

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، دویست و بیست و یکمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران چهارشنبه ۱۷ شهریور به نمایش پنج فیلم کوتاه اختصاص دارد.

«همین الان یهویی» به کارگردانی طوفان مهردادیان و بنفشه اعرابی، «۶ روز»، «تجسد» و «هارمونی» به کارگردانی پوریا مرادی و «موویلا» به کارگردانی ناصر سجادی حسینی در روز فیلم کوتاه سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش در می‌آیند.

علاقه مندان برای تماشای این پنج فیلم کوتاه می توانند چهارشنبه ۱۷ شهریور از ساعت ۱۷:۳۰ به تالار استاد شهناز خانه هنرمندان ایران مراجعه فرمایند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم پول
در نشست نقد و بررسی فیلم «پول» عنوان شد
» کیارستمی با آموزه‌های برسون، سینمای مینیمالیستی را یک گام جلو برد
... دیدن متن »
 فیلم «پول» در خانه هنرمندان ایران به نمایش در آمد.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در ادامه برنامه های سینماتک خانه هنرمندان ایران که دوشنبه ۸ شهریور در تالار استاد ناصری برگزار شد، فیلم «پول» به کارگردانی روبر برسون به روی پرده رفت. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور یاشار نورایی و حسین عیدی‌زاده برگزار شد.

نگاه کلان‌نگر و در عین حال مینیمالیستی برسون
در ابتدای این نشست نورایی به شیوه های مواجهه با سینمای برسون پرداخت و گفت: برای بررسی پول می توان سه شیوه اتخاذ کرد؛ نخست از طریق نظریه مولف و اینکه پول به عنوان آخرین اثر برسون، چه جایگاهی در کارنامه او به عنوان یک فیلمساز مولف دارد. دوم بوطیقای تاریخی؛ به این معنا که جایگاه فیلم را با توجه به مقطعی که ساخته شده و ویژگی های فنی و تکنولوژیک و زیبایی شناسی آن دوره بسنجیم. سوم از منظر امروز؛ یعنی نگاه جامعه شناسی و شاید روانکاوانه نسبت به آنچه در فیلم می بینیم و انطباق آن با تجربه امروز خودمان.
وی ادامه داد: به عنوان اثر یک مولف، بسیاری از نشانه هایی که در کارهای برسون می بینیم، در پول هم وجود دارد؛ امتناع او از روایت به شیوه کلاسیک، اتکا به شیوه تدوینی که مطابق با تدوین رایج نیست و بیشتر ملهم از مونتاژ است، استفاده از عناصر غیر بصری مثل صدا و.. صدا در آثار او نقش بسیار مهمی دارد و بار عمده ی کنش مندی و برانگیختن احساس را به عهده اصوات و صدا می گذارد. برسون «پول» را بر اساس رمان کوتاهی از تولستوی ساخته، اما به شیوه خودش فیلم را منسجم کرده است. اثر از بسیاری از شخصیت های داخل داستان خالی شده است و تمرکز خود را روی یکی دو شخصیت گذاشته و چند شخصیت نیز با هم ادغام شده اند. تولستوی در اثر خود، نگاهی کلان نگر دارد. جذابیت تالیفی پول علاوه بر آن عناصر بصری و کار با صدا و حذف کنش ها، به این برمی گردد که نگاه برسون در عین اینکه به ظاهر کاملا با فاصله و کلان نگر است، ولی در عین حال میکرو و جزئی نگر است. او یک منبع ادبی با نگاه کلان را، به شکل متمرکز و جزئی و مینیمالیستی به تصویر کشیده است. می توان گفت برسون به عنوان یک فیلمساز مولف، زیر سایه کار تولستوی قرار نگرفته است و اثر او را منحصر به خود کرده است.
این منتقد سینمایی سپس به بازخوانی تاریخی و جایگاه اثر از این منظر اشاره کرد و گفت: بسیاری از عناصری که در دهه ۸۰ موجب شدند یک نوع شیوه ی بصری جا بیفتد را در پول هم می بینیم. شیوه ی مونتاژ فیلم به شکلی است که یک جاهایی تبدیل به کلیپ و فیلم های تبلیغاتی می شود. «پول» پیوند دیگری نیز با دهه ۸۰ دارد که کنت جونز در کتابش به آن اشاره می کند؛ از دهه ۸۰ به بعد به دلیل باز شدن شرایط و در عین حال نوعی آشفتگی روانی-اجتماعی و نه فردی، بسیاری از فیلم ها دارای تم نابسامانی اجتماعی و واکنش های روانی است و شخصیت های قاتل زنجیره ای در این فیلم ها جا می افتد. در دهه ۸۰ است که قاتل روانی به عنوان عنصر شر جا می افتد. پس جایگاه این اثر در دهه ۸۰ را می توان از طریق این بوطیقای تاریخی تحلیل کنیم.

برسون سینما را از نو ساخته است
پس از آن عیدی‌زاده ضمن اشاره ای کوتاه به روند زندگی برسون گفت: طبق تعریف نویسندگان «کایه دو سینما»، برسون یک فیلمساز مولف است. یکی از ویژگی های کار او، شیوه بازی گرفتن او از بازیگران است؛ بسیاری معتقد بودند سینما نزدیکی زیادی با تئاتر دارد، اما تصمیم برسون این بود که بازی بازیگران به شیوه ای باشد که سینما از تئاتر فاصله بگیرد. شخصیت های فیلم های او نمی خندند، اخم و گریه ندارند و از طریق صورتشان متوجه هیچ حسی نمی شوید. در واقع یک جور غلو در سادگی را شاهد هستیم؛ برسون با این شیوه بازیگری، ما را وادار می کند به قاب ها و شخصیت ها دقیق تر شده و به اینصورت احساسات این شخصیت ها را در خودمان بازسازی کنیم. به همین دلیل اگر با فیلم های او ارتباط برقرار کنیم، شخصیت ها تا مدتها در ذهن ما باقی می مانند.
این منتقد سینمایی افزود: تدوین او با تدوین های رایج خیلی متفاوت است و متکی به حذف است. او با این کار از آنچه از جریان رایج ژانری انتظار داریم، خیلی راحت فاصله می گیرد. داستان همین فیلم می تواند تریلرِ تبدیل یک آدم ساده به یک قاتل زنجیره ای باشد، ولی رویکرد برسون فاصله زیادی با سینمای ژانر تریلر دارد. اصول سینمای برسون و همینطور شیوه بازی گرفتن او از بازیگران، مختص به خودش است و هیچ ربطی به سینمای ژانر ندارد.
وی سپس در توضیح تفاوت های رمان تولستوی و فیلم برسون گفت: اگر داستان تولستوی را خوانده باشیم، متوجه می شویم که برسون کار عجیبی کرده است. در بخش دوم کتاب تولستوی، شخصیت ها متحول می شوند و تصمیم می گیرند درستکار شوند. اما در این فیلم اصلا چنین رویکردی ندارد. بسیاری معتقدند برسون در اواخر عمر به این نتیجه رسیده که با توجه به مادی گرایی انسان، دیگر راهی برای رستگاری او وجود ندارد. برسون معتقد بود ایمان و راستکار بودن موجب رستگاری می شود، اما به نظر می رسد در دو فیلم آخرش چنین نگاهی ندارد. ضمن اینکه در رمان تولستوی از گذشته شخص آگاهیم ولی در کارهای برسون هیچ گذشته ای از شخصیت ها نمی بینیم. همین امر آنها را بی هویت و در عین حال جهانشمول کرده و بیننده می تواند هرگونه بخواهد آنها را تصور کند. در واقع برسون از خاص شدن اتفاق یا سرنوشت برای طیفی خاص یا جامعه ای خاص جلوگیری می کند و به دنبال ریشه یابی این مسائل هم نیست
عیدی‌زاده در پایان گفت: از نظر ژانری نیز در برخورد اول با فیلم های برسون، کنار آمدن با آنها آسان نیست چون از قواعد ژانری و داستان گویی مرسوم پیروی نمی کند. او با استفاده از تکرار نقش مایه های بصری و همین طور بهره گرفتن از صداها، ریتم درونی برای فیلم هایش پدید می آورد که با اثر هیچ کس دیگری قابل مقایسه نیست. برسون توانسته سینما را آنطور که خودش خواسته تغییر داده و از نو ساخته است. برای کنار آمدن با آثار او، لازم است اصول فیلمسازی او را بپذیریم. همان طور که در مورد هیچکاک، کیارستمی، لینچ و.. باید دنیای خود آنها را پذیرفت.

کیارستمی آموزه‌های برسون را مال خود کرده است
در بخش دیگری از این نشست، نورایی به مساله ایجاز در آثار برسون پرداخت و گفت: ایجاز در کار برسون آنقدر درست رعایت شده است که هیچ کنش و نمایی از فیلم اضافه نیست. او جنبه توضیحی سینما را کم می کند و به ما اجازه می دهد با دانش و احساس خود فیلم را درک کنیم. مساله او، نه فهم تماشاگر نسبت به فیلم، بلکه حس او نسبت به فیلم است. برسون نگاهی جبهه گیرانه و ایدئولوژیک ندارد و دهشتناک بودن فیلمی مانند «پول» نیز از سادگی آن نشات می گیرد؛ اینکه چطور یک عمل ساده ی انسانی می توان چنین عواقب وحشتناکی به دنبال داشته باشد.
وی سپس به شباهت های سینمای کیارستمی و برسون اشاره کرد و گفت: فیلم آخر کیارستمی، «مثل یک عاشق»، شباهت بسیاری به سینمای برسون دارد؛ رویکرد کیارستمی نسبت به حذف های تعمدی و فیلم هایی که پر از چاله هایی هستند که تماشاگر خود باید آنها را پر کند، همان کاری است که در سینمای برسون نیز شاهدش هستیم. در مورد صدا و استفاده از عناصر خارج از قاب این دو نفر کاملا نقطه پیوند دارند و سینمای کسی مثل برسون قطعا در سال های بعد روی سینمای کیارستمی تاثیر گذاشته است؛ تاثیری که خیلی خوب بوده و کیارستمی این آموزه ها را عملا مال خود کرده است. به این معنا که سپهر فلسفی خودش را روی اثرش گسترش داده و در عین حال از تمام آن آموزه ها استفاده کرده و اثر سینمایی مینیمال را یک گام به جلو برده است.
این منتقد سینمایی افزود: زمانی که نگاه مینیمالیستی با نگاه کلی گرا منطبق می شود، فیلمساز قادر است با کمترین اشارات، نگاهش را جهانشمول کند و این اتفاقی است که در مورد برسون و کیارستمی می افتد. کیارستمی نیز در فیلم هایش بسیاری از نقاط را باز می گذارد تا آدم ها از فرهنگ ها و جوامع مختلف، آن را با دانش خود پر کنند. در واقع او رویکردی برسونی نسبت به شخصیت ها، موقعیت ها و انگیزه ها دارد. این امر در دو اثر آخر کیارستمی به وضوح دیده می شود. کیارستمی امکان تفسیر را برای شما باز می گذارد و اینگونه است که آثارش جهانشمول می شود.

مکانیکی شدن روابط انسانی و حاکم شدن شر
نورایی ادامه داد: سوزان سونتاگ در مقاله «سبک متعالی در سینمای برسون» می گوید سبک متعالی برسون، از ساختار فنی و بصری کارهای او می آید. این تعالی نه صرفا از نگاه مذهبی او به هستی، بلکه از نوع نگاه به ابزار کارش ریشه می گیرد. برسون در یک یکپارچگیِ فکر شده، همه چیز را در خدمت خود می گیرد. اینگونه است که کوچک ترین اعمال روزمره انسانی در فیلم هایش و در راه اهداف فرد، تبدیل به یک امر آیینی می شود. سکوتی که در کارهای او وجود دارد، تمام صحنه ها را تبدیل به محراب می کند. در واقع این یک سکوت آیینی و کلیسایی است که از حس متعالی آن برای غنی کردن سوژه بهره گرفته می شود. از آن سو صداهای فلزی مثل صدای در ماشین یا صدای موتور، موجب تشدید حس شیء شدگی و مکانیکی شدن روابط انسانی می شود.
این منتقد سینمایی در پایان گفت: در فیلم «پول» قرار است یک منبع داستانی کاملا متفاوتِ فرهنگی که به ۸۰ سال قبل از خودش مربوط می شود، به یک اثر فرانسوی دهه ۸۰ میلادی برگردانده شود. در رمان تولستوی خشونت بسیار بیشتر است و شرح او از وقایع وحشتناک تر. برسون اینها را تبدیل به امر درونی می کند، موضوع را گرفته و طرح سوال می کند. قصد برسون نه نشان دادن روند تبدیل شدن به یک قاتل، بلکه نهادینه شدن امر اهریمنی است؛ اینکه شر چگونه تکثیر و حاکم می شود و ما نیز به عنوان بیننده درک خود را از آن خواهیم داشت.
بهنام [شاهین] باقری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران
» در نشست نقد و بررسی فیلم «سالار مگس‌ها» عنوان شد
... دیدن متن »
محسن آزرم: بروک دنیای نمایشی خود را از هیچ خلق می‌کند

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در ادامه هفته فیلم پیتر بروک که در خانه هنرمندان ایران در حال برگزاری است، شنبه 6 شهریور فیلم «سالار مگس ها» در تالار استاد شهناز به روی پرده رفت. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور مهرداد پورعلم و محسن آزرم برگزار شد.

در ابتدای این نشست پورعلم به داستان ویلیام گلدینگ اشاره کرد و گفت: در فلسفه روش های مختلفی برای فلسفه ورزی وجود دارد؛ از جمله شیوه آزمایش های ذهنی یا خیالی که در آن به زبان ساده موقعیتی را فرض کرده و در آن موقعیت جوانب مختلف یک موضوع را می سنجیم. این نوشته ها با عباراتی همچون «فرض کن»، «تصور کن» و.. شروع می شود و سپس موقعیتی تشریح شده و موضوعی مورد بحث قرار می گیرد. در هنرها و ادبیات نیز چنین سنتی وجود دارد. در این آثار، موقعیتی خیالی به عنوان نمونه ای از موقعیت عمومی، اجتماع، سیاست و.. در نظر گرفته شده که گاهی اوقات به نمادپردازی نیز نزدیک می شود، مثل داستان های به اصطلاح «جزیره ای». داستان ویلیام گلدینگ نیز از نمونه های برجسته این شیوه است که هم از آثار پیش از خود تاثیر پذیرفته و هم تاثیر زیادی بر آثار بعد از خودش گذاشته است.

وی سپس به تفاوت دیدگاه بروک و گلدینگ پرداخت و گفت: جنبه های نمادپردازانه و تمثیلی در رمان گلدینگ خیلی پررنگ تر از فیلم بروک است و بروک رویکردی واقع گرایانه تر نسبت به رمان دارد. رمان هیچ اشاره ای به چگونگی حضور افراد در جزیره ندارد بلکه صرفا از این فرض استفاده می کند تا نشان دهد چگونه با گردهم آمدن آدم ها جوامع تشکیل می شوند، فطرت انسانی چیست، چه چیزهایی اکتسابی است و.. ولی بروک در ابتدای فیلم تصاویری از مدرسه، جنگ و.. نشان می دهد که با این شواهد داستان را واقع گرایانه تر می کند. در این اقتباس به هر حال چیزهایی از دست رفته است، چرا که به ناچار توصیفاتی حذف می شود که در رمان ذهن خواننده را گرم و آماده می کند ولی در فیلم صرفا با یک نما نشان تصویر می شود. به نظر می رسد در فیلم فرصت کافی برای شخضیت پردازی در نظر گرفته نشده و گویی بروک به عمد این کار را کرده است.

در ادامه آزرم به جنبه های تمثیلی در آثار بروک اشاره کرد و گفت: رمان «سالار مگس ها» رمانی کاملا تمثیلی است و به حکایت هایی قدیمی شبیه است که به آدم هایی می پرداختند که به یکباره از جامعه خود دور می شدند. به نظر می رسد همین تمثیلی بودن اثر برای بروک جذاب بوده است. در دنیای نمایشی بروک، نمایش هایی مثل «مجمع مرغان» یا همان منطق الطیر اساسا داستانی تمثیلی است و این جنبه های تمثیلی برای او همواره جذابیت داشته است. در مورد رمان ویلیام گلدینگ نیز همین اتفاق افتاده است. جنبه های تمثیلی به مخاطب این امکان را می دهد که رمان را از جنبه های مختلف ببیند و بسنجد و نتیجه گیری کند. با هر نگاه و از هر سو «سالار مگس ها» را بخوانیم به هر حال به یک نتیجه می رسیم. مثلا برای کسانی که همواره بر پاکی و صداقت کودکان تاکید می کنند، این رمان نمونه ای است که بر خلاف این دیدگاه قرار می گیرد.

این منتقد سینمایی ادامه داد: کار جالب بروک در فیلم اینست که رمانی ۴۰۰ صفحه ای را به شیواترین شکل ممکن فشرده کرده است. بحث اقتباس و بحث فشرده کردن رمان، دو بحث مجزا هستند و بروک خیلی خوب این کار را انجام داده است. تقریبا تمام دیالوگ های فیلم در رمان وجود دارد و از آن طرف دیالوگ هایی از کتاب که به نظر اضافه می رسیده حذف شده اند، بدون اینکه آسیبی به رمان وارد شود. بروک از این نظر پیرو معمار اعظم «مهابهاراتا» است که وقتی اراده کند، دنیای نمایشی خود را از هیچ خلق می کند بدون اینکه نیازی به صحنه پردازی یا دکور غریبی داشته باشد. این به علاقه او به نمایش های شرقی و آشنایی اش با تعزیه ایرانی برمی گردد. بروک از سادگی اتفاقاتی که روی صحنه تعزیه می افتد و تاثیر عظیمش بر تماشاچی حیرت زده شده بود. ضمن اینکه او زمانی این فیلم را ساخته که دوره موج نو سینمای فرانسه از راه رسیده، قید و بندهایی از پای سینما باز شده، دوربین آزادانه حرکت می کند، صدابرداری سر صحنه است و.. تاثیر چنین جریانی در فیلمبرداری «سالار مگس ها» به وضوح قابل مشاهد است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم پول
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران
» نمایش فیلم «پول» به کارگردانی روبر برسون در خانه هنرمندان ایران
... دیدن متن »
فیلم سینمایی «پول» به کارگردانی روبر برسون در خانه هنرمندان ایران به نمایش در ‌می‌آید.

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، فیلم سینمایی «پول» به کارگردانی روبر برسون دوشنبه ۸ شهریور در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش در ‌می‌آید.

پول (به فرانسوی: L'Argent) فیلمی درام به کارگردانی روبر برسون و محصول سال ۱۹۸۳ است که در کشور فرانسه تولید شده است. فیلم برداشت آزادانه‌ای از بخش اول رمان کوتاه کوپن جعلی لئو تولستوی است. «پول» آخرین فیلم روبر برسون بود. فیلم پول موفق شد

در جشنواره فیلم کن سال ۱۹۸۳، جایزه بهترین کارگردان را برای سازنده‌اش به ارمغان بیاورد. در همان سال، فیلم نوستالگیا به کارگردانی آندری تارکوفسکی هم برنده همین جایزه شد. فیلم پول در ۱۸ می ۱۹۸۳ در فرانسه منتشر شد. علاوه بر جشنواره کن، فیلم پول در جشنواره فیلم سزار سال ۱۹۸۳ هم نامزد دریافت جایزه بهترین صداگذاری شده بود.

فیلم سینمایی «پول» به کارگردانی روبر برسون دوشنبه ۸ شهریور ساعت ۱۷:۳۰ در تالار استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش در ‌می‌آید.

بهنام [شاهین] باقری و Esimanu این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره فیلم در کوچه های عشق
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تقابل ساختار و تخطی:نگاهی به «اندیشه ی خارج» در مُدراتو کانتابیله

مدراتو کانتابیله اثر پیتر بروک(1960)،که اقتباسی است از رمان(1958) مارگریت دوراس به همین نام یکی از آثار مهمی است که از سرآغازهای سینمای موج نو به شمار می رود.اهمیت اقتباس بروک از دوراس در این جاست که آثار دوراس را می توان به منزله ی شکل گیری یک «صدای نوین زنانه»تلقی کرد،که هنوز در مولفه های «هیستریک»خود اسیر است.ستایش لکان از دوراس که او «هر آن چه را من تعلیم می دهم ،بدون من می داند»،نشان از اهمیت جنبه های پیش رو زنانه در کار دوراس دارد.آثار دوراس دقیقاً در فضایی میان«تخطی هیستریک از ساختار» و بازگشت مایوسانه به امر پیشین به سر می برند.از این رو، سر پناه خویش را در آن چیزی می جویند که از زبان«آن دِبار»(ژَن مورو)به منزله ی «خوشی های کوتاه مدت»تلقی می شود.عشق های بیرون ساختار به منزله ... دیدن ادامه » ی لحظاتی موقت از رهایی و سرخوشی و بار دیگر بازگشت به «همان چیزها»... گویی نخست باید «ادیپی و ساختاری» شد و سپس دست به ساختار زدایی و رویکردی ضد ادیپی زد...در این جاست که پرسش اساسی سینمای موج نو به منزله ی یکی از پشگامان یا تبارهای «انقلاب مه 68» اهمیتی اساسی می یابد.جایگاه مرزی سینمای موج نو در «میان ساختار و تخطی از آن»به خوبی در فیلم بروک قابل مشاهده است...«آن» که همسر مردی کارخانه دار و از طبقه ی بورژواست و اسیر در زندگی تکرای و بی معنای خود،هر روز در ساعاتی معین کودک اش را به «کلاس پیانو» می برد و سپس با او مسیری در آب را با قایق و گاهی جنگل نزدیک را قدم زنان می پیماید...نخستین مواجهه ی این زن با «فضای خارج» صدای فریادها و ضجه ی زنی است که پسرک در حال نواختن پیانو را متوجه آن می کند...پسر نخستین کسی است که حواسش معطوف«خارج»از اتاق می شود: دوربین ناگهان از فضای درونی اتاق به بیرون می رود و نمای کشتی،آسمان و مردمی که در حال گرد امدند را آشکار می کند.معلم از کودک می خواهد به صدا توجه نکند و به نواختن ادامه دهد،مادر نیز تا حدودی با معلم هم راهی می کند،اما کودک نمی تواند نسبت به صدا بی تفاوت باشد،او می خواهد به سمت صدا برود و آن را دریابد...(نمونه ی این رفتن به خارج از ساختار در صحنه ای دیگر از راهپیمایی مادر و کودک در جنگل تکرار می شود،جایی که مادر درباره ی گوزن ها صحبت می کند که به جنگل می آیند و سپس به سرزمین های درودست می روند...اما پسر متوجه دروغ مادر می شود،و می گوید:«نه اون ها رو می کشند»...مادر نمی خواهد کودک با واقعیت جهان خارج روبرو شود....)مادر و کودک پس از کلاس به پایین می روند:مردی معشوقه اش را در کافه به قتل رسانده است و این سبب آشنایی «آن» با مردی به نام «شوون» می شود که در جمع حاضران در صحنه است ....به تدریج در می بابیم که شوون کارگر اخراجی کارخانه ی همسر «آن»است...کارخانه ای که همه ی شهر مزدبگیران آن هستند...«این صدای خارج از قابِ»زن به قتل رسیده ،«آن» را رها نمی کند و در این بین بهانه سردرآوردن از ماجرا از طریق این کارگر،زمینه ی نزدیکی شان را فراهم می آورد... عشق بی فرجام و «ناممکن» آن ها با رفتن شوون و بازگشت او به خانه پایان می یابد...پایان فیلم در حقیقت به نوعی حدّ فراروی موج نو از ساختار را نشان می دهد:ساختار همواره در تقابل با تخطی به یکی از دو قطب باز می گردد...مشابه این سرنوشت در فیلم «ژول و ژیم» فرانسوا تروفو که دو سال پس از این فیلم بروک ساخته می شود و بازیگر زن اصلی آن هم ژن مورو است در قطب دیگر تقابل پایان می یابد : با خودکشی (ژیم و کاترین) تخطی آن ها از ساختار خانواده به رخ کشیده می شود...
موریس بلانشو یکی دیگر از نویسندگانی است که مفهوم «اندیشه ی خارج» را در رمان هایش پیش می کشد و فوکو در مقاله ای در 1966 به این مسئله می پردازد...در سینمای موج نو هنوز نشانه های اولیه ی این خارج وجود دارد...که نتوانسته چندان از «تقابل تخطی و ساختار» فراروی کند...نماهای خانه ی زیبای زن از پشت میله ها، زندانی را متصور می سازد که او در آن اسیر است...و نظرگاه دوربین از «خارج» خبر می دهد،اما خارجی که هنوز کاملاً کشف نشده است...وضعیت سومی که هنوز در اندیشه 68 نیز به رهایی خویش نرسیده است...تنها عشقِ غیر ساختاری است که اکنون می آید تا از این تقابل و تسلسل بی پایان خارج شود و بیرونی را نمایان سازد که «سینمای موج نو»اولین نشانه های آن را در تصویر آشکار کرده بود...عشقی که هنوز سینما منتظر فرا رسیدن آن است....
مدراتو کانتابیله به چه معناست؟.. پرسشی که معلم در ابتدای فیلم مطرح می کند...و پاسخ او «خواندن نرم و ملایم»، گویای وضعیت میانه روی خود این اندیشه است،که هنوز در فضای میان «نافرمانی و ساختار»در نوسان است....یادداشت آربی آوانسیان که در ابتدای جلسه قرائت شد بر هر دو این جنبه ها اشاره دارد...بروک هنوز منتظر لحظه ی خروج تمام عیار از ساختار است که زن را به جایی خارج از خانه و رفتن با مرد کارگر می برد،خارجی که جویس کارول اوتس،نویسنده ی آمریکایی در یکی از داستان هایش در فراروی از این دو حد آن را به تصویر می کشد...
در این جا تنها چیزی که تصور حقیقی مفهوم «خارج»است خود کودک است...این اوست که به اتوریته ی معلم و زندگی عادت مند روزمره تن نمی دهد و رابطه ی او با مادرش را نمی توان به ردپاهای ادیپی برگرداند(آن جا که او شاخه های درختان را به دور گردن مادر می اندازد،یا برگ ها را به روی پاهای مادر می گذارد و بدن اش را با شاخه ها می پوشاند،گویی می خواهد او را از سبزی و زندگیِ خارج پر کند......مادر از طریق کودک است که به خارج(جنگل،دریا،بیرون از خانه)متصل می شود و بیرون رفتنش را توجیه می کند..هر چه مادر به «شوون» نزدیک می شود کودک بیش تر از صحنه و قاب فیلم خارج می شود...به طوری که از جایی به بعد دیگر در فیلم حضور ندارد...و این نشان از «بیرونی بودن ذاتی او از ساختارها» دارد.در صحنه ای که زن و همسرش بر روی میز غذا هستند و فاصله ی بسیار زیاد آن ها در دو سر میز به خوبی سردی شدید و رسمیت میان تهی روابط شان را نشان می دهد،زن از عقیده ی معلم پیانو در مورد کار پسرشان می گوید و این که از دید معلم او بی استعداد نیست ،اما یک "mauvaise volonté" در او وجود دارد.این اصطلاح دقیقاً معرف تن ندادن کودک به قوانین ساختار است.خود اصطلاح دارای معانی مختلفی است چون«بی میلی،عدم تمایل،اکراه،بی علاقگی»(unwillingness) و یا«سوء اراده»(ill will) و یا «اراده ی منفی»( evil will)که از نظر امر مسلط به منزله چیزی ناهنجار تلقی می شود...این دقیقاً میل کودک به نپذیرفتن قواعد بازی مسلط است...کودک در فیلم بروک یگانه امید برای خروج از ساختار باقی می ماند که دیگر در پی تقابل با ساختار مسلط نیست،بلکه به آرامی و به شکلی ملایم از آن خارج می شود و این است معنای یا سویه ی دیگر «مدراتو کانتابیله»...کودک در پایان با عدم حضور خود این خارج را تجسم می بخشد و معنای حقیقی «مدراتو کانتابیله» را به آن می دهد،پرسشی که رمان و فیلم با آن آغاز می شود:«خروج ملایم و بی سرو صدا از ساختار»...
نیلوفر ثانی این را خواند
پرنده‌بازِ آلکاتراز و ابرشیر این را دوست دارند
لذت بردم شمس گرانقدر
نکته ای که به نظرم می آید این است که آیا به راستی ما را از ساختارها رهایی هست؟ یا اساسا این یک انتزاع فلسفی است که ما را در بستر ساختار زدای رهنمون می شود
شاید پسرک فیلم جوان انقلابی می ۶۸ خواهد شد اما زمان ثابت می کند که او در قرن بیست ... دیدن ادامه » و یک ساختار دیگری را پذیرفته ..همانطور که کوهن دانشجوی لیدر ۶۸ در قرن بیست و یک به عضویت اتحادیه اروپا در آمده و از تصمیم گیران داخل سیستم است
۰۵ شهريور
ابرشیر جان سپاس از تو...
امیدوارم به زودی بتوانیم در مورد پرسش هایی که طرح کردی بیش تر صحبت کنیم...چرا که نیاز به نوشتن چندین صفحه ای دارد و نمی توان به آن جواب هایی حاضر آماده داد....
۰۶ شهريور
شمس عزیز ممنون از تو که با قدرت اندیشگی ات و شناخت و آگاهی پر وسعتت ، افق های جدیدی می افرینی و به تفکر بیشتر دعوت مان می کنی
درود بر تو..حتما در فرصتی مناسب مباحث را پی می گیریم
۰۶ شهريور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هفته فیلم پیتر بروک
» هفته فیلم پیتر بروک در سینماتک خانه هنرمندان
... دیدن متن »

هفته فیلم پیتر بروک در خانه هنرمندان
از ۳ تا ۸ شهریور ماه
خانه هنرمندان

فیلم شاه لیر | چهارشنبه ۰۳ شهریور ۱۳۹۵
» خرید بلیت

فیلم مدراتو کانتابیله | پنجشنبه ۰۴ شهریور ۱۳۹۵
» خرید بلیت

فیلم مهابهار | جمعه ۰۵ شهریور ۱۳۹۵ 
» خرید بلیت

فیلم سالار مگس ها | شنبه ۰۶ شهریور ۱۳۹۵ 
» خرید بلیت

فیلم  تراژدی هملت | یکشنبه ۰۷ شهریور ۱۳۹۵ 
» خرید بلیت
ابرشیر و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره فیلم نهنگ | Leviathan
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره انیمیشن کتاب جنگل
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تماشای این فیلم را از دست ندید، این فیلم تا به امروز در ایران اکران نشده و احتمالا اکران نخواهد شد، اما سینماتک فرهنگسرای نیاوران این فیلم را فقط یکبار در روز شنبه 95/5/30 ساعت 19 سالن گوشه پخش و تحلیل می کند.
بهنام [شاهین] باقری این را دوست دارد
فکر می‌کنم فیلم توی سینما تک هم با حذفیات زیادی نمایش داده بشه.
۲۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید