تیوال نمایشنامه‌خوانی عروسی خرده بورژواها
S2 : 19:08:19
  شنبه ۰۵ دی ۱۳۹۴
  ۱۸:۰۰ و ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: برتولت برشت
: پرویز تاییدی
: آریو راقب کیانی

: مارال عظیمی
: (به ترتیب ورود) مهشاد حجتی (مادر داماد)، آریو راقب کیانی (پدر عروس)، نازنین مهر (عروس)، علیرضا بیات (داماد)، حسین کوهی (مرد جوان)، پرند محمدی (خواهر)، پرستو فصیح (زن)، آسو یونسی (مرد)، شاهین نصیری (دوست)
: سازهای کوبه ای: هرش نقشبندی
: بهار فخاریان
: مهسا علیپور
: اسماعیل نجفیبخشی از عواید به دست آمده از این نمایشنامه خوانی صرف امور خیریه خواهد شد.

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایشنامه‌خوانی عروسی خرده بورژواها / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
با درود و سپاس و عرض خسته نباشید به آریوی جان راقب کیانی گرامی و مارال بانوی عظیمی عزیزم و همه ی خوانش گران هنرمند و نازنینم و گروه موسیقی ی این اجرای زیبا .
و
تشکر ویژه از علی جان عبدالرحیم عزیز و ارجمند م که با گذاشتن قرار گروهی برای این نمایشنامه خوانی زیبا ، باعث و بانی گرد هم آمدن اعضای قدیم و جدید خانواده ی بزرگ تیوال از راه های دور و نزدیک ، برای حمایت و همدلی و همراهی اجرای دوستانشان گردید .
بینهایت سپاس

در مورد این نمایشنامه خوانی لذتبخش ، هر آنچه گفتنی بود و هر آنچه باید ، عزیزان به درستی و زیبایی نوشته اند . بنابراین من آنچه را که آن شب خاطره انگیز جدای از اجرا توجهم را بخود معطوف کرد ،

چیزی نبود جز ****************** جادوی تئاتر *****************
که چگونه عزیزان ناپیدا و کم پیدای تیوالیمان را بسوی دیدن اجرای دوستانشان کشاند و دلتنگی ها را زدود .
دیداری مسرت بخش

بیکران درود بر تیوال این شبکه ی فرهنگی و بغایت دوست داشتنی
و ممنونم که باب آشنایی های مجازی را به وادی دوستی های حقیقی باز نمود و موجبات آشناییم را با هنرمندان بزرگوار ، فرهیختگان و اندیشمندان و دوستانی عزیز تر از جان ، صاحب اندیشه و اهل قلم فراهم آورد .

خدا را شاکرم که هنوز تئاتر هست که نفس ما عاشقانش است و هنوز هم با تمام مشکلات و رنجهایی که هنرمندان نازنین این عرصه بر دوش می کشند ، این تن رنجور و نحیف را سرا پا نگه داشته و دم به دم نفس عاشقان و مشتاقانش را تازه می کنند و روحشان را صیقل می دهند. و آوای خوش و روح انگیزش را بر دل و جانمان می نشانند .
... دیدن ادامه »
ممنون که هستید
و ممنون که با تمام بی مهری ها ، بی توجهی ها و کم وکاستی ها همچنان استوار و پایدار بر صحنه های این هنر ناب می درخشید و مخاطبان شیفته ی خود را از مهر ، عشق و دانایی سیراب می گردانید .
سپاس

و ای کاش و ای کاش
حمایتی اینگونه ، همدلی و همراهی اینچنین دوست داشتنی ، در تمامی عرصه های این سرزمین تسری می یافت . بخصوص در عرصه ی تئاتر که بستری است برای فرهنگ سازی ، دانش و آگاهی و دانایی ، عشق و مهرورزی ، محبت و همدلی و ... و ... و

به واقع که آن زمان خاکمان بهشتی برین بود و بس زیبا و دوست داشتنی .
و آنگاه بدون شک غم و اندوه و رنج و درد بی معنا می گشت .


دیر شد:) آمدم چیزی بنویسم دیدم گفتنی ها را همه ی عزیزان گفته اند، همینجا زیر چتر ِ شکوه بانوی نازنینم می ایستم و همراهشان همه ی شما عزیزان را برای اجرای دلنشین و حرفه ای تان تشویق میکنم
و سپاسگزارم که این جمع دلتنگ را در شنبه ای رها شده ، دور ِ هم جمع کردین ... دیدن ادامه » برای دیدن اثری ارزشمند از دوستانی عزیز و گرانمایه
و باز هم منتظریم:)
۰۸ دی ۱۳۹۴
آریو جان عزیز و اندیشمندم
ممنون و سپاسگزارم از لطف و مهرتان
بودن در کنار شما عزیزان اهل هنر و قلم و اندیشه ، مایه ی مباهات و افتخار است .

همواره بدرخشید
موفق و موید باشید
۰۹ دی ۱۳۹۴
آریوی عزیز ما نیز از داشتن دوستان اندیشمند و هنرمندی چون شما مسروریم و همواره همت والای شما و اشتیاق در پی علاقه مندیهایتان را بسیار ارزشمند میدانم، چه خوب که در این راه گام های نیک برمیدارید، مشتاقانه منتظریم مخاطب آثار بعدیتان باشیم:)
۰۹ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای آریو راقب کیانی


وقتی ما نمایشنامه ای را به صحنه میبریم از تمامی عوامل اجرایی برای به منظور رساندن مفهوم به مخاطب کمک میگیریم. از دکور صحنه، نور، صدا و جلوه های بصری گرفته تا بیان و حرکت که نقش مهمتری در انتقال معنا به مخاطب دارد. حال در نظر بگیریم تمامی این عوامل از ما گرفته شود و فقط به خوانش یک متن اکتفا کنیم. با این وجود کار ما سخت تر شده و باز هم باید همون مفاهیم را به تماشاگر انتقال دهیم.
از نظر من همیشه نمایشنامه خوانی سخت تر از اجرای صحنه ای همان نمایشنامه، برای جذب مخاطب است و تا الان تعداد معدودی نمایشنامه خوانی بوده که در خوانش موفق عمل کردند.
نمایشنامه عروسی خرده بورژوا ها داستان آدم هایی است که برای جشن عروسی ای که بیشتر شبیه یک مهمانی است، آمده اند. آدم هایی در ظاهر دوستانه و در باطن خودخواه که به دنبال تحقیر یکدیگرند. به دور میزی جمع شده اند، شام می خورند، شراب می نوشند و گه گاهی هم برای فرار از موقعیت می رقصند.
عروس و داماد یک ویژگی خاص دارند و آن این است که اثاث منزلشان را خودشان ساخته اند. ویژگی که در ابتدا به آن افتخار می کنند و در انتها باعث تحقیرشان می شود. اثاثی که در واقع مثل اساس زندگیشان از هم گسسته است.
شخصیتهای این نمایشنامه هر کدوم ویژگی های خاص خود را دارند. پدر خانواده داستانی را بارها تکرار می کند و همه تلاش خود را برای سر گرم کردن مهمانانش می کند اما در این امر ناموفق است. مادر خانواده نفوذ زیادی بر روی پسرش دارد، بارها به او تذکر میدهد و سعی می کند قدرتش را به رخ عروسش بکشد.عروسی که باب طبع و سلیقه او نیست. خواهر داماد و مرد جوان رمانتیک که سعی در جلب توجه یکدیگر دارند و فراموش می کنند امشب شب رمانتیک دو نفر دیگر است نه آنها. دوست زن ذلیل و زن نسبتاً بدجنسش که باکی برای تحقیر یکدیگر ندارند چه برسد به دیگران و به ظاهر از این حرکت لذت می برند. مرد جوان که به فکر خوش گذرانی و تلافی کینه های قدیمی از دوستش است. عروس و داماد که پایه های زندگیشان بر روی چیزی جز عشق است و همانند منزلشان همه چیز ساختگی و بی بنیان است.
عروسی با صرف شام و به شادی شروع میشود اما کم کم عقده های مهمانان جریان خوشی را به سوی شبی نفرت انگیز سوق میدهند. مهمانان برای رقص بلند میشوند و آنجاس که پایه های میز دست ساز داماد شکسته میشود و این شروع ویرانی شب خاطره انگیز است.
در این نمایشنامه خانواده ای را میبینیم که بنیانش همچون اثاث منزلش سست و ناپایدار است. خانواده ای که نماد جامعه غربی برشت بوده که کوچکترین نهاد اجتماعی اش به راحتی از هم پاشیده میشود. رقص های ضربدری این عروسی فاجعه ای اخلاقی است که به نوعی حتی نشان از آسیب های اجتماعی امروزه مان نیز می باشد، به طوریکه حتی عروس جوان در شب عروسی اش با دوست داماد می رقصد و داماد اظهار نارضایتی نمی کند! پدر روایت هایی را تعریف می کند که تلنگری است برای شکاف نسل ها که هر لحظه عمیق تر می شود. عاملی که به وضوح در ایران در سال های اخیر شاهدیم. گفتگو های رد و بدل شده بین این 9 نفر حامل رمزی است که ما آنها را بی واسطه و مکرر دریافت می کنیم و در نتیجه تلاش مهمانان برای رسوایی این راز قابل ستایش است تا شیرینی عروسی را به تلخی تبدیل کنند.
در انتها میبینیم که عروس و داماد با تمام مشکلات و عقده ها تن به همخوابگی می دهند و پایه های زندگیشان را بر روی خرابه های زندگیشان می سازند و واضح و مبرهن است که این خانه از پای بست ویران است!

آریو راقب کیانی به خوبی از پس کارگردانی و خوانش این متن، که از نظر من کمدی ای تلخ است، برآمده است. شخصیت ها به خوبی همه ویژگی های درونی کاراکترها را به نمایش می گذارند و کم کم لایه های پنهان ذاتی شان را به نمایش می گذارند. موسیقی و صدا سازی به خوبی به خدمت نمایش آمده اند و در مجموع اجرایی دلنشین برای من رقم زدند.
آریو عزیز، دوست عزیزم قدمی بزرگ در این راه برداشتی و توقع منو برای ادامه راهت بیشتر کردی.
مارال عزیزم می دونم حضورت و قاطعیتت برای هر اجرایی با ارزشه.
پرستو، ... دیدن ادامه » شاهین، حسین و علیرضای عزیزم بدون شک خوانش بی نظیر شما، صدای این نمایشنامه را به گوش مخاطبان هنر رساند. به عنوان دوستی کوچک بهتون افتخار میکنم.
مهشاد، پرند، نازنین و آسو ی عزیز اجرایتان بی نقص، جذاب و لذت بخش بود. از دور میشناختمتون و خوشحال از اینکه از نزدیک دیدیمتون.
مهسای عزیزم، هرش و بهار عزیز حضورتان و اجرایتان نوازش بخش گوشهایمان بود.

برای همه عزیزان آرزوی موفقیت می کنم و منتظر اجراهای آتی تان هستم.

زینت

چه حس خوبی داره این نوشته!
...
...
۰۷ دی ۱۳۹۴
@علیرضا خواهش بشه ای علیرضاااااای جان ...موفق باشی قشنگ

@مسعوووود من خواستم برم هماهنگ میکنم..لیکن زین پس اگر در مجامع عمومی ظاهر خواستی بشی خبر بده !

@آریو عزیر نیازی به تشکر نیست چون تعداد آدمای دوست داشتنی این کار و اجرای خوبش اونقدر زیاد بوده که ... دیدن ادامه » منو وادار به نوشتن کرده..خوشحالم که زحمتاتون به نتیجه رسیده و تونستین مخاطب رو راضی کنید..براتون بهترینارو تو این عرصه آرزو میکنم :)
باشی
۱۱ دی ۱۳۹۴
یکی از بهترین نوشته هایی بود که خوندم....چقدر دقیق و موشکافانه نوشتی زینت عزیز
۲۲ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر تمامی دوستانی که در این نمایشنامه خوانی زحمت کشیدن دوستان عزیزی که بی ادعا و با عشق و روزها و ماهها تمرین به شعور مخاطب احترام گذاشتن و کاری در خور آماده کردن ... من سر تعظیم فرود میارم در برابر همه شما عزیزان که در این وانفسای زندگی بی ادعا و با شور و شعور و هزینه زمانی و مالی و... دست به آفرینش هنر میزنید و سپاس از اینکه مسبب شدید من برخی از دوستان مجازی ام رو از نزدیک ملاقات کنم مخصوصا بانو حدادی نازنین این بانوی پر از مهر و ایمان....برقرار باشید دوستانم...
حمیده صمدی عزیز,سپاس بیکران از مهربانی و پیام پر مهر و محبتتان,امید که توانسته باشیم لحظات خوبی برایتان رقم بزنیم.
۰۷ دی ۱۳۹۴
سرکار خانم صمدی گرامی، دیدار با شمای فرهیخته سعادتی برای بنده بود. فی الواقع که من حقیر در برابر بزرگواری شما سر تعظیم فرود می آورم. امید به دیدار های آتی. عذر تقصیر که نشد با سرکارعالی مصاحبت داشته باشم. مانا باشید
۰۹ دی ۱۳۹۴
- بانو جان... سرکار خانم حدادی عزیزم برقرار باشید.


- جناب آریو کیانی عزیز موفق و موید باشید... و بر صحنه‌ی نمایش و زندگی بدرخشید... سپاس از بودنتان

- جناب کوهی گرامی مطمئن باشید لحظات نابی را برایمان رقم زدید ارادتمندم...

- پرند عزیزم... سپاس از نقش خوانی ... دیدن ادامه » زیبا و پر انرژیتان... مانا باشید دوست گرامی...
۰۹ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نمایش نامه خوانیِ عروسی خورده بورژواها را دوست داشتم.
متن خوبی از برشت که می‌شود تا چند ساعت بعد از ترک سالن نمایش هم به آن فکر کرد / نقش خوانی‌های روان ِ گروه، به خصوص خود کارگردان اثر، و البته موسیقی کامل و درستِ کار که همراهِ ماندگاری شد با متن.
نمایش‌نامه خوانی های بدون موسیقی را دیده ام و همیشه به حضور نو آوری در نمایشنامه‌خوانی فکر کرده‌ام. اثر عروسی خورده بورژواها این حُسن را داشت که متن خوب و بازی‌های مقبول بازیگرانش، همراهیِ متفکرانه‌ی موسیقی رابا خود داشته است، که اجرای خوب گروه موسیقی در طول نمایش‌نامه خوانی لذت شنیدن را در زمان اجرا دو چندان می‌کرد.
شب اجرا هم برای کارگردان محترم اثر و هم برای گروه خوب موسیقی یک آرزو کردم، که اینجا تکرارش خواهم کرد.
«از صمیم قلب امیدوارم، پیاپی و هر روز اجراها‌ی متفاوت و بهتر و بزرگتری ... دیدن ادامه » داشته باشید»!!!
دوست عزیز، خوشحالم که رضایت داشتید و ممنونم از نیک خواهی بسیار خالصانه شما.
مانا باشید
۰۷ دی ۱۳۹۴
دوست گرانقدرم، سپسا از حضور پرمهرت که مایه دلگرمیست :)
۰۷ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان جان ،ممنون بابت این نمایش عالی
همه فوق العاده بودید و امیدوارم کارهای بعدیتون رو بزودی ببینم
مرجانه عزیزم حسابی من رو شرمنده کردی دوست مهربانم
قربان قدمت :)
۰۶ دی ۱۳۹۴
مرجانه نازنینم،
ممنونتم بانو بابت همراهی صمیمانه ات . حضورت مایه دلگرمیست :)
۰۶ دی ۱۳۹۴
لطف دارید سرکار خانم مرجانه، سپاس از نگاه مهربانانه شما
۰۷ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نه منتقد تئاترم و نه کلا سر رشته ای از این کار دارم. به همین خاطر اغلب در خصوص کارهایی که می بینم به خوندننظرات دوستان بسنده می کنم و اغلب یاد می گیرم.
ولی دیشب با دیدن هنر نمایی دوستان به قدری مشعوف شدم که نتونستم خودداری کنم و این چند سطر رو بیشتر به جهت تشکر و عرض خسته نباشید به این دوستان یادداشت می کنم.
آریو عزیز ، نمایشنامه خوانی ها رو از چرم شیر پر کاه دنبال می کنم و این کار واقعا یه جهش بسیار چشم گیر بود ضمن اینکه من اصلا تصورش رو هم نمی کردم که بعنوان نقش خوان انقدر فوق العاده باشی.
جناب کوهی ارجمند واقعا من رو متعجب کردن، صدا سازی و حس بسیار خوب و...
پرند نازنینم باورم نمی شه که قبلا بازیگر نبودی بانو
پرستوی نازنین، شاهین نصیری عزیز و مهسا علیپور نازنین با نواختن زیباش همتون فوق تصورم خوب بودید و یک شب عالی برام ساختید.
خسته نباشید، خدا ... دیدن ادامه » قوت و همینطور ادامه بدید، هر روز بهتر از دیروز...
از مارال عظیمی نازنین هم بی نهایت ممنون ، که دیدن نمایش کنارش یک لطف دیگه داشت :)
۰۶ دی ۱۳۹۴
راستی از طراحی پوستر هم حرف نداشت، دست طراحش درد نکنه :)))
۰۶ دی ۱۳۹۴
نسیم عزیز محبت داری بر حقیر و این نمایشنامه خوانی، مایه مباهات هست نمره قبولی گرفتن از بزرگوارانی چون شما
خدا حفظتان کند
۰۷ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی مقدمه بگم که خیلی خوب بودین و شب خوبی ساختین برامون دوستان عزیز و دوست داشتنی.
نمیگم فراتر از حد تصور بودین و سورپرایز شدم و این داستانا چون کارتون درسته و معلومه که باید انقدر خوب باشین، فقط دلچسب بودن و چشم و گوش نوازی کارتون نسبت به قبل مثل تفاوت بازی استقلال بود و بارسا :) و خب بی شک هنوز جا برای پیشرفت و به قله رسیدن هست.
همه خوب بودن و مرسی از کارگردان و دستیار و مشاورش که کلی زحمت کشیدین.
و اینم بگم نصیری اونجایی که خوندی هم خیلی دوست داشتم و خوندنت منو گرفت، دمت گرم
دیگه ذوق داشتم گفتم نظرمو بنویسم دیگه
و اینکه داشتم فکر می کردم چقدر خوب می شد این کار اجرا بره ولی دیدم رقصاش داستانه و اگه جاش اروبیک بود می شد یه جوری مجوز گرفت :) ولی اگه می شد اجرا بشه با همین ترکیب یه اجرای خوب هم حاصل می شد گرچه ناگفته نماند کلی زحمت کشیدین واسه تصویرسازی ... دیدن ادامه » و کم از اجرا نداشت انصافا
خیلی خوبین دیگه، همین
منم دیگه همین جا به مارال عزیز کلی تبریک میگم و عذرخواهی میکنم که تازه وقتی رفتم نشستم متوجه شدم که بروشور از دست این دوست عزیز گرفتم. مارال عزیز امیدوارم شاهد موفقیت های بیشترت باشیم که مطمئنم همین طور هم خواهد بود :)
۰۶ دی ۱۳۹۴
@پرند و حسین: دوستان عزیز و نازنین ممنون از لطفتون و اینکه با اومدنم به خودم لطف کردم که کلی انرژی گرفتم از حضور قوی و پر انرژیتون، همچنان پیگیرتون خواهم بود با آرزوی موفقیت فراوون

@آیدا: آیدا جان جات سبز بود و اینکه امیدوارم دوستان همینطور قوی پیش برن ... دیدن ادامه » و کارای بعدیشون رو همه تیوالیا دور هم شاهد باشیم و لذت ببریم هم از کار هم از حضور جمع پر انرژی دوستان.

@آریو خان کبیر: آقا خیلی مخلصم فقط اینو بگم که بخاطر خودت و شاهین باید از استقلال و بارسا استفاده میکردم :) ولی هم میدونم لفظ استقلال برای کارای قبلیتون جسارته و عذر میخوام و هم اینکه یه نکته اینه که من از هر دوی این تیم ها بدم میاد ولی شما رفقا رو قلبا دوست دارم و کوچیکتونم، فقط هدف این بود که برانگیختگی سطح کیفی این کار نسبت به دو تا کار قبلی که هسته اصلی حضور داشتین رو از نظر خودم بیان کنم.
در لفافه هم گفتی خیلی بی ذوقم و خوبه که ذوقم برانگیخته شده ولی حله و خیلی مخلصم :)))
۰۷ دی ۱۳۹۴
ممنون از لطف همیشگی تو نازنین دوست آریو جان
و تشکر ویزه از حمید عزیز بابت انتقال حس و انرژی اجرای دوستان ...
۰۹ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
بسیار لذت بردم از این اجرا. اولین تجربه حضور من در یک نمایشنامه خوانی بود و انتظار نداشتم انقدر دلنشین باشد.
انقدر خوب بود که میتوانستم چشمانم را ببندم و جزئیات صحنه را تجسم کنم و در عین حال از اجرای زنده موسیقی لذت ببرم. هر چند این کار را نکردم تا چهره دوستان و اکشن های ناخودآگاه شان را در هنگام نمایشنامه خوانی از دست ندهم :)
آقا موافقم با نظرت و من هم واقعیتش خیلی به نمایشنامه خوانی اعتقاد ندارم و تا حالا فقط از دو تاش لذت بردم، یکی شب سال نو بود و دومی هم این کار خوب رفقا.
واقعا من هم داشتم فکر میکردم چقدر خوب دارم تصویر می بینم و جهان متن داره برام مجسم میشه که خب این یعنی ... دیدن ادامه » دقت و وسواس بالای بچه ها و زحمتی که کشیدن، واقعاً دمشون گرم.
۰۶ دی ۱۳۹۴
من سپاسگزارم :)
۰۶ دی ۱۳۹۴
بیژن برزگوار، باعث افتخار دو منظوره ست که اولین تجربه حضورت در برنامه نمایشنامه خوانی با این اجرا رقم خورد و هم اینکه این نمایشنامه خوانی توانست شما را راضی نگه داره ...
راستی خودت گل بودی پسر
۰۷ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فکر نمی کردم کار این قدر شسته رفته و حرفه ای باشه
متن انتخابی هم بسیار دوست داشتنی بود.
تبریک به همه هنرمندان
تبریک جداگانه به جناب کوهی که دوست تر داشتمش.

آریو راقب کیانی: تبریک رو بده به من

پ.ن.1: امیدوارم این جمع همیشه جمع بمونه که خوب جمعیه
پ.ن.2 : دیدار خوب نسیم عزیز، میترا خانم و محمد رحمانی و آشنایی با آقای ماریلیون و حمید خان خورشیدی و جناب حیدری و هم صحبتی با جناب محمد حاتمی قند مکرر بود.
عباس خان الهی عزیز ممنون از لطفت و اینکه من هم خیلی خوشحال شدم از دیدارت آقا و به امید دیدارهای مجدد
۰۶ دی ۱۳۹۴
عباس عزیزم، بهترین درود ها را نثارت میکنم ( تشکر قلبی ام رو میدم به شما :))) ... ) .
سپاس از نیک انگاشتن زیبایت
۰۷ دی ۱۳۹۴
سپاسگزار هنرمندی و مهربانیت
پاینده باشی و به این راه استوار
۰۷ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نام آنکه همه از اوست و اوست
و ای آنکه همه اویی و در رگ جانی
روشنای راه فرزندان صافی دل و درست و نیک نگاهم باش .
نکو یم آریو جان راقب کیانی عزیزم آهسته می روی و پیوسته ،
آری کارَت درست است .
خوب مادر این ره که می روی ، نشان صحنه ی اجرا ها ست که همه خاکش عطر عاشقی ست .
هر نفس توفیقت را به نیایشم .
تبریک و خدا قوت به عزیزان خوانش نمایش .
تا همیشه آینه ی توفیق در برابرتان .

مادر جان ناهید نازنینم، بوسه بر قلب بزرگ و مهربانتان . همیشه باشید مهربان مادر بی همتا :)
۰۶ دی ۱۳۹۴
به نام مهر و صفا
به نام مادر
برای این روح زیبا و قلب پر تپش جان دهنده و این همه مهر ورزی توصیف نشدنی
برای بخشش کاستی ها، که بر من ببخشایید
که می آیید برای نظاره این فرزند خرد با دیدگان پر بخششتان
که سخت است درس پس دادن مقابل معلم و مادر،
که میشود ... دیدن ادامه » پیشرفت کرد به مدد ارفاق نظر استاد و مادرانگی
دستان یاری بخش شما را میبوسم و هماره سر تعظیم فرود میاورم به رسم پاسداشت
که نمیشود هیچگاه پاس داشت شما را و آسمانی بودنتان را...
۰۷ دی ۱۳۹۴
آریو جانم ، عزیز دل مادر ناهید ، من این تلاش و عشق و دغدغه ی شیرین تعالی تئاترمان
را که جاری همه ی وجود نازنینت است ، با نفس نفس درک می کنم و می ستایمت فرزند هنرمندم .
هرگز ره گزافه نمی پویم ، که حس قوی مادری و معلمی ام می بیند و از وجد نمی تواند آرام باشد ... دیدن ادامه » .
آریو جان ِعزیز من ، نه خرد که خرد ورز و خردمند است . و نه با ارفاق که با مهندسی کارش ، عشق و پویایی اش تحسین مخاطبانش را ورق می زند .
سپاسگزار لطف بسیارت هستم مهربانم .
۰۸ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

تقدیم با احترام فراوان به این گروه دوست داشتنی کاربلد



کاش نمی نوشیدیم

همان پرده های نازکی که بینمان بود
کاش پاره نمی شد

و پشت تعارف های مرسوم
گم می شد حقیقت تک تک ما

آنوقت حتما این ماهی
با بویِ بدِ ضخمش هم
از ... دیدن ادامه » گلوی این خانواده ی منفصل پایین می رفت

و هیچکس از تیغهایش یاد نمی کرد
و اینچنین گلوگیر نمی شد

اگر نمی نوشیدیم

فکر رقص با هم نمی افتادیم
تا بفهمیم
چه کس بیشتر دوست دارد با که برقصد
و روابط سستمان
مثل آن مبلهای تارعنکبوتی شکسته نمی شد

همان داستانهای پدربزرگ را می شنیدیم
و مفهومش را دانسته و ندانسته
به سرعت فراموش می کردیم

تخم مرغ زندگیهامان
اصلا درست پخته نشده بود
و با اندکی تلنگر می شکست
و محتوای لزجش
حال همه را بد می کرد

آخر ما آدمهای قدیم نیستیم
و در دنیای به اصطلاح مدرنمان
همه چیز به همان سرعت که شکل می گیرد
به همان سرعت هم از بین می رود

و اختلافهای وحشتناک
بدجور خودنمایی می کند
و در میانه میدان
بهتر از همه ما می رقصد

پر مدعاییم
و تختی برای مردن نمی خواهیم

همین که پوسته مان بشکند
مرگ اجتماع کوچکمان هم فرا می رسد
و از زایش جوجه های آشتی هم
دیگر خبری نیست

عشق اول و دوم هم اینجا فرقی با هم ندارد
چراکه اصلا احساسات درونمان هیچگاه
آنقدر عمیق و زلال نمی شود
که بشود این نام سه حرفی را بر آن نهاد
و بتوان با آن عمری را سپری کرد

ما مائیم
و از تعاریف دوران کلاسیک
فاصله بسیار داریم

رنگ باختی معناها
بیش از همه توی ذوقمان می زند
و روح تغییر یافته هر چیز را
به رخمان می کشد

اصلا ولش کن
جای این حرفها که اینجا و امشب نیست

مستی و راستی همیشه هم خوب نیست
آن هم شب عروسی

تو مرا دوست داشتی
و من تو را

به فردای نیامده هم فعلا کاری نداریم
و به استقبال جدایی ها
از اکنون نمی رویم

این زندگی هر چند شیشه ای و شکستنی
باز هم این افتخار را یدک می کشد
که خودمان آن را ساخته ایم

با هم

با همان چسبهای بدبویی
که حال مهمانان را بد می کرد
و زودتر ایشان را بیرون می انداخت
و خلاصمان می نمود

تا طعم وصل را هر چند اندک و ناچیز
با هم بچشیم و لذت ببریم

می نوشیم
اما این بار فقط به افتخار هوسهای زودگذری
که شاید برای من و تویِ امروز
حکم عشقهای اساطیری را داشته باشد
و جرعه ای برای رفع تشنگیمان کافی باشد

درب این گنجه ی کوفته برنجی را هم
فقط من و تو میشکنیم
و عروسی خائنین توخالی را جشن می گیریم

پیوند گسستنی مان
بر جامعه بلاتکلیف و پا در هوایمان
مبارک باد

لینک عکس : http://uupload.ir/files/ohzr_arousiekhordehbourjovaha.jpg

محمد جان رحمانی عزیز
درود بر شما
دلنوشته ات بس دلنشین بود و زیبا
سپاس


۰۶ دی ۱۳۹۴
آخر ما آدمهای قدیم نیستیم
و در دنیای به اصطلاح مدرنمان
همه چیز به همان سرعت که شکل می گیرد
به همان سرعت هم از بین می رود


محمد عزیز و دوست داشتنی ... حرف بزنم که درجا میزنم در برابر شاعرانگی تو، پس بهتر است که سکوت کنم که قصور این زبان به چشم نیاید. دستان ... دیدن ادامه » معجزه گرتو را به گرمی میفشارم .
۰۷ دی ۱۳۹۴
بی نهایت سپاس آریو جانم


قطعا این نوشته خُرد هم حاصل هنرمایی شما مهربانان است
با تمام وجود تداوم حرکت بزرگ فرهنگی تان را آرزومندم
۱۴ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه‌خوانی «عروسی خرده بورژواها»

من این نمایشنامه‌خوانی رو دوست داشتم.
مهمترین نکته‌ای که قبل از هر چیز نظر من رو به خودش جلب کرد این بود که به نظر می‌رسید دوستان برای این کار خیلی زحمت کشیده باشند. من فکر می‌کنم خیلی تمرین کرده باشند؛ خیلی هم دقیق و حساب‌شده.
تسلط دوستان رو نقشهایی که می‌خوندند و روی کل نمایشنامه خیلی خوب بود. من استرس و یا تپقی توی کار هیچ‌کدوم از نقش‌خوان‌ها ندیدم. همه‌ خیلی راحت و مسلط بودند. همه متناسب با نقشی که داشتند بازی‌های کوچیک خوبی داشتند.
به نظر من آریو راقب کیانی به خوبی گروهش رو مدیریت و راهنمایی کرده بود. همه چیز سر جای خودش بود. همه نقش‌ها مناسب نقش‌خوان‌ها بود (و یا برعکس)! و جالب این بود که همه بازی‌ها خوب بود و یکدست. من هر چی با خودم فکر کردم که کی بهتر بازی کرده و یا کی ضعیف‌تر بوده، چیزی به ... دیدن ادامه » ذهنم نرسید. همه خوب بودند. همه خوب بودند و مسلط...
موسیقی و افکتهای صوتی کار هم خوب بود. به جز اون صدای ناقوس کلیسا که روی اعصاب من رفته بود!

در کل به نظر من این نمایشنامه‌خوانی یک کار آبرومند و حرفه‌ای بود. و چقدر هم خوشحالم از اینکه اینطور بود، و فقط یه دورهمی دوستانه نبود. به خاطر همین به آریو راقب کیانی و همه‌ی دوستهای خوبم تبریک می‌گم و براشون آرزوی موفقیت می‌کنم.

پ.ن.
دلم برای خیلی از بچه‌های تیوال تنگ شده بود. بچه‌هایی که بعضی‌هاشون رو خیلی وقت بود که ندیده بودم. دم این نمایشنامه‌خوانی گرم که باعث شد که دوستهای خوب خودم رو ببینم و یه کمی از دلتنگیم کم بشه! :)


من هم به شخصه دلتنگ دیدارت بودم مسعود عزیز. این که از کار راضی هستی لذت بخش ترین اتفاقیه که می تونه برای همه ی ما بیفته پسر.

راستی، صدای ناقوس رو مخ همه ی مهمونای عروسی م بود البته :))
۰۵ دی ۱۳۹۴
مسعود جانم، متشکرم ازت برای تحلیلی که بر این نمایشنامه خوانی داشتی ( فارغ از بخش هایی که در نوشتارت بر من لطف و مهر داشتی ) و میدانم که راضی نگه داشتن مخاطبی چون شما کاریست دشوار . به قطع یقین این گونه حمایت ها انگیزه ها را مضاعف و دوچندان خواهد کرد.
برقرار ... دیدن ادامه » و سرفراز باشی پسر
۰۷ دی ۱۳۹۴
آریو راقب کیانی؛

آریو جان من ممنونم ازت بابت زحماتی که برای کارت کشیدی و برای مخاطب‌های کارت ارزش قائل بودی...

امیدوارم همچنان توی کارت پیشرفت کنی؛ که باعث خوشحالی ماست... :)
۰۷ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
☆☆☆☆☆☆قرار گروهی☆☆☆☆☆☆



با سلام و ارادت نسبت به تمام عزیزان تیوال و یکسری از قدیمی ترین ها و بهترین هاشون که برای شنبه 5 دی ماه می خواهند یکی از متن های نمایشنامه نویس بزرگ برتولت برشت را خوانشی هنرمندانه داشته باشند.
به همین جهت پس از مدتها تصمیم گرفتم یک قرار گروهی باشکوه برایش بگذارم.
به همین منظور از تمامی دوستان تیوالی دعوت به عمل می آورم که در این تجربه لذت بخش و جذاب همراهیم کنند.
منتظر دیدن تک تکتون هستم:
شنبه سانس 6 در تماشاخانه باران
(بعد از اجرا هم می مونم تا عزیزان سانس 8 رو هم زیارت کنم.)



☆☆☆بشتابید☆☆☆
☆☆☆بشتابید☆☆☆
●●●●●●●که ... دیدن ادامه » درنگ جایز نیست●●●●●●●●●
درود به علی عزیز و نازنین ..
۰۱ دی ۱۳۹۴
من هم ساعت 8 خدمت میرسم.
۰۵ دی ۱۳۹۴
صمیمانه از تمام دوستان عزیز و گرانقدرم که دنیایی می ارزند، سپاسگزارم که ما رو تنها نذاشتن و همراهیمون کردن . همیشه باشید عزیزانم
۰۵ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستای باحال و عزیزم!
می درخشید بی شک و حقیقتا"
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باز هم اتفاقی نو و خاطره ای جدید از دوستان ِ جانِ دل ، آرزوی من همیشه برای شما موفقیت و در اوج دیدن شماست
امید که به آن دست یابیم با همدلی و دوستی ...
امیدوارم بتونم همراهتون باشم تا دوباره منو با حسهای نابتون سرشار و سرمست کنید .
آیدا بانوی مهربان و نازنین ممنون از همراهیت دوست بی نظیر من :)
۲۲ آذر ۱۳۹۴
عزیز دلی شما پرند نازنینم <3
۲۲ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از ‏همه‌‏ی جهان اقاقیا می‌ریزد
پس عطر اقاقیا کجاست
که ما خویش را گم می‌کنیم
به فواره‏‌هایی که از گُل سرخ می‌‏روید
خیره شویم
(احمدرضا احمدی)

به امید دیدار فواره های گل سرخ، دوستان خوبم بر صحنه
خیلی اتفاق خوبیه :)
ممنونتم دوست نازنینم
۲۲ آذر ۱۳۹۴
الان دیدم کار خودتو زدی دوست داشتی ، خودالقایی داری آیا ؟؟ :)))
۱۷ دی ۱۳۹۴
:/
چی شده؟
۱۷ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان جان ها ، از دیدن جمع تون کنار هم به وجد میام
بهترین اجرا ها ( دو اجرا) رو براتون آرزو میکنم و منتظر دیدن ترقی تون هستم
امیدوارم بتونم کنارتون باشم
بزرگواری بانو :)
۲۲ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به به چه جمع خوبی :) موفق باشید دوستان و بی صبرانه منتظر دیدن اجراتون هستم :)
واقعا به به.....
۱۹ آذر ۱۳۹۴
پس خبر خوش رسید
با عشق به حضورتان می رسیم
۱۹ آذر ۱۳۹۴
سپاسگزار مهرتون هستیم دوستانِ جان :))
۳۰ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت این نمایشنامه خوانی از روز یکشنبه ۲۲آذر ماه، ساعت ۱۲ فراهم می گردد.