نیما درون باجهای مینشیند و مانند آینه، حقیقت آدمها را به آنها نشان میدهد، اما پس از درگیری با مشتریان اخراج میشود.
او با نسیم، دختری که از خانواده گریخته، آشنا میشود و از او رهایی و تقلید نکردن را میآموزد.
در پایان، نسیم باید میان نیما، که حقیقت را پنهان میکند، و امین، که همچنان آن را نشان میدهد، یکی را انتخاب کند.