در کافهای کوچک و نسبتاً خلوت، چهار دوست فرانسوی که همگی در رؤیای شهرت، فلسفه یا هنر هستند، روزهای خود را با بحثهای بینتیجه میگذرانند. ناگهان با ورود مهمان جدید، «فیلسوف خُرّم» – فیلسوف ایرانی با دیدگاههایی متفاوت و طنزآلود – نظمِ ذهنیِ پوسیدهی آنها بههم میریزد.
خُرّم با تفسیرهای غیرمنتظره از زندگی، عشق، هنر و حتی مالیات، یکییکی باورهای آنها را به چالش میکشد. مثلاً به مارسل میگوید: «نقاشیِ بیفایده هم مثل چای بیقند است، گرچه گرم است ولی دل نمیبرد.» یا به ژولین که فقط از نیچه و سارتر نقل میکند میگوید: «اگر همهچیز نقلقول باشد، پس خودت کی هستی؟ وامدار یا زنده؟»
ماجرا زمانی پیچیده میشود که فیلسوف خُرّم به اشتباه به عنوان جاسوس بازداشت میشود چون حرفهایش را مادام بوتن برای پلیس تعبیر کرده! اما در نهایت، با شوخطبعی خودش، همه را قانع میکند که نهتنها خطرناک نیست، بلکه انساندوستی است که فقط آمده چای دم کند و فکر تازه بیاورد.
- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۲ سال خودداری نمایید.