کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال مستند جایی برای فرشته‌ها نیست
S3 : 08:06:13 | com/org
فیلم درباره‌ی تیم ملی دختران اسکیت هاکی ایران و مشکلات پیچیده‌ی آنها در راه مسابقات آسیایی کره‌جنوبی است. فدراسیون توانایی تامین هزینه این تیم را ندارد و...

گزارش تصویری تیوال از معرفی مستند جایی برای فرشته‌ها نیست در برنامه تا جشنواره ۳۸ / عکاس:‌ سارا ثقفی

... دیدن همه عکس‌ها ››
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
درود بر دختران ایران زمین و هنرمندان خوبش
پس از مدت ها دوری از سینما، تجربه ی تماشای فیلم در سالن سینما فرهنگ، خیلی خوب است.

آقای سام کلانتری با رزومه ی بلندبالایی که در سینمای مستند دارد، قطعا انسان فرهیخته ای است. خانم هاییده صفی یاری نیز پیر عالم تدوین است. با این حال، چرا فیلم «جایی برای فرشته ها نیست»، به چشم من کارنابلد، ضعف های عمیقی در کارگردانی و تدوین دارد؟
نخست باید قدردان انتخاب سوژه، پژوهش و کارگردانی آقای سام کلانتری بود. در سرزمین مردسالاران، نگاه انسانی به زن، عموما برچسب ناخوشایند می گیرد. جسارت و جرأت پژوهش گر و کارگردان برای طرح سوژه ورزش زنان و سختی های پیش روی آنها ستودنی است.
اما صرف طرح بحث، کار مستند را تمام نمی کند؛ به این معنا که صفت «هنر و تجربه» بر آن بار نمی شود، مگر این که کارگردان، طرحی خلاقانه داشته باشد و تدوین گر به ظهور این طرح ... دیدن ادامه ›› یاری رساند.
فیلم دو بخش به واسطه ی دو موقعیت مکانی متفاوت با دو چالش متفاوت دارد. نخست موقعیت مکانی تیم دختران در مام میهن، ایران با چالش اصلی نداشتن بودجه برای اعزام تیم به خارج و چالش فرعی آماده نبودن تیم از نظر روحی و بدنی. سپس چالش برد و باخت در مسابقات و کسب رتبه ی آبرومندانه در کشور مهمان. این که چطور تیم از پس چالش فرعی با مدیریت بالای سرپرست تیم، ورود دکتر روانشناس وطنی برای ارتقای روحیه و مربی فرانسوی برای تقویت تاکتیک و تکنیک فنی بر می آید، به زیبایی و کمال توصیف و تصویر شده است و دست مریزاد دارد به آقای کارگردان. تا اینجا کار بی نقص است. تدوین صحنه های حضور مربی فرانسوی در کشور خودش، ورودش به ایران و کار کردن او با دختران ایرانی، ستودنی است. شخصیت پردازی کاملی که از او ارائه شده، نشان از هنر و تسلط کارگردان دارد. حضور پویا و تاثیر گذار دکتر روانشناس در تیم، تلاش او برای نزدیک شدن به برخی خانواده های دختران، پیشنهاد ساخت سرود جمعی و جلسات مشاوره ای او در دل ‌فیلم خوب جا خوش می کند و تماشای آنها لذت بخش است. ایده، عزم و اراده ی ستودنی سرپرست تیم، مرد جوانی که نگاهی انسانی، ورزشی و اخلاقی به دختران دارد، قابل تقدیر است.
ضعف اصلی فیلم نخست در برخورد با چالش اصلی موقعیت اول نمایان می شود، نه چالش فرعی: ما می بینیم که تیم بودجه ندارد، دختران فیلم می سازند و در اینستاگرام و گروه های اینترنتی دنبال جذب اسپانسر می گردند، جلسه می گذارند و طرح بحث می کنند، اما «نمی بینیم» که چطور و چگونه از پس این چالش بر می آیند. یکهو از ایران کات می خوریم به کره جنوبی! کارگردان عمدا یا سهوا، به اجبار یا به دلخواه، گره گشایی نمی کند، بلکه گره باز شده را نشان ما می دهد. در واقع، فاتحه ی تعلیق دراماتیک فیلم را با یک پرش ساده به کره می خواند.
تعلیق هیجان انگیز دوم فیلم، برد و باخت تیم و کسب رتبه در رده بندی مسابقات، با اشتباه تدوین گر از نفس می افتد. وسط تماشای مسابقه و هیجان تیم برای برد و باخت، فلاش بک های بی مورد به جلسات روانشناسی گذشته که هیچ بار معنایی و مفهومی در این قسمت ندارند، تماشاگر را از نفس می اندازد و شیرینی کار را می زداید. این فلاش بک ها از تبلیغات بازرگانی میانه دو نیمه فوتبال، به مراتب مخرب تر هستند: از آنجا که من با فوتبال آشناترم تا اینلاین هاکی، مثالش این است که درست لحظه ای که می خواهیم ببینیم دروازه بان ما گل می خورد یا بازیکن حمله ما گل می زند، تصویر قطع شود و مجری، گذشته ی بازیکن را مرور کند! احتمالا اگر مجری ناشی دست به این کار بزند، آماج لعن و نفرین تماشاگران خواهد شد! چرا تدوین گر فیلم با آن سابقه ی درخشان، دست به چنین انتخابی زده، برای من، بسیار حیرت آور است.
یک کار غیر حرفه ای دیگر هم این وسط رخ داده که نه در شأن فیلم مستند است و نه در شأن فیلم داستانی: تصویر برداری به روش نمای نقطه نظر، از مسابقه «زنده»، دروغی است نه شایسته فیلم مستند و نه فیلم داستانی. اگر هدف، ایجاد هیجان بیشتر بوده، این کار وسیله خوبی برای رسیدن به آن هدف نیست.
دست آخر، پایان فیلم با متن و تصاویری از موفقیت های بعدی دختران، به تقلید از مستند های بی بی سی، هر چند پایان خوشایندی است، اما پایان خلاقانه ای برای فیلم هنر و تجربه نیست.
با همه ی خرده هایی که گرفتم، به صداقت اعتراف می کنم در طول فیلم با غصه ها و شادی های تصویر شده، بسیار گریستم و خندیدم. از همه ی هنرمندان این فیلم تشکر می کنم.
به به
چقدر ریزبینانه، منطقی و منصفانه از کار نوشته بودین
راستش این مستند اصلا تو لیستم نبود اما الان به رغم وجود تمام ضعف ها، مشتاق دیدنش شدم
این یعنی تاثیر گذاری نه ارتش بنر و بیلبورد های سطح شهر
سحر لیلی ئیون
جالبه که من برای این فیلم حتی قطره ای هم گریه نکردم
قطعا شما روانشناس هستید و مسلط به احوال خود؛ علاوه بر این که همسر من هم، نظیر شما بود و با تعجب به من خیره می شد!
امیر عسگرزاده
قطعا شما روانشناس هستید و مسلط به احوال خود؛ علاوه بر این که همسر من هم، نظیر شما بود و با تعجب به من خیره می شد!
آقای عسگر زاده تسلط به احساسات از غلط ترین مفاهیمی هست که تحت عنوان روانشناسی باب شده درصورتی که دیدن، پذیرفتن و سرکوب نکردن صحیح ترین روش برخورد با احساسات هست .
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
بالاخره  تو این روزهای کروناییی اونم از نوع پیک دوم یه سینمای خالی ( خانه هنرمندان)  پیدا شدو ، فیلم هم که از طرف تیوالی ها پیشنهاد شده بود و بعد از 4ماه رفتم سینما.
اگه بخواهم مقایسه اش کنم با فیلم های مستند گونه قبلی ...
بالاخره تو این روزهای کروناییی اونم از نوع پیک دوم یه سینمای خالی ( خانه هنرمندان) پیدا شدو ، فیلم هم که از طرف تیوالی ها پیشنهاد شده بود و بعد از 4ماه رفتم سینما.
اگه بخواهم مقایسه اش کنم با فیلم های مستند گونه قبلی ای که دیدم مانند مستند "در جستجوی فریده" اگر اون فیلم از نظر من 9 از 10 بود این فیلم 3 از 10 بود، به لحاظ پرداخت موضوع هم فیلم بسیار مشابه فیلم "صفر تاسکو" بود اما این کجا و آن کجا.
همانطور که مقایسه اش کردم با دو فیلم دیگر مشابه فیلم ایراداتی در تدوین و روایت موضوع و کارگردانی و حتی بازی ها ( بیشتر بازگران مرد) داشت. اما درکل فیلم به عنوان فیلم هنروتجربه باتوجه به فیلم های دیگه ای که در هنروتجربه دیدم، فیلم بدی نبود.

2/5 از 5
این مستند فوق العاده از فردا در سانس های اکران هنر و تجربه به سینما میاد. اینجاست که خالی بودن سینما در سانس های هنر و تجربه سودمند واقع میشه!
به یاد همه روزهایی که مخاطب این فیلم های مظلوم در هر سانس از انگشت های دست کمتر بود.

در هر صورت امیدوارم تمهیدات 'کاربردی" برای حفظ فاصله فیزیکی در نظر گرفته شده باشه که مشکلی برای بازگشت به سالن های تاتر و سینما رو نداشته باشیم.