کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش جان گز
S3 : 02:53:31 | com/org
امکان خرید پایان یافته
جمعه ۰۶ آذر ۱۳۹۴
۱۹:۰۰ و ۲۱:۰۰
۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش جان گز / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس‌ها ››

مکان

میدان فردوسی، ابتدای خیابان سپهبد قرنی، خیابان فلاح پور (فلاح زاده) پلاک ۱
تلفن:  ۸۸۹۱۶۰۰۰

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
جان گز . . .

(خیار غبن!)


خطر لو رفتن داستان








1. تصمیم گیری برای هر حرکت، هر دیالوگ یا هر موقعیت نمایشی بر چه اساسی انجام می شود؟ اگر یک نمایش را به یک ساختمان تشبیه کنیم، طبعا حالات ... دیدن ادامه ›› مختلفی برای چیدمان آجر های این ساختمان وجود دارد. اما گاهی یک ساختمان اوج هنر و مهندسی دقیق سازنده را نشان می دهد و گاهی هم ساختمانی را می بینیم که در آن فضاهای نامربوط و نازیبا به چشم می خورد. برای هر اتفاق و هر حرکت طبعا دلیلی وجود دارد. طبعا فهم این دلیل و علت و ارتباط آن با کنش های بعدی می تواند به ما نشان دهد که نویسنده و کارگردان چقدر حساب شده و با نقشه جلو رفته اند.

2. نیما دهقان کارگردان مهم تئاتر ماست. کسی است که برای کارش ارزش و احترام قائل است. کسی که سردبیری تنها برنامه ی مهم و جدی تلویزیونی در مورد تئاتر کشور را به عهده داشته و بلندگوی سفارشی مسئولین نبوده. همین چند وقت پیش اجرای نمایشش را لغو کرد چون به حد کیفی مطلوب نرسیده بود. در قیاس با نمایش پر سوپر استاری که بعد از شروع اجرا هم هنوز مثل مربیان بسکتبال بازیگر تعویض می کرد و تقریبا به جز چشمان مخاطبان سالن، هیچ جزئی از کار بسته نشده بود! این میزان احترام نیما دهقان نسبت به کارش ستودنی است.

3. اما سوال مهمی که امروز بعد از اعلام جوایز جشنواره تئاتر مقاومت برای من ایجاد شد این بود: بقیه ی متن های جشنواره دقیقا چقدر بد بودند که نمایشنامه ی جان گز خانم مشتاقی نیا برنده ی جایزه ی دوم نمایشنامه نویسی شد؟ وقتی نمایشنامه ای با ساختار اپیزودیک می نویسیم یک موضوع واحد داریم با چند زاویه دید مختلف. تا این جا اثر خانم مشتاقی نیا ویژگی های یک نمایشنامه ی اپیزودیک را دارد اما مشکل وقتی بروز پیدا می کند که ارتباط هر کدام از اپیزود ها را با موضوع محوری نمایش بررسی می کنیم. اولا وقتی یک مفهوم واحد (شهید و نسبت جامعه با شهید) را دستمایه قرار می دهیم ارتباط خط داستانی هر اپیزود با موضوع مساله ی مهمی است. اپیزود اول را در نظر بگیریم: نگاه به موضوع غواصان از سوی بخشی از جامعه به مثابه یک تب زودگذر مجازی، و کاراکتری که خود فرزند شهید است، و تهمت سو استفاده از جایگاه فرزند شهید بودن، که همگی در یک فضای ذهنی به صورت کاملا مستقیم و با دیالوگ هایی صریح و فاقد ظرافت به صورت مخاطب تف می شود. حتی فضای بازی احسان بهلولی و دایانا فتحی نمی تواند تضاد بین افکار طوفان زده و سردی ظاهری و آرامش گپ و گفت کافه ای را در بیاورد. اپیزود دوم اوج این بی ربطی است. بعید می دانم کسی که زنگ واحد همسایه ای را به اشتباه می زند با این شدت محکم روی در بکوبد! ایجاد یک ارتباط تحمیلی و زورکی بین ماجرای دو قاچاقچی و یک خانواده ی شهید چه دلیلی دارد؟ در بقیه ی اپیزود ها هم یا زاویه ی دید و نگاه نسبت به موضوع تکراری است یا این که ارتباط میان خط داستان و درون مایه ی کلی اثر یک ارتباط ضعیف و حداقلی است. تشابه اپیزود آرایشگاه و اپیزود کافه از نظر زاویه دید شخصیت ها، یا مطرح شدن مساله ی بچه ی سرراهی و فداکاری پدر در اپیزودی دیگر که ارتباطی با درون مایه ی دیگر داستان (واکنش جامعه نسبت به شهید و شهادت) نداشت، اپیزود آخر و شروع طولانی و خسته کننده اش، که تناسب و تجانسی با شتاب و خشم برادر جانباز (سیدعلی صالحی) ندارد، و نگاهی بسیار تکراری و کلیشه شده نسبت به مسئولین بنیاد، و بدتر از همه اصرار بی دلیل برای ایجاد نخ تسبیح و خط ارتباطی بین داستان ها در صورتی که هیچ لزومی برای انجام این کار نبود همگی نشان می دهد که نویسنده بدون دلیل انبوهی از موضوعات و مسائل و معضلات اجتماعی را در متن خودش تلنبار کرده بدون این که نیازی به این همه شلوغ کاری در فضای متن باشد. خانم مشتاقی نیای عزیز! تفنگ های شما یا شلیک نمی کنند یا تیرشان به خطا می رود!

4. کارگردانی اما خوب است. به رغم عمق کم سالن و محدودیت شعاع حرکتی، اما کار از نظر تصویری خسته کننده نیست. نظم و حسابی در رفت و آمد ها و حرکت ها وجود دارد. طراحی صحنه ی آقای احصایی (که شبیه به بقیه ی کارهایش نیست و باعث تعجب می شود) خوب است و به بهتر شدن کار کمک کرده. بازی ها به جز بازی قابل تحسین هومن کیایی و تا حدودی فرزین صابونی و رویا میرعلمی، بازی های خوبی نیست که طبعا برای اجرای اول و محدودیت های خاص آن ایراد چشمیگری محسوب نمی شود. اما متاسفانه هیچ کدام از این نکات مثبت برای من موجب نجات نمایش نشده.

5. جان گز در یک کلام از دید من نمایش بدی است که از متن خودش ضربه خورده. اصرار بیش از حد برای پرداختن به همه چیز و همه کس دست آخر باعث می شود تا همه ی شخصیت ها در سطح باقی بمانند و هیچ کاراکتری فرصت باوراندن خودش را به تماشاچی ندارد. امیدوارم در این روزهای سرد تئاتری دوره ی اجرای موفقی را از سر بگذرانید.
"جان گز" امشب در جشنواره تئاتر مقاومت

"جان گز" امشب در دو سانس ١٩ و ٢١ در قالب پانزدهمین جشنواره تئاتر مقاومت در تماشاخانه سرو به روى صحنه مى رود.
علاقمندان براى خرید بلیت اجراى جشنواره مى توانند به سایت تیوال مراجعه نمایند.

خرید بلیت اجرای جشنواره: http://www.tiwall.com/defencetheaterfestival15/jangez
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید