قصه: در روستای کلینچیکُف، پسر جوان و کشاورزی عامی به نام "کازیمیر یوسه کویچ"، عاشق دختری به نام "سوفیا زابریتسکی" فرزند فهمیده ترین آدم روستا می شود. پدر تحصیلکرده ی دختر، به علت بیسوادی کازیمیر، دیدار آنها را ممنوع می کند. 6 ماه بعد سوفیا با یک دانشجو ازدواج کرده و زمستان همان سال، کازیمیر، افسرده و پریشان، خودکشی میکند. پدر کازیمیر، "ولادیمیر"، که به دلیل توانایی در احضار نیروهای شیطانی، جن گیری و رمالی معروف بوده، تمام ساکنین روستا و هرکس که آنجا متولد می شود را نفرین می کند تا در جهل و "کله پوکی" قرار گیرد و قادر به درک مفاهیم و علوم نباشد.
- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۴ سال خودداری نمایید.