«اگر کتابداری زبان مادریاش را فراموش کند، باید زبانش را برید و در وسط کتابخانه آتش زد. تو خودت قوانین کتابخانه را به من یاد دادی. من، زبان تو را بریدم. آتش، کل کتابخانه را سوزاند.»
روایت ساقی و میکا، که در میان زمان و کتابخانههای مختلف همدیگر را پیدا و گم میکنند. هر بار هم را پیدا میکنند، یکی از قوانین کتابخانهها شکسته میشود. هر بار، کتابخانهای آتش میگیرد. کتابخانهها قوانین مقدسی دارند؛ کتابداری نباید زبان مادریاش را فراموش کند. نگارگری نباید دیگری را طرح کند.
بار آخر، همدیگر را در یک هنرستان در تهران پیدا میکنند. این بار به جای کتابها، یکی از آنها باید آتش بگیرد.
علاوه بر مدت زمان ذکر شده، هر گروه به مدت ۲۰ دقیقه گزارشی میدهد از فرآیند و تمرینی که در فاصله رویدادهای جشنواره طی کرده است.
- لازم به ذکر است در جهت اهمیت حفظ آرامش و تمرکز در طول اجرا، تلفن همراه شما قبل از ورود به سالن از شما تحویل گرفته خواهد شد.
بعد از اتمام اجرا میتوانید آن را از تیم اجرایی تحویل بگیرید.