حامد جوانی پرانرژی و اجتماعی است که همیشه دوستان زیادی دوروبرش داشته و برای رفاقتهایش از هیچ کاری دریغ نمیکرده. اما پس از یک سانحه رانندگی، زندگیاش برای همیشه تغییر میکند و روی ویلچر مینشیند. بعد از حادثه، همان دوستانی که روزی حامد برایشان از جان و دل مایه میگذاشت، یکییکی از او فاصله میگیرند و دیگر سراغی از او نمیگیرند.
حامد که از این بیمعرفتیها دلگیر شده، تصمیم میگیرد همه دوستان قدیمیاش را یکجا دور هم جمع کند؛ اما طوری که هیچکس نداند میزبان واقعی این مهمانی کیست. مهمانی آغاز میشود و پیتزاها میان مهمانها پخش میشوند. اما درون هر جعبه پیتزا، یک پاکت قرار دارد. هرکدام از مهمانها وقتی پاکت خود را پیدا میکند، مخفیانه و بدون اینکه دیگران متوجه شوند، آن را باز کرده و میخواند. محتوای هر پاکت، بخشی از رازها و کارهای پنهانی و پلید همان فرد است؛ رازهایی که کمکم چهره واقعی آدمهای حاضر در مهمانی را آشکار میکند.
مهمانها در حالی که هرکدام راز خود را در سکوت میخوانند، کمکم مضطرب و مشکوک میشوند و فضای مهمانی از یک دورهمی دوستانه به موقعیتی پرتنش و رازآلود تبدیل میشود. سرانجام، حقیقت بزرگتر آشکا
- از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۰ سال خودداری نمایید.