حسین پسری دروازه بان است که در دهه دومم زندگی اش به سر میبرد.
حسین پس از اینکه از یک کشور عربی پیشنهاد کاری دریافت می کند ، مجبور به مهاجرت می شود ، ولی در فرودگاه متوجه اضافه بار چمدانش می شود...
مهاجرت فقط رفتن نیست... یه جور کندن از خودته، از کوچههایی که صدات رو میشناسن، و آدمهایی که هنوز با لبخندت زندگی میکنن. اونور دنیا شاید همهچیز نو باشه، ولی هیچچیز «خونه» نمیشه.