
هنر، مرزی نمیشناسد و همواره در مسیر هنریام کوشیدهام میان رشتههای مختلف، پیوندی معنادار ایجاد کنم. باور دارم یک کارگردان برای درک عمیق آنچه روی صحنه اتفاق میافتد، نیازمند آشنایی آگاهانه با ابزارهای گوناگون هنری است.
چرا بریکولاژ؟
نام گروه «بریکولاژ» را از مفهومی وام گرفتهام که نخستین بار در کارگاه موسیقی استاد نادر مشایخی با آن آشنا شدم. همین واژه، جرقه شکلگیری رویکرد فعلی من بود و مسیر فعالیتهایم را به سمت ترکیب و همنشینی خلاقانه عناصر هنری سوق داد.
در این نگاه، بخشهای مختلف هنری—گاه با ابزارهایی ساده و در دسترس—در کنار هم قرار میگیرند تا مجموعهای زنده، پویا و معنادار بسازند.
میدانم این رویکرد ممکن است مخالفتهایی داشته باشد و برای برخی غیر متعارف خوانده شود ، اما مسیری که من انتخاب کردهام، نه از سر پراکندهکاری، بلکه از دل یک نیاز واقعی آمده است:
یعنی :
درک زبان تمام اعضای گروه برای هدایت دقیقتر و عمیقتر اثر.✨
به همین دلیل، دورههای کارگردانی، بازیگری، گویندگی، نقالی، گریم سینمایی، عروسکگردانی و صداپیشگی را گذراندهام. همچنین چون ریتم در هنر نمایش بسیار تأثیرگذار است، ساز گیتار را بهصورت تخصصی و از هر رده سازی ، یک ساز را در حد مقدماتی فرا گرفتهام.
در کنار اینها، برای درک بهتر ارتباط با کودکان و نوجوانان هنرمند و مخاطبین تئاتر های کودک و نوجوان ، جدا از مطالعات روانشناسی کودک و نوجوان—مدرک آموزشگاهی مربیگری موسیقی ارف را نیز دریافت کردهام و در مدارس اجرا های مورد قبولی داشته ایم .
از تجربههای کاری من میتوان به بازیگری صحنهای و خیابانی، حضور در گروههای کارگردانی، ایدهپردازی در تئاتر و فیلم و ... اشاره کرد
این تجربهها برای من معنا متفاوتی دارد معنای آن تلاش برای فهم بهتر همکاری گروهی و ایجاد ارتباط دقیقتر در فرآیند تولید اثر است
هدفم از بیان این مسیر، توضیح طرز فکر و سبک کاری گروهمان بود تا دوستان هنرمند، مخاطبان عزیز و همراهان این مسیر، بیشتر با من و گروهمان ،و رویکردهایمان آشنا شوند.
سبزباشید و سبز بمانید ☘
سپاس از شما مریم محمدلو