تیوال فیلم آذر، شهدخت، پرویز و دیگران
S2 : 04:24:36
: بهروز افخمی
: سید جمال ساداتیان و بهروز افخمی
: گوهر خیراندیش، مهدی فخیم زاده، رامبد جوان، مرجان شیرمحمدی، امیرعلی دانایی، مانی حقیقی، آزاده اسماعیل‌خانی، نعیمه نظام دوست، شهین تسلیمی، ناهید مسلمی

: بهروز افخمی و مرجان شیرمحمدی (با اقتباس از رمان " آذر، شهدخت، پرویز و دیگران "نوشته مرجان شیرمحمدی)
: ماکان آشوری
: آیدین افخمی
: مرجان شیر محمدی
: سعید احمدی
: الهام صالحی
: مجید یوسفی
: آیدین افخمی
: آرمان موسی‌پور
: محمدحسین ساداتیان

خلاصه داستان: همسر خانه‌دار یک بازیگر مشهور سینما در آخرین فیلم او با وی همبازی می‌شود و آنچنان مورد توجه منتقدان قرار می‌گیرد که منجر به حسادت او می‌شود. روابط صمیمانه آنها تیره شده، زن قهر می‌کند و به باغچه خانوادگی دماوند می‌رود. با بازگشت دخترشان به ایران روابط آنها دستخوش تحولاتی می‌شود...


گزارش تصویری تیوال از آوای مصاحبه با مهدی فخیم زاده / عکاس: صبا محب علی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم آذر، شهدخت، پرویز و دیگران / عکاس: محمدرضا بهشتیان

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من اصلاً در جایگاهی نیستم که نقد حرفه ای انجام بدهم. نظر من از دید یک تماشاگر عام است.

در کل فیلم اصلاً به دل (یا حداقل به دل من) نمیشیند. نریشن اوّل فیلم خیلی بیشتر از مورد نیاز است. این که تمام داستان پس زمینه ی فیلم به صورت قصه گویی بیان بشود فکر نمی کنم جذابیتی داشته باشد. یعنی کارگردانی مثل آقای افخمی نمی تواند بک گراند فیلم را در چند سکانس یا فلاش بک به تصویر بکشد؟ اینقدر این قصه گویی ابتدایی طولانی است که یک لحظه آدم شک می کند که شاید کل داستان قرار است به همین روال پیش برود. لحن گوینده بیشتر به برنامه های راز بقا می ماند تا یک داستان خانوادگی. یک لحن خشک و کاملاً رسمی که برخی شوخیهای گنجانده شده در آن کاملاً با آن لحن توی ذوق میزند.

داستان ها، سکانس ها و شخصیت های اضافی خیلی در فیلم گنجانده شده اند. مثلاً این که زوج اول داستان بازیگر مشهور سینما ... دیدن ادامه » باشند یا نباشند چه لطمه ای به داستان میزند؟ این که حل مشکل پیش آمده در منزل آنها پیش برود یا در باغ پدری شهدخت چه تفاوتی دارد؟ حضور خواهر و برادرهای آذر یا حتی خواهر شهدخت چه کمکی به پیش برد فیلم دارد؟ در کل با یک سیاهی لشکر روبرو هستیم که انگار برای مهمانی دور هم جمع شده اند وگرنه همان آذر، شهدخت و پرویز برای کل داستان بس هستند و «دیگران» گره ای در فیلم باز نمی کنند.

به طور کلی اصلاً گره ای در داستان نیست. تنها گره ی موجود بایسکچوآل بودن فیلیپ (یا فیلیپس آقای فخیم زاده) است که بسیار سرسری از آن گذشته می شود. تمام تلاش پدر آذر برای مقابله با این مشکل پیدا کردن شوهر برای دخترش است و به اولین گزینه ی موجود در نزدیکی خود (رامبد جوان) چنگ می زند که این مشکل را حل کند!! پرویز با این همه برو و بیا چه سابقه ای از آن هنرمند در دست دارد که به این صراحت او را برای دخترش (و با این جمله ی خواری دهنده) خواستگاری می کند؟ یا بهتر است بگوییم برای شخصیت پردازی این فرد چه تلاشی شده است؟

و بسیاری چیزهای دیگر...

در کل از نظر بنده این فیلمی نیست که به کسی توصیه ی دیدنش بشود چه برسد به این که جایزه هم ببرد و همه ی این ها به انتظار تماشاگر از کاگردان و بازیگرهای این فیلم بازمی گردد
نقدتونو دوست داشتم :)
۱۳ شهریور ۱۳۹۳
خواهش میشه :)
۱۵ شهریور ۱۳۹۳
نقدتون عالی بود. :-)

.
.
منم فک کنم تنها نقطه قوت فیلم کارگردانی و فیلم برداری فیلم بود.البته اونم نه در حد فوق العاده .
نقاط ضعف هم که دیگه گفتن نداره . ولی حقیقتا فیلم نامه افتضاحی داشت . (اینو به جرعت میگم )که با کمک نریشن های طولانی و مسخره و با صدایی ... دیدن ادامه » که فک نمیکنم حداقل مناسب این فیلم باشه . به هم وصله پینه شده بود و کاملا روی اعصاب بود . و در کل با توجه به نقد های توی جشنواره انتشار چیز خیلی بهتری داشتم . انگار منتقدا هم دیوانه شدن والبته جبهه گرا .
۲۴ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا اکثر فیلمنامه های فیلمها تازگی به نظرم قدیمی میان...یعنی فکر می کنی دهه هفتاد هستی داری فیلمو می بینی؟ این تمایز اصغر فرهادی رو نشون میده که چقدر فیلمنامه هاش مدرن هست..
خانم آقای افخمی خیلی لوس و بد بازی کرد
رامبد یه خورده فیلمها رو با وسواس انتخاب کن Please
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستش خیلی برام عجیبه که این فیلم چطور جایزه‌های اصلی جشنواره (فیلمنامه و فیلم) رو برده. به نظر من که کاملا فیلم شلخته ای ساخته شده و این شلختگی از اسم فیلم شروع میشه و توی داستانک‌های فیلم هم ادامه پیدا میکنه. جند تا داستانک مثل بازیگر شدن شهدخت، اختلاف شهدخت و پرویز، مهاجرت و جدایی آذر، داستان آذر و کیانی و ... در فیلم شروع می‌شن و بدون اینکه پرداخته بشن رها می‌شن.
به نظر من برخلاف خلاصه‌ی فیلم منتشر شده، نکته‌ی اصلی فیلم کوبیدن (و نه نقد) مهاجرت و ستایش فرهنگ و بنیان خانواده‌ ایرانی بوده که از نگاه من ابدا منصفانه نیست. اون چیزی که از فرهنگ ایرانی نشون داده میشه کمترین تشابهی با واقعیات بیرونی نداره همچنین توصیفی که از یک مرد انگلیسی منتقل میکنه و ....
این فیلم به نظر قرار بوده کمدی باشه و تلخی‌های فیلم رو با دیالوگ‌ها و موقعیت‌های طنز تلطیف ... دیدن ادامه » کنه ولی به غیر از یکی-دو موقعیت، بقیه‌ی مواقع با شوخی‌های بی‌مزه‌ای طرف بودم.
نماهای طبیعت، برخی بازیها مثل خانم خیراندیش و قسمتی از کارگردانی آقای افخمی حرفه‌ای بودن کار رو می‌رسونه ولی در مجموع فیلم ضعیفی رو شاهد هستیم که ابدا لایق بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه نیست.
فیلم را بسیار دوست داشتم . . .
فیلمی که ماهیتی تلخ دارد ولی از طرفی هم کمدی مفرح، خوش ساخت و کاملا سالمی از کار در آمده است . . .

فیلمبرداری، صدابرداری، تدوین و به خصوص کارگردانی قابل تقدیر است و موسیقی فیلم که بسیار دلنشین می باشد . . .

آقای افخمی از معدود کارگردان هایی است در انتخاب نما، فوق العاده است. نماهای بسیار زیبایی را شاهد هستیم به عنوان مثال ریختن شل زرد، نماهای کوهستان و حتی جا انداختن پای پرویز . . .

از طرفی هم کلوزآپ های زیادی در فیلم استفاده شده است مخصوصا در دعوای پرویز و شهدخت یا حتی گفت و گوهای چند نفره که کمی آزاردهنده بود. هر چند نمای لانگ شاتی در فیلم دیده می شود که پرویز و آذر (تا قبل از سر خوردن پرویز) آرام آرام حرکت می کنند و فقط صدای دیالوگ گفتنشان را می شنویم ولی هیچ بازی ای نمی بینیم!!!

ولی باز نمی توان نادیده گرفت که جناب افخمی ... دیدن ادامه » در فیلم عروس و کلوزآپ هایی که از آقای پورعرب و خصوصا نیکی کریمی (فکر میکنم تا قبل از فیلم عروس، کلوزآپی از بازیگر زن ندیده بودیم) گرفتند، موفق عمل کردند که نه تنها باعث شد که بازی زیبای آقای پورعرب و خانم کریمی بیشتر و بهتر دیده شود بلکه مفهوم کلوزآپ را در سینمای ایران جا انداختند . . .

آقای فخیم زاده فوق العاده بودند، فکر کنم اولین باری بود که نقشی درونگرا را بازی می کرد ولی در کنار بازی جناب فخیم زاده نمی توان از بازی بازیگرانی مانند شهین تسلیمی(خواهر شهدخت) که غافلگیر کننده بود، رامبد جوان(بهرام کیانی)، وحید نفر(داماد پرویز و شهدخت)، صدف نورمحمد(عروس پرویز و شهدخت) و حتی یدالله شادمانی (سرایدار باغ) را که بسیار دوست داشتم، صرف نظر کرد . . .

بازی امیرعلی دانایی شاید به این دلیل به چشم نمی آید که شوخی های نچسبی دارد و از فیلم بیرون می زند . . .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام ...
فیلم خوبی رو که دیشب دیدم به نظرم فیلم موفقی اومد .فیلم آذر , شهدخت ...
دوستان من این فیلم از لحاظ تدوین , فیلمبرداری , صدابرداری و کارگردانی در حد عالی بود .
در مورد بازیگران هم باید بگم خیلی خوب بودند , همگی . مخصوصا پرویز دیوان بیگی , بهرام کیانی و آذر.
من از یک چیز دیگه این فیلم هم خوشم اومد این که فیلم راوی داشت که دارای یک متن فوق العاده همراه با طنز خوشمزه ای بود همینطور طنزی که تو دیالوگ ها بود یک حالت طنز با مزه و خالی از هر گونه کنایه بود.
اما بالاخره رسیدیم به موسیقی فیلم که به نظر من که بیشتر روی موسیقی فیلم ها علاقه دارم و حساسم , این موسیقی به شدت منو ارضا کرد به حدی که از موقعی که از سالن خارج شدم تا خونه از ذهن من خارج نمیشد و حتی الان هم از ذهن من بیرون نمیره .این موسیقی که تم غمناک داشت فیلم رو به مراتب جذاب تر می کرد . مخاطب رو وادار ... دیدن ادامه » می کرد تا آخر داستان فیلم رو تعقیب کنه . این موسیقی منو یاد موسیقی فیلم غبار زمان آثر *النی کاریندرو* انداخت واقعا عالی بود
راستی یادم اومد یه سکانس فیلم منو به شدت جذب خودش کرد اونم زمانی بود که پرویز به همراه پری روانه جاده شدند و پشت نیسان آقای فرشته بودند و اون تماس با آقای فرشته .
در آخر باید بگم که از دیدن این فیلم لذت بردم و شاید دوباره برم و این فیلم رو ببینم .
به امید دیدار
علی رضا رحمان آبادی و علی ابراهیم این را خواندند
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از فضای فیلم خوشم نیومد.خیلی فضای روشنفکرانه ای داشت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم بسیار زیبایی بود. البته فیلم که نه، یک روایت واقعی و بسیار باورپذیر از زندگی بود.
نماهای بسیار زیبای این فیلم، من را در خود غرق می کرد؛ مانند یک کتاب مصور
بازی ها، بسیار دلچسب بود طوری که باور نمی کردی داری فیلم می بینی انگار در حال تماشای واقعی یک خانواده بودی. دورهمی های خانوادگی مرا یاد فیلم یک حبه قند انداخت.
آذر، شهدخت، ... فیلمی که دوست دارم چند باره ببینم...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم خوش ساختی بود
اوا.ت و کیمیا TAV این را خواندند
محمود علی صوفی، وحید هوبخت، جعفر میراحمدی و غزل پاسدار این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود به همه ، من فیلم رو دوست داشتم.
روایت یک زندگی بود به ساده ترین وجه ممکن. اینکه حالا شخصیت ها پرداخت نشده اند یا شلوغ بود یا طولانی .. میتونه درست باشه.. اما من رو خسته نکرد. منی که اگر فیلم چیزی برای جذبم نداشته باشه حتما توی سالن چشمامو میبندم و فقط به صداها گوش میدم... اما این فیلم اجازه نداد چشمامو ببندم... برای من دقیقا حس خوندن یک رمان داشت. من و دو همراهم بعد ازین فیلم فقط همین جمله رو گفتیم. "انگار یکی برامون کتاب میخوند ". دوستش داشتم. همین.
پ.ن: لازم میبینم بگم تصنیفی که در اواسط فیلم و در انتها پخش شد کار زیبایی بود به خوانندگی آقای " وحید تاج ". درود بر ایشون.
اوا.ت این را خواند
محمدحسین فرحی و pejman308 این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"آذر، شه‌دخت، پرویز و دیگران" رو دوست داشتم
بازی خیلی خوبی از مهدی فخیم‌زاده
بازیای متوسطی از دیگران
بازی خیلی بدی از امیرعلی دانایی
فیلم‌نامه شاید انسجام لازم رو نداشت
با یه داستان که می‌تونست جذاب ادامه پیدا کنه شروع شد
بعد اون داستان ضرورت وجودی خودشو فراموش کرد
و موضوع اصلی داستان شد یه ماجرای دیگه
آخرش هم یه جورایی سعی شد این دو تا به هم پیوند داده بشن
از لحاظ کلاسیک این فیلم‌نامه پر از ایراده
ولی به نظرم تونسته بود توی همین فرمم جواب بده
تعداد زیاد پلانای طولانی که بیش‌ترشم لانگ‌شات بود، برام جالب بود
در کل فیلمی بود که به یه بار و حتی دوبار دیدن می‌ارزه
ولی در حد جایزه‌هایی که گرفته
نبود.

manimoon..
هر چی سعی کردم تا آخر بشینم و تحمل کنم نتونستم. پس به دوستام پیشنهاد دادم پاشیم بریم که موافقت شد و خلاص شدیم. خعلی فیلم مزخرفی بود.
به قول شاهین فیلم رو هوا نموند...تو آسانسور موند:)))
۱۵ مرداد ۱۳۹۳
چرا کامنت های آقای میلادی هم از این پست هم از یه پست دیگه حذف شده؟...آیا خودشون حذف کردند؟!!
۱۵ مرداد ۱۳۹۳
خودم حذف کردم آقای ابراهیم عزیز
وقتی متنی رو می نویسم و بعد از یکی دو روز احساس می کنم متنم یا یادداشتم توسط دوستان خوانده شده خودم حذف می کنم البته یه عادت بد شده برام
باید سعی کنم کمتر این کار رو انجام بدم
۱۶ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا دوست داشتم آقای مهدی فخیم زاده خیلی خوب بازی کردن ، موضوع تکراری بود ولی خیلی خوش ساخت و طناز :)
شما اولین نفری هستین که میگید حوصله سر بر !!
۱۵ مرداد ۱۳۹۳
این هم باز سلیقه ایست
۱۵ مرداد ۱۳۹۳
واژه بسیار خوبی انتخاب کردین، خوش ساخت !
براوو
۱۷ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی دوسش داشتم ،گرچه موضوع خیلی جالبی نداشت...فقط فخیم زاده و گوهر خیراندیش محشر بودن !
محمد مهدی و کیمیا TAV این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توی این فیلم یه سکانس هست که به شدت به گیاهخوار ها و نظراتشون حمله کرده و در اواخر فیلم قسمتی که دختر گیاهخوار متنبه شده ی فیلم رو در حال لذت بردن از کباب نشون می ده !
من به عنوان یه گیاهخوار از دیدن این فیلم حس بدی بهم دست داد
من هیچ وقت نخواستم آدم های همه چیز خوار رو به گیاهخواری ترغیب کنم اما تحمل این رو هم ندارم که توی یه فیلم روش زندگی من وامثال من زیر سوال بره روشی که بر مبنای صلح و آزار ندادن موجودات زنده است چیزی که دنیای امروز ما بهش به شدت نیاز داره
البته گیاه هم موجود زنده محسوب می شه!
۱۳ مرداد ۱۳۹۳
ممنون از توضیحتون:
ولی بازم همه چیز خوار بخدا به کلاغ میاد این دسته سومیا فقط پروتئین اینا اضافه میخورن :)
عسل جزو کدوم دستس یعنی کدوم دسته میتونن بخورنش؟
اون رد کارپتم که گفتم، خطابم به ردکارپتیا بود نه شما!
ضمنن همینجوریشم شما چیزی نمیخورید وای بحالیکه ... دیدن ادامه » بخواید اعتصابم بکنید :)
۱۳ مرداد ۱۳۹۳
خواهش می کنم آقای حسینیان
و اما 7 جولای عزیز!
اگه دوست داری درباره گیاهخواری و گروه های مختلف گیاهخوار ها بدونی یه سری به اینجا بزن
http://vegan.ir

یه چیز دیگه :کی گفته ما چیزی نمی خوریم اگه یه بار به مهمونی گیاهخوار ها بیای می بینی اینطوری هام نیست!
۱۴ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چیز تازه ای نمیشد تو فیلم دید شاید موضوعی بود که تو بیشتر خانواده ها اتفاق میوفته.ولی بازی آقای فخیم زاده خیلی خوب بود:)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اقتباس جذاب و همراه با مقداری خلاقیت از یک اثر ادبی امروزی( تحت تاثیر چخوف و مدرس صادقی) حداقل در مقایسه با گاو خونی
حس ابزورد فیلم که حالت ها و آدم ها در حالی که جدی به نظر می آیند شوخی هم هستند
مضمون کلیشه ای تفاوت زندگی ایرانی و غربی هم تو ذوق نمیزد
شبیه اکثر فیلم های سینمای ما فاقد ژانر و ساختار کلاسیک
سادگی و بی ادا و اطوار بودن فیلم و خیلی جدی نگرفتن خود .قرار بوده یک داستان برامون تعریف بشه بدون خودنمایی کارگردان
بازی برون گرا و فیزیکی فخیم زاده مخصوصا در صحنه حس خفگی در پای تلفن
و به قول امیر پویا پایان معلق اما کارامد فیلم
همان طور که از اواسط سانس متوجه شدم که این فیلم جزو فهرست به شدت دوست داشتنی های من خواهد شد، بعد از پایان نیز تا اولین بازتاب های مردمی را دیدم ، فهمدیم آخرین اثر بهروز افخمی خیلی جایی در میان مردم ندارد،دلیلش را دقیق نمی دانم،یا شاید دانش بیان کردن علمی اش را ندارم.

نکاتی که من به شدت در این فیلم پسندیدم اول ریتم خوب و یکدست کار از ابتدا تا انتها بود.این فیلم نوعی رمان تصویری بود برایم.حضور راوی بیشتر این موضوع را تاکید می کرد.احساس می کردم کسی برایم رمانی می خواند و من این بار چشمم را نمی بندم، باز نگه داشته ام و خط به خط رمان برایم زنده می شود و شخصیت ها جان می گیرند.
دیالوگ هایی که از شاخ و برگ های اضافی در امان بودند و انتخاب کلماتی که نه خیلی روشنفکرانه و نه خیلی دم دستی.اساساداستانی که خیلی ساده به نظر می رسید اما گویای نگاه متفاوته مرجان ... دیدن ادامه » شیر محمدی به دنیای پیرامونش بود.
به گمانم بشتر بازیگران نیز در جای خود به درستی قرار گرفته بودند.به خصوص آذر،شهدخت،پرویز ! و البته با وجود بازی های روان مهدی فخیم زاده،گوهر خیر اندشی و مرجان شیر محمدی،من جایزه بازیگری ام را اهدا می کنم به بازیگر نقش سرایدار باغ که عجیب خوب بود.پدیده ای بود.

دو سکانس برتر من:
_سکانس شله زرد همسایه و حرف هایش ، همزمان تماس های خبرنگار سمج و زمین خوردن پرویز و در آخر فقط ترس از دیده شدن توسط مردم!
_سکانسی که پرویز به کارگاه سفالگری می رود.تنها ! (توضیخ نمی دهم برای آنان که ندیده اند.).به نظرم این سکانس اوج این فیلم بود.یک پدر برای دخترش از غرور تا این اندازه دست می کشد!

قطعا از نظر منِ طرفدار نیز، این فیلم خالی از نقاط منفی نبوده،شاید ترجیح هایی داشتم مثلا به مقوله گیاه خواری کمی با احتیاط تر پرداخت می شد چون منی که گیاه خوار نیستم از این زاویه دید یک طرفه کمی آزار دیدم ، چه برسد به آنان که هستند.البته موضوع گیاه خواری در این فیلم نمادی بود برای بیان مفهومی عمیق تر.که اینجا مجال باز شدن موضوع نیست.
اما در کل پلان های چفت و بست دار، ریتم ملایم و داستانی اجتماعی با تصاویری دلنشین و موسیقی دل انگیز ، شب خوبی برایم رقم زد.
خانم فیاض!
۱۰ مرداد ۱۳۹۳
والا من نه بازیگرم نه دست اندرکار هنر !
۱۵ مرداد ۱۳۹۳
دقیقاً خانم فیاض.
مرسی از توضیحات نکته سنج سرکار.
۱۷ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بین فیلمای جشنواره از همه بهتر بود در حدی که دارم وسوسه می شم یک بار دیگه برم این فیلمو ببینم
فضای خیلی قشنگی داشت
واقعا؟؟؟ پس فیلمای دیگه چی بودن!
۱۰ مرداد ۱۳۹۳
لایک ۲تا بالایی :-))
۱۱ مرداد ۱۳۹۳
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!عجب
۱۲ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم این فیلم قابلیت به صدا درآوردن حامیان محیط زیست رو داره.
حیفه صدا نیست که به خاطره این فیلمک در بیاد؟!
۰۹ مرداد ۱۳۹۳
لایک به جفتِ دوستانم :))
۱۰ مرداد ۱۳۹۳
مخلصیم قربان!
۱۰ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی خاص در سینمای ایران. به شدت روپا، خوش ریتم، فکر شده و خوش ساخت. اقتباسی موفق از رمانی به همین نام نوشته مرجان شیرمحمدی همسر بهروز افخمی و بازیگر این فیلم. افخمی به شدت دلبسته "چه سرسبز بود دره من" و "یه حبه قند" است. تاثیر این فیلمها به خوبی در فیلم نمایان است. فیلم به شدت مبلغ فرهنگ ایرانی و طرفدار خانواده است و این کار را شعاری انجام نمی‌دهد.
طرفداران سینمای وودی آلن(مثل من) به شدت فیلم را می‌پسندند. حال و هوای فیلم شبیه "هانا و خواهرانش" وودی آلن است.
نقطه قوت فیلم این است که خرده داستان ها را در دل روایت اصلی تعریف میکند و این کار را به خوبی انجام می‌دهد و در نهایت اثری به مخاطب تحویل می دهد که در درجه اول شیرین است و مخاطب عام را راضی می کند و در درجه دوم میتواند از لحاظ تکنیکی و فرمی منتقدان را راضی نگه دارد.
بازی های فیلم ... دیدن ادامه » فوق العاده و در بالاترین حالت بدبینی خوب هستند. فخیم زاده بهترین بازی چند سال اخیرش را انجام داده است.نوع بازی او بسیار خاص و سخت است. در حین جدی و عصبانی بودن شوخی میکند و خوب هم این کار را انجام می‌دهد. سکانسی فوق العاده در جاده وجود دارد که ماشینی جلوی ماشین آنها قرار گرفته و کنار نمی رود بسیار طنز خوبی دارد و میتواند جدی ترین اشخاص را به خنده دربیاورد .گوهر خیراندیش، رامبد جوان، شهین تسلیمی و حتی نعیمه نظام دوست فوق العاده اند. حتی مانی حقیقی هم در حضور کوتاهش در نقش یک کارگردان عالی بازی کرده است.
در سینمای امروز ایران که سینماداران از کمبود درآمد پول برق و آب سینما را هم درنمی آورند سینمای ما به آثاری مثل آذر، شهدخت و... نیاز دارد. فیلمی که داستان میگوید مخاطب را میشناسد و راضی او را از سالن سینما به بیرون رهنمون میکند.
:))
۰۸ مرداد ۱۳۹۳
موافقم که فخیم زاده بهتر از همه بود، و موافقم که شوخیهای کوتاه خ بی داره، مثل مانی حقیقی و داودنژاد ، یا آقای فرشته مرغ فروش، و چیزهای دیگه.
اما فیلم به یه قیچی خوب احتیاج داره که بی هوا بزنه از فیلم(یعنی اگه نقش پسر دیوان بیگی از فیلم حذف بشه، اتفاقی میافته؟)
و ... دیدن ادامه » یه بهروز افخمی مجلس ششمی میخواد که انرژی بده به بهرام کیانی قصه
توی بازنویسی فیلمنامه ، خیلی کارها میشد کرد، اما متاسفانه نشد
۰۸ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید