تیوال فیلم امروز
S3 : 05:42:44
: سیدرضا میرکریمی بازیگران:: سیدرضا میرکریمی و شادمهر راستین
: هومن بهمنش
: سیدرضا میرکریمی 
: سیدعلیرضا علویان
: مرجان گلزار صدابردار: سعید بجنوردی
: محمود دهقانی
: امیر مهران 
: امین هنرمند
: علی نیک‌رفتار خلاصه داستان: یونس راننده‌ تاکسی کهنه‌کار، در پایانِ یک روز کاری به زن جوانی کمک می‌کند تا به بیمارستان برسد. غافل از اینکه در بیمارستان اتفاقات زیادی در انتظار اوست.

گزارش تصویری تیوال از جلسه نقد و بررسی فیلم امروز / عکاس: ماندانا رنجبر

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم امروز‎ / عکاس: محمدرضا بهشتیان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از فرش قرمز فیلم امروز‎ / عکاس: محمدرضا بهشتیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» «امروز» میرکریمی راهی مراکش شد

» فیلم سینمایی «امروز» به کارگردانی رضا میرکریمی به عنوان نماینده ایران در اسکار هشتاد و هفتم معرفی شد

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یه بار دزدکی رفتم تهران، با هم رفتیم سینما و من دو ساعت تموم به جای فیلم، اونو تماشا کردم!

دو سال گذشت!

...
____________________________________________________
از کتاب "عشق روی پیاده رو" اثر "مصطفی مستور" - [با اندکی تغییر]
1.اسم سینما چی بود؟:-))))

2.شام خوردید یا نه؟:-)))))))))

3.بعد فیلم پیاده روی داشتید یا نه؟:-)))))))

4.شاهین بدقول من و سینما قلهک منتظرت هستیم
۲۱ فروردین ۱۳۹۵
سلام خواهرم! بد نیستم. تو خوبی؟ گوشیتم که خاموشه. امتحان نهائیات چطورن؟
۰۶ خرداد ۱۳۹۵
خوب بود.امروز و فردا گوشی مو میگیرم
۱۹ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


زنی تنها با دنیایی درد.( درد هم قافیه با مرد اگر باشد، نام دیگر زن است)
یک زن بی پناه ک با تمام دردهایش سوخت و ساخت تا باز هم نشان بدهد ک ذات مادر یعنی عشق،
چقدر غم داشت نگاه نگران زنی ک مردانگی مردی غریبه را چنگ زد
و مردی ک پشت چهره مسکوت و سرد، قلبی بزرگ داشت،
اما دنیای واقعی واقعا مرد هایی از این قبیل دارد یا فقط در قصه هاست!!؟
.............
ب راستی کدام مرد، کدام مرد میداند ک یک زن چه هراس و ترسی را در لحظه لحظه زندگی اش یدک میکشد؟؟؟؟

عجب پستن این مردا...!
۲۳ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز این فیلم رو دیدم. دوستش داشتم. بازیها رو مخصوصاً خیلی دوست داشتم. ولی....
یعنی خدا نصیب گرگ بیابون نکنه آدمهایی رو که فرهنگ سینما اومدن ندارن! حالا تصور کنین که از دو طرف بین این جور موجودات قرار گرفته باشین و هیچ راه فراری هم نداشته باشین.
طرف چپتون یک خانواده با خاله خانباجیشون اومدن به اضافه بچه های خودشون و بچه های فامیل و یه کیسه پر از چیپس و پفک و ناچو! هیچی دیگه! این دوستان سالن سینما رو با تفریحگاه سیزده به درشون اشتباه گرفتن! بدتر از اون خانومیه که بغلتون نشسته و حتی نمیتونه این همه کالری رو با دهان بسته بخوره!!
حالا میریم سراغ طرف راست! یه تعداد جوون به مثلاً دانشگاه رفته و با کلاس و با فرهنگ نشستن که به ترک دیوار هم میخندن. با سکوت یونس اونها میزنن زیر خنده و اونو به باد مسخره میگرین. هرچی هم بهشون نگاه میکنی و چشم غره میری فایده نداره. ... دیدن ادامه » تازه وسط فیلم با هم سر اینکه کی چی میخواد و کی میره بخره و کی پولشو میده صندلی داغ و میزه گرد راه می اندازن!
وای!!!!!!!!!!!! خدا نصیب گرگ بیابون نکنه! من به این دوستان خسته نباشید میگم و امیدوارم که هرجا میرن، به هر دانشگاه یا شرکت یا هر جای دیگه، یکی بهشون این چیزها رو بفهمونه!
ولی فیلم رو دوست داشتم. دلم برای استاد پرستویی تنگ شده بود!
خانم خدارحمی بهتون پیشنهاد میکنم اینجور فیلما رو زمانایی برین سینما که خلوت باشه
۲۲ شهریور ۱۳۹۳
یکسری چیزها از کودکی باید فرهنگ سازی بشه.همکاری داشتم میگفت هر وقت بچه ام حوصله اش سرمیره به جای پارک میبرم اش شهر کتاب ...
۲۹ بهمن ۱۳۹۳
خانم گلبو با شما کاملاً موافقم! باید فرهنگ سازی کرد که متاسفانه این کار به نظر من کاری غیرممکنه تو این کشور.
خانم سودابه من واقعاً به همکارتون تبریک میگم که این کار رو خیلی زود به بچه شون یاد دادن. من خودم هروقت حوصله ام سر میره میرم شهر کتاب! ممکنه اصلا ... دیدن ادامه » هیچ کتابی نخرم و فقط بگردم تو طبقاتش ولی لذتی که اون یک ساعت میبرم از صدتا پارک و خرید و اینجور چیزها بیشتره!
ممنون از نظرتون دوستان خوبم!
۳۰ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با وجود نقدهای منفی راجع به فیلم بازم فیلم میرکریمی بود و باید می دیدم. طرز فکرم خیلی منفی بود و منتظر سکوتهای بی دلیل و از سر ضعف راننده بودم. اما نظر من و دوستم بر خلاف نقدهایی که راجبش خوندم و نچ نچ و بی حوصلگی هم-سینمایی ها مثبت بود. من هیچ جای فیلم این فکر سراغم نیومد که چرا حرف نمی زنه یا نمی تونه حرف بزنه، به جاش تحسینش می کردم که چطور می تونه چیزی نگه و سکوت کنه. به نظرم اسم باطنی این فیلمو می شه گذاشت "اصالت سکوت" چون مرد فیلم تنها در مورد زن و قضاوتا و سوالایی که درمورد اون ازش می شه سکوت می کنه نه جاهای دیگه. بیشتر ناراحتیم از این بود که اون المانای میرکریمی گونه فیلم که منو جذب فیلماش می کنه -جزئیاتی از زندگی و آدما- و باعث می شه چندباره ببینمشون و بخوام هر از چندگاهی بچشمشون و انرژی بگیرم، تو این فیلم مثل فیلمای قبلیش جذبم نکرد حس کردم ... دیدن ادامه » فیلم و کارگردانم مثل زمونه بی حوصله شدن. بهرحال من فیلمو با وجود همه ضعفاش دوست داشتم، اما خیلی کمتر از "خیلی دور خیلی نزدیک" و "به همین سادگی". فقط در حدی بود که بگم میرکریمی فهمیدم چی می گی و درست می گی. انگار نه ما دیگه اون آدمای سابقیم، نه جامعه و نه کارگردانا...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز رو دیدم.
چقدر آرامش شخصیت مرد داستان رو دوست داشتم.چقدر بازی آقای پرستویی عزیز دلنشینه.واقعا دلم برای دیدن یک فیلم با بازی ایشون تنگ شده بود.

امروز... امروز... امروز...
پرویز پرستویی شاید در کل 10 دقیقه دیالوگ نداشت ولی بازی ای که انجام داد همانند نداشت، بی اندازه این آدم رو دوست دارم به نظرم بهترین بازیگر تاریخ سینمای ایران و 10 بازیگر برتر دنیاست...
بهترین سکانس و بیشترین سکانسی که به من چسبید سکانسی بود که یونس با صدیقه تو اتاق درد بودن به جرات میتونم بگم که برای اولین بار بود که تمام بدنم مورمور شد... حتی الان که دارم درموردش مینوسیم... عجیب حس داشت عجیب... دیالوگ ها، بازی، نگاه ها، حرکات بدن و... همه و همه عالی بود!

دوست دارم از فیلم امروز بنویسم. مثل همیشه فیلم خوش ساخت و خوبی از یکی از کارگردان های مورد علاقه ام دیدم. بازی اقای پرستویی در این فیلم و ری اکشن هایی که ازایشان شاهد بودیم منو یاد بازی بی نظیر بهروز وثوقی در فیلم فصل کرگدن بهمن قبادی انداخت. به شخصه دوست داشتم حتی اون چند خط دیالوگ هم از فیلم حذف می شد چون به نظرم بازی پرویز پرستویی فوق العاده بود و حتی بدون دیالوگ هم قابل فهم می بود.
از دوستان نقاضا می کنم راجع به نظر بنده بحث و گفتگو کنیم
ممنونم
اوا.ت، hanieh kh، بیتا نجاتی و سعیده ع این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واما امروز
می چرخه –می چرخونم –می چرخونند
یونس درباره ی زندگی می گوید که چطور با10-12ساعت کار کردن با تاکسی زندگی را می گذارند!
اما موضوع امروز، زندگی نیست بلکه دیگرانی ست که این زندگی را بازی می کنند.
دیگرانی که بر مسند قضاوت سوارند و می تازند و می تازند و می تازند تا آنجا که توان دارند!
وسکوت یونس قصه ی ما در برابر همه ی این قضاوت ها بیانگر آرامش درونی یه اوست.
اویی که زندگی را می چرخاند نه اینکه زندگی او را بچرخاند یا دیگران بچرخانند!

تکامل شخصیتی یونس را زمانی درک می کنیم که او به هیچ عنوان درصدد توصیف خود بر نمیاد و هیچ تلاشی نمی کند خود را شرح دهد و خود را درگیر قضاوت های دیگران نمیکند زیرا او مسئول فکر انها نیست او آنگونه رفتار می کند که خود می پسندد و همان پسند را هم در رابطه با صدیقه انجام میدهد و هیچ گونه قضاوتی نمی کند و به خود حتی اجازه ی پرسش هم نمیدهد!
زیرا به نظر من یونس، انسان ها را انسان مدارانه نگاه می کند و می پذیرد همان طور که هستند!

و اما صدیقه:
صدیقه ی قصه ی ما زنی ست نجیب که زخم خورده ی ناجوانمردی های جامعه شده است ،زخم هایی که او را در خود بلعیده تا جایی که به کودکی که در دررون خود دارد پناه می برد و خود را و تمام آرزوهایش را در او می جوید و مهری را که هیچگاه تجربه نکرده با تمام وجود سعی می کند به فرزندش انتقال دهد .
صدیقه به اندازه ایی بی مهری دیده که حتی درد و دل یک غریبه برایش جذاب و آرامش بخش است.

برای ... دیدن ادامه » من زیباترین سکانس در اتاقی بود که صدیقه به آن مکان می گفت" اتاق درد"،صحنه ای که یونس در کنار او قرار می گیرد دیالوگ ها رد و بدل می شود تا جایی که یونس درباره ی مهر مادرش می گوید که چطور بدون اجازه ی مادر به سینما رفته بود و نگرانی مادر و... لحظه ای که صدیقه ی به پهلو ی چپ خود رو به یونس بر می گردد و با دل و جان گوش به خاطره ی کودکی او می دهد ،اویی که برای صدیقه غریبه است ولی او دنبال مهر مادری هست که هیچگاه تجربه نکرده است و اون لحظه اوج بی پناهی او بر ملا میشود.



بسیار لذت بردم از دیدن این فیلم زیبا
و تلنگری بود برای خویشتن خویش

سپاس از همه ی عزیزان
"امروز" فیلم خوب و شاید عجیبی بود! حیف که آن طور که باید دیده نشد.
ممنون ازتون بابت تحلیل زیبا و کاملتون
۲۹ مرداد ۱۳۹۳
خواهش میکنم هم شهرزاد عزیز:) ممنون از خوانشتون
۲۱ شهریور ۱۳۹۳
فیلم بسیار عالیه
۰۵ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنون از آقای باقری که راهنمایی کردین!

دیروز فیلم امروز رو دیدم :)
من هم کارگردان این کار و هم بازی آقای پرستویی رو بسیار میپسندیدم. و این دو عاملی بود که من رو برای تماشای این فیلم به سینما کشوند ولی... چرا راضی نشدم؟
فیلم از نظرم ملال آور بود. خیلی... خسته م کرد. با ناراحتی خمیازه کشیدم :-(
موضوع فیلم از نظرم اونقدر وسعت نداشت که توی این تایم بهش پرداخته بشه. به اضافه ذهنیت نیمه کاره م درباره نقش اصلی زن که همش نتیجه حدس و گمان های خودم بود... اینکه بالاخره این بچه که صحنه آخر با اون تموم میشه حاصل چه نوع ارتباطیه؟ باید دلمون برای زن بسوزه؟ حق داریم ازش بدمون بیاد؟...نفهمیدم!
البته من قایل به این هستم که لزوما فیلم نباید روایت داستانی داشته باشه، که مثلا شبیه یه قصه همه شخصیتها رو به یه سرانجام برسونه. ولی قبول کنین توی همین حالت هم اگه نتونم شخصیتهارو ... دیدن ادامه » بشناسم و باهاشون ارتباط برقرار کنم دیگه هیچی نمیمونه که جالب باشه...
با همه اینها نمیشه بازی استاد پرستویی رو ندید.
ولی ....حتما من نفهمیدم
ایمان پوررضا و اوا.ت این را خواندند
farzam gh این را دوست دارد
خواهش میشه :)
۲۵ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز رو برای بار سوم امروز دیدم...
هر دفعه از دفعه قبل بیشتر لذت بردم...
همون چیزی بود که از آقای میرکریمی انتظار داشتم و دارم...
فقط یکی دو نکته که به نظرم فوق العاده بود و دوستان اشاره نکردن رو میخواستم بگم...
بهترین دیالوگ فیلم به نظرم جایی بود که خانم مجد بعد از کلی مقدمه چینی رو کرد به یونس و گفت خیلی دوست دارم بدونم دنبال چی هستی ؟ و یونس سوالشو با سؤال جواب داد و گفت : شما دنبال چی هستی ؟ یجورایی کل فیلم رو میشد تو این سکانس خلاصه کرد...اینکه واقعا ما دنبال چی هستیم تو زندگیمون...؟؟؟
.
یه سکانس خوب دیگه زمانی بود که آقای یعقوبی داشت تلفنی با یونس صحبت میکرد و حالا دیگه باور کرده بود که صدیقه واقعا شوهر داره در صورتی که قبلا این باور رو نداشت و ازش پرسید حالا کی برگشتی ؟ و یونس جواب داد : " امروز"
انگار واقعا یونس قصه همون روز به زندگی برگشت ... ... دیدن ادامه » "امروز" تلنگری بود واسه همه ما که از همین امروز شروع کنیم برای زندگی کردن به همون شکلی که دوست داریم ، بدون هیچ پیش داوری...
.
و چقدر هوشمندانه بود نام یونس، یونس وارد ماجرایی شد بسیار خطرناک تر از تکه تکه شدن در دهان نهنگ ، زخم زبان ها را شنید ، گوشه کنایه ها را تحمل کرد حتی حتی کتک هم خورد ولی از این آزمایش سربلند بیرون اومد...
.
امروز مانند تمام کارهای قبلی آقای میرکریمی دقیق و زیبا بود...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای کسانی که باور داشتید که ضعیف ترین فیلم های امسال اشباح و متروپل و پنجاه قدم آخر بودند کجایید که فاجعه امروز رو ببینید!
فکر نکنم موقع دیدن هیچ فیلمی به این اندازه ساعتم رو نگاه کرده باشم!
فیلمی که کوچکترین منطقی بر فیلمنامه اش حاکم نیست!
فاقد هر گونه شخصیت پردازی است!
تنها چیزی که بعد از دیدن این فیلم مقداری بهم آرامش داد این بود که خوب شد زمان جشنواره وقتم رو تو صف این فیلم تلف کردم!
متاسفم برای کارگردانی که می تونه کودک و سرباز و به همین سادگی و خیلی دور خیلی نزدیک رو بسازه و حالا محصولش میشه امروز!
محمد مهدی، manimoon، فرانک صادقی، taghaodi و کیمیا TAV این را خواندند
محمدحسین فرحی، وحید هوبخت و farzam gh این را دوست دارند
:-))))))))))
۰۹ مرداد ۱۳۹۳
تو تیوالم نوشتم که:
بیشتر کارخونه های مواد مصرفی مثل خوراکی و مواد شوینده اول کار اقلام رو با
کیفیت بالا تولید میکنند و بعد از یه مدت که حسابی مشتری دارند و اسمشون سر زبونها
افتاد شروع میکنند از کیفیت کم کردن و به کمیت اضافه کردن ...
.
الان چند سالی هست ... دیدن ادامه » که برخی کارگردانها هم اینطوری شدند...
متاسفانه
۰۹ مرداد ۱۳۹۳
مهمترین چیز در نوشتن یک فیلمنامه منطق رواییه که این فیلم فاقدشه! کوچکترین ارتباطی هم به طرز تفکر و فرم سینمایی نداره دوست عزیز
۱۰ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم کسل کننده ای بود.از میر کریمی بعید بود همچین فیلمی
اوا.ت و وحید هوبخت این را خواندند
farzam gh این را دوست دارد
من به میرکریمی میگم در فیلم بعدیش از سیلوستره استالونه
مرحوم پل واکر و علامه دی کاپریو و ملکه جولی و شیخ استیتهام استفاده کنن که فیلمشون جذاب تر و اکشن تر بشه تا شما بعد از دیدن فیلمشون کسل نشید
۰۶ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من فیلم بسیار خوب و تا حدودی دقیق و بیشتر از هر چیز دوست داشتنی ای بود ،" امروز" هم مثل بقیه کارهای سبک میرکریمی خوب بود دیالوگ ها کاملا به جا و اندازه بود و احساس کاملا منتقل می شد و همچنان درگیر احساس فیلم هستم . از دیدن فیلم ات خوشحالم آقای میرکریمی.
احساسشو فهمیدم ، منطقشو نه
ریتم کند
میزانسن و ترکیب بندی هندی طور
فاجعه
فاجعه!
هندی طور؟؟ لطفاً فارسی بنویسید
۲۰ بهمن ۱۳۹۲
با علی آقا موافقم. البته به نظر من، چیزی فراتر از فاجعه بود.
۲۲ مرداد ۱۳۹۳
متاسفانه همین طوره!
۲۷ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"امروز" را یک هفته ای میشه که دیدم؛ اصولا به این باور رسیده ام که فیلم های "میرکریمی" قطعا به چندبار دیدن نیاز دارند؛ گواه این مدعا دیدن قریب به 7-8 بار "خیلی دور خیلی نزدیک" و 5-6 بار "یه حبه قند" و بیش از 10 بار "به همین سادگی" است.
"امروز" را که دیدم گفتم که این اثر قطعا ضعیفتر از آثار قبلی اوست؛ اما یک هفته ای سکوت کردم، و به خودم گفتم هیچ قضاوتی در باب این فیلم نکنم تا دیدن چندباره آن!
دیشب که صحبتهای خود جناب "میرکریمی" و نویسنده محترم اثر جناب "شادمهر راستین" را دیدم، کمی یخ فیلم در ذهنم آب شد. دلیل برخوردهای یونس (نقش اول فیلم) برایم کشف شد و دیگر ناتوانی او را در ناتوانی نویسنده و کارگردان ندیدم (بیش از این توضیح نمیدهم که کسانی که فیلم را ندیده اند برایشان لوث نشود).

امروز مطلبی خواندم از جناب "جعفر پناهی" درباره فیلم "امروز" و "میرکریمی" عزیز، با این ... دیدن ادامه » تیتر : "سکوت قهرمانانه رضا میرکریمی."
دعوت میکنم عزیزانم را به مطالعه این مطلب: http://khabaronline.ir/detail/337347/culture/cinema

(پ.ن: بنابر برخی دلایل در نظرسنجی تیوال شرکت نکردم، اما وقتی دیدم هیچکس به "امروز" رأی نداده است، اندکی دلسرد شده ام! دلسردی ام مضاعف شد وقتی دیدم "خانه پدری" بیشترین رأی را دارد!)
پس از این پس، آقای میرکریمی یا حداقل مصاحبه ایشان را ضمیمه بنماییم به کارهایشان، باشد که رستگار شویم...

البته من کارهای میرکریمی رو در حد معقول دوست داشته و دارم، -چون پاسخ به جواب شخصیت هایی ست که ساختار ذهنی ندارند(تقریبا تمامی قهرمان های ایشان در ... دیدن ادامه » مسیر شدن هستند)- ولی با این استدلال که بگذاریم جا بیافتد این برداشت بی صاحب ما از کاری سینمایی و یا بشنویم حرف های کارگردان را بلکه کور سویی از امید از درک حرف وی در ذهنمان شکل بگیرد، مخالفم...

با احترام
۳۱ تیر ۱۳۹۳
سلام. ببخشید دیر دیدم مطلبتون رو؛
حرفتون منطقی است و من کاملا قبول دارم و موافقم.
اما اشاره ام از این جهت بود که چیزهایی که من در فیلم نیافتم و برایم مجهول مانده بود، به خاطر نبودنشان نبود، بلکه به خاطر ضعف من و شاید عمق فیلم بود؛ برای همین بعد از صحبت ... دیدن ادامه » های نویسنده و کارگردان صحنه ها و سؤالها برایم قابل فهم تر شدن.
ولی باز هم با شما هم عقیده ام که فیلم باید پاسخ مخاطبش رو درون خودش بده؛
۰۲ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی کاملا خنثی در کارنامه میرکریمی
فیلم سوم: امروز
فیلمی از رضا میرکریمی
پرویز پرستویی-سهیلا گلستانی-شبنم مقدمی

رضا میر کریمی با "خیلی دور خیلی نزدیک" و پس از آن "یه حبه قند" قدرت کارگردانی خود را به همگان ثابت کرده بود(در اولی با انتخاب لوکیشن های ناب در بیابان و در دومی با کنترل تعداد زیادی بازیگر و توجه بی اندازه به جزییات)..."امروز" بازگشت فیلمسازی به شیوه "به همین سادگی" است..شیوه ای که با تمرکز روی یک شخصیت اصلی(یونس با بازی پرویز پرستویی) و موقعیتی که در آن گرفتار می شود آرام آرام مخاطب را درگیر به فکر کردن می کند تا بیشتر شخصیت را بشناسیم..
امروز فیلم آرام و ساده ای است... شاید کمی تا قسمتی انگیزه شخصیت اصلی برای این کمک ناخواسته گنگ به نظر بیاید یا اینکه چرا هیچ وقت ماجرا را انکار نمی کند اما میرکریمی اجازه نمی دهد تا ریتم فیلم از نفس بیفتد و این برای فیلمی که شخصیت اصلیش بسیار ... دیدن ادامه » کم دیالوگ می گوید و روند یکسانی دارد کار بسیار مشکلی است..استفاده درست و به جا از سکوت به جای دیالوگ هم فاکتوری بود که در کمتر فیلم ایرانی شاهدیم اما امروز از آن برخوردار بود..
"امروز" هر چند از دو فیلم "خیلی دور خیلی نزدیک" و "یه حبه قند" این کارگردان ضعیف تر است اما از نظر حسی مخاطب را درگیر می کند و نمره قابل قبولی می گیرد..

3ستاره از 5 ستاره
فیلم سوم: امروز
فیلمی از رضا میرکریمی
پرویز پرستویی-سهیلا گلستانی-شبنم مقدمی

رضا میر کریمی با "خیلی دور خیلی نزدیک" و پس از آن "یه حبه قند" قدرت کارگردانی خود را به همگان ثابت کرده بود(در اولی با انتخاب لوکیشن های ناب در بیابان و در دومی با کنترل تعداد زیادی بازیگر و توجه بی اندازه به جزییات)..."امروز" بازگشت فیلمسازی به شیوه "به همین سادگی" است..شیوه ای که با تمرکز روی یک شخصیت اصلی(یونس با بازی پرویز پرستویی) و موقعیتی که در آن گرفتار می شود آرام آرام مخاطب را درگیر به فکر کردن می کند تا بیشتر شخصیت را بشناسیم..
امروز فیلم آرام و ساده ای است... شاید کمی تا قسمتی انگیزه شخصیت اصلی برای این کمک ناخواسته گنگ به نظر بیاید یا اینکه چرا هیچ وقت ماجرا را انکار نمی کند اما میرکریمی اجازه نمی دهد تا ریتم فیلم از نفس بیفتد و این برای فیلمی که شخصیت اصلیش بسیار ... دیدن ادامه » کم دیالوگ می گوید و روند یکسانی دارد کار بسیار مشکلی است..استفاده درست و به جا از سکوت به جای دیالوگ هم فاکتوری بود که در کمتر فیلم ایرانی شاهدیم اما امروز از آن برخوردار بود..
"امروز" هر چند از دو فیلم "خیلی دور خیلی نزدیک" و "یه حبه قند" این کارگردان ضعیف تر است اما از نظر حسی مخاطب را درگیر می کند و نمره قابل قبولی می گیرد..

3ستاره از 5 ستاره
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید