تیوال فیلم استراحت مطلق
S2 : 18:15:34
 بها: ۱۰,۰۰۰ تومان
: عبدالرضا کاهانی
: عبدالرضا کاهانی - سعید قطبی زاده
: ترانه علیدوستی، بابک حمیدیان، رضا عطاران، مجید صالحی، فریده فرامرزی، امیرشهاب رضویان، علی میلانی، سعید عطاییان، صفر محمدی، امیر قطبی، پانته آدانا پیام، مهرداد لواسانی
: عبدالرضا کاهانی
: شیما منفرد
: ابراهیم اشرفی، معین رضا مطلبی
: ناصر انتظاری
: علی علویان
: سعید خانی
: سعید ملکان
: سهیل بیرقی
: کامران حجازی
: بهمن نادیاب
: امید جزینی
: سینا قویدل
: جواد سلیمانی
: محمد کارت
: ابوالفضل کاهانی، بهرنگ حسامی
: ندا قایدی
: مریم تخت کشیان

گزارش تصویری تیوال از اکران خیریه فیلم استراحت مطلق / عکاس: یاسمن ظهور طلب

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از اکران فیلم استراحت مطلق در پردیس چارسو / عکاس: سجاد احمدی مجد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست نقد و بررسی آوای تیوال برای فیلم استراحت مطلق / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست نقد و بررسی فیلم استراحت مطلق / عکاس: ستاره سرداری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از اکران ویژه فیلم استراحت مطلق / عکاس: یاسمن ظهور طلب

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم استراحت مطلق / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» اکران ویژه فیلم "استراحت مطلق" با حضور عوامل

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
با سلام و احترام
لازم می دانم چند نکته را عرض نمایم:
فیلم را دیدم و دوست داشتم و چند نکته مفید هم از آن یادگرفتم و در آن بازی های زیبایی هم دیدم،به طوری که کمتر این روز ها می توان شاهد یک کار خوب و جامع بود
اما...
استراحت مطلق چرا اینهمه بزرگ شد؟
یعنی چی که روی خودروی خود بنویسیم "استراحت مطلق"؟
بله،تبلیغات تلویزیونی نداشت،درست...در حق فیلم کم لطفی شد،درست... اما این جنبش های کودکانه چه مفهومی داشت؟
خلاصه که کار خوبی بود ولی حاشیه هایش باعث لطمه خوردن به فیلم شد.
با تشکر
فهیمه تردست، مجتبی مهدی زاده، بهنام [شاهین] باقری و بهار این را خواندند
Me'raj این را دوست دارد
به نظر من بزرگترین تبلیغ برای یک فیلم کارگردان اون هست
درسته آقای کاهانی تیاتر خونده اما در وادی سینما پر رنگ ظاهر شد
و اکثر مخاطب های خاص سینما یا مخاطبان حرفه ای پیگیر آثارش هستند بدون توجه به حواشی
انم بگم که در سینمای ایران حاشیه یک معقوله کاملا ... دیدن ادامه » عادی هست برای مخاطب
۰۹ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صحنه هایی که مواد مصرف می کردن اگرچه از نظر بازیگری واقعن خوب بود اما اصلن دلیل این عریانی در بیان رو نمی فهمم! چیزی که در سینمای ما هیچ وقت وجود نداشته که همه چیز بی پرده گفته یا نشون داده بشه... البته من به شخصه نه موافقم و نه مخالف...
من نمی خوام شعار بدم اما شاید بد نباشه که نسبت به تأثیر این صحنه ها روی نوجوون ها (با توجه به اینکه خیلی می خندیدن و داشت بهشون خوش میگذشت انگار) امیدوارم درخصوص تذکر دادن به والدین تدبیری اندیشیده بشه چون این صحنه اصلن در نکوهش اعتیاد نبود و اصلن کلن که چی؟ حالا حامد معتاد هم هست و سیگاری هم می زنه و فیلان!؟!؟؟!
درجه بندی های سنی تو سینماهای ما رعایت نمیشه متاسفانه.
۲۵ خرداد ۱۳۹۴
نمی دونم منظور از پست بالایی کدومه اما من کلن همش تضادم :)
که البته به نظر من همه ی آدم ها پر هستن از تضاد...
۲۴ شهریور ۱۳۹۴
آدمای خوب(مثل شما) پر از تضادن :)
۲۴ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقای کاهانی و‌ قدمی بجلو

دوست داشتم،در اوج‌منطق بی منطقی هم به موازات گام بر می داشت
رومینا خلج هدایتی و وحید هوبخت این را خواندند
maria و فرزان امیری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
** تماشای گروهی اکران خیریه فیلم استراحت مطلق **

تیوال از کاربران عزیزش دعوت می کند به صورت گروهی به تماشای اکران خیریه فیلم "استراحت مطلق" بنشینند. به عنوان قدردانی از این حرکت خیر تماشاگران این اکران یک بلیت هدیه اکران خصوصی "قندون جهیزیه" که به زودی از سوی تیوال اجرا خواهد شد، دریافت خواهند کرد.

زمان: یکشنبه 27 اردیبهشت ساعت 20
مکان: سینما کورش

خرید بلیت:
http://www.tiwall.com/store/esterahatmotlagh
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

به نظرم در مجموع فیلم خوبی بود، اثری ماندگار و فراموش نشدنی برام نیست اما خوب بود مخصوصا در مقایسه با بقیه فیلمهای در حال اکران
اما بیشتر از خود فیلم، نظر دوستان برام جالب بود
به نظرم همه خیلی معمولی بودند. و البته چیزی که توی نقدها به نظرم رسید که کمتر بهش توجه شده بازه زمانی داستان بود. روز اول بنگاه املاک گفت ده روز بعد خونه خالی میشه و سمیرا قبول نکرد و قرار شد سه/ چهار روزه خونه تخلیه بشه. یعنی کل داستان در کمتر از یک هفته اتفاق می افته.
یک نفر می پذیره که چند روز بچه اش پیش خواهرش باشه و میره یک شهر دیگه خونه میگیره و پول جور میکنه و بعد که برمیگرده تا همراه بچه اش زندگی کمی بهتری رو شروع کنه تصادف میکنه!
اینو نوشتم چون اکثر دوستان این مساله رو خیلی پیچیده تفسیر کرده بودند(فراموش کردن بچه، تغییر اساسی سمیه ..)
همه چیز خیلی معمولی بود. سمیه ... دیدن ادامه » آدم با اراده ای بود اما وقتی از خونه رضوان اومد بیرون رفت پیش آقای سبیل. من این کار رو تخطئه نمیکنم اما میگم سمیه یک آدم خوب معمولی بود و کارگردان به زیبایی صحنه هایی رو خلق کرده بود که بتونیم شخصیتها رو کمی سیاهتر یا کمی سفیدتر فرض کنیم مثلا از چایی خوردن سمیه و سبیل و اینکه گفت چند ساعت وقت داره میتونیم نتیجه بگیریم که دوستی خاصی برقراره و حتی تعبیر کنیم که شاید قبل از جدایی سمیه هم این رابطه وجود داشته و ... و در کنارش امتناع سمیه از رفتن به آپارتمان سبیل میتونه معرف تلاش یک زن برای حفظ همزمان شغل و پاکدامنی اش (از این لغت خوشم نمیاد ولی لغت بهتری به ذهنم نرسید) باشه.
ازدواج آدمهایی که مثل هم نیستند و حتی بچه دارشدنشون و یا بچه نداشتن عطاران و همسرش هرچند شاید منطقی نباشه اما کاملا عادی هست.
و البته نکته دردناک فیلم همین بود!
آدمهایی که براشون دل میسوزوندیم یا ازشون بدمون میومد و به هر حال دوست نداشتیم مثل اونها یا جای اونها باشیم خیلی خیلی معمولی بودند.
شاید اگر نگاه کاهانی به زندگی هرکدوم از ما می افتاد از مردن ما هم خوشحال میشد( در مصاحبه اش میگه؛ من که از مردن سمیه خوشحال شدم!)
گفت گویی در شکل چند سوال از دوستانی که نقد جدی به این فیلم داشته اند:
جامعه و فضای اجتماعی که کاهانی در این اثر به تصویر کشیده است چقدر با حقیقت ها و واقعیت های جامعه کنونی ما فاصله دارد؟
آیا صفت "استراحت مطلق" برای توصیف کلی ما که در این جامعه زندگی می کنیم، سخن گزاف و برچسب توهین آمیزی است؟ یا به واقع همان است که کاهانی می بیند. آیا همه ما در استراحت مطلق نیستیم؟ آیا اقتصاد ما، اخلاق ما، روابط اجتماعی ما، دین ما، هنجارهای جامعه ما و ... در استراحت مطلق نیستند؟

آیا وقت آن نرسیده است که با شجاعت خود را نقد کنیم و خود را از استراحت مطلق به در آوریم؟
علی جعفریان و سپهر امیدوار این را خواندند
روشنک و علی عبدالرحیم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
** فراخوان نقد تیوال برای فیلم استراحت مطلق **
مجموعه آوای تیوال در نظر دارد گفتگویی ویژه با جناب آقای عبدالرضا کاهانی کارگردان فیلم استراحت مطلق داشته‌باشد.
در این راستا از سوی گروه محترم این فیلم و تیوال، همه تماشاگران عزیز دعوت می شوید پرسش‌ها و نقدهای خود را برای طرح‌شدن در این گفتگو تا پایان فروردین ماه برای ما پای همین دیوار نوشته بنویسید.
فیلمی که می توانست به یکی از فیلمهای درخشان کارنامه ی کاهانی تبدیل شود...

اول از صحنه های تصادف در اول و آخر فیلم بگویم که بسیار هوشمندانه بودند؛ تصادف یک زن که با وجود ضربه ی ناگهانی ای که در همان ابتدای فیلم به تماشاگر می زند ولی هیچ حسی در او برنمی ... دیدن ادامه » انگیزد که بسیار طبیعی است (مردن زنی که قصه اش را نمیدانیم، مساله اش را نمیدانیم و برایمان خاص نشده است، اهمیتی ندارد) و در پایان فیلم، با این حال که دوربین صحنه ی تکان دهنده ی تصادف را که قبلا تماشاگر دیده است نشان نمی دهد و فقط صدای آن شنیده می شود، او را تحت تاثیر قرار می دهد و به صورت کاملا غیر طبیعی، به جای اینکه از مرگ زن ناراحت شود نوعی حس خشنودی و آرامش به او دست می دهد؛ گویی زن درمانده و نگون بخت قصه با مرگش به استراحتی مطلق و ابدی فرو می رود. زنی که با ورودش به تهران وارد زندگی چندین نفر می شود که هر کدام درعین حال که به او لطفی می کنند می خواهند به نوعی از او استفاده کنند و شوهر سابقش هم مدام او را تهدید می کند و برایش مزاحمت ایجاد می کند و درنهایت با مرگش از زندگی آنها خارج می شود؛ خارج شدنی که گویا برای هیچکدام اهمیتی ندارد همانطور که در سکانس پایانی فیلم همه ی آنها را در حال گذران زندگی طبیعی خود می بینیم.
مشکل اصلی فیلم، رابطه ی کم و عادی شخصیت اصلی با شخصیتهای دیگر به دور از هر گونه پیچیدگی است ( که البته در همه ی فیلمهای کاهانی دیده می شود و انگار او اعتقادی به روابط پیچیده ی انسانها ندارد و همه چیز را معمولی برگزار می کند) و گرفتاری هایی که به واسطه ی آنها برایش ایجاد می شود، در نهایت زنی به آخر خط رسیده و درمانده نمی دهد. به قول یکی از دوستان اگر فیلم را به ساندویچی تشبیه کنیم، مزه سسش بیشتر از مخلفاتش احساس می شود چون بیش از حد به آن سس زده شده است. زمان فیلم 75 دقیقه است که بسیار پایین تر از حد استاندارد است و در همین زمان اندک، کارگردان به جای اینکه بیشتر به روابط شخصیت اصلی با دیگران بپردازد به نشان دادن صحنه هایی از شخصیتهای فرعی از جمله حمام رفتن عطاران، بازی فوتبال و مصرف مواد که به ظاهر برای تماشاگر جذاب هستند( سس اضافی) ولی هیچ کارکردی در روند داستان ندارند، می پردازد ( در مورد مثال آخر، خنده های بلند، بد صوت، ادامه دار و بسیار اعصاب خورد کن سه چهار نفر معلوم الحال در سالن سینما به نشانه ی اینکه ما هم مصرف این نوع مواد را تجربه کرده ایم و از فازش با خبریم، موید گفته ام می باشد) که اگر اینگونه نبود مزه ی گاز آخر از این ساندویچ بسیار به یاد ماندنی تر از این میشد.
۲۶ فروردین ۱۳۹۴
می‌خواستم بدونم این ایده که تصادف رو اول نشون بدیم
از خودِ آقای کاهانی بوده
یا آقای قطبی‌زاده
یا توی جلسه‌های جمعی‌شون به این نتیجه رسیدن؟
چون به نظرم تنها قسمت فیلمه که ربطی به سینمای کاهانی نداره.
اگه ممکنه یه توضیحاتی هم آقای کاهانی در مورد نوشتن مشترک بدن
به چه صورتی و با چه تقسیم وظایفی این کار انجام می‌شه؟

و یه سؤال بی‌ربط:
"وقت ... دیدن ادامه » داریم حالا" اکران می‌شه
اگه نه
کی می‌شه dvdش رو تهیه کرد؟

مرسی بابت این حرکت خوب.

manimoon..
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
آوای تیوال گفتگو با عبدالرضا کاهانی کی در سایت بارگذاری می شود؟
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر بخواهم چکیده حرف فیلمساز را از دریچه نگاه خود بیان کنم، خواهم گفت : هیاهوی بسیار برای هیچ.
این تفسیر تنها مخصوص استراحت مطلق نیست بلکه بیانیه همه آثار کاهانی است.
استراحت مطلق از سوی دیگر تعبیر رهایی از همه رنجها و دل مشغولی های انسان با پایان پذیرفتن حیات زمینی اوست.آنچه در این اثر شاهدیم ترکیبی از کاراکترهایی در موقعیتهای مختلف نسبت به هم است که یکی مثبت و دیگری منفی جلوه می کند لکن آنچه باید دیده شود اینست که پایان، همیشه همان است.دانستن این مهم، شاید تلنگری باشد برای انسان ؛ انسانی که همه عمر سعی در ستیز با هم نوع خود برای کسب آنچه از او دریغ شده یا حقی که ضایع شده دارد، چه به آن دست یابد( حال به حق باشد یا ناحق ) چه نه، فقدانش اثری بر جریان حیات دیگران نخواهد داشت؛ گویی گلوله ای از گردش در حلقه حیات خارج می شود ولی چرخش ادامه دارد.
کاهانی ... دیدن ادامه » در آغاز فیلم، مرگ کاراکتر زن اصلی را به ما نشان می دهد آن هم با پوچ ترین نوع آن، تصادف ولی ما با اینکه به این نتیجه واقفیم، باز با داستان او همراه می شویم جانب او را می گیریم و از کاراکتر مقابلش متنفر می شویم که البته اثر هم می خواهد ما چنین ببینیم.
بلکه بیانیه همه آثار کاهانی است!!
با این قسمت از نوشته خوبتان موافق نیستم خانم نجاتی عزیز
انصافا همه آثار کاهانی را نمیتوان"هیاهوی بسیار برای هیچ" خواند.
۲۴ فروردین ۱۳۹۴
تعبیر مخاطبین از شخصیت آدمهای فیلم بستگی به وسعت دید و برداشت های ایشان دارد.منتها آنچه برجسته تر می نماید شخصیت منفی شوهر سابق سمیرا و مظلوم واقع شدن سمیراست.قطعا هیچ انسانی کاملا سفید یا سیاه نیست و حتما فیلمساز نیز این نکته را مدنظر داشته منتها درصد ... دیدن ادامه » ناخالصی کاراکترهای مرد نسبت به زن بیشتر است.
۲۶ فروردین ۱۳۹۴
بهترین توصیف برای این فیلم همین بود خانم نجاتی. هیاهوی بسیار برای هیچ!
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استراحت مطلق فیلمی که سعی دارد شخصیتهایش را خاکستری نشان دهد شخصیتها گاه سزاوار سرزنش می شوند و گاه حس ترحم نسبت به آنها برانگیخته می شود خاستگاه اتفاقات فیلم لاابالی گری ها و توهمات یک مرد بی قید و بند است مردی معتاد که به راحتی به همسر خود تهمت می زند و گهگاهی غیرت خاموش و خفته درونش با سر و صدایی خنثی بروز پیدا می کند مصداق عینی اینگونه افراد را می شود در جامعه مشاهده کرد و در صفحه حوادث شاهد داستانهای آن بود .به هر حال نمی توان چشم به واقعیت های موجود بست و توقع حرکت فیلم ها در یک چارچوب مشخص را داشت.از این حیث کار کاهانی قابل تقدیر است کاهانی سعی کرده که فیلمش به تماشاگر نزدیک باشد شخصیتهایش آشنا باشد و فضای آن قابل درکتر و ملموستر باشد و شاید به همین خاطر از روابط عطاران و همسرش کمک می گیرد و صحنه های نیمه عریان مردان فیلمش را به نمایش می گذارد. ... دیدن ادامه » مردانی که سعی شده ظاهر مردانه شان جلوه گری کند از ریش بلند عطاران و سبیل رضویان تا هیکل صالحی و اندام درشت خریداران رسیور شاید در این بین سرمنشا قصه عقب افتاده باشد زنان قصه هم ظاهرا نه سیاهند و نه سفید معمولی اند و آشنا گاه به سادگی می نگرند و بعضا قربانی این نوع نگاهشان می شوند (شاید سمیرا) گاه به موقع احساس خطر کرده و محکم ظاهر می شوند و هنوز فرصت دارند (رضوان) و بعضا هم فرصت محکم بودن از دست می رود و کار از کار می گذرد .
شخصیت سمیرا به ظاهر قربانی قصه است ولی در مواقعی این نوع قربانی بودن در او دیده نمی شود عادیست و گاها احساس رضایت از وضع موجود در او دیده می شود یا از سر ناچاری است یا اقتضای فیلمنامه اینگونه است یا ترانه علیدوستی بازیگر مناسبی برای این کاراکتر نبوده کاراکتری که از شهرستان می آید باید نشانه هایی داشته باشد ولی این چنین نیست . او که حاضر به بازگشت به شهرستان نیست در آخر راضی به بازگشت می شود چه تغییر شرایط و اتفاقی صورت گرفته که او رضایتمندانه می خواهد برگردد معلوم نیست تصمیمی که شاید استراحت مطلقی برایش به ارمغان بیاورد ولی باز سوال اینجاست آیا نمایش تصویر شده از یک چنین زنی که فشار و سختی جانکاهی در قبال آسیب هایی که نه اینگونه خنثی در دنیای واقع تحمل نمی کند با تجویز استراحت مطلقی برای او و رهایی از دردها و رنج هایش تناسبی دارد یا خیر؟و شاید اینگونه برداشت صحیح نیست و فیلمساز نیاتی دیگر در سر داشته. فیلم با وجودیکه در اکثر دقایق پر سر و صداست ولی چندان آزاردهنده و گزنده نیست درست مانند کار قبل کاهانی. داد و فریاد فیلمهایش شاید بیخود و بی جهت نباشد.
نکته بارز فیلم حضور متفاوت مجید صالحی است نقشی که او را از کلیشه درآورده و به وجه دیگر بازیگری او پرداخته. انتخاب ترانه علیدوستی شاید انتخاب مناسبی نبوده باشد. بابک حمیدیان بازی متعادلی دارد صحنه فوتبال و مواد کشیدنش هرچند کمی از دست خارج شده ولی از نقاط مثبت فیلم است. نویسنده فیلم خود کاهانی به همراه سعید قطبی زاده منتقد سینما است که انتظارها را از فیلم بیشتر می کند ولی شاید اینگونه نباشد. نزدیکترین تعبیری که برای فیلم می شود به کار برد اینست که فیلم تنه محکمی ندارد که چند شاخه به آن متصل باشد شاید شاخه ای دارد که چند شاخه کوچک به آن وصل است به همین خاطر شخصیت ها زندگی مستقلی دارند و نیازی به بیان سرانجام هر یک از آنها در پایان فیلم نیست . در مجموع فیلم بی عیب و نقص نیست و کاستی هایی در فیلمنامه دارد ولی نمی شود به راحتی از تماشای آن چشم پوشید و فقط به نقدها و نوشته های دیگران بسنده کرد.
با شما در این جمله موافقم که استراحت مطلق فیلمی است که نمی توان براحتی از کنار آن عبور کرد.منظور من البته مخاطب اثر است که تا مدتی درگیر فضای اثر می شود و تامل می کند .طبعا اگر مخاطب فیلم های صرفا ساخته شده براساس چهارچوب های متداول باشید امکان دارد از ... دیدن ادامه » فیلم لذت نبرید. باید اندکی با جهان بینی فیلمساز آشنا باشید و ارتباط برقرار کنید.
۲۴ فروردین ۱۳۹۴
سمیرا بعد از اسباب کشی میره بچه شو بیاره. خیلی ساده و طبیعی
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1- به نسبت، فیلم خوب و دوست داشتنی بود.
2- صحنه حمام چی بود و به چه کار می آمد؟ شاید به قول یکی از دوستان حداکثر استفاده از امکانات!
3- تار نشان دادن صحنه مربوط به استعمال مواد مخدر خیلی ناجور بود. اگر نمایش این صحنه ها مجوز نداره بهتر بود به شکل غیر مستقیم – مثل جایی که صحنه از پشت شیشه نشان داده شد- موضوع بیان می شد. شاید هم خواسته به نوعی دهان کجی به ممیزی داشته باشه ولی در هر صورت توی ذوق می زد.
4- سکانس گفتگوی حامد و صابر بعد از استفاده از علف خیلی دوست داشتنی بود
5- بازی آقای صالحی خیلی خوب بود، ذهنیت من را در مورد بازی ایشان دگرگون کرد.
6- وجود بچه در زندگی سمیرا و حامد اضافی بود. آنطور که نشان داده شد حامد از همان ابتدا مردی لاابالی و غیرقابل اعتماد بوده است پس سمیرا در ازدواج با وی اشتباه کرده است. با توجه به عقلانیتی که برای شخصیت سمیرا به تصویر ... دیدن ادامه » کشیده می شود، چرا وی زندگی وی با حامد به درازا کشیده شده و مهم تر اینکه چرا از حامد بچه دار شده است؟ حال چه اتفاقی افتاده است که سمیرا تصمیم به تغییر گرفته است و چه مصمم در این تصمیم.و چه راحت در این میان فرزندش فراموش می شود؛ بچه پیش خاله اش است، خیالم راحته؛ مامان نهارت رو خوردی؛ جلوی پنکه نخواب. همین!!!
آیا بهتر نبود بچه ای در کار نباشد؟!؟
7- شخصیت ها نزدیک به واقعیت و باور پذیر بودند. بازی ها هم خوب بود. بابک حمیدیان و مجید صالحی بهتر از بقیه.
8- خانم علیدوستی، همان علیدوستی فیلمهای اصغر فرهادی نبود.
خیلی خوب بود عباس جان ممنونم منم کاملن موافقم
قسمت 4 با اینکه منم خیلی از اون سکانس خوشم اومد و باحال بود و بازی ها هم خیلی خیلی خوب بود از این بی پرده نشون دادن وید زدن زیاد خوشم نیومد
۲۶ خرداد ۱۳۹۴
درود بر بانو رحیمی
کلن خوشم میاد از آدم هایی که با من کاملن موافقن :) (بر خلاف عیسی خان نمایش هیچ کس نبود)
در مورد بند 4، اگر صحنه را کامل و عریان نمایش نمی داد، از زیبایی و اثرگذاری آن نیز کاسته می شد.
البته این تنها نظر من است.
۲۶ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیالوگ های حذف شده

رضا عطاران :خوبه دیگه ... ریشمو میزنم صورتم میشه بچه
ترانه علیدوستی :بی بی فیسی دیگه ...
رضا عطاران :خب وقتی ریش میزارم ... تمرکز میاد روی چشم . ازم می ترسن حساب می برن ... برای کارم خوبه
این بده ؟

عبدالرضا کاهانی
علی لب خونی کردی؟!
۱۶ فروردین ۱۳۹۴
علی عزیز
نه.از روی فیلم هایی که خود گروه منتشر کردند


محمد عزیز
فکر می کنم میشه از معنی حرف های عطاران دلیل این سانسور فهمید که خطاب به چه گروهی است
۱۶ فروردین ۱۳۹۴
ممنون از توضیحت... البته من فیلم رو ندیدم فقط کنجکاو شدم.
۱۶ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان سلامـ
یه سوال
این فیلم از چه لحاظ برای زیر ۱۴ مناسب نبود؟
از همه لحاظ
این فیلم برای افراد زیر 14 سال توصیه نمی شود
علاوه بر این که شاهد صحنه هایی هست که نباید ببیند ممکن است سوال های بی شماری از شما بکند که جوابی برایش نداشته باشید
۱۴ فروردین ۱۳۹۴
آقای بهنام - شاهین می شه کمی بیشتر توضیح بدید در مورد سکانس مورد نظر
با تشکر ( یک علاقه مند به [...] )
۱۶ فروردین ۱۳۹۴
در سکانس مورد نظر جناب حمیدیان خبط و خطایی مرتکب شده بودن که مجید صالحی عصبانی میشن و میخوان ایشون رو [...] بکنن!
۱۶ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به عنوان یکی از طرفداران آثار آقای کاهانی به نظرم استراحت مطلق نسبت به بقیه فیلم هاشون ضعیف تر بود با این وجود همچنان بالاتر از سطح سینمای امروز ایران بود.از نکات مثبت فیلم میتونم به بازی های خوب و موسیقی عالی اشاره کنم.
+نمیدونم وجود برخی سکانس ها و دیالوگ ها چه کمکی به پیشبرد داستان داشت...
آقای کاهانی لطفا خواهشا از سینما برو تمام فیلمهای کاهانی بد هستند بد بد فوق العاده بد انگار این آقا کارگردانی بلد نیست اسب حیوان نجیبی است بدترین فیلمی هست که تاحالا دیدم و بعدش هم این حالا شاید هیچ از بقیه ی کاراشون یکزره بهتره همه ی کاراشون 1 از 10 هیچ 3 از 10
علی جعفریان و علی ابراهیم این را خواندند
این که با سلیقه ی شما نمی خونه دلیل نمیشه ایشون فیلم نسازن . سوال من از شما که از همه ی فیلم های آقای کاهانی بدتون میاد اینه که چرا فیلم هاشونو دنبال می کنید و می بینید ؟
من از مسعود ده نمکی و محمدحسین فرح بخش خوشم نمیاد ، فیلماشونو نمی بینم ، اما نمی تونم ... دیدن ادامه » بگم فیلم نسازن
هر کارگردانی طرفدارای خودشو داره که منتظرن فیلم بسازه ، می تونید خیلی ساده دنبال نکنید و حرص نخورید
۱۲ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سالهاست که سینمای ایران رو بوسیده‌ام و گذاشته‌ام سر طاقچه، اما گاهی تو رودرواسی با رفقا مجبور می‌شم که دلشون رو نشکنم و همراهشون شکنجهٔ روحی رو در سالنهای سینما مذبوحانه تحمل کنم؛ هر دفعه هم پیش خودم می‌گم: امیدوار باش... شاید این دفعه یه فرجی بشه و یه فیلم درست و درمون از این آشفته بازار فرهنگی دربیاد؛ ولیکن در نهایت طبق معمول این سالها با اعصاب متشنج و دست از پا درازتر، سالن سینما رو ترک می‌کنم.
دیگرون رو نمی‌دونم ولی سینمای ایران در سالهای اخیر، هیچ چیزی به من اضافه نمی‌کنه و فقط اعصابم رو خط‌خطی می‌کنه.
به امید روزی برای فراهم شدن بستر فرهنگی‌یی که در اون آثار هنری گوناگون برای طیفها و سلیقه‌های مختلف جامعه، تولید بشه.
خیلی عجیبه که در سال های اخیر حتی یک فیلم موردپسند شما تولید نشده ...
۰۸ فروردین ۱۳۹۴
علی جان اول اینکه سال نو مبارک باشد دوست خوبم  
دوم اینکه همیشه از دیدگاه وسیع و پر قدرت و مهربان و حمایتگرت به سینمای ایران لذت می برم 
سوم اینکه همانطوری که خودت و مجتبی اشاره کردین بخش عمده ای از میزان لذت از فیلم دیدن سلیقه ای است و به خودآگاه و ناخودآگاه مخاطب ... دیدن ادامه » بر می گردد... البته دیدگاه مطلق نگر و افراطی منطقی نیست اما آیا واقعا چند فیلم مهم در سالهای اخیر ساخته شده که بتوانیم بارها وبارها ببینیم نه به دلیل نگاه سرخوشانه شخصی بلکه به خاطر مرور و تحلیل های جامعه شناختی...روانشناختی و ..از جامعه ایرانی؟.....شاید کمی زود باشد برای قضاوت اما آیا اکثر این فیلم های جدید شاخص ویژگی های کالت شدن را دارد؟ آیا بافتار جامعه ایرانی را عمیق و موشکافانه و قابل ارجاع برای آیندگان تصویر کرده اند...آیا روح زمانه خود بوده اند؟ البته که پاسخ این سوالات باید موکول به زمان شود و قضاوت بی معنا است....اما چیزی که در حال حاضر به نظر میرسد بیشتر فیلم های مهم (و نه تجاری و بنجل سینمای ایران)در حال حاضر کپی و یا در حالت مودبتر آن تکرار تجربه هایی است که از سینمای مترقی جهان میشود...خوشبختانه به بخشی هر چند اندکی از این سینما در ایران دسترسی وجود دارد و امکان قیاس هم وجود دارد.... بعضی از فیلمسازهای جدیدتر هم با کمی بالا پایین از مدل فیلمسازی کیارستمی و فرهادی تقلید می کنند و این وسط باز چندتایی فیلم تک قابل توجه بیرون می آید..
فرمالیسم خالی الگوی فیلمسازهای جوان جدی سازشده اگر اشتباه نکنم با خود تو علی نازنین درباره ماهی و گربه بحث می کردیم ...برای اولین بار به مراتب دیدنش لذتبخش و زیبا بود و به جرات میگویم که بار دوم چیز خاصی برایم نداشت.....بحث پیچیده ای است و بسیار باز....
بحث تاثیر تجارتی شدن و سرمایه گذار محوری هم بسیار جدی تر شده و این کاملا در کار کارگردانهای قدیمی تر هم قابل ردیابی است و نتیجه فلاکت بارش هم گاه به گاه شاهدیم.
تو کار کارگردان هایی مثل شهبازی هم تو بازه زمانی کاری اش نگاه کن....نمودار کیفیت عموما صعودی نبوده
۱۱ فروردین ۱۳۹۴
جناب سلیمان زاده عزیز هر چند سینمای امروز ایران برای بنده، اینگونه که فرمودید نیست و بسیاری از آثار آن را دوست دارم...ولی شما رو درک میکنم و توصیه ام به شما اینه که تمرین "نه" گفتن کنید.
۲۵ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در کل فیلم رو دوست داشتم
فیلم به نسبت دو کار قبلی آقای کاهانی فیلمنامه منسجم تر و روایت یک دست تری داره
بازی های فیلم در مجموع خوبه ولی بازی مجید صالحی واقعا چشمگیر بود و بازی فریده فرامزی کمی ضعیفتر از بقیه
از اسب حیوان نجیبی است بهتر بود ؟
۰۸ فروردین ۱۳۹۴
به نظر من بله
۰۸ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جداً در حق آقای کاهانی بی انصافی شد! از اکران نشدن فیلم در جشنواره تا جلوگیری از پخش نشدن تیزر فیلم و سانسور بخشی از صدای آقای عطاران و مات کردن تصویر کشیدن مواد و ...اینها هیچکدام از ارزش کار آقای کاهانی کم نکرد.تصویر یک زن شهرستانی که به تهران اومده به زیبایی نشون داده شد(هم از نظر بازی هم گریم) و زجرهایی که در ادامه متحمل شد و پس از آن مرگ! دوستان زحمت نقد فیلم رو کشیدن...علیرغم این بی انصافی های ممکن، من اطمینان دارم این فیلم خیلی خوب میفروشه و خیلی خوب با مخاطبش ارتباط برقرار میکنه.واسه آقای کاهانی بهترینها رو در سال جدید آرزو دارم!
فیلم بدرستی و کاملا منطفی و عقلانی در جشنواره اجازه پخش نگرفت و بسیار منطقی و درست و عقلانی صحنه زشت کشیدن مواد مخدر شطرنجی شد و بسیار درست سکانس های عطاران روی میز که ریش داشتن مورد تمسخر قرار می دهد صدای سوت قرار گرفت .. فیلم باید بیشتر از این سانسور ... دیدن ادامه » می شود واقعا متعجبم از دلواپسان و کسانی که جلوی نمایش فیلمهای بسیار خوب گشت ارشاد ،قصه ها و عصبانی نیستم و .. را می گیرنند و به این فیلم هیچ واکنشی نشان نمی دهند پس معلوم است برای آنها انتقادهای سیاسی مهم تر از ترویج بی غیرتی و عادی سازی روابط زن و مرد غریبه است... فیلم باید 55 دقیقه می شود و نه بیشتر
۰۷ فروردین ۱۳۹۴
آقای میلادی بسیار سطحی و متهجرانه فیلم رو زیر سوال بردید بهتره به جای تحریک کردن خود جوشان کمی و فقط کمی تامل و تعقل کنیم تو قضاوتهامون
۰۸ فروردین ۱۳۹۴
نیما جان بهتر نمایش پیدا نکرد توی جشنواره چون به لیست توقیفی ها میرفت این فیلم بی نظیر
۱۲ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول:  تق..تق...فیلم "بیخود و بی جهت" با این صدا شروع میشود...صدایی روی تیتراژ در حالیکه تصویر هنوز تاریک است...وقتی کنجکاوی برای فهمیدن منبع این صدا به نهایت می رسد...تصویر روشن می شود و میفهمیم این صدای ضربه زدن رضا عطاران مستاصل رو شکمش است! به نظرم این بهترین معرفی برای فیلم های کاهانی است...فضایی در ظاهر همینقدر بیخیال و شوخ که در لایه ای عمیقتر به شدت تلخ است...

دوم: زنی شهرستانی و مطلقه برای کار کردن و سروسامان دادن زندگیش به تهران می آید،وارد زندگی چندنفر از آشنایانش می شود ، آرامش روزمرگی و عادت شده ی آنها را به هم می ریزد و به همان سادگی از زندگی آنها خارج می شود...انگار نه انگار. به نظرم پوچی فضای فیلم های کاهانی از طرف دیگر همراه با جبری تلخ است.آدم ها همه در موقعیتی گیر افتاده اند که راه فراری از آن نیست و همه هم همدلی برانگیزند و حق دارند، ... دیدن ادامه » شاید همین فیلم های کاهانی را به واقعیت امروز زندگی جامعه ای که ما در آن هستیم بسیار شبیه می کند...

آخر: اما چیزی در " استراحت مطلق" برای تبدیل شدنش به یک فیلم درخشان در ذهن من کم است،شاید گنگی بیش از حد شخصیت محوری سمیرا که البته با توجه بازی خوددارانه ی  ترانه علیدوستی به نظر می آید عامدانه بوده است ولی همین رابطه ی ما را هم با فیلم تا حدی گنگ و مبهم می کند.

شاید به جذابی اسب حیوان نجیبی است و هیچ و بیست و بیخود و بیجهت نبود، اما خوب بود. بازی ها رو خیلی دوست داشتم. اما ای کاش در کاراکتر خانم علی دوستی استیصال بیشتری قرار داده میشد تا واقعا میشد مرگ رو براشون استراحت مطلق تلقی کرد. بیشتر با توجه با سکانس پایانی اینطور به نظر می رسد که گویا سایرین بیشتر به آرامش رسیده اند. اما واقعا در این زمان کم اینطور فیلم را جمع و جور کردن و داستان را بیان کردن خیلی خوب بود. فیلم های آقای توکلی هم معمولا زمان کوتاهی دارند، اما مانند فیلم های آقای کاهانی همیشه رسا و خوب هستند. پس لزوما نباید زمان فیلم زیاد باشد. فقط من همچنان با آهنگ های آقای همایون فر مشکل دارم. چرا اینقدر شبیه آهنگ های اسپانیایی و لاتین بود؟؟ چرا خلاقیتی در آهنگهاشون نیست؟
موسیقی همایون فر در این فیلم بر خلاف کارهای دیگه اش اصلن به فضای فیلم نمی آمد.
۲۶ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالى بود.مثله تمام فیلمهاى اقاى کاهانى
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید