تیوال فیلم چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت
S3 : 07:13:44
: وحید جلیلوند
: علی زرنگار، وحید جلیلوند، حسین مهکام
: نیکی کریمی، امیر آقایی، شاهرخ فروتنیان، وحید جلیلوند، سعید داخ، کتانه افشاری‌نژاد، سحر احمدپور، میلاد یزدانی، آفرین عبیسی و برزو ارجمند
: محمدحسین لطیفی، علی جلیلوند
: مرتضی پورصمدی
: وحید جلیلوند، سپهر وکیلی
: سعید ملکان
: بابک کریمی طاری
: یدالله نجفی
: علیرضا علویان
: کارن همایونفر
: محمدصادق آذین
: حسن لبافی
: ساتیار امامی
: شهره فهیمی
: مریم نراقی
خلاصه داستان: یک آگهی غیر متعارف در بخش نیازمندی های روزنامه همشهری، جمعیت کثیری را در روز مشخصی به خیابان می‌کشد. دخالت پلیس قایله را علی الظاهر پایان می دهد اما...





گزارش تصویری تیوال از اکران خصوصی فیلم چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» جلیلوند: علاقه به تالیف دلیل حضور بازیگران در عرصه کارگردانی است

» لطیفی: آرام آرام از صحنه خارج می شویم

ویدیوهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خشم، سکوت، انفجار،‌ اکشن...

نخستین ساخته وحید جلیلوند همانند دردی است که مخاطب را با خود همراه می‌کند تا به تمام مصائب این روزهایش بیاندیشد، خشمگین شود و با فریادهای قهرمان فیلم در درورنش نعره بزند. «چهارشنبه، ۱۹ اردیبهشت» فیلمی است برای درنگ به آنچه بر سرمان می‌آید.



در مواجه با عنوانی همچون «چهارشنبه، 19 اردیبهشت» توجه مخاطب به این جلب خواهد شد که 19 اردیبهشتی که از قضا روزش چهارشنبه بوده است. آخرین باری که 19 اردیبهشت برابر با روز چهارشنبه بوده است، سال 1386 است. اینکه 19 اردیبهشت سال 1386 چه روزی بوده است، احتمالاً برای مخاطب جذاب باشد؛‌ ولی چه اهمیتی دارد.

نخستین ساخته وحید جلیلوند اولین فیلمی نیست که عنوانش درگیر یک زمان باشد. تاریخ سینما دارد فیلم‌هایی که نامشان یک تاریخ، یک سال، یک ساعت و حتی بخشی از یک شبانه‌روز را یدک می‌کشند. برخی از لحاظ نشانگانی ارتباط مستقیمی با زمان فیلم دارند. برخی دربرگیرنده مفهوم یا مضمونی هستند که در شریان‌های فیلم جاری‌ است. برخی باری استعاری دارند و برخی صرفاً یک نام هستند که ممکن است به اثر هویت ببخشد. «چهارشنبه 19 اردیبهشت» نامی نیست که در مضمون و مفهوم چنین باری را به دوش بکشد. فیلم زیر بار نام نیست؛‌ بلکه کلیت فیلم است که به اسم هویت می‌دهد و مخلص کلام آنکه هویت فیلم نسبت به نام در خود مستقل و قائم به ذات است.

فیلم جلیلوند را می‌توان با حذف و درگیر کردن خود با نامش از چند منظر بررسی کرد که همگی به نوعی در هم تنیده شده‌اند و در این یادداشت قصد است از سه منظر جامعه‌شناسی، روانشناسی و فلسفی به فیلم نگاه کرد و به نوعی هر سه رویه در کلیت مشترک‌اند.

1- از منظر اجتماعی فیلم وحید جلیلوند یک اعتراض است و این اعتراض فریادی است که در گلو به یک بغض تبدیل می‌شود. گاهی اوقات این اعتراض بیان می‌شود و گاهی در یک سکوت برای آینده منتظر می‌ماند. برای هر دو مورد نیز مصادیقی وجود دارد. بهترین مصداق نیز در شخصیت آشتیانی با بازی امیر آقایی متبلور می‌شود.


جایی ... دیدن ادامه » که پلیس به عنوان مجازی از حاکمیت وارد دفتر تبلیغاتی دوست آشتیانی می‌شود، رفتار امیر آقایی تهاجمی است. او افسر پلیس (سعید داخ) را تهدید به شکایت می‌کند و این تهدید ناشی از آن است که او برای پلیس در آن موقعیت مشروعیتی قائل نیست. آشتیانی کاری که انجام داده است را به عنوان یک کنش مهم باور دارد – البته اینکه این باور چقدر سفت و محکم است جای بحث دارد؛ ولی او تنها کسی است که برای اتمام کار مصر است – ولی پلیس آن را یک اخلال در نظم عمومی می‌داند. در اینجا گفتمان پلیس و آشتیانی خود مشمول یک اخلال می‌شود.

این اخلال را باید با ریاضیات محاسبه کرد و ریشه آن را در عدد سه باید جست: سی میلیون تومان یا به عبارتی سیصد میلیون ریال. نقبی به گذشته می‌زنیم تا عدد سه هزار میلیارد تومان یا سی هزار میلیارد ریال را به خاطر آوریم. فیلم موقعیتی را خلق کرده است که مردی قصد دارد با فروش خودرویش به قیمت سی میلیون تومان، آن را به یک نیازمند هبه کند. کنش انتخابی خود را در نیازمندی‌های همشهری – که نمادی است برای جلب سرمایه تا از دست دادن سرمایه – درج می‌کند و ناگهان با جمعیتی عظیم روبرو می‌شود که باید در میان آنان، تنها یک نفر را انتخاب کند؛ ولی کدام؟

به عدد سه هزار میلیارد بازگردیم و آن را در سی میلیون تومان تقسیم کنیم. عدد صد هزار به دست می‌آید که برای یک تجمع در خیابان سهروردی تهران عدد بزرگی است و تصور جا شدن این همه انسان در یک فرعی خیابان سهروردی بسیار سخت است. در واقع جمعیتی که در مقابل ساختمان محل دفتر تصور می‌شود برابر با هزار نفر است.

کلیت استفاده از این ارقام برای رسیدن به مفهوم یک اعتراض است. اینکه حضور تعدادی همشهری برای امتحان شانس و اقبال خود در دریافت مبلغی برای «زدن به زخمی از زخم‌هایشان» اخلال در نظم عمومی تعبیر می‌شود؛ ولی رفتار ناحق یک نفر نسبت به جمعیتی عظیم در درازمدت شاید به چنین تعریفی ختم نشود.


جلیلوند تنها به یک مساله اعتراض نمی‌کند. بافت هر سه پرده مملو از اعتراض است. برای مثال در مورد داستان خواستگار سابق آشتیانی با بازی نیکی کریمی، زن را در موقعیتی نشان می‌دهد که تناسبی با میمیک و فیزیکش ندارد. بعدها درمی‌یابیم که زن از یک زندگی خوب به سبب یک اتفاق، تلخی یکی زندگی سخت را تجربه می‌کند. برای لمس این تلخی جلیلوند به سراغ جزییات می‌رود. نمونه قابل تامل این نگاه را در صحنه پاک کردن مرغ‌ها توسط نیکی کریمی است. دوربین با کنجکاوی آنچه زن داستان انجام می‌دهد را نشان می‌دهد – به خصوص صحنه باز کردن شیر خونابه – و این فقدان تناسب بیشتر و بیشتر به چشم می‌خورد. این تناقض زمانی تبدیل می‌شود که علت مشخص می‌شود و باید گفت ساختار بیمه و امور پزشکی کشور زیر سوال می‌رود. نکته درخشان آن است که یک بار هم به شکل مستقیم این مساله به زبان آورده نمی‌شود.

در مورد روایت دوم و دختری که شوهرش پشت میله‌های زندان است، اعتراض به سیستم قضایی بدون بیان اینکه چرا کسی شهادت دختر را جویا نشد، پیگیری می‌شود؛ ولی هیچگاه به شکل مستقیم کسی از دختر نمی‌پرسد یا به دختر نمی‌گوید چرا شهادت ندادی یا آیا به شهادت تو گوش دادند.

اعتراضات فیلم در فرم فیلم جاری است. استفاده از قاب‌بندی و تدوین فیلم به بیان اعتراض و داغ کردن آن کمک می‌کند. یک نمونه قابل تامل صحنه ملاقات دختر از شوهر زندانیش است. وقتی بر کف دست دختر در ورودی زندان مهر می‌زنند، زاویه دوربین و کات زدن به نمایش حرکت ملاقاتیان در راهرو نمایشی تلخ از برخورد با یک انسان است. در دورانی که در یک شرکت کوچک در کشور، از گیت‌های الکتریکی استفاده می‌شود، هنوز در فضای زندان رفتار با غیرزندانی چیزی شبیه داغ کردن است.

این رویه برخلاف عموم آثار اجتماعی سینمای پس از انقلاب ایران است که اعتراض به رویه‌های اجتماعی یا اختلالات مدنی، در قالب مانیفست‌های سیاسی یا فریادها بی‌امان بیان می‌شود. نگاه اجتماعی جلیلوند به مختصات نامتعارف جامعه ایران، به شیوه‌ای مورد اعتراض قرار می‌گیرد که مخاطب در درکش سهیم باشد؛ چرا که بدون درک مخاطب از مشکل، جامعه توانایی اصلاح را نخواهد یافت. خلاصه کلام این است جلیلوند به مخاطب خود برای درک واقعیتی احترام می‌گذارد که خود درک کرده است. کارگردان نگاهش را تحمیل نمی‌کند؛‌ آن را عرضه می‌کند.



2- به «چهارشنبه، 19 اردیبهشت» می‌توان نگاهی روانکاوانه داشت. از این منظر فیلم تبدیل می‌شود به اثری مردانه. با آنکه فیلم در روایت دو زن و یک مرد را عرضه می‌کند؛ ولی آنچه در قاب دوربین دیده می‌شود مردانه است. این نگاه مردانه را در سکوتی می‌توان جستجو کرد که بر کلیت ماهوی فیلم حاکم است. فیلم براساس انتخاب شکل می‌گیرد؛ اینکه فرد بر سر دو راهی پذیرش مصلحت و آنچه دوست می‌‎‌دارد، کدام را انتخاب می‌کند.

در مورد شخصیت‌های زنان این مساله متزلزل است. یکی با درک ناراحتی شوهرش و به تعبیری غیرتی شدنش، قید کمک هزینه درمانی شوهرش را می‌زند. این انتخاب در پرتو یک خواسته مردانه و تحت گفتمان مردانه است؛ چرا که در صورت زنانه شدن انتخاب نتیجه شخصیت زن مقابل است. دخترک میان انتخاب پسرعمو – به عنوان مصلحت و پذیرش اصل بقا – و پسر جوانی بدون آینده روشن، دومی را انتخاب می‌کند. این انتخاب همه در سایه رفتار پسر رخ می‌دهد. پسر بابت دختر به زندان می‌افتد و در ملاقات زندانش با بیان آنکه زن نسبت به وی بی‌وفاست؛ دختر به تکاپو می‌افتد تا پسر را نجات دهد. اگرچه بار عمده این اتفاق تحت لوای معصومیت دختر چه در میمیک و چه در بازی، رنگ می‌بازد.

اما در آن سو، شخصیت آشتیانی قدرتمند ظاهر می‌شود. او تنها کسی است که تحت اختیار کسی نیست. انتخابش شخصی است و حتی برخورد زنش هم مانعش نمی‌شود. او مصمم است و این اصرار بر تصمیم، رویه‌ای است مردانه. زنان «چهارشنبه، 19 اردیبهشت» به هیچ وجه مصمم نیستند و در سایه مردانشان دست به انتخاب می‌زنند. این مساله حتی در شخصیت‌های فرعی نیز مشهود است. عمه در پی شکایت فرزندش، از رفتار تهاجمی پسرش در هراس است و کاری برای بازگشت دختر نمی‌کند. او حتی در مواجه با خواستگار سمج، از زبانی بهره می‌گیرد که در فضای مردانه خانه‌اش تعریف می‌شود. در صحنه درگیری انفعال عمه و غش کردنش – نه به سبب کتک خوردن خواستگار؛‌ بلکه از خون جاری شده از دماغ پسرش – نمونه بارزی است. این کنش را با شکوایه عمه از پسرش و ترسش نسبت به او قیاس کنید.


در مقابل مردان فرعی دست به عمل می‌زنند و چیزی جلودارشان نیست. پسر عمه در نهایت پسرک خواستگار را می‌زند. مدیر ساختمان دختر را اخراج می‌کند. شوهر مفلوج زنش را از گرفتم کمک باز می‌دارد. پلیس آشتیانی را از دفتر بیرون می‌کشد و در مقابل آشتیانی به هدفش می‌رسد. این جهان مردانه چندان در نگاه جلیلوند نقد نمی‌شود. شاید رفتار پلیس یا صحنه مهر زدن بر کف دست چالش‌برانگیز باشد؛ ولی در سایه رفتار انفجاری آشتیانی در بیان دردی قرار می‌گیرد که در سینه دارد و به عنوان نقطه انفجار بشکه باروت فیلم عمل می‌کند.

این بشکه باروت به عنوان مقوله «خشم» از ابتدای فیلم تا انتها با مخاطب همراه است. فیلم به شدت خشمگین است و این خشم را در رفتار انسان‌ها به وفور دیده می‎شود. از آن پلیس که با خشم آشتیانی را از دفتر بیرون می‌کشد تا صحنه باز کردن شیر خونابه که مملو از خشونت بصری و معنایی است. این خشم حتی در شکل قاب‌بندی نیز مشهود است که موجب دوری شخصیت‌ها شده است. در روایت اول و دوم که مخاطب را برای انفجار آماده می‌کند، کمتر رخ می‌دهد که دو نفر در یک قاب قرار گیرند و وارد دیالوگ شوند. در صحنه خودرو پلیس که این رویه وجود ندارد، بار دیالوگی میان پلیس و بی‌سیم است. در صحنه‌های دو نفره امیر آقایی و نیکی کریمی آنان تک به تک در قاب گنجانده می‌شوند و در ترکیب‌بندی میان نماهایشان می‌توان به فاصله میان این دو - که یکی در چپ قاب و دیگری در راست قاب قرار گرفته است و به نحوی فاصله می‌اندازد- درک کرد. بشکه که منفجر می‌شود، همه در قاب می‌گنجند، مثل سکانس نهایی در دفتر. خشم باید بیان شود و عدم تامل روی آن، چیزی می‌شود شبیه رفتارهای درگیرانه مردم با پلیس.

3- فیلم را می‌شود از منظر فلسفی نیز بررسی کرد و این نگاه فلسفی بسیار در گرو نگاه روانشناسانه است. سورن کیرکگارد فیلسوفی است که بخش عمده‌ای از وقت تفکرش را بر مساله انتخاب صرف کرده است. کیرکگارد در تبیین روند رشد انسان در یک فرایند سوبژکتیو از سه مرحله استحسانی، اخلاقی و ایمانی صحبت می‌کند. در این سه مرحله، دو مرحله به عنوان نقاط عطف میان این سه وجود دارد که انسان را از مرحله‌ای به مرحله دیگر انتقال می‌دهد. مرحله آیرونی به عنوان نقطه عطف مرحله استحسانی و اخلاقی و تعلیق اخلاق به عنوان نقطه عطف میان مرحله اخلاقی و ایمانی انتخاب می‌شود.

شاید بیان این مساله گراف باشد که شخصیت‌های «چهارشنبه، 19 اردیبهشت» را در ساختار فلسفی کیرکگارد قرار دهیم؛ ولی با توجه به نیم نگاه این فیلسوف دانمارکی به مقوله روانشناسانه می‌توان نگرشی براساس آموزه‌های کیرکگارد روی شخصیت‌های «چهارشنبه 19 اردیبهشت» داشت.



هر سه شخصیت اصلی فیلم به نحوی میان دو مرحله قرار دارند و این انتخاب در گرو دو مرحله است. در مورد شخصیت‌های زنانه وضعیت به نحوی است که انتخاب میان استحسان – خیر خاص – و اخلاق – خیر عام – قرار دارد. تلاش هر دو برای جلب رضایت دیگری است تا خود؛ چرا که با توجه به چیدمان دراماتیک توانایی انتخاب مصلحت را دارند. اینان در مرحله آیرونی قرار دارند و باید برای رهایی و رستگاری دست به انتخاب زنند. کیرکگارد معتقد است تقلا در مرحله آیرونی منتج به دو رویداد می‌شود: 1- خودکشی به مثابه عدم پذیرش اخلاق و 2- ورود به مرحله اخلاقی.

علت این دو وضعیت آن است که کیرکگارد معتقد است شخص در آیرونی به نحو افسردگی دارد و در وضعیت روانی عادی نیست. این افسردگی را می‌توان در شخصیت‌پردازی هر دو زن دید. با این همه این افسردگی در وضعیت مرد نیز دیده می‌شود، با یک تفاوت که انتخاب مرد به هیچ عنوان اخلاقی نیست.

کیرکگارد با اشاره به داستان قربانی شدن پسر به دست حضرت ابراهیم (ع)، قربانی کردن پسر را عملی غیراخلاقی معرفی می‌کند در راستای سنجش ایمان و آن را تعلیق امر اخلاقی می‌نامد. آشتیانی به نحوی در این مرحله قرار دارد. انتخاب او برای بخشش سی میلیونی که می‌تواند به شکل اخلاقی صرف خانواده شود،‌ در وضعیتی است که عموم آن را غیراخلاقی می‌خواند.

با این حال این نگرش چندان پخته نیست و علت آن وضعیت ایده‌آلی است که کیرکگارد از قهرمانش خود، حضرت ابراهیم (ع) به تصویر می‌کشد. «چهارشنبه، 19 اردیبهشت» بیش از این می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد؛ لذا از حوصله این متن خارج است.
یک فیلم اجتماعی تمام عیارو عالی.بازی ها تحسین شده به خصوص برزو ارجمند و وحید جلیلوند و سحر احمدپور.فیلمبرداری خیلی خوب بود.بسیار خوب جامعه ترسناک و درگیر فقر و پر از تشنج را خیلی خوب نشان داده شد.ای کاش با یک اکران خوب هم فروش خوب داشت و هم یک فیلم برای جشنواره های خارجی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز شنبه 14 آذرماه می توانید تماشاگر فیلم چهارشنبه 19 اردیبشهت در روزهای پایانی اکران باشید

پردیس سینمایی چارسو تهران - خیابان جمهوری تقاطع حافظ
18:30
22:30

پردیس سینمایی کورش تهران - بزرگراه شهید ستاری - نبش پیامبر مرکزی
13:00
15:00
17:00
22:10

جوان تهران - خ شریعتی بالاتر از پل صدر
18:45

فلسطین ... دیدن ادامه » تهران - میدان فلسطین، نبش خیابان مظفر
10:30
12:30
14:30
16:30
18:30
20:30

حمید فراهانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چهارشنبه نوزده اردیبهشت

(وقتی از ساختار اپیزودیک حرف می زنم از چه حرف می زنم)

1. یکی از بدیهی ترین اصول انسانی این است: ما برای انجام هر کاری دلیلی داریم. این قضیه در هنرهای نمایشی هم صادق است. اگر من کارگردان تصمیم می گیرم مثلا فیلم را با نمایی از شهر تهران از بالا شروع کنم باید یک دلیل معین در ذهن داشته باشم. ممکن است فقط به این فکر کنم که این نما خیلی خوشگل است و دوستش دارم (و اصلا به ارتباط این نما با موضوع فیلم کاری نداشته باشم) هم چنین ممکن است فکر کنم نمای کلی تهران یعنی من می خواهم مشکلات این شهر را نشان دهم. یا موضوع آلودگی شهری را برجسته کنم یا هزار و یک دلیل دیگر. بحث بر سر میزان اهمیت این دلیل نیست بلکه بر سر وجود این دلیل است. به همین ترتیب در مورد ساختار کلی فیلم هم تصمیماتی اتخاذ می شود که باید منتج به نتیجه ای خاص شود و در واقع تفاوت معنایی ... دیدن ادامه » در فیلم ایجاد کند وگرنه این تمهیدات بی ثمر خواهد بود.

2. یک بار فیلم های اپیزودیکی که دیده اید را پیش خود مرور کنید: مثلا Amores Perros، قهوه و سیگار، کافه ستاره یا قصه های جزیره یا هزار و یک نمونه ی دیگر در سینمای ایران و جهان فارغ از خوب یا بد بودن این فیلم ها. نکته ی مشترک میان این فیلم ها چیست؟ همیشه فیلم اپیزودیک حول یک قصه ی واحد یا یک مفهوم واحد می گردد. مثلا تمام اپیزودهای عشق سگی بیننده را ناخودآگاه به مقایسه میان عشق انسان ها به سگشان و عشق انسان ها به همدیگر می کشاند و پستی روابط انسانی را پر رنگ تر می کند. یا در کافه ستاره یک قصه ی واحد داریم که هر بار از زاویه دید یکی از شخصیت ها داستان پیش می رود و هر بار بخشی از گره داستانی باز می شود. اصل دوم اپیزودیک بودن هم همین نکته است: در هر اپیزود باید زاویه ی دید ما تازه شود وگرنه اپیزودیک بودن معنایی ندارد. وقتی زاویه ی دید را عوض می کنیم باید چیزی به ارزش فیلم اضافه شود وگرنه چه دلیلی دارد که راوی یا قهرمان محوری داستان را عوض کنیم؟ این سوالی است که پاسخ به آن تعیین کننده ی رویکرد ما نسبت به فیلم است.

3. با این مقدمه ی طولانی باید بگویم چهارشنبه نوزده اردیبهشت فیلمی است که بزرگ ترین مشکل آن ضعف در علت و معلول است. شاید بی اهمیت به نظر برسد اما آقای جلیلوند ابتدا مجوز فیلم را با نام چهارشنبه نوزده آبان گرفتند. به دلیل این که امکان فیلمبرداری در پاییز برای ایشان میسر نشد نام فیلم و برخی دیالوگ ها تغییر کرد. چرا چهارشنبه؟ چرا نوزدهم؟ چرا آبان یا اردیبهشت؟ محور فیلم اتفاقات یک روز مشخص است و این که این روز چه روزی باشد ظاهرا هیچ اهمیتی ندارد. از این موضوع حاشیه ای که بگذریم سوال مهم ایجاد می شود: چرا فیلم اپیزودیک ساخته می شود؟ در اپیزود اول زندگی لیلا را می بینیم و در اپیزود دوم زندگی سحر. اما موضوع محوری فیلم چیست؟ به نظر می رسد در دو اپیزود اول موضوع اصلی فیلم فقر است اما در اپیزود سوم که جلال محور قصه است موضوع محوری به مساله ی قضاوت تبدیل می شود. پس ظاهرا هیچ موضوع واحدی برای سه اپیزود وجود ندارد. قصه ی لیلا و ستاره هم قصه ی بی پولی است اما جلال که زمانی درد بی پولی داشته حالا دچار مشکل قضاوت است. به نظر می رسد هر کدام از آدم های توی خیابان اگر برگزیده می شدند هیچ تفاوتی به حال فیلم نداشت، و همین بی تفاوتی یعنی این که انتخاب لیلا و ستاره امری علی السویه است و ویژگی خاصی به فیلم اضافه نکرده. اگر بگوییم تعریف موقعیت لیلا و ستاره فضاسازی برای اهمیت موقعیت جلال است باز هم این سوال ایجاد می شود که چرا ساختار اپیزودیک؟ اگر قرار است برای بخش آخر داستان فضاسازی کنیم عملا پذیرفته ایم که دو اپیزود اول نه اپیزود، بلکه خرده روایت و زیر متن داستان هستند و نه یک اپیزود مستقل. هر اپیزود باید به خودی خود روایت مستقل و کاملی داشته باشد و بعد در کنار اپیزودهای دیگر یک مفهوم یا یک قصه را کامل کند. وقتی کاراکترهای زن داستان ما بی اهمیت می شوند و صرفا تبدیل به ابزاری برای نشان دادن موقعیت خاص جلال هستند، لزوم ساختار اپیزودیک از بین می رود.

4. فیلم اما بازی های خوبی دارد. خسته کننده نیست و کارگردانی اش در قاب بندی ها خودنمایی ندارد. حضور دوربین در آن ملموس نیست و حس تماشاگر را به هم نمی زند. در مجموع از آن دسته از فیلم هایی است که برای دیدنش اذیت نشدم و عذاب نکشیدم اما وقتی روابط علت و معلولی فیلم را نگاه می کنم طبعا به اندازه ی قبل از دیدنش لذت نمی برم. تجربه ی اول وحید جلیلوند در مقام کارگردان فیلم بلند ظاهرا دل خیلی ها را به دست آورده. امیدوارم هر روز موفق تر از دیروز باشد و کار بعدیش را دوست داشته باشم!
رییس‌جمهور اصلاحات در کنار عوامل فیلم چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت به تماشای این اثر نشست.
سیدمحمد خاتمى پس از تماشاى فیلم این اثر را بسیار ارزنده دانست، که مفاهیم والاى انسانى و اخلاقى را به درستى منتقل مى کند.

چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت اولین ساخته وحید جلیلوند سومین هفته اکران خود را سپری می‌کند و تا به امروز مورد استقبال بسیار خوب مخاطبین قرار گرفته است. نیکی کریمی، امیر آقایی، شاهرخ فروتنیان، برزو ارجمند، سحراحمدپور، آفرین عبیسى و....... از جمله بازیگران این فیلم هستند
"رییس جمهور اصلاحات" !
۰۴ آذر ۱۳۹۴
بیخیال ***
۰۴ آذر ۱۳۹۴
تشکر هم شما و جناب جلیوند گرامی . با توفیق بیشتر .
۰۵ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان زشت خو را نکشند

گر عاشق صادقی ز کشتن مگریز
مردار بود هر آنکه او را نکشند
zateziba این را دوست دارد
کی کیو کشته؟! چی شده؟
۱۵ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به فیلم چهارشنبه نوزده اردیبهشت
http://dorbargardoon.ir/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-19-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA/

چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت، اولین ساخته وحید جلیلوند را می توان تنها اتفاق جشنواره سی و سوم دانست. این فیلم که ابتدا با نام چهارشنبه ۱۹ آبان شناخته می شد و سازندگانش هم هیچ کجا اشاره ای به چرایی این تغییر نداشتند، یکی از بهترین فیلم های جشنواره بود. فیلم، بسیار دغدغه مند و دقیق ساخته شده است.

داستان چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت، درباره آگهی یک نفر در روزنامه همشهری، برای اهدا ۳۰ میلیون تومان پول به یک نیازمند است. چند هزار نفر متقاضی و آشوبی که در محله سهروردی شمالی اتفاق می افتد، شروع تکان دهنده و جذابی برای اپیزود اول ساخته و به مرور باز شدن گره ها و چرایی آگهی و جزییات آگهی که در اپیزودهای بعدی برای مخاطب بیان می شود، فیلم را دیدنی کرده است. وحید ... دیدن ادامه » جلیلوند که تا پیش از این، او را با صدای ماندگارش در برنامه های رادیویی و اجراهای تلویزیونی و این اواخر هنرش در بازیگری تئاتر و سینما و تلویزیون می شناختیم، در فیلم اولش، سراغ یک موضوع اجتماعی رفته است که دغدغه خودش و خیلی هاست؛ داستان را با کمک علی زرنگار و مشورت حسین مهکامنوشته و استفاده درستی هم از مشاوره های محمدحسین لطیفی در نقش تهیه کننده داشته است. اینها را اگر کنار بازی های خوب امیرآقایی، برزو ارجمند و نیکی کریمی بگذارید، با موسیقی شنیدنی کارن همایونفر، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت به یک شاهکار تبدیل می شود. جلیلوند در این فیلم، اشاره های عمیق و ریشه ای به مسئله فقر دارد و در کنارش، به درستی در اپیزود دوم (که البته به مراتب ضعیف تر از اپیزودهای قبل و بعدش است) به مقوله ازدواج و مصائب ازدواج دختری که پدر و مادرش را در زلزله بم از دست داده اما اسیر خانواده سنتی عمه اش شده، می پردازد. بازی بازیگران جوان این اپیزود، اگر چه به قوت بازیگران با تجربه اپیزودهای اول و سوم نیست اما از فضای اصلی فیلم دور نیست.

موسیقی چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت بسیار گوش‌نواز است اما مهم تر از موسیقی، فیلمنامه قدرتمند و پرکششی که حاصل فیلمنامه نویسی گروهی است، نقطه قوت فیلم است. تدوین فیلم هم فراتر از انتظار است و هنر تدوینگر در صحنه دعوایی که منجر به زندانی شدن تازه دامادِ قصه می شود، خودنمایی می کند. من به چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت، اولین فیلم وحید جلیلوند نمره ۹ از ۱۰ ، یا ۴٫۵ ستاره از ۵ ستاره می دهم.

نقطه اوج: جایی که امیر آقایی فریاد می زند: «من دردمو آگهی کردم» و چرایی انتشار آگهی عجیبش را برای همسرش توضیح می دهد، در کنار سکانس دیدنی انتخاب یک نفر از میان ده ها نیازمند که شاهرخ فروتنیان و امیر آقایی با هم بحث می کنند، از نقاط اوج فیلم است.

نقطه ناامیدکننده: کاراکتر عمه (که قهرمان اپیزود دوم در خانه او زندگی می کند) کمی دور از منطق به نظر می رسد و جا داشت که در مواجهه با مشکلِ برادرزاده، کمی مهربان تر و با لطافت بیشتری برخورد می کرد.
در مورد نقطه ناامید کننده تون اصلا موافق نیستم...به نظر من کاملا حق با عمه داستان بود!...مسلما هر کسی برای بچه هاش بهترینها را می خواد و عمه داستان هم نمی خواست برادرزاده ش بره و داخل یک سرایداری زندگی کنه!...
۲۷ آبان ۱۳۹۴
در ابتدا باید بگم که فیلم نسبتا خوبی هم از نظر کارگردانی و هم فیلمنامه بود(تقریبا).گرچه اصلا از دیدنش لذت نبردم.
از نظر فبلمنامه ای یه ضعف داشت.در اپیزود اول و دوم ما شاهد دو روایت هستیم که در روایت اول بیشتر با عشق سروکار داریم.شخصیت ها کلا سطحی بودن مخصوصا ... دیدن ادامه » شخصیتی که خانم کریمی بازی می کرد.در اپیزود دوم شخصیت پردازی کاملتر بودو به نظرم زیباتر از دو اپیزود دیگه.در اپیزود سوم با قضاوت روبرو می شیم.با این وجود اتفاق دراماتیک مهمی نمیفته و اتفاقات بیشتر احساسی هستند.البته صحنه ی گریه پدر برای من تاثیر گذار و زیبا بود.اگر رسالت فیلم رونشان دادن درد های جامعه بدونیم فیلم خوب بود.ولی به نظرم فقط نشان دادن درد های جامعه به صورت صرف نه تنها هنر نیست ناپسند هم هست.
بهترین جنبه فیلم موسیقی واقعا زیباش بود.
دیدن فیلم برای من تجربه خوبی نبود گرچه خود فیلم حداقل برای فیلم اول قوی بود.
۲۷ آبان ۱۳۹۴
کاملا بر عکس آقای زاهدی
اپیزود اول رنج و سختی و درد طبقات فقیر و مواجه شدن با یک حادثه غم انگیز که نیاز شدید به اون پول داشتند ولی اپیزود دوم بد بود یه دختر لوس و بررو و بی اخلاق و بی آبرو که نمک خورد و نمکدان شکست با وقاحت تمام بدون اجازه بزرگترها ازدواج ... دیدن ادامه » می کنه و با عقلی و نادونی خودش باعث بروز حادثه میشه و اصلا به پول نیاز شدید نداشتند خیلی راحت میتونست از پسره جدا بشه و رضایت عمه و پسر عمه رو بگیره و بحران رو تموم کنه ...
بشدت با اپیزود دوم مشکل دارم
۲۸ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقد زیبا بود...
چقد بازی ها فوق العاده بود...نیکی کریمی و امیر آقایی شاهکار بودند... جالبه که من تا اخر فیلم آقای امیر آقایی رو با آقای امین تارخ اشتباه گرفتم... از سالن اومدیم بیرون به دوستم گفتم امین تارخ هنوز هم فوق العاده ست که فهمیدم ایشون آقای آقایی بودند!...
چقد صحنه ای که مشخص میشه واسه چی این اگهی داده شده، دردناک بود...راحت اشک من رو در آورد...انگار واقعا داشتی گریه های یک پدر رو می دیدی ...خدا چشم هیچ پدر و مادری رو اشکبار نکنه...
نیکی کریمی شاهکار بود....درد رو میشد تو نگاه و صورتش دید...بدون اینکه حتی یک کلمه دیالوگ بگه....
البته بازی نقش ستاره یه کم به روانی بقیه بازیها نبود ولی خوب نقش یک دختر ساده رو بازی کردن که دنبال یک قصر طلایی تو خرابه ها میگشت...
و چقد درد داشت دیدن این همه درد داخل این فیلم...
من بین اون همه آدم شما رو انتخاب کردم
فقط نصف این پول را جای دیگه قول دادم...
مجتبی مهدی زاده، zateziba و ع.ع.سامانی این را خواندند
ماه منیر تقوی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

افتخاری دیگر برای بازیگران سینمای ایران و فیلم چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت.

شامگاه دوشنبه ۲۶ آبان در مراسم اختتامیه فستیوال " بریتیسلاوا " اولین اثر سینمایی وحید جلیلوند موفق به دریافت دو جایزه اصلی شد. جایزه بهترین بازیگر زن مشترکاً به خانمها نیکی کریمی و سحر احمد پور و جایزه بهترین فیلم از طرف هیئت داوران دانشجویی دربخش مسابقه فیلمهای بلند سینمایی به این اثر تعلق گرفت.

تبریک به سینمای ایران
مینا این را خواند
سپیده، بیتا نجاتی، zateziba، مانی فتوت، شکوه حدادی و عباس الهی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چهارشنبه 19 اردیبهشت در یک جمله ، یک مستند واقعی با آب و گل سینمایی
یک فیلم خوش ساخت بدون زرق برق و در عین حال ساده با یک داستان عالی . همه چیز خوب در کنار هم قرار گرفته بود و یک پایان سخت اما منصفانه...
ای کاش آقایونی که هزار هزار میلیارد رو راحت در جیب مبارک قرار میدن، این فیلم رو ببینن شاید تلنگری خوردن حتی 1هزارم درصد، که مردمی در این کشور زندگی میکنن که محتاج 1میلیون تومان می باشند و درخت آرزوهاشون خیلی نحیف هست. به امید ریشه کن شدن فقر.
تماشای این فیلم لذت بخش بود
مجتبی مهدی زاده، محمد شفائی و ع.ع.سامانی این را خواندند
پرند محمدی و شکوه حدادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محشره این فیلم. کپسول درد بود!
طرح داستان خلاقانه؛
بازی نیکی کریمی انقد رساست که اصلن نیازی به دیالوگ نداره!

امیر آقایی در کنار مخاطبین به تماشای فیلم چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت می نشیند.

روز سه شنبه ۱۹ آبان(همین فردا) در ساعت ۹ شب در سینما آزادی امیر آقایی بازیگر خوب سینما با حضور در گیشه، بلیت فیلم چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت را به مخاطبین تحویل داده و در کنار مردم به تماشای این اثر خواهد نشست
منتظر دیدار شما عزیزان هستیم

مینا و zateziba این را خواندند
farhad riazi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با دیدن این فیلم چی می شه گفت جز این که فیلمنامه ، روایتگری ،آهنگسازی، شخصیت پردازی، بازی های باورپذیر و چینش روایت به نحوی هوشمندانه توسط کارگردان، این فیلم رو به یک فیلم خوب و به یاد ماندنی بدل می کنه...گاهی انقدر بازی ها زنده بود که احساس می کردم به تماشای یک تئاتر نشستم. مدتی بود به شدت علاقمند بودم این فیلم رو ببینم و بالاخره دیدم و بسیار هم لذت بردم...آقای وحید جلیلوند، تبریک می گم...خسته نباشید. به امید دیدن فیلم های بعدیتون.
مستند داستانی روایت سینمای وحید جلیلوند است .


وحید جلیلوند مستند ساز و کارگردان و فیلمنامه نویس ، با کار کردن 36 مستند ، سال پیش اولین کار سینمایی خود را کارگردانی کرد و به عنوان فیلم اولی وارد جشنواره فجر شد . ( فیلم اولی که تجربه اش هزاران برابر فیلم اولی های دیگر بود )

فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت ، خوش ساخت و آرام جلو می رود . فضایی بسیار آرام و کند دارد اما هیچگاه بیننده ، از فیلم خسته نمی شود و حوصله اش سر نمی رود بلکه کاملا درگیر داستان و موضوع فیلم است .
فیلمی که کاملا شباهت خاصی به مستند دارد و این از پیشینه وحید جلیلوند نشات می گیرد . ( این موضوع را حتی در استفاده یک دوربین در کل پروژه و یا حرکت دوربین ها و زاویه ها نیز می توان دریافت ) که نکته قابل تاملی ست در سینمای بدون پیشرف و راکد ایران .

با اینکه فضای فیلم بسیار آرام و کند پیش می رود ، اما ... دیدن ادامه » داستان و فیلمنامه دارای سرعت بالایی می باشند که باعث جان بخشیدن آن به فیلم شده است .

راجع به بازی ها هم نکته ای قابل بیان نیست . همه فوق العاده بودند و این به جز خوب بودن بازیکر ها دلیل دیگری هم دارد که آن بازیگر بودن خود آقای جلیلوند است ، که باعث می شود از بازیگر ها به طور عالی بازی بگیرد .

در کل فیلم خوبی بود و من 10/10 می دم .
علی جعفریان، مجتبی مهدی زاده و مانی فتوت این را خواندند
راحله و نیما اردلان این را دوست دارند
به نظر من چهارشنبه 19 اردیبهشت فیلم خوبیه اما 10 از 10 به هیچ فیلمی در سینمای ایران تعلق نمی گیره.
۱۶ آبان ۱۳۹۴
سپاس از محبت شما دوست عزیز
۱۸ آبان ۱۳۹۴
ممنون از شما .
۱۸ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام خدمت گروه اجرایی
ما دیشب موفق شدیم از تماشای فیلم آقای جلیلوند لذت ببریم. البته رفتارهای نامناسبی که چند آقا در ردیف جلویی ما ایجاد کرده بودند. بلند بلند خندیدن(آیا جایی برای خندیدن در این فیلم بود یا ما متوجه آن نشدیم؟)، متلک پرانی با خانمهای ردیفهای جلویی، انداختن عکس سلفی و لود کردن عکس در اینستاگرام در همان لحظه، ارائه نظرات کارشناسی و برقراری دیالوگ با بازیگران رو پرده، متاسفانه فضای سالن سینما را که فکر می کنم قرار است آرام باشد، مخدوش کرده بود.
تلخی داستان من را بیشتر از رفتارهای آن دو مرد جوان عصبانی کرد. قصه "چهارشنبه 19 اردیبهشت" جایی برای لودگی تماشگران نداشت. خنده ها و قهقهه های آن دو جوان دردهای جامعه، به خصوص زنان جوان فیلم را دو چندان می کرد. نقطه مشترک هر سه زن داستان، قهر و کج خلقی ای بود که در نهایت باید از همسران ... دیدن ادامه » شکست خورده شان می دیدند. بیماری علی، مردن پسر آشتیانی و زندانی شدن مرتضی گناه همسرانشان که چنین پایبندانه در کنارشان ایستاده بودند، نبود.
باز هم ممنونم.
سپاس از توجه شما. امید که روزی فرهنگ در همه چیز سرلوحه باشد
۱۸ آبان ۱۳۹۴
یکی خندین بلند روی اعصاب هست یکی غذا خوردن در کنارت ... :/
من که اگه اینجوری باشه و صندلی خالی موجود باشه جام عوض میکنم
۲۶ آبان ۱۳۹۴
واقعا در اینجور مواقع چیکار باید کرد... اگر جای خالی نباشه چی؟! یکبار یه آقایی با ظاهرا کاملا متشخص که در نگاه اول به نظر می آمد، به همراه دپوستانش در کنار من نشسته بودند، در کل زمان پخش فیلم آنچنان حرکاتیاز ایشان سر زد که... آیا واقعا کت و شلوار به آدم شخصیت ... دیدن ادامه » میدهد؟!؟!؟! کی میخوایم انسانیت دلشته باشیم؟!؟! از ماست که بر ماست...
۲۱ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش تصویری اختصاصی تیوال از مراسم اکران ویژه فیلم چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت در تالار ایوان شمس با حضور هنرمندان و اصحاب رسانه منتشر شد.
با تشکر از بانو حانیه زاهد برای عکس ها و دوستان تیوال به جهت این همراهی
سلام
آهنگی که تو تیزر تلویزیونی پخش میشه مربوط به همین فیلم هست یا نه؟
و اسم یا لینک دانلودی ازاین آهنگ موجود هست؟
ممنون
۱۶ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام یکی دو ماه نبودم و احتمالا بازم مدت طولانی نباشم دلم برای همتون تنگ شده بود....

فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت ایده اولیه خوبی داره اما با روایت دوم خیلی مشکل و انتقاد دارم از فیلمساز
روایت اول بسیار دقیق زیبا و ریز بینی اجتماعی بود و بشدت به اون پول احتیاج داشتند ولی روایت دوم با اینکه دختر و پسر ماجرا انسانهای محروم و مظلوم جامعه ان اما دختره مرتکب عمل زشت و شنیع و غیر اخلاقی میشه و حتی باعث درگیری ها خوده دختره میشه فقط به علت بی عقلی و بی تدبیری نمی تونه ماجرا رو بعد از فاجعه ازدواج یواشکی نمیتونه مدیریت کنه و یک نادونی و حماقت انجام میده
حتی خیلی راحت میشد از پسره جدا شد و از زیر بار سختی دیه 33 میلیونی نجات پیدا کرد اما نکته حالب اینجاست خیل عظیم آدمهای جلوی در به این پول ناچیز خیلی بیشتر احتیاج داشتند ...
تضاد دو روایت اول و دوم تو ذوق ام ... دیدن ادامه » زد ......
روایت دوم خودشون با حماقت بحران به وجود آوردنند اما روایت اول بر اثر یه حادثه ناگوار شیرازه زندگی از هم پاشیده و این پول میتونه س زندگی اونها رو از این رو به اون رو کنه
در انتها پول به کسی رسید که اولویت اصلی و اول نبود
این فیلم خیلی بزرگ شده... به جز بازی های خوب نکته ی مثبت دیگه ای نداره
۱۴ آبان ۱۳۹۴
دوست عزیز سپاس از محبت شما و تشکر از این که نظر خود را بیان کردید. البته که در خود فیلم بارها همین قضاوت کردن و انتخاب کردن بین آدمها مورد کنکاش و نقد قرار گرفته و توجه کردید که در نهایت شخصیت جلال آشتیانی نه از روی قضاوت که با قرعه و شانس یکی از برگه ها ... دیدن ادامه » را انتخاب کرد و حتی در جایی از فیلم شخصیت فروتن با بازی آقای شاهرخ فروتنیان میگه که هر کس انتخاب کنیم باز هم عذاب وجدان داریم و اصلا کی می تونه بگه چه کسی محق تر نسبت به دیگری است.
پس دقت می کنید انتخاب نه بر اساس قضاوت که بر اساس شانس و قرعه صورت گرفته و فیلم ساز اصلا خود را در مقام قضاوت قرار نداده است.
۱۴ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بزودی عکس های اختصاصی تیوال از مراسم اکران ویژه فیلم چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت در تالار ایوان شمس با حضور هنرمندان سینما، تلویزیون و تئاتر و اصحاب رسانه منتشر خواهد شد
شکیبا و maria این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موسیقی تیراژ فیلم چهارشنبه 19 اردیبشهت در صفحه تیوال این اثر جای گرفت و میتوانید شنونده باشید

آهنگساز و خواننده: امیریل ارجمند
ترانه‌سرا : وحید جلیلوند
تنظیم‌کننده: فرزاد آذر

متن:
میونِ شهرِ کورا باز یکی چشماشو واکرده
بساطش پهنه ،اما سفرشو از هرچی نامرده سوا کرده .. اگر چه اشتباه کرده

نگا کن چشماشو خٓستٓس دیگه ازاین همه چرت وچرند و حرف یامفتی که گوش مردم بدبخت و پر کرده
آره خستس دیگه ترسیده چشمش
شرمش از عمری که رفته
حال این روزاش و بد کرده

سر ... دیدن ادامه » راه گلوش انگار یه تیکه استخون خٓف کرده ،
می سوزه ، عرق میریزه از هُرمِ نگاهی که یه روزی مثلِ یک بچه زبون وا کرده .. اما اشتباه کرده

تنش تب داره از این هرزه دردِ بی دوا درمون
به زردی میزنه رنگش
ولی تو صورت هرچی حرومیِ پدر نامردِ تف کرده

اره خستس ولی مُشتِ کثیف این همه بی درد و وا کرده
.. اگر چه اشتباه کرده ...
محمد شفائی این را خواند
بامداد و مانی فتوت این را دوست دارند

عالی ..
۱۱ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید