تیوال نمایش تبار شناسی دروغ و تنهایی
S3 : 08:48:59
  ۲۶ اردیبهشت تا ۰۹ تیر ۱۳۹۱
  ۱۹:۳۰
 بها: ۸,۰۰۰ تومان


: سیامک صفری . ناهید مسلمی . بهاره رهنما . هوتن شکیبا . حسین کشفی اصل . محسن بابایی . شیدا خلیق . مهتاب کرکوندی . صبا گرگین پور . سجاد افشاریان با همراهی:: آنالی شکوری طراح صحنه:: سجاد افشاریان . افسانه اعیانی . مریم شوقی  دوخت لباس:: رضا بهجت نور پرداز:: کامبیز معماری طراح پوستر و بروشور : اشکان چگینی . فایزه سپهر صادقیان 
: مریم شوقی .آرش مالمیر  دستیار کارگردان و برنامه ریز:: میلاد آریا فر . علی جوان مدیر صحنه:: حسن جودکی مدیر اجرا: امیر مفتخر

یادداشت کارگردان :

گروتسکی بر تبارشناسی دروغ و تنهایی یِ نمایش بسیار ساده است بی خیالِ تمامِ سبک ها و مکتب های قراردادی ، محصول مشترک تمام آدم های ِ غمگینِ جهانِ ، اما چینی نیست چون تو هرلحظه از خودت ، بغل دستیت ، خانواده ات ، مدرسه وُ دانشکده ات خنده ات می گیره ، خنده های شکلاتی ِاصلِ اصل، تلخِ تلخ. از روزی که شروع کردم به نوشتن تیاتر تا روزی که روی صحنه رفتم  مهم ترین چیزی که همیشه به عنوان دغدغه با خودم زمزمه اش کردم نیاز اجرای یک نمایش بوده وهست واین روزها طعمی بیشتر از دروغ و تنهایی اطرافم مزه مزه نکردم . نخواستم از بمب اتم بگم یا انرژی هسته ای ، نخواستم حتی واسه داداشِ کوچولوم منبر رفته باشم، نخواستم فخرِ یک رسالت ِ تایوانی رو یدک بکشم ،  نخواستم شکسپیر باشم یا نعلبندیان ، نخواستم بیضایی بخونم وُ تکرار کنم ، که از سجاد افشاریان بودن راضی ام، می خواستم به فرهنگ غنیِ پشتِ سرم بی توجه باشم ، می خواستم به کلمات مزخرف فاخر بی توجه باشم ، انقدر هم نمایش ام تجربی نباشه که کسی چیزی نفهمه  ، من بسیار آموخته ام و این همچنان ادامه دارد که ساده باشم و قصه مو تعریف کنم . پرت نشده باشم جایی که پیدام نشه که نمایش من ، نمایش هر روزه آدم هاست رویِ سنگفرش های ِ خیس وُ آسفالت های داغ ِ همین پیاده رو ها وُ خیابونا ، همین آدم های واقعی که هر روزه شمال وُ جنوب وُ شرق وُ غرب من هستند ، همین مردمی که خوشحال وُ شاد وُ خندانن ، همین مردمی که دست می زنن ، پا می کوبن ، دست وُ پا می زنن و دست وُ پا می زنن که عمر ما کوتاست چون گل صحراست ، تبارشناسی از آدم وُ حوا شروع می شه بی توجه به مستندات تاریخی تا هابیل وُ قابیل تا بچه ای که به دنیا میاد ، مدرسه میره با طعم خوشمزه دروغ ، دانشگاه میره ، ازدواج می کنه ، و وقتی تصمیم می گیره دروغ نگه زندگیش از دستش میره ، مثلِ خیلی چیزهایی که راحت به دست میان وُ راحت تر از دست میرن . و تو بعد دیدن نمایش به جای جواب دادن به هر سوالی بیشتر دلت می خواد زیر لب زمزمه کنی : درختان سبز / شکوفه های سپید /روز  های روشن از راه رسید و من با خودم گفتم چه دنیایِ قشنگی / گریه بچه ها ، که هر روز بزرگ می شن / اونا یاد می گیرن از ما بهتر باشن و من با خودم گفتم چه دنیای ِ قشنگی و من با خودم گفتم چه دروغ قشنگی .... . به هر حال بر طبق آماره داده شده تمام مردم دنیا به صورت میانگین روزی دو مرتبه دروغ می گن اما این دروغ نیست که این نمایش واقعا در شرایط سختی تولید شد ، می گم سخت ، سخت هااا با حضور بی دریغ چهل نفر توی بخش تجربه های نو سی اُمین جشنواره بین المللی تیاتر فجر شرکت کرد و حالا تا آخر خرداد توی ِ تالار قشقایی زندگی می کنه و من این زندگی رو تقدیم کردم به علی رفیعی شاعر سکوت که با نوشتن یک صفحه برای خاطرات و کابوس های یک جامه دار به من اعتماد  کرد.   
سجاد افشاریان
خرداد ماهِ یک هزار وُ سیصدوُ نود وُ یک

شهر:
تهران

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایش خوبی بود. نمایشی که تونست به نظرم به خوبی مفهوم «گروتسک» رو نشون بده. گرچه پراکندگی بخش های مختلف کار زیاد بود اما روند اجرا اون قدر تند و با انرژی بود که راحت می شد با کار ارتباط برقرار کرد.
سپهر امیدوار این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من خیلی دوست داشتم این نئاتر را ببینم ولی نتونستم.چون اصلا تهران نبودم.واقعا حیف شد.خوش بحال اونهایی که این نئاتر را دیدند و از دیدن آن لذت بردند.
معصومه حسن نژاد، نرگس ... و علی اسدالهی این را خواندند
فرحان ساکت این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میدونم که اجرای نئاتر تموم شده و یه جورایی دیر دارم اینجا نظرم رو می ذارم.
اما به هر نظره دیگه!
در خندیدن و داشتن لحظه های شاد در یک ساعت و خورده ای تئاتر هیچ شکی نیست، مخصوصن خیلی سرحال میشی وقتی روز تولدت باشه و غافلگیری ببرنت اونجا !!!
از همه ی این حرفها گذشته، تئاتر خوبی بود، بازی بازیگر ها عالی و فوق العاده بود، موسیقی اش را نیز می پسندیدم.
اما در کنار اینکه به دروغگویی خیلی پرداخته بود ، اما فراموش کرده بود تنهایی را نیز باید زیر نظر داشته باشد. و از طرفی سعی در غمناک نشون دادن بعضی صحنه ها بسیار ضعیف بود.
اما در کل کار بسیار خوبی بود و من به شخصه خیلی خیلی می پسندیدمش!
و البته استفاده از شخصیتی نمادین مثل پینوکیو، فکر بسیار خوبی بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنام خدا
سلام

اجرای اول (7:30) روز آخر (جمعه 9 تیر) رو دیدم (برای بار دوم)

اول از علی جوان تشکر میکنم که مارو برد تو و همچنین از ماهان خورشیدی.
--------------
چون بار اولی که کار رو دیدم استاد سیامک صفری نبود و به جاش سجاد افشاریان باز میکرد (که الحق خیلی خوب بود) توقعم از این اجرا با حضور استاد بیشتر بود که البته برآورده نشد.
نمیدونم سجاد خیلی خوبه یا استاد خسته بود و -با توجه به امکان بداهه پردازی زیاد- چیز زیادی به کار اضافه نکرد!
البته به نظرم سجاد فوق العادس هم تو بازی و هم تو کارگردانی و نویسندگی
--------------
جمعیت خیلی بیش از حدی که تو سالن بود(که خودمم جزءشون بودم) امکان لذت بردن از کار رو برای ما که رو زمین نشسته بودیم کم میکرد -چون بازیهای نشسته و خوابیده رو نمیشد خوب دید-
--------------
وقتی وارد سالن شدم، با دیدن نگار جواهریان و خلاقیتی که از هوتن شکیبا سراغ داشتم، مطمئن شدم اونجایی که هوتن باید تلفن رو به یکی از تماشاگرها بده میاد سراغ نگار؛ اما چون 6-7 ردیف رو زمین نشسته بودیم یه ذره شک کردم؛ ولی هوتن همه جمعیت رو شکافت و کار خودشو کرد و یکی از جالب ترین صحنه های دیشب رو رقم زد؛ از اینجا میخوام بگم "هوتن دمت گرم"
البته شوکه شدن نگار هم خیلی باحال بود...
--------------
فکر ... دیدن ادامه » کنم تو اولین دیوارنوشته ای که برای این کار گذاشتم، شیدا خلیق رو چشم کردم ؛ دیشب چندتا سوتی اساسی داشت؛ البته بد نبودا ، فقط به اون فوق العادگی نبود!
-------------
در آخر هم اجرا تقدیم شد به نگار سینمای ایران (به قول سجاد) نگار جواهریان

پ.ن:
1-خیلی حیف شد که به این زودی اجراهاش تموم شد!

2- امیدوارم فیلم کار هرچه زودتر و بدون سانسور! و در دو نسخه (یکی با بازی استاد و یکی با بازی سجاد) بیاد بیرون (البته با فرض اینکه آرزو بر جوانان عیب نیست!)

شب خوش
امیدوارم فیلم کار هرچه زودتر و بدون سانسور! و در دو نسخه (یکی با بازی استاد و یکی با بازی سجاد) بیاد بیرون (البته با فرض اینکه آرزو بر جوانان عیب نیست!)
۱۱ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
5شمبه رفتیم دیدیم.
اسم کار به خود کار میومد؟نه زیادی قلمبه بود
کار گروتسک بود؟ نه یه طنز ساده بود
کار خیلی پیچیده سنگین بود؟ نه خیلی هم ساده بود
کلا با توجه به همه چی کار خوبی بود؟باید رفت دید؟خوب شد رفتیم دیدیم؟ بله بله بله

خییییییییییلی به همه خوش گذشت اصلا ناراحت نیستم که رفتم کلی خندیدیم کلی هم راجع بهش با هم حرف زدیم.دست همتون درد نکنه.
خودتون با خودتون نظرسنجی می کنید آیا...؟؟
( لبخند)
۱۰ تیر ۱۳۹۱
آره یه چی تو همین مایه ها :)
۱۷ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این کارو دیشب دیدم کاره بدی نبود یه کار ساده و یخورده هم آبکی که بر اساس یه سری ایده جذاب شکل گرفته بود اما از اون کارایی بود که برای تموم شدنش لحظه شماری نمی کردی و آدمو خسته نمی کرد.
ریتم خوبش هم از نقاط قوتش بود و نمیذاشت کار از نفس بیافته.

فکر میکردم با وجود گروه بمرانی از صدا و موسیقی و افکت های صوتی بیشتر استفاده کنن ولی سر جمع اینا یه سه چهار دقیقه ای بیشتر کار نداشتن.

همه بازی ها هم تقریبا تو یه سطح و متوسط بود. آنلی شکوری و بازیگر سولو هم به نظرم خوب بودن.

در کل از 10 بهش 4.5 میدم.
بنام خدا
سلام

آقا امکان تمدید این نمایش هست یا نه دیگه؟
سعید بیگی و کامبیز علیزاده این را خواندند
کسی نمیدونه دوست عزیز اما چون یه بار تمدید شده احتمالش خیلی کمه
۰۷ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتگو با سجاد افشاریان درباره نمایش "تبارشناسی...":
http://theater.ir/fa/conversation.php?id=28656
اول از همه و قبل از اینکه وارد اصل قضیه بشم بگم که واقعا خوندن مطالبی که اینجا نوشته شده آدم رو دچار سرگردمی وحشتناکی میکنه. در یک طرف دوستان عزیزی هستند که این اثر رو با تئاترهای "گلریز و بولینگ عبدو" مقایسه کردند (که ضمن احترام به نظرهای این دوستان باید بگم خیلی ناعادلانه است این همه زحمت عوامل رو اینجور زیر سوال بردن) و در طرف مقابل کسانی که ستایش بیش از حد و شیفتگی اون ها حداقل با اجرایی که من دیدم به هیچ وجه قابل توجیه نیست.
به شدت بستگی داره که با چه پیش زمینه ای به دیدن این نمایش بنشینید. اگر با دید یک نمایش طنز و دیدن چند بازی خوب (از هوتن شکیبا و سیامک صفری) به دیدنش برید مطمئنا پشیمون نمیشید، ولی اگر دنبال نمایشی هستید که به فکر وادارتون کنه و اندیشه ای پشت متن و اجراش نهفته باشه به شدت، به شدت سرخورده خواهید شد.
به نظرم اولین و مهمترین ضربه ... دیدن ادامه » رو اسم دهن پر کن و گمراه کننده نمایش به اثر وارد کرده: "گروتسکی بر تبارشناسی دروغ و تنهایی". سه واژه کاملا ناهمگون با محتوای اثر در این عبارت به چشم میخوره:
1. "گروتسک": با هیچ متر و معیاری نمیشه این اجرا رو گروتسک دونست. نه اثری از سیاه بودن در طنز اثر به چشم می خوره و نه از چیزهای خلاف عادت و عجیب، مگر اینکه مفهوم و معنی گروتسک رو هر گونه طنزی بدونیم که اندکی با چاشنی انتقاد همراه شده.
2. "تبارشناسی": نمیدونم چطور میشه کنار هم قرار دادن چند اپیزود که تنها نکته مشترکشون در مفهوم دروغ هست رو تبارشناسی دونست. آیا وجود یک اپیزود "هابیل و قابیل" یا "آدم و حوا" دلیلی بر رویکرد تبارشناسی اثره؟
3. "تنهایی": شاید من اشتباه میکنم یا فراموش کردم (با اینکه همین امشب نمایش رو دیدم!)، ولی به نظرم حتی به صورت گذرا و لحظه ای هم اشاره ای به "تنهایی" نشد، نه در نصایح مادربزگانه "سولو" و نه در متن اپیزودها. اگر کسی چیزی یادش هست یادآوری کنه;) به نظرم سجاد افشاریان فراموش کرده که یه کلمه ای اون آخر انتهای عنوان نمایش گذاشته!

نمایش به شدت از یکدست نبودن لطمه می خوره. بازی ها به هیچ وجه در یک سطح نیستند و بالا و پایین زیاد دارند. شخصا علت اجرای اپیزود هابیل و قابیل-که با بازی عالی هوتن شکیبا جزو بهترین اپیزودهای این کاره- با تم هندی رو درک نمیکنم (شاید خنده و بامزه گی تنها توجیهی باشه که بشه آورد). صحنه عروسی دانشجو ها هم واقعا نمایش رو در حد یک کمدی فوق العاده سخیف پایین میاره که به هیچ وجه در شأن تئاتر شهر نیست (احتمالا دوستانی که نمایش رو با کارهای "گلریز" مقایسه کردند بیشتر از همه از این صحنه شاکی اند!). موسیقی کار شنیدنی بود ولی دکور حرف چندانی برای گفتن نداشت و به نظر اصلا فکری پشتش نبود. کارگردانی سجاد افشاریان قابل قبول و مطمئنا پر از خلاقیت بود، هر چند که شخصا از نمایشنامه و دیالوگ ها راضی نبودم. مونولوگ های سولو هم خیلی نچسب و شعاری بود و شاید اصلا حذف این شخصیت سطح کار رو بهبود می داد.
کاملا با حرفهات موافقم
۰۶ تیر ۱۳۹۱
علی جان در رابطه با تنهایی یه توضیح به شما بدم
گاهی وقتها برای اینکه کسی از حقیقتی تلخ ناراحت نشه ، بهش دروغ میگی...در اینجا شما حتما احساس تنهایی میکنید
چون حقیقت تلخ رو درون خودت ریختی و دوستت یا مادرت یا پدرت یا همسرت رو ازون تلخی بدور نگه داشتی
مثلا در نمایش اون پسری که موتورش رو پلیس خوابونده و این حقیقت رو از پدرش مخفی میکنه و دروغ میگه بهش یکی از همین تنهایی های منتج شده از دروغه...
یه بار دیگه کار رو با دقت نگاه کنی میبینی در تمام قسمتها این مسئله هست
تنهایی فقط به این نمیگن که آدم هیچ کس رو نداشته باشه
یه وقتهایی خیلی آدم دور و برته اما باز تنهایی...

در مورد اسم نمایش البته تا حدودی باهات موافقم ، اما به هر حال منظور نویسنده چنین بوده و مهم اونه . اصولا نباید زیاد به اسم نمایشها اعتماد کرد و با پیش زمینه به سالن رفت
این ... دیدن ادامه » روی نگرش ما به اثر تاثیر میذاره

ممنونم ازت
بدرود
۰۶ تیر ۱۳۹۱
ممنون از توضیحاتت کیارش جان. کاملا حرفت رو قبول دارم در مورد اینکه دروغ منجر به تنهایی آدم میشه و ممکنه بعضی اوقات وسط یه جمع شلوغ هم احساس تنهایی کنی...
حرف من ولی اینه که این موارد توی نمایش در نیمده، یعنی من به عنوان تماشاگر وقتی نگاه میکنم متوجه تنهایی ... دیدن ادامه » کاراکترها(بعد از دروغ گفتن) نمیشم. به نظرم اگر واقعا بخش تنهایی مد نظر بود باید بیشتر روش مانور داده میشد.
البته شاید این کار تعمدی از طرف کارگردان بوده اما چنین پرداخت های کمرنگی که شاید با یه رویکرد مینی مالیسم اجرا شده در نمایشی که همه چی انقدر رو و اغراق شده بازی میشه (و ادعای گروتسک بودن داره) با کلیت اثر هماهنگ نیست.
شاد باشی
۰۷ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا گزینه خیلی دوست داشتم نداره؟؟؟ :)
گروتِسک (به انگلیسی: Grotesque) یا همان طنز سیاه جلوه دادن بسیار سیاه یک ضعف است. در لغت هر چیز تحریف شده، زشت، غیرعادی، خیالی یا باورنکردنی را «گروتسک» یا صُوَر عَجایب یا عجیب و غریب می‌گویند.[۱] برای مثال اگر کاریکاتوریستی بینی یک فرد را بزرگتر از حد عادی نشان دهد طنز است ولی اگر به جای صورت فرد یک بینی بکشد این طنز سیاه است.

از سری کارهای طنز سیاه می‌توان به کارهای رولان توپور اشاره کرد که کتابی از او با نام مستاجر (tenant) در ایران منتشر شده‌است.
درود
این نمایش واقعاً زیبا بود
و اشاره داشت به بحث دروغهایی که در فرهنگ ما جاری است و گاهاً حرفهایی که نه راست است نه دروغ
و این واقعیت را که به تدریج دروغ جزئی از فرهنگ ما گردیده است . امید که شاهد نمایش های بیشتر از این دست باشیم . بازی ها و موسیقی زنده هم بر زیبایی این نمایش می افزاید . من که لذت بردم
با احترام:

نمایش بالا نمایشی نبود که خواسته های من رو برآورده کنه. نمایشی که می کوشید تا یک گروتسک باشد، اما یک طنز ساده بود برام. فقط یک طنز ساده.
با پیامی ساده تر.
و دیالوگ هایی شعار آلود از طرف "سولو" و بازهم ساده.
با توجه به یادداشت کارگردان (محترم) فکر میکردم باید خیلی عمیق تر باشه.
من رو که راضی نکرد.
نقطه قوت کار موسیقی بود و بازی ها.
از همین جا به تمام اعضای گروه خسته نباشید میگم و امید وارم موفق باشین.
خانم آنالی شکوری عالی بودند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود ، بچه ها دمتون گرم ، خدا قوت
دمتون گرم واقعا،بازی سیامک صفری وهوتن شکیبا خیلی دوست داشتنی بود.
سجاد افشاریانم ک مثل همیشه حرف نداره،خسته نباشید.
به سجاد افشاریان عزیز خسته نباشید می گم که آن قدر میزانسن بندی ها و کارگردانی بسیار زیبا بود بازیها بسیار عالی بود . من از همه اپیزودهای نمایش لذت برم مخصوصا اپیزود هابیل و قابیل. منتظر کارهای بعدیت خواهم بود. سپاس فراوان. دوستدار همیشگی تو. سهیل جمشیدی.
چقدر خوب نقد میکنید...تشکر از درک شما.
۳۰ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقدی راجع به این نمایش

http://theater.ir/fa/reviews.php?id=28562

با تشکر از "علی اژدری" که این لینک رو به اشتراک گذاشت.
با عرض خسته نباشید به آقای افشاریان و گروه نمایش"تبار شناسی دروغ و تنهایی"

من این نمایش رو " دیدم " و به شدّت در طول نمایش " خندیدم " و حتی تو بخش عروسی می خواستم پاشم " برقصم "و ....
اما همه ی اینها دلیل بر این نمی شه که بگم یه کار خوب دیدم.قطعاً نه!
1- به نظر من مخاطب این نمایش مخاطب عام بود.( که در بیشتر مواقع خودم رو جزو این دسته می دونم D:)
2- کارگردانی کار هم متوسط بود.
3- حضور بازیگرانی مثل سیامک صفری . ناهید مسلمی . بهاره رهنما . هوتن شکیبا ... وقتی که بازیِ خوب ( حتی متوسط ) ازشون ندیدم به شدّت منو به این فکر انداخت که نکنه به خاطر کشوندن تماشاچیِ
4- (صدا پیشه و عروسک گردان : آنالی شکوری) تنها عنصری که در این نمایش به شدت از وجودش لذّت بردم.
5-( با همراهی : محمد مطهری پور . آرش مالمیر . حامد نجابت . امید سلیمی . نازنین واحد . ملیکا شریفی . پوریا قاسمی ) بیشترین خسته ... دیدن ادامه » نباشید رو به اینا می گم.خودتون بفهمین خواهشن.
6-در پایان، این کار رو از دست ندین و برین ببینین...چون ازش لذّت خواهید برد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این نمایش رو روز 5شنبه 25/3/91 دیدم و به نظرم خیلی عالی بود، خصوصا این قسمتش که تماشاچیا توی نمایش شرکت داده می شدن.فقط اینکه بیشتر تاکید روی بحث دروغ بود که عالی هم پرداخته شده بود اما بخش "تنهایی"ش برای من یه کم مبهم موند.به نظرم اگه یه کم پردازش اون قسمتش هم بیشتر می شد،که البته در خلال همون بحث دروغ گویی جا داشت، بی نظیر می شد.
دوست خوبم میشه در مورد این قسمتش یکمی توضیح بدی که چطور تماشاچیا رو
توی نمایش شرکت میدادن بنظرم خیلی جالب اومد...میشه توضیح بدی
۲۶ خرداد ۱۳۹۱
شیرین بختیاری عزیز،یعنی مثلا تویه قسمت که راجع به دروغی که خیلیامون تو بچگی ازمامان باباهامون راجع به اینکه چطورشد که به دنیااومدیم،بود،نور قسمت تماشاچیاروشن میشه و از اونا خواسته میشه که جوابایی که شنیدن رو بگن.یا مثلا یه جایه دیگه که بحث بر سر اینه ... دیدن ادامه » که آقایون نباید به خانوماشون دروغ بگن،از تماشاچیا نظر خواهی میشه یااصلا یه جای دیگه خانم رهنما کاملا و دوستانه روی صحبتش تماشاچیاس.این ویژگی این نمایش به نظرم صمیمیت فضارو خیلی بیشترو جذاب ترش کرد.
۳۰ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید