تیوال نمایش صد سال پیش از تنهایی ما
S3 : 06:14:19
  ۰۶ آبان تا ۰۲ دی ۱۳۹۰
  ۱۸:۰۰
 بها: ۵,۰۰۰ تومان


: سیامک صفری
: گروه موسیقی بمرانی 
: نورالدین حیدری ماهر
: بهزاد اسحاقی
: محسن کرمانی
: حسین ایرجی
: 45 دقیقه
این نمایش از تاریخ یاد شده در کافه تریای تالار اصلی مجموعه تیاتر شهر اجرا می شود
: 021 از شهرستان به تهران برای کسب و کار سفر می کند اما به یکباره شاعر می شود  

: 09352456858

یاداداشت کارگردان :

صدسال پیش از تنهایی ما ، داستان صد سال پیش از تنهایی ما و شماست .

در کنار آزادی و تهرانی که از دور نزدیک تنها 021 اش ثابت مانده و هر روزه هزاران اتفاق می افتد و هزاران نفر با تنهایی خویش همراه می شوند ، نمایش تعبیر یک جنون آنی و هر روزه آدم های همین کوچه خیابان ها ، پیاده رو ها و سنگفرش هاست .
قصه آدم های واقعی که توی شلوغی این شهر با بنای ساختمان ها و برج ها ، با کف اتوبان ها یکی می شن و ما دیگه اصلا اون ها رو نمی بینیم .
اونی که ما قصه شو تعریف می کنیم اسمش 021 که روستاشون خیلی دیر کشف شده ، پاشده اومده طهرون تو دل میدون آزادی کارگری که طهرون ازش یه شاعر درست می کنه .
یه کم که خوب نگاه کنیم می فهمیم طهرون از هر کدوم از ماها چی ساخته .

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر - مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
برای تمام گندهایی که در زندگی زدمو میزنمو خواهم زد:

"شرمنده علی آقا هم شدیم"

یاد ماندگارترین نمایش در زندگی شخصیم بخیر...
هرموقع نام نمایش صدسال پیش از تنهایی را میشنوم یاد اولین باری میفتم که در دیوار شروع به نوشتن کردم...
ممنون از این یادآری زیباتون آقای بنکدار
۰۵ اسفند ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«صد سال پیش از تنهایی ما» حکایت تنهایی ماست. تنهایی در میان انبوهی از دود و ماشین و آهن، در میان آدمهایی که گرفتار نداشته ها و کمبودهایشان تبدیل به ماشینهای متحرکی شده اند و از دیدن و ادراک زیبایی ها به دور افتاده اند. این نمایش یک گروتسک است که تماشاگر در حالی که می خندد به حال 021 تأُسف می خورد و چه بسا گاه با او در بعضی جهات به همذات پنداری برسد. نویسندۀ جوان این نمایش را باید دریافت، اگر به مسیر خود در این زمینه ادامه دهد احتمال آن می رود که جامعۀ درام نویسان کشور عضو تازه وارد خوش ذوقی را در دایرۀ خود بیابد. بازی سیامک صفری مانند همیشه گرم و روان و دوست داشتنی است و گروه موسیقی «بمرانی» نیز به خوبی با کار هماهنگ شده و جوِّ صمیمی و دلپذیری را به کار می بخشد.
مسعود محمدی این را خواند
فائقه معتمدی، منا سلمانی و امین فروغی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دوستش نداشتم و اصلا احساس اینکه دارم تئاتر میبینم بهم دست نداد. بیشتر شبیه نقالی بود تا تئاتر. شوخی هاش هم متاسفانه گاهی اوقات زننده بود. از سیامک صفری انتظار بیشتر ی داشتم. در مقایسه با افسانه ببر ضعیفتر بود...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشحالم که بالاخره تونستم این کارو ببینم. بسیار لذت بردم. و انصافا این همه تعریفی که دوستان می کردن کاملا به جا بود. بازی آقای صفری خیلی عالی بود از دوستانی که زحمت موسیقی رو کشیدن هم تشکر می کنم به قول 021 باریکلا. 021 منو برد توی یه فضای آشنا که واقعا دوست نداشتم بیام بیرون ازش. قصه قدم زدن، از دیوار رد شدن ، عاشق شدن، کافه رفتن، شعر گفتن، بلند بلند فکر کردن و..... دوست داشتم بازم بگه بازم بگه.
آره هیچ چی شبیه قبل نیست همه چی عوض شده آدمها، میزها، و دیوارها!سقف؟ نه سقف همونه عوض نشده. راستی اهل کجایی؟؟؟ اهل همین حوالی...
منم امروز تنها رفتم دیدم و لذت بردم .

دوست داشتم , بسیار
طنز تلخ نمایش آنقدر برایم دردناک بود که توانی برای خندیدن نداشتم و فقط با لبخندی به همراهی خنده های بلند دوستان می رفتم .
می دانم که تلخی اش مدتها در فکر و ذهنم جا خوش خواهد کرد .

فقط می توانم به کل عوامل کار بگویم , گل کاشید و همچون آن بازیکن فوتبال , نیازی نیز به بدنسازی ندارید .
حسام خالقی این را خواند
محدثه طاهری و حسن ییلاقی اشرفی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هی به دوستام میگم بیاین این تئاتر رو بریم میگن نه! آخر مجبورم خودم تنهایی بیام:(
علی آقا اکثرا این تئاتر رو دیدن. من هم پنجشنبه رفتم دیدم اما کسی نبود که بهاهم بیاد. اما پیشنهاد میکنم حتما برو نمایش جالبیه.
خوش بگذره
۲۷ آذر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کاره خوبی شکل گرفته بود که علاقه مندان به تئاتر از سراسر تهران بتونند به راحتی بلیت از وب سایت گیشه بلیت بخرند و بدون دردسر و مشکلات موجود به دیدن نمایش مورد علاقه اشون برند اما نمی دونم چرا تعطیله و چرا کاری برای دوباره راه اندازی اش نمی کنند !
با تمام مشکلات پیش رو , تمام عزمم را جزم کردم که این تثاتر رو برم ببینم , دوستان شماره ای که برای رزرو قرار داده شده , به شکل می شه رزرو کرد ؟
همچنین برای گرفتن بلیت رزرو چه ساعتی باید به تالار مراجعه کرد ؟
می گم راستی اینکه رزرو کنم و به موقع هم برم دلیلی بر وجود بلیت هست دیگه یا ممکنه با رزرو هم بلیت بهم نرسه ؟!

آرزو به دل موندم یکبار هم که شده با خیال راحت نسبت به وجود بلیت موجود و ... , تئاتر خوبی رو ببینم !
محمد مهدی احدی این را خواند
درود بر شما.
امشب تخفیف ویژه این کار برای سه روز با امکان پرداخت روی سایت جای
می‌گیرد.
۲۶ آذر ۱۳۹۰
ممنونم از سیستم پیش پرداخت
فقط یک نکته ای هست , اون هم اینکه من برای امروز بلیت می خواستم !
با خوشحالی گفتم از امروز پیش پرداخت فعال هست نگو شانس من از فرداست .
به شماره ای که برای رزرو گذاشته شده اس ام اس زدم اما هنوز جوابی دریافت نکردم
۲۷ آذر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باید برید بیرون
باید دربیارید
باید در آورد
دربیارین!
021 ام من!!!!!
۲۶ آذر ۱۳۹۰
از ضعیفترین دیالوگ های نمایش و به صرف خنده گرفتن از تماشاچی ها.
۲۷ آذر ۱۳۹۰
آیا واقعا لازمه این دیالوگ اینجا برای چندمین بار تکرار بشه؟!!!...واقعا جای سواله که چرا از این جنس دیالوگها خوشتون میاد؟!!!...کمی به این موضوع فکر کنید...
۰۲ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان کسی نمی دونه فیلم این نمایش را از کجا می شه تهیه کرد؟ یا خود نمایشنامه را از کجا تهیه کرد؟
ببخشید خانم به صفرکیلومتر بودن من ببخشید :))
جدا عرض کردم کلا همه تئاترها عکس و فیلم ممنوعه اگر کسی علاقمند باشه به یک نمایش از کجا می تونه تهیه کنه؟
۲۷ آذر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیامک صفری بازیگر توانایی است و اگر تنها یک جا بشینه و حرف هم بزنه باز هم با یکی از جذاب ترین اجرا های نمایشی روبرو هستیم . اما نمایش به چیزهای دیگری هم نیاز داره
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر قشنگی بود ، با بازی عالی آقای صفری . اما راستش و بخواین تئاتری نبود که بخوام ی دفعه دیگه برم یعنی از تعریفی که شنیده بودم خیلی توقعم بیشتر بود. ممنون از همه دست اندر کاران . خسته نباشد .
تئاتر قشنگی بود ، با بازی عالی آقای صفری . اما راستش و بخواین تئاتری نبود که بخوام ی دفعه دیگه برم یعنی از تعریفی که شنیده بودم خیلی توقعم بیشتر بود. ممنون از همه دست اندر کاران . خسته نباشد .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز می رم این تئاترو میبینم :) امیدوارام فقط به موقع برسم تا بلیط گیرم بیاد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه روزی مرغ تو هم تخم طلا میزاره تخم طلا رو میفروشی باهاش یه زندگی میخری....ممنون 021....
خوش آمدی به جمع دیواری ها امیر هوشنگ عزیز:)
۱۳ آذر ۱۳۹۰
این واقعا دیالوگِ نمایش بود؟؟ من ندیدمش ولی یه چیز رو خوب میدونم
که این یه قسمت از یه شعر هستش که محسن نامجو برای دوستش عبدی بهروانفر نوشته :|
۱۴ آذر ۱۳۹۰
اره تو متن یه همچین چیزی نبود ولی من بعد از تمام شدن کار نمیدونم شاید به خاطر حس نمایش بود شایدم به خاطر موسیقیش بود این جمله که دوستمون به حق اشاره کردن از کجا اومده به یادم اومد...
۱۵ آذر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
021 خیلی خوب بود، بهزاد عمرانی و گروهش مثل همیشه دوست داشتنی، علی آقا مثل همیشه خندون، عصر پاییزی غم انگیز دلچسبی برام رقم خورد، از دیدن حسین ایرجی خوشحال شدم، خیلی زحمت میکشی رفیق...پیشنهاد میکنم اگه وقت کردین یه سر اونورا بزنین...
- رفیق وحید دیدنت شبیه خشکی بود برای کشتی که تو دل برگها در کنار تئاتر شهر پهلو گرفته بود(یا مثلن به گل نشسته بود)...

- ممنون حسین جان...


- مگر کافی نیست که نانمان هنوز

از زیر سنگ بیرون می آید

و ... دیدن ادامه » ناممان شتابان میرود

که بر سنگ نوشته شود...
۱۲ آذر ۱۳۹۰
مرسی مسعود جان...
۱۶ آذر ۱۳۹۰
حالا نه کافه ایست و نه سیگاری و نه قهوه ی تلخی/دلخوش به اینجاییم/و در خیالمان/هزاران بار روشنفکر می شویم.(امیر هاتفی نیا)
۱۷ آذر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من که خیلی راضی بودم و خنده های بی مورد اطرافیانم نمی تونست چیزی از ارزش اینکار و متن قوی اش کم کنه!و واقعا ارزش یه بار دیدن رو داره و به نظرم خیلی خیلی از کاری مثل تراس ارزشش بیشتره...
نظرتون محترم ولی کارهای محیطی رو با کارهای صحنه ای مقایسه نکنید یعنی اصلا نمیشه مقایسه کرد
۰۵ آذر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نام خدا
سلام

با توجه به تعریفهایی که شنیدم خیلی توقعم از کار بالا رفته بود که متاسفانه برآورده نشد

به نظرم این کار یک نمایش فوق العاده رادیویی بود!!

شدیدا دنبال فایل صوتی این کار هستم

دوستان اگه کسی دیالوگ اون قسمتی را که 021 داشت دلیلش رو برای انتخاب نام سنگ برای مجله میگفت را یادش هست ممنون میشم بذارین رو دیوار

یاعلی
احسان طهماسبی و tahoora karimkhani این را خواندند
علی . این را دوست دارد
محمد رضا جان من به عنوان دیالوگ قرار دادم..
۰۱ آذر ۱۳۹۰
محمد مهدی جان ممنون
پیدا کردم و لذت بردم
۰۲ آذر ۱۳۹۰
دوستان گرامی، به دلیل حفظ حقوق معنوی اثر، ناچار به حذف تمامی نظرات مرتبط باارسال فایل صوتی شدیم.
۰۲ آذر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نظرم رو در پست قبلیم راجع به این نمایش با کمی ویرایش کاملتر کردم (در دفاع)
محمّد مهدی ندّاف این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چشمام گرسنه به "دیدن" این نمایش رفتند و گرسنه هم برگشتند.

گوشهام هم غذای تکراری خوردن با یه کم چاشنی و طعم دهنده.

این نمایش چیزی برای "دیدن" نداره. بیشتر شبیه به یک نمایش "شنیدنی" هست تا دیدنی و به درد "رادیو" میخوره.

دیدم که چند نفری چشماشون رو بسته بودن و فقط گوش میدادن.

اگه خیلی علاقه دارید بگردید دنبال فایل صوتی این نمایش چون فکر میکنم دیدم که یکی با موبایل صدای بازیگر رو ضبط می کرد. (که امیدوارم اشتباه کرده باشم)

در کل برخلاف بعضی جمله های به یاد ماندنی که در این نمایش وجود داره و علیرغم تعریف بعضی دوستان از این نمایش و با وجود تسلط و قدرت خوب بازیگر در بیان "کلامی" و "شفاهی" ، متاسفانه به نظرم نمایش اصلا جالب نبود. بازیگر، کاری برای "دیدن" ارائه نمیکنه و اگر کسی این نمایش رو نبینه چیزی از دست نداده چون "دیدنی" نیست، شاید فقط "شنیدنی" باشه، تاکید میکنم:"شاید" و به نظر خودم که شنیدنش هم چنگی به دل نمیزنه.
(این فقط نظر منه)

در دفاع از نظر خودم میتونم به صحبت خود آقای سیامک صفری (بازیگر) اشاره کنم که تو وبلاگشون در مورد این نمایش نوشتن:

"اونجا ... دیدن ادامه » که گفتم یه کاری اجرا میشه ...صد سال پیش از تنهایی ما . من حرف میزنم بقیه گوش میدن ...خوشحال میشم کارو ببینید..."
۱۲ آبان ۱۳۹۰ ۲۰:۲۹
.
.
.
من حرف میزنم بقیه گوش میدن.
اینم لینکش: http://safari.teatreshahr.com/post-86.html
@مهاجر مهاجر شما لطف دارید.
ارادتمندم
۰۱ آذر ۱۳۹۰
بازم ممنون از جواب. من افسانه ببر رو بیشتر پسندیدم.
۰۴ آذر ۱۳۹۰
ببخشید به اشتباه به جای کار محیطی نوشتم کار صحنه ای. تصحیح میشود بدینوسیله:)
۰۵ آذر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یعنی ممکنه من هیچی نفهمیده باشم اما این آبکی ترین چیزی بود که تا به حال بنام تیاتر براش پول پرداختم و وقت تلف کردم ! ترجیح میدادم با دوستام تاریک کنیم بشینیم چارتا شمع هم روشن کنیم و شعرهای فوق سپید! بخونیم و کسی هم نباشه هی بیخودی بخنده یا کف بزنه !!! پولمونم میذاشتیم رو هم و بعدش میرفتیم کتابی , فیلمی , چیزی میخریدیم یا شامی میخوردیم یا هرچی !!!!
هر چند این نظر شماست و عقیده هر کس محترمه اما باید بگم شما تنها کسی هستید که چنین نظری داشتید!!!
۳۰ آبان ۱۳۹۰
عطیه خانم با شما موافقم
۳۰ آبان ۱۳۹۰
چرا خوشم نیامد ؟ از چی خوشم نیامد ؟ من از هیچ چیز این نمایش خوشم نیامد ! حوصله ام سر رفت. گوش و چشمم اغنا نشد . چیزی در روح و فکرم به حرکت در نیامد . دیگه چه دلایلی باید بیارم به عنوان یک تماشاچی تیاتر ؟؟
اولین نمایش محیطی ( مثل اینکه این تیپ نمایش مد شده در ... دیدن ادامه » تیاتر شهر ؟) که دیدم , لارنس راهب بود که به حقیقت منو غافلکیر گرد . آقای بازیگر با ظاهر و لباسی شبیه بقیه مردم , در فضای کافه با نور معمولی و صدای معمولی شروع به حرف زدن کرد . "مردی که حرف می زند"...و حرفهایی زد عمیق و غیر معمولی . مثل ترانه سرایی که بدیهه بسراید یا پرنده ای که ناگاه شروع به خواندن کند . اجرای آقای افشین هاشمی با آن فراز و فرودهای صدا و میمیک چهره و حرکات روان و معنی دار بدن , بازی نبود اما خود بازیگری بود ! آنچه من در نمایش "صد سال پیش..." دیدم , ادای بازی بود . مثل اداهای هنری . مثل اداهای روشنفکری . مثل اداهای ادبی . مثل...
۰۱ آذر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید