تیوال نمایش محسن یک رپرتوار
S2 : 03:37:43
  ۰۱ دی تا ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
  ۱۹:۳۰
  ۲ ساعت
 بها: ۸,۰۰۰ تومان

: (به ترتیب حروف الفبا) شهاب انوشا، آرش بزرگ زاده، نگار جواهریان، عباس حبیبی، مینا درودیان، رامین سیار دشتی، ناز شادمان، حسن عقیقی، احسان کرمی، فریبا کامران، بنفشه نجاتی، هدایت هاشمی

: سیاوش بهنام نژاد

: فرشاد فزونی
: مژگان عیوضی
: فرهاد فزونی

: نورالدین حیدری ماهر
: سیاوش بهنام نژاد
: پریسا گودرزی، آنیتا علی مددی
: آرش والی نژاد
: منصوره بسمل
: رئوفه رستمی

یادداشت کارگردان : 

در سال ۱۳۹۰ در برابردنیایی قرار گرفتم که ناگهان همه قهرمانان ادبیات جهان رنگ  باختند.
« شهرزاد» و « گالیور » در تمرینات ماندند؛ حتی نهایت تمرینات شان را هم هرگز ندیدم.
دایم به این به این می اندیشیدم که حالا چه کسی را جستجو کنم؟ « رابین هود»؟ « زورو»؟ « گوژپشت نتردام»؟ « رستم»؟ یا...؟!
وقتی با نسیم احمد پور حرف می زدم؛ حتی « گاندی» هم پیشنهاد شد!
ناگهان فاصله بسیاری میان اکنون مان دیدیم و قهرمانانی که بی وقفه به مسلخ کشیده می شدند ، وفاصله بسیار تری میان خودمان با پیرامونی که در آن حل شده ایم به سال 1390. حالا چه کسی را باید برگزید؟
کدام انتخاب بهترین است؟ آیا دیروزی ها  می توانند انتخاب امروز باشند؟ و آیا اصلا باید انتخاب کرد و انتخاب سال ۱۳۹۰ چه انتخابی می تواند باشد؟
نام‌ها با سرعت از حافظه می گذشتند، و هیچ کدام نمی ایستادند، علاقه ما به نام ها حداکثر ۴۸ ساعت طول می کشید. و این جا خلا بود. اصراری بر انتخاب نام ها نبود، می شد « باغ آلبالو » انتخاب کرد، «صد سال تنهایی» می شد « رویای شب نیمه تابستان » یا ن باغ وحش شیشه ای » را برگزید؛ اما همه این سالها و این آدم ها چه می شدند ؟
«ننه دلاور» ، «شازده کوچولو»، «دن کیشوت»، «پینوکیو»، «ملا نصرالدین»، «شهرزاد»، «گالیور» و افکاری که «رابین هود» و «زورو» را از خود عبور داده بودند ؟!
حالا با این همه نام که از خالقانشان بزرگتر شده بودند ، هیچ کس نبود !

و این طور شد که « محسن » نامی مجود که موجودیت ندارد را در خیابان ولیعصر تهران ( از تجریش تا تقاطع جمهوری) در پاییز ۱۳۹۰ جستجو کردیم .

شهر:
تهران

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دیشب آخرین اجرای گروه رو دیدم ، و خوب کمی خستگی در اجرا ها مشهود بود ، من هیچ یک از کار های قبلی رو ندیده بودم و در این اجرا از دنکیشوت و شازده کوچولو و پینوکیو خیلی خوشم اومد اما یک نکته تلخ هم داشت و اون اینکه هدایت هاشمی در پایان نمایش گفت این آخرین اجرای من در مجموعه تئاتر شهر بود و خدا حافظی کرد ، ای کاش هم مدیران مجموعه و هم هدایت هاشمی کمی شکیبا تر بودند ، برای چون منی که به جز تئاتر شهر جای دیگه نمایش ندیدم و شاید نبینم نبود هدایت هاشمی خیلی ناراحت کننده است ، امیدوارم با سپری شدن زمان نظرش تغییر کنه ، همیشه خاطره بازی های خوبش در ذهن من باقی خواهد ماند .
ای وای!آخرین اجرا؟مگه می شه؟نــــــه:((
۱۱ بهمن ۱۳۹۰
بعد از قطع اجرای نمایش افسانه ببر پیش از موعد توافق شده ( به دلایل .... ) هدایت هاشمی این تصمیم رو میگیره ، راستش به نظرم ای کاش اینگونه نمیشد.
۱۱ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز سلام

ببخشید رپرتوار یعنی چی و تلفظ درستش چیه؟

با تشکر
تبسم استاد این را دوست دارد
دوست عزیز

واژه رپرتوار به انگلیسی Repertoire به معنی فهرست نمایشهای آماده شده می باشد...

یعنی نمایشهایی که قبلا این گروه بصورت مجزا روی صحنه بردند و حالا بصورت یک جا روی صحنه آورده اند.
۰۹ بهمن ۱۳۹۰
ممنون از حسن عزیز
۰۹ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه تئاتر دن کیشوت یکی از گروه های فعال و علمی تئاتر در ایران است. علی اصغر دشتی طی پانزده سال گذشته با خلاقیتها و ابداعاتش در نمایش ایران شناخته شده است. در این اثر نیز شاهد نوآوری دیگری هستیم و آن اجرای صحنه های از اجراهای گذشتۀ گروه و کنار هم قرار دادن آنها همانند آجرهای یک دیوار است که با ملاطی از یک طرح تازه که به صورتی تصویری ارائه می شود و جستجوی شخصی مبهم در یکی از خیابانهای پایتخت است. جوابهای مردم به سوالات یکی از اعضای گروه چاشنی و وصل کنندۀ صحنه های این نمایش به یکدیگر می شوند که کاری خلاقانه و جالب توجه به شمار می رود. در صحنۀ شازده کوچولو در بخش آوازهایی که نگار جواهریان می خواند، این دو صدایی بودن کمی آزار دهنده بود که البته اظهر من الشمس است که یکی از تحمیل هایی بود که بر گروه روا داشته شده بود. جدای از بازی های قابل قبول بازیگران ... دیدن ادامه » در بین بازی ها بازی ناز شادمان، هدایت هاشمی و رامین سیار دشتی از قوت بیشتری برخوردار بود. طراحی و کارگردانی هم جالب توجه و فنی بود. کاریست که ارزش دیدن دارد و چه بسا ایده های جدیدی را به اهالی تئاتر ارائه نماید.
و زائد بودن مجری در بین پرده ها و توضیحات بی فایده و بی مزه اش به سبک مجریان رسانه ملی.
۰۹ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه.
با احترام به نظر همه دوستان من نمایش رو دیدم ولی دوست نداشتم. البته بازی آقای هاشمی مثل همیشه عالی بود ولی من نتونستم با کل کار ارتباط برقرار کنم (یکی از دوستام که با هم تئاترو دیدیم گفت دلیلش اینه که من تماشاگر عامم!!!). یعنی به نظرم گروه تئاتر دون کیشوت برای دل خودشون نمایش هایی که قبلا اجرا کرده بودن رو دوباره اجرا کردن. در کل کارهای اپیزودیک (چه فیلم چه تئاتر) رو دوست دارم ولی خوب تکه های این نمایش به هم ارتباط چندانی نداشتند. البته با احترام کامل به نظر تمامی دوستانی که این نمایشو دیدن و دوست داشتن (که صد البته تعدادشون به هیچ وجه کم هم نیست.)
دیدم ، خوب بود ...................
موافق نیستم ...
۰۱ بهمن ۱۳۹۰
لایحه تصویب نشد ارجاع داده می شه به شورای فرهنگی
۰۱ بهمن ۱۳۹۰
شورای فرهنگی فرستدش به تشخیص مصلحت فرهنگی!
منم مخالفم!
اما چه میشه کرد یه نامه رسیده دستمون باید تصویب بشه دیگه مگه تو دنیا تئاتر بهتر از این هم هست همه مردمی که باهاشون مصاحبه شد ازش راضی بودن دییییییی
۰۱ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش "رپرتواری از آثار گروه تئاتر دن کیشوت با رونمایی از محسن" را دوست داشتم و لذت بردم..
ایده های بسیار جالبی از گروه مشاهده کردم...البته به غیر از اپیزود پینوکیو که متوجه نشدم..
مثلا ایده اجرای "شهرزاد" را خیلی دوست داشتم و حیف که اجرا نشد...
یا ایده اجرای شازده کوچولو به صورت تعزیه و یا اجرای دن کیشوت به صورت فوتبال و ...
موسیقی بی نظیر فرشاد فزونی که واقعا یکی از بهترین های موسیقی در تئاتر است بسیار به این اجرا کمک کرده بود...
بازی فوق العاده هدایت هاشمی در نقش "کشیش" واقعا دیدنی بود...خیلی دوست داشتم و البته چون متاسفانه اجرای افسانه ببر را از دست داده بودم نمی توانم هیچ قضاوتی درباره شباهت بازی های بکنم..
بازی نگار جواهریان و رامین سیار دشتی را هم دوست داشتم..
هخشته نباشید به همه عوامل این گروه می گویم..
به امید موفقیت در کارهای بعدی..
به قول سحر اصلا نمیخواد ناراحت باشی چون دقیقا همون هدایت هاشمی افسانه ببر البته در یه شخصیت به خصوصش بود!!!!!
با خط پنجمت موافقم!
۲۸ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جالبه وقتی تو صدا و سیما پیام بازرگانی به مدت 5 دقیقه پخش می شه کلی شاکی میشیم ولی نمیدونم چرا میایم توی سالن چهارسو تیاتر شهر 8000 تومان پول می دیم و 120 دقیقه وقت نازنینمون رو میشینیم پیام بازرگانی نگاه می کنیم ( البته این نظر تند من از کلیپ آخر قدم زدن محسن جان نشات میگیره و به حق نیست که از رپرتوار اجرا شده این گروه دوست داشتنی چشم پوشی کرد )
ولی ...
چرا ما باید از اهدافمون دور بشیم، آیا اهداف شکل گیری تیاتر این بود؟!
نمایش ها اکثرا سمت و سوق اقتصادی گرفته دیگه حرکتی رو نمیبینیم که بخواد از دل مردم حزف بزنه برای مردم اجرا شه ( البته آقا محسن اومده، از دل مردم! ) ولی نه بخاطر اینکه بخواد برای مردم باشه بلکه از درون مردم باشه و واسه تبلیغاتش هم از اسپانسر پول بگیره هم از مردم! کو مردم؟! شما بگین!
البته این که نمایش ها به صورت رایگان اجرا شه درست نیست ولی ... دیدن ادامه » اینکه برای معرفی و تبلیغ یک گروه باز هم مردم هزینه کنن و بیان پیام بازرگانی ببینن؟! نه آخه کلاتون رو قاضی کنین درسته؟!

ولی در دید کلی از رپرتوار که دیده شد، ایده نو و کارگردانی ( بلاخره یه کارگردان خلاق، نه کپی کن ) دیدیم و اجراهای خوب بازیگران دوست داشتنی و موسیقی عالی و باز هم بلاخره مرتبط به نمایش رو شاهد بودیم

کار جالب بود ولی به نظر بنده اجرای یک رپرتوار باید به صورت رایگان انجام شه مخصوصا که در آخر بخواد کلی تبلیغ اسپانسر ها از قبیل بانک ها و فروشگاه ها (دوست ندارم اسم شون رو بیارم ) پخش شه
فکر کنم آخر سر یه بالشتی چیزی باید تو کیفم بزارم مگه میشه رو صندلی های چهارسو دو ساعت نشست
کار برای خنده خوب بود و نکته ی مثبت کار موسیقی بود که آقای فزونی(اسمش رو از سحر یاد گرفتم دییییییییی)زنده اجرا میکردن
ننه دلاور هم بیشتر از بقیه شون قابل فهم بود
۲۶ دی ۱۳۹۰
به حسین کریمی . سلام . در مورد اسپانسر یا تبلیغ کاملاً اشتباه می کنی ، این نمایش اسپانسر نداره . تبلیغات هم نداره . در برنوشت کار می بینی که نام هیچ شرکت یا موسسه ای به چشم نمی خوره . دلیلت رو هم برای رایگان بودن همچین اجرای سنگینی متوجه نشدم . بهرحال برای ... دیدن ادامه » من بعنوان بازیگر ، این یکی از ئشوار ترین و سنگین ترین کارهام به حساب میاد .
۲۸ دی ۱۳۹۰
سلام از ماست جناب آقای هاشمی
خدا رو شکر که اینطور بود ولی دوستان دیگه هم برداشتشون از کلیپ پایانی که محسن داشت قدم میزد و بانکهای تات و پاسارگاد و سوپر استار و نشون می داد همین بود.
به نظر من یک رپرتوار نبود و بیشتر معرفی گروه بود چون همون طور که فرمودند ... دیدن ادامه » کارهای شما به اجرا نرفته و رپرتوار مجموعه انتخابی کارهای اجرا شده است.
در مورد اجرای سنگین زمانی که شما وارد شدید کاملا یاد افسانه ببر افتادم و فکر کردم اجرای دن کیشوت تلفیقی است با کار شما
سپاس بیکران از اینکه به نقد دوستدارانتان توجه دارید.
۲۸ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشحالم...
چون فردا "محسن" را می بینم..
دلم خیلی برای هدایت هاشمی عزیز تنگ شده است...
متاسفانه اجرای افسانه ببر رو از دست دادم..
آقای امیدوار ناراحت نباشین...چراکه شما فردا قراره هدایت هاشمی افسانه ببر را تا حدوودی ببینید....متاسفانه:(
۲۶ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.

تئاتر "رپرتواری از آثار گروه تئاتر دن کیشوت با رونمایی از محسن"

(تا کنون کار های گروه "دن کیشوت" را ندیده بودم.) خب واقعا هم رپرتواری از آثار گروه بود. گروهی که به نظرم بسیار بسیار ناراحت بود از اینکه تا کنون آن طور که باید و شاید دیده نشده و دوست داره که دوباره....انصافا گروه خلاق و ایده پردازی هستند و این غیر قابل انکاره و دلیلی هم برای انکار وجود نداره...(شایدم وجود داره!!!) وقتی رپرتواری از آثار هست و چکیده ای از هر نمایش به اجرا درآمده یا نمایشی که گروه تمرین کرده بوده؛پس توقع یک نمایشنامه ی خوب وجود نداره...اما با این حال و با توجه به هدفی که گروه داشت بسیار به خوبی عمل کرده بود.وجود lcd و پرده آنطور که دوستان میگفتند هم باعث حواس پرتی نشد .در قسمت های مصاحبه هم اگر حواس پرتی بوجود بیاد دلیل کاملا منطقی وجود داشته و گروه همین رو می خواسته.آهنگسازی ... دیدن ادامه » فرشاد فزونی عزیز بسیار بسیار عالی بود.اما هدایت هاشمی نازنین... واقعا این بازیگر را قبول دارم اما وقتی وارد صحنه شدند یاد افسانه ببر افتادم...صدا و لحن همان بود و این منو ناراحت کرد.بروشور کار گویا در ابتدا به یک شکل نبوده و در اجراهای بعدی تغییر کرده که اگر اینطو بوده ضعف کاره.چرا؟چون بروشوری که به من دادند بسیار کامل بود به همین دلیل اصلا نیازی به وجود پرده در قسمت هایی که در بروشور کار آمده(مثل تاریخچه گروه و سال اجرا و ....)نبود و همچنین به وجود احسان کرمی عزیز!!به نظرم اگر گروه از همان اول بروشور کار را میدادندو این قسمت ها حذف میشد خیلی بهتر بوود. زیادی به کار بردن اسم گروه دن کیشوت واقعا اذیت کننده بود...طوری که بعضی از دوستان گفتند دوساعت تبلیغ گروه دیدیم(خیلیم بد نگفتند)بازی ها خوب بود .نگار جواهریان زیبا بازی کرد.طراحی لباس کار رو مخصوصا شازده کوچولو را خیلی دوست داشتم. ایده ی محسن هم برایم جااالب بوود اما از کلیپ آخر اصلا خوشم نیومد .در آخر خسته نباشید به گروه و پیشنهادم اینه که اگه مایل به دیدن تاتر با موضوع و روایت و داستان واحد هستید این کار رو نبینید.

(امیدوارم یک روزی برسه که آثار رو نقد تخصصی کنم چون این طوری بهتر میتونم به هم دیواری های عزیزم کمک کنم.)
مرسی سحر جان از نقد خوبت...

من هم با تو موافقم حضور احسان کرمی اصلا ضرورتی نداشت...

من هم ایده کار رو دوست داشتم بعنوان مثال مراسم تعزیه خوانی خیلی ایده خوب وبکری بود... بازیها هم خوب بود و من هم معتقدم باید هدایت هاشمی عزیز بیشتر به انتخاب و اجرای نقشهایش ... دیدن ادامه » دقت کند که شبیه بازی خوب و فوق العاده اش در افسانه ببر نشود...

البته این نمایش کاربرای بهتر شدن هم داشت ولی در کل نمایش خوبی بود
۲۶ دی ۱۳۹۰
خانم سحر عبداله زاده سلام . این نمایش یکی از دشوار ترین نمایش های من به لحاظ بازیگری ست . من در عرض چند دقیقه به طور کامل عادت های رفتاری و بدنی ام را روی صحنه کاملاً دگرگون می کنم . یعنی از کشیشر نق نقوی نمایش دن کیشوت به ژپتوی نمایش پینوکیو و از آن به مرد ... دیدن ادامه » روستایی نمایش ننه دلاور ( گالیور ) و این ها هرکدام جدا جدا در سال های متمادی تمرین و اجرا شده اند ، اما حالا در مدت زمان فشرده ای بدنبال هم اجرا می شوند . بنابراین بسیار بسیار کار مشکلی را پیش رو دارم . در مورد بیان تکراری هم باید بگویم که محل تولید صوت صدای کشیش در نمایش دن کیشوت صدای سر ( از انواع بیان بازیگر ) است که در سالها قبل و به قصد تقلید صدای یکی از معلم های تئاتر دانشگاه مان شکل گرفت ، صدای مرد روستایی هم صدای شکمی ( از انواع بیان بازیگر )می باشد . در نمایش افسانه ببر من معمولاً از صدای سینه استفاده می کردم ، البته در بعضی از تقلید ها سایر صداها هم استفاده می شد ، بهرحال من گمان می کنم در شیوه پردازی این دو نمایش تفاوت های فاحشی وجود دارد ، اما اگر به نظر شما شبیه شده امیدوارم این توضیح فنی برایت مفید واقع شود . ممنون از اینکه با دقت میبینید .
۲۸ دی ۱۳۹۰
سلام.آقای هاشمی عزیز ...ممنونم بابت این همه توجه به مخاطب و نظراتشون.از توضیحات فنی تون استفاده کردم :) تبریک میگم به این همه تواناییتون... منتظر اجراهای بعدیتون هستم. چون دوستون داریم دقت بیشتری میکنیم... و برامون مهم هستش :)
۰۶ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی پر هزینه / به قیمت خنداندن پوچ مخاطب / با هزینه ی تمسخر مردمان بیچاره / نمایشی که تئاتر نیست / فرمی ست بی محتوا / بدون حضور عناصر حیاتی تئاتر / درام جایی ندارد / رونمایی از محسن بوسیله عناصر دیجیتال است نه رئال / در بهترین حالت می توان گفت یک پرفورمنس است...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز با خانواده رفتم که این نمایشو ببینم اما نشد.بلیط های بدون صندلی کلی دردسر ساز شد و اعصابم هم به هم ریخت...
مسئولین محترم و زحمت کش (تئاتر شهر عزیزم) من می خوام از شما بپرسم تماشاگر چقدر ارزش داره؟ اصلا ارزش داره؟
من قبلا هم بلیط بدون صندلی داشتم و به جای صندلی یک تشکچه گرفتم ،گرچه آنقدرها هم کارساز نبوده....از نمایش عالی هم در سطح متوسط لذت بردم چون نه دید خوب داشتم ، نه جای کافی واسه تکون دادن پام که از موندن تو یه حالت خواب رفته!
مادر من شرایطش با من فرق می کنه... اگه خودم تنها بودم رو زمین هم می شستم،اما...
چرا وقتی ظرفیت پر می شه بلیطی با عنوان بلیط بدون صندلی باید فروش بره؟ اگه به جاش به تماشاگر بگین ظرفیت تکمیل شده بهتر نیست؟
هر چیزی از جمله تماشای نمایش به حداقل شرایطی نیاز داره،نداره؟
.
.
.
به همه ی دست اندرکاران زحمت کش خسته نباشید می ... دیدن ادامه » گم.
درکتون می کنم
۲۲ دی ۱۳۹۰
سرکار خانم خالقی تا اون جایی که بنده دیدم مسئولین محترم گیشه همیشه قبل از ارائه بلیط بدون صندلی از تماشاگر سوال می‌کنند و شما هم برای خرید بلیط بدون صندلی مختارید.
به نظر من فروش بلیط بدون صندلی امکان خوبیه برای افرادی که به دنبال از دست ندادن نمایش ... دیدن ادامه » هستند.
۲۲ دی ۱۳۹۰
من قبلا این موقعیت برام پیش اومده.مجبور شدم به جای تشکچه از کُتم استفاده کنم.
۲۲ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رپرتواری از آثار گروه تئاتر دن کیشوت با رونمائی از محسن نیز برای من اتفاق فرخنده ای بود. با این که اکثر کارهای قبلی گروه رو ندیده بودم اما به نوعی تونستم ارتباط خوبی با کار برقرار کنم. برای چون منی که شیفته درکی نو از تئاتر هستم و بی مهابا در پی درک خلاقیت های بی پایان هستم، کار گروه بسیار قابل ستایش بود.
اما به نظرم مواردی زائد هم در کار وجود داشت که قدری روند کار رو با فراز و نشیبی نامعمول روبرو می کرد. به عنوان مثال وجود پرده ضرورتی غیر قابل انکار نبود و بدون اون هم اجرا مقدور می نمود.
با همه این اوصاف توانائی و افکار بدیع علی اصغر دشتی و دن کیشوتی ها قابل تحسینه.
بازی ها خوب بود. موسیقی تو بعضی نمایش ها عالی بود. نمایش پر از خلاقیت بود.

من که عاشق خلاقیت هستم. اما شاید گاهی خلاقیت بیش از حد هم جالب نباشه. تو ذوق میزنه. گاهی به نظر میرسه که خلاقیت گروه به رخ کشیده میشه و گروه داره فریاد میزنه که "ما خلاقیم".

وجود پرده چندان لزومی نداشت. نمیدونم استفاده از وسایل سینما و تلویزیون در تأتر به مذاق اهل تأتر خوش میاد یا نه ولی وجود مانیتور برای اینکه بین نمایش ها حوصله ی تماشاگر سر نره ایده ی بدی نبود. هرچند که خود من شخصا در تاتر به دنبال اجرای زنده هستم(مثل زندگی واقعی)، برای دیدن برنامه ی از پیش ضبط شده ترجیح میدم به سینما برم و یا تلویزیون تماشا کنم.

در کل دیدن این نمایش تجربه ی خوبی بود.
به نام خدا
سلام

من که هفت دی این کار رو دیدم فقط بهم برچسب دادن به جای بروشور؛ ولی مثل اینکه برای کار بروشور تهیه شده ،
یکی از دوستام دوشنبه دوازدهم کار رو دیده بود، بروشور گرفته بود اونم چه بروشوری
انصافا خیلی کامل و جالب بود و پر از دایره!

فقط نمیدونم چرا از اول نداده بودن

یاعلی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بروشور کار چه جوری بود ؟ به ما که یه برگه بیشتر ندادن که نمی شد گفت بروشور!!!
من یه بروشور نسبتا کامل گرفتم. اگه قبل از دیدن نمایش بروشور مطالعه بشه بهتره. توضیحات خوبی داده شده که به درک بهتر نمایش کمک میکنه.
۱۶ دی ۱۳۹۰
به ما هم یه برگه دادن که به همه چی شبیه بود الا بروشور!!!
۱۷ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
با فاصله‌ کوتاهی از ولپن، یه کار خوب با ایده‌هایی نو دیدم که این فاصله،نوید اجراهای خوبی رو میده
دن کیشوت،شازده کوچولو و پینوکیو عالی از کار دراومدن
ایده‌ی تعزیه در شازده کوچولو خیلی جالبه
ای کاش فضا اجازه میداد تا ملانصرالدین هم اجرا بشه
بازیها همه خوبن ولی هدایت هاشمی(مثل همیشه)،شهاب انوشا و ناز شادمان عالین
موسیقی کار خوبه و افکتهای فرشاد فزونی که فقط مخصوص خودشه،بی‌نظیره
به نظر من چندتا نقص هست که اگه نبود دیگه عالی میشد، مثلاً نمایش اجراها و تمرینهای قبلی گروه روی پرده که تمرکز تماشاگران رو تا حدودی میگیره و سرعت حرکت احسان کرمی موقع اجرا که شاید تعمدی باشه
در ضمن بروشور کار اطلاعات کاملی رو به تماشاگر میده
خسته نباشید به تمام عوامل
کار رو از دست ندین
من از بازی فریبا کامران هم خیلی لذت بردم زیاد ..
۱۴ دی ۱۳۹۰
تسلط کامل روی نقش
۱۴ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
تئاتر خوبی بود اولین کاری بود که از این گروه دیدم و اولین کامنتی هم هست که اینجا میذارم. خیلی ازشون خوشم اومد(گروه دن کیشوت رو میگم).
خیلی ایده های خوبی داشت. به عنوان مثال همین کم بودن حجم دیالوگ ها و متفاوت بودنشون چه از نظر محتوا چه از نظر اجرا.
طراحی صحنه قوی نداشت که البته طبیعی بود اجرای تیکه هایی از 7 نمایش طبیعتا این امکان رو به طراح نمیده.
یه نکته ای که عجیب به چشم میومد جلوگیری از تمرکز تماشاچی روی یک قسمت بود. از اون ال سی دی گرفته تا تصویرهایی که از اجراهای قبلی گرفته شده بود و پخش میشد تا بازی همزمان بازیگران توی نقاط مختلف سالن و ... که دیدن همزمان همه ی اینها با هم ممکن نبود.
بازیها هم در کل خوب بود. شهاب انوشا در دن کیشوت و ناز شادمان در پینوکیو عالی بودن. هدایت هاشمی هم تو دن کیشوت و پینوکیو خیلی خوب بود.
ولی در کل ریتم کارها ... دیدن ادامه » کند بود و بعضی جاها حوصله سر بر میشد که البته به کمک پخش شدن ویدیو کلیپ هایی راجع به محسن و تعویض نمایش ها و ورود مجری، این مشکل کمتر به چشم می اومد.
توی بروشور هم یه مطلبی راجع به نمایش شهرزادشون وجود داشت که خیلی منو کنجکاو کرد. ایده ش بی رحمانه قشنگه. امیدوارم بشه یه روزی اونو هم اجرا کنن.
من دیروز تونستم این نمایش رو هم ببینم شاید بگم که دیروز روز تئاتر من بود که سه نمایش رو پشت سر هم دیدم شاید گفت طرح ضربتی هنری بود .
اما خود نمایش بسیار زیبا و در نوع خود کم نظیر بود چرا که من همچنین نمایشی که گلچینی از 10 سال فعالیت گروهی باشه تاحالا ندیده بودم .
بخصوص قسمت دن کیشوت و شازده کوچولو خیلی خوب بود همچنین استفاده از انیمیشن و نمایش کزارش مردمی و ارتباط مستقیم توسط مجری با حاضران در سالن .خیلی جالب و ساختارشکن بود که تونست در بینندگان شور و شادی بیافرینه.
در قسمت شازده کوچولو آواز شازده کوچولو رو نمیدونم چطور توسط ناظر ارشاد قیچی نخورده چرا که خانم مربوطه تک خوان آواز میخوند البته با همراهی یکی از بازیگران آقا با صدای کم که نمیدونم اینکارو واسه زیبایی آواز از نظر هنری پیش بینی کرده بودن یا بخاط اینکه به ناظر مربوطه القا کنن که این ... دیدن ادامه » صدا تک خوانی خانم نیس اینکارو انجام داده بودند الله اعلم .
در قسمت ملانصرالدین هم ای کاش خطوط دایره راس میشد و میتونستن این قسمت خوب اجرا کنن که فقط دفیقه ای بود .
من فکر کنم این نمایش جزو معدود نمایشهائی بود که از از گذاشتن وقت و پرداخت هزینه برای دیدنش ابراز پشیمانی نکردم و اگه بشه دوباره خواهم رفت البته با دوستان یا همکارانم. انشالله
سلام
نمی تونم بگم چقدر از.دیدن این کار لذت بردم..عالییی بود.چون کلا از تاترهایی که ایده و خلاقیت جدید تو بطن اثر وجود داره بسیار لذت ىبرم. و از دیدن این تاتر بی نهایت خوشحالم و به همی دوستان خوبی که می خواهند یک اثر با ایده و ساختاری خاصتر ببینند توصیه میکنم.
از بازی و هنرنمایی تمامی دوستان لذت بردم ولی بازی استاد هدایت هاشمی نازنین و آرش بزرگزاده,مینا درودیان,عباس حبیبی. بسیار بیشتر خوشم امد و یه خسته نباشید خیلی زیادی به همه ی دوستان دارم.قسمت دن کیشوت و پینوکیو واقعا خوب بود.قسمت شازده کوچولو با اجراى شبىھ خوانى واقعا جدىد و نو بود.ازگروھ انیمیشن و کارگردانی تا گروه ساخت بروشور و در کل کلیه عوامل این تاتر زحمات زیادی کشده بودن.
شاید روزی دایره ها تبدیل به خط راست شوند و با راست پیمودن خطها به مقصد برسیم نه با دور زدن دایره وار.
خوش آمدین دوست جدید
توضیحات خوبی بود سپاس
۱۲ دی ۱۳۹۰
خوش آمدید
بقول حسام
دوست تروتازه ونو...
:)
موفق باشید
۱۳ دی ۱۳۹۰
ممنون از شما دوست نازنین.
۱۳ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1-از هر چه بگذریم، از نقش آفرینی زیبای هدایت خان هاشمی در نقش کشیش داستان دن کیشوت
نمی توان گذشت.
2- از مسئولین خواهشمندم برای صندلیهای 10 الی 12 ردیف نهم به بعد چهارسو بلیط فروشی نکنند.متاسفانه این صندلیها در یک تورفتگی قرار دارند و در این تئاتر، ال سی دی نیز کاملاً مزاحم دید این ردیفها بود.علاوه بر این محل قرار گرفتن باندها هم همین جاست که در کاری مثل زمستان 66 دیوار صوتی را کنار گوش تماشاچی می شکست.
دیوار صوتی عالی بود!!!
البته یه مشکل دیگه داره اونم ردیف آخره، ممکنه از اون ور پرت شی پایین!
۱۰ دی ۱۳۹۰
دقیقاً ردیف آخر همینطوره که شما فرمودین D;
۱۰ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید