آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال فیلم آبادان یازده ۶۰
S3 : 23:09:29 | com/org
بها: ۶,۰۰۰، ۶,۲۰۰ و ۶,۵۰۰ تومان
مردم غیور آبادان ... شهر در آستانه سقوط قرار گرفته است

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم آبادان یازده ۶۰ / عکاس: رومینا پرتو

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› خرده روایتهایی که مخاطب را سردرگم می کند

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
*احتمال کاهش یا افزایش جذابیت*
فیلمی برای روایت بخشی کمتر توجه شده از جنگ. آنچه بین مردم گذشت. نقطه قوت فیلم، نگاه هاست. نگاه هایی با زاویه دیدهای عموما درست و جنس و احساس خوب. چیز‌ویژه ی دیگه درش ندیدم د

فیلم با درگیری لفظی بین نیروهای نظامی و نیروهای مردمی شروع میشه که عاریه ای از فیلم دوئله. فیلم با یه تعداد واژه ی کلیشه ای بُلکُم(پر رو)و خمسه خمسه و کفیشه(معرب کافی شاپ) و اُپیدی(OPD) سعی در القای فضای این شهر رو داره که چندان موفق نیست.
توضیحی در مورد اون واژه ها:
تانک فارم(Tank Farm): منطقه ای تقریبا وسیع که تانکرها و مخازن ذخیره نفت و فرآورده هاش اونجا بود.
این لوکیشنشه. اگه حالت گوگل مپس رو بزارید روی ستلایت، دیدنش خالی از لطف نیست.
https://goo.gl/maps/3RgipPpb25cRJbc2A

خمسه خمسه: نوعی راکت انداز روسیه ... دیدن ادامه ›› با شکلی شبیه کاتیوشا. این واژه روز ۳۴ جنگ بین مردم باب نبود. همینطور واژه ی رزمنده.

پُش پِلِیت(پشت پلیت): خیابانی در ضلع شمال شرقی پالایشگاه. چون برای محصور کردن اون ضلع از پالایشگاه از ورقه های فلزی(پلیت plate) استفاده کردن، به پش پلیت معروف شده بود. این واژه به عنوان اسم استفاده میشه و جمع بسته نمیشه. پشت پلیت ها!

فیدوس: همون صدای بوقی که توی فیلم شنیده میشه. بوق شرکت نفت که شروع و پایان ساعت کاری پالایشگاه رو مشخص میکنه.
در موزه ی شرکت نفت نوشته شده: فیدوس نوعی گیاه شبیه خیزران است که بواسطه داخل خالی و سیقلی بودنش به عنوان نوعی شیپور استفاده میشده. و بطور کلی به صدای بوق هم گفته شد.
البته تو پالایشگاه آبادان از این گیاه استفاده نشد و به بوقی که اونجا نصب شد، از ابتدا فیدوس گفتن.

گویا نویسنده هر چی دلش خواسته رو آورده تو فیلم نامه. کمی جزییات رو واکاوی میکنم. بیشتر برای واضح تر شدن فضای فیلم:
آبادان جزیره ای محصور بین دو رود بهمنشیر و کارون. که این دو رود تا خلیج فارس ادامه دارن. و کارون از شلمچه، مرز ایران و عراقه. و البته تنها مسیر ارتباطی بصره و‌تقریبا عراق با خلیج فارس و آبهای آزاده. از طرفی بندر ام القصر هم تنها بندر آب عمیق عراق در فاصله حدودا ۵۰ کیلومتری بصره س که درست در همسایگی کویت قرار داره. ام القصر هم از طریق یه آبراه به خلیج فارس وصل میشه و کنار خود خلیج نیست که بخشی از راه آبی ابریشم محسوب میشه. خود عراق حدود ۳۰ کیلومتر با خلیج فارس ساحل داره که هنوز هم بلااستفاده س. دلیلش رو نمیدونم. در واقع عراق بین ایران و کویت دسترسیش به خلیج فارس بسته شده. کویت در سال ۱۹۶۳ با حمایت انگلیس به یه کشور مستقل تبدیل شد. که این هیچ به ذایقه ی عراقی ها خوش نیومد.

دفتر رادیو نفت ملی تو بریم(شهرک بریم) در غرب آبادنه. محل سکونت کارمندان و مهندسین و مدیران شرکت نفت. تانک فارم تقریبا در منتهی علیه شرقی آبادانه. بین کوی ذوالفقاری و بوارده(شهرک بوارده). شهرک کارگرنشین شرکت نفت. که هر دو در زمان انگلیسی ها ساخته شدن.

بمباران ساختمان آموزش و پرورش آبادان در تاریخ ۲ مهر ۵۹ انجام شد. یعنی ۳ روز بعد از شروع جنگ. جنگ ۳۱ شهریور ۵۹ شروع شد. میشه گفت فیلم بین ۲ مهر تا ۹ آبان رو نشون میشده.

حجاب در سال ۶۲ در ایران اجباری شد. پوشیدن اون مانتوهای بلند و مقنعه و روسری سورمه ای و طوسی و قهوه ای با دوره زمانی فیلم در تناقضه.

دقیقا نمی دونم هیأت های بازسازی نیروی انسانی وزارتخانه ها (پاکسازی ادارات) از چه تاریخی شروع به کار کردند ولی از سال ۶۱ بصورت قانون توسط مجلس تصویب شد.
اریک یه ایرانی ارمنی تباره که بعد از انقلاب پاکسازی شده و از کارش اخراج شده.
و حیف که سینمای ایران یه بازیگر ارمنی نداره...

عکسی که از امام خمینی توی اتاق فرمان نصبه، درسته. اما عکسی رنگیی که تو اتاق تحریریه نصبه، مال اواخر دهه هفتاده.

من خیلی با نشانهای نظامی آشنا نیستم ولی نشانی که روی آستین لباس نیروی دریایی برادر نرگسه ارم الله(لا اله الاالله) رو نداره. و آرمی گرد شبیه به اولین آرم جمهوری اسلامی وسطشه که قابل تشخیص نیست. شاید روی پونصد تومنی قرمز(نخند! قرمز بود دیگه!😀) قدیمیا یادتون باشه. یه آرم گرد با کلی مشت گره کرده و ستاره. ۸ مشت که میشد یه الله رو وسطشون خوند و ۲۲ تا ستاره.

شجریان در سال ۵۷ و برای پیروزی انقلاب، تصنیف ایران ای سرای امید رو خوند. اما تصنیف دشتی، ساخته حسام ‌الدین سراج سال ۱۳۶۱ منتشر شد. و بطور کلی دلیل حضور سراج رو نفهمیدم.

“بسم الله قاصم الجبارین” عبارتی بر گرفته از عبارت: “والحمد لله قاصم الجبارین مبیر الظالمین” (ستایش خداى را که درهم شکننده سرکشان و نابودکننده ستم‌کاران است). عبارتی که پس از ترور سردار قاسم سلیمانی طرح شد. چه کار به ۵۹ و جنگ داره!

[پلان دویدن دخترها به سمت محل قطعی سیم]
مرد: چی شده خواهر؟
دخترها: برین ذوالفقاری
زن: رادیو هنوز چیزی اعلام نکرده!
حسی که میده اینه که زن منتظر بوده رادیو بگه برن ذوالفقاری! انگار که از قبل قرار بوده برن و فقط منتظر اعلام رادیو بودن! در واقع کسی از حمله به ذوالفقاری چیزی نمیدونه.

پارچه نوشته ای که روی دیوار نصب شده:
اینها قدرت اسلام را نمی فهمند
این در سخنرانی امام خمینی در ۲۱ فروردین ۶۱ ایراد شد:
اینها اشتباهشان همه‌اش این است که نه قدرت اسلام را اینها می‌توانند بفهمند، و نه ملت خودشان را شناخته‌اند.

یه پا تنت ساخته. کلی پس و پیش زمانی داریم توش.
برای همینه که فیلم ایرانی نمیبینم. البته فیلم بدی هم نبود.
سپهر و بهار گراوندی این را خواندند
جعفر میراحمدی و محمد لهاک ⭐ (آقای سوبژه) این را دوست دارند
به نام خدا
برای دیدن فیلم (خصوصا از نوع ایرانیش) باید کمی شل کرد😅
وگرنه تمام مدت عذاب میکشی
۲۸ اسفند ۱۳۹۹
بهار گراوندی
به نام خدا برای دیدن فیلم (خصوصا از نوع ایرانیش) باید کمی شل کرد😅 وگرنه تمام مدت عذاب میکشی
کمی؟! باید بی حسی کلی داشت.
مایوس کننده س...
۲۸ اسفند ۱۳۹۹
پوریا صادقی
کمی؟! باید بی حسی کلی داشت. مایوس کننده س...
در کل باید مبنا رو بر هندی بودنِ تمامی وقایع گذاشت😅
۲۸ اسفند ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همیاری جان،
فروش این فیلم در تیوال هم انجام میشه؟
پویا این را خواند
کهبد تاراج این را دوست دارد
درود بر شما
این فیلم فعلا فقط در سایت فیلمگردی اکران آنلاین دارد
۱۳ آبان ۱۳۹۹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید