تیوال نمایش آدمک ها
S3 : 07:16:50
امکان خرید پایان یافته
  ۱۵ مرداد تا ۰۲ شهریور ۱۳۹۴
  ۱۸:۰۰
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: رامونا خانقایی
: کامبیز منصف، آوا گنجی، فرنوش مرواری، نسیم بهادری، پریسا رحیمی
: فرید عبدل پور

: فایزه صالحی راد
: مریم سرداری
: مهدی سفاری
: آرمان کاظم پور، مریم سرداری
: الهه علی محمدی، هدی چاووشی
: مهدی کیانی
: زهره نجفی
: زهره رحمانی
: مهدی سفاری
: میثم خاوری
: علی یزدان دوست
: پروانه نوایی
: روزبه وطن خواه
۰۹۱۹۱۰۸۰۴۳۱
۸۸۳۲۱۵۷۲

گزارش تصویری تیوال از نمایش آدمک ها / عکاس: مهدی اسماعیلیان

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان انقلاب، ضلع شمال غرب چهارراه ولیعصر، جنب داروخانه، پلاک ۱۴۷۸
تلفن:  ۶۶۹۷۹۴۶۸، ۶۶۹۷۹۴۷۵


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به نقل از روزنامه قانون یکشنبه 1/6/1394
نقد نمایش «آدمکها» به کارگردانی رامونا خانقایی
زندگی،مرد و دیگر هیچ!؟
دکتر شهرام خرازی ها
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان تئاتر
«خب من چه می توانستم بکنم؟شوهرم حاضر نبود مرا با بچه نگه دارد.بچه که مال خودش نبود.مال شوهر قبلی ام بود که طلاقم داده بود و حاضر هم نشده بود که بچه را بگیرد...خب من هم می بایست زندگی می کردم.اگر این شوهرم هم طلاقم می داد چه می کردم؟...»؛جلال آل احمد با این جملات در ابتدای داستان کوتاه «بچه مردم» از کتاب«سه تار» خواننده را وارد زندگی تلخ و اندوهبار زنی می کند که مجبور می شود بچه اش را سر راه بگذارد.این داستان یکی از بهترین نمونه های داستان کوتاه است که بارها مورد تحلیل و نقد و بررسی قرار گرفته و سال ها پیش در قالب نمایش رادیویی نیز تولید و پخش شده است.ساختار دراماتیک «بچه مردم» به لحاظ تغییر مکرر نقطه دید و وقوع رخداد اصلی در لوکیشن های خارجی بیشتر مناسب سینما است و تبدیل کردن آن به نمایشنامه برای اجرای صحنه ای چندان راحت نیست.رامونا خانقایی در «آدمکها» تلاش کرده تا ضمن کشف قابلیت های نمایشی این داستان،با تکثیر نقش ها،شکست زمان، استفاده از عروسک و...به زبان و دیدگاه نسبتا مستقلی دست یافته و از زیر سایه آل احمد بیرون بیاید؛این تلاش اگر چه فی النفسه ارزشمند و قابل دفاع است اما صرفا در اجرا،آن هم تا حدودی،به ثمر نشسته اما روی کاغذ دورنمای چندان قابل قبولی نداشته است.در جملات جدیدی که خانقایی به متن اصلی افزوده از قدرت،عصیان،پرخاشگری و صراحت سرریز شده و جاری در نثر جلال خبری نیست و شاید به همین خاطر است که نمایشنامه از داستان جا می ماند و تأثیر نیم بند و متوسطی بر مخاطب می گذارد.نثر آل احمد آن جا که جملات را از قول پسربچه نقل می کند،بسیار حساب شده،دقیق،جذاب و کاملا واقعی است:«مادل دسس اوخ سده بودس؟»،«مادل تجا میلیم؟»،«مادل تو هم بیا بلیم» و...در نمایشنامه خبری از این زبان بچه گانه که به شدت همذات پنداری مخاطب را بر می انگیزد،نیست در حالی که همسان سازی عروسک با پسربچه ایجاب می کرد که حتما از این زبان بهره گرفته شود.«بچه مردم» یک منولوگ بلند است اما «آدمکها» ترکیبی است از دیالوگ و منولوگ که البته این تغییر ساختاربندی نه نمایش نه نمایشنامه را ارتقاء نبخشیده است.خانقایی می توانست متن را در دو پرده تنظیم کند؛در پرده اول کل داستان «بچه مردم» را به نمایشنامه تبدیل می کرد و در پرده دوم به آینده کاراکترها از زاویه دید خودش می پرداخت اما او روش دشوارتر را انتخاب نموده است و گذشته و حال شخصیت ها را کنار هم به نمایش گذاشته است؛این رفت و برگشت های زمانی متأسفانه از تآثیرگذاری داستان آل احمد بر مخاطب و تمرکز تماشاگر بر موضوع کاسته است.شناوری زمان ساختارمند نیست و در حد یک ایده گسترش نیافته و به نتیجه نرسیده متوقف مانده است.

به نظر می رسد نمایشنامه نویس در انتخاب مخاطب سردر گم است؛راوی گاه با بچه ها صحبت می کند زمانی با زنان گاهی هم با اجتماع مردسالاری که پشیزی برای زن ارزش قائل نیست.منولوگ ها گاه از حوزه نمایش خارج شده و قالب سخنرانی، گزارشدهی یا اطلاع رسانی به خود می گیرند!؟

اجرا به وضوح از متن قوی تر است.یک بازیگر نقش زن را در گذشته و بازیگر دیگری همین نقش را در زمان حال ایفا می کند.تنها بازیگر مرد نمایش هم در رل پسربچه هم در نقش شوهر دوم ظاهر شده است.هر سه بازیگر در بخش هایی از نمایش نقش راوی را هم بازی می کنند.نقش پسربچه در قالب عروسکی هم اجرا شده است.اسکلت بندی عروسک اصلی بسیار ساده و به دور از هر گونه پیچیدگی و تزئین است.این ساختار سبب شده تا مظلومیت پسربچه در دنیای بی رحم آدم بزرگ ها برجسته تر شود.هر چند تغییر وضعیت عروسک در برخی بزنگاه های دراماتیک نابجا و بسیار سریع است اما من حیث المجموع عروسک گردان ها در به نمایش گذاشتن حرکات و حالات پسربچه موفق اند.آویزان کردن عروسک ها تمهید کارا و مناسبی بوده که به خوبی وضعیت معلق و پا در هوای زنان و کودکان را در جامعه مورد نظر آل احمد بازتاب می دهد.بخش های عروسکی و غیرعروسکی نمایش مکمل هم هستند ؛با آن که المان ها و ساختار این بخش ها کاملا با هم تفاوت دارند اما در فضاسازی و پیشبرد داستان همسو عمل می کنند.

نورپردازی نمایش کاملا فکر شده است.بیشتر بخش های عروسکی نمایش در صحنه تاریک با کمک و دخالت مستقیم طراح نور اجرا شده اند.در این بخش ها که گاه فقط صدای آدم بزرگ ها شنیده می شود،عروسک ها تنها بازیگران صحنه هستند.طراح نور و کارگردان در بخش های عروسکی با نور تک رنگ بنفش غالب بر صحنه نمایش،به خوبی توانسته اند تا نگاه تماشاگران را در جهت دلخواه خود،آن گونه که سوژه اقتضاء می کرده،هدایت نمایند.

در «بچه مردم» پوشش آدم ها(لباس های پسربچه،چادر مادر و لباس شوهر اول) نقش کلیدی دارد مثلا چادر فقط یک پوشش مرسوم نیست بلکه عاملی است برای شخصیت پردازی و نمادپردازی،چه آن جا که زن دامن های چادرش را به نشانه غلبه بر تردید جمع می کند چه در انتها که چادر لای در تاکسی گیر می کند تا به این ترتیب دلبستگی ذاتی و انکارناپذیر مادر و فرزند به هم و له شدن زن زیر چرخدنده های زندگی فلاکت باری که شوهر دوم برایش رقم زده،بازتاب یابد.در «آدمکها» بیشتر روی تأثیر دراماتیک لباس های پسربچه مانور داده شده است اما نقش نمادین چادر و استفاده نمایشی از آن نیز مورد توجه کارگردان بوده است در این زمینه می توان اشاره کرد به آن بخش از نمایش که مرد صورت زن را با چادر می پوشاند همچنین ژست ها و فیگورهای زن ایرانی که با اتکا بر چادر طراحی شده اند.انتخاب رنگ های تیره و گرفته برای لباس ها در هماهنگی کامل با فضای خفه و گرفته نمایش است.

اوج ... دیدن ادامه » بازی دو هنرپیشه ای که نقش زن را ایفا می کنند،در دقایق پایانی رقم می خورد آن جا که در فراغ فرزند می گریند و در خود فرو می روند.بازیگر مرد نگاه و بیان خوبی دارد اما روی اکت ها و ایست هایش بیشتر باید کار کند.

پایان نمایش به تلخی پایان داستان آل احمد نیست؛مادر سرانجام در می یابد که نمی تواند از فرزندش دل کنده و وی را سر راه بگذارد.بچه در آغوش مادر جا می گیرد در حالی که از ترس ناپدری،خودش را به خواب زده است.

تئاتر ایران برای نمایشی کردن نوشته های جلال آل احمد هنوز در اول راه است.بر گام های لرزان اول نباید زیاد خرده گرفت چرا که همین گام ها می توانند مقدمه خیزش های بلند آتی باشند.همین قدر که «آدمکها» خاطره جلال را یک بار دیگر در اذهان دوستدارانش زنده کرده است،کافیست/.
Positron این را خواند
ذوق زده این را دوست دارد
خیلی نقد درستیه به نظرم.
۰۲ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درونمایه داستان بچه مردم کز شمکش درونی مادر قصه است. که تشکیل شده از عواطف مادرانه احساس گناه و نیازهای روانی به حق یک زن تنها و درمانده قبل از اجرا به این فکر میکردم که این کشمکش چطور میتونه روی صحنه نمایش داده بشه. تک گویی های طولانی شخصیت اصلی میتونست خیلی کسل کننده باشه اما با هوشمندی کارگردان و در نظر گرفتن دو بازیگر برای این شخصیت این تک گویی طولانی به خوبی به نمایش درآمد. و بازی خانم های بازیگر به قدری یکپارچه و مکمل یکدیگر بود که کشمکش همبستگی و دو بخش روانی شخصیت را به یک میزان نشان میداد.
sahar amini این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید