تیوال فیلم عادت نمی کنیم
S2 : 23:27:43
خـریــــد
۱,۵۰۰، ۱,۸۰۰، ۲,۰۰۰ و ۳,۰۰۰ تومان
 بها: ۱,۵۰۰، ۱,۸۰۰، ۲,۰۰۰ و ۳,۰۰۰ تومان
: ابراهیم ابراهیمیان
: سارا سلطانی، ابراهیم ابراهیمیان
: محمدرضا فروتن، ساره بیات، حمیدرضا آذرنگ، هدیه تهرانی، حدیث میرامینی، پانته آ پناهی ها، شیرین یزدان بخش، نقی سیف جمالی، رویا حسینی، مهدخت مولایی
: پیمان جعفری
: علیرضا برازنده
: ژینوس پدرام، ابراهیم ابراهیمیان
: حامد ثابت
: کامیاب امین عشایری
: محسن دارسنج
: امیر نوبخت
: علیرضا علویان‌
: علی مردانه
: مهسا همتی
: میثم میرزایی
: فتاح ذی نوری
: شرکت روشن مهر، شهرام اخلاص پور
وقتی همه چی خوبه و خوشه زندگی کردن هنر نیست...

کیفیت ۴۸۰: ۱.۵۰۰ تومان
کیفیت ۷۲۰: ۱.۸۰۰ تومان
کیفیت ۱۰۸۰: ۲.۰۰۰ تومان
کیفیت ۱۰۸۰ (HQکیفیت بالا): ۳.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم آااادت نمیکنیم / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از فرش قرمز فیلم آااادت نمیکنیم / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» «عادت نمی کنیم» در جشنواره بین المللی کرالا 

» عوامل فیلم «عادت نمی‌کنیم» روی فرش قرمز رفتند


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
روایت داستان به نظر ساده ست
ولی
آخر فیلم یعنی دقیقا ده دقیقه آخر یه غافلگیری خیلی متفاوت داره.
بازی ها خیلی خوب و قشنگ از آب دراومدن.
موضوع فیلم هم شاید ساده ست ولی جسورانه.
مریم زارعی، رضا غیوری، امیر و محمد لهاک این را خواندند
محمد کارامد و محمدرضا اهورایی این را دوست دارند
جزو فیلمهای متفاوت ایرانیه و قطعا ارزش دیدن داره
۰۵ آبان ۱۳۹۷
اختیار دارید آقای کارامد.
بابت خوندن نظرتون ناراحت نشدم.
البته من قصدم محکوم کردن فرهادی نبود. خودم از زمان در شهر یکی از طرفداران پر و پا قرصش بودم و تا بعد از درباره الی هم همه فیلم هاشو خیلی خیلی زیاد دوست داشتم و دارم.
فیلم های بعدیش مثل جدایی نادر ... دیدن ادامه » از سیمین و فروشنده و ... هم خیلی دوست دارم به لحاظ موضوع و خوش ساخت بودن ولی باز گذاشتن انتهای فیلم با کلی علامت سوال رو دیگه نمی پسندم و البته این فقط نظر و سلیقه من هستش. من دیگه این سبک پایان فیلم رو دوست ندارم. حالا چه فرهادی باشه چه هر کس دیگه.
یه اتفاق بد دیگه هم که میفته اینه که همه فکر می کنند تا یه نفر توی هر حوزه ای، سینما، موسیقی، هنر و ... فرق نمی کنه، موفق می شه، همه باید همون مسیر موفقیت اون رو برن و راه جدید یا خلاقیت جدید رو امتحان نکنند. در مورد فرهادی چون خیلی آدم موفقی هستش همه راه اونو پیش گرفتن و سعی کردن به سبک اون فیلم بسازند.
۰۵ آبان ۱۳۹۷
در مورد تقلید خیلی باهاتون موافقم و امیدوارم همیشه بیننده فیلمهای خوب باقی بمونید
۰۵ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرهادی‌وار بودن یا نبودن،؛ مساله این است؟



باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا» - احسان زیورعالم

نخست زمانی که چند جوان عاصی در دهه شصت علیه سینمای محافظه‌کار و فاقد خلاقیت فرانسه اعتراض کردند، نام یک کارگردان را به عنوان سرلوحه روند فیلمسازی خود انتخاب کردند. درباره سینمایش کتاب نوشتند و مصاحبه‌ای با او کردند که تا امروز به عنوان یکی از کلاسهای درس کارگردانی شناخته می‌شود. فرانسوا تروفو، کلود شابرول، اریک رومر و ... با موج نوی سینمای فرانسه، آلفرد هیچکاک را به عنوان کارگردان الگو پذیرفتند و در مدح آثاری با مشخصات فیلمهای هیچکاک روی پرده بردند. اصطلاح فیلم هیچکاکی با جوانان کایه‌دوسینمایی معنایی مضاعف پیدا کرد.

اگرچه هیچ یک از این فیلمسازان موفق نشدند فیلمی به طراوت و قدرت آثار هیچکاک خلق کنند و شاید بهترین نتیجه‌اش «عروس سیاه‌پوش» تروفو بود؛ اما کسی در تاریخ سینما آنان را بابت این تبعیت سینمایی ذم نکرد. در عوض، سینمای هیچکاک ابدی شد و تا امروز هستند مشتاقانی که با فرمولهای هیچکاکی فیلم می‌سازند. مصاحبه تروفو با هیچکاک - که از قضا یکی از کتب پرطرفدار سینمایی در ایران است - الگوهایی در اختیار فیلمسازان قرار داد که از زبان شخص هیچکاک برآمده بود. هیچکاک با این تبعیت دیگر در قالب زمان و مکان تعریف نمی‌شد.

این رویداد برای فیلمسازان بزرگ دیگری نیز رخ داده است: برگمان، بونوئل، تارکوفسکی، فورد و این اواخر وودی آلن. آوردن پسوندهای «وار» و «گونه» دیگر اهانتی به فیلمساز نیست؛ بلکه تلاشی است برای آنکه فیلمساز را آگاه به داشته‌های تاریخیش جلوه دهد. امری که این روزها در ایران مذموم است، در دیگر نقاط دنیا یک حسن به حساب می‌آید.

دوم این فیلم «فرهادی‌وار» است. این واژه‌ای است که در دهه نود به عنوان کلیدی برای بی‌ارزش کردن برخی آثار سینمایی به کار می‌رود. کافی است یک جوان فیلمساز و صددرصد جویای نام فیلمی با موضوع اجتماعی بسازد که در آن اطلاعات سینمایی قطره‌چکانی و قدری چاشنی ابهام و روابط احتمالاً مرسوم میان طبقه متوسط با کمی ابهام و رکب نهایی داشته باشد تا همه دست به قلم برند و او را متهم به فرهادی‌وار بودن اثرش کنند. سوال این است تبعیت از فیلمسازی که عموم منتقدان تحسینش می‌کند، عیب محسوب می‌شود؟ آیا تکثیر یک گونه سینمایی یا مختص به یک شخصیت مولف اشتباه است؟ آیا فرهادی باید با فرهادی تمام شود؟

جواب این سوالها در فضای ایران متناقض است. رفتار منتقد ایرانی به نحوی است که مچ‌گیری برایش درجه اعلایی دارد. او می‌خواهد هنرمند را آچماس کند و به او بگوید تو نمی‌فهمی. پس به دنبال یافتن آتو در اثر می‌گردد تا آن را فروفکند. البته چنین رویه جذابیتهای خودش را دارد. اینکه منتقد دریابد فلان پلان برآمده از فلان پلان فیلم خاصی است، تیزبینی او را می‌رساند و درجاتی از شرلوک هلمز بودنش را می‌رساند؛ اما در نهایت بهانه‌گیری بنی‌اسرائیلی هم منتهایی دارد. به خصوص آنکه اسلوب چنین نقدی برآمده از همان جایی است که هیچکاکش را با ساختن فیلمهایی قدر دانستند که الگوی فیلمسازش را تکثیر کرد.

سوم ... دیدن ادامه » «عادت نمی‌کنیم» آخرین ساخته ابراهیم ابراهیمیان را فرهادی‌وار ساختند. این واژه به قدری در فضای نقادانه تکرار شد که از فحوای مصاحبه ابراهیمیان این مفهوم استنتاج شد ابراهیمیان فرهادی را یک کارگردان خوب نمی‌داند. کار به تکذیبه رسید و ابراهیمیان آن را تحریف حرفهایش دانست. با آنکه نگارنده معتقد است ابراهیمیان واقعاً چنین حرفی زده است؛‌ ولی چه چیزی باعث می‌شود او به چنین درجه از خشم برسد. جواب بسیار ساده است و آن هم رفتار متناقض منتقد نسبت به رویکردی مشابه است.

در نقد «عادت نمی‌کنیم» عمده نظرات بر این بود که ابراهیمیان یک مقلد است؛ اما کمتر کسی از این گفت که ابراهیمیان نسبت به فیلم پیشین خود به چه مقدار رشد کرده است. این نادیده گرفتن یک هنرمند به هر نحو سوق دادنش به حاشیه‌ای است که می‌تواند او را از مسیر درست بازدارد. به جای آنکه منتقد ضعف و راه‌حل به هنرمند دهد یا او را نسبت به ویژگی‌های مشترک آثارش آگاه کند، در پی یافتن ابزار سلبی است. برای مثال ندیدم کسی درباره آن سخن بگوید که ابراهیمیان در ساخت آثارش به مکانهایی رجوع می‌کند که رنگ و بوی قدیمی دارد. در «ارسال اگهی تسلیت برای روزنامه» کل فیلم در خانه‌ای متعلق به دهه سی یا چهل شمسی فیلمبرداری شده بود. همین مهم در سازه‌های فیلم «عادت نمی‌کنیم» نیز تکرار شده است. اگر برای فیلم چهار مکان عمده - دو خانه، یک دفتر وکالت و دانشکده - در نظر بگیریم، کاملاً مشخص است که همگی جزیی از بافت قدیمی شهر تهران محسوب می‌شوند. اطلاق تهران برای تاکید است؛ چرا که چنین معماری را بیشتر در تهران می‌توان دید و به ندرت شهرهای بزرگی چون شیراز و اصفهان و مشهد در گیرودار این معماری بوده‌اند.

پس در یک نگاه می‌توان فهمید برای ابراهیمیان، معماری درجه اهمیت خاصی دارد. مهمتر آنکه شخصیتهای فیلم با معماری و حرفه‌های مرتبط با آن ارتباط مستقیم دارند. حال این سوال برای یک ذهن کنجکاو پیش می‌آید که چرا یک معمار سازه‌های مدرن (برج) خود در ساختمانی متعلق به دهه پنجاه زیست می‌کند.

ابراهیمیان در تلاش است خود را کارگردانی حساس در نشان دادن جزییات نشان دهد. درگیر بودن او با جزییات بی‌شک در انتخاب معماری سازه‌ها نمود دارد. او جزییات را از حجمهای بزرگ به بخشهای کوچک‌تر تسری می‌دهد. برای مثال در تعریف شخصیت سیما و مسعود تلاش می‌کند ویژگیهای متناقضی از آنان خلق کند. سیما وسواسی و مقرراتی است و برای امور منزل خط و ربط می‌چیند. مسعود شلخته و به قول معروف هردم‌بیل است. کارگردان تناقض را با تصویر خلق می‌کند و متضادها را کنار هم می‌چیند، همانند صحنه سیگار کشیدن مسعود بدون جاسیگاری. کارگردان می‌خواهد نشان دهد تمایل مسعود به شخصی غیر از سیما، در نتیجه چه تضادهایی است.

ابراهیمیان در «عادت نمی‌کنیم» به شدت درگیر موتیف است. موتیفهایش با پیش رفتن زیاد می‌شوند. کوبیدن در، عروسک، حوله و شاید آن پرده حصیری در برابر پنجره و خود پنجره که فاجعه با آن آغاز شده است. ابراهیمیان با ساختن موتیفهای ساده همان کاری را می‌کند که در داستان انجام داده است: فاجعه از هیچ؛ همان طور که اشیای که می‌توانند هیچ باشند، به یک کارکرد دراماتیک تبدیل می‌شوند.

چهارم منتقد و حتی مخاطب برای دیدن یک اثر هنری می‌تواند آن را چون جهانی باز بنگرد. می‌تواند از دل آن هزاران سوال خلق کند. تمرکز عده‌ای زیاد بر یک عنصر شاید درست - که مذموم نیست - نشان دهنده رکود در آن عده دارد که نمی‌توانند به چیزی ورای آن بیاندیشند. بدون‌شک فیلم ابراهیمیان نقایضی دارد. اینکه در میانه فیلم می‌تواند حدس زد در انتها چه کسی مقصر است،‌ سخت نیست. این می‌تواند یک نقض داستانی به حساب آید؛ ولی از منظری می‌توان این درک را هم داشت که دانستن انتهای فیلم مهم هست؟

فیلم «عادت نمی‌کنیم» برای ابراهیمیان جوان یک شروع است، نه یک پایان. او حتی در میانه راه نیست. خطای در خلق درام برای او ضروری است. رشدش نسبت به فیلم نخست مشهود است. او به تصویر با انگاره‌های زیباشناسانه رسیده است. توانسته بازی بهتری از بازیگرانش بگیرد. حتی فروتنی که در این سالها بد بوده،‌ نسبت به چند اثر اخیر به خودش تکانی داده است. اتمسفر لازم برای فیلم به وجود آمده و در نهایت فیلم سرپا مانده است. پس چرا باید نگاهی سلب و بیمار بر هر آنچه خیال می‌کنیم مورد پسندمان نیست، تعمیم دهیم؟

پنجم فیلم ابراهیمیان از منظر داستانی و روند دراماتیکش کمی شبیه نمایشنامه «شک: یک تمثیل» نوشته جان پاتریک شلی است. شنلی در این اثر داستان شک خواهر آلویسیوس به پدر فلین را نقل می‌کند که برآمده از مشاهدات نامطمئن یک کودک است. در این میان خواهر جیمزی حضور دارد که از طرفی نسبت به فلین احساس سمپاتیک دارد و از سوی دیگر تحت تسلط آلویسیوس است. در نهایت شک خواهر آلویسیوس بدون اثبات موضوع منجر به اخراج فلین از مدرسه می‌شود.

همه چیز شبیه «عادت‌ نمی‌کنیم» است. یک کودک چیزی می‌بیند. آن را برای زنی تعریف می‌کند که نسبت به مرد داستان رفتار سمپاتیک دارد. زن آن را برای کسی تعریف می‌کند که می‌تواند آینده مرد را دگرگون کند. شک در زندگی تسری پیدا می‌کند و همه چیز را از همه پاشد. شنلی با این اثر جایزه پولیتزر را از آن خود کرد و آن را در 2008 تبدیل به فیلمی تحسین شده کرد. این شباهت داستانی و البته موضوعی که زمینه‌های جنسی نیز دارد را در نقدی مشاهده نکردم.
Saqar این را خواند
لعیا میری، آرمینا فروتن و مریم اسکندری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم رو دیدم فقط بخاطر بازی خانم هدیه تهرانی رفتم سینما ولی از دیدن فیلم پشیمون نیستم درسته موضوع فیلم تکراری بود و از همون اوایل فیلم کاملا میشد حدس زد که داستان چیه ولی اگه موضوع تکراری ( متاسفانه جز واقعیت های اجتماع شده ) رو نادیده بگیرم من بازی بازیگرانش خیلی خوب بود ..توی این چند وقته بخاطر اینکه فیبلم ابد و یک روز رو دیدیم توقعمون نسبت به فیلم ها بالاتر رفته... از نظر من این فیلم ارزش دیدن توی سینما رو داشت و مثل خیلی از فیلم های دیگه موقع خروج از اینکه وقتم رو برای دیدنش صرف کردم پشیمون و ناراحت نبودم
وحید عمرانی، Sara MK و شیوا الف این را خواندند
کاوه علیزاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم خوش ساختی بود....با یه دید متفاوت به یک موضوع تکراری و متاسفانه روزمره این روزها....
فیلمی که سعی داره یکی از عادتهای بد جامعه امروز رو تو صورتمون بزنه....








<<<<لو رفتن داستان>>>>>
آآآآآدت نمی کنیم سعی داره بهمون یادآوری کنه که ما عادت نمی کنیم به قضاوت نکردن...
فیلمنامه و بازیها (به غیر از آقای فروتن) خیلی خوب تو رو مثه شخصیت های فیلم تو گرداب قضاوت می ندازن...
حدیث میرامینی، دخترک ساده مظلوم رو خیلی خوب بازی می کنه، دختری که تا دقایق اخر فیلم دلت واسش می سوزه ....
هدیه تهرانی، بازی یخی همیشگیش رو داره ولی قشنگ باورش می کنی در نقش یک زن خانه دار تحصیلکرده که زخم خورده و خسته ست!....
ساره ... دیدن ادامه » بیات، که خیلی خوب نقش زن نگران خونه و زندگی رو جلو چشمات بازی می کنه....باورش می کنی ولی خیلی بهش حق نمیدی....
حمیدرضا آذرنگ، عااالی کاری می کنه که تو هم مثه هدیه تهرانی وا بری آخر داستان.....از اول احساس می کنی این شخصیت خورده شیشه داره ولی اینقد نقش دوست و شوهر نگران رو بازی می کنه که موقع خوندن مسج ها تو هم وا میری....
پانته آ پناهی ها هم خیلی عالی نقش دو جانبه وکیل و دوست رو بازی می کنه...دوست دارم بازی ایشون رو...
و اما افتضاح ترین بازی رو آقای فروتن ارایه میدن.....اون لحن صدا، اون طرز نشستن سیخونکی و با گردن کج نگاه کردن، اون عصبانیت های مصنوعی!!!!....یعنی هر صحنه که ایشون بودن، من فقط حرص میخوردم!!!....البته ناگفته نمونه که ضعف فیلمنامه رو نباید فراموش کنیم!!همچین تهمت بزرگی به آدم زده بشه، زنت بخواد طلاق بگیره و تازه بهت بگن طرف ازت حامله هم هست و تو همچنان عین ماست برخورد کنی؟!؟!؟
در مجموع میشه گفت فیلمی هستش که ارزش دیدن داره...
فیلمی که کاش باعث بشه یاد بگیریم...یاد بگیریم قضاوت نکردن رو.....آآآآدت کنیم به قضاوت نکردن...

شاهین نصیری، بهنام نجم الدین، پرند محمدی و afsoon66 این را خواندند
کاوه علیزاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خلاصه روزی عادت می کنیم!
اااآدت نمی کنیم ابراهیمیان تلنگری به جامعه ی ایران است درباره اینکه "چرا قضاوت می کنیم و چرا عادت نمی کنیم به قضاوت نکردن و سرک نکشیدن در زندگی دیگران!" کارگردان پازل های فیلم را جوری می چیند که ببیننده هم ناخودآگاه و بی آنکه بداند اسیر روایت شده و دست به قضاوت می زند و تا انتهای فیلم با این قضاوت راه می رود . گویی دارد درس عادت کردن می دهد به مخاطب. درسی که عادت نکردن به آن خیلی از زندگی ها را از بین برده است! روایت داستان به شکلی اتفاق می افتد که شما به هیچ وجه فکر نمی کنید با یک داستان جنایی یا بهتر بگویم معما گونه روبرو هستید. سکانس ها و بازی ها جوری چیده شده اند که شما به هیچ وجه منتظر پایانی متفاوت نخواهید بود. گمان می کنید که در حال تماشای یک روایت اجتماعی هستید که نمونه آن را شاید بارها و بارها در اطرف خود دیده باشید. ... دیدن ادامه » به عقیده من این امر اوج خلاقیت کارگردان و بازی بازیگران آن است. از موضوع بازی انفعالی و تقریبا متوسط فروتن اگر بگذریم، تقریبا همه بازیها درخور توجه بود. چهره بی رمق ،سرد و خسته هدیه تهرانی، بازیهای جذاب آقای آذرنگ (که بازی قدرتمند ایشان در تئاتر مرگ فروشنده را یادآوری می کرد) و جنگیدن های منطقی ساره بیات برای نگه داشتن زندگی اش، همه و همه در بیان روایت یک داستان اجتماعی به کارگردان کمک نمود. هرچند شباهت اندک چهره ساره بیات با گلشیفته فراهانی و اصرار به عمد یا غیر عمد این بازیگر در شبیه سازی بعضی از حرکت ها و ممیک های صورت، به نظر من برای خانم بیات که خودش بازیگر توانمندی است چندان جالب به نظر نرسید. ( البته با بازی های ضعیف سال های اخیر فروتن ،همین بازی متوسط این بازیگر هم برای ما جذاب بود. گاهی آرزو می کنم که ای کاش خدا این صدای خاص را به فروتن نمی داد، بی شک اگر صدای فروتن اینقدر خاص نبود، تکیه بیش از حد این بازیگر توانمند بر قدرت صدایش اتفاق نمی افتاد و حواسش را بیشتر جلب بازیگری هایش می کرد و ما شب یلدا و قرمز های بیشتری از وی روی پرده سینما ملاحظه می کردیم). با این توضیح به عقیده من کارگردان از روی عمد همه ما را با اینکه خیلی از ما هم مدعی قضاوت نکردنیم! به سمتی می برد که درگرداب قضاوت گرفتار شویم. و در نهایت یک سطل آب سرد روی همه مان می پاشد و فریاد می زند : "دیدید؟ ما عادت نمی کنیم به قضاوت نکردن!" همه ما به این بیماری وحشتناک دچاریم و آنقدر گاهی اوقات آگاه و یا ناخوداگاه اسیر آن می شویم که زندگی خود و اطرافیان مان را به راحتی آب خوردن متزلزل کرده و یا فرو می پاشیم!
عادت نمی کنیم ابراهیمیان به عقیده من ،یکی از کارهای خوب و متفاوت سال های اخیر سینمای ایران است که ارزش دیده شدن را دارد. هرچند اگر جای محمد رضا فروتن عزیز شخص دیگری نقش اصلی داستان را بازی می کرد، و این میزان لحن صحبت کردن ایشان و نحوه ی بیان کلمات ( که متاسفانه دست خودش نیست) مخاطب را آزار نمیداد ( خیلی از دوستان در این زمینه نقد داشتند)، فیلم قدرت بیشتری پیدا می کرد و بیشتر مورد توجه قرار میگرفت.
نکته مهم دیگر اینکه ضرباهنگ فیلم و ریتم پرداختن به موضوعات بسیار دقیق و حساب شده است. آنقدر دقیق که مخاطب به هیچوجه از زمان سپری شدن فیلم و دنبال کردن موضوع خسته نمی شود که به نظر من از دیگر نقاط قوت کارگردانی و تدوین خوب فیلم می باشد.
در پایان توصیه می کنم دوستان علاقه مند، این فیلم را تماشا کنند. بی شک زحمتی که برای این فیلم کشیده شده است و پیامی که در آن نهفته است، بخش اعظمی از زندگی همه ما را تحت تاثیر قرار خواهد داد. پیامی که یک عادت بد تاریخی و خوابیده در ناخوداگاه جمعی مان را نشانه گرفته است. و با همه کاستی ها و کمبود های احتمالی که هر یک از دوستان به عنوان نقطه ضعف فیلم از آن یاد کرده اند، ارزش دیدن و اندیشیدن را دارد. پیامی که مطمئنم اگر بیشتر از پیام فیلم هایی نظیر گینس،پنچاه کیلو آلبالو و یا من سالوادور نیستم نباشد،کمتر از آن نخواهد بود. بیایید به کارگردانانی که جرات تلنگر زدن به عادات بد ما را دارند و آینه ای میگیرند روبروی آن بخش از چهره زشت مان،ارج بیشتری بنهیم و از آن ها حمایت کنیم. خلاصه ما باید روزی بیاموزیم و عادت کنیم به قضاوت نکردن!به سرک نکشیدن در زندگی خصوصی دیگران! ما عادت می کنیم. خلاصه روزی ما یاد می گیریم که عادت کنیم!
یک نکته هم به نظر می رسد که سوتی فیلم باشد و آن هم باز کردن قفل گوشی آیفون به راحتی! کاری که FBI امریکا هم در آن ناتوان ماند و بیش از دو ماه طول کشید تا رمز گوشی تروریست مذکور شناسایی و باز شود. موضوعی که سبب درگیری بین شرکت اپل و FBI شد و سرآخر اپل از پذیرش باز کردن رمز گوشی سرباز زد. البته این مورد قابل اغماض می باشد. شاید بهتر بود از گوشی دیگری استفاده می کردند.
ممنون از آقای ابراهیمیان عزیز و تیم گرانقدرشان.
چقد با نظر شما در مورد آقای فروتن موافق هستم....نحوه بازی آقای فروتن واقعا داره اعصاب خورد کن میشه!!...اون حالت سیخ نشستن و با گردن کج نگاه کردن!!...آقای فروتن وصله ناجوری بودند برای بازیهای باورپذیر سایرین....خانم تهرانی هم همون بازی شخصیت سرد همیشگی رو داشتند، ... دیدن ادامه » ولی اصلا مثه آقای فروتن مصنوعی نیست بازیشون!...خانم تهرانی رو به عنوان یک زن تحصیلکرده خسته باور می کردی ولی آقای فروتن رو نه!!
۲۹ خرداد ۱۳۹۵
جناب علیزاده،بسیار عالی بود متشکرم از نقدتان در مورد این فیلم از پرند عزیز هم یک نقد زیبا خوانده بودم ،حتما خواهم دید
در موردبازی فروتن در خنده های آتوسا من هم دقیقا چنین برداشت و حسی داشتم فروتن را خیلی دوست داشتم اما در خنده های آتوسا اصلا خوب نبود

سپاسگزارم
۰۳ تیر ۱۳۹۵
پرندیس عزیز
ممنون از اینکه وقت گذاشتید . ارزش دیدن را دارد. به غیر همان مشکل فروتن خان گرامی! بقیه فیلم قابل تامل است. امیدوارم لذت ببرید.
۰۵ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"" به ترک عادتها، عادت نمیکنیم ""

ــ یادداشتی بر فیلم "" آآآآدت نمیکنیم """ ساخته ابراهیم ابراهیمیان ـــ

اگرچه فیلم "" آآآآت نمیکنیم"" ساخته ابراهیم ابراهیمیان به زعم مخاطبان بسیاری، یک فیلم به عاریت گرفته شده هم در ساخت و هم در انتخاب موضوع است؛ اما بالعکس فیلم خوش ساختی است که در بستر پرداخت به یک موضوع اجتماعی – خانوادگی (حتی اگر تکراری است) حرفهای تازه و زیادی برای گفتن دارد. البته این بدان معنا نیست که فیلم سرتاسر نقاط قوت است و مخاطب اصلا با نقاط ضعفی مواجه نیست.

فیلم ریتم خوبی دارد ، و این ریتم به قدری با ضرباهنگ مناسب پیش میرود که مخاطب را همراه میکند. فروز و فرادها بجاست و ضربه نهایی نیز بجا و به موقع وارد میشود.

اگر از شخصیت منفعل و ساکت محمدرضا فروتن در نقش احمدرضا، اغماض کنیم ، باید بگویم شخصیت پردازیها خوب و درست انجام شده است ، حتی در مورد حدیث میرامینی در نقش فرنوش. برخلاف حضور فیزیکی کمرنگ اما با محوریت اصلی که دارد؛ این شخصیت پردازی عالی است ، تا جایی که با خلق این شخصیت به یکی از مفاهیم مدنظر کارگردان از خلق "" آآآآدت نمیکنیم"" پی خواهیم برد.

شاید کمی دور از ذهن و یا نامأنوس باشد اگر بگویم امارات و نشانه ها در این فیلم جالب و محل تامل است؛ اما شاید این توجه و پیروی در فیلم ( شبیه آنچه در تماشای تاتر به دنبالش هستم) برگرفته از زیاده خواهی ذهنی من در خصوص برداشت از تمامیت و ریز جزییاتیست که از مشاهداتم دارم.

شیشه ماشین در این فیلم و در سکانسهای مختلف، گویی یکی از ابزار کاربردی و کلیدی برای انتقال منظور و منطوق کلام کارگردان است و کارگردان سعی دارد تشویش، ازدحام اوهام و افکار، تردید و ترسی که به جان احمدرضا در مواجهه با مشکلات و گره های کوری که همچون کلافی پیچیده بر تنه زندگیش پیچیده و تلاشی مذبوحانه برای ساماندهی و پس زدن همه آنها دارد را به تصویر بکشد؛
در ابتدای فیلم در جاده که شیشه بارانیست و بخار گرفته،
جلوتر که میرویم همین شیشه در کارواش که شسته میشود،
و ... دیدن ادامه » بعدتر زمانیست که این شیشه به کمک برف پاک کن ، پاک میشود.

نمایش شیشه در هر سه جا بلافاصله پس از ضربه هایی است که به ذهن احمدرضا وارد میشود و تصاویر در پسِ شیشه مکدر و نامفهوم است و در هر سه جا شاهد تلاش برای پاکسازی این شیشه هستیم.

ابراهیمیان علیرغم اینکه یک موضوع تکراری ( خیانت، دروغ، پنهانکاری) را دستمایه ساخت فیلم خود قرار داده، اما به نظر میرسد با زیرکی خاصی، حرف و حدیث و پیام مهمتری را در لفاف ظاهری موضوع فیلم پیچیده و به مخاطب هدیه میدهد. چه بسا اینکه این زیرکی و حرف پنهانی را در املای نام فیلم نیز به نمایش میگذارد.

آآآآآدت نمیکینم، بر خلاف املای صحیح ومتعارفش (عادت نمیکنیم) سعی بر خرق عادت دارد و حتی این پافشاری بر عادت نکردن را با تکرار حرف "" آآآآآ "" با لجاجت خاصی به نمایش میگذارد.

میگویم لجاجت؛ به سبب آنکه:

** عادت نمیکنیم و نمیخواهیم که عادت کنیم به برخی روابطی که اقتضایش زمان و مکان خاصی است و در پس پرده اش هیچ چیز جز همان روابط وجود ندارد ( رابطه استاد و دانشجویی که حقیقتاً تنها نقطه اتصال آنها مراودات تحصیلی است) اما آنچه ما را در کرسی قضاوت نادرست مینشاند، مشاهدات بصری و تفاسیر نادرستمان از این مشاهدات است.

** عادت نمیکنیم و نمیخواهیم که عادت کنیم به حضور افرادی که بی هیچ چشمداشتی، دستگیری میکنند و در ازای این دستگیری، جیره و مواجب و باجگیری نمیکنند. ( زمانی که استاد برای دانشجوی بی بضاعتش، شرایط کاری مساعدی را فراهم میکند تا به ادامه تحصیلش بپردازد ، اما به سبب این مراوده در مظان اتهام قرار میگیرد.)

** عادت نمیکنیم و نمیخواهیم که عادت کنیم اگر بالی برای پریدن پیدا کردیم و از قفس رها شدیم و اگر راهی برای رفتن یافتیم ، به بیراهه نرویم و اصالتمان را فراموش نکنیم. ( اشاره دارد به فرنوش که دانشجوییست مطلقه و برای ادامه تحصیل در شهری غیر از زادگاهش پشت پا به خانواده و همسرش میزند و از محیطی بسته و محدود ، پا به دنیایی باز و پر رنگ و لعاب میگذارد و این رهایی را تاب نمی آورد و عادت نمیکند!!!)


"" آآآآآدت نمیکنیم"" ترک برخی عادتهایمان را عادت کنیم....

ــــ پـرنـد مـحـمـدی ـــــ
پرند جان با اینکه این فیلم باعث شد در رفتن به سینما بسیار بسیار محتاط تر عمل کنم اما
نقطه نظراتت از آنچه درباره فیلم برداشت کردی بسیار قابل تامل و ارزشمند است..

"عادت نمیکنیم و نمیخواهیم که عادت کنیم به برخی روابطی که اقتضایش زمان و مکان خاصی است ... دیدن ادامه » و در پس پرده اش هیچ چیز جز همان روابط وجود ندارد"
اشاراتت کاملا درست است اما شخصا نحوه پرداخت ، ساختار فیلمنامه و شخصیت پردازی ها را در ارایه چنین رویکردهای قابل تاملی ، ضعیف و در جاهایی ابتر دیدم...
بازی محمدرضا فروتن (جدای از شخصیت پردازی ضعیف این نقش در فیلمنامه که به آن اشاره ی درستی داشتی) بسیار بد بود، نحوه ی بیان کلمات به طور آشکاری ادا در آوردن محض بود و تصنعی .... به نظرم توی ذوق می زد ...
به گمانم نمونه ی درخشان "تغییر لحن و صدا در ادای دیالوگها برای تغییر رویه بازی " را در بازی شهاب حسینی در فیلم چهارشنبه می شود مثال زد (هر چند چهارشنبه را هم دوست نداشتم.)

می بخشید زیادی نوشتم...مرسی که درباره تئاتر و فیلم هایی که می بینی می نویسی و نقطه نظرات ارزشمندت را با ما شریک می شوی و باعث بحث و گفتگو های سازنده ای دوست گرانقدرم
۱۹ خرداد ۱۳۹۵
آقای فروتن به نظرم اگر تن صداش رو ازش بگیریم، هیچ چیزی ازشون نمی مونه!!!...حداقل تو این فیلم که اینطور بودند، البته بماند که تو این فیلم همون تن صدا هم اینقد اغراق شده استفاده شده بود که فقط اعصابت رو خورد می کرد!!!....در مورد هدیه تهرانی هم به نظرم حدس شما ... دیدن ادامه » درسته...هدیه تهرانی رو من یک زن تحصیلکرده موفق دیدم که به خاطر شوهر مجبور به خونه داری شده، این خشم رو خانم تهرانی خیلی خوب در آورده بودند....دلیل این نظرم هم صحنه های آماده کردن عرق نعنا برای شوهر هستش که با حوصلگی لیوان روی کابینت پرت میشد....
۲۹ خرداد ۱۳۹۵
جناب مهرداد الف/ دردو. سپاس از اشتراک نظر و دیدگاهتون دوست گرانقدر
۳۰ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آااادت نمیکنیم به اینکه همهیشه همه چیز اون جور که فکر میکنیم، پیش نمیره، آااادت نمیکنیم که همیشه باید یه جور واکنش داشته باشیم، زندگی کردن ، وقتی همه چیز خوبه و خوش است هنر نیست!!!!

اگر فرض بگیریم که تا به حال فیلم هایی به سبک اصغرفرهادی ساخته نشده و این سبک فیلم توسط ابراهیمیان و در همین فیلم ابداع شده، باشد باز هم نمیتونیم بگیم شاهد یه فیلم عالی بودیم.

گرچه کنش های زوج دوم(منصور و سیما) به واقعیت بیشتر شباهت داشت اما بازی و واکنش های فروتن نسبت به آنهمه اتفاقات استرس زا و اعصاب خرد کن، به غاااایت فاجعه بود. خونسردی بیش از حدش به طرز فاجعه آوری بی معنی و بی منطق بود.
نقش فرنوش برای بازی در چنین نقش جنجال برانگیزی به طرز وحشتناکی ، خنده دار بود. دختری شهرستانی، این طور ترسو و مظلوم ، و انقدر فتنه به پا کن و و اون رسوایی!!!!!
مقوله اون زمین ها وسط این ... دیدن ادامه » فیلمنامه و ماجرای کلاهبرداری یا نباید بهش پرداخته میشد یا باید کاملا بهش پرداخته میشد، خیلی لنگ در هوا بود.
نقش منصور و علت خیانت اش مشخص نیست، و این به این علت هستش که شخصیت پردازی درستی براش نشده.
واکنش های خانم بیات هم در برابر این همه اتفاق یه جاهایی زیادی تند و یه جاهایی زیادی آروووم و ساکت. زنی که برای حرف تنها دوستش میره کل خوابگاه رو بهم میریزه، حالا بعد از حامله بودن دختره و ارتباطش با شوهرش، خیلی بی صدا فقط ساک جمع میکنه، چقدر شیک و باکلاس شوهرش رو ترک میکنه.
نقش مادرش هم خیلی بی معنی بود، انگار نه انگار که این همه اتفاق افتاده ، چقدر عادی برخورد کرده.
تنها بخش مثبت فیلم بازی باورپذیر آذرنگ و تهرانی است.
خوشحالم که خانم تهرانی بعد از بازگشت دوباره اش به سینما ، داره بازی بهتری رو از خودش نشون میده، کمی داد میزنه، کمی میترسه، کمی استرس نشون میده و از اون دختر مغرور و سرد و منطقی همیشگی فیلم هاش یه خورده فاصله گرفته.
شاهین نصیری، بهار مصطفایی، پرند محمدی و حسین این را خواندند
وحید عمرانی و شیوا الف این را دوست دارند
خب دقیقا پیام فیلم همین نقش فرنوش بود!....آآآدت نمی کنیم به قضاوت کردن!!....کی فکرش رو می کرد اون دخترک مظلوم ضعیف اینطور قابلیت خونه خراب کردن داشته باشه!....
۲۹ خرداد ۱۳۹۵
آره واقعا!!:-)) من هم امیدوارم
۳۱ خرداد ۱۳۹۵
: )))))
۰۱ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی همه چی خوب و خوشه زندگی کردن هنر نیست ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باز هم خیانت، باز هم انفعال کاراکتر، باز هم اتفاق پیدا شدن گوشی، باز هم نویسنده ای که با این ترفندها می خواهد فیلم را به پیش ببرد و تمام کند.به راستی اگر این انفعال و تصادف نبود فیلم را چه می شد.بودن یا نبودن؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم خوش ساختی بود ولی موضوعش نکراری و سبکش هم اصغر فرهادیسم بود. یعنی ترکیبی از چهارشنبه سوری و درباره الی و جدایی نادر از سیمین بود.
فیلم خوبی بود یکم تکراری بود اما من دوسش داشتم
۱۷ بهمن ۱۳۹۴
من متوجه تشابه این فیلم با جدایی نمی شم ؟ به خاطر وجود خانم بیات این تشابه به وجود آمده ؟ یا درام ؟
۱۷ بهمن ۱۳۹۴
به نظر من بیشتر ترکیبی از چهارشنبه سوری، درباره الی، و سعادت آباد بود. هرچند اولین فیلمهایی که موقع تماشای فیلم به ذهن من اومد سعادت آباد و بعد درباره الی بود.
۱۷ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود...
عادت نمی کنیم رو دیدم. به نظرم فیلم بدی نبود. اما قطعا نقاط ضعفی داشت. حمیدرضا آذرنگ رو دوست داشتم. خانم تهرانی و بیات هم در یک سطح بودند و خوب... برام عجیب بود دختری (فرنوش خیرخواه) با اون همه ضعف و مظلومیت و اون همه نگرانی از بی آبرو شدن چطور تا اونجا پیش رفته بود!!!! فروتن خوب نبود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینکه بخوام مثل بقیه دوستان فیلم رو کپی از فیلمهای فرهادی بدونم نیست ، ولی در هر حال وامدار اونجور قصه ها بود
در مورد داستان و ضعف هاش هم با بقیه دوستان موافقم ولی درکل به نسبت فیلمهایی که دیدم خوب بود ، البته جشنواره تو جدول من یه جورایی از فردا شروع میشه ، اکثر فیلمهای پر سر و صدا از فردا میبینم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب پخش فیلمهای جشنواره کلید خورد.
در کاخ مردمی جشنواره!!! (سینما ملت) فیلم عادت نمی کنیم رو دیدم. فعلا از کاخ مردمی بگذریم که سر جاش باید به کاخ مردمی بودنش پرداخت!

خیلی کوتاه عارضم که فیلم رو از حد متوسط بالاتر دیدم. فیلمنامه نسبتا خوب با یه ست بازیگرای معروف.

داستان ملموس و اجتماعی برای من یکی دلچسب بود. یه نمه تم معمایی هم واسه امثال من دلچسب ترش کرده بود.
بازی فرعی حمیدرضا آذرنگ رو خیلی بهتر از فروتن مشهور دیدم. فروتن اگر همچنان بخواهد فقط به صدای قشنگش متکی باشد کم کم باید بجای سینما دنبال کنسرت بگرده.
خصوصا که ضعف فیلمنامه در شخصیت پردازی نقش اون مشهود بود! واسه کشوندن تماشاگر تا پایان تعلیق داستان به زورم که شده شخصیت کم حرف و متینی از آقای استاد مقدم (فروتن) ساخته. واقعا چطور میشه این آدم در موقعینی که زندگیش در حال از هم پاشیدنه سکوت کنه و کم حرف بزنه! بابا لااقل یه دونه از اون دادای معروفتو بزن فروتن.

من میگم چرا؟ چون نویسنده می خواد تا گره آخر رو ٣ دقیقه مونده به پایان فیلم بگه و سریع تموم کنه. به زورم که شده جلوی دهن مقدم رو گرفته.

در فقدان حضور شخصیت اول مرد شخصیت دوم مرد یعنی منصور (آذرنگ) بازی دلنشین تر و واقعی تری داره. باهاش حال کردم.

بازی اول و دوم زن سر جاش بود. و کلا شخصیت پردازی زن ها بهتر نمود داشت.

کلا ... دیدن ادامه » همونی بود که یه خط خلاصه فیلم میگفت! و نه بیشتر. یه درام اجتماعی امروزی ایرانی پر از دعوا و سر و صدای خانوادگی اما از جنس واقعیت. هرچند که اگه این داستان رو سریال درست میکرد بهتر بود تا سینمایی. یه جورایی وقت کم داشت!

اینقده منو درگیر کرد تا اصلا موسیقی فیلم رو نشنوم! شایدم اصن موزیکی نبود.
من دیشب به دانسته های پزشکیم اضافه شد و فهمیدم که استرس و اضطراب خیلی راحت موجب ایست قلبی میشه فقط در تعجبم که چطور نود درصد مردم ایران با اینهمه استرس و فشار ایست قلبی نمیکنن
۱۳ بهمن ۱۳۹۴
مجتبای عزیز دیدن اتفاقی دوستانی چون شما و خانم های نازنین حدادی برای ما نقطه عطف اولین شب جشنواره ای بود.
جناب نصیری به گمانم یکی از دلایلی که واگن های وسایل حمل و نقل عمومی از جمله مترو و بی آرتی رو تفکیک جنسیتی کردن همینه :))
۱۳ بهمن ۱۳۹۴
شاهین جان به نکته ظریفی اشاره کردی، من دو شب جشنواره بودم هر دو شب خانومای فیلم باردار بودن!
۱۴ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید