تیوال کنسرت -تیاتر در روزهای آخر اسفند
S2 : 04:33:22
امکان خرید پایان یافته
  ۰۱ تا ۲۲ اسفند ۱۳۹۲
  ۱۸:۳۰
 بها: ۵۲,۰۰۰ تومان

: محمد رحمانیان
: اشکان خطیبی، غزل شاکری و با حضور رضا یزدانی

: بهروز صفاریان
:
علی بیرنگ
آرش سعیدی
فرشاد حسامی
امین طاهری
امیر دانایی
بهنود فدوی
صابر جعفری

: رایسا آوانسیان، ملانی آوانسیان، صحرا بیرنگ
: رومیک تارودیانس، آرلن مختاریان
: احسان نقابت
: ایلیا شمس

پیش فروش اینترنتی بلیت:
www.iranconcert.com
www.tiwall.com
پیش فروش حضوری: فروشگاه بتهوون

بهای بلیت این کنسرت-تیاتر به شرح زیر است:
همکف: ردیف ۱ تا ۷: ۷۳.۰۰۰ تومان / ردیف ۸ تا ۱۴: ۶۴.۰۰۰ تومان / ردیف ۱۵ تا ۲۰: ۵۲.۰۰۰ تومان
بالکن: بالکن یک:۴۱.۰۰۰ تومان / بالکن دو:۳۴.۰۰۰ تومان بالکن سه:۱۵.۰۰۰ تومان

توضیح گروه محترم این اجرا درباره این کنسرت-تیاتر:
از دوستانی که به نیت دیدن یک نمایش محض، قصد تماشای "در روزهای آخر اسفند..." را دارند تقاضا می کنیم نمایش دیگری را انتخاب کنند. چرا که "در روزهای آخر اسفند..." یک اجرای تلفیقی با اولویت موسیقی و ترانه است و بخش های نمایشی، مکمل بخش اصلی یعنی ترانه هاست. امیدوارم پیش از خرید بلیت به این نکته ی بسیار مهم توجه کنید.

گزارش تصویری از کنسرت-تئاتر در روزهای آخر اسفند / عکاس: لنا سامعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از کنسرت-تئاتر در روزهای آخر اسفند / عکاس:علیرضا قدیری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری کنسرت-تئاتر در روزهای آخر اسفند و نمایش آرش ساد / عکاس: علیرضا قدیری

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، تالار وحدت
تلفن:  ۶۶۷۳۱۴۱۹، ۶۶۷۰۵۱۰۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
«هامون باز‎ها» و «ترانه‏های محلی» به روی صحنه می‎آیند

قراره که نمایش ترانه‌های محلی به نویسندگی و کارگردانی محمدرحمانیان شهریور و مهر امسال به روی صحنه بیاد. در این نمایش بازیگرانی چون علی عمرانی، علی سرابی، مهتاب نصیرپور، افشین هاشمی و اشکان خطیبی بازی می‎کنند.
نمایش هامون باز‎ها هم که قرار بود سه سال پیش اجرا بشه (که به دلایلی نشد) قراره اسفند ماه در تالار وحدت به روی صحنه بره. علی عمرانی، رضا عطاران، شقایق فراهانی، مهتاب نصیرپور، افشین هاشمی، اشکان خطیبی و معصومه رحمانی بازیگران تمرین سال 89 بودند که امیدواریم در اجرای اسفند هم بازی کنند.
لینک خبر:
http://theatrnet.com/News/12878/بازگشت-هامون-بازها-پس-از-چهار-سال

پ.ن: قراره که نمایش ترانه‎های قدیمی هم در شیراز اجرا بشه؛ البته بدون حضور علی سرابی و معصومه رحمانی.
نمایش «ترانه های محلی» یک موسیقی - نمایش است که تمرکز آن بر ترانه های فولکلور تُرک قرار دارد و به لحاظ شیوه اجرایی بیشتر به «ترانه های قدیمی» شبیه است تا «در روزهای آخر اسفند».
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
بله ترانه های قدیمی که تو ساختن فضاهای احساسی فوق العاده موفق بود ایشالا ترانه های محلی هم همینطور باشه :)
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
آخ جوووووووووون:)))
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادش بخیر " فوق العاده بود :)
راضیه حسنلو و اوا.ت این را خواندند
رعنا جمالی، حمید غیور، sima shojaee، Marillion، عاطفه و سمانه این را دوست دارند
عالی بود..
من که هنوزم ذهنم درگیرِ ترانه‌هاشه.. مخصوصاً اون صحنه‌ی رهبریِ ارکستر توسط مرد مالیخولیایی رو به امواجِ متلاطم اقیانوس تو کلیپ آهنگش. :)
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
من مدتی میخواستم نظری بدم درباره انتخاب
Mary Hopkin - Those where the days که واقعا چراانتخاب شد...؟
(جالب بود اما غیرقابل باور هم نبود)
خیلی با خودم درگیر بودم ، که اون حس شعف خودم نسبت به شنیدن این آهنگ را که طی سالیانی که گهگاهی میشنیدم ، چگونه باید با حس انزجار علی از اطرافش و جامعه ستیز شدن رفتارش ، جایگزین کنم ...
چی شد علی اینقدر راحت قتل را با آهنگی که تداعی روزهای خوب و بعد پستی و بلندی شرایط زندگی هست "فقط" جهت نشون دادن اینکه درعین طوفانی که در درونش است می خواهد عملش را محق جلوه دهد، در زمان قتل عام ِانسانهایی که فقط شبیه کسانی هستند که احساس میکند آزارش داده اند...
به این نتیجه رسیدم این گونه افراد در جامعه وقتی چنین عملی را انجام میدهند ، دقیقا خودشون رو حق به جانب میدونند و چیزی را از روی گناه یا اشتباه از نظرشون نمیبنند که انجام ندهند ، حتی قتل ...بخاطر اینکه روزی کسی یا شرایطی ارزشهای آنها را بی ارزش یا ضد ارزش عنوان کرده است.
نمیدونم ، هنوز هم احساس میکنم این تیکه با فیلم پرفشنال وقتی که گری اولدمن قتلهایی را شبیه با موسیقی Beethoven میداند ،یکسان است. وقتی میگه :
"من این لحظات آرامش قبل از طوفان را دوست دارم ، منو یاد بتهوون میندازه !
و وقتی خوی جنایتکارش متبلور میشه میگه :
"میتونی صداش رو بشنوی؟ مثل موقعی هست که سرت رو میذاری روی علفها ، میتونی صدای حشرات رو بشنوی .
و این دقیقا همون افرادی میشند که علی را آزار دادند ....
خشونت را خیلی طبیعی با یک موسیقی کلاسیک به موازات انجام داد .
علی هم با تمام روزهای خوبی که اسفندیار ازش یاد میکرد باز یک جنایتکار میشه، وبعضی ها دوست دارند حرکت علی را همه اش را نشات گرفته از شرایط حاکم بر زندگیش استنباط کنند ، و بعد موسیقی راک ِ انتقاد گر انتخاب میشودبرای انتقال صدایشان لحظه درک ِ طعم درد و فریاد...

"خلاصه ... دیدن ادامه » این همه آهنگ ، چرا با روح لطیف ما بازی میکنید،مری هاپکین رو کشیدید وسط این قضیه چرا؟;)"
خط آخر شوخی بود

انتخاب خوبی بود، کلا هم از اجرا لذت بردم ...
اما در سال جدید نگرانم که دوباره نبینیم ، چنین اجراهایی رو .....
مونا ب و جم این را خواندند
امیرحسین، افرا.، وحید hoo و علی عبدالرحیم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیام استاد «بهرام بیضایی» به مناسبت بزرگداشت «محمد رحمانیان»:


«محمد رحمانیان راهی را پیدا کرد که نسل ما گم کرده بود. او و برجستگان نسل‌اش هر یک راهی رفتند که روزی نیمه رها شده بود؛ و هر کدام خود راه‌های دیگری یافتند و میان برهایی‌، که ته ته آنها می‌توان پرهیب سردرخت‌های باغی را دید و نشان از چشمه‌یی که روزی سراب می‌نمود. هنر او در غلبه با زبان است‌؛ و در دست کم نگرفتن لذت تماشاست. هنر او در خود بودن و یکجا نماندن است. هنر او فقط در نوشتن نیست‌، در راه‌اندازی قافله‌یی است که از صحنه می‌گذرد. هنر او قانع کردن مشتی بد اخم است به لبخند و مشتی چشم بسته به دیدن. هنر او دریافتن زبان گفت‌وگو با مدیران مادرزادی است که فقط ظاهرا به زبان ما حرف می‌زنند. در افروختن چراغ نمایش است هر کجا که هست‌، به پرواز درآوردن پروانه‌های خاموشی که در تاریکی پی گرما ... دیدن ادامه » و روشنی چراغ می‌گردند.

او راهی را پیدا کرد که نسل ما گم کرده بود.»
اینهمه حرص خوردیم چرا جمعه اجرا نیست هیچکس نگفت خب جمعه شهادت حضرت فاطمه است.تیوال!ندیدید حرص ما را؟؟:/
ف.پ و کیمیا توکل نیا این را خواندند
هدیه کاظمی و وحید hoo این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خب هرکس نظری داره.من دوباره امشب این اجرا رو دیدم. و به عنوان یک مخاطب بسیبار لذت میبرم از ترانه های انگلیسی.بنظرم موسیقی شاهکارهای انگلیسی به حدی زیباس که قابل وصف نیست.و همینطور طرز خوندنشون.مثلا the windmills of your mind شاید صدای جناب نوئل هریسون تحریر نداشته باشه.اما زیباس.و اون آرامشی رو که میخوام بهم میده.خیلی زیاد.خیلی دوسش دارم.
و مطلب دیگری که منو به شدت شگفت زده کرد و اشک در چشمام حلقه زد، حضور جناب اصغر فرهادی بود.خیلی منتظرشون موندم تا از سالن بیان بیرون اما ندیدمشون و برقهای بیرون سالن رو خاموش کردن و منم احتمال دادم تو بک استیج باشن اما روم نشد برم ببینمشون.وقتی خوبها کنار همن، حس خوبی میگیری.خوب میشی... :)

و اما یک مشکل اساسی.اینبار اجرا رو از بالکن3 دیدم.با اینکه به تمام سن اشراف داشتیم اما نمیتونستیم ویدئو آرتها رو به دلیل وجود پرده به صورت ... دیدن ادامه » کامل ببینیم.مثلا هنگام پخش کلیپ جناب یزدانی اصن صورتشون مشخص نبود!
هدیه کاظمی و وحید hoo این را خواندند
لونا، sima shojaee، زرین حسن زاده و علی عبدالرحیم این را دوست دارند
دقیقا ما هم همین مشکل پرده ی نمایش رو داشتیم.

۲۴ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود ... اجرای دوستان را امشب دیدم ، لذت بردم ولی نه اصلا به اندازه ی "ترانه های قدیمی " ...به نظر من ، اجرای یک کنسرت تماما انگلیسی ، شاید برای مخاطب فارسی زبان - که با متن ارتباط برقرار نمیکند و فقط گوشش از ملودی و صدای خوب یا بد خواننده لذت میبرد یا نمیبرد - گیرایی ِ لازم را نداشته باشد ... خوب خاطرم هست که در ترانه های قدیمی میان آن همه ترانه های ناب فارسی ، بخش هایی که جناب خطیبی به انگلیسی می خواند ، ذهن مخاطب را با یک شوک یا تغییر واقعا تحت تاثیر قرار میداد ؛ همانطور که میتوان در این اجرا ، زیبایی ِ قطعه ی کوچکی که خانم شاکری به فارسی خواند و جناب خطیبی همزمان دکلمه کرد ، را در یک سو و تمامی ِ آهنگ های دیگر را در سوی دیگر قرار داد ... به زبان ساده تر بگویم که در این اجرا ذهن تماشاگر درگیر نیست و لذت نمیبرد ، چون زبان ِ مشترک وجود ندارد ، خاطره ی مشترک وجود ... دیدن ادامه » ندارد ، غم و شادی ِ مشترک وجود ندارد ، هویت مشترک و آن پل ِ ارتباطی که بیاید در جان و روح شما نفوذ کند ، وجود ندارد ... ذهنتان لذت نمیبرد ولی گوش هایتان حتما ....
از بخش تاتر این اجرا اصلا راضی نیستم ،نمایشنامه ضعیف و بازی ها در بسیاری از بخش ها ناپخته و تصنعی می نمود .... دویدن های جناب خطیبی از یک سوی به سوی دیگر و نقلِ دکلمه ای نمایشنامه واقعا آزاردهنده بود و شاید کاملا مبتدی . جناب خطیبی در این اجرا خواننده ای صدبرابر قوی تر از یک بازیگر بودند و این اصلا چیزی نبود که من انتظارش را داشته باشم .
در انتها بگویم که ما در اینجا از یک تاتر- کنسرت ، به کارگردانی ِ استاد رحمانیان ، در تالار وحدت و با هزینه ی 73 هزار تومان صحبت میکنیم .... و این کار با هیچ کدام از این پارامترها سنخیتی نداشت ... سپاس
خانوم بنی هاشمی با احترام به سابقه ی شما در تیوال باید بگم
با شما موافقم تا اینجایی که به نقد و نظر شخصیتون میتونین بازیها و دیالوگها و حرکات و حتی موسیقی کار رو نقد کنین
با شما در کمال احترام مخالفم وقتی نظر شخصیتون رو عام میکنین و از ارتباط تماشاگران ... دیدن ادامه » ! با ترانه ها و متن انگلیسیشون و محتوای کار میگین، این صحبت خیلی عام و دور از انصاف در قضاوته! من و ما و خیلیهای دیگه به عنوان بخشی از همون تماشاگران با کار و بخصوص ارتباط برقرار کردیم و درگیر شدیم.
دوستان عزیزی که علی الخصوص بعد از ٢،٣ روز اول اجرا و آگاهی از ترانه و متن انگلیسی و اشاره به محتوای کار و تاثیرپذیریش از داستان و سرانجام گروه یلو داگز به دیدن کار رفتن و ارتباط برقرار نکردن با ترانه ،با کمال شرمندگی اشتباه از خودشون در انتخاب کار بوده!!!!
مثل اینکه یه ایرونی نتولد فرنگ که همیشه راک و پانک راک و یا رپ و هیپ هاپ گوش داده دانسته به کنسرت همایون شجریان ببری و ترقع برقراری ارتباط داشته باشی ازش!!!
۲۳ اسفند ۱۳۹۲
هدیه عزیز ... ممنون از توجه شما به نوشته ی من و گلایه از شما بابت نحوه نگارشتان ، نه به خاطر "موش آزمایشگاهی " بلکه به این خاطر که دوستانی که لذت نبردند از این اجرا را اینطور تشریح کردید "موش هایی که حتی یک کدوم از این آهنگ ها رو نشنیده بودند و صرفن با دیدن ... دیدن ادامه » بیلبورد توی خیابون گفتن بریم کنسرت تئاتر " ، باید عرض کنم که خیلی از دوستان باسابقه ی ما و بزرگان در زمینه تاتر و موسیقی ، این اجرا را در بسترفعلیش برای فارسی زبانان ، به اندازه کافی نپسندیدند ... در خصوص این جمله ی شما هم که نوشتید " هر نظریه ای باید به مرحله ی آزمایش گذاشته بشه . اگر این کنسرت تئاتر رو یک فرضیه در نظر بگیریم ... " باید بگویم که تفاوت زیادی هست بین نظریه و فرضیه دوست من . بگذریم .
شاید این درست باشد که دوستان نوشته مرا به درستی نمی خوانند . نمی خواستم این بحث اینقدر ادامه پیدا کند ، به چند نکته اشاره میکنم و تمام :
1. من نگفتم از این اجرا لذت نبردم یا تماشاگران لذت نبردند
2.من از ارتباط ذهنی صحبت میکنم نه ارتباط شنوایی ، دیداری و ... این نکته بسیار ساده است که شما با ترانه ای که زبان آن را بدانید ارتباط ذهنی بیشتری برقرار می کنید (مثال ساده این است که وارد یک خانه ی لوکس یا هتل مجلل می شوید ، وسیله ای توجه شما را جلب میکند ، به خوبی دیزاین شده ، اشکال زیبایی دارد ، رنگ خوب ، بوی خوب یا حتی آهنگی دلنواز... شما بسیار لذت میبرید و در جا میپرسید " این چقدر قشنگه ، چیه ؟ " ... شما از چیزی لذت برده اید که نمیدانید چیست ، یعنی ارتباط ذهنی برقرار نشده ... ترانه های این اجرا بسیار زیبا هستند ولی یک مخاطب عام که متوجه نمیشود خواننده چه میگوید قطعا در جریان مفاهیم هم قرار نمیگیرد )
3. من گفتم به نظرم اگر کل اجرا ، انگلیسی نبود ،شاید گیرایی ِ بیشتری داشت ... نیازمند یک شوک یا تغییر یا ...
4.هدیه عزیز اشاره کردند که "موش های آزمایشگاهی که قبلا با بیشتر این آهنگ ها زندگی کردند ، لذت کافی رو از این نمایش بردند " ... بله کاملا صحیح است . من هم همین را گفتم . " کسانیکه با این آهنگ ها زندگی کرده اند " ولی چند درصد از مردم ما و مخاطبین فارسی زبان ما احتمال دارد با این آهنگ ها زندگی کرده باشند ؟! و قطعا قبول دارم که در هر چیزی استثنایی هم هست .
تشکر میکنم از همگی که می خوانید مرا و درست می خوانید مرا .
۲۴ اسفند ۱۳۹۲
ممنون عزیز که این قدر آرام و با منطق هستی.
۲۵ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری عزیز
بسیار لذت بردیم از این تلفیق نوآورانه و متاسف از اینکه دیر فرصت شد کار رو ببینیم و دوستان بسیار در حسرت ندیدن و ما هم حسرت یک بار دیدن و شنیدن
اگر لطف کنید و تقاضای ما برای تجدید اجرا رو به آقای رحمانیان و گروهشون برسونید،سپاسگزاریم
حتی به مدت محدود.....
سپاس
مارال بنی هاشمی این را خواند
علی عبدالرحیم و سمانه این را دوست دارند
دوستان ما هم امشب در سالن بودند گویا :)))
۲۳ اسفند ۱۳۹۲
کاش میدونستیم و هماهنگ میکردیم که با هم بریم.
۲۳ اسفند ۱۳۹۲
ما که در یک حرکت ضربتی رفتیم،،ایشالا دفعات بعدی:)
۲۳ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
playlist ترانه های اجرا شده در کنسرت تئاتر - فایل زیپ 54.6 مگابایت
بعد از کلیک کردن و باز شدن لینک زیر (لینک دراپ باکس Dropbox) ، گزینه ی Download را بزنید و فایل فشرده (بدون پسورد) را از طریق مرورگر خود دریافت کنید.

https://www.dropbox.com/s/rhzmlyfo67n8w0b/ct_playlist_10songs.zip

Abba - The Winner Takes It All
Amy Winehouse - Back To Black
Frank Sinatra - My Way
John Lennon - Imagine
Leonard Cohen - Dance Me to the End of Love
Mary Hopkin - Those Were The Days
Moody Blues - Melancholy Man
Nat King Cole - Autumn Leaves
Nat King Cole - Smile (composer: Charlie Chaplin)
Noel Harrison - The Windmills Of Your Mind
ورژن اجرا شده ی The Windmills Of Your Mind مال Noel Harrison نبود .
به مال sting نزدیک تر بود.
همان طور که فرهاد همه چیز رو یک جور دیگه می خوند ، Noel Harrison هم این آهنگو یک جور دیگه می خوند.
۲۴ اسفند ۱۳۹۲
ممنون از توجه شما.
این playlist شامل ورژن اصلی ترانه هاست.
۲۴ اسفند ۱۳۹۲
Damet garm hamid jan
۲۲ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای دوستانی که از کم و کاستی سخن گفتند
فقط میتونم بگم ،شاید اولین، همه انتظارات را برآورده نکند...
اما اکثرا ، با ارزش هستند
مثل این نوع آوری که بعد از سالها گوشه نشینی و طرد شدن، ستودنیست ...
آن هم در روزهای آخر اسفند این چنین خاطره ساز بود.
و در جعبه های کوچک شیشه ایی قلب تک تک دوستان، حس خوب جای داد . . .
آرزوی بهترین ها برای تمامی آنان . . .
آقای عبدالرحیم عزیز...
چرا یادمون میندازی یه موقعی این گروه رو دوست داشتم؟!!! . . . :D
۳۰ تیر ۱۳۹۴
شکیبا جان داشتم نقدهای "هامون بازها" رو می خوندم و یاد این تاتر و "آرش ساد" و اجرای اولیه ی نمایشنامه خوانی "شب سال نو" افتادم!!!

واقعا حیف رحمانیان...
حیف.........
۳۰ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه تمدید نکرد برای جمعه..هیچی دیگه!برای اینکه از دستش ندم بازم بلیط گرفتم برای 5شنبه :D
فقط گروه خوب در روزهای آخر اسفند یادتون بمونه دوستان من خیلی دوس داشتن بیان اما پر مشغله بودن و فقط تونستن آرزو کنن که برای عید یا بعدش تمدید شه اجرا :-/ آخه در روزهای اخر اسفند مردم مشغله زیاد دارن :-|
زهره شاداب این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن این اجرا تجربه ی بی نظیری بود. حس اون شبی رو داشتم که اجرای اشک ها و لبخندها رو توی همین تالار دیدم و حس کردم پاهام روی زمین نیستن. شنیدنِ این همه ترانه ی خاطره انگیز در غالب داستانی که به نوعی ادای دین به همه ی گروه های موسیقی زیرزمینی کشورمون بود, نمی تونست تجربه ای معمولی باشه. انگار که همه ی اون خواننده ها با آهنگهایی که بارها شنیده بودیمشون اومده بودن تالار وحدت, به همین نزدیکی. فکر می کنم بعد از اتفاق وحشتناکی که برای گروه یلوداگز افتاد, رحمانیان و گروه اجرایی ش کامل ترین و محترم ترین ادای دین رو به این گروه و تمام گروه های موسیقی که با عشق و محدودیت کارشون رو در سکوت ادامه میدن داشتن. اصلاً به نوعی خودِ این اجرا, مدام این حقیقت تلخ رو به یاد می آورد که شاید اگه بعضی سختگیری ها و تنگ نظری ها در کار نبود, خودِ گروه یلوداگز باید خیلی قبل تر ها ... دیدن ادامه » این آهنگها رو روی این صحنه اجرا می کردن و شاید هیچ وقت ایران رو به امید فرصتهای بهتر ترک نمی کردن و اون وقت شاید هنوز جان هایی بود که از دست نرفته بود و ما الان شاهد روایت تلخِ مرگ وحشتناک اعضای این گروه نبودیم؛ هم این گروه, و هم خیلی گروه های با استعداد اما بی نام و نشان دیگه داخل و خارج از کشور.

تلفیق تأتر و موسیقی به خودی خود جذاب هست و در کشورهای دیگه هم سابقه طولانی داره. در ایران اما همیشه شرایط برای این دست اجراهای موزیکال مهیا نبوده. اصلاً جمع کردن یک گروه تاتری و موسیقی با سلیقه و دغدغه های مختلف کنار هم به خودی خود کار مشکلیه که خوش بختانه این بار از معدود دفعاتی بود که این اتفاق با شرایط مطلوبی افتاده. ایده ی نمایش ایده ی جذابی بود و اجرای اشکان خطیبی نه تنها در اجرای قطعات تاتری که در اجرای ترانه ها انرژی بی اندازه ای داشت که مشخصاً به تماشاگر منتقل می شد. روزی که کار رو می دیدم, اجراش شاید در دو ترانه ی اول کمی معمولی بود یا که آهنگها کمی برای صداش مناسب نبودند و بی اختیار صداش کمی بم می شد حین خوندن, اما از قطعه ی مرد مالیخولیایی مشخصاً صداش تغییر چشم گیری داشت و قطعه رو به بهترین شکل اجرا کرد, شاید خیلی پرانرژی تر از اصل اون قطعه. این بهتر شدن تا آخر اجرا ادامه داشت, یعنی اجرای قطعه ی آبا با همراهی غزل شاکری حتی از مرد مالیخولیایی هم بهتر بود و همینطور تا آخر. لهجه ی غزل و بخصوص اشکان در اجرای قطعات کاملاً خوب و در حد استاندارد بود. هیچ وقت نمی شه انتظار داشت که یه غیرانگلیسی زبان که در کشور دیگری بزرگ شده کلمات و لحن جملات رو عیناً مثل یه انگلیسی زبان ادا کنه. در اجرای تمام قطعات مشخص بود که هر دو بازیگر/ خواننده اونقدر قطعات رو گوش کردند که به متن ترانه و تلفظ ِدرست کلمات تسلط کامل دارن و اونها رو در حد استانداردی ارائه می کنن. واقعاً اجرای اون همه قطعه از حفظ بدون اشتباه و با کمترین فالشی جای تحسین داره چرا که خوندن ترانه های انگلیسی روش و سبک خودش رو داره و تمرین بسیار نیاز داره تا شنونده دلزده نشه.

غزل شاکری با اون صدای دوست داشتنی ش با وجودی که اولین تجربه ی تاتری ش بود اجرای قابل قبولی داشت و در کشمکش هاش با شخصیت اسفند به اصطلاح شیمی جذابی با اشکان خطیبی داشت. فقط کمی توی ادای دیالوگ ها ناخودآگاه جملات رو آهنگین بیان می کرد که در تضاد بود با گویش روان و راحت اشکان. وقتی برای اولین بار قطعه ی ایمی واین هاوس رو به تنهایی اجرا کرد و صداش پیچید توی تالار وحدت به خودم گفتم چقدر ارزشش رو داشت که در اون لحظه اونجا بودم و می دیدم صدای غزل به تنهایی توی تالار وحدت طنین انداز می شه بی اینکه قرار باشه در سایه ی صدای دیگه ای قرار بگیره. غزل شاکری عزیز با اون صدای نازنین ش توی اجرای قعطه ی مری هاپکین سنگ تمام گذاشت؛ اصلاً این قطعه با کلیپی که پخش شد و روایت اشکان خطیبی از اون ماجرای وحشتناک بهترین بود در بین قطعات... یه جور تضاد تلخی داشت متن ترانه با تصاویری که پخش می شد و بازگویی ماجرا از زبان اسفند با ریتم سرخوش این آهنگ که آدم حس می کرد غم عجیبی سنگینی می کنه روی قلبش... حالِ این قطعه اونقدر عجیب بود که حتی نمی شه توصیفش کرد... ناخودآگاه کیف می کردی از قدرت و زیبایی صدای غزل و می خواستی با ریتم آهنگ رها بشی اما متن ترانه, تصاویر و داستانی که می شنیدی اونقدر غمیگینت می کرد که نمی فهمیدی آخر خوشحالی یا ناراحت... این قطعه با ریتم شادش, تلخ ترین قطعه ی اجرا بود به نظرم.

نوع روایت رحمانیان از ماجرا هم به نظرم جذاب بود. داستان با وجود قطعاتی که هر چند دقیقه یک بار اجرا می شدن دچار لکنت نمی شد چون بجث ها و کشمکش های دو شخصیت بهار و اسفند خیلی نرم از موضوعی به موضوع دیگر و به تبع اون از ترانه ای به ترانه ی دیگر حرکت می کرد و تماشاگر دچار سردرگمی نمی شد. مقاومت اسفند در بیان ماجرایی که تماشاگر به خوبی به زوایای وحشتناک اون واقف نبود, به جذابیت روایت اضافه می کرد جوری که انگار حس می کردی اون چیزی می دونه که تو نمی دونی و بیشتر برای شنیدن داستان اش مشتاق می شدی.

اما بعد از اجرای اون همه قطعه ی ماندگار و خاطره انگیز که سعی شده بود تا حد ممکن به ورسیون اصلی نزدیک باشن, تنها افسوس من اجرای قطعه ی آخر بود. با همه احترامی که همیشه برای رضا یزدانی قائل بوده و هستم و با وجودی که از همیشه از طرفدارهاش بوده م, اجرای قطعه ی آخر رو کاملاً ناموزون با کل اجرا می دیدم. دلیل اون همه تاکید و فشار و کشش بی جای کلماتِ "کوچ بنفشه ها"ی فرهاد رو نمی فهمیدم. وقتی سعی شده بود همه ی قطعات بیشترین شباهت رو به اجرای اوریژینال شون داشته باشن, چرا باید از این قطعه ی فرهاد اینطور آشنایی زدایی می شد. حین اجرای این قعطه مدام فکر می کردم کاش اجرا با همون تک خوانی دلنشین غزل شاکری از این ترانه تمام شده بود. همونجا که زیرلب می خوند و صحنه رو ترک می کرد... ای کاش. به قول اسفند, فرهاد همه ی چی رو یه جور دیگه می خوند... کاش که اجرا نه فقط با تصاویر فرهاد, که با صدای فرهاد هم تمام شده بود... با این حال, اونقدر خودِ اجرا لحظات فراموش نشدنی داره که این یک قطعه با همه ی افسوس ش نمی تونه چیزی از اون کم کنه. برای من که حس خوب این تجربه هنوز بعد از چندین روز با من هست و فراموشش نمی کنم.

فقط اینکه, این کار با همه ی ضعفهای کوچیکی که ممکنه داشته باشه توی اجرا یا پرداخت اش, به نظرم قدمِ رو به جلویی بود برای اجراهایی از این دست در آینده... برای کنسرتهایی که در اون صدای تک خوان های زن بی اینکه در سایه قرار بگیره, به تنهایی می درخشه و سالن رو پر می کنه... همونطور که اپرای اشک ها و لبخندها جزو اولین ها و تأثیرگذارترین ها بود در این زمینه, این اجرا هم می تونه جزو اولین قدمها باشه... کاش فارغ از تنگ نظری ها و سخت گیری ها و تحریم های بی جا, تنه نزنیم, غر نزنیم به تجربه های نو, حمایت کنیم از قدمهایی که برداشته می شه... شاید آینده صداهای کمتر شنیده شده ی دیگه ای رو روی صحنه بیاره در ادامه ی حرکتی که پایه هاش امروز داره گذاشته می شه...

در آخر, تحسین می کنم حس و حال و انرژی بی اندازه ی اشکان خطیبی رو برای این اجرا, صدای نازنین غزل شاکری و تک تکِ همخوانها رو بخصوص رایسا آوانسیان عزیز با تک خوانی های بی نظیرش, تنظیم قطعات و اجرای خوب گروه موسیقی رو و ایده ی رحمانیان عزیز و ادای دین منصفانه ی گروه رو به همه ی اعضای یلوداگز.
شاید با گفتنِ همه ی این حرفها دیگه لازم نباشه که تأکید کنم تجربه ی دیدن این اجرا رو نباید و نباید از دست داد... واجب کفایی ست اصلاً!
عاطفه‌ی عزیزم اول اینکه خیلی خوشحالم که بعد مدتها دوباره تو تیوال میبینمت. :):* دوم اینکه با تمام مو به موی نقدت موافقم.. و منم بی‌اندازه ازین کنسرتِ خیلی خیلی خیلی خاطره‌انگیز و آنفرگتبل لذت بردم.:))
برای من دیدن غزل شاکری نازنین.. همون دخترک نقش "گلنار" ... دیدن ادامه » فیلمِ محبوب بچگیم.. ذوق و هیجانم رو صد برابر کرده بود.:))
۲۱ اسفند ۱۳۹۲
ممنون از نقد خوبتون خانم زرگر بعد از مدتها نام شما رو بر صفحه تیوال میبینم
ولی با این قسمت از نوشته تون چندان موافق نیستم " مقاومت اسفند در بیان ماجرایی که تماشاگر به خوبی به زوایای وحشتناک اون واقف بود, به جذابیت روایت اضافه می کرد جوری که انگار حس می ... دیدن ادامه » کردی اون چیزی می دونه که تو نمی دونی و بیشتر برای شنیدن داستان اش مشتاق می شدی. "

شاید این همون داستان کلیشه و نخ نمایی باشه که یک روان پریش (محکوم) از جواب دادن و واکاوی شدن توسط روانشناسش طفره میره و اصلاً هم اینکه در آخر چی میشه که داستان خودش رو برای ما تعریف میکنه خوب ساخته و پرداخته نمیشه ، به شخصه از اول داستان متوجه شدم که با ماجرای پیچیده و روانپریش زیرکی (اسفند) سرو کار نداریم
۲۱ اسفند ۱۳۹۲
مونای عزیز, مرسی که خوندین... منم از دیدنتون اینجا خوشحالم بسیار:)


درسته... من هم این رو قبول دارم که تقریباً داستان کلیشه ی مقاومت یه روانپریش محکوم در برابر روانکاوش رو می دیدیم. و همین کلیشه از اول به تماشاگر می گفت که این مقاومتها آخرش به اعتراف ناخواسته ... دیدن ادامه » منجر می شه. انتظار برای این اعتراف برای من شیرین و در عین حال تلخ بود. جمله ام رو که اینجا کپی کردین متوجه شدم "نبود" رو "بود" تایپ کرده بودم!:) یعنی منظورم این بود که انتظار برای شنیدن داستانی که زوایای پنهان اش رو نمی دونستم از زبان کسی که یعنی جزو اون گروه بوده به خودی خود جذاب و تلخ بود برای من. همچنان مرسی که خوندین و مرسی از نظرتون.
۲۱ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واسه چهارشنبه بلیط میخاستم رزرو کنم تو بالکن. ولی نوشته زمانش به اتمام رسیده این یعنی چی دقیقا؟
یعنی صندلی ها فروش رفته
۲۱ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لذت بردم از یه نمایش خوب و یه عالمه آهنگ خاطره انگیز
زهره شاداب این را خواند
هدیه کاظمی و niloofar.Lotus این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای کاش از رضا یزدانی در این نمایش استفاده نمی شد! کاش قبل از ورود رضا یزدانی نمایش تمام می شد! رایسا آوانسیان آفرین!
هر خواننده دیگه ای انتخاب می شد نمی تونست این آهنگ فرهاد و اجرا کنه. از طرفی خانم دکتر هم باید به توانایی تخیل کردن دست میافت تا کنسرتی که شب دعوت بود و تو خیالش ازش لذت ببره . باز آقای یزدانی بهترین انتخاب بود با شرایط موجود.
۲۰ اسفند ۱۳۹۲
- فرهاد همه چیزو یه جور دیگه میخوند ...
۲۰ اسفند ۱۳۹۲
من از هواداران یزدون هستم البته به استثتای آلبوم آخر که عین سیلی خورد تو صورتم و تقریبا به زور با ٢ تا آهنگش ارتباط برقرار کردم ... ولی واقعا قبول دارم انگار نشد اون چیزی که باید میشد ، منم این به فکرم رسید که اگر همخوانان و کل گروه با هم یجوری ترانه رو اجرا ... دیدن ادامه » میکردن شاید بهتر میشد !
پ. ن
نظر شخصی :)
۲۰ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان شما اطلاع دارید بلیطای بالکن 3 برای 5شنبه چطور به فروش میرسه؟تیوال که نذاشته ایران کنسرت هم که غیر قابل خریده. :-؟
شقایق قربانی الیزه این را خواند
الان دیگه میشه خرید.
یه جور سیاست بود واسه به فروش رفتن بلیتای همکف
۲۰ اسفند ۱۳۹۲
مرسی از شما
دست اونام درد نکنه!!!
۲۰ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با کمبود بودجه، وقت، زمان کم باقیمانده اجرا و از طرفی تعریف بسیار دوستان از این کار موندم چه کنم! آیا DVD این کار هم مثل ترانه‌های قدیمی عرضه خواهد شد؟ امکان تمدید اجرا وجود داره؟
به شخصه معتقدم که اینجور کارها لطفش به این است که روی صحنه دید نه به صورت دی وی دی
۱۹ اسفند ۱۳۹۲
DVD ترانه های قدیمی 10 هزار تومنه!خب 15 تومن هزینه شه به صورت زنده ببینیم بنظرم خیلیییییی بهتره!!!
۱۹ اسفند ۱۳۹۲
کاش بعد عید یا خود عید هم اجرا داشتن.بعد سالها اجرای مورد علاقه م رو بین این همه آهنگهایی که هیچ علاقه ای به شنیدنشون ندارم(با احترام به تمام خوانندگان)پیدا کردم اونم با اینقدر زمان کم!وسط هفته اونم آخر سال چطور وقت کنیم :/ حیفه.کاش کارشون رو در قالبهای ... دیدن ادامه » دیگه هم ادامه بدن.
۱۹ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب من این کارو تماشا کردم و یکی از به یادماندنی ترین شب های زندگیم بود
آهنگ های انتخابی عالی بودن و خاطره انگیز
و یکی از نقاط قوتش به نظرم یاد کردن از فرهاد مهراد بود که عالی بود
اجرای موسیقی Back To Black از Amy Winehouse و Those Were The Days از Mary Hopkin توسط خانم شاکری فوق العاده بود و واقعا لذت بردم.
برام پر از خاطره شد همراه دوستان عزیزم ...

- فرهاد همه چیزو یه جور دیگه میخوند ...
من هم این کار رو تماشا کردم ... بنظرم این نظر حرف دل منم هست ... نقد موشکافانه و دقیقی بود .. ممنونم حامد جان
۱۹ اسفند ۱۳۹۲
اظهار نظر شما بسیار عالی بود، متشکرم دوست عزیز. معلومه مطالعه خوبی پیرامون موضوع داشتین.
۱۹ اسفند ۱۳۹۲
آهنگِ دُز وِر دِ دِیزِ مری هاپکین رو خیلی بهتر اجرا کرد. صداش دقیقا مثل خودش بود.:)
۲۰ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به تماشای کاری نشستم که تا همین هفته ی پیش به هیچ وجه قصد دیدنش رو نداشتم . اما به لطف نظرات خوب دوستان و دیدن لیست آهنگ های این کار ، دیگه مگه می شد مقاومت کرد و نرفت ؟
مگه تا حالا چند بار فرصت تماشای اجرای زنده ی آهنگ هایی رو داشتیم که با بعضی هاشون زندگی کردیم ؟
بازی اشکان خطیبی عزیز مثل همیشه خیلی عالی ، اما خوانندگیش به نظر من عالی نبود . البته به عنوان یک بازیگر ( نه خواننده ) خیلی خوب بود. آهنگ Melancholy Man که عاشقشم رو خیلی خوب خوند و تونست حس و حال عجیب این آهنگ رو انتقال بده.
اجرای Dance Me to the End of Love هم خیلی خوب بود و کلیپ ها و تصاویری که پخش می شد ، ادای دین جالبی بود به خیلی ها که جاشون خالی بود (بیشتر از همه باب دیلن) .
بازی و خوانندگی غزل شاکری رو دوست نداشتم.
Those Were The Days تنها آهنگی بود که وقتی غزل شاکری خوند ، واقعا لذت بردم. کلیپ ها خیلی خوب ... دیدن ادامه » بود. تصاویر خشن فیلم ها پارادوکس جالبی با ملودی شاد آهنگ داشت.
اما Back To Black که خیلی بی ربط بود و دلیل انتخابش رو نفهمیدم . خوندن این آهنگ خیلی سخته ونه متنش به موضوع خیلی ربط داشت و نه غزل شاکری خوب اجرا کرد . تازه مجبور بودند دست به خودسانسوری هم بزنند .
حضور رضا یزدانی رو هم درک نکردم . اومده بود تا هرچی تحریر بلده رو آهنگ فرهاد پیاده کند.

در کل همه چیز خیلی خوب بود و یاد خیلی چیزهای دوست داشتنی افتادیم . از دائی جان ناپلئون گرفته تا صورت زخمی ، حرفه ای ، فیل ، Bee Gees و مهمتر از همه Sound of Silence که اشکان خطیبی هی زمزمه می کرد و داغ اجراش رو به دلمون گذاشت.
در آخر یک تشکر خاص از اشکان خطیبی که سعی نکرد Imagine رو مثل جان لنون بخونه. کلن من یک غیرت خاصی رو جان لنون دارم و به نظرم این آهنگ رو فقط خودش می تونست مثل خودش بخونه. البته آهنگ این قدر فوق العادست که هر کسی هرجور بخونه ، بازم حس خوبی داره.


پ.ن : ای کاش پرده ی صحنه کمی بالاتر بود تا کسانی مثل ما که مرفهشون کمی درد داره و مجبورند که برن بالکن سه ، می تونستند صفحه نمایش رو کامل ببینند .
sanaz m.barin، niloofar.Lotus و مارال بنی هاشمی این را خواندند
Marillion، زهره شاداب، زهره طالبی، shadi60 و صادق این را دوست دارند
در نمایش ترانه های قدیمی آقای خطیبی در میان آهنگهایی که جسته و گریخته اجرا میکردند .. آهنگ Sympathy از گروه Rare Bird را هم اجرا کردند .. این اجرا به حدی زیبا بود که در آنزمان حدس میزدم اگر امکانی پیش بیاد میتونن اجراهای بزرگتر و باشکوهتری را ترتیب بدهند .. که به ... دیدن ادامه » وقوع پیوست :)
۱۹ اسفند ۱۳۹۲
جناب سینا گلی، سپاس فراوان
۲۱ اسفند ۱۳۹۲
و نظر من برعکس هست .. هر قسمت لطف خودشو داشت و قسمت پایانی با اجرای آقای یزدانی هم همینطور ..
۲۱ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش میشد از گروه خواهش کرد روز جمعه هم اجرا داشته باشن.امروزه اینقدر مردم پر مشغله هستن که weekend هم به زور جای خالی برای تفریح دارن.این اجرا یه یوگای اساسیه و مناسب weekend.خودمم دوس دارم 1بار دیگه برم.ینی هیچ راهی نداره؟ :-/
زهره طالبی و هدیه کاظمی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید