تیوال نمایش آخرین نامه
S3 : 18:34:34
  ۱۹ بهمن تا ۱۴ فروردین ۱۳۹۴
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۵ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: مهرداد کوروش نیا
: (به ترتیب ورود به صحنه) نوید محمدزاده، میثم نوروزی، پوریا رحیمی سام

: باران کوثری

: محمد قدس

: حسین ایرجی
: آروند دشت آرای
: فارس باقری
: محمد کوروش نیا
: علی شهبازی
: آرمان کوچکی
: حسن جودکی
: بهزاد اسحاقی، امین میرزا باقری
: مهرشاد کوروش نیا
: علیرضا حسینی

: 09307252095

 این نمایش پیش از این در اردیبهشت و خرداد سال ۹۳ در تیاترشهر به روی صحنه رفت و مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت. » اطلاعات، رسانه ها، و نظر تماشاگران آن اجرا

کاندیدای 5 بخش از جشنواره 29 ام تیاتر فجر
کاندیدای بهترین نمایشنامه ، کارگردانی مهرداد کوروش نیا
کاندیدای بازیگری مرد نوید محمدزاده
کاندیدای بازیگری مرد پوریا رحیمی سام
کاندیدای بهترین طراحی صحنه و برنده جایزه بهترین طراحی صحنه

بدلیل جضور بازیگر نمایش نوید مجمدزاده در پروژه کامنت به هیچ وجه تمدید نخواهد شد

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش آخرین نامه / عکاس: کیارش مسیبی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
«قرار» شهدای غواص با تئاتر گذاشته شد/ بازخوانی اسطوره‌ ایرانی
مهرداد کوروش‌نیا نمایشنامه «قرار» را که نگارش آن را بر اساس کشف پیکر شهدای غواص و بازخوانی یک اسطوره باستانی به پایان رسانده، به بخش نمایشنامه‌نویسی جشنواره سی و چهارم تئاتر فجر ارائه داد.
کوروش‌نیا درباره جدیدترین فعالیت خود در زمینه نمایشنامه‌نویسی در سال جاری به خبرنگار مهر گفت: به تازگی نگارش نمایشنامه «قرار» را بر اساس ماجرای کشف پیکر شهدای غواص ۸ سال جنگ تحمیلی به پایان رساندم. این اثر داستان پدری را روایت می‌کند که ۲۹ سال منتظر بازگشت فرزند‌ رزمنده‌اش بوده است.

وی ادامه داد: نمایشنامه «قرار» در عین حال بازخوانی یک اسطوره باستانی ایرانی نیز هست.

این نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر درباره برنامه‌ریزی برای اجرای صحنه‌ای نمایشنامه «قرار» یادآور شد: نمایشنامه «قرار» ... دیدن ادامه » را به بخش نمایشنامه نویسی سی و چهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر ارائه دادم. ضمن اینکه صحبت‌هایی نیز با مجموعه ایرانشهر و همچنین اداره‌کل هنرهای نمایشی برای اجرای عمومی این اثر داشته‌ام ولی هنوز وضعیت اجرای عمومی این اثر به قطعیت نرسیده است.

کوروش‌نیا افزود: طراحی صحنه، لباس، نور و پوستر نمایش «قرار» انجام شده و در صورت دریافت سالن و نوبت اجرا، به سرعت کار تمرین نمایش را آغاز می‌کنیم. این نمایش دارای ۵ شخصیت است که در صورت مشخص شدن وضعیت زمان و مکان اجرا، گروه بازیگری نمایش هم مشخص می‌شود.

وی در پایان با بیان اینکه نمایشنامه «قرار» ششمین نمایشنامه او با موضوع جنگ و دفاع مقدس است، اظهار کرد: نمایشنامه‌های «کابوس یک رویا» در سال ۸۲، «مانی» در سال ۸۳، «آقالیلا» در سال ۸۶، «آخرین‌ نامه» سال ۸۸ و «مادر اسفندیار» در سال ۹۱، آثاری هستند که با موضوع جنگ و دفاع مقدس نگاشته‌ام. قرار است نمایشنامه «مادر اسفندیار» در بخش نمایشنامه خوانی جشنواره تئاتر شهر در فرهنگسرای سرو خوانش شود.

مهرداد کوروش‌نیا که سرپرستی گروه تئاتر «بهمن» را عهده‌دار است، پیش از این نمایش‌های متعددی را همچون «آواز ستاره‌ها»، «درخت‌ها»، «آقالیلا» و «آخرین نامه» به صحنه برده است.
http://www.mehrnews.com/news/2908086/قرار-شهدای-غواص-با-تئاتر-گذاشته-شد-بازخوانی-اسطوره-ایرانی
مجتبی مهدی زاده و شاهین نصیری این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هفت ساله داریم میجنگیم تازه فهمیدیم جنگ بده...
عاااااالی بود
علی جعفریان، محمد قدس، راحله و حسین ایرجی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نامزد من بنویسه شما بفهمی ؟!
...
اصن حالا که اینطوره مامان شما بنویسه بابای من بفهمه !

تو کل اجرای نمایش خنده رو لب همه بود
ممنون از بازی های عالی :)
با کمال افتخار امروز موفق به تماشای این نمایش شدم
نمایشی خوب با فراز و فرودهای دوست داشتنی و یک پایان تراژیک.با اینکه به نظر من جزو نمایشهای فاخر و سنگین به حساب نمیاد ، اما با پردازشی روان و دیالوگهای طنز ، میتونه لحظات بسیار دلچسبی را برای تماشاگر بسازه.
بدون شک جزو معدود نمایشهایی هست که در طول یک ساعت اجرا همیشه لبخند روی لب شما خواهد بود و شوخی های این اجرا را فراموش نخواهید کرد.
و اما ستودنی ترین قسمت این نمایش بدون شک اجرای هر سه بازیگر بود که فوق العاده عمل کردند.
باز هم میگم این نمایش شاید اثر فاخر و با داستان پردازی ویژه ای نباشه، اما میشه از بازی های قوی و درون مایه ی طنز این نمایش لذت فراوانی برد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد امکان خرید سه روز تازه این نمایش از شنبه 8 تا دوشنبه 10 فروردین ماه با تخفیف وفاداری باشگاه پانید هنر (محمد قدس) همینک روی تیوال جای گرفت.
وحید هوبخت، pilot و کورش نبویه این را خواندند
علی کریمی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سالی پر از روزهای شاد
نوروزی خاطره انگیز
آرزوی گروه اجرایی " آخرین نامه "
برای همه ایرانیان
آغاز پیش فروش سه روز دیگر از اجرای نوروزی با تخفیف ویژه از ساعاتی دیگر در سایت تیوال
وحید هوبخت این را خواند
کمال محسنی، نیلوفر ثانی، آیدا خمان و Fdmahsa این را دوست دارند
درود بر شما ...
۰۵ فروردین ۱۳۹۴
ارادت
۰۵ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه دوستان تیوالی عزیز
از طرف خودم و گروه اجرایی آخرین نامه سال نو را به همتون تبریک عرض می کنم
امیدوارم در سال جدید به همه آرزوهای قشنگتون برسید
ارادتمند محمدقدس
سال نو بر شما مبارککک
۰۱ فروردین ۱۳۹۴
آقای قدس عزیز. نوروز را صمیمانه به شما تبریک میگویم. امیدوارم که سال جدید مثل سال های قبل، تئاتر های متنوع و زیبایی را مدیریت کنید. من سال 93، شما را در نمایش های صدای آهسته برف، آخرین نامه، مکبث (جشنواره فجر) و چند نمایش دیگر که الان حضور ذهن ندارم از نزدیک ... دیدن ادامه » دیدم و میدانم که بسیار فعال و کوشا هستید. امیدوارم که در سال جدید نیز این امکان برایم فراهم شود تا نمایش های شما را از نزدیک ببینم. فقط یک سوال ذهن مرا مشغول کرده که چرا نمایش های بعد از عید تماشاخانه ایرانشهر که در گیشه فروخته می شود، به هیچ وجه در تیوال اطلاع رسانی نمی شود تا ما بتوانیم از نظرات بقیه عزیزان استفاده کنیم. با تشکر فراوان
۰۵ فروردین ۱۳۹۴
نوروز مبارک محمد جان، جناب قدس خوشحال شدم اینجا یهویی اسم شما رو دیدم. سال خوب و پر تلاشی را برات آرزومندم. به امید دیدار
۰۸ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد اجرای نوروز این نمایش از تاریخ 6 فروردین ماه تا 14 فروردین ماه از سر گرفته خواهد شد علاقه مندان می توانند از ساعت 16 امروز بلیت با تخفیف خریداری کنند
وحید هوبخت این را خواند
حسین ایرجی و امین میرزاباقری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای ۲۱ اسفندماه نمایش "آخرین نامه" به بانو 'هما روستا' تقدیم شد.
همچنین حسین محجوب،محمدحسن معجونی،اسماعیل عفیفه،شهرام حقیقت دوست،فرزین صابونی،علیرضا آرا،محمد حمزه ای و بهرنگ علوی از هنرمندان حاضر در سالن بودند.
فقط تا بیست و پنجم اسفند ماه هستیم.
رزرو بلیت : 09307252095
خرید اینترنتی بلیت های نمایش "آخرین نامه" در سایت تیوال
http://www.tiwall.com/store/akharinnameh2
شخصیت... حیثیت... تربیت...:)))
راحت باش... راحت...
هااا افرین... راحت... (حرکت شلوار از مقصد به مبدا )
مقصد شلوار کجاش میشه؟ :)
مقصدشو بگی، مبداشو می تونم دیگه خودم حدس بزنم.
۱۷ اسفند ۱۳۹۳
وااااای، آیدا، دارم وسوسه میشم برای دیدنش.
۱۷ اسفند ۱۳۹۳
نازی جان خیلی خوب بود، من که خواستم به فاصله کمتر از 1هفته بازم ببینمش اما بلیط برای جای خوب نبود
۱۷ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد اجرای پایانی این نمایش روز دوشنبه 25 اسفندماه خواهد بود.
گروه کوهنوردی آبشارجوانی و فاطمه ایزدپناه این را خواندند
علی جعفریان این را دوست دارد
اى بابا گفتن تا ٢٨اسفند تمدید میشه من مى خواستم یه بار دیگه برم:-(
۱۴ اسفند ۱۳۹۳
من براى ١٩ اسفند سه شنبه بلیط گرفتم خیلیهاى دیگه هم خریدن یعنى چى؟ ١٨ تمومه؟ پس چرا بلیط فروختن؟
۱۴ اسفند ۱۳۹۳
با پوزش از شما منظور دوشنبه 25 اسفندماه بوده است که اشتباهی 18 اسفند نوشته شده بود.
۱۴ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهرداد کورش نیا عنوان کرد

تیاتر باران سالنی استاندارد با عمق صحنه مناسب است

مهرداد کوروش نیا:تماشاخانه تیاتر«باران» سالنی تقریبا به اندازه چهارسو دارد2اما2صندلی های این سالن، از سالن چهارسو استاندارد تر است، چرا که شیب این سالن از سالن چهارسو مناسب تر است و تماشاگر، کاملا به صحنه مسلط است.
مهرداد کوروش نیا، نویسنده و کارگردان نمایش «آخرین نامه» عنوان کرد: بهار سال ۸۸ قرار شد که نمایشنامه ای درباره جنگ ایران و عراق بنویسم. پس از آنکه طرح اولیه آن را نوشتم، به همراه نوید محمدزاده، میثم نوروزی و پوریا رحیمی سام، بر اساس طرح اولیه اتود زدیم و تابستان همان سال، متن اولیه نمایشنامه «آخرین بازی» آماده شد. پس از آن، به همراه فارس باقری، یک و یا دو جلسه بر روی دراماتورژی نمایشنامه «آخرین بازی» کار کردیم و با ایشان مشورت کردیم و نمایشنامه مقداری تغییر کرد.
وی در ادامه افزود: پس از آن و در هر اجرا، با بداهه پردازی هایی که از سوی بازیگران انجام می شد، این نمایش مقداری تغییر کرد تا به شکل کنونی رسید. البته این تغییرات همواره درحد دیالوگ و یاتغییرات جزئی در ری اکشن های بازیگران در چهارچوب کلی فضای اجرایی نمایش است. یکی از تغییراتی که در این نمایش اعمال شد، حضور صدای باران کوثری است. او این نمایش را دیده بود و از آن خوشش آمده بود، از این رو باران کوثری محبت کرد و به من پیشنهاد کرد تا در این نمایش حضور داشته باشد و ما هم از صدای ایشان به صورت پلی بک در این نمایش استفاده کردیم.
کارگردان نمایش «آخرین نامه» در مورد انتخاب آروند دشت آرای به عنوان طراح صحنه این نمایش توضیح داد: زمانی که نمایشنامه «آخرین بازی»، آماده شد، دیدم این نمایشنامه، بدل به نمایشنامه ای رئالیستی-کمدی با داستانی روان و شیرین شده است و دیدم اگر آن را رئالیستی و کلاسیک اجرا کنم، تبدیل می شود به نمایشنامه هایی که در طول این سی سال اجرا شده است و نمایشی تکراری می شود. از این رو به دنبال طراح صحنه ای خلاق گشتم. با چند نفر صحبت کردم اما آنها درگیر کار های دیگری بودند و سرانجام با آروند دشت آرای آشنا شدم و او هم محبت کرد و قبول کرد که طراحی صحنه این نمایش را بر عهده بگیرد.
وی در ادامه افزود: برای طراحی صحنه این نمایش، سه نکته برایم بسیار اهمیت داشت. اولین نکته این بود که می خواستم طراحی صحنه، تصویر ساز، بصری و خلاق باشد و نمایش را از فضای رئالیستی خارج کند، در وهله دوم، از آنجا که این نمایش سه بازیگر دارد و ارتباط خوبی هم با مخاطب برقرار می کند، مایل بودم وسایل صحنه، قابل حمل باشد تا بتوانیم به راحتی نمایش را در داخل و یا خارج از ایران اجرا کنیم. حتی به آروند دشت آرای گفتم که طراحی صحنه به صورتی باشد که تمام وسایل در صندوق عقب یک پراید جا شود و نکته سوم این بود که صحنه این نمایش طوری طراحی شود که کم هزینه و قابل اجرا باشد. در نهایت دکور نمایش، با ۸۰ استامبولی اجرا شد و میزانسن ها را بر اساس این طراحی صحنه، طراحی کردیم. بازیگران نمایش، باید به صورت هندسی بر روی این استامبولی ها راه بروند.
کوروش نیا در مورد شرایط اجرا در تماشاخانه «باران» عنوان کرد: از اجرای نمایش در این سالن بسیار راضی هستم، چرا که تماشاخانه «باران» سالنی بسیار خوب و استاندارد دارد. این سالن تقریبا به اندازه چهارسو است. عرض صحنه و عمق آن، بسیار مناسب است. صندلی های این سالن، از سالن چهارسو استاندارد تر است، چرا که شیب این سالن از سالن چهارسو مناسب تر است و تماشاگر، کاملا به صحنه مسلط است. البته این تماشاخانه تازه تاسیس است و به طبع کمبود هاییدارد اما به خوبی در حال تجهیز شدن است.
این نویسنده و کارگردان تئاتر در مورد چاپ نمایشنامه های خود، اظهار داشت: تا کنون برای چاپ نمایشنامه هایم اقدام جدی نکرده ام، چرا که امکان دانلود همه نمایشنامه هایم را بر روی وبلاگم قرار داده ام و دوستان کارگردانی که در شهرستان ها ساکن هستند، به راحتی می توانند آنها را دانلود کنند. البته تا کنون نمایشنامه «آخرین نامه» در مجموعه نمایشنامه های خانه تئاتر چاپ شده است و نمایشنامه «آواز ستاره ها» هم درمجموعه نمایشنامه های دانشجویی چاپ شده است و و هم توسط اداره فرهنگ و هنر ارمنستان، به زبان ارمنی چاپ شده است. البته تصمیم دارم برای چاپ نمایشنامه هایم اقدام کنم.
نویسنده و کارگردان نمایش «آقا لیلا»، تاریخچه گروه تئاتر «بهمن» را توضیح داد: من به همراه حسن جودکی و محمد کوروش نیا، سال ۷۸ گروه تئاتر «بهمن» را در شهر هشتگرد تاسیس کردیم و سال ۸۰ این گروه را به طور رسمی ثبت کردیم. در این ۱۲ سال، ۳۱ نمایش را برای عموم اجرا کرده ایم و در واقع گروه تئاتر «بهمن»، به طور میانگین، سالانه دو و یا سه اثر نمایشی را برای اجرا آماده کرده است.
مهرداد کوروش نیا، برنامه های آینده گروه تئاتر «بهمن» را تشریح کرد: برای سال ۹۴، دو و یا سه نمایش را برای اجرای عموم آماده می کنیم. نمایش «عزازیل»، نوشته و کارگردانی خودم و با بازی ستاره پسیانی، صادق ملک، پوریا رحیمی و علیرضا آرا وهمچنین نمایش «مرگ نویسنده» نوشته عباس عبدالله زاده و به کارگردانی حسن جودکی و با بازی امیر کربلایی زاده و تینو صالحی، برای اجرا آماده اند. البته در سال ۹۴، گروه تئاتر «بهمن»، ورک شاپ هایی نیز برگزار می کند.
نمایش «آخرین نامه» از۱۹ بهمن لغایت ۱۰ اسفند ماه، ساعت ۱۸:۰۰ وبه مدت ۶۵ دقیقه در تئاتر «باران» اجرا می شود.
نمایشنامه «آخرین نامه» را مهرداد کوروش نیا، نوشته و کارگردانی کرده است. نوید محمدزاده، میثم نوروزی و پوریا رحیمی سام بازیگران نمایشند و باران کوثری به عنوان صداپیشه در این نمایش حضور دارد. آروند دشت آرای طراح صحنه نمایش است که در بیست ونهمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر، جایزه بهترین طراحی صحنه را برای این نمایش، از آن خود کرده است.

» تا ۳ پاسخ



بابک موذنی این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوبم
خوبی
آش رشته
شد نامزدبازی؟!!
این دیالوگ بی نظیر
۱۲ اسفند ۱۳۹۳
-خوبی؟
-خوبم
-نامزدمی؟ :)
۱۵ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی بسیار زیبا جذاب با بازی نوید محمد زاده عزیز
این نمایش که یک کمدی مستمر است ... از ابتدای آن تا انتها لبخند می زنید و یا می خندید ...
بازی نوید محمد زاده روان و پر انرژی است .... بازیگران مکمل هم به خوبی با نوید هماهنگ هستند و این هارمونی این نمایش را جذاب و دیدنی کرده است. دکور صحنه ساده اما هوشمندانه انتخاب شده است ...از یک ظرف خاص به عنوان اسلحه دوربین و ... استفاده می شود .. بدون تردید نقطه قوت این کار بازیگران آن هستند و نقطه ضعف آن تغییر ناگهانی نمایش نامه از حالت کمدی آن هم در انتها به یک سبک تراژدی است ... شاید این همه کمدی برای این نمایش زیاد باشد .. به هر روی نمایش خیلی خوبی بود در کل از 20 17 رو میگیره ...
متاسفانه، بدبختانه، دلخراشانه......

پ.ن
نوید محمدزاده دم شما گرم :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نقد نمایش “آخرین نامه”
علیرضا نراقی- بیایید شناخت جهان نمایش “آخرین نامه” نوشته و کار مهرداد کوروش‌نیا را از لایه بیرونیش آغاز کنیم و سعی کنیم داستان آن را اینگونه تعریف کنیم: سه نفر در محیطی قرار دارند که برای عبور و مرور باید از روی کاسه‌های فلزی نسبتاً بزرگی رد شوند، زمین آنها این کاسه‌های فلزی است. هر کدام از آنها می‌توانند به شکل خاص خود از این کاسه‌های فلزی استفاده کنند؛ اولی تنها می‌تواند از پشت این کاسه‌ها استفاده کند، دیگری از درون کاسه‌ها و سومی هم از فضای به وجود آمده در بین آنها استفاده می‌کند.

آنکه پشت کاسه‌ها حرکت می‌کند فرمانده است و دو فرد دیگر سرباز. حال نمایش زمانی آغاز می‌شود که همه کاسه‌ها به پشت هستند. این وضعیت فیزیکی و بیرونی با حرف‌هایی که از ابتدا برای توجیه سرباز نسبت به موقعیتش توسط فرمانده گفته می‌شود ... دیدن ادامه » تا جایگاه خود و فضایی که در آن قرار دارد را – البته از چشم فرمانده- بشناسد، تکمیل می‌گردد؛ شناخت جایگاه خود و ارشد را علاوه کنید به جغرافیای نمایش که مرز بین دو کشور در حال جنگ است (مهران). جنگ رویارویی نظامی دو نیروی متخاصم است و رویکرد نظامی اساساً برای استقرار، استحکام و پیروزی چیزی جز جایگاه، سلسله مراتب و نظم نمی‌شناسد. حالا سربازی آمده برای اینکه جایگزین سریاز قدیمی‌تر شود، سرباز جدید اما می‌خواهد زود برود، هم تاریخ ترخیصش نزدیک است و هم نامزدی دارد در نقطه‌ای دور دست (گیلان) که منتظر اوست و فرمانده می‌خواهد برای رها کردن سرباز مطمئن شود که او راست می‌گوید.کاسه‌های فلزی یک شکل‌اند، اما کاربردهای متفاوتی دارند، وابسته به نیاز آدم‌های نمایش دوربین، بی‌سیم، جعبه، اسلحه می شوند و… این کاربری‌های قراردادی گاهی کاسه‌ها را واقعاً کاسه‌ای می‌کند برای شستن پا و سر، اما پیشتر نمایش آنها را از کاسه بودن تهی کرده و از وجود فیزیکی این شئی فراتر رفته است. همین فراروی است که قراردادها و نوع استفاده بازیگران را مهم می‌کند و شئ به کار رفته را نیازمند تعاریف مقطعی می‌کند به گونه‌ای که حتی اگر بناست کاسه واقعاً کاسه باشد، باید دوباره توسط بازیگر تعریف شود. ما مواجه با فضایی ساخته شده از اشیائی یکسان اما در واقع متغیر هستیم؛ یک شکل، اما سیال و دگرگون شونده؛ درست مثل آدم‌ها در جنگ.

آدم‌های نمایش “آخرین نامه” تیپ‌هایی نمایشی‌اند؛کلی‌اند، خصوصیت یا ویژگی شخصیت‌پردازانه خاصی ندارند، عادات کلامی و رفتاری دارند اما شخصیت نیستند. یک شکل‌اند درست مثل کاسه‌ها. درست است که یکی فرمانده است و دیگران سرباز، اما این به معنای تفاوت نیست، تنها نشانگر موقعیت آنها در نظم پیشینی و تصنعی است. جنگ آدم‌ها را از سویی یک شکل و متحد می‌کند، آن بخش پشتیبانی و آمادگی، در محیط نظامی برای تفوق در جنگ، از همه‌ی آدم‌ها با هر خاستگاهی موجوداتی یکجور می‌سازد، اما جنگ خود تاب این یکسانی را ندارد، چرا که انسان‌ها در برابر مرگ، تنهایی، دلتنگی، غربت و ترس متفاوت و رنگارنگ هستند، تغییر می‌کنند و تغییر می‌دهند و این تغییر، موقعیت‌ها را زیر سؤال می‌برد و دگرگون می‌کند. اینجاست که آن نظم سربازخانه‌ای، تمام آن پشتیبانی‌ها و آموزش‌ها شوخی کودکانه، ظاهری و پوسته‌واری بیش نخواهد بود. همین مایه درونی است که پوستین نمایش مهرداد کوروش‌نیا را هم کمیک کرده است، چون نقطه عزیمت نمایش در خوانشی که اینک ما از آن داریم همین جایگاه و برابری جایگاه‌هاست و البته رسیدن به دگرگونی این جایگاه‌های خنده‌دار.ینگونه فیزیک، صحنه و میزانسن نمایش به جهان درونی آن و ارتباط آدم‌ها پیوند می‌خورد. در خوانش نمایشی چون “آخرین نامه” لایه بیرونی است که منتهی به زبان و نسبت آدم‌ها و در نهایت رویکرد اثر به موضوعش می‌شود. داستان از کلمات و آدم‌ها شروع نمی‌شود، یلکه از کاسه‌های فلزی و تغییر تدریجی‌شان است که شکل گرفته و رشد می‌کند. نقطه عطف نمایش” آخرین نامه” در نامه نامزد رحمان (همان سرباز جدید) به رحمان یا رحمان به نامزدش و نوع نوشتن و خواندن هر یک از آنها که با تفصیل و جزئیات و لحظه‌های کمیک همراه است، نیست؛ یلکه نقطه عطف زمانی است که رحمان و اسماعیل به عنوان دو سرباز همه‌ی کاسه‌ها را به حالت عادی (به پشت) برمی‌گردانند و امکان راه رفتن و حرکت فرمانده را از این طریق می‌گیرند. این پیشی گرفتن فیزیک و بدنه صحنه، بر هر عنصر غیر جامد دیگر به معنای ورود از همین مظاهر بیرونی اندک به درون جهان اثر است. پس از این چینش است که فرمانده از زندگی، تجربیات شخصی، عشق و زندگی خانوادگی، تنهایی و انگیزه‌اش برای آمدن به جنگ می‌گوید. اینجاست که همه‌ی جایگاه‌ها، نسبت فرمانده و سرباز، ارشد و تازه وارد فرو می‌ریزد و همچون ظاهری سست و بی‌بنیاد جای خود را به موقعیت و درونیات واقعی آدم‌ها می‌دهد. از این لحظه است که اساساً جهان درونی متن کامل می‌شود و همه پراکندگی داستانی، وقفه‌ها در ریتم، روایت و حتی ادامه نه چندان لازم داستان به حاشیه می‌رود.
مریم رودبارانی، وحید مقدم، بهنوش قرائی و attar این را پاسخ داده‌اند
این پست امکان ابراز علاقه نداشت! پس همینجا می نویسم که دوست دارم. تحلیلتان از طراحی صحنه خوب و گویاست و همینطور اشاره به تیپ سازی. که درست همان چیزی است که نشان می دهد چرا با شخصیت پردازی کمی پیچیده تر این کار می توانست بسیار بهتر باشد.
۱۱ اسفند ۱۳۹۳
مممنونم ... بسیار زیبا توصیف کردید..
۱۱ اسفند ۱۳۹۳
attar
بسیار زیبا. یه فرد کاملا عادی هستم که شناختی از سبک های تاتر ندارم ولی در بین نظرات این اجرا و اجراهای گذشته بدنبال توضیح استفاده از استانبولی ها و صحنه به (نظر من ) خلع سلاح کردن فرماتده از قدرت توسط دو سرباز و تغییر ناگهانی لحن و گفتارش بودم که در نوشته ... دیدن ادامه » شما یافتم .ممنون
۱۳ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای دو نمایش روی صحنهِ تماشاخانه تیاتر باران تمدید شد
اجرای نمایش‌های«آخرین نامه» و«سیستم گرون هلم» در تماشاخانه تیاتر باران تمدید شد.
اجرای نمایش‌های«آخرین نامه» به نویسندگی و کارگردانی مهرداد کورش نیا و «سیستم گرون هلم» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی تمدید شدند.
به گزارش روابط عمومی تیاتر باران ، «آخرین نامه» که از 19 بهمن ماه، در این تماشاخانه به صحنه رفته به دلیل استقبال مخاطبان تا 28 اسفندماه ، به اجرای خود ادامه خواهد داد و روزهای ۱۴ و ۱۵ اسفند ماه دو اجرایی می شود.
نمایش «آخرین نامه» نوشته مهرداد کورش نیا،روایتی از جنگ تحمیلی است که بدون اشاره مستقیم و بهره بردن از کلیشه‌های مرسوم تلاش کرده در فضایی مفره و کمیک رویکردی عام و جهان شمول به جنگ کند؛ بومی باشد و در عین حال به قول نویسنده و کارگردانش مهرداد کوروش‌نیا، تعمیم پذیر. ... دیدن ادامه »
نمایش « آخرین نامه» هر روز غیر از شنبه ها ساعت 18 با بازی نوید محمدزاده، پوریا رحیمی سام ، میثم نوروزی در تیاتر باران میزبان علاقه مندان تئاتر خواهد بود.
علی جعفریان این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد و بررسی نمایش «آخرین نامه» نویسنده و کارگردان «مهرداد کوروش‌نیا»؛ «حسین حلاجی¬زاده»
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/8873-2014-06-22-04-28-29.html

تئاتر «آخرین نامه» نوشته و کار مهرداد کوروش‌نیا تا پایان خرداد 1393 در سالن سایه‌ی مجموعه‌ی تئاتر شهر بر روی صحنه بود.
دیگر عوامل این اثر عبارتند از:
بازیگران: نوید محمدزاده، میثم نوروزی، پوریا رحیمی سام
مشاور کارگردان: محمد کوروش‌نیا
مشاور نویسنده: فارس باقری
آهنگساز: علی شهبازی
طراح صحنه: آروند دشت آرای
درباره‌ی اثر
تئاتر «آخرین نامه» اثری صریح، پویا و در عین حال مفرح و تاثیرگذار است. داستان اثر در دوران جنگ تحمیلی و در یکی از مناطق دورافتاده‌ی جنگی می‌گذرد. کشاکش اصلی داستان، میان فرمانده‌‌ی دسته و دو تن از سربازان تحت‌امر وی رخ می‌دهد. این دسته‌ی کوچک که در حقیقت دیده‌بان هستند، در منطقه‌ای دورافتاده، وظیفه دارند تا تحرکات دشمن را رصد کرده و گزارش دهند. میان فرمانده‌ی دسته و سربازان تحت امرش، به فراخور موقعیت‌های زمانی، مجادلات کلامی‌ای شکل می‌گیرد که اساساً حول محور شکاف فرهنگی و تفاوت سنی آن‌ها بروز و نمود پیدا می‌کند. این محاورات، با قلم شیوا و ملیح مهرداد کوروش‌نیا، تمی مفرح پیدا کرده است که با داشتن رویه‌ای کمیک، در زیرساخت‌های عمیق آن، مفاهیمی عمده، چونان عشق، تعهد، جوانی، زندگی، جنگ، صلح و مرگ نهفته است.
آخرین‌نامه، به‌مدت 100 دقیقه، بی‌وقفه مخاطب را می‌خنداند و از ورای این خنده‌های عمیقاً معنادار، وی را با دنیای مفاهیم عمده‌ی انسانی درگیر می‌کند. مفاهیمی که زیر آوار فریب و منفعت‌طلبی، اینک شاید رنگی متفاوت و کارکردی گوناگون به خود گرفته است.
آخرین‌نامه، اما این لایه‌های عاریتی را از روی این مفاهیم عمیقاً انسانی کنار می‌زند و از زبان انسان‌هایی ساده، بی‌ریا و عمیقاً رمانتیک، به بازتعریف آن‌ها همت می‌گمارد.
این انقلاب در مفاهیم، زمانی‌که تماشاگر سالن اجرا را به قصد عزیمت به ناکجا آبادِ بیرون ترک می‌کند، تازه رخ می‌نمایاند. به ناگاه تماشاگر سرمست و خندان داخلِ سالن نمایش، در فضای پر سر و صدای بیرون، با مفاهیمی که در نمایش دیده است مواجه می‌شود و اینک آن زمانی‌است که درمی‌یابد، در این 100 دقیقه به خویشتن خویش می‌خندیده است. به جامعه‌ای بیمار می‌خندیده است که به بهانه‌ی جنگی چندین ساله، بسیاری از مفاهیم انسانی را وارونه کرده و یا از معنا تهی نموده است.
آخرین‌نامه ... دیدن ادامه » مرثیه‌ای مفرح است برای مردمانی که اینک، گرفتار در طوفان تغییرات سریع اجتماعی، همچنان میان ایده‌آل‌های شخصی و ایدئولوژی رسمی، معلق مانده‌اند.
در سالن نمایش، مخاطبان، به مفاهیم عشق، ساده‌دلی، ناموس، وطن، مرگ و زندگی و بسیاری دیگر از مفاهیم انسانی که اثر آن‌ها را واکاوی می‌کند می‌خندد و آنگاه که پای در اجتماع بیرون می‌گذارد، با عمق فاجعه مواجه می‌شود‌! آیا جنگ مقدس است؟ آیا وطن ناموس است؟ آیا ناموس عشق است؟ آیا عشق ناموس است؟ آیا من عاشقم؟ آیا عشق را فهمیده‌ام؟ آیا واژگان رهروان عشقند و یا سازندگان عشق؟ و از این قسم پرسش‌ها، چه بی‌شمار به ذهن مخاطب هجوم می‌آورند!
آیا آخرین‌نامه، اینک، سال‌ها پس از جنگ می‌تواند آخرین جواب برای زندگی باشد؟
درباره‌ی متن
نمایشنامه‌ی «آخرین‌نامه» در قالب رئالیسم نگاشته شده است، اما تلفیق موقعیت‌های کمیک، در بافت زبانی با عمق تراژیک اثر در لایه‌های زیر آن مفهومی نئورئالیستی به اثر بخشیده است و این دوگانگیِ به هم فشرده‌ی قالب به آن این امکان را داده است تا درک مخاطب از مفاهیم ارائه شده را آشنایی‌زدایی کرده و تعریفی بدیع را از آن‌ها به‌دست دهد. قصه‌ی نمایشنامه، ابتدا به ساکن، ایستا است و حول تفاوت کاراکترها به لحاظ فرهنگی و جبر جغرافیایی پرسوناژها شکل می‌گیرد اما با ورود کاراکتر رحمان به داستان، فراخ می‌شود و دامنه‌ای از مفاهیم عمده‌ی انسانی از عشق تا جوانی، از جنگ تا صلح، از غیرت تا ناموس و از زندگی تا مرگ را در بر می‌گیرد.
رحمان، جوانی ساده‌دل از خطه‌ی شمال ایران است. وی که روزهای آخر خدمتش را می‌گذراند، به دسته‌ی دیده‌بانی منتقل شده است و باید چند روزی را آنجا بگذراند تا نامه‌ی ترخیصش برسد. از آن‌سو، وی در روستای خود با دختری نامزد است و از وی نامه‌ای دارد که معشوق در آن نامه با جملاتی ساده و معمولی، از احوال جوان عاشق، سراغ‌گیری کرده است. رحمان از فرمانده می‌خواهد تا نامه را بخواند تا مطمئن شود وی گرفتار عشق است و برای همین عشق هم باید زنده بماند. فرمانده که مردی سی‌ساله و عیالوار از خطه‌ی کردستان است، چونان خود رحمان سواد خواندن ندارد و لذا خوانش نامه به ناچار به اسماعیل که جوانی 15 ساله و اهل تهران است واگذار می‌شود. مطالب نامه چنان ساده‌انگارانه است که جز خودِ رحمان آن دو دیگر هیچ نشانه‌ای از عشق در آن نامه نمی‌یابند. نکته‌ی اساسی دقیقاً همین‌جا رخ می‌نمایاند. رحمان، همواره با کلماتی ساده و جملاتی معمول با معشوق حرف زده است و در مقابل نیز از معشوق هم همان بازخورد را دیده است. اینجاست که فرمانده‌ی بیسواد، از زبان رحمان و به قلم اسماعیل و البته مشارکت اسماعیل در جمله‌بندی‌ها، نامه‌ای یکسره متفاوت به معشوق می‌نویسد و در آن از زیبایی‌های یار داد سخن می‌دهد. (تمام نمایشنامه، با لوندی‌ها و تلمیح‌های نویسنده بسیار مفرح شده است علاوه بر آنکه در خلال این لوندی و طنز از مفاهیم عمده‌ی انسانی، بازتعریفی بدیع صورت گرفته است) روزهایی بعد، نامه‌ای از معشوق در جواب نامه‌ی عاشق به‌دست رحمان می‌رسد. در این نامه‌ی دوم، معشوق هم همپا با عاشق با کلماتی یکسره متفاوت با عاشق سخن رانده است. چشمش را پلنگ و لبش را گوجه‌سبز تشبیه کرده است. در اینجاست که برندگی کلمات رخ می‌نمایاند و این مطلب هویدا می‌شود که چگونه عشق یا زندگی و حتی مرگ را می‌توان در قالب کلمات غلیظ یا رقیق کرد. حال رحمان که این جملات پر از احساس و شهوت را می‌شنود، غیرتی شده و نامه را می‌قاپد. او که خوانش نامه‌ی اول از سوی اسماعیل برایش بی‌اهمیت بود و حتی خود پیشنهاد خوانش آن‌را داده بود اینک نامه‌ی اخیر را در آغوش می‌کشد، گویا پیکر معشوق است که در میان کاغذ خفته است و او می‌باید او را از هر چشم نامحرمی پنهان کند.
این پارادوکس، در تمامی طول اثر در موقعیت‌ها و در مورد موضوعات و مفاهیم عدیده به‌گونه‌ای صریح و لوند و البته رندانه بالانس می‌شود و از خلال دیالوگ‌ها و موقعیت‌های گوناگون کلامی و حوادث در حال رخ داد، تعریفی متفاوت از عشق، ناموس، وطن، جنگ، صلح، زندگی و مرگ و... ارائه می‌دهد. از یک‌سو خنده‌ی مخاطب را در بر دارد و از سوی دیگر همان خنده‌های سرخوشانه، زهرخندی می‌شود و مخاطب را در تار و پود مفاهیم و واژه‌ها گرفتار می‌کند و شک دارم که به این زودی‌ها رهایش کند.
چارچوب اساسی متن بر شاکله‌ی طنز استوار گشته است و داستان نمایشنامه بر اساس پارادوکس‌های کلامی و شخصیتی کاراکترها حول محور مفاهیم مطرح شده طراحی و تبین شده است. این شیوه‌ی پارادوکسیکال، تا پایان با زبردستی حفظ شده است. شخصیت‌های نمایشنامه نیز زیر سایه‌ی همین شیوه‌ی پارادوکسیکال قالب زده شده‌اند. آن‌ها در مواجهه با هم و نیز با خود راهی را می‌روند، کلامی را می‌گویند و موقعیتی را ایجاد می‌کنند و سپس با تکرار همه‌ی آنچه گفته‌اند یا انجام داده‌اند، به تصحیح گفته‌ها و کردارهای خویش می‌پردازند. هیچ‌کدام از آن‌ها بر اعمال و گفتار خود تعصبی احمقانه ندارند و هرکدام که دریابند که دیگری درست می‌گوید و یا درست عمل می‌کند، بی‌درنگ می‌پذیرند و همراه آن دیگری می‌شوند.
نمایشنامه‌ی آخرین‌نامه، در بخش دیالوگ‌نویسی هم، سر و قامتی استوار و رفیع دارد. دیالوگ‌ها بی‌آنکه مبتذل و یا سطحی‌نگر باشند، طناز و البته عمیق هستند. گفتگوها در وجهی دوگانه نگارش شده‌اند. در بافت بیرونی مفرح هستند و در وجه درونی، بسیار عمیق، اثر گذار و در بسیاری مواقع حتی تلخ! و این تلخی هم حتی آزاردهنده نیست.
«اساسی‌ترین نکته در بخش نمایشنامه‌ی آخرین‌نامه، انسجام حوادث قوام شخصیت‌ها و استحکام دیالوگ‌هاست.»
در این نمایشنامه ما با نویسنده‌ای مواجه‌ایم که بسیار زندگی کرده است و یا زندگی‌های بسیاری را دیده است اما بدون شک و به‌طور قطع و یقین مهرداد کوروش‌نیا، زندگی را با تمام وجوه تلخ و شیرین آن و با تمام فراز و فرودهای آن می‌شناسد. وی انسان را درک کرده است. انسان‌های کوروش‌نیا، طیفی از رنگ‌های ملایمند. خشمشان آنی، لطفشان ماندگار، زجرشان دائمی، تلاششان پیگیر، عشقشان زمینی، زندگیشان در فراز و فرود و مرگشان ناشناخته و گنگ است و بسیار چیزهای دیگرشان نه آنچنان شور است و نه آنچنان بی‌نمک. آدم‌های کوروش‌نیا، ملموسند. از جنس خود مایند. در دم زندگی می‌کنند. ترس‌هایشان در حد و قواره‌ی وجودیشان است و آرزوهایشان هم در ابعاد قامتشان واقعی‌ست. شعارزده و احمق نیستند. ایدئولوژیست نیستند و اساساً قربانیان ایدئولوژی‌ها شده‌اند.
نمایشنامه‌ی آخرین‌نامه اثری مستقل از اجراست. از آن‌دست آثار ادبیات نمایشی‌ست که می‌شود آن‌را در دست گرفت و فارغ از اجرا آن‌را خواند، خندید، فهمید و از آن لذت برد.
آخرین‌نامه، واکاوی مفاهیم عمیقاً انسانی‌ست، از زبان ساده‌ترین انسان‌ها!
درباره‌ی اجرا
آخرین‌نامه، در اجرا ساختارشکنانه است. این نمایشنامه را می‌شد به همان شکل که نگارش شده بود اجرا کرد اما چنین نشده است. کارگردانی اثر به‌گونه‌ای است که حس عدم امنیت و قطعیت را به‌خوبی به مخاطب منتقل می‌کند. میزانسن‌ها در عین اینکه سهل‌الاجرا هستند، نوعی سنگینی و متانت را نیز در خود دارند و این دوگانگی در ترسیم حرکات در صحنه، از یکسو خنده‌دار و از سوی دیگر چشم‌نواز شده است و تأکید نگارنده هم بیشتر به سویه‌ی دوم میزانسن‌هاست آنجا که حرکات بازیگران در صحنه‌ی نمایش چشمگیر می‌شود، در میان خنده‌ها و طنازی‌های متن، عمق تراژیک متن مستتر شده است و این استتار به درستی با حرکات سنگین و محتاط بازیگران پیوند خورده است.
میزانسن‌های ساختارشکنانه‌ی اجرا، جدا از طراحی صحنه‌ی «آروند دشت آرای» نیست و بلکه حتی می‌توان ادعا کرد که طراحی کنستراکتیویستی- مینی‌مالیستیِ دشت آرای، ابتدای به ساکن پیش‌زمینه‌ی بسیاری از ایده‌ها هم در طراحی میزانسن و هم در طراحی روابط میانِ بازیگران گردیده است. «استانبولی‌های» بسیار و براق که بر روی صحنه فرش شده‌اند، از یک‌سو به‌درستی فضای میدان مین را ترسیم کرده است و از سوی دیگر در مفهوم حس ناامنی در میدان جنگ را به مخاطب منتقل کرده است. بازیگران بر روی آن‌ها راه می‌روند و با هم دیالوگ می‌کنند و حتی در قالب اسلحه نامه‌ی رحمان بیسیم فرمانده و دوربین دیده‌بانی از همان استانبولی‌ها استفاده می‌شود. گاهی تفنگ می‌شوند و گاهی نامه‌ی رحمان و این هر دو شلیک می‌کنند، یکی مرگ را و دیگری زندگی را. گاهی بیسیم می‌شوند و گاهی دوربین و این هردو پیامی از دور دارند و یا پیامی را از دور می‌گیرند، یکی تصویری و آن دیگری صوتی.
نکته‌ی اساسی در این اجرا دوگانگی کارکردهاست. گاهی واژگان کارکردهای دوگانه دارند (مفاهیم در پیوند با هم معنا می‌شوند؛ مرگ در کنار زندگی) و گاهی ابزار. (همان استانبولی که تفنگ است، نامه‌ی معشوق می‌شود) و اوج این دوگانگی در خود شخصیت‌های نمایش است. فرمانده که از طبقه‌ای محروم و زجرکشیده است در عین حالی که می‌خواهد در مقام فرمانده، عقده‌ی سال‌ها محرومیت را سر سربازان خالی کند، خود به مثابه‌ی رفیقی شفیق از زبان رحمان و با قلم اسماعیل برای نامزد رحمان نامه‌ی عاشقانه می‌نویسد. اسماعیل که پسری تهرانی است و با عشق‌های جوانی آشنایی دارد، غمخوار رحمان می‌شود و رحمان هم که جوانی ساده‌دل و روستایی‌ است، نوستالوژی فرمانده را درک می‌کند، آن‌هنگام که وی از خاطرات دوران نامزدیش با دختر خاله‌اش می‌‌گوید.
تمامی اجزای اجرا در پیوند با متنِ اثر، بدیع و موفق چیدمان شده و در نهایت منجر به خلق اثری درخور تحسین گشته است، تنها در میان همه‌ی این محاسن، دو نکته بر پیکر اجرای این اثر زیبا خدشه وارد کرده است:
1 – بازیگر نقش فرمانده در لحظاتی‌که تماشاگران تحت‌تأثیر نمایش قرار گرفته‌اند، کنترل خود بر نقش و تسلطش را بر بلندای صدا از کف می‌دهد و در بسیاری از جاهای اجرا، بی‌دلیل فریاد می‌زند و یا بیش از حد لزوم فریاد می‌زند. برخی از دیالوگ‌ها هم که کردی‌ست، الکن بیان می‌شود و در هیاهوی تماشاگران گم می‌شود. از این دو مورد که بگذریم در مجموع، بازیِ بازیگر نقش فرمانده قابل‌تحسین است.
2- ضعف دیگر مربوط به بازیگر نقش اسماعیل است. وی بیش از آنکه شخصیت نقش خود را شناخته باشد و سعی کرده باشد تا با افزودن برخی اضافات و البته شاخصه‌ها به نقش، کاراکتر آن‌را عمیق نماید، در قید و بند شیوه‌ی بازیگری گرفتار آمده است. با دیدن نقش‌آفرینی وی، به‌وضوح می‌توان دریافت که وی تحت‌تأثیر شیوه‌ی استانیسلاوسکی تنها نقش را برای خویش بازتعریف و بازآفرینی کرده است و اجرای آن‌را شدیداً حسی نموده است، منتها این اجرای حسی چنان تکنیکی است که عمیق نشده است به‌گونه‌ای که تماشاچی ابتدا تکنیک بازیگری را در نقش اسماعیل می‌بیند و سپس پرسوناژ اسماعیل به‌چشم مخاطب می‌آید.
از این دو مورد که بگذریم، تئاتر «آخرین‌نامه» هم در متن و هم در اجرا اثری قابل‌تأمل، مفرح، تاثیرگذار و عمیقاً انسانی است.■
گفته شده:
نمایشنامه‌ی «آخرین‌نامه» در قالب رئالیسم نگاشته شده است،

کاملا اشتباه است. شاخه اصلی رئالیسم در ادبیات آشکار کردن پستی و زشتی است. هیچ بخشی از این نمایشنامه به زشتی و پستی هیچ چیز (حتی جنگ) نمیپردازد.
برعکس این نمایشنامه فوق العاده آرمانگرایانه ... دیدن ادامه » است. آرامانگرایی در ادبیات با ستایش اصول و پدیده های اخلاقی و آرمانی همراه است. مولفه های ذکر شده مانند عشق و ناموس و وطن آرمان هستند. همچنین نمایش ایثار و ازخودگذشتکی به عنوان ارزش اخلاقی نیز نمونه دیگری از پیروی از سبک آرمانگرایی یا ایده آلیسم است که در مقابل رئالیسم قرار دارد.
۱۱ اسفند ۱۳۹۳
گفته شده:
تلفیق موقعیت‌های کمیک، در بافت زبانی با عمق تراژیک اثر در لایه‌های زیر آن مفهومی نئورئالیستی به اثر بخشیده است.

این نخسین بار است که میبینم برای یک نمایشنامه واژه "نئورئالیستی" به کار گرفته شده است.
اما چرا آخرین نامه به هیچ عنوان پیرو نئورئالیسم نیست؟
از منظر هنرهای نمایشی شاخصه های سبک نئورئالیسم عبارتند از:
1- استفاده از میزانسن های طبیعی و واقعی
2- عدم استفاده از نورپردازی در خلق میزانسن
3- استفاده از نابازیگران جهت تلقین حس واقعی بودن
4- ... دیدن ادامه » نماهای نامتقارن، زشت و ناآراسته

که مشخصا آخرین نامه در اجرا به هیچ عنوان پیرو نئوررئالیسم نیست.

اما از نظر محتوایی شاخصه های نئورئالیسم چیست؟
1- برشی از زندگی روزمره و روزمرگی
2- پرداختن به معضلات اجتماعی خصوصا معضلاتی که ریشه در فقر دارند
3- توجه به فقر با رویکردی سیاسی و ضدجنگ
4- اجتناب از وقایع و قهرمانهای خارق العاده
5- تصویر بیرحمانه بودن زندگی

باز هم با عنوان همین چند شاخصه مشخص میشود که ارتباطی بین آخرین نامه و نئورئالیسم نیست. پرداختن به واقعیت پست و زشت جنگ میتوانست این اثر را پیرو رئالیسم جلوه دهد. همچنین تصویر کردن وقایع بیرحمانه در جنگ نیز آنرا به نئورئالیسم نزدیک میکرد. مثلا یک واقعیت بیرحمانه در جنگ این بود که سربازان 30 ساله در خط نبرد دنبال نوجوانان 15 ساله میکردند! اگر نویسنده تمایل داشت یک اثر نئورئالیستی خلق کند جای تکرار شعارهای آرمانگرایانه ی ایثار و فداکاری به چنین واقعیتی میپرداخت و فضای جنگ را به جای مضحک بودن ترسناک و کثیف تصویر میکرد.
ضمنا تکرار میکنم که هیچ نمود تئاتری از نئورئالیسم وجود ندارد و خواهشمندم اگر چنین نمودی وجود دارد مصداق آنرا بیان کنند.

منبع:
شناخت سینما ؛ لوییز جانتی
سینما چیست؟ ؛ آندره بازن
۱۱ اسفند ۱۳۹۳
از این تحلیل مفصل، دقیق و با صبر و حوصله لذت بردم. اما اگر بشود بر نقد نقدی وارد کرد، جسارتا یکی دو نکته عرض کنم. اول اینکه من هم با اصطلاح نئورئالیسم جا خوردم که چون نظر آقای کیارش درباره اش هست دیگر توضیحی نمیدهم. در ضمن هرچند در سالن شاهد بودم بسیاری ... دیدن ادامه » همه لحظات را طنزآلود دیدند، تجربه خودم و بعضی دیگراز تماشاگران 100 دقیقه خندیدن نبود. علتش هم این بود که تیپ سازی و تکرار تکیه کلامها بیشتر بار خنداندن تماشاگر را به دوش می کشید تا موقیتهای کمیک. معتقدم دیالوگها می توانست دقیق تر نوشته شود. اما در مجموع کار خوب و قابل توجهی بود.
۱۱ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
غروب افتاب بوده و تو کاری نکردی؟
.
.
اشی........اشو........اشی......اشو......اشی....اشو....اشی..اشو..اشی.اشو.اشی اشو اشی اشو ....درست نیست.با کلام من هم ریتم شو.
بازیهای روان و طبیعی.طراحی صحنه جذاب .میزانسن های خاص.تسلط بر روی لهجه وداشتن تیکه کلامهای متفاوت و بسیار طنز از سمت هر بازیگر.با تشکر از تمام عوامل و بازیگران وخسته نباشید به این گروه خوب.