آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش و آنک انسان
S3 : 07:10:29 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۰۵ تیر تا ۰۳ مرداد ۱۳۹۳
۱۹:۱۵
بها: ۱۸,۰۰۰ تومان

با سپاس از ساسان پیروز، ماهان خورشیدی، هدایت هاشمی، ژیلا اسماعیلیان
و همه کسانی که خانه هایشان صحنه ی ما شد

گزارش تصویری تیوال از نمایش و آنک انسان / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس‌ها ››

آواها

مکان

خیابان انقلاب، ضلع شمال غرب چهارراه ولیعصر، جنب داروخانه، پلاک ۱۴۷۸
تلفن:  ۶۶۹۷۹۴۶۸، ۶۶۹۷۹۴۷۵

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
یادداشتی از من در روزنامه ابتکار درباره و آنک انسان
ممنون میشم بخونید و نظر بدید.
نسخه پی دی اف:
http://ebtekarnews.com/Ebtekar/GetFileMagPaper.aspx?FilePrm=6005064588656483.pdf
نسخه متنی:
http://ebtekarnews.com/Ebtekar/Article.aspx?AID=30154#134671

نه نینا، نه مه یر هولد و نه حتی رضایی راد
هیچ یک سخن نگفت

نویسنده : هادی عیار

«نامیدن، کشتن است.»هگل در توضیح این سه کلمه می گوید آن چه به عنوان ... دیدن ادامه ›› امر واقع برای ما رخ می دهد به سبب واسطه بودن ذهن بر فهم ما از آن، همیشه نه خود آن که نمودی از آن در ما حضور دارد.در این جاست که وقتی چیزی را می نامیم در واقع در آن لحظه دست به کشتن آن چیز زده ایم.
قصدم از بیان این مقدمه فلسفی هگل اساس قرار دادن آن به عنوان پنجره ای است برای خوانش آنچه در «و آنک انسان» بر مخاطب هجوم می آورد. «و آنک انسان» نگاه نویسنده ای است که پس از سال ها دوری از سنگر خود، دوباره در آن جای می گیرد و این بار با تجربه آن چه بر او گذشته است به رصد محیط اطراف می پردازد. و آنک انسان گویی روایتی است که نویسنده در قبل،وسط و پس از طول اجرای آن کش آمده است و شاید بدون آن که خود بخواهد مخاطب را ملزم به دانستن داستان خود قبل از مواجه با اثر می کند.بستر تاریخی روایت در شوروی کمونیستی رخ می دهد که در آن هنرمند یا باید همچون آخماتووا سکوت کند، یا همچون مایاکوفسکی در میانه نوشتن نمایشنامه اش اسلحه بر شقیقه بگذارد و یاهمچون مه یر هولد و نینا سنگینی فاجعه را تاب بیاورد و به دنبال بارقه ای از نور باشد، با زبان سمبول سخن بگوید چرا که هنر به ضد هنر تبدیل شده است. در این روایت مه یر هولد قصد دارد نمایش نامه نیمه تمامی که مایاکوفسکی در میانه ی نوشتن آن دست به خودکشی زده بود را به سرانجام برساند. نینا شاگرد این استاد برجسته تئاتر است که توسط حزب دستگیر می شود و بر علیه مه یر هولد مجبور به «اعتراف» می شود و سال ها بعد آنچه در آن مدت بر او گذشته را اقرار می کند.نکته ای که در اینجا مهم است اینکه تمام این روایت از زبان نویسنده تمام این داستان ها روایت می شود. نویسنده ای که این داستان را از نینا شنیده است و اکنون در حال خواندن نمایشنامه اش است.
در میزگردی که چند تن از اهالی هنر به همراه محمد رضایی راد به عنوان نویسنده و کارگردان اثر و افشین هاشمی به عنوان بازیگر آن برگزار کرده بودند موضوع دوگانه اعتراف/ اقرار مطرح شد. به این معنا که در یک وجه از نمایش نینا مجبور به اعتراف کردن به آن چه که به آن اعتقادی ندارد توسط حزب می شود و در وجه دیگر آن نینا و نویسنده هر کدام در قسمتی از نمایش به اقرار آن چه که به آن باور دارند می پردازند. ممکن است برای برخی وجه تمایز این دو واژه یعنی اعتراف واقرار مشخص نباشد و این دو واژه را به راحتی در جای دیگری استفاده کنند. آن چه درباره تفاوت این دو می توان گفت اجباری بودن اعتراف و اختیاری بودن اقرار است. هر دو واجد نوعی عذاب و آسودگی به طور توامان می توانند باشند. در اعتراف فرد از بیان آن چه که به اجبار باید بگوید عذاب می کشد ولی از سویی دیگر در لایه های زیرین وجود خویش به دلیل مغایرت آن چه می گوید با آن چه واقعا در ناخودآگاهش در حال اتفاق است نوعی احساس آسودگی دارد چرا که به اصطلاح رو شدن آن چه واقعا به آن معتقدیم همواره واجد نوعی عذاب است. در طرف دیگر اقرار نیز در یک سطح همراه با نوعی آسودگی است چرا که پشت فرد در انجام آن اجباری قرار نگرفته است اما باز هم در لایه های زیرین او به دلیل رو شدن دستش و برملا شدن رازی که نباید گفته شود دچار نوعی عذاب می شود. بر این اساس نمایش بازیگر شامل دو نوع روایت می شود. روایتی مکانیکی که در آن نینا و نویسنده آن چه را که به آن باور ندارند به زبان می آورند. روایتی منطبق بر سبک بیومکانیک مه یر هولد که پر است از ژست های تصنعی. و روایت دیگر روایتی انسانی از سوی باز هم نینا و نویسنده است که هیچ ژست و ادایی در آن به چشم نمی آید. در این روایت است که «و آنک انسان» اتفاق می افتد و از آن جا که خالی از هر نوع ژستی است گویی اینبار به خود واقعه بدون واسطه مواجهیم. «و آنک انسان» میتواند روایت لحظه ای باشد که«انسان» با درد و رنج بسیار نقاب از چهره بر می دارد و از نقش خود به عنوان یک ژست که اصلی ترین تکنیک یک بازیگر است بیرون می زند.
با توجه به مقدمه ای که از هگل نقل شد و روایتی که در نمایش و آنک انسان دیدیم و عوامل نمایش درباره آن گفتند آن چه هدف من از نوشتن این مطلب درباره «و آنک انسان» رضایی راد است این است که بر خلاف نظر این دوستان معتقدم که آنچه در طول این نمایش از زبان نینا، مه یر هولد، نویسنده و حتی از زبان رضایی راد می بینیم، می خوانیم و می شنویم نه اعتراف و نه اقرار است بلکه برعکس پنهان کردن است. نگفتن و پوشاندن است در دو وجه فلسفی و نشانه شناختی خود. در واقع نامیده شدن اتفاقات توسط هر کدام از این راوی ها به صورت جداگانه کشتن آن اتفاق می تواند باشد در معنای فلسفی اش. لایه ها و فیلتر هایی که مابین اتفاق به صورت امری عریان و بی واسطه و آن چه سر آخر مخاطب با بازی افشین هاشمی می بیند و می شنود به قدری زیاد و تودرتو است که می توان ادعا کرد هیچ نسبتی با شکل اولیه آن ندارد. این ادعا در وجه نشانه شناختی اثر نمود بیشتری از خود بر جا می گذارد. از منظر مه یر هولدی که هیچ گاه حضور ندارد و فقط توسط دو راوی دیگر روایت می شود. در ابتدای نمایش که نینا در حال خواندن متن اعتراف خود است تمام آن دروغ هایی را که بر زبان می آورد مانند یک بازیگر به خوبی ادا می کند هرچند که با درد و رنج همراه است اما هنگامی که مجبور به خواندن نام مه یر هولد با عنوان«دشمن خلق» است خواندن این بخش از متن را چندین و چندبار به تعویق می اندازد و توان نامیدن او را با این عنوان ندارد. مه یر هولدی که حتی اورا با نام «کازمیر» صدا می زنند. در جایی از زبان مه یر هولد گفته می شود که:« رنج های ما را بعدا خواهند نوشت». نینا معتقد است منظور استادش از این جمله نه رنج های ما که تنها رنج های خود مه یر هولد است. به نوعی سراسر روایت حول کشته شدن مه یر هولد و رنجی که نینا از آن می کشد می چرخد. اما مه یر هولدی که هیچ گاه حضور ندارد. تنها کتاب هایش و خاطراتی از او توسط نینا نقل می شود که همین روایت ها نیز بعدا توسط نینا در چرخه ای مداوم تایید و انکار می شود. از منظر نینا که به روایت بنگریم بازهم نینا با توجه به اینکه در سراسر نمایش نویسنده راوی خاطرات اوست هیچ گاه در صحنه حضور ندارد و به قول نویسنده «نینا قبل از شروع نمایش در میان تماشگران نشسته است». خود نینا در جایی اعتراف می کند که اگرچه تمام این روایت ها ذکر خاطرات اوست ولی هر آنچه از زبان نینا شنیده می شود ترسیم مه یر هولد است. نینا به دلیل عشقی که به استادش دارد نا خودآگاه هرچه می گوید حول مه یر هولد اتفاق می افتاد و حتی آن جا که نسبت به مه یر هولد احساس انزجار می کند باز هم سر آخر سر او را روی زانوهایش گذاشته و محکومانه مرگ معشوق خود را در میان خونابه و رنج به پیشواز می رود. گویی در سراسر نمایش آن چه از نینا می شنویم و میبینم چه آنجا که اعتراف می کند و چه آنجا که اقرار می کند نه درباره نینا که در مورد اول دروغ هایی که مجبور است را می گوید و در مورد دوم نه درباره خود که درباره استاد و معشوقش.
درجایی از نمایش نیز که نوعی مجادله فرضی بین نینا و نویسنده رخ می دهد، نویسنده اعتراف می کند که در نمایشنامه اش نه نینا که خود او روایت می شود. در اینجا نینا صرفا به یک نوع فرم تبدیل می شود. فرمی که هیچ گاه نه دیده می شود و نه شنیده. و سر آخر اگر بخواهیم از منظر نویسنده نگاه کنیم، نویسنده ای که افشین هاشمی آن را بازی می کند و رضایی راد آن را می نویسد. در همان لبتدای نمایش نویسنده صفحه ای را که بر روی آن نوشته شده است«و آنک انسان» به روی زمین می اندازد- توجه کنید که مثل بقیه صفحات پاره و نابود نمی کند- جنبه پست انسانی و لگد مال شدن آرزوهای او در سراسر نمایش جلوی چشم بیننده تمام قد به چشم می آید.نویسنده اگرچه در ظاهر در حال روایت این داستان است اما در لحظه لحظه نمایش روایت ها را هر کدام پس از دیگری پاره می کند.گویی این روایت ها گفته می شود که شنیده نشود. صرفا لحظه ای به چشم می آید و پس از آن به سرعت نابود می شود. تکه های روایت پشت سر هم برای تماشاگر خوانده می شود اما سرآخر که به صحنه نگاه می کنیم میبینیم که تمام آنها پاره و مچاله شده و بر زمین پخش شده اند. همین مفهوم پخش شدن اجزای روایت در زیر پای راوی نیز نشانه ای سمبولیک از نگفته شدن چیزی از سوی کسی است. در هر روایتی ممکن است شخصیت های آن به دلایل مختلف از بین بروند اما آن چه سرآخر باقی می ماند روایتی از همه ی آنها است. اما اینبار گویی جمله«این ها تنها حق داشتند بمیرند» بر سر خود روایت نیز آوار می شود و روایت به همراه مه یر هولد،نینا و نویسنده دود می شود و به هوا می رود. نویسنده نیز در پایان نمایش اعتراف می کند که در تمام طول نمایشنامه خواسته است خودش را اقرار کند اما گویی در همین کار نیز شکست می خورد. در آخر تمام این اتفاقات گویی در همین جمله خلاصه می شود:« حقیقتی راستین در مکانی دروغین». نگفتن هایی راستین در اقرارها و اعتراف هایی دروغین.

با تشکر.
هادی عیار
ریحان باقری و کامران چیذری این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گفت و گوی روزنامۀ اعتماد با محمد رضایی راد

تن دادن به دوری برای تن نسپردن به انـزوا و سکوت
http://www.etemadnewspaper.ir/Released/93-04-25/338.htm
احسان آریا این را خواند
پویان صفربگلو و احسان بیات فر این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«و آنک انسان»؛ 5 اجرای پایانی
نمایش «و آنک انسان» به نویسندگی و کارگردانی محمد رضایی‌راد، و بازی افشین هاشمی به اجراهای نهایی خود رسید.
در هفته پایانی اجرا، این نمایش از روز دوشنبه 30 مرداد ماه به مدت 5 شب روی صحنه خواهد رفت. این نمایش از روز 5‌شنبه 26 تیرماه تا دوشنبه اجرا نخواهد داشت.
«و آنک انسان» که پس از سال‌ها دوری محمد رضایی‌راد از تئاتر روی صحنه رفته است، در روزهای پیش با حضور جمعی از نویسندگان، مترجمان و اهالی فرهنگ و چهره‌های مطرح روی صحنه رفت.

چهره‌هایی چون مرتضی کلانتریان، قاسم روبین، شاپور اعتماد، محمد مالجو، عباس عبدی، امیرحسن چهلتن، احمد غلامی، محمدرضا صفدری، محمدرضا کاتب، رضا جولایی، لیلی گلستان، احسان شریعتی، علی‌اصغر حداد، مهدی غبرایی، کاوه میرعباسی، مدیا کاشیگر، حافظ موسوی، جعفر مدرس‌صادقی، احمد پوری، یونس تراکمه، حسین سناپور، همایون اسعدیان و نسرین ستوده، سیروس علی‌نژاد، سوسن شریعتی، شیوا ارسطویی ... و جمعی دیگر از منتقدان و اهالی هنر به تماشای این ... دیدن ادامه ›› تئاتر نشستند.

«و آنک انسان»، از دوشنبه (فقط برای 5 شب دیگر) ساعت 19‌ در تماشاخانه استاد مشایخیِ موسسه فرهنگی هنری مان، واقع در ضلع شمال‌غربی چهارراه ولی‌عصر روی صحنه می‌رود.
بچه ها مدت کار چند دقیقه است؟
حدود 45 تا 50 دقیقه
۲۵ تیر ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اول اینکه شرایط سالن خیلی خوب بود و جای تشکر داره از دوستان که رسیدگی کردند، چون من اصلا قصد دیدن این 2 نمایش را نداشتم اما بعد از اینکه گفته شد وضعیت سرمایش سالن درست شده امشب این نمایش را دیدم.
تا حدودا 15 دقیقه اول با نمایش اصلا ارتباط بر قرار نکردم و یکم نحوه اجرا آقای هاشمی توی ذوقم زد ، اما هرچه نمایش جلوتر می رفت بهتر و جذابتر میشد تا اینکه در پایان نمایش با چرخش 180 درجه نسبت به ابتدای کار خیلی خوشم اومد . دوستان خیلی کامل و جامع درباره متن صحبت کردند، از نظر من متن بسیار جالب با پیچیدگیهای لذتبخش بود، من همیشه از بازی آقای هاشمی لذت میبرم این بار هم همینطور ، ایده کتابها هم خیلی خوب بود ، در مجموع خوشحالم که این نمایش را دیدم ، پیشنهاد هم میکنم .
«مردی وارد می‌شود. زن برمی‌خیزد و می‌رود میان تماشاگران می‌نشیند. زمین پر از کاغذپاره است. مرد میان کاغذپاره‌ها، روبه‌روی تماشاگران می‌ایستد. مدتی طول می‌کشد. انگار برای حرف‌زدن با خود درگیر است. عاقبت لب به سخن باز می‌کند، اما در همان زمان... نور می‌رود. صدای نجوای مرد در تاریکی می‌آید و به سرعت رو به خاموشی می‌رود. صدا: دیشب همه‌شونو پاره کردم، تمام چیزهایی‌ رو که در طول این سال‌ها نوشته بودم. اینهاست، همین تکه‌پاره‌ها...»
نشست نقد و بررسی نمایش «وآنک انسان»، نوشته و کارگردانی محمد رضایی‌راد - روزنامه شرق
http://www.sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=447&pageno=7
محمد تفضلی و احسان آریا این را خواندند
sasan این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام
شب خوش
چه جوریاست که اینجا نوشته تا 22 تیر اما خرید تا 27 هم هست ؟ کدوم مستند هست دوستان ؟!
اجرا تا 3 مرداد.
۱۸ تیر ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یادداشت حسین سناپور (رمان نویس) دربارۀ این نمایش:
دیروز تئاتر "آنک انسان" محمد رضایی‌راد را دیدم. بعد از آن هم با خودش و چندتایی دیگر از دوستان در کافه‌یی نشستیم و درباره‌اش حرف زدیم.
نمایشش بسیار گرم و پر حس بود، و خودش هم (که پیش از این آشنایی نزدیک باهاش نداشتم). به خودش هم گفتم که متن‌اش را بسیار دوست داشتم و اجراش را کم‌تر و گمان می‌کردم و می‌کنم که باید شکل دیگری و با تعداد بیش‌تری بازی‌گر اجرا می‌شد. این البته نظرِ داستان‌نویسی است که گاهی هم تئاتر می‌بیند و به‌اش فکر می‌کند،‌ و طبعا نه نظر آدمی متخصص.
جدای از این حرف کلی، نکته‌یی را که به نظرم مهم می‌آمد در نمایش، و به خودش هم گفتم، می‌خواهم این‌جا بنویسم؛ درباره‌ی موتیف اصلی که به نظرم "اعتراف" بود.

اعتراف

این حرف را خیلی وقت‌ها شفاهی با خیلی‌ها زده‌ایم و شنیده ایم که ما اهلِ اعتراف نیستم، انگار به دلیل ریشه‌های فرهنگی‌مان. و این اعتراف نکردن جمعی، درباره‌ی ... دیدن ادامه ›› هنرمند و نویسنده، که جنبه‌یی از کارش می‌تواند همیشه اعتراف‌کردن باشد، شاید حتا غریب است و لابد نشانه‌ی ضعف ما.

بنای نمایش "آنک انسان" و صحنه‌ی اصلی‌اش بر اعتراف زنی است که در اوایل حکومت شوروی سابق با گروه "مه‌یر هولد" تئاتر کار می‌کرده و هنرپیشه بوده. او دارد به خاطر می‌آورد که سی سال پیش از این چگونه دستگاه امنیتی آن رژیم او و مه‌یر هولد و باقی گروه را دستگیر کرده و شکنجه داده و وادار به اعتراف کرده و سرآخر بعضی‌شان، از جمله مه‌یر هولد را تیرباران کرده. او هم اعترافش را به یاد می‌آورد و هم حس‌های آن لحظات اعتراف و هم خاطراتی از کار تئاتری‌شان و نظریه‌های مه‌یر هولد درباره‌ی هنر و ربطش به انسان و توانایی‌هاش. حالا دارد با یاد‌آوری آن اعتراف و اکنون هم اعتراف به آن فکرها و احساساتش، همه‌ی آن گذشته را (که به شکل مکتوب درآمده در نوشته‌ی یک نمایشنامه‌نویس) پاره می‌کند و دور می‌ریزد. درواقع نشان می‌دهد که خودش چگونه تکه‌تکه و ریز شده و به دور ریخته شده.
اما او به نوشته‌ی نویسنده هم ایراد می‌گیرد که تمام توجه‌اش به مه‌یر هولد است و نه به او ‌به عنوان انسانی شکنجه‌دیده و تا مرز نابودی رفته. او به نقص و ضعف نگاه مه‌یر هولد هم به انسان و به هنرمند ایراد می‌گیرد و آن را به نویسنده و نوشته‌اش هم تسری می‌دهد. نویسنده هم هم‌چون زنِ هنرپیشه نوشته‌هاش را پاره می‌کند و از این طریق نه فقط بر درستی انتقاد او صحه می‌گذارد، که با او یکی هم می‌شود. یعنی درواقع اعتراف می‌کند که او هم اشتباه می‌کرده و درک درستی انگار نه از انسان داشته و نه از هنر.

اعتراف، این‌گونه، مایه‌ی اصلی نمایش می‌شود و در پرتو این نمایش نه فقط هنرپیشه‌ی زن می‌تواند دوباره به خودش نگاهی تازه بیندازد، که نویسنده هم چنین می‌کند. اعتراف مبنای بازیابی و انتقاد از خود هم می‌شود و در آخر هم‌راهِ آن تکه‌تکه‌شدن، ‌نوعی پالایش هم به دست می‌آید.
درواقع نویسنده نه فقط شخصیت نمایش خود را،‌ که خودش را هم در معرض داوری می‌گذارد و سخت درباره‌ی خود قضاوت می‌کند.
این‌گونه اعتراف کردن اگر در ادبیات و نمایش ما بی‌نظیر نیست (نمونه‌اش "سنگی بر گوری" یا "کریستین و کید") اما بسیار کم‌یاب است و اگر بشماریم چنین آثاری را شاید تعدادشان از انگشتان دودست بیش‌تر نشود.
صرف‌نظر از کم‌یابی، به نظرم نگاه دوباره به هنر و به کارکردش و نحوه‌ی برخوردش با انسان، خودبه‌خود نوعی کارِ پژوهشی هم هست؛ پژوهش درباره‌ی کارکردهای هنر و رابطه‌ی هنر و انسان.
و این نمایش "آنک انسان" را برای من جذاب‌تر و عمیق‌تر هم کرده بود.

۱۷ تیر ۹۳
http://hosseinsanapour.blogfa.com/post-224.aspx
تاریخ رو اصلاح کنید: توی ویدیو نوشته 5 تیر تا 3 مرداد!
در ضمن لطفا اگر روز تعطیلی یا تغییر در ساعت روزی داره،زودتر اعلام کنید
تاریخ درسته: 5 تیر تا 3 مرداد!
۱۷ تیر ۱۳۹۳
چیزی که من می‌بینم:
دوره اجرا: ۰۵ تیر ۱۳۹۳ - ۲۲ تیر ۱۳۹۳
۱۷ تیر ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این ها فقط حق داشتند بمیرند...
رنج ژست قربانی نیست. قربانی ژست نداره. رنج ژست انسانه
یادداشت نازنین متین نیا در روزنامه ی اعتماد:
نازنین متین‌نیا | رنگ روسری‌های دستفروش کنار خیابان ولیعصر تند و تیز است؛ از آن صورتی و سبزهای فسفری که حتی توی تاریکی هم رنگ‌شان معلوم است و هیچ‌وقت از ته ذهن آدم بیرون نمی‌رود. دست‌فروش ایستاده کنار ایستگاه اتوبوس. درست سر تقاطع چهارراه ولیعصر و هرچند دقیقه، یکی از روسری‌ها را باز می‌کند تا رد رنگ تند پاشیده شود در هوای خاکستری چهارراه و در گیجی آدم‌هایی که از یک در کوچک، روبه‌روی او بیرون می‌آید، ردی از رنگ‌های تند و تیز بپاشد.

آن آدم‌ها از سالنی محقر و گرم بیرون می‌آیند. سالنی که در ورودی‌اش گنجایش پنج نفر آدم کنار هم را ندارد و سه ردیف صندلی پلاستیکی سفت دارد که دو طرفش دو پنکه گذاشته شده تا تمام بار گرمای داغ تابستان را به دوش بکشند. پنکه‌ها جان می‌کنند تا کمی هوا را جابه‌جا کنند، مردی آن وسط پشت میز و صندلی کهنه‌یی نشسته و کاغذهایی روبه‌رویش است. مرد بازیگر نمایش است و آن آدم‌هایی که قرار است در حقیرترین سالن نمایش محدوده چهارراه ولیعصر به تماشای بازی او بنشینند، تماشاگرانی دیوانه که هنوز معتقدند می‌شود به هنر عشق ورزید و با هنر عمیق‌ترین چالش‌های انسانی، زندگی و فلسفی را درک کرد و بزرگ شد اما همه‌چیز باید با هم جور ... دیدن ادامه ›› دربیاید.

پشت سر مرد بازیگر که قرار است 45 دقیقه تمام، تک و تنها روی صحنه باشد، نمایشنامه‌نویس و کارگردانی ایستاده که اصلا قصدی برای اینهمه اهداف کلیشه‌یی و پیام‌دار و پیام‌منش ندارد. نمایشنامه‌نویس می‌خواهد، توی همین سالن محقر، با تماشاگرش به جنگی تن به تن با هر آنچه که انسان می‌خوانند، برود. می‌خواهد تماشاگر را بالا و پایین ببرد، عاشق کند، به خیال بکشاند و بعد، خیلی آرام و خونسرد، از قله تمام خوبی‌ها و ارزش‌ها به دره نفرت و کابوس و رنج بکشاند. ذهن، هدف اصلی است و تفکر، آن چیزی است که راوی دنبالش است. 45 دقیقه تمام، بازیگر توی گرمای آن سالن محقر، روی صحنه، با اعجاز نویسنده پیش می‌رود و 45 دقیقه، تمام آن آدم‌هایی که از شلوغی و خاکستری چهارراه ولیعصر به روی صندلی‌های سفت پلاستیکی رسیده‌اند، حتی توان نفس کشیدن هم پیدا نمی‌کنند. آنها محصور می‌شوند تا در عجیب‌ترین زمان و مکان جغرافیایی یک اثر ارزشمند هنری، نقشی بیشتر از آن‌ چیزی که خودشان برای خودشان در نظر گرفته‌اند، داشته باشند.

45 دقیقه، توی آن سالن، خارج از هر شلوغی و ازدحامی، مفهوم انسان، به چالش کشیده می‌شود تا ثابت شود تنها همین انسان است که می‌تواند از مهجورترین و حقیرترین شرایط، شاهکاری نفسگیر بسازد. شاهکاری که نه سالن بزرگ تئاترشهر میزبانش است و نه آن سالن‌های فانتزی و مشتری مدار تماشاخانه ایرانشهر، حافظ و اکو.

نه خبری توی بوق و کرنا دارد و نه اثری از ادعا و ریا. شاهکاری که فقط برای لحظه‌یی توجه تماشاگر را می‌خواهد و تفکری که امتداد پیدا کند. شاهکاری که «آنک انسان» نام دارد و کارگردان و نویسنده‌اش محمد رضایی‌راد است. شاهکاری که در روزگاری کهرنگ‌های تند و تیز، آدم‌ها، نقش‌ها و داستان‌ها، مدام و مدام توی ذوق می‌زنند و حتی از مرز خستگی هم می‌گذرند، روزنه‌یی است برای امیدواری به آنچه «انسان» می‌خواهیم.
دربارۀ این نمایش، می توانید بیشتر بخوانید:
http://namayeshgar.com/?p=6724
۱۶ تیر ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درباره «و آنک انسان» و در پاسخ به پرسش آقای تاجیک عزیز:
هنر ، علم نیست از آنجا که تحدید پذیر نیست پس غیرقابل تعریف است ، آنجا که مرزی نیست بی کرانگی است در بی حدی است که آنچه میپنداریم تنها سلیقه است ، تاویل و تفسیر است حکم و استنتاج نیست...
و اما و آنک انسان:
پس از انقلاب اکتبر روسیه لنین و رهبران انقلاب ، هنر را وسیله اصلی تبلیغ(پروپاگاندا) ایدئولوژی مسلط خود دانستند و به طبع آن جریان هنری نوپائی چون فوتوریسم که در ایتالیا رواج پیدا کرده بود بسیار همخوان با اندیشه ایده پردازان اصلی انقلاب بود تلفیق این مکتب با فورمالیسم روسی ، اساس جریانات هنری مطلوب آن زمان را شکل میداد و بازوی اجرائی و عملی این جنبش را هنرمندانی چون مایرهولد ، آیزنشتاین ، مایکوفسکی(پایه گذار نشریه لف)، ژیگاورتوف و ... شامل می شدند که بسیار موثر و انقلابی عمل میکردند ولی نقطه تراژیک از آنجا شکل گرفت که رفته رفته این جمله معروف که« انقلاب فرزندان خود را خواهد بلعید »رنگ و بوی واقعیت گرفت و استالین در حرکت سیاسی معکوسی(که زمان آن فرارسیده بود) مخالفت خود را با هرگونه فرم گرائی که روزگاری برگ برنده ایدئولوژی اشان بود اعلام کرد و به یکباره قهرمانان اصلی این جنبش به متهمین اصلی تبدیل شده و یک به یک یا فرار کردند و یا دستگیر و محاکمه شدند و به اردوگاه های کار اجباری فرستاده شدند.
نمایش و آنک انسان با نوعی شاعرانگی بیانگر این تراژدی تاریخی است و مرگ مایرهولد دستمایه این درام است که محمد رضائی راد هنرمندانه آن را نگاشته و به تصویر کشیده است شرایطی که بی شک بار ها بارها در طول تاریخ زاده و تکرار شده است.
توضیح خانم سمیرا روشن و زیبا و البته با توجه به تخصص ایشون، دقیق است ...فقط خواستم اضافه کنم هنر اساسا چون آفرینش امر ممکن است همیشه مورد توجه سیاستمداران و دولتها بوده و در واقع می تواند به نهادی تبدیل شود که محل تلاقی خواستها و کنشهای خواهان استمرار یا تغییر مناسبات باشد..هر امر زیباشناختی اجتماعی با چالش مواجه می شود :انتخاب میان «تعهد» یا«تخصص »...
۱۶ تیر ۱۳۹۳
سپاس بانو
۱۷ تیر ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این نمایش مثل کلاس درس برای دانشجویان تئاتره.
ممنون از آقای رضائی راد که پس از مدت ها با این کار جذاب و آموزنده به تئاتر برگشتند
ای کاش همه هنرجویان و دانشجویان هنر های نمایشی فرصت کنند و این کار رو با بازی خوب افشین هاشمی ببینند.
محسن قربانی، افشین و شکوه حدادی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اطلاعات بیشتر دربارۀ این نمایش در سایت «نمایشگر»:
http://namayeshgar.com/?p=6724
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حرکتتون خیلی غیر اخلاقی هست
۱۴ تیر ۱۳۹۳
چرا غیر اخلاقی خانم غیاثیان؟؟ بلیط فروشی که در انحصار تیوال نیست. اینجا هم یک شبکه اجتماعیه و کاربران این حق رو دارند اخبار مختلف رو به هم بدن ازجمله معرفی سایر سایت های خرید بلیط. خود تیوال هم در برخی از نمایش ها سایت های بلیط فروشی دیگر رو معرفی می کنه. و کاربران حق دارند اختیار داشته باشند در خرید از هر سایتی که قیمت مناسب تر یا جای صندلی بهتری داره. برای مثال در مورد این نمایش شرایط تیوال بهتر از سایت تئاترنته. و یا ممکنه در روز خاصی یکی از این سایت ها بلیطش تموم شده باشه و سایت دیگر هنوز بلیط داشته باشه.
۱۵ تیر ۱۳۹۳
چی بگم والا استدلالتون کاملا درست هست
اینکه در یه سایتی بیاییم تبلیغ یه سایت دیگه رو بکنیم به نظرم غیر اخلاقی اومد چون تٱتر نت نه تخفیفی گذاشته نه تمام صندلی ها فروخته شده در تیوال
۱۵ تیر ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
لذت یک تئاتر ناب ... نکته اینه که بهتره بدونین به سراغ چه نمایشی می رین و با تصور اشتباه به دیدن نمایش نرین ... چون هیچ شباهی به نمایشا های ایرانشهری و تئاتر شهری نداره
manimoon، شادی بهرامی و علی عبدالرحیم این را خواندند
مریم عظیمی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اونا فقط حق داشتن بمیرن.
شخصا توقع خیلی بیشتری از آقای رضایی راد و افشین هاشمی داشتم. بعد از چند سال دوری آقای رضایی راد از صحنه تئاتر با اشتیاق به دیدن این کار رفتم ولی ضمن احترام به نظرم اصلا آنچه دیدم تئاتر نبود.