تیوال فیلم آرایش غلیظ
S3 : 07:37:53
  ۲۶ شهریور تا ۳۰ آذر ۱۳۹۳
  ۱۱:۰۰ و ۲۳:۰۰
 بها: ۶,۰۰۰ تومان


: حمید نعمت الله
: سعید سعدی - سعید ملکان
: حامد بهداد، طناز طباطبایی، حبیب رضایی، علی عمرانی، هومن برق نورد و جمال اجلالی

: حمید نعمت الله و هادی مقدم دوست
: علیرضا برازنده
: خشایار موحدیان
: رضا تهرانی
: سعید ملکان
: محمدرضا شجاعی
: مهرداد جلوخانی
: نادر جلالی
: سهیل پورناظری
: سعید بیات
: سعید نقدزاده
: محسن روزبهانی
: سیدحسن ایزدی
: امیرحسین شجاعی
: حمیرا نعمت الله
: سپیده هاشمی
: همایون شجریان

: نسیم صبا
خلاصه داستان: گروه پنج نفره‌ای می‌خواهند محموله‌ای شامل ترقه، فشفشه و اسباب آتشبازی را که متعلق به آنها نیست بفروشند. هیچ کدام از آنها کامروا نمی‌شوند مگر پنجمین نفر که به تردید همیشگی‌اش میان خیر و شر غلبه می‌کند.



مکان

خیابان ولیعصر، بالاتر از میدان ولیعصر
تلفن:  ۸۸۹۰۳۹۴۲

گزارش تصویری تیوال از نشست آوای تیوال فیلم آرایش غلیظ / عکاس: آرزو بختیاری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از اولین نمایش فیلم آرایش غلیظ / عکاس: فرزان قاطع

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم آرایش غلیظ / عکاس: آزاده مشعشعی‎

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از فرش قرمز فیلم آرایش غلیظ / عکاس: محمدرضا بهشتیان


اخبار وابسته

» چرا گلزار برای بازی در «آرایش غلیظ» انتخاب نشد؟

» پشت صحنه «آرایش غلیظ» در «سینما اکران»

» «آرایش غلیظ» فردا افتتاح می‌شود

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
*هومن (حبیب رضایی) به لادن(طناز طباطبایی) :
با من دوست میشی ؟ یه ریلِیشِن شیپِ پارتنرطورِ ملو !

*مسعود(حامد بهداد) به برقی (علی عمرانی):
این موبایل با اومدنش رابطه ی زن و مرد رو به قبل و بعد از خودش تقسیم کرد!

*برقی به مسعود : صورتی رو دست کم نگیر! صورتی رنگ خاصیه!
پسرم بار دوم چسبید؟ :)))
۲۶ مهر ۱۳۹۳
ممنون از پیمان عالی بود ... فیلم بسیار عالی بود دوست داشتم:)
۲۸ مهر ۱۳۹۳
مسعود خطاب به لادن:بگذار بیام همون راه اهن ببینمت اینجوری دربه در وار بهتره..
۰۳ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
** فراخوان نقد تیوال برای فیلم آرایش غلیظ **
مجموعه آوای تیوال در نظر دارد گفتگویی ویژه با جناب آقای حمید نعمت الله کارگردان فیلم آرایش غلیظ داشته باشد.
برای تهیه این آوا از سوی گروه محترم این فیلم و تیوال همه تماشاگران عزیز دعوت می شوید پرسش ها و نقد ها را برای طرح شدن در این گفتگو تا پایان مهر ماه برای ما پای همین دیوار نوشته بنویسید.

-این گفتگو بنا به درخواست آقای حمید نعمت الله فقط با سوال‌ها و نقدهای شما کاربران عزیز انجام خواهد شد.
با عرض خسته نباشید به همه عوامل فیلم
به عنوان یک جوان دانشجو، بعد تماشای این فیلم به هیچ نتیجه یا پیام خاصی نرسیدم.
چرا لادن انقدر ساده بود؟
چرا هومن پای فاتحی را وسط کشید؟
اصلا" چرا همچین داستانی را باید روایت کرد؟؟؟
۲۵ مهر ۱۳۹۳
هر وقت شروع میکنم به مرور کردن فیلم برای خودم و میرسم به ده درصد آخر فیلم ناخودآگاه با این پایان میاد تو ذهنم: اونجایی که لادن شروع میکنه به آرایش، از مسعود ناامید شده و هدفش از آرایش غلیظ اینه که با تحریک کردن آقای برقی مانع قرارداد با سیرک و فروش محموله ... دیدن ادامه » بشه و همه چی رو به هم بزنه.
آیا با توجه به اسم فیلم پایان اولیه‌ای که برای فیلم درنظرداشتید به این شکل که عرض کردم نبود؟ ولی به این خاطر عوض شده که دیگه اینجوری قسمتهای خیالبافی برقی و تماس مسعود باهاش غیرقابل‌استفاده میشده؟ و مهمتر از این، لادنی که راحت به غریبه اعتماد میکنه به سزای عملش نمیرسیده و تو فرودگاه منتظر نمیمونده؟
۰۲ آبان ۱۳۹۳
آقا سیامک دقیقا نظر شما رو دارم چرا این فیلمو ساختن؟؟؟؟
۰۳ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و همه داستان یک کلیشه بود
گروهی آدم دور یکدیگر جمع شده‌اند، همه‌شان به‌نوعی تقصیرکارند و در آخر هم، هرکدام به‌گونه‌ای متضرر می‌شوند. اگر کسی به من بگوید که داستان فیلم چه بود به او می‌گویم داستان تکراری "بار کج به منزل نمی‌رسد!!" داستان در تقبیح نیرنگ و بدی و پلشتی بود، داستان چند نفر که دنبال فریب دادن یکدیگرند و دست‌آخر هیچ‌کدام موفق نمی‌شوند. از آن تم‌های کهنه‌ای که انگار از ازل تا ابد باید ادامه پیدا کند. هرکدام از ما هم که در حافظه‌اش رجوع کند ده‌ها مورد ازاین‌گونه داستان را در همین سینمای خودمان پیدا خواهد کرد، با همین روایت، با همین لهجه و با همین زبان، و دریغ از کمی نوآوری!
وقتی به تماشای فیلم می‌نشینی داستان برایت آشنا می‌آید، می‌توانی از ابتدا حدس بزنی که انتهای فیلم چه خواهد شد؟! فیلمنامه در کار بود اما آن‌قدر بر روی ... دیدن ادامه » مفاهیم کهنه و تم داستانی تکراری‌ای سوار بود که بر اعصاب و روان مخاطب چنگ می‌زد. فیلم‌نامه ازلحاظ فنی خوب بود و اشکالات عدیده‌ای نداشت یا حداقل می‌توان گفت در این بازار آشفته‌حال که هر "نه فیلم‌نامه‌ای" هم ساخته می‌شود، خوب بود (هرچند می‌توان از خوب تعریف نشدن روابط آدم‌های داستان، و برخی خرده داستان‌های درهم‌وبرهم کار هم به‌عنوان نقطه‌ضعفش یادکرد.) کارگردانی هم خوب بود و بازی‌ها هم با اغماض قابل‌قبول، پس چرا اکثریت مخاطبان ناراضی از سینما بیرون آمدند؟ فکر می‌کنم اگر بتوانیم فرم و محتوا را از یکدیگر جدا کنیم، جواب را باید در محتوا جستجو کنیم. ساختار و ماهیت داستان، چگونگی بیان کردنش و تم تکراری‌اش مخاطب را عذاب می‌داد. و در انتها و هنگام خروج از سینما است که مخاطب از خودش می‌پرسد که چی؟ حمید نعمت‌الله کارهای درخشان کم ندارد، نظیر بوتیک یا بی‌پولی. اما در این فیلم درگیر کلیشه‌های نخ نمایی شده است که از همان اوایل فیلم تکلیف تماشاگر را روشن می‌کند. اگر به دیدن فیلم رفتید، در طول فیلم و انتهایش تنها گوشتان را به موسیقی پورناظری بسپارید، شاید این‌گونه راضی از سینما بیرون آمدید!
فقط آهنگ و موسیقی پورناظری بنوعی شاید برگ برنده این فیلم بود!
۰۸ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بد! رسما و علنا بد.
فیلمنامه ای شلخته؛ گره‌های داستانی‌ای که به «قضا و قدری»ترین شیوه ممکن باز می‌شوند؛ بازی‌های اگزجره، که از آن سر اغراق‌شدگیِ بی‌محتوا سر در می‌آورند، بازی‌هایی بسیار بسیار بد. راستش حتی، علی عمرانی هم، همان علی عمرانی دوست داشتنی همیشگی نیست. حامد بهداد رواخصومت شخصی دارم گمانم و هر کار بکند، به نظرم خوب نیست، اما این یکی، واقعا جاهایی خیلی خیلی بد بود و سردستی. حبیبِ رضایی هم، در مثلا همه چیز برای فروش، دیوانۀ پاک‌باختۀ بهتری بود تا اینجا. طناز طباطبایی و بدی‌اش هم که گفتن ندارد.

داستان فیلم هم، کشش ندارد، باورپذیری که هیچ. یعنی با اینکه تمام فیلم منتظری که ببینی عاقبتِ محموله چه می‌شود، ولی این انتظار دلنشین نیست، حوصله سر بر است، میخواهی زودتر تمام شود برود پی کارش. شخصیت‌هایش، یا ابله‌اند (دختر)، یا ابله-شارلاتان‌اند ... دیدن ادامه » (برقی)، یا شارلاتانِ رسمی (بهداد-رضایی). گاهی، می‌خواهی در شخصیت‌ها اغراق کنی، گاهی حتی در اغراق کردن هم اغراق می‌کنی و آن وقت است که حاصل، نه تنها چنگی به دل نمی‌زند که شاید دل بهم زن هم باشد حتی.

این روابطِ فیسبوکی اش هم خوراک این است که آموزش‌وار، در صدا و سیما پخش کنند که بفرما، وقتی می‌گوییم شبکه‌های اجتماعی بدند، منظورمان چنین چیزی است.

بهترینِ فیلم، همان موسیقیِ پورناظری بود، منهای خواندنِ همایون شجریان.
کاملاً موافقم باهاتون
۲۴ بهمن ۱۳۹۲
چطور دلت اومد به استاد عمرانی بگی تو این فیلم دوست داشتنی نبود !!! اتفاقا خیلی خوب بود من خوشم اومد ...
۲۱ بهمن ۱۳۹۳
سارا نیکی جان، خوشحالم که فیلمی رو دیدی و لذت بردی و خوشت اومده. :)
و اما دربارۀ من، خب خیلی راحت دلم اومد راستش! :) «به نظر من» علی عمرانی دوست‌داشتنی، دوست‌داشتنی نبود در این فیلم، خود فیلم هم نه جذاب بود، نه خوش‌ساخت، نه دوست‌داشتنی.
۲۲ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به نظرات دوستان این فیلم رو ندیدم اما تا در کاخ جشنواره نمایش داده شد اکثر منتقدا تعریف و تمجید کردند...حتی منتقدان کافه سینما رتبه اول 5 فیلم برتر جشنواره رو به آرایش غلیظ دادن...حالا ما موندیم و انتظار اکران این فیلم :)
طاها، setayesh و بهرنگ این را خواندند
سارا نیکی، علی کریمی( کاکتوس ) و یاسمن پورمهران این را دوست دارند
با ندیدنش چیزی رو از دست ندادید... اصلن خوب نبود...
شخصیت پردازی ها افتضاح بود... داستان تک خطی و بدون پرداخت لازم جلو رفت. به جز تیتراژ آخر که همایون خونده چیزی برای گفتن نداره این فیلم!
۲۲ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ادعای کارگردان بر این است که خواسته یک فیلم پر انرژی بسازد(این را داشته باشید)
من طرفدار این نوع فیلمسازی و داستانگویی هستم.اما اینکه چرا کارگردان به هدف خودش نرسیده و بیننده فیلم از یه جایی به بعد حوصله اش سر میره داستان جالبیه.
دلیل عمده اش به نظر من اینه که دست کارگردان زود رو میشه ، با اینکه سراغ کاراکترهای عجیب و غریب و خاص رفته ولی اعمال و رفتار شخصیت ها به جز یکی دو صحنه دیوانه بازی حامد بهداد رفتار انسانهای معمولیه و این اولین نقطه ضعف فیلمه که باعث میشه کاراکتر های فیلم رو باور نکنیم و این ضعف برای این نوع فیلم که مبتنی بر شخصیته ضعف بزرگی محسوب میشه.
دیگر اشکالات فیلم هم پیش بردن داستان با ساده ترین و دم دستی ترین شکل ممکن ، اشاره به صحنه ای که حامد بهداد گوشی حبیب رضایی را از زیر پشتی بر میدارد.
چرا کارگردان خوب ما باید یک فیلم هالیوودی ... دیدن ادامه » را به زور ایرانیزه کنه و به خورد ملت بده؟
اما اصاصا دیدن این فیلمها که الان همه کارگردانها چپیدن توی آپارتمان و فیلمهای تک لوکیشن میسازن یه خورده نفس آدمو باز می کنه.
در کل به حمید نعمت ا... خسته نباشید میگم.
ایرانیزه شده کدوم فیلم هالیوودیه؟
۲۲ بهمن ۱۳۹۲
قصد قیاس ندارم ولی مثلا Jackie Brown
۲۲ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"آرایش غلیظ" رو دیدم
اگر کار از یه فیلمساز معمولی بود
می گفتم کار خوبیه
ولی اصلاً در حد و اندازه های زوج "حمید نعمت الله" و "هادی مقدم دوست" نبود
کاملاً مشخص بود که فیلمنامه با عجله نوشته شده تا فقط به جشنواره برسه
ولی آسون گذشتن از یه سری چیزا
در نهایت فقط به ضرر فیلم تموم می شه که شد
بازی ها معمولی بود و حتی گاهی ضعیف
فکر می کردم "آرایش غلیظ" یکی از فیلمایی باشه که توی جشنواره امسال غافلگیرم کنه
که البته کرد
ولی بر خلاف جهتی که انتظار داشتم.

manimoon..
تنها نکته مثبت تیتراژ انتهایی بود که کار نویی از همایون بود.

کاراکتر لادن با ساده لوحی و حماقتش بدجور رو اعصاب بود!
من این فیلم رو دوست داشتم، یه فانتزی خوبی داشت!! اتفاقا جالبه که نظرها یا کاملا مثبت هست در مورد این فیلم یا کاملا منفی!
۲۰ بهمن ۱۳۹۲
باهاتون موافقم آقای پاینده
۰۸ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بدترین فیلمی که در جشنواره دیدم. باورم نمیشد فیلم از حمید نعمت الله است.
فیلمنامه ضعیف، طنز سطحی،‌شخصیت های نیمه کاره. مرا بیش از همه یاد فیلمای اتوبوسی انداخت. متاسفانه هیچ استفاده ای از لوکیشن زیبای کیش و بندر چارک و... نکرده بود. هیچ... هیچ. دریغ از یک سکانس به یاد ماندنی... فقط قله پرتغالی ها... قلعه پرتغالی ها...
حتی نشئه باز فیلم (حامد بهداد) نتوانسته بود ادای نشئه بازی را دربیاورد.
حیف از حمید نعمت الله حیف... بوتیک و بی پولی کجا و این فیلم بدون ساختار کجا!
پ.ن: این نظر شخصی بنده بوده و هرکسی می تواند این فیلم را کمدی سال بداند. اما به نظر من فیلم کمدی نبود تراژدی سقوط حمید نعمت الله از یک فیلمساز دقیق به یک فیلمساز شلخته بود!
دوست خوبم اشک سرما اثری از اقای حمید نژاد است
۲۰ بهمن ۱۳۹۲
بله حق با شماست. اشتباه لپی بود
۲۱ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فانتزی روی هم رفته دلنشین .هرچند فیلمنامه اشکالات ریز و درشتی داشت و گاها حتی تصور می شد در حین کار نگارش شده ولی با این وجود احساس نمی شد قرار است به شعور مخاطب توهین شود.نعمت الله سعیش را کرده بود تا حامد بهداد را کنترل کشده در یک چارچوب تعریف شده به سمت ایجاد طنز کلام و موقعیت سوق دهد. نقطه برجسته فیلم شخصیت بدیع آقای برقی با بازی جذاب علی عمرانی است که جا داشت بیشتر پرداخته شود بازی طناز طباطبایی معمولی و حبیب رضایی هم با اندکی اغماض قابل قبول بود. جلوه های بصری فیلم قابل اعتنا بود. ارتباط چندانی بین مبحث آرایش غلیظ و تم اصلی فیلم به درستی برقرار نشده بود.تکرار و تاکید بر برخی دیالوگها چندان دلچسب نبود.تکرار مدام مسیر چارک چابهار کیش تماشاگر را در پیگیری داستان فیلم به اشتباه می انداخت.2.5 از5
حامد بهداد: دکتر،بابام یه لات بد دهن بود و مامانم آرزو داشت یه شوهری داشته باشه که با هم "تو ای پری کجایی؟ " گوش کنن!!
بعد از دیدن فیلم بی پولی با خودم گفتم بوتیک و بیشتر دوست دارم
الانم همین نظر و دارم ...
موسیقی ابتدایی فیلم پر از استرس و هیجان که قبل از شروع این حس و به بیننده منتقل میکنه و در تیتراژ پایانی شیوه ی جدیدی از خوندن همایون شجریان پخش شد که اصلا دوست نداشتم ..و ترجیح میدم شجریان و طوری گوش کنم که تا حالا بوده..
حامد بهداد که تقریبا مثل همیشه با یه تم بازی عصبی..
بازی طناز طباطبائی و دوست نداشتم ....
علی عمرانی و حبیب رضائی فوق العاده عاااااالی !!!
سکانس های فیلمبرداری کیش خیلی خوب بود
فیلم نهم: آرایش غلیظ
فیلمی از حمید نعمت الله


یکی از امید ها اصلی امسالم که ناامیدم کرد....نعمت الله سعی کرده شخصیت های عجیب غریب و مشنگ واری خلق کنه و از طریق اون ها داستان رو پیش ببره...شخصیت هایی که هر کدام به دلیلی از اطرافیان خود طرد شده اند اما در بیشتر موارد ناموفق بوده(به جز شخصیت علی برقی با بازی درخشان علی عمرانی که سورپرایز فیلم است...!) ..
شوخی های فیلم و سبک روایت داستان نیز در جاهایی درخشان و خوب و در جاهایی نا پخته و خام...
کلن این سبک فیلمسازی متکی بر شخصیت ها کار بسیار پیچیده ای است که برادران کوئن و وس اندرسون نمونه های موفق آن در سینمای دنیا هستند اما جسارت نعمت الله برای این سبک فیلمسازی را دوست داشتم.....هر چند که این سبک فیلمسازی طول می کشد تا در ایران جا بیفتد تا فیلم های خوب ساخته شود...
حامد بهداد ازاد و رها و کلن رو اعصاب.....فکر کنم ... دیدن ادامه » کسی دیگه نمی تونست در جاهایی خیلی خوب باشه و در سکانس هایی خیلی رو اعصاب! طناز طباطبایی ضعیف که البته به خاطر شخصیت پردازی ضعیفش تو فیلمنامه است ....حبیب رضایی دوست داشتنی و علی عمرانی درخشان....
از اون دسته فیلماس که یه سریا دوستش دارند خیلی زیاد....یه سریا متنفر می شوند....یه سریا هم نمی دونند چی دیدند و باهاش چی کار کنند...!

2 ستاره از 5 ستاره
"آرایشی نه چندان غلیظ"
فیلم حمید نعمت اله در واقع یک فیلم متوسط است نه میتوان اثر را فوق العاده خواند نه بد.
کارگردان در وهله اول در انتخاب بازیگر به فیلمش لطمه زده،حامد بهداد که کماکان کاراکتر روانپریشش را ادامه میدهد و طناز طباطبایی هم چیزی به فیلم اضافه نمیکند.
در عوض حبیب رضایی مثل همیشه عالیست ولی از کنار بازی خوب جمال اجلالی و علی عمرانی(برقی)هم نمیتوان به سادگی گذشت که متاسفانه شخصیت برقی در فیلم مهجور میماند و آنطور که باید به آن پرداخته نمیشود.
کارگردان بسیار سعی دارد فیلم ریتم داشته باشد ولی متاسفانه گاهی ریتم فیلم خوب میشود و گاهی بسیار کند و کشدار.
ارتباط بین شخصیت ها در فیلمنامه خوب تعریف نشده و بعضی از سکانسها (مثل قلعه پرتغالیها) بیش از حد کش داده شده.
از نکات خوب فیلم تیتراژ گیرای فیلم و موسیقی شنیدنی سهراب پور ناظری و لوکیشنهای ... دیدن ادامه » بومی چابهار است.
در کل فیلم بدی نیست ولی نسبت به آثار قبلی نعمت اله "ضعیف" است.
البته قلعه‌ی پرتقالی‌ها سکانس محسوب نمی‌شه. بیش‌تر در حدِ پی‌رنگ هستش به نظرم.
۱۷ بهمن ۱۳۹۲
متاسفم...
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
ناراحت نشید سارا خانم،من هم ده سال پیش خیلی از بهداد خوشم می امد،در ضمن مزاح بود،اگر خاطرتون مکدر شده از شماعذرخواهی میکنم دوست بزرگوار.
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فک میکنم بهترین فیلمی بوده که تا حالا از حامد بهداد دیدم! کم کم یاد گرفته چه جوری شمرده و آروم صحبت کنه و کمتر عصبی باشه. علی عمرانی و حبیب رضایی عزیز هم که معرکه بودن. طناز طباطبایی نقش دم دستی و بدون چالشی داشت به نظرم. سطح بازیش بالاتر از این حرفاست. خلاصه اینکه از دیدن این فیلم احساس خیلی خوبی دارم.
خانم ایرانمنش فکر کنم فیلم "آخرِ بازی" همایون اسعدیان رو ندیده باشید،فکر میکنم تنها فیلم متفاوت بهداد همین اولین فیلمش هست که نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر در سال 79 هم شد.
۱۷ بهمن ۱۳۹۲
جناب کوهی نه ندیدم. سعی میکنم در اولین فرصت ببینم، ممنونم:-)
۱۷ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*۱۱ـ آرایشِ غلیظ: باز هم جزئیاتِ نعمت‌اللهی*
روزِ ۱۵ بهمن، ساعت ۱۸:۳۰

امتیاز من در جشنواره: ۳ از ۵
امتیاز من از ده: ۵ از ۱۰

*کارگردان:*
حمید نعمت‌الله

*بازیگران:*
حامد بهداد، طناز طباطبایی، حبیب رضایی، هومن برق‌نورد، علی عمرانی و جمال اجلالی

*خلاصه داستان:*
گروه پنج نفره‌ای می‌خواهند محموله‌ای شامل ترقه، فشفشه و اسباب آتشبازی را که متعلق به آنها نیست بفروشند. هیچ کدام از آنها کامروا نمی‌شوند مگر پنجمین نفر که به تردید همیشگی‌اش میان خیر و شر غلبه می‌کند.



۰۰۰۰۰
آن ... دیدن ادامه » خلاصه‌ی داستانِ رسمی‌ای که من کپی‌پیست کردم را فراموش کنید :). نفرِ پنجم؟‌کامروا؟ ساچِ ا فاکین بولشیت. اصلن هم این‌طور نیست به نظرم. خودتان فیلم را ببینید و قضاوت کنید لطفن. به هر حال، نعمت‌الله باز هم در این فیلم ثابت کرد که کارگردانی قوی در زمینه‌ی استفاده از فیلم‌نامه است. او فیلم‌نامه‌های قوی‌ای انتخاب می‌کند و با استفاده از نظرگاهِ دقیق‌اش نسبت به جزئیات، که به قولِ +mahdi hosseini در این فیلم تحتِ تاثیر گای ریچی بود، فیلمِ آرایشِ غلیظ را آن زمانی به سینمای ایران معرفی می‌کند که فضای این سینما، تحریک شده توسطِ سینمای اجتماعی، فضای تیره و تار است. او آرایشِ غلیظ را در «ژانر» پیش می‌برد (و کیست که نداند سینمای اجتماعی یک ژانر محسوب نمی‌شود). این فیلم، در زمره‌ی فیلم‌های ژانرِ «جنایی» قرار می‌گیرد. فیلمی که داستانِ کلاه‌برداری و سوء استفاده‌ی آدم‌ها را پیش می‌برد و جالب این جاست که شما از اول تا پایانِ داستان، با «بدمنِ فیلم» روایتِ‌ آرایشِ غلیظ را به تماشا می‌نشینید و در عینِ این که هیچ نوع همذات پنداری‌ای با او نمی‌کنید، مشتاقانه داستانِ او را دنبالِ می‌کنید. این یکی از هنر‌های یونیکِ نعمت‌الله در این فیلم است؛‌ بدین معنا که او توانسته است روایتی از ضدِ قهرمان را عرضه کند که در نوعِ خودش، در سینمای ایران بی‌سابقه است.

فیلم از ضعف‌های بسیار زیادی برخوردار است و این ضعف‌ها،‌ این اجازه را به من ندادند که نمره‌ای بالاتر به فیلم بدهم (و این روزها بسیار دست و دل‌باز هم شده‌ام). انتخابِ بازیگرها، غیر از علی‌عمرانی و حبیبِ رضایی عزیز، همگی بد هستند. حامدِ بهداد که همیشه روی اعصاب است. آن بازی هیستریک و آن اداهای مسخره، واقعن بی‌معنایند. بازیِ تکراری او، حداقل به نظرِ من، اصلن به دردِ این فیلم نمی‌خورد. طنازِ طباطبایی هم بیش از هر چیز به علتِ مشکلاتِ کاراکتر‌اش در فیلم‌نامه ضربه خورده بود و بدین ترتیب، بازی بدونِ حس و معنایی را ارائه می‌دهد. ریتمِ فیلم گاهی دست‌خوشِ فراز و نشیبب‌های فراوانی می‌شد. انتظارِ منِ تماشاگر این بود که فیلم ریتمِ خاص و سریعِ خودش را تا انتها حفظ کند، اما گاهی اوقات ریتم آن‌چنان کند می‌شد که دنبالِ کردنِ فیلم به امری خسته کننده تبدیل می‌گشت. روندِ جلورفتنِ داستان در ابتدای فیلم هم به شدت مایوس کننده بود و مشکلاتِ منطقی فیلم‌نامه هم که نورِ علی نور بود.

از سویِ دیگر، شخصیتِ «برقی» در فیلم، فوق‌العاده بود. این که می‌گویم فوق‌العاده،‌شاید برای شمایی که سینمای دیگر کشورها را دنبال می‌کنید چیزِ معمولی به نظر بیاید اما برای سینمای ایران، یک قدمِ رو به جلو در فیلم‌نامه نویسی بود. این شخصیت ویژگی خاصی دارد که من در این جا بازگو نمی‌کنم اما آن ویژگی شخصیتی، چنان خرده روایتی را به داستان تقدیم می‌کند که گاهی اوقات مخاطب در عجب می‌ماند که چرا نعمت‌الله داستانِ شخصیتِ برقی را روایت نکرده است ( و امید این است که روزی روایت شود). پیش از این گفتم که فیلم‌نامه قوت‌های خاصِ خودش را داشت. هر چند از نظرِ شخصیت پردازی ضعیف بود اما ساحتِ داستانی دل‌چسبی را بسط داده بود. تعلیق‌ها و پی‌رنگ‌ها به خوبی در دلِ داستان جای می‌گیرند و انتهای فیلم هم به هیچ وجه آزار دهنده نیست. در مجموع، به راحتی می‌توان این فیلم را به دیگران توصیه کرد؛ با توجه به این نکته که شاید ضعف‌های فیلم اندکی اعصابتان را خرد کند :) توصیه می‌کنم برای بازی حبیب رضایی عزیز هم که شده است این فیلم را ببینید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرایش غلیظ بهترین تجربه من از جشنواره امسال بود. (طبقه حساس و چ رو هنوز ندیدم)
از معدود فیلم های تریلر ایرانیه و جنون و دیوانگی تو فیلم موج میزنه. بازی ها خوبه و حالت عصبی حامد بهداد به فیلم میاد. بعید میدونم کسی از دیدن این فیلم پشیمون بشه.
واقعا جدی این نقد رو زدی؟؟؟ بهترین تجربه؟؟؟؟آرایش غلیظ؟؟ من؟؟جشنواره؟؟؟ فیلم؟؟ ایران؟؟فجر؟؟ انقلاب/؟؟
۱۶ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از مهمترین نکات در فیلمنامه نویسی دیالوگ نویسی هست ... این فیلم نمونه فوق العاده خوبی برای دیالوگ نویسیه. فیلمنامه بسیار خوب که فضا سازی های خیلی خوبی توش انجام شده بود . فیلم خیلی روون و سریع پیش میره و به شما اجازه سر خاروندن هم نمیده. حبیب رضایی عزیز دوباره نشون داد که کلاس بازیگریش از همکاراش خیلی بالاتره و حامد بهداد هم همون شخصیت عصبی همیشگی ذو داره که هر چند خوبه ولی کم کم داره کلیشه میشه براش.
دوستان فقط امکان داره ایراد بگیرن که فیلم پیام نداره. یا گره داستانی نداره یا حتی شخصیت های غیر واقعی داره (مثل اقا برقی) . اما به نظر من ، این فیلم فضایی رو که مد نظر فیلمنامه نویس بود به راحتی درآورده. منتظر دیدن فیلمی که میخکوبتون کنه نباشین... فیلمی سرگرم کننده که به هیچ عنوان بد نیست! به دیدنش میارزه!
ممنونم...
۱۶ بهمن ۱۳۹۲
اما به نظر من فیلم پیام هم داشت
۰۸ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق کثافت من کجا بودی؟
عشق کثافت من
manimoon این را خواند
سپهر امیدوار، کیمیا توکل نیا و سارا نیکی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه پوستری...!
از حضور علی عمرانی در این فیلم و اینکه باز هم بازیشو می بینم خیلی خوشحالم..
درسته استاد سید علی عمرانی همیشه فوق العاده است لاااااااااااااااااایک
۱۵ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید