تیوال فیلم عصبانی نیستم
S2 : 07:24:18
: رضا درمیشیان
: باران کوثری، نوید محمدزاده، رضا بهبودی، میثاق زارع، میلاد رحیمی، بهرام افشاری، امیررضامیرآقا، تینو صالحی، رضا کولغانی، وحیدقاضی زاهدی، عباس جمالی، امین میری، مرجان قمری، سجاد تابش، احمد یاوری، پژمان کاشفی، محمد کارت، میناکریمی جبلی، حامد شیخی، مهران میرزایی، اکبر لطیفی، سام رجبی، شیما بختیاری، کیارش خداشناس، مهدی رودافشانی، جواد جوینده میرزا و...
: رضا درمیشیان
: باران کوثری
: مهدی بدرلو
: ‌ علی اظهری
: نظام الدین کیایی
: مهرداد میرکیانی
: پدرام علیزاده
: سیما مبارک شاهی
: منصورظهوری
: محمد بدرلو
: علیرضا همت عبیری
: محمدرضا رسولی
: نوید میرکیانی
: حسام مژدهی نیا
: سمانه حسینی، داود ونداده، علیرضا خلفی
: آرش نوری
خـرداد۱۳۹۲ نوید و ستاره در تهران زندگی می کنند.

اخبار وابسته

» این فیلم پروانه نمایش دارد؟

» وزیر ارشاد: نسخه اصلاحی «عصبانی نیستم» به دست ما نرسیده است

» اولین اظهارات درمیشیان در پی به نمایش درنیامدن فیلم‌اش

» تشکر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس از جنتی برای اکران نشدن «عصبانی نیستم»

» «عصبانی نیستم» فعلاً اکران نمی‌شود

» چقدر از «عصبانی نیستم» سانسور می‌شود؟

» توضیحات سرتیپی درباره اکران «عصبانی نیستم»

» قرارداد اکران «عصبانی نیستم» ثبت شد

» روی پرده جشنواره فجر انقلاب به مذهبی‌ها می‌گویند طالبان!

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
.
خوبم ولی نه مثل جوانی‌ها
با خنده‌ها و مزه پرانی‌ها
.
زل می‌زنم به مردم و می‌خندم
شاید کمی شبیه روانی‌ها
.
این سال‌های تلخ پر از آشوب
این اضطراب‌ها، نگرانی‌ها
.
این سال‌ها خطوط بدی انداخت
بر چهره‌ام نشاند نشانی‌ها:
.
اخمی شبیه صورت سلّاخان
زخمی چنان قیافه‌ی جانی‌ها!
.
چون موریانه ... دیدن ادامه » ذهن مرا خورده
فکر دسیسه‌ها و تبانی‌ها
.
دوران ما به خاطره پیوسته
چون باجه‌ها و پنج قرانی‌ها
.
ما مانده‌ایم و ترکش جامانده
از انفجار ما عصبانی‌ها
.
.
#سمانه_کهربائیان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مروری بر فیلم عصبانی نیستم ساخته رضا درمیشیان
“عصبانی نیستم” تلنگری به درد جامعه .
عصبانی نیستم داستان پسر جوانی به نام نوید است که به خاطر مخالفت با دولت ستاره دار و از تحصیل در دانشگاه محروم شده است . نوید خشم فروخورده ای دارد از جامعه و حالا می خواهد انتقامش را از مردم جامعه بگیرد . مردمی که با کارهایشان خشم او را برانگیخته و حس انتقام جویی او را تحریک می کنند . نوید با گفتن کلمه “ عصبانی نیستم “ سعی می کند خودش را آرام کند. به عقیده من درمیشیان خود نیز خشم فروخورده ای از جامعه دارد که چاشنی اکثر فیلم های اوست و عصبانیت و خشونت در اکثر فیلم های او به اوج می رسد . درمیشیان حتی یک لحظه هم به بیننده اش فرصت نمی دهد و هر بار با سیل عظیمی از درد و رنج ، تن رنجور او را رنجور تر می‌کند . عاشقانه های نوید و ستاره اما فرصت کوتاهی است برای رهایی از این حجم ... دیدن ادامه » از عصبانیت و خشونت . عاشقانه هایی که می‌توان آنها را مرهمی دانست برای زخم های ناشی از درد جامعه بر تن رنجور بیننده . اما درمیشیان انگار قصد دارد همین مرهم را هم از بیننده اش بگیرد تا او را بیشتر ‌با درد جامعه آشنا کند . دردی که کارد را به استخوان نوید رسانده و او دیگر تصمیم می گیرد هر طوری شده انتقام خودش ، استعداد تباه شده اش و عشق از دست رفته اش را از مردم جامعه اش بگیرد . مردمی که خود زیر بار درد و رنج این جامعه بیش‌تر از نوید کمر خم نکرده باشند ، کمتر از او هم نکرده اند . اما انگار دست روزگار بیش‌تر از دست او می کوشد تا با تازیانه هایش تن افراد دور و برش را کبود کند . دستی که نوید را به کام مرگ می نشاند . نوید دست به کار عجیبی می زند . او پدر ستاره را می کشد . و اما در سکانس آخر که رعشه بر تن بیننده می اندازد ، نوید را در چوخه اعدام به نمایش می گذارد که به آب بازی با ستاره و آرزو های آنها تغییر پیدا می کند .
و این است دست سرنوشت :« عصبانی نیستم از دانشگاه تهران تا چوخه اعدام .»
ستاره دهقانی ۱۳۹۷/۰۸/۱۳
ممنون آقای فدائی بابت توجه شما .
۱۳ آبان ۱۳۹۷
تو نسخه ای که من دیدم نه قتل پدر بود و نه جوخه اعدام ای لعنت به هرچی سانسوره. چرا عصبانی نباشم؟
۰۳ آذر ۱۳۹۷
بله . متاسفانه . من هم خودم نسخه اصلی رو ندیدم و تو سینما دیدم. بعد از فیلم صدای همه اونایی که نسخه اصلی رو دیده بودن، دراومده بود . من هم از یکی از دوستانم ادامه فیلمو فهمیدم .
۰۳ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وحید : ما شیمیاییه این اجتماع شدیم...جواب این هشت سالو کى به من میده.... ادم عاقل و کامل که پیدا نمیشه...
محمد لهاک، عاطفه گندم آبادی، میترا و رضا غیوری این را خواندند
علی ابراهیم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عصبانی هستم و دلشکسته،عصبانی هستم و افسرده. جواب هشت سال زندگی من رو کی میده؟ جواب 40 سال از 45سال زندگی من رو کی میده؟ جواب تو نازنینم که با آتش جنگ 18 ساله رفتی و 28 ساله برگشتی رو کی میده؟ عصبانیم، خسسسته م ، صورت های کم سن و سال بچه هامون که گرد پیری و ناامیدی گرفته عصبانی ترم میکنه ... کی تموم میشه این کابوس تلخ سالیان از دست رفته؟ ....
نوید محمد زاده، جادوگر کار بلد سینما ، این اولین بازی تو بود که پنج سال در حسرت دیدنش گذشت ، حالا می فهمم چرا هر جا حرف زدی گفتی هیچ چیز برات " عصبانی نیستم" نمیشه ، حالا می فهمم چرا میگی این فیلم باعث و بانی همه ی انتخاب های بعدیت شده .. باران عزیزم ، تو ساده و صمیمی و عششقی ... تو ستاره ی نوید ستاره دار، مارو هم تا مرز انفجار قلبمون عاشق کردی و اما رضا درمیشیان عزیز و هنرمند از جنس مردم ، کی بودی تو ؟ کجا بودی؟ چقدر خوبی ... دیدن ادامه » ، چقدر اصیل و دردکشیده و نابی ... ممنونم ازتون حرف دل ما رو زدید و چه زیبا هم زدید . دستتون رو می بوسم و "عصبااااانی هسسسسسسستم "

قسمت های زیاد و مهمی از فیلم سانسور شده ، طوری که حتی پایان واقعی فیلم نمایش داده نشد ولی فیلم هنوز به شددددت عااالیه .
دوستان عزیزم از حسن نظر شما و توجهتون ممنونم .
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
میترای عزیز از اینکه عقایدمون رو با هم به تعامل گذاشتیم خوشحالم .. چیز خوب و متمدنانه ایست این گفتگوها و اشاره ی زیبایی در اول نوشته ت به این موضوع داشتی . سالم و موق باشی .
۳۰ خرداد ۱۳۹۷
میترای عزیز خیلی ممنون از جوابیه زیباست!! چشمام شسته شد!!
۳۰ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ستاره (باران کوثری) : آخرش چی؟

نوید (نوید محمدزاده) : هیچی، تموم می شیم می میریم میره پی کارش ، ولی می دونی بعضی آدم ها هیچ وقت تموم نمی شن، مگه کیارستمی تموم می شه؟ چرا هر وقت اسم کیارستمی و شهیدثالث میاد من اشک تو چشام جمع می شه؟ اونا فکر کردن کیارستمی فراموش میشه ولی خانوادش هیچ وقت تنها نخواهند بود. خودشونن که فراموش خواهند شد. تا تاریخ هست کیارستمی با عینکش تو ذهن همه ما هست، یا اصلا همین جعفر پناهی؟ مگه میتونن این مردو تموم کنن؟

ستاره : من و تو چی؟

نوید : من و تو چی؟

ستاره : مام تموم می شیم؟

نوید : تمومِ هم می شیم. . .

__________________________________________

«عصبانى نیستم!»-رضا دُرمیشیان - [با اندکی تغییر]
(برای ثبت روی دیوار فیلم عصبانی نیستم! )
۲۹ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
افشاگری فرامرز قریبان:
سیمرغ "نقش اول مرد" تنها رشته ای بود که هیئت داوران در موردش رای گیری انجام ندادند. زیرا به به اتفاق آرا تمامی اعضای داوران نظرشان مبنی بر انتخاب آقای نوید محمدزاده به عنوان بهترین بهترین بازیگر مرد بوده است...
________________________________

فرامرز قریبیان بازیگر و کارگردان سرشناس سینمای ایران، یکی از اعضای مستقل هیئت داوران جشنواره سی و دوم فیلم فجر بوده است. هیئت داورانی که در روزهای گذشته کانون بیشترین اعتراضات علاقه مندان سینما بوده اند. قریییان در گفت و گو با "کافه سینما"، با اعتراض به اتفاقات پیش آمده در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر، و ندادن "سیمرغ نقش اول مرد" به نوید محمدزاده(بازیگر عصبانی نیستم!) گفت: سیمرغ "نقش اول مرد" تنها رشته ای بود که هیئت داوران در موردش رای گیری انجام ندادند. زیرا به به اتفاق آرا تمامی اعضای داوران ... دیدن ادامه » نظرشان مبنی بر انتخاب آقای نوید محمدزاده به عنوان بهترین بهترین بازیگر مرد بوده است. من این بازیگر جوان را از قبل نمی شناختم و چیزی از او در سینما ندیده بودم، اما حضور درخشان این جوان در فیلم آقای درمیشیان باعث تعجب من و تمامی اعضای داوران شده بود. به همین دلیل بی درنگ سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای ایشان کنار گذاشتیم.

قریبیان در ادامه در گفتگو با کافه سینما افزود: البته این وسط دبیرخانه جشنواره فجر بازی هایی را هم سر ما در آورد. وقتی آخرین نشست هیئت داوران به پایان رسیده بود، دبیرخانه جشنواره به ما گفت فردا روز استراحت است و پس فردا دوباره همه جمع شوید، برای اتخاذ تصمیمات نهایی. اما این وسط ماجرای عجیبی رخ داد. فردای آن روز که قرار بود روز استراحت ما باشد، ساعت 2 و 5 دقیقه بعد از ظهر به من زنگ زدند که اعضای هیئت داوران از ساعت 10 صبح در جلسه هستند اما شما غایب هستید! من هم متعجب به آنها گفتم مگر شما دیروز به ما نگفتید که امروز جلسه ای برگزار نمیشود و جلسه نهایی پس فردا برگزار میشود؟ گفتند جلسه امروز صبح اضطراری بوده و ما با موبایل شما تماس گرفتیم اما خاموش بود. در جواب گفتم من که از قبل به شما گفته بودم وقتی منزل هستم موبایلم را خاموش میکنم، چرا با تلفن منزل تماس نگرفتید؟ که در آخر جواب درستی ندادند و طفره رفتند.
به هر حال من ساعت 3 بعد از ظهر وارد جلسه نهایی داوران شدم و دیدم همان طور که قرار ما بود، آقای نوید محمدزاده و خانم مریلا زارعی به اتفاق آرا به عنوان بهترین بازیگر نقش اول مرد و نقش اول زن انتخاب شدند. با این حال خبرهایی به ما رسیده بود مبنی بر اینکه ممکن است در مراسم اختتامیه، به دلایلی که خودتان میدانید، جایزه نفش اول مرد را به نوید محمدزاده ندهند و به شخص دیگری بدهند. من و دیگر اعضای هیئت داوران در واکنش به این شنیده ها دبیرخانه را تهدید کردیم که اگر جایزه نقش اول مرد به کسی غیر از نوید محمد زاده داده شود، ما به نشانه اعراض روی سن نمی رویم و مراسم اختتامیه را ترک میکنیم. همین سبب شد آقایان عقب نشینی کنند و جرات این را نداشته باشند ما را تحت فشار قرار دهند.

قریبیان در انتها بیان کرد: همان طور که می دانید در ابتدای مراسم اختتامیه نامه ای از طرف کارگردان فیلم "عصبانی نیستم!" خوانده شد که ایشان به طور داوطلبانه از بخش رقابتی جشنواره کنار کشیدند. این نامه باعث تعجب من شد و من هنوز این نامه و اتفاقات پیش امده در مراسم اختتامیه مشکوک هستم. چرا یک فیلمساز باید به یکباره از بخش رقابتی جشنواره کناره بکشد و در اخرین لحظه سیمرغ بازیگر نقش اول مرد فیلم اش را به دیگران ببخشد؟ این اتفاقات از نظر من مشکوک و غیرقابل قبول است.
کافه سینما
نوید،پسر جوانی با دغدغه ها،غم ها،عقده ها،آرزو ها و شکست ها که سرعت اتفاقات،حوادث و گذر زندگی به قدری زیاد است که او را از این زندگی پس میزند،تلاش و خواسته های او را بی جواب میگذارد و حتی سوال هایی که همه روزه از خود میپرسد(یا نه بهتر بگم میپرسم)سرعتی که برای او 4 سال زندگی و تلاش را بی معنا میکند و یا حتی 8 سال حسرت دوستش را برای خواندن و کنسرت گذاشتن شعرهایی که در گلوی او جا خشکانده و یا روی کاغذ ها خاک میخورند بی هیچ سر انجامی که تنها مخاطبش نوید و رضا هستند و تنها چیزی که جامعه نثارشان میکند از یک طرف امید و خوشی زیاد ناشی از ناامیدی یا از طرف دیگر پوچی و ناامیدی ای که شاید بتوان با قرص و یا گفتن جملات "من خوشبختم"یا "من عصبانی نیستم"درمان کرد.ما نویدهای زیادی اطرافمان داریم با دغدغه ای کمتر و یا بیشتر اما مهم این است که این افراد هستند و هنوز در این ... دیدن ادامه » جامعه زندگی میکنند اما به حداقل خواسته های خودشان که حقشونه نمیرسند.
این فیلم خیلی از دغدغه ها و سوالات را مطرح کرد،سوال هایی که همیشه از خودم داشتم و درباره اش فکر کردم اما به واقع هیچگاه حتی الان بعد از تماشای این فیلم به جوابی کامل و مطمئن نرسیدم.شاید این سوالات در فیلم پاسخ داده نشد اما بیان شد،حرف دل من و آدم هایی که در سالن سینما با من همراه بودند و خیلی های دیگه،پس این موضوع درباره جوانان این مملکت دیده شده،دغدغه شده و درک شده.نمیتونم بگم از دیدنش حال خوبی داشتم یا نه داغون بودم چون هر دو حس با هم به سراغم اومده بودن و حتی در فیلم که دیالوگ هایی داشت که باعث خنده حاضرین داخل سالن میشد و واقعا شاید خنده دار بود و قصد نویسنده هم همین بود اما حس فیلم قدرت خندیدن را از من گرفته بود.
فیلم روایت تصویری متفاوتی را به نمایش گذاشته بود،حرکت سریع و دیوانه وار دوربین روی افراد و سرعت پیشروی صحنه ها به خوبی توانسته بود روایتگر داستان فیلم باشد.بازی های خوب،روان و دلنشین افراد،تدوین خوب،مدل روایت،رفت وبرگشتی که در سکانس های عصبانیت نوید رخ میداد و خیلی نکات مثبت دیگه ای که باعث میشد این فیلمو دوست داشته باشم و به دلم بشینه.
با همه این تفاسیر وقتی از سالن خارج شدم بروشوری به من داده شد که داخلش نقدها و مطالب مختلفی از جشنواره بود از جمله یکی از بخش هاش نقدی بر همین فیلم بود که واقعا با خواندنش حالم به کلی خراب شد،نقاد"عزیزمون"با خودشیفتگی تمام،بیانیه ای از طرف همه مردم صادر کرده بود که واقعا من مانده بودم چه طور میتوانند انقدر راحت به شعور همه کسانی که این فیلم را دیدند توهین کنند و چاپ کنند یک نقد میتواند کاملا مخالف نظر من باشد که این هیچ اشکالی ندارد اما نباید به توهین کشیده شود ای کاش نقاد ما این را میدانست،ای کاش...البته جای خالی صندوق آرای مردمی هم حس میشد.
در پایان امیدوارم این فیلم در سال جاری بدون هیچ تحریفی ((که تا الان در حق این فیلم شده است))به اجرای عموم دربیاد و دیگر دوستان هم که از دیدنش در جشنواره محروم ماندند،بهره مند شوند.
با سلام خدمت دوستان

کلی با این فیلم گریه کردم. یاد 8 سال از عمر خودم و جوونایی افتادم که بی هیچ گناهی به راحتی حقشون خوره میشه و کسی هم نیست که سراغی ازشون بگیره. اتفاقا" توی فیلم هم به این موضوع اشاره شده بود. نوید محمدزاده استحقاق دریافت سیمرغ رو داشت. ... دیدن ادامه » تو سکانس سینما اشکمون رو درآورد. تو کشور ما نویدهایی از این دست زیادند و حالا حالا راه طولانی در پیش داریم.امیدوارم که به عمر ما قد بده و روزهای سعادتمندی جوونا را ببینیم.
۲۵ بهمن ۱۳۹۲
. یادمه اولین تئاتری که از آقای محمد زاده دیدم متعجبم کرد. همش به دور و بریام میگفتم: من چرا این بازیگرو قبلا نمیشناختم؟!
واقعا اجرای بی نظیری دارن.
وقتی شنیدم توی این فیلم بازی کردن علاقمند شدم ببینم ولی به دلایلی توفیق نصیبم نشد. نمیدونم چقدر باید برای ... دیدن ادامه » اکرانش صبر کنم.
خیلی دلم گرفت که سیمرغ بهشون نرسید.
حقشون بود.
حیف شد...
۱۰ اسفند ۱۳۹۲
Narcis-t
حالا حالاها باید منتظر ماند فعلا که مسئولین به صراحت از به اکران نرفتن این فیلم سخن گفتن،متاسفانه...
حالا حالاها نه حرف حق میشنویم و نه میبینیم و حق هم به حق دار نخواهد رسید،متاسفانه...


البته کم کم دارم عادت میکنم و سعی دارم کمتر بشنوم و ببینم و ... دیدن ادامه » بفهمم و فکر کنم درمورد این موضوعات که حاصلش ناراحت شدن خودمه و هیچ سودی نداره:(
۱۰ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شرم آورترین جشنواره فجر امسال بود

عصبانی نیستم، چون بیادم آوردند که "پوپولیسم" مربوط به این دولت و آن دولت نیست، چه بسا که این دولت در آینده در این زمینه گوی رقابت را از دولت‌های قبلی برباید. (به خصوص درباره نحوه برگزاری جشنواره فجر در شهرستان‌ها که بعدا مغصل به آن خواهیم پرداخت.)
عصبانی نیستم چون بیادم آوردند که کماکان در این سرزمین باید تاوان مستقل بودن را پرداخت و برای رسیدن به مرغ‌ها و سیمرغ‌ها تنها باید وابسته باشی، چراکه این وابستگی است که هویت‌ات را شکل می‌دهد و نه فردیت.
عصبانی نیستم! چون یادم آمد که صداوسیمای جناب ضرغامی کماکان زنان سرزمین‌اش را فقط در قالب لانگ‌شات می‌تواند تحمل کند.
عصبانی نیستم! چون بیادم آوردند که "ساز" را که نمی‌شود نشان داد. چه توقع‌ها!
عصبانی نیستم چون یادم آوردند که سانسور برنامه زنده از اوجب واجبات است، حتی اگر برنامه داخلی باشد، حتی اگر در آن لحظه سینماگر وطنی دارد می‌گوید "همه صداها باید شنیده شود!"، حتی اگر این مراسم از یکی از کم‌بیننده‌ترین شبکه‌های تلویزیونی پخش شود. اصلا چه معنی دارد برنامه زنده بدون سانسور؟ شاید کسی یک آن هوس کند ماشین لباسشوئی‌اش را خودش روشن کند!!!

عصبانی نیستم، چرا که این "تدبیر" بود که حکم کرد درمیشیان و درمیشیان‌ها قربانی مصلحت شوند.
عصبانی نیستم چون نوید محمدزاده تازه در آغاز راه است. او تنش به صابون توقیف خورده است. "لرزاننده چربی" که به تاریخ پیوست اما ...
عصبانی نیستم چون فهمیدم که به عدد آدم‌ها می‌توان دیپلم افتخار و سیمرغ خلق کرد!
عصبانی نیستم چون که خوشبختانه من یکی از آن هیئت داوران به ظاهر محترم نبودم تا مانند عروسکان خیمه‌شب‌بازی با من برخورد شود و پیش روی‌ام، آرای‌ام را جابجا کنند و دم برنیاورم و این ننگ را تا ابد به جان بخرم.
عصبانی نیستم چون یکی ازآن‌هایی نبودم که می‌دانستند به ناحق سیمرغ کس دیگری را دارند تصاحب می‌کنند ولی لبخند به لب داشتند. به واقع این حجم از "رو" را نداشتم. براستی که وقتی "ما" خودمان به یکدیگر رحم نمی‌کنیم از "آنها" چه توقعی داریم!
عصیانی نیستم چون که دبیر این دوره جشنواره فجر قرار است سال بعد هم بر مسند باشد و بنابراین برای سال آینده حساب کار دستمان آمد! جای تشکر دارد که به فکر اعصاب و روان ما هستند!

اما ... دیدن ادامه » از دست خودم عصبانی هستم که چطور توانستم این مراسم شرم‌آور، این سیرک غم‌انگیز را، تا به انتها نگاه کنم..

به نقل از سید آریا قریشی
امیر حسین جان باورت میشه متنتو خوندم بغض کردم. همه ی زندگی من(امثال تیوالی ها) تفریح من فکر من همه چیم با هنر سرزمینم میگذره.
معمولا معماهایی که فکر آدم و میخوره و نمیتونی جوابشونو پیدا کنی رو میندازی تو پستوی ذهنت. یکی از این معماها حداقل برای من حضور ... دیدن ادامه » عیاری و مجتبی راعی و یا همین پرویز شهبازی در میان داوران بود.حضور آن ها با این نتیجه ی ضعیف معمای منه. و وقتی تو این نوشته رو گذاشتی این معما باز گل کرد و اشک شد. ولی امیر حسین جان من که خیلی خبر ندارم اما از چیزی که از رضا داد میشناسم فکر نکنم اون کاره ای بوده باشه یه نیروی اجراییه.
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
منم دیشب با خوندن این مطلب می خواستم کلمو بکوبم به دیوار.
@امیرحسین سبز تیوال: فقط هم عیاری نیست که باید جواب بده. فرامرز قریبیان، فرهاد توحیدی، پرویز شهبازی، هوشنگ گلمکانی، محمد داوودی و ... هم باید جواب بدن. ولی خوب من هم از جناب عیاری با اون سابقه ی درخشان ... دیدن ادامه » توقع دیگه ای داشتم.
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
بله مصطفی جان متاسفانه همه خوبان دست به دست هم دادن که نظر هاشون لگد مال بشه!
من بعید میدونم قلبا آقای عیاری و شهبازی و قریبیان راضی بودن این بی عدالتی در بخش جوایز رخ بده اما انگار که امیال نفسانی یا شاید هم ترس بر قلب و وجدانشون غلبه کرده!
۲۴ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب دوستان گل تیوالی در برنامه زنده هفت از تریبون تصویری صدا و سیما هم تصدیق و تایید شد که با فیلم درمیشیان و خودش تند برخورد شده و قضیه ی انصرافش هم از پذیرفتن جوایز مطرح شد دست گل برادران افراطیون که همیشه فیلم رو ندیده جامه هاشون رو برای مبارزه با جریان فتنه می درند ، درد نکنه :)
این تدبیر و اعتدال و امید هم از پس دوستان افراطی بر نخواهد اومد ، زنهار ، خانه ی پدری و عصبانی نیستم و ماهی و گربه خوب چماق خوردن ، همین مونده این سینما کیانوش عیاری رو هم از دست بده ، موندم چرا آدم نباید مثل عمو داریوش بزنه به سیم آخر و بعد از جریانات علی سنتوری بیخیال این افراطی بازی ها نشه ، تقوایی و بیضا یی که رفتن ، مهرجویی و کیمیایی کم آوردن حاتمی کیا هم اگر چ نمیساخت کنج خونه بود همونجور که گزارش یک جشنش داره رو طاقچه خاک میخوره !
"عصبانی نیستم" رو دوست داشتم
خیلی زیاد
فضاسازی کار خیلی خوب بود
شکل تکامل یافته بغض
بازی های خیلی خوب
خصوصاً نوید محمدزاده که کارش بی عیب بود
چه قدر صحنه های دو نفره "نوید" و "باران" خوب بود
خصوصاً توی سینما
چه قدر "نوید" خوب بود.
خیلی خیلی خوشحالم که آخرین فیلمی که توی جشنواره دیدم
"عصبانی نیستم" بود.
امیدوارم اکران بشه.

manimoon..
اگه این فیلم اکران نشه، مطمئنم تا مدتها باید در حسرت ساخته شدن چنین فیلم هایی بمانیم
عصبانی نیستم داستانکی از زندگی ماست
شاید به ندرت کسی پیدا بشه که زندگیش در قسمتی از این فیلم نیومده باشه
سختی، بی پولی، عشق ...
با همه ی این مشکلات باید اعتراف کنم:
"عصبانی ... دیدن ادامه » نیستم"


# طاها #
۲۵ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم خیلی پره؛ ولی میخوام فقط از حرکت مدیران سینما پردیس ملت بگم! برای فیلم عصبانی نیستم!
سانس فیلم ساعت 7 بود، مردم از 8 صبح اومده بودن. من خودم قبل 4 عصر رسیدم، ده تا بیشتر برگه زده بودن روی در و دیوار که امروز بلیط نخواهیم فروخت! (تصور اینکه سانس های قبلی با سالن خالی اکران رفته بودن از عقل به دور و به واقعیت نزدیک بود!)
اعتراض کردیم که سالن خالی باشه و این 200-300 نفر بیرون الاف بمونن بیرون؟! نماینده ارشاد هم اونجا بود و میگفت "این فیلم متقاضی زیاد داره و سالن خالی نخواهد ماند، حق فروش روی زمین رو هم نداریم که اگه خدای نکرده زلزله بشه، سیل بیاد، آتیش سوزی رخ بده خطرناکه بلیط روی زمین بفروشیم!" یعنی استدلالشون منو ترکوند؛ یهویی بعد 10 روز یاد این خطرات احتمالی افتادن!
آخرش ما قول گرفتیم که صندلی خالی نمونه چرا که شاید احیانا یه نفر نتونست بیاد، صندلی ... دیدن ادامه » ها رو بفروشن به مردم!
حالا ترفند اساتید چی بود! تمام کارمندها، کارگرها، دوست و آشنا، و حتی نظافتچی های خود سینما رو اوردن فرستادن توی سالن، که صندلی خالی نمونه! و بدین ترتیب دریافت ها و شنیده های من حاکی از این بود که 10-20 تا بلیط فروخته بودن و گفته بودن سالن پر شده!
پ.ن: جلوی ورودی سالن تمام عزت و شخصیتم رو زیر پا گذاشتم و به چند نفری رو زدم که اگه بلیط اضافه دارن ما رو هم ببرن با خود! از اولی که اومدم توی صف دلم روشن بود که میرم تو! وقتی به یک خانمی رو زدم و گفت نه متأسفانه بلیط ندارم، یه آقایی از اون ور صدام کرد، منم رفتم طرفش گفت دوتا بلیط دارم!!! ما هم از خدا خواسته بلیطها رو ازش گرفتیم (دیگری رو دادم به یه دوست داخل صفی!) بنده خدا هرچی گفتم "چقدر تقدیم کنم؟" گفت "قابل شما رو نداره!"
در آخر عصبانی نیستم رو دیدم، و خیلی راضیم، اما توی سینما یاد همه اون بندگان خدایی بودم که تو صف در کنارشون بودیم!
پ.ن 2: بعد فیلم رفتم از یه کارگر پرسیدم "اونایی که بلیط گیرشون نیومد چیکار کردن؟" گفت "تا نیم ساعت، 40 دقیقه وایستادن دیدن خبری نیست، رفتن!" گفتم "شما هم توی سینما بودی؟" گفت "آره بودم، یه خورده وایستادم دیدم چرته زدم بیرون!"
آقا ما پشت در بودیم دیگه
خودمونو کشتیم!!!!
آقا کشششششتیماااا!
من از ساعت 2 اونجا بودم.
واقعا ناراحتم یعنی تاحالا انقدر ناراحت نشده بودم!
جدا از اینکه نتونستم ببینم فیلم رو مسئله این بود که خیلی بهم توهین شد.
یعنی اون آقای میرضایی بسیار بسیار خر است!
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
دشمنتون شرمنده :)
ما بیرون که بودیم همش میگفتن سالن پر شده و همه بلیت ها رو خریدن!!!
بعد گفتیم ما که اول صفیم رو زمین بشینیم گفت اونارو هم خریدن!!!!!!!!!
فک کنین یعنی اینترنتی بلیت زمین فروش رفته!!
کلی شعار دادیم داد زدیم اعتراض کردیم آخرم انگار نه انگار!
متاسفم ... دیدن ادامه » واسه این سیستم مسخرشون که از 200 نفر آدم میترسن که یه فیلم رو ببینن!
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
شاید خود کارگردان یه فکری برای دیده شدن فیلمش توسط عموم بکنه. یعنی خودش بخواد که با چشم پوشی از اکران و بازگشت پولش صرفا فیلمش توسط آدمای بیشتری دیده بشه. (که چه قدر هم تصمیم سختیه)
چون با این اوضاعی که دیدیم فکر نمیکنم چه تو دولت روحانی چه هر دولت دیگه ... دیدن ادامه » ای هم به این فیلم اجازه اکران بدن.
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" عصبانی نیستم "
درامی اجتماعی، روایت گر مشکلات قشری از جوانان ایرانی
فیلمی با ساختاری جدید در سینمای ایران
با بازی روان و زیبای باران کوثری و نوید محمدزاده
کاری فوق العاده خوب از رضا درمیشیان
دارای افت و خیزها و رفت و برگشت هایی کاملا بجا و خوب
گریم های زنده، طراحی لباسی باور پذیر، صدابرداری رسا و فیلم برداری فوق العاده خوب
توصیه من به دوستان اینه که حتما در طول جشنواره اقدام به دیدن این فیلم کنند، بر اساس برخی نظرات احتمال دارد به این فیلم اجازه اکران عمومی داده نشود
"عصبانی نیستم" " عصبانی نیستم" "عصبانی نیستم"


امتیاز: 4 از 5
# طاها #
عالی بود...قصه ما...حیف نتونستم دوباره ببینمش.
manimoon و یاسمن این را خواندند
سید حامد حسینیان، محمدرضا و الهام پشنگ این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
/دنیایی سرشار از ناآرامی و فشار ،اضطراب و بی قراری ،بی عدالتی و حقارت، یاس و محرومیت /
پیدایش این دنیا هم محصول کارهای گذشته او و عمل کردن به دنیابینی متفاوتش است و هم محصول شرایط جامعه بیرونش / او در این دنیای جدید قرار گذاشته به توصیه عمل کرده و با خود کنار بیاید، از قرص و تلقین کمک بگیرد و از شرایط دنیای جدیدش ناراضی نباشد / افسوس که او تنها خود نیست او پیشتر با دریافت یک ستاره دنیایش را داده است ولی اکنون می خواهد با دریافت ستاره دنیایی به دست آورد/آن ستاره را به راحتی دادند ولی این ستاره را به راحتی نمی دهند/او کماکان به توصیه عمل می کند تا شاید راهی یابد که با آن بتواند زودتر شب تارش را با ستاره ای روشن کند/ متاسفانه راه همواری برایش نیست/قرارش را نادیده می گیرد تلقین را کنار می گذارد و نارضایتیش را فریاد می زند/
/او قرار نبود عصبانی ... دیدن ادامه » باشد ولی او عصبانیست هر چقدر هم که تلقین کند عصبانی نیستم/
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفس ساخته شدن این فیلم و گرفتن پروانه نمایش موقت اتفاق خوبی است و امیدوارم پروانه نمایش عمومی هم بگیرد
امسال که گذشت ولی امیدوارم حالا که فضا کمی بازتر شده است , از سال آینده (در صورت ادامه داشتن این فضا) فیلمسازان منتقد ما به جای اینکه دست و پایشان را گم کنند و تمام حرفهای مانده در گلوشان را یکجا و مسلسل وار و به صورت بیانیه به خورد مخاطب بدهند , به دنبال ساختن یک فیلم سینمایی داستانی باشند و نه یک فیلم مستند.
تا جایی که من اطلاع دارم فیلمنامه اصولی (نقطه عطف , گره های داستانی و ...) دارد که به نظرم در این فیلم رعایت نشده و اگر سکانسهای تقریبا شصت درصد فیلم را جابجا کنید هیچ اتفاقی نمی افتد. خط روایی مشخصی وجود ندارد و صرفا یکسری دغدغه که هر کدام و به صورت جداگانه می توانست یک فیلم خوب را تشکیل دهند کنار هم قرار گرفته اند.
حدس من این است که دلیل استقبال ... دیدن ادامه » گسترده از این فیلم , مسائلی است که در این فیلم به آن پرداخته شده و نه جذابیت یک فیلم سینمایی.
آیا واقعا سکانس فروش کلیه و بسیار سکانسهای دیگر, یک فیلم سینمایی داستانی را تشکیل می دهند؟
گمان من بر این است که اگر چند تا فیلم دیگر انتقادی با موضوعات مطرح شده در این فیلم ساخته شده بود, فیلم با این استقبال روبرو نمی شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نوید ستاره داشت و ستاره داشت. من نه هرگز ستاره ای داشتم و نه ستاره ای، اما در این سالها با تمام وجود نوید را زندگی کرده ام.

عصبانی نیستم داستان یک دانشجوی ستاره دار نیست. داستان من است، داستان توست، داستان ماست، داستان تمام آنهایی است که در هوای این مرز و بوم نفس می کشند، آنهایی که دویدن و نرسیدن را می فهمند، آنهایی که می فهمند... و درد می کشند... و همچنان به فردای بهتر امیدوارند...

بعد از دیدن فیلم و دوباره خوندن نظرتون باید بگم خیلی زیبا نوشتید راجع به فیلم و حس ها.
بعد از تموم شدن فیلم و تشویق طولانی تماشاگران، انگار داشتم برای خودمون دست میزدم که به هرحال موندیم و داریم زندگی میکنیم و امیدواریم که همه چی درست بشه و براش تلاش میکنیم، ... دیدن ادامه » با اینکه بعضی جاها خیلی سخته، ولی به هرحال اون 8 سال و به خصوص 4 سال آخر رو با امید گذروندیم.
بعد از فیلم یه پیاده روی طولانی و خالی شدن بغضی که تو کل فیلم داشتم می ارزید به تمام حرصهایی که از دیدن بعضی فیلم ها خوردم.
برای من یه جشنواره بود و یه "عصبانی نیستم".
۲۱ بهمن ۱۳۹۲
آره دوستان مشتاق تر از من بودن که چندین ساعت تو صف ایستادن و تونستن ببینن و من کمی تنبلی کردم و دیر رفتم ندیدم، ولی نوشته ی شما راخوندم و فهمیدم یه نفر داستان منو شماو همه مارو به تصویر کشیده بسیار خوشحال شدم ، خط اول نوشته ی شما هم بسیار زیبا بود و به دلم ... دیدن ادامه » نشست ممنون
۰۹ اسفند ۱۳۹۲
محبت دارید، سپاسگزارم :)
۰۹ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دو بار دیدم؛ اکران هم بشه چند بار میبینم! خدا کنه اکران شه
بیتا نجاتی، سپهر امیدوار، رضا قاسم پور، البرز ملک پور، آرزو و طاها این را خواندند
لونا و آنیتا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عصبانی نیستم! عصبانی نیستم! عصبانی نیستم!
شاهکارِ رضا درمیشیان ..با بازی هایِ درخشان نوید محمد زاده و باران کوثری

عصبانی نیستم یک اعتراض است...بغض هایِ فرو خورده چند ساله است که امروز از ته دل میشکند و فریاد میشود..فریادی تلخ و ویران کننده..داستانِ زندگی ما در تهرانِ عجیب و ترسناک است..حرف دل یک نسل..نسلی که همیشه محکوم است..نسلی که تحقیر میشود..نسلی که آرزوها و رویاهایش نابود شده و میشود..نسلی که میجنگد اما بازنده است..نسلی که هرچقدر دست و پا میزند بیشتر فرو میرود..نسلی که ماندن و از نو ساختن را به رفتن ترجیح میدهد..نسلی که 8 سال قبل 18 ساله بود و امروز 26 ساله...
فیلم قصه ی عشقِ نوید دانشجویی اخراج شده به ستاره است که در شرایطِ بد اجتماعی و اقتصادی زندگی میکند و برایِ حفظِ عشقش دست به هر تلاشی میزند..نویدی که در دانشگاه بعد ار حوادث 88 ستاره دار شده و از ... دیدن ادامه » این زندگی فقط ستاره را میخواهد..در تمامِ لحظات فیلم با نوید همراه میشویم و همذات پنداری میکنیم..با او عصبانی میشویم , قرص مصرف میکنیم , عاشق میشویم , اشک میزیزیم , میجنگیم و...
فیلم تصویرِ بسیار درست و باجزییاتی ار ایرانِ امروز و حال و هوایِ جوانهایش نشان میدهد..رضا درمیشیان فیلمی ساخته که زنده و اثر گذار است , روح دارد و در حرکت است..خنثی و یا شعارزده نیست..فیلمی که میجنگد و به آنچه که حقش است میرسد..در فرم و ساختار تازه و امروزی است..
عصبانی نیستم پر است از لحظات ناب و جذاب..سکانسِ سینما از بهترین صحنه های فیلم است..نگاه نوید به ستاره..نگاهی از جنسِ عاشقی نسلِ ما..
نوید محمد زاده در تئاتر یکی از بهترین هاست..با بازیش در "پچ پچه های پشت خط نبرد" و "مرد بالشی" زندگی کرده ایم..در این فیلم با بازی فوق العاده و باور پذیرش یکی از زیباترین و جذاب ترین کاراکترهای سینمایِ ایران را خلق میکند..یازیگری که روی صحنه عزیزِ تئاتری ها و تئاتربین هاست امروز رویِ پرده سینما میدرخشد..باران کوثری به یک پختگی باور نکردنی رسیده است و در نشان دادن عواطف و احساسات زیبا عمل میکند..
عصیانی نیستم بهترین جشنواره امسال است..در شرایطی که بسیاری از بزرگان بدترین فیلمهای کارنامه شان را میسازند فیلم هایٍ مثل عصبانی نیستم , سیزده و خط ویژه صداهای جدیدی در سینمایِ ایران هستند که باید شنیده شوند..
هر چه میگذرد بیشتر مشتاق میشوم برای دیدن این فیلم.حیف !میترسم اکران نشود و از دست بدهم این فیلم را!
۱۸ بهمن ۱۳۹۲
از اون فیلماست که اکران پر دردسر داره..
واقعا متاسفم که یه همچین فیلمی رو تو شهرستان اکران نمیکنن!
۱۸ بهمن ۱۳۹۲
"فیلم تصویرِ بسیار درست و باجزییاتی ار ایرانِ امروز و حال و هوایِ جوانهایش نشان میدهد"

فیلم تصویری است از نیمی از جوانان کشور، اون هم اغلب ساکن شهرهای بزرگ، و به ویژه تهران. مطمئنا این فیلم هییییچ ربطی به زندگی من و امثال من و بسیاری از دوستان آشنایان ... دیدن ادامه » من که جوانان همین کشور و همین سال ها هستند نداره.
۲۱ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز عالی بالاخره یک فیلم تو این جشنواره دیدیم که به تمام معنی ارزش دیدن داشت و میتونه نقطه کوچیکی باشه از تاریخ آنچه بر این ملت گذشته اگر دستخوش تغییرات نشه
بازیگران عالی، فیلم نامه عالی، تدوین عالی، و یک عالمه عوامل دیگه که همشون برای شخص من قابل قبول بود
این فیلم رو فراموش نمیکنم...