تیوال نمایش آسایشگاه
S3 : 01:37:10
  ۰۶ خرداد تا ۱۴ تیر ۱۳۹۶
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: هارولد پینتر
: رضا دادویی
: محمدحسین زیکساری
: محسن نوری، مهرداد مصطفوی، پرهام یدالهی، سمانه اسماعیلی، علی پویا قاسمی، سروش شاکر، محمد حسین زیکساری

: غزال مجتهدی
: مونا جعفری
: علی کوزه گر
: رامین نو دهقان
: آرین ژاوه
: بهراد جوانبخت

: حسین ایرجی
: رضا رضایی
: عسل فراهانی
: کامیار دریاکناری، پویا فرخنده کلام قدیم، فرگل موسوی
: انوشیروان افتخاری . سینا صفری
: علیرضا سهولی . محمدرضا غلامان
: مهری اینانلو، فاطمه قره گزلو
: امیر شکری . مینا چالترخانی
: مصطفی پیرهادی

: علی ژیان
: الهه حاجی‌زاده

: کارگردان سینمایی، ساخت تیزر و عکاس: بهنود اناری
: آرمین حاجی میرزاخانی
: پردیس عزیزی
: میرصبا مدنی
: کامیار دریاکناری، پویا فرخنده کلام قدیم، نیوشا خواجه حسینی، هانیه منصور کیایی، سارا شیاسی، رامین رستمی مهرا، محسن کیانی، آرین ژاوه
رییس آسایشگاه از معاونش در خصوص بیمار ۶۴۵۷ توضیح می خواهد، این در حالی است که این بیمار مرده است...

راه‌های ارتباطی با تماشاخانه پالیز: اینستاگرام / کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش آسایشگاه / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش آسایشگاه / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» رامبد جوان، نمایش «آسایشگاه» به کارگردانی محمد حسین زیکساری را ۶ خرداد در تماشاخانه پالیز افتتاح کرد.

» رامبد جوان: بازیگران نمایش " آسایشگاه " بر روی صحنه لحظات لذت بخش زیادی می‌آفرینند

» محمدحسین زیکساری با " آسایشگاه " در پالیز

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹
تلفن:  ۸۶۰۳۷۵۱۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
گلخانه

نمایش آسایشگاه اثر هارولد پینتر با عنوان انگلیسی "Hot House" که به معنای گلخانه میباشد، این روزها به کارگردانی محمد حسین زیکساری با درونمایه ایی سیاسی در تماشاخانه پالیز روی صحنه رفته است. نمایشی که با خلق فضایی نسبتا تعلیق زا اثری ابزورد با خاصیت کمدی آزاردهنده محسوب میشود. هر چه بیشتر از لحظات نمایش میگذرد، تماشاگر متوجه این موضوع میشود که در این آسایشگاه، هیچ کس در آسایش نیست. چه آدم های بیمار که نگاهی شی ء واره به آن ها میشود و در این آسایشگاه زندانی هستند و چه کارمندان و مسئولان مکان مذکور که خود در موقعیت های شغلی شان چارچوب بندی و محصور شده اند.
این نمایش که به ویرانی انسانیت می پردازد، در ابتدا با هویت زدایی بیمارها، آن ها را تا حد شماره هایی تقلیل میدهد که موجود وار و در ادامه وجودوار باید در این گلخانه با بی توجهی های رییس ... دیدن ادامه » صرفا نگهداری شوند و اداره کنندگان این آسایشگاه، هیچگاه نه بیماران را می شناسانند و نه نوع بیماری شان را. زیستن حیوانی بیمارها، حیات آنها را نباتی جلوه میدهد. به طوریکه نه مرگشان را که ارمغان زندگی در این جامعه ی به ظاهر نقاهت گاه است را، کسی ( ROOTE به عنوان رییس آسایشگاه ) به خاطر می آورد و نه ماهیت تولدشان را. بیمارانی که بیشتر از آنکه زندانی مرض بیهودگی خود باشند، بازداشت شده مسئول آسایشگاهی هستند که خود از همه ساکنان این بازداشتگاه، بیمارتر و بیهوده نماتر جلوه می نماید که همیشه با ایجاد فضای جبرآمیز و مخوف هذیان های ذهنی خود را به زیردستان مطیع خود می قبولاند.
مشخصا گردانندگان و اداره کنندگان این آسایشگاه، احساس درماندگی بیشتری در مقایسه با بیماران ناشناس از خود نشان میدهند و این را در نوع رفتاری بی رحمانه ای که نسبت به یکدیگر اتخاذ میکنند، میتوان دریافت کرد. گویی بگومگوهای شخصیت ها و تجسم ترس ها و البته احساس ناامنی شان باید پشت پرده سلسله مراتب شکنجه گر و شکنجه شونده پنهان بماند. رابطه های پرسوناژها بدون هیچ عمق و عاطفه ای در سطح می ماند و حتی چرب زبانی های گیبس و لاش در سورسات ها و عیاشی های سرهنگ بی هوش و حواسی که همه چیزدان است به غیر از فیتونومی! در قالب کلام های تکرای و تاکیدی، بی اهمیت می ماند. جامعه بیمار، بیماری اش را به زندانبانان خود سرایت میدهد و آنها را در ابهام موقعیت های واقعی و ذهنی نسبت به یکدیگر اسیر می کند.
شخصیت های غیرقابل پیش بینی نمایش برای هم تا جائی پیش میروند که هر یک برای رهایی از بی ثباتی شرایط و تهدید، از مکانیزم دفاعی بهره می جویند. هر کدام از پرسوناژها که خواهان تغییر در جهان از خود رانده شده و در خود مانده شده هستند، رویکرد حذف و جایگزینی را انتخاب میکنند. آنها به آنی با طغیانی که از خود نشان میدهند مکان مندی آسایشگاه را پس میزند و سوژه بودن خود را به آبژه بودن تاخت می زنند. خانم کاتس، دیکر رابطه بی اساس با روت را تاب نمی آورد و آشفتگی راز گونه اش را در تصمیمی که گرفته بروز میدهد، لاش دیگر چاپلوسی از تخصص نداشته روت ( رییس آسایشگاه ) را تحمل نمیکند و شیرینی دهان پر کن را به زمین تف میکند، گیبس دیگر خنده ای یخ زده جهت پر کردن خلاء انبوه سکوت ها و مکث های ملاقات هایش با روت را ندارد، حتی عشق تزئین شده اش با دوشیزه کاتس پیشترها دچار خفقان شده است. همه کارترها در پایان نمایش عصیان خود واقعی شان را نسبت به تجاوزی که در حقشان شده است را بدون نیاز به شوک الکتریکی با اعمال شان اعتراف میکنند و برای رسیدن به یک آسایش نسبی مرز بین واقعیت ذهنی و واقعیت عینی که برای آنها فضای پارادوکسیکال شخصیتی ایجاد کرده است را در می نوردند.
نمایش آسایشگاه قصه گروتسک وار انسان های غیر سالمی است که نیت و ترس های درونی شان از آنها ربات هایی برای کلام های زیرکانه و متملقانه و رفتارهای فرمایشی و ساختگی می سازد که سلامت ظاهری خود را به میزان یکسانی در استثمارگری و استثمار شدگی می بینند. انسان هایی که در خلوت، دیوارهای بازداشتگاه انزوای خود را در ذهن بالا می برند و مرزبندی میکنند تا در این دستگاه سرکوب بتوانند شانس بلیط بخت آزمایی خود را برای برنده شدن یک روز حیات بیشتر در صحت و سلامتی ظاهری و البته بی صداقتی و بی رقیب ماندن بیازمایند و روزهای قرنطینه وار خود را برای رسیدن به سخنرانی اول سال دیکتاتوری دیگر جمع کنند.

http://www.armandaily.ir/fa/news/main/187790/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA
آسایشگاه ــــ بیغوله ای برای ارضای جاه طلبی

هارولد پینتر نمایشنامه نویس متبحر انگلیسی است که اغلب نمایشنامه هایش متاثر از شرایط و اتمسفر زندگی و خاطرات کودکی و نوجوانی اوست. خاطراتی که بی شک بخش عمده خط فکری او را شکل داده و ذهن فعالش را دغدغه مند کرده است.
در اغلب نمایشنامه های پینتر؛ آنچه بیش از هر چیز به چشم میخورد دلهره،رعب، وحشت و ترسهای مبهم است.
آسایشگاه نیز از این خط فکری مصون نمانده و متاثر از ایدیولوژی و دیدگاه پینتر خلق شده است.
آسایشگاه نمایشنامه ای است که در بستری از رعب و دلهره اما در فضایی طنزآلود و البته حساب شده و به اندازه روایت میشود.
طنز نمایش آنقدر ظریف و بجاست که بیشتر به نظر میرسد به جهت تلطیف فضای سنگین نمایش برای مخاطب شکل گرفته و آنقدر زیاد نیست که در چنین فضای غمباری، دل مخاطب را بزند.
احساس خطر و ترس در کل نمایش حس میشود. احساس خطری که به شکلی مبهم و بدون هیچ حضور واقعی،شخصیتهای نمایش را در تنش و کنشی روانی مقابل هم قرار میدهد. این تنش و تهدید روانی در ابتدای نمایش، گنگ و مبهم است، اما به تدریج در انتهای نمایش مجسم و هویدا میشود.
طراحی صحنه، خوب و در خدمت نمایش است. طراحی صحنه به صورت لابیرنتی است که اتاقکهای مشخص و مرزبندی شده و با ابعادی تعیین شده دارد که راه ورود و خروج هرکدام نیز به خوبی مشخص است.

به نظر میرسد در این طراحی دو دیدگاه و هدف مد نظر بوده است:

اولین وجه این است که کارگردان قصد دارد با این طراحی لابیرنتی و اتاقکهای متفاوت مرزبندی شده؛اما در جوار هم که اتفاقات و رخدادهای مختلفی در برش زمانی یکسانی در آنها در حال وقوع است، نشان دهد این رخدادها به موازات هم در حال شکل گیری است و مخاطب میتواند به لحاظ بصری نیز این جذابیت را شاهد باشد و از یک پیگیری خطی بصری دور بماند. مثلا زمانی که رییس آسایشگاه در حال بررسی و پیگیری مرگ یکی از بیماران است، در همان زمان معشوقه رییس آسایشگاه در حال مصاحبتی از جنس عاشقانه!! و پنهانی با یکی از کارکنان آسایشگاه است. این همان پچ پچه هایی است که در آخر رییس آسایشگاه به شنیدنش اذعان میدارد که آنها را از زیر گوشش میشنود!

دومین وجه این است که این طراحی لابیرنتی نمادی است از ارتباط هرمی شکل از جامعه ای معیوب که درگیر فضای تصمیمات نابخردانه رییسی است که در راس هرم قرار گرفته و خرده پاها باید برای رسیدن به این راس از پیچ در پیچهای لابیرنت عبور کنند!

نمایش ... دیدن ادامه » آسایشگاه،نمایشی رئال و واقعیست؛ اما به لحاظ ساختار به گونه ای است که این واقعیت در هاله ای از ابهام و تردیدِ فوق رئال در حال رخ دادن است و حتی ممکن است این حس را به مخاطب القا کند که آیا چنین آسایشگاهی وجود خارجی دارد یا خیر؟
پایان نمایش،پایانی باز است به گونه ای که مخاطب را از هرگونه قضاوت دور میسازد و مخاطب نمیتواند در جایگاه قضاوت تصمیم بگیرد آن کسی که حقیقت را میگوید کدام است؟؟

☆نمایش آسایشگاه را دوست داشتم و در این برهوت و برزخ نمایش دلچسب, دیدنش پیشنهاد میشود.
سپاس از نقد و متن خوب شما که حاصل نگاه دقیق و ریز بین شماست
۱۰ خرداد ۱۳۹۶
پرند جان ممنون که نقطه نظراتتان را در مورد نمایش ها به اشتراک می گذاری. خواندن مطلب حتما خواندنی ات را به بعد از تماشای این نمایش موکول می کنم دوست گرانقدر و ارجمندم.
سپاس
۱۰ خرداد ۱۳۹۶
اردشیر عزیز دوست خوبم
ممنون از حضور و همراهیت, امیدوارم شما هم نمایش رو دوست داشته باشید.
۱۰ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این دومین اجرایی است که کنسل میشه
لطفا در جریان باشید که ما برای دیدن این اجراها برنامه ریزی می کنیم
الان دلیل کنسل شدن این اجرا چیه ؟
سلام

درود بر شما
مشکلى بود که از طرف گروه اجرایى تماشاخانه پالیز بوده و در اسرع وقت نماینده سالن بصورت کتبى از همه ى شما عزیزان در همین برگه ى نمایش عذرخواهى خواهد کرد

به امید دیدار شما عزیزان در اجراهاى باقیمانده
۰۷ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بگو ببینم تو آدم دمدمی مزاجی هستی؟
هیچ وقت شده دچار افسردگی بشی؟
منظورم اینه که تو آدم اجتماعی هستی؟
تا حالا شده توی یه لحظه احساس شادی بکنی و توی لحظه ی بعدش ناراحت بشی؟

زیاد پیش میاد یه کاری رو بکنی و صبح روز بعدش پشیمون بشی؟!
تاحالا رفتار یک زن گیجت کرده؟
یا یه مرد؟؟؟!!!
معمولاً زیاد گیج میشی؟؟!!
از رفتار زنها ؟؟؟یا رفتار مردا!؟!؟
هیچ وقت شده در یک روز کاری خسته یا کلافه بشی؟
اعصابت بهم بریزه؟!
عصبی بشی؟
از کوره در بری؟!
بهانه بگیری...
کم ... دیدن ادامه » طاقت بشی...
نتوووونی فکراتو متمرکز کنی...
نتونی بخوابی
نتونی بخوری
از بی حوصلگی نتونی یه جا بشینی
از بیقراری روو پات بند نشی...
یکی از دلایلی که عاشق تاترم اینه که حرفهایی که شاید هرکدوم از ما آدمها در روزمره و زندگی عادیمون روی دلمون سنگینی میکنه و نمیتونیم بگیم یا شاید اصلا در قالب حرف در نمیاد، از زبان تاتر میشنویم...
همین که میشنویم دلمون سبک میشه...

ممنون از این اشتراک.
۰۷ خرداد ۱۳۹۶
درود بر شما جناب شاهین عزیز
۰۷ خرداد ۱۳۹۶
Nita
دیالوگ توی کلیپ تیزر که توی همین صفحه قرار داره، تکرار میشه ؛) وگرنه انقدرها هم شاهکار نیست که بخواد کلمه به کلمه در ذهن بمونه!! :)
۰۵ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هنر نمایش در این نا معقولی ،، حقیقت خود را _که همان توهم است ،، بسط و تکامل می دهد و این به معنای دقیق کلمه ، جنون است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رامبد جوان نمایش «آسایشگاه» را افتتاح می‌کند

https://www.sourehcinema.ir/?p=89290

⭕️
شایسته محمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آغاز پیش فروش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت این نمایش از روز سه شنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد حسین زیکساری، نمایش «آسایشگاه» نوشته هارولد پینتر و ترجمه رضا دادویی را خردادماه در تماشاخانه پالیز به روی صحنه می‌برد.

محمدحسین زیکساری با " آسایشگاه " در پالیز
https://www.tiwall.com/news/asayes-khabar
reza rezaee این را خواند
غزل حافظی این را دوست دارد
movafagh bashin
۰۲ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید