تیوال فیلم اشباح
S3 : 05:44:32
: داریوش مهرجویی
: جهانگیر کوثری و داریوش مهرجویی
: مهتاب کرامتی، حسن معجونی، همایون ارشادی، مهدی سلطانی، ملیکا شریفی‌نیا، هنگامه حمیدزاده وامیرعلی دانایی

: داریوش مهرجویی
: محمود کلاری
: حسن حسندوست
: امیرحسین قاسمی
: نظام کیایی
: مهین نویدی
: امیرحسین قدسی
: وحیده محمدی فر
: آرش آقابیک
: امیر سحرخیز
: سحاب زری‌بافخلاصه داستان: تیمسار سلیمانی که درگیر مسایل حاد زندگی است با همسر خود دچار مشکلات عجیبی می شود. سارا در کشاکش زندگی پرتلاطم خود با تیمسار، به فکر رهانیدن خود از زندگی است و در تقابل عشق و عقل که در قاموس مقررات جاری او نمی گنجد. دایی‌بابا وکیل خانواده در تلاش آرام کردن اوضاع است و از سوی دیگر معمار برای اهداف خود شرایط سختی را برای ناجی خانم و دخترش بوجود آورده است. مازیار نیز پس از آمدن به ایران درام‌های تازه ای را رقم می زند و اهالی خانواده چون شبح های سرگردان بدنبال خلوت های زندگی خود می گردند...

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من فیلمو ندیدم با نظرات شما اصلا هم نمیبینم
ولی خوندن نظراتتون شده یکی از تفریحاتم ؛)
حالا تو این فیلمی که میگین انقدر بده ، آقای ارشادی چجوری بودند ؟
علی ابراهیم و شاهین نصیری این را دوست دارند
وای آقای ارشادی ماشالا خودشون یکی از جذابیت های کار بودن و انصافا یک چهارم بار طنز کار به دوش ایشون بود :)

دیالوگ ماندگار ایشون: تا اومدیم یه خرده حال کنیم زدی تو کار تکنو!!! مدرنیته! امان از دست شما جوونا! :)

یعنی فقط باید یکی این صحنه رو دیده باشه تا ... دیدن ادامه » بفهمه این دیالوگ ها تا چه حد لوس و یخ و حال به هم زن بودن :)
۲۹ تیر ۱۳۹۳
:))
۲۹ تیر ۱۳۹۳
با این اوصاف اصلا اصلا سمت این فیلم نمیرم =)))))
میخواستم یه جوری با دوستم برم که بخندیم ، ولی برای این کار هم نمیرم ؛)
۳۱ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من واقعا در حدی نیستم که بخوام بگم فیلم استاد این بود و اون بودولی فقط نظرم رو در مورد این فیلم مطرح می کنم:فیلمنامه ی کار خوب بود ولی از لحاظ ریتم، کار رو دچار فراز و نشیب نچسبی کرده بود که تمام ایراد فیلم رو در بستر خودش گنجونده بود.(یک تم سورئال فانتزی که در کارای اخیر شون هم بود و من به شخصه توی این فیلم نمی پسندیدمش که در بر گیرنده جاهایی از بازی اقای دانایی و بویژه معجونی بود و همین بود که با ریتم بازی می کرد.)،طراحی لباس کاملا سلیقه ی جناب مهرجویی بود(بنا بر کارای قدیم ترشون؛یک نمونه ی کوچیکش از نحوه ی روسری سر کردن خانم کرامتی در مقایسه با ...)ولی فکر شده و درست و خوب و حتی خیلی خوب بود.طراحی صحنه خیلی هوشمندانه و (بی سوتی بنا بر فلاش بک فیلم)بود،گریم کار هم از نقاط قوت کار بود همچنین تدوین خوب آقای حسندوست و علاوه بر اون موسیقی وتصویر برداری هم ... دیدن ادامه » به کار جون داده بودن.البته نمیشه بازی عاااااالی خانم شریفی نیا وبازی خوب و سیمای زیبای خانم حمید زاده و کرامتی رو کتمام کرد.همچنین جناب معجونی دوست داشتنی و جناب دانایی هم خوب بودند.
همه چیزایی که نوشتی رو هم اگه می‌تونستم قبول کنم
بازی خوب جناب!!دانایی رو چی کارش کنم؟

manimoon..
۱۸ تیر ۱۳۹۳
عجب جیزی شد ها!
اشتباه شد به مولا:)))ببخشید...ببخشید...یعنی الان...به اوج بیسوادی خودم پی بردم:))
۱۸ تیر ۱۳۹۳
:)))))
۱۸ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انتظار بیشتری از آقای مهرجویی داشتم.
کیمیا TAV این را خواند
علی ابراهیم، شیوا الف و امیر حسین قجری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای کاش دلیل عدم انتشار نوشته‌ی من رو می‌فرمودید تا در صورت لزوم اصلاح یا توجیه کنم.
تعریف نکرده بودم ولی توهین‌آمیز هم نبود به هیچ وجه
مهرجویی رو دوست دارم و بیش از هر فیلم دیگری در ایران هامون رو دوست دارم و به واسطه‌ی شغلم، سنتوری رو به دلیل نگاه درست و علمیش تحسین می‌کنم (همون قدر که مهمان مامان رو بی‌ربط می‌دونم)
عدم انتشار مطلبی که نوشته بودم، نامنصفانه به نظرم میرسه ...

امیدوارم حداقل اون مطلب رو برای خودم برگردونید تا بتونم نظر شخصی برخی دوستانم رو راجع بهش جویا بشم.

چون فکر نمیکردم منتشر نکنید، کپیش نکردم، و نوشتن دوبارش رو چون حسم متفاوت با اون موقعه دوست ندارم. درصورت امکان برای خودم مجددن ایمیلش کنید.

ممنون
بهرنگ، گلشن قربانیان، sahar amini و علی عبدالرحیم این را خواندند
امیر حسین قجری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیرعلی دانایی : " من در اشباح از لحاظ بدنی خیلی سعی کردم به نقش نزدیک شوم و چون این پسر مریض بود من چند کیلو وزن کم کردم و علاوه بر ورزش هایی که خودم انجام می دادم , تمرین فیزیک و بدن برای بازیگری هم انجام می دادیم . در نهایت هم آنقدر به نقش نزدیک شده بودم که در طول فیلم برداری عوامل پشت صحنه هم تحت تاثیر قرار می گرفتند . خب من هم به واکنش آن ها و به ویژه شخص آقای مهرجویی اعتماد می کردم . یادم هست مهرجویی بعد از سکانس مرگ پسر به سمت من آمد و با هیجان تکانم داد . به وجد آمده بودم , چرا باید به کارم شک می کردم ؟ "
بخشی از گفت و گوی امیرعلی دانایی با مجله ی فیلم
فکر می کنم فقط کم مونده بیاد مارو بزنه که چرا از بازیش خوشمون نیومده !!!!! به صورت مداومم ذکر کرده که این دومین تجربه ی بازیگریشه , و ما هم که اصلا یادمون نیست که بیتا فرهی هم اولین حضورش جلوی دوربین رو ... دیدن ادامه » با هامون تجربه کرد و دومیشو با بانو و انصافا هم که جفتش به معنی واقعی کلمه عالـــــــــــی بودن . خلاصه اینکه از حمایت نشدن به شدت شاکیه و از حمایت نکنندگان !!! طلبکار :)))
خداوکیلی یه بار میومد تیوال دیگه بازیگریو ادامه نمی داد.
چقدم طلبکاره:دی
۰۴ تیر ۱۳۹۳
به چشم چپ و راست توجه کنید!!
۰۷ تیر ۱۳۹۳
بله آقا محمود , گلشن جان به خوبی فرق رو توضیح دادن :)
۰۸ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اشباح . . .

1. شروع فیلم بهم نشون می داد که فیلم نمی تونه اون قدر ها هم که میگن بد باشه! تصاویر و نما های خوب، شروع کاملا قابل قبول و داستانی که . . . بگذریم در مورد داستان بعدا صحبت می کنیم. به هر حال فیلم تا قبل از ورود به دوران جدید و ورود مازیار به فیلم، به نظرم در بد ترین حالت یه فیلم متوسط و با کمی خوش بینی یه فیلم بسیار خوب محسوب میشد. اتفاقات ارتباط منطقی با هم دارند و روند داستان خوب جلو میره.

2. فکر می کنم کمتر کسی به بازی امیر علی دانایی در این فیلم نخندیده باشه. من سواد سینمایی ندارم و در این مورد نظری نمیدم ولی واقعا نمی تونستم جلوی خنده ی خودم رو بگیرم! اما واقعا امیر علی دانایی تنها مشکل این فیلم نیست. یه کلیشه ی خیلی خیلی تکراری در مورد دو خواهر و برادر که بعد از سال ها به هم می رسند و دلباخته ی هم میشن و با فهمیدن حقیقت، در شرایطی ادیپ وار به ... دیدن ادامه » جنون کشیده میشن، در کنار تم نمایشنامه ی اشباح هنریک ایبسن، که انگار فقط المان هایی از اشباح رو در خودش داره و صحنه ی مرگ پسر، آتش گرفتن یتیم خانه، و نوع شخصیت پردازی ها رو به وام گرفته. در واقع ترکیب عجیب و غریب و نچسبی بین ادیپ شهریار و اشباح! اوج و فرود فیلم خیلی عجیب و غریب بود. به هر حال الان سوال مهم اینجاست: آیا داریوش مهرجویی بزرگ، انسانی که حتی اگه به جز هامون یا گاو یا پری یا لیلا یا اجاره نشین ها، هیچ فیلم دیگه ای در عمرش نمی ساخت، یعنی اگر فقط یکی از این فیلم ها رو می ساخت، باز هم در تاریخ سینمای ایران ماندگار بود، متوجه این موارد و مسائل نیست؟ یا من اشتباه می کنم و هیچ چیزی از اشباح نفهمیدم؟ آیا اشباح شاهکاریه که هیچ کس درکش نکرده؟ یا استاد مهرجویی تصمیم گرفته دیگه به مخاطبش احترام نذاره؟ واقعیتش اینه که من شک ندارم که استاد مهرجویی تصمیم گرفته به مخاطب احترام نگذاره و این نشونه در فیلم کاملا مشهوده: فیلم در زمان شاه شروع میشه. تمام نشونه ها به مخاطب میگه که فیلم در ابتدای امر در زمان شاه شروع شده. تاجی در همین دوره بارداره و مازیار پسری پنج یا شش ساله است. اگه فرض کنیم زمان زایمان تاجی همون سال پنجاه و هفت یا حتی پنجاه و هشت هم باشه (متاسفانه زمان رو بیش از این نمیشه جلو برد چون وضع حمل نهایتا در نه ماه اتفاق می افته و متاسفانه امکان نگهداری جنین به مدت پنج، شش یا ده سال وجود نداره!) بنابراین هجده سالگی رزا، دختر قصه و مواجهه اش با مازیار باید حوالی سال هفتاد و پنج یا شش باشه. در اون زمان نه این ماشین شاسی بلند شیک وجود داشته و نه این پلاک های شخصی امروزی! یعنی جناب مهرجویی متوجه این امر نشدن؟ به نظرم ایشون تعمدا به مخاطب توهین می کنند و باید ازشون پرسید چرا مخاطب رو لایق این توهین می دونند؟

امیدوارم دیگه چنین فیلمی رو از استاد مهرجویی عزیز نبینیم.
به نظرم نیمه اول فیلمم قابل دفاع نیست
بازیای خیلی بد خصوصاً مهدی سلطانی
دیالوگای بد
و خصوصاً اون نماهایی که از غذاهای ماسیده نشون می‌ده
آخه کدوم آدم عاقلی هم‌چین غذایی می‌ذاره جلوی یه آدم وحشی
که معلومه نتیجه‌ش چی می‌شه.
فیلمو تو جشنواره دیدم و ... دیدن ادامه » جزئیات بیش‌تری برای نوشتن یادم نمونده.

manimoon..
۲۸ خرداد ۱۳۹۳
شما بی نهایت لطف داری ابرشیر عزیز. منو شرمسار محبت خودت کردی. با شما موافقم. به هر حال استاد مهرجویی اگر به عنوان یک فیلمساز بزرگ در سینمای ما مطرح شده به دلیل همان شاهکار ها و بینش و ذهن بازش بوده. ما مدیون مهرجویی، بیضایی، تقوایی یا دیگر اساتید بزرگ سینمای ... دیدن ادامه » کشورمون نیستیم. اون عزیزان با هوش و خلاقیت و هنرشون اثری رو خلق کردند، اون رو با ما به اشتراک گذاشتند و ما رو غرق لذت کردند. حالا اثری ساختند که ضعیف محسوب میشه. چرایی این ضعف رو باید بررسی کرد و به استاد یاد آور شد که مخاطب امروز هم به اندازه ی مخاطب دهه ی شصت و هفتاد حق داره یک مهرجویی متفکر، خلاق و هنرمند رو ببینه. از محبت تون بار دیگر بی نهایت سپاسگزارم.

جناب اردلان عزیز البته این نکته رو هم در نظر داشته باشید که دیپلم افتخار جشنواره برای استاد مهرجویی چندان چیزی هم نیست. ضمن این که جشنواره ها هر کدام دلایل خاص خودشون رو برای اعطای جوایز به فیلم های مختلف دارند که در بسیاری از موارد این دلایل چندان هم هنری نیست. این شرایط مختص ایران هم نیست. انتخاب های اسکار هم معمولا به هزار و یک دلیل سیاسی یا غیر سیاسی صورت می گیره. شاید فقط کن، ونیز و برلین رو بشه به عنوان جشنواره هایی دونست که در اون ها هنر در ارجحیت و اولویت قرار می گیره. به نظرم جشنواره ای که رای داوران خودش در مورد یک فیلم رو با یک دستور و بخشنامه زیر پا می گذاره و سیمرغی رو از یک بازیگر جوان می گیره و به بازیگر دیگه ای میده - کما این که رضا عطاران عزیز هم بازیگری است توانا و دوست داشتنی - چندان ملاک خوبی برای تایید یا رد یک فیلم نیست. از این که در بخشی از نظرات با هم اشتراک داریم بسیار خرسندم. موفق باشید.
۳۰ خرداد ۱۳۹۳
جناب نصیری کاملاً صحیح فرمودید،کسی که برای انتخاب کت حمید هامون یک ماه وقت صرف می کنه نمی تونه در رابطه به پلاک ماشین یا هر مورد دیگه ای بی دقت باشه که بزاریم به پای اشتباهش اگرم بحث خستگی و بی حوصلگی بهتر ایشون یه مدتی به استراحت روحی و روانی بپردازند ... دیدن ادامه » اینجوری به روح و روان مخاطبشون هم بهتر کمک می کنند!
۳۱ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا شروع خوب و محکمی داره اما انگار بعد از یک سوم اول، کاملا رها می شه.
حتی دیالوگ ها هم در متن فیلم نامه رها شده
و خلاصه اینکه این فیلم رو نمی شه تا آخر دنبال کرد...
manimoon، کیمیا TAV و اوا.ت این را خواندند
علی ابراهیم، یلدا ملکان، شیوا اکبری و نگاه سهرابی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم رو ندیدم و هرگز هم نخواهم دید. وقتی از نارنجی پوش انتقاد کردند گفتم محاله مهرجویی چنین فیل ضعیفی بسازه اما... وقتی چه خوبه که برگشتی اومد گفتم این دیگه محاله بد باشه اما... اینبار دیگه مطمئنم آدهمای بزرگ هم میتونند بد بسازن!!
چرا انقدررر بیخودی طرفداری میکنید؟!! تعصبات همیشه ما رو به پس رفت وامیداره! یکم منطقی باشید
manimoon و مهدی ملک زاده این را خواندند
sahar amini، پروشات جوینده پور، Telli و امین میم این را دوست دارند
شک نکن بدترین فیلم مهرجوییه.

manimoon..
۱۶ خرداد ۱۳۹۳
قدرشناسی معناش اینه که الان ازش حمایت کنیم و به دیدن فیلمهاش بریم و گر نه لیلا و هامون رو که دشمنان مهرجویی هم میبینن و لذت میبرن و نمیشه بخاطر اینکه لطف میکنیم و اونها رو میبینیم و مشابهینش رو خواهیم دید، سرش منت هم بذاریم
۱۷ خرداد ۱۳۹۳
خانم رحیمی عزیز فیلم نارنجی پوش شاید یه فیلم در حد فیلمهای هیچکاک یا قوی سیاه یا... نبود ولی داشت یه مسئله زیست محیطی و فرهنگی رو با ساده ترین حالت ممکن و مقداری فانتزی به مخاطب منتقل می کرد... لذا من خیلی دوسش دارم و هر از چند گاهی بازهم میبینم. بهتره توجه ... دیدن ادامه » کنیم قرار نیست هر دفعه که به سینما میریم یه شاهکار سینمایی و هنری ببینیم تا حس کنیم فیلم خوبی دیدیم... به نظر من سینما همون قدر که یه ابزار هنریه یه ابزار فرهنگی و اجتماعی هم هست پس باید به این بعد فیلم هم توجه کرد که چقدر فیلم مورد نظر تونسته پیام خودشو منتقل کنه
۰۴ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1- اتفاقات جشنواره فجر را هر روز دنبال میکنم. یکی از فیلم های مهم سال که اشتیاق برای تماشایش از پیش از شروع جشنواره در بین علاقه مندان وجود داشته در سینمای منتقدان نمایش داده می شود. (فیلمساز کهنه کار پس از 32 سال فیلم بلند دیگری ساخته است). برخی از منتقدان ناراضی در جلسه پرسش و پاسخ، کارگردان را با ارائه سوالی بی سر و ته ریشخند میزنند و فیلمساز هم بی خبر از این سطح مناسبات متوجه تمسخر نهفته در سوال ایشان نمی شود. سوژه به دست منتقدان افتاده است. انتقادات از فیلم هر روز بیشتر و بیشتر می شود. به فاصله کمی پس از جشنواره فرصتی دست می دهد تا در جلسه کانون فیلم معناگرا «آتش سبز» را با حضور کارگردان اثر «محمد رضا اصلانی» تماشا کنم. تعجب میکنم. نه آتش سبز و نه محمدرضا اصلانی به آن اندازه ناخوب نیستند که چنین مورد تهاجم و تمسخر قرار گیرند. سال بعد مشابه همین اتفاقات ... دیدن ادامه » برای «وقتی همه خوابیم» و «بهرام بیضایی» می افتد. از قضای روزگار هر دو فیلمساز تاکنون فیلم جدیدی نساخته اند. به این فکر میکنم که بودن بعضی آدمها و حرف زدنشان مهم تر از حرفی است که می زنند.
2- روزنامه را ورق میزنم. چشمم می خورد به مصاحبه ای با کارگردان فیلم «شاخه گلی برای عروس» که متاسفانه تماشایش کرده ام. کارگردان به جد معتقد است منتقدین فیلم را نفهمیده اند و باید یکبار دیگر تماشایش کنند . اعتقاد دارد در این فیلم آگاهانه و به نقش یک مصلح اجتماعی مشکلات جوانان را به تصویر کشیده است و سعی دارد راه حلی برای آن ارائه کند. با خود میگویم هیچ کارگردانی نمی تواند از فیلم خودش دفاع نکند. گویا کارگردانان باید و باید ضد نقد و منتقد باشند.
3- برای اکران فیلم لحظه شماری میکنم. استاد مسلم سینما پس از ده سال دست به کار ساخت یک فیلم شده است. نظر اولیه منتقدان آن سوی آب به شدت ناهمگون است. بعضی مثبت و بعضی به غایت منفی. به خودم دلداری می دهم. حداقل این گونه از دو سه فیلم خنثای قبلی بهتر است. بالاخره لحظه موعود فرا می رسد. فیلم را با ولع تماشا می کنم. تجربه بصری درخشانی است اما .... :( چگونه ممکن است خالق چهار شاهکار مسلم سینما (پدرخوانده 1و2، مکالمه و اینک آخرالزمان) چنین فیلمی بسازد. عصبانی ام. عصبانی! آرام که می شوم با خود فکر میکنم که کاپولا هم فیلمسازی را می شناسد و هم به اندازه کافی تجربه دارد. چرا از او انتظار دارم مطابق سی سال پیش فیلم بسازد؟ مطمئنا او همان آدم آن سالها نیست. دغدغه های او متناسب با حال و هوای این روزهایش است. از طرف دیگر خلق آن شاهکارها مستلزم صرف وقت و انرژی طاقت فرسایی بوده است که ممکن است این شخص در این سن و سال اصلا نتواند که چنین توانی برای ساخت فیلمش صرف کند. مانوئل دی‌اولیویرا در صد سالگی فیلم می سازد. چه دخلی دارد به این آدم. مگر همه از نظر بنیه جسمی و ذهنی شرایط مشابهی دارند. اصلا شاید او نخواهد که از جان مایه بگذارد. من افسوس بخورم که این فیلمساز توانایی بیش از اینها را دارد. مگر من در زندگی او هستم. شاید دغدغه های دیگری دارد که به همین اندازه برای او انرژی باقی گذاشته است. این که تو نمی توانی شاهکار بسازی پس فیلم نساز. عشق این کارگردان فیلمسازی است. او دوست دارد فیلم بسازد و مگر می توان او را از این کار نهی کرد به این سبب که نمی تواند مثل سابق فیلم بسازد. (فورد کاپولا پس از جوانی بدون جوانی دو فیلم دیگر ساخت. از این که استادی چون او همچنان مشتاق فیلمسازی است خوشحالم ولی فیلم های اخیر او برای من اتفاق ویژه ای محسوب نمی شوند حتی اسمشان را به زحمت به خاطر می آورم. حق انتخاب با من است. اگر دلم برای کاپولا تنگ شد سراغش را از کلنل کورتیز می گیرم نه از پروفسور ماتئی)
4- و اما اشباح ... بگذریم.
--------------------------------
پی نوشت: همان گونه که شرح آن رفت وقتی همه خوابیم بهرام بیضایی نیز با واکنش های تند و تیز و بعضا نامحترمانه ای از سوی برخی منتقدان روبرو شد. یکی از منتقدین یادداشت خود را در رزونامه اعتماد این گونه آغاز نمود:
مردی به دکان طوطی فروشی رفت و دست روی یکی از طوطی ها گذاشت و گفت «این چند؟» فروشنده گفت؛ «10 میلیون» و وقتی قیافه استفهامی خریدار را دید، توضیح داد که «این طوطی غزلیات حافظ را حفظ است و بلد است فال بگیرد و...» خریدار سری به حیرت تکان داد و به قفسی دیگر اشاره کرد. فروشنده گفت «بیست میلیون، برای اینکه علاوه بر حافظ، دیوان شمس را هم بلد است و ضمناً مثل انسرینگ عمل می کند و جواب تلفن می دهد و...» دوباره مرد چشمی گشاد کرد و سری تکان داد و به دنبال طوطی ارزان تر، به پس و پشت مغازه سرک کشید و در آن گوشه و کنار طوطی تور و مو ریخته یی دید که کنج قفس کز کرده بود و با حالت زار و نزار و بی اعتنا به دنیا و مافیها دارد چرت می زند. پرسید «این چند؟» گفت «چهل میلیون.» گفت «لابد علاوه بر حافظ و مولوی و انسرینگ، سعدی و جامی هم بلد است و به رغم این ظاهر غیرجذاب، باطنی حیرت انگیز و مملو از هنر و معرفت دارد؟» فروشنده جواب داد «اتفاقاً هیچ از این هنرها ندارد. حتی جواب سلام هم نمی دهد؛ اما هر چه هست آن دوتای قبلی «استاد» صدایش می زنند و مدام تکریمش می کنند و هفته یی یک بار، بامناسبت و بی مناسبت، برایش بزرگداشت می گیرند و لوح و سکه و یادنامه به نامش می زنند...»

«به این فکر میکنم که بودن بعضی آدمها و حرف زدنشان مهم تر از حرفی است که می زنند». مطمئن نیستم اما من هم باید به این فکر کنم...

چقدر خوبه خوندنت علی جان:)
۱۴ خرداد ۱۳۹۳
:))))
جناب ملکی عزیز در مورد دوپارگی کارنامه فیلمساز با شما هم نظرم. فیلم نساختن داریوش مهرجویی احتمالا برای برخی مخاطبان آثار او شیرین تر خواهد بود. چون این میل در ایشان وجود دارد که تصاویر خوش گذشته در ذهنشان دست نخورده و پاک باقی بماند. ولی برای خود هنرمند ... دیدن ادامه » فیلم نساختن صرفا به دلیل بی خدشه ماندن تصویر ذهنی بخشی از مخاطبانش قابل پذیرش و منطقی است؟
۱۷ خرداد ۱۳۹۳
قدرشناسی معناش اینه که الان ازش حمایت کنیم و به دیدن فیلمهاش بریم و گر نه لیلا و هامون رو که دشمنان مهرجویی هم میبینن و لذت میبرن و نمیشه بخاطر اینکه لطف میکنیم و اونها رو میبینیم و مشابهینش رو خواهیم دید، سرش منت هم بذاریم
۱۷ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم رو همین امروز ظهر دیدم .نه اهل افراط هستم نه تفریط فقط لازمه جملمو دوباره تکرار کنم که بابا اینقدر نقادی های افراطی نکنید! فیلم اونطور هم که میگفتید افتضاح نبود! با اینکه فیلمهای خارجی و ایرانی زیبا زیاد دیدم ولی آش اونقدر هم که میگفتند شور نبود! با آقای شروین هم عقیده هستم تا حدودی.آقای مهرجویی بهتر میتونست از این بازیگرا کمک بگیره ولی کلهم فیلم بدی نبود.فقط به این نتیجه رسیدم که هر فیلمیو باید دید و کاری به انتقادها نداشت چون عقیده ها متفاوته.خانم هنگامه حمیدزاده هم ته مایه هایی از بازی و چهره گلشیفته فراهانی رو به یدک میکشه!
manimoon، sarasdy، اوا.ت، علی د، M.akhavan و پوپک شغفی این را خواندند
محمدرضا دانش، javadam و شیوا اکبری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بـــــــــــــه معنـــــــــــای واقعــــــــــــــــی کلمــــــه

" افتضـــــــــــاح " بود این فیلم

حیف وقت و پول...خیلـــــی دلایل و انتقــادات وجود داره اما جدا حتــی ارزش نداره نوشته بشه !!!

متـــاسفم :|
از واژه ی "افتضاح" خیلی خوشم میاد!
۱۲ خرداد ۱۳۹۳
سلیقه اس دیگه
۱۶ خرداد ۱۳۹۳
خیلی کور کورانه و ناجوانمردانه نظر میدین ،عین نظر های خانم جنیدی در مورد کارای جناب فرهادی در آیتمی از "شوخی کردم".
۱۸ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم عالیه من کاری به انتقاد های تند ندارم این فیلم چیزی رو خواست برسونه که خیلی ها متوجه نشدن
شیفتگان استاد (!) همه جا هستند...
:)
۰۹ خرداد ۱۳۹۳
:))
۲۴ خرداد ۱۳۹۳
آقا سیامک :)))
۳۰ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
غمگینم آنچه از دست دادم چیزی بیش از پول بلیط سینما یا 1 ساعت و نیم وقتم بود من امیدم را از دست دادم در ده دقیقه اول فیلم میخواستم از سالن سینما فرار کنم از شدن ناراحتی اما حیف که به اعتبار آقای مهرجویی ارزشمندمان صندلی وسط از ردیف وسط را خریده بودم
غمگینم ...
چرا نقدها اینقدر افراطی شده؟یه فیلم یا خوب است یا بد.من که فیلمو ندیدم ولی این طرز نقادی بی انصافیه.
وقتی کارگردانی یه فیلم ماقبل بد میسازه و به خودش این جسارت رو میده که به منتقدین و کسانی که از فیلم خوششون نیومده حمله کنه! بااید فاتحه اون کارگردان رو خوند
۰۸ خرداد ۱۳۹۳
آقای اردلان من هم تا پیش از دیدن فیلم درست مانند شما فکر میکردم اما امان از اون روزی که رفتم و فیلمو دیدم ...
۰۸ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود

ای کاش از نیت کارگردان گاو و هامون و علی سنتوری آگاهی داشتم...
من متخصص نیستم اما یک رفتار عمدی در استاد مهرجویی حس می کنم.
ای کاش اینچنین باشد...

روز خوش
مهرجویی بعد از سنتتوری حالش بد شد و از عمد داره این فیلم ها رو میسازه حتی در مجله ای که به صورت dvd چند وقت پیش پخش شد به نام مجله ی 35 خودش به طور غیرمستقیم بیان کرد که این فیلم ها رو داره از عمد میسازه
۰۴ خرداد ۱۳۹۳
بنده نه طرفدار کارهای ایشون هستم و نه پیگیر فیلم هایشان.
قصد دفاع از ایشان را هم ندارم.
تنها نظرم بر این است که انتقاد باید محترمانه باشد.
و این نظر شخصی بنده است و شما خودتان مختارید.
موفق باشید.
۰۵ خرداد ۱۳۹۳
سلام بزرگواران

متاسفانه تا این لحظه متوجه بحثی که در پی نظر بنده در مورد این فیلم شکل گرفته بود نشده بودم. اما حالا که نظرات رو خوندم باید بگم به نظر من این قضیه کاملا مشخصه که نه حتی در مورد اساتید بلکه در مورد یه جوان تازه کار هم نباید به دلیل بد بودن ... دیدن ادامه » کارش بی احترامی کرد. به هر شکل و با هر نظری این فضا فضای فرهنگ و هنره و بدون محبت صحبت کردن دور از این فضاست.

اما منم قبول دارم که اگر این رفتار آقای مهرجویی از قصد نباشه که هیچ و فقط دیگه نباید به واسطه اسمون رفت و فیلمی رو دید.
اما اگر عمدی در کار باشه از یک رو خوشحال میشم که هنوز امید به دیدن کارهای قوی از ایشون وجود داره و از یک رو ناراحت که چرا ایشون باید ازاعتمادی که من به اسمشون دارم سوء استفاده کنن و وقت و هزینه من براشون مهم نباشه....

در هرصورت امیدوارم شاهد کارهای بهتری از ایشون باشیم.

روز خوش
۰۷ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیروز دیدم...نمی دونم مشکل منه یا واقعا همینطوریه ولی اصلا خوشم نیومد و احساس کردم که این فیلمنامه ها خیلی قدیمی شده و دیگه برای الان جواب نمیده..این احساسو تو تاتر مرزبان هم داشتم که دیگه متن های رادی جواب نمیدن و برای الان قدیمی هستند..توی این فیلم داریوش هم دقیقا همینه....بازیهای غلو شده زیاد مثلا اول فیلم... بازی تیمسار خنده دار بود تا بازی...گریمهای بد .....بقیه بازی ها هم خیلی مصنوعی و لوس بود ...بازی همایون خوب بود ولی نمی دونم چرا بازی کرد...خوب معلومه چون فیلمی از داریوش بود... ولی فکر کنم داریوش باید یه خورده به روز تر فیلم بسازه چون این اصلا به نظر من خوب نبود...موسیقی باخ؟؟؟ یعنی نمی شد برای این فیلم موزیک ساخت؟ کاراکترها به نظر من کاملا کاراکترهایی هستند که دوروبر داریوش تو زندگی واقعی وجود دارند ..مثل تاجی.....
ریحان، کیمیا TAV، اوا.ت و رضا قاسم پور این را خواندند
sahar amini این را دوست دارد
منظورتون از " داریوش " ، استاد مهرجویى است ؟ :))))
۰۳ خرداد ۱۳۹۳
دوست عزیز به نظرم اگر کمی از خودمانی بودنتان در متن کم میکردید بهتر بود
اینطوری متنتان کمی زننده شده !!
۲۲ خرداد ۱۳۹۳
نه منظورم داریوش هست:((((:
۰۴ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود
به نظر منم بازیگر ها اصلا بار قصه رو به دوش نکشیدند. انگار داشتن تمرین میکردن و اتفاقا بازیگرهای نقش های محوری، کمتر زحمت کشیده بودن ... اون وسط حسن معجونی عین یه بازیکن تنها تو تیم داشت خودش رو به آب و آتش میزد اما به نظرم اصلا شخصیت اش دقیق و شفاف تعریف نشده بود!
مثل چند سال اخیر، جناب مهرجویی نشون دادن که فعلا دوس دارن هرجور که دوس دارن کار ارایه کنن ... مثلا تو این کار دوس نداشتن بازیگرا خصوصا جوونا اذیت بشن ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در رابطه با اینکه آقای مهرجویی کارگردان فوق العاده هستند هیچ شکی نیست. ایشون کارهای خیلی خوب و فیلم های بسیار با ارزشی دارند. من به شخصه فیلم چه خوبه که برگشتی را هم خیلی دوست داشتم. پس واقعا انصاف نیست به راحتی هرچه تمام بخواهیم اظهار نظر معکوس کنیم در مورد ایشون. اما من زیاد با فیلم اشباح نتونستم ارتباط برقرا کنم. احساس میکنم کمی موضوع فیلم درام بود اما بازی ها نشان دهنده این دراماتیک بودن فیلمنامه نبودند. شاید کاملا این قضیه آگاهانه بود. اما من دلیلش رو متوجه نشدم. بازی آقای معجونی خیلی در نوع خودش جالب بود. بازی خانم شریفی نیا نیز به همچنین. بازی خانم حمیدزاده مخصوصا در انتهای فیلم خیلی توی ذوق میزد، در انتهای فیلم گویا کاراکتر ها به حال خود رها شده بودند. شاید من متوجه دلیل و سبک کار نشدم. مطمینا این موضوع نمی تونه به طور قطع خوب یا بد بودن کار ... دیدن ادامه » رو نشون بده. احساس میکنم کمی در پردازش صحنه های مربوط به تفاوت زمانی دقت نشده بود. تنها چیزی که من در این فیلم خیلی دوست داشتم، آهنگ متن فیلم بود. که فکر کنم از قطعات آهنگسازان خارجی بود.
روشنک اهرابی این را خواند
کیمیا TAV، رومینا خلج هدایتی و بیژن وکیلی این را دوست دارند
"من به شخصه فیلم چه خوبه که برگشتی را هم خیلی دوست داشتم"
منم همین طور
۰۱ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم به نظر من خیلى عالى بود و از آقاى مهرجویى تشکر مى کنم که بعد اون فیلم گیشه پسند چه خوبه که برگشتى این فیلمو ساخت...فضاى فیلم تئاترى بود چیزى که خیلى از آدما تو سینما نمى پسندن ولى به نظر من عالى بود من عاشق تئاترم و اینکه برام تئاترى توى لوکیشن واقعى اجرا شد واقعا لذت بردم بازى آقاى معجونى مثل همیشه فوق العاده بود در کل من از این فیلم کاملا راضیم
اولین نقد مثبتی که راجع به فیلم دیدم
۰۱ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مجموعا اشباح را دوست داشتم.
فیلمنامه خوبی داشت ،فیلم برداری خیلی خوب، گریم و چهره پردازی حرفه ای اما ایراد بزرگ فیلم ،بازی های خیلی معمولی و در بعضی جاها ضعیف بود.(حسن معجونی فوق العاده بازی کرد)
فلسفه کارما رو به شدت قبول دارم و خوشحالم که اساس فیلم این موضوع بود .
در کل اگر بازی ها واقعی تر بود ،هم متن جلوه بیشتری می کرد و هم فضای سرد فیلم بیشتر به بیننده القا می شد.

پ.ن :فیلم در سطح کارهای گذشته مهرجویی نبود اما توهین به شعور مخاطب و اون الفاظی که دوستان به کار می بردند هم نبود!

پ.ن ۲:بیاییم به یکی از تاثیر گذارترین کارگردانن های تاریخ سینمای ایران احترام بگذاریم و نقد های محترمانه ای بنویسیم!



فیلم‌نامه خوب یعنی فیلم‌نامه‌ای که هر چی می‌خواد بگه
به بدترین شیوه ممکن بذاره تو دهن شخصیتاش و بکنه تو مخ تماشاچی؟!
من فکر می‌کنم شما بیش‌تر به فلسفه کارما علاقه داری
و این باعث شده بگی فیلم‌نامه خوبی بود.

manimoon..
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
اقاى سلمانى ربطش توى این قسمت حرفتون هست "احترام هر کس دست خودشه" یعنی هنوزم هضمش دشوار هست یعنى مهرجویى بعد نیم قرن شاهکار سازى و همه مطالبى که بالاتر کفتم و یا نگفتم و قطعا شما و بقیه میدونن،حالا اگه سه تا فیلم اخرش معمولى باشه و یا حتى اگه بقول شما فیلم ... دیدن ادامه » نباشه(که اینو قطعا باید انحصارى باسم شما ثبت کرد!) احترام خودش رو به باد میده و مجوز این صادر میشه که بش توهین کنیم چون خودش تنش میخاریده..!!! با چنین استدلالى منو شماى نوعى که یدونه هم فیلم نساختیم یا این همه کارگردانى که تمام عمر فیلم ضعیف ساختن و در مقیاس بزرگتر نود ونه و نود ونه درصد انسانها که تمام عمر در فیلد خودشون کاراى متوسط و ضعیف انجام میدن، احترام خودشون رو حفظ نکردن؟ و مستحق توهینن؟ مهرجویى تا سنتورى و بلاهاىى که سرش اوردن، انقد شاهکار ساخته که احتمالا تا صد سال دیکه هم جمعا در سینمای ایران مشابهش تولید نخواهد شد و به اعتبار اونها. و فارغ از کیفیت فیلمهایی که ازین به بعد میسازه ، تا همیشه ازش بااحترام در تاریخ ایران یاد میشه و بزرگان و اندیشمندان نسلهاى بعدى به احترامش تمام قد خواهند ایستاد
۰۳ خرداد ۱۳۹۳
اقاى سلمانى ربطش توى این قسمت حرفتون هست "احترام هر کس دست خودشه" یعنی هنوزم هضمش دشوار هست یعنى مهرجویى بعد نیم قرن شاهکار سازى و همه مطالبى که بالاتر کفتم و یا نگفتم و قطعا شما و بقیه میدونن،حالا اگه سه تا فیلم اخرش معمولى باشه و یا حتى اگه بقول شما فیلم ... دیدن ادامه » نباشه(که اینو قطعا باید انحصارى باسم شما ثبت کرد!) احترام خودش رو به باد میده و مجوز این صادر میشه که بش توهین کنیم چون خودش تنش میخاریده..!!! با چنین استدلالى منو شماى نوعى که یدونه هم فیلم نساختیم یا این همه کارگردانى که تمام عمر فیلم ضعیف ساختن و در مقیاس بزرگتر نود ونه و نود ونه درصد انسانها که تمام عمر در فیلد خودشون کاراى متوسط و ضعیف انجام میدن، احترام خودشون رو حفظ نکردن؟ و مستحق توهینن؟ مهرجویى تا سنتورى و بلاهاىى که سرش اوردن، انقد شاهکار ساخته که احتمالا تا صد سال دیکه هم جمعا در سینمای ایران مشابهش تولید نخواهد شد و به اعتبار اونها. و فارغ از کیفیت فیلمهایی که ازین به بعد میسازه ، تا همیشه ازش بااحترام در تاریخ ایران یاد میشه و بزرگان و اندیشمندان نسلهاى بعدى به احترامش تمام قد خواهند ایستاد
۰۳ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید