آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش عاشقانه های نا آرام
S3 : 00:08:26 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۲۸ خرداد تا ۲۳ تیر ۱۳۹۴
۱۸:۳۰

شماره هماهنگی: ۰۹۱۹۱۰۰۴۷۰۰

نکته مهم: تماشاگران محترم دقت نمایند به دلیل تعمیرات در خیابان شهریار، امکان استفاده از پارکینگ مجموعه بنیاد رودکی و محدوده خیابان شهریار به عنوان پارکینگ فعلا وجود ندارد.

عکس‌های پایه

نمایش عاشقانه های نا آرام | عکس نمایش عاشقانه های نا آرام | عکس نمایش عاشقانه های نا آرام | عکس نمایش عاشقانه های نا آرام | عکس

اخبار

›› فریبرز عرب نیا به «عاشقانه های نا آرام» پیوست

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، تالار وحدت
تلفن:  ۶۶۷۳۱۴۱۹، ۶۶۷۰۵۱۰۱

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
از ابتدا می شد حدس زد هرچند این ایده ( باز سازی سکانس های عاشقانه در بهترین فیلمهای ایران و جهان )در تئوری بسیار جذاب می باشد اما در عمل امکان اجرای مناسب آن حتی برای بهترین نویسنده و کارگردان ها هم بسیار ناچیز است به این دلیل که سکانس های عاشقانه ای که قرار بود باز سازی شوند در فیلم های خود پس از کلی قصه پردازی و مقدمه چینی و فضاسازی نمایش داده شده اند تا رفته رفته شرایط حسی و ذهنی لازم در تماشاگر به وجود بیاید و سخت ترین قسمت، چگونگی چینش سکانس ها می باشد به طوری که دنباله احساسی و مفهومی یکدیگر باشند تا تداوم کار حفظ گردد اصلی ترین اشتباه گروه که که ربزرگ ترین ضربه را زده، استفاده همزمان از سینمای ایران و امریکا بود با وجود اینکه اپیزودهای اول و سوم تنها بخش های قابل تحمل و تا حدی جذاب کار بودند، اما دخالت آدم فضایی ها در اپیزود دوم ( موضوع پست قبلی ام)و بد سلیقگی غیرقابل بخشش در انتخاب متن اپیزود پنجم که دو تن از بزرگترین بازیگران معاصر ایران را( نیکی کریمی و فروتن) روی صحنه خلع سلاح کرده بود،مانع این شد که بخش سینمای جهان برگ برنده و و نقطه قوت کار باشد در نهایت هرچند حاصل کار کمی زیر متوسط رود اما بهترین اتفاقی بود توانند برای تئاتر ما رو تاکلاماکان امید به نجات و بقای آن و بالندگی آن وجود داشته باشد کار در خانه تهیه کننده و کارگردان اثر در جمع آوری بهترین بازیگران سینما و تئاتر ایران باعث شد کتاب بخش قابل توجهی از مردمی که به دلیل عدم شاخت و تصو ر این که در تاتر،, بازیگران مدام نعره می زنند و ضجه می کشند و سراسیمه از این سو به آن سو می دوند و ... به خاطر این تصورات غلط از رفتن به سالن های تئاتر اجتناب می کنند و وجود چهره‌های مشهور ،باعث می‌شه این دسته از ملت ریسک کنن و به سالن تاتر بیان و یا عده دیکی نیز از روی کنجکاوی و... آمدن به سالن و آشنا شدن با ژانر رئال که به سینمای قصه گو شبیه است و آگاهی از این واقعیت که بدلیل عدم وجود بچه‌ها و تعداد محدود مخاطبان،شعاع خطوط قرمز بسیار وسیع تراز سینما است و...همان و تبدیل به تماشاگر پاره وقت و یا تمام وقت تانر شدن(برای دست کم بیست درصد ازین افراد ) همان و دلیل این ادعا بیش از ده سالن تاتری جدیدی است مثل باران و ایرانشهر و شمس و.،.ا. که معمولا" هم یا از سالنهای قدیمی مورد استقبال قرار می‌گیرند و بدیهی است که مخاطبانشان صرفا" همان تاتر دوستان محدود همیشگی نیستند و همه این اتفاقات مبارک به کمک حضور چهره‌ها فراهم شد آن هم در دورانی که ماهواره و شبکه‌های اجتماعی و سریالهای بسیار با کیفیت و. جذاب ‏ I نگلیسی زبان سینما را با کمبود شدید مخاطب مواجه کرده است ...خلاصه هرچند از فرصت بدست آمده ى شد خیلی بهتر استفاده کرد و بجای این نمایش زیر متوسط اگر اثر بهتری بود قطعا اثر روانی مثبتش باعث افزایش درصد کسانی می‌شد که جذبه تاتر می شوند،اما همین هم با از بین بردن تاتر-هراسی و خلق ... دیدن ادامه ›› لحظات شیرین در اپیزودهای اولیه و با توجه به استقبال کم نظیری که از آن صورت گرفت،کمک بزرگی به افزایش دایره . مخاطبان تاتر و در نتیجه ‏ افزایش قدرت اقتصادی تاتر و ضریب ریسک ‎ سا لن ها و کار گردان ها ، شرایط تولید آثار ارزشمند و بقای تاتر . . . نمود
تایماز موسی زاده این را خواند
سپهر امیدوار و علی عبدالرحیم این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حاشیه‌های «عاشقانه‌های نا آرام» تمامی ندارد
مدیر تالار: با تصمیم گروه جمعه شب اجرا نداشتیم

تماشاگران نمایش «عاشقانه‌های نا آرام» روز گذشته بلیت به دست پشت درهای بسته تالار وحدت انتظار کشیدند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، مخاطبان نمایش «عاشقانه‌های نا آرام» روز گذشته در حالی آماده حضور در تالار وحدت شدند که گروه تصمیمی برای حضور روی صحنه نداشت. به همین دلیل تماشاگرانی که روز گذشته بلیت‌های گران‌قیمت این نمایش را تهیه کرده بودند ناگهان با پیامک سامانه فروش بلیت مواجه شدند که به آنها اطلاع داد خبری از اجرای روز ... دیدن ادامه ›› جمعه نیست.

روابط عمومی بنیاد رودکی در واکنش به این اتفاق اظهار کرد: اجرای نمایش توسط گروه کنسل شده و ارتباطی به بنیاد یا مسائل دیگر ندارد؛ صرفا بحث تصمیم گروه در میان است.

پیگیری‌های خبرنگار ایلنا نشان می‌دهد گروه برنامه‌ای برای جایگزینی اجرای منتفی شده ندارد و سرنوشت آن عده که بلیت‌های روز جمعه - 19 تیرماه - را خریداری کردند مشخص نیست.

همچنین کارگردان و تهیه‌کننده کار نیز تا این لحظه در ارتباط با اتفاق روز گذشته واکنشی نشان نداده‌اند و این درحالی‌ست که گروه‌های موسیقی و تئاتری در چنین شرایطی به ارائه توضیح درباره دلایلی که منجر به اتلاف وقت مردم شد اقدام می‌کنند.

چند روز قبل خبری مبنی بر تصمیم محمدرضا فروتن برای پایان دادن به همکاری خود با گروه اجرایی نمایش «عاشقانه‌های نا آرام» منتشر شد و بعضی گمانه‌زنی‌ها عدم توافق کارگردان با این بازیگر را دلیل مسائل بوجود آمده می‌دانند.

اجرای نمایش «عاشقانه‌های نا آرام» در تالار وحدت از ابتدا با حاشیه‌های بسیاری همراه بود و رسانه‌ها گلایه‌های خود از تصمیم مسئولان بنیاد رودکی را پنهان نکردند.

انجمن بازیگران و کانون کارگردانان خانه تئاتر نیز با انتشار بیانیه‌های جداگانه نسبت به صدور مجوز اجرای این نمایش در تالار وحدت اعتراض کردند.
یادش بخیر خدا بیامرز پدر بزرگم میگفت: از چیزی که هر کی به هر کی شد فرار کن!
۲۰ تیر ۱۳۹۴
@ سلام رسوندم شاهین جان :)
@ مجتبی :))
۲۳ تیر ۱۳۹۴
محمدرضا ایمانیان عزیز

پیرو صحبت قبلیمون درباره سالن باران و اینکه خوبه که کسی در این اوضاع پولشو در تئاتر هزینه کنه به جای ماشین خریدن. حالا با هر کیفیتی که باشه، شما رو دعوت به شنیدن صحبت های کارگردان عاشقانه های نا آرام در ویدیویی که لینکش رو میزارم می کنم و باز یادآوری می ... دیدن ادامه ›› کنم که:

بعضی اوقات مساله فقط انجام کار نیست.
گاهی بی کیفیت و کم ارزش انجام دادن کار از انجام ندادنش بهتر نیست...

و این حس مشترک من مبنی بر دید کاسب کارانه بین نمایش عاشقانه های نا آرام و مورد گذشته برای سالن بارانه...

لینک ویدیو:
http://www.aparat.com/v/yf1Ps
۲۴ تیر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
محمدرضا فروتن بازیگر نمایش «عاشقانه های ناآرام» به دلیل پایان قرارداد با این گروه تئاتری در ادامه اجراهای این اثر نمایشی که پس از ایام سوگواری شهادت حضرت علی (ع) آغاز می شود، حضور نخواهد داشت.

به گزارش خبرنگار مهر، محمدرضا فروتن بازیگر سینما که در نمایش «عاشقانه های ناآرام» به کارگردانی مریم جلالیان در تالار وحدت ایفای نقش می کرد به دلیل پایان قرارداد با این گروه تئاتری در ادامه اجراهای این نمایش که پس از ایام سوگواری شهادت حضرت علی (ع) آغاز خواهد شد، حضور ندراد.

قرارداد محمدرضا فروتن برای بازی در نمایش «عاشقانه های نا آرام» ۱۵ روزه بوده است و در صورت ادامه یافتن همکاری، باید قرارداد جدیدی با وی منعقد می شد اما برای قرارداد جدید این بازیگر و کارگردان نمایش به توافق نهایی ... دیدن ادامه ›› نرسیدند.

محمدرضا فروتن بازیگر سینما هم اکنون در فیلم سینمایی «عادت نمی کنیم» به کارگردانی ابراهیم ابراهیمیان بازی می کند. فیلمبرداری این فیلم سینمایی در حال انجام است و فروتن یکی از نقش های اصلی این فیلم سینمایی را به عهده دارد.

در نمایش «عاشقانه های نا آرام» بازیگران دیگری چون نیکى کریمى، فریبرز عرب نیا، پانته‌آ بهرام، یکتا ناصر، علی سرابى، نسیم ادبى، مهرداد صدیقیان، سارا بهرامى، على مردانه و سیامک صفرى بازی می کنند.

http://mehrnews.com/news/2853713/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF
ایشالا هر جا هستند موفق باشند.
۱۶ تیر ۱۳۹۴
احتمالن محمدرضا گلزار چون بیان ایشون کامن برای تیاتر مناسبه :دی
:)))))
۲۰ تیر ۱۳۹۴
خیلی به خودشون زحمت نداده بودن. اصلا به روی خودشون نیاوردن که یه سری ها نبودن...
۲۱ تیر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تاتر عاشقانه های آرام بر خلاف ادعای پررنگ و تم اصلی نمایش حتی در بازسازی صحنه های عاشقانه هم موفق نبودند تنها صحنه ای که فیلم رایادآوری میکرد صحنه دیالوگ مربوط بهعروس آتش بود اون هم به خاطر بازی خوب بازیگر مرد داستان
وگرنه بازسازی روسری آبی ، تقلید بسیارضعیف هامون،و یا حتی فیلمها و داستانهای خارجی که شاید مخاطب تا به حال ندیده بود و میشه فهمید با این اجراهای ضعیف از فیلمهای ایرانی قطعا اونهام خوب از کار در نیامده بودند و همون بهتر که به عنوان صحنه تازه دیده میشدند.
اجرای اقای فروتن اصلا برای تاتر خوب نبود گرچه من فیلمهاشونو دوست دارم و یا حتی اجرای خانم کریمی ...خانم بهرام متوسط و خب اقای عرب نیا با جویدن صد باره مصنوعی ناخنهاشون که میخواست یک مرد عصبی رو به تصویر بکشه متوسط ظاهر شدند
شاید بهتر باشه که هنرمندان فیلم ما در عرصه خودشون فعالیت کنند گرچه من همیشه فکر میکردم تاتر مادر سینماست و شما میتونیددر این زمینه به جرات از اجرای خوب کیانیان در مردی برای تمام فصول نام ببرید
به هر حال غیر از یکی دو صحنه که رنگ و بوی طنز داشت و نام بازیگران ،تاتر حرفی برای گفتن نداشت و من فکر میکنم که کارگردانی ضعیف میتونه بازی ضعیف رو رقم بزنه چرا که ما عکس این موضوع رو درمورد بازیگران گمنام ... دیدن ادامه ›› تاتر میبینیم
بهمیشه تصور من این بوده که سلیقه و درک بازیگران مشهور ما خیلی باید سخت گیرانه تر از این انتخاب و این اجرای ضعیف باشه که شاهدش بودیم امیدوارم کارگردان محترم در کارهای بعدیش بهتر بدرخشه
azam عزیز
اجازه بدید جمله آخر شما رو اصلاح کنم:
امیدوارم کارگردان محترم در کارهای بعدیش بهتر باشه
فعلن که زیاد ندرخشیده اینطور که پیداست یعنی یه جورایی اصلن ندرخشیده کورسو بوده فقط اونم از نوع بی فروغش
۱۰ تیر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آیا صرف کشاندن تماشاچی جدید و مردم به سالنهای تیاتر باعث میشه ما خوشحال باشیم از اینکه عاشقانه های ناآرام توی تالار وحدت اجرا بره؟
این که ما چی به خورد اون ملت میدیم مهم نیست؟
راهپیمایی که نمیخوان شرکت کنند. باید خوراک فرهنگی داده بشه باید فرهنگ سازی بشه.نه فقط چون یک نفر دیگه به سالن تیاتر اومد ما خوشحال بشیم.
جالبه که همه میرن میبینن و میان ابراز نارضایتی میکنند.این همه نارضایتی.نوستالژی بازی دیگه بسه. دست از دهه شصت و نوستالژی و تاریخ سینما و تاریخ موسیقی بردارید. گذشته رو شخم زدن دردی دوا نمیکنه امروز رو بسازید اگر میتونید!!!
"نوستالژی بازی"
بهترین تعبیری بود که شنیدم تا حالا...
۱۴ تیر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خب دوستان من این نمایش رو دیدم!...
انتظار داشتم که از ستاره های سینما بازی های خوبی نبینم!...واقعا انتظار معجزه نداشتم ولی یهو بعضی وقتا یه معجزاتی رخ میده که البته چیزی که تو این نمایش بود، یه معجزه چپکی بود...اینکه من بازی تئاتریهای این نمایش رو هم حتی دوست نداشتم!!!....
ایده نمایش به نظرم جالب بود! ولی...
ولی یه چیزهایی باعث شده بود این ایده خوب در نیاد و تو ذوق تماشاگر بخوره...
یکی اینکه واقعا همه تماشاگرها فیلم های انتخاب شده رو ندیده بودند و نمی تونستن حدس بزنن الان این صحنه مربوط به کدوم فیلمه و در نتیجه حس بدی به تماشاگر دست می داد... و واقعا خود اون صحنه انتخاب شده، چیزی برای گفتن نداشت که تماشاگر بخواد از اون لذت ببره، فقط یک سری دیالوگ بود که شاید تنها ویژگی منحصر به فردش، وابسته بودن به یک فیلم خاص باشه...
دوم اینکه صحنه های مشهور از فیلم های مشهور، معمولا صحنه هایی هستن که هنرپیشه اون صحنه رو تبدیل به ستاره کرده و برای همین اون صحنه ها جاودانه شدن،بنابراین هر تلاشی برای رسیدن به اون قله به چشم نمیاد مثل فیلم هامون و خسرو شکیبایی...اگرچه به غیر از چند فریاد از ته گلو تلاشی هم برای رسیدن به اون قله دیده نشد!!...(واقعا ... دیدن ادامه ›› هنوز نمی فهمم چرا مردم برای صحنه های آقای فروتن دست می زدند و چرا کت و شلوار ایشون به تنشون زار می زد!!!!)...
سوم اینکه انتقال بین این فیلم ها هیچ قانون قشنگی نداشت، گرچه از صدای ساکسیفون بسیار لذت بردم ولی به هر حال هنوز داشتی فکر می کردی که صحنه قبلیه مال چه فیلمی بود که ذهنت با یه سوال دیگه روبرو می شد...
واقعا بازی خارق العاده ای ندیدم....حتی پانته آبهرام و یکتا ناصر و نسیم ادبی رو که در نمایشهای دیگه دوست داشتم رو دوست نداشتم!!...همه یه جوری بودند!!!....
ما جایگاه 9 بالکن یک نشسته بودیم و می دیدیم خانم کارگردان رو که تمام مدت کنار صحنه حضور داشتند...ولی واقعا اون ستاره های روی صحنه از کسی حرف شنوی دارند که بخوان کارگردانی بشن؟!؟!...اونم از کارگردانی با سابقه و تجربه ایشون؟!
"واقعا هنوز نمی فهمم چرا مردم برای صحنه های آقای فروتن دست می زدند"

این رو نوشتید ، احساس کردم نمایش به چند تیکه جدا تقسیم شده که بعد از هر قسمت مثل پهلووون که زنجیر پاره میکنه یا سینی پاره میکنه ، همه دست و کف و سوت میزنند؟!
اینطوره!!!!!؟
۰۶ تیر ۱۳۹۴
بله شکیبا جان لذت بردن دقیقن میتونه در درون شکل بگیره حتی بدون دست و جیغ و هورا. منم نمی دونم این چه صیغه ایه که در همه جا درست وسط اجرا -چه کنسرت و چه تیاتر- شاهدش هستیم(البته من خودم به شخصه در تیاتر تا حالا ندیدم، شاید یکبار تو تیاتر پاییز وسط یکی از اون متلکای جوندار آقای جعفری)
فکر می کنم اینکار تمرکز همه رو میریزه به هم
۱۰ تیر ۱۳۹۴
دست و کف می خواین میومدین این نمایش آخر آقای محمد حاتمی در تئاتر ایرانشهر را می دیدین! ما که جا خوردیم چطور تماشاگرا بعد از هر اجرای آهنگ توسط آقای آهنین جان دست می زدند. انگار اومده بودن کنسرت!
۱۱ تیر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تا به حال اجرا به این ضعیفی ندیده بودم، اجرایی که از هر نظر فاقد بار هنری بود، کاش بازیگرهای سینما بازیگری خود را در همان سینما ادامه می دادند
دوستان گرامی ... این تئاتر هم با تمام داستان هایی که داشت اجرا شد و رو به اتمام است ...
اما اگر بخوام نظر همه جانبه ای و بدون جانبداری نسبت به این نمایش داشته باشم، فکر میکنم بار نگاه منفی ما به این تئاتر بیشتر از نگاه مثبت ما هست و مهم ترین عامل این نگاه منفی هم از ابتدا قیمت بالای این تئاتر بود که ذهنیت بدی رو برای ما ایجاد کرد و به واقع هم قیمت این تئاتر جای اعتراض داشت چون این مسئله اصلا امر مطلوبی در تئاتر نیست و تئاتر را به بازار سوداگری می کشاند ... اما از طرف دیگه هم به نظرم نباید انگشت اشاره ما به سمت فقط کارگردان یا فقط عوامل تئاتر باشه ... همه می دانیم که هنرپیشه های مطرح سینما با هر قیمیتی حاضر به اجرا نمی شوند یا هزار و یک علت دیگر برای این قیمت بالا هست ... به نظرم به جای کارگردان باید از مسئولین و ناظرین تئاتر انتظار کنترل بهتر اوضاع را داشت... نه اینکه مهم ترین انتقاد این باشه که کارگردان این کار یک خانم بی تجربه است ... این موارد جز اینکه مانع از حضور زنان در کارگردانی تئاتر می شه هیج نتیجه دیگری به همراه نداره...
در مورد خود تئاتر هم در کنار انتقادات میشه از این جهت هم به این نمایش نگاه کرد که تداعی سکانس های فیلمهای خوب سینمای ما مثل شب یلدا هامون و عروس آتش بود و این بسیار ارزشمند هست ...
صدای برخی از بازیگران مثل آقای فروتن و خانم ناصر برای سالن تئاتر مناسب هست اما صدای بقیه واقعا صداهای تئاتر پسندی نبود ...
دکوراسیون تئاتر در صحنه های مختلف می توانست بهتر از این باشد ... نورپردازی هم همین طور ...
اما در عین حال همین که گریزی بود به صحنه های سالهای دور سینمای ما شاید نوعی ادای دین به سینمای سالهای 70 که درخشان ترین روزها و سالهای سینمای ما هست ... اگر در کنار ضعف ها از این جهت هم به این اثر نگاه کنیم خالی از فایده نیست ...
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شاید بد نباشد گوشه چشمی منصفانه تر به این اثر داشته باشیم.
اولین تجربه کارگردانی بانویی جوان برای نمایشی با حضور هنرمندان قدر سینما بر صحنه ی تالار رودکی رو مغتنم بشماریم و این اثر رو با تمام نواقصش به عنوان موفقیتی نسبی تلقی کنیم تا فاجعه!
بله تفاوت فاحش قیمت بلیط این اثر با سایر نمایشهایی که سابق بر این در این تالار با هنر نمایی هنرمندان توانا و نامی به اجرا درامده چشمگیر است و حتی من و دوستانم که در حرفه ای مشغول هستیم که تمام اقشار به درآمدمان معترضند در حد بلیط سالن اصلی نتوانستیم هزینه کنیم.

نکته ای که در توجیه انتخاب این قیمتها به ذهنم می رسد آن است که مانند خیلی از نمایشهای دیگر شاهد حضور تماشاگرانی که با موسیقی نمایش رنگ می گیرند و بلند هم آوایی می کنند ،سوت می زنند ، با طعنه در جواب دیالوگها چیزهایی می گویند یا مشغول گوشی خود می شوند، نباشیم.
در واقع قیمتهای بالای بلیطها چراغ قرمزی است برای اخطار به کسانیکه اهل تماشای سینما و تئاتر نیستند و تنها برای چهره های شاخص قصد دارند به تماشای نمایش بیایند. چه اینکه در حین اجرا شاهد تشویقهای غیر منتظره دو هنرمند نامی سینما هستیم که بیشترین توپوق را در حین اجرا دارند و در برابر هنرنمایی بازیگران دیگری که بهتر از پس ... دیدن ادامه ›› ایفای نقش تئاتری خود برامده اند شاهد واکنشی از تماشاگران نبودیم.
و این یعنی مخاطب اصلی نمایش اکثر صندلیها را پر نکرده است.
این اثر بنا به ساختار متفاوتش که شبیه تیزری نوستالژیک است ،فاقد داستانی روایی و شخصیت پردازی است. چرا که فرض بر این است که مخاطب فیلمها را بارها با دقتی بالا دیده شخصیتها را می شناسد و با سرعتی بسیار بالا داستان ، دیالوگها و بازیگران فیلمها را به یاد آورند.
این پیش فرض باعث شده با سرعت تغییر زوایه ی نور تابیده شده بر صحنه ذهن تماشاچی از داستانی به داستانی دیگر پرت شود که از نقاط ضعف بارز طراحی نمایش است.
چرا که بی شک بیشتر تماشاگران فیلمهای انتخابی آقای نقیبی را در زمان اکران و آن هم بطور میانگین یک یا دو بار دیده اند.تواتر بالای تعویض داستانهاو کوتاهی دیالوگها و مونولوگهای انتخابی فرصت کافی به ذهن تماشاچی برای به یاد آوردن داستان فیلمها را نمیدهد. علی الخصوص که تمام فیلمهای انتخاب شده به یک میزان از محبوبیت برخوردار نبوده و بعضا در زمان اکران کمتر مورد اقبال قرار گرفته اند.
چند اپیزود اول که احتمالا بازسازی صحنه های عاشقانه ی فیلمهای خارجی است بیشتر مورد پسند تماشاگر است چرا که تا حد بیشتری در جریان داستان و موضوع قرار می گیرد.
گرچه اندک کسی است بتواند نام فیلم، داستان و بازیگران آن فیلمها را بخاطر آورد.
اما در مورد فیلمهای ایرانی تنها به باز آفرینی بخش کوچکی از دیالوگها یا مونولوگها با تواتر بالای تعویض داستان بسنده شده و در ذهن تماشاگری که داستانها را به یاد ندارد یا اصلا آن فیلمها را تماشا نکرده هجمه ای از دیالوگهای آشفته است.
تفاوت روایت اپیزودهای ابتدایی با بقیه ی نمایش هم از جمله نواقص دیگر این نمایش است.
ای کاش در قالب داستانی روایی به مرور این مونولوگها و دیالوگهای کوتاه پرداخته میشد. مثل اپیزود سینمای" شهر قشنگ "در نمایش "همه سینماهای من" آقای رحمانیان که چنان دلنشین است که اشک به چشم می نشاند

مرور بخشهایی از فیلمهای هامون، شیدا، کنعان، شهرزیبا،شوکران، دلشدگان، عروس آتش، تکیه بر باد هر چند کوتاه که ارضا کننده ی نیاز تماشاگر برای مرور خاطراتش نیست، ولی برای طرفداران فیلمهای ایرانی خالی از لطف هم نبود.

شاید بخشی از مغرضانه قضاوت کردن این نمایش حاصل بهانه جویی ذهنی است که در یادآوری فیلمها و دیالوگها عاجز مانده است.
امید است قضاوتهای سوگرایانه موجب گوشه گیری و عدم پا به عرصه گذاشتن بانوان در کارگردانی تئاتر نشود و شاهد کارهای بهتری از تمامی عوامل این نمایش باشیم.
دوست عزیز بانوان زیادی به پشتوانه استعدادشون در این عرصه فعالیت دارند و موفق هم هستند مثل خانم افسانه ماهیان نغمه ثمینی چیستا یثربی مهین صدری و ... که بعید می دونم هیچ کدوم موافق اجرا شدن هیچ اثری بدون پشتوانه فکری و فقط با سرمایه مالی باشن.
پرداخت اجاره بهای چند صد میلیونی برای اجرای اولین کار در تالار وحدت و کشوندن بازیگرای معتبر با وسوسه ی دستمزدای کلون به جای پیشرفت پله پله و شرافتمندانه راه سالمیه برای ورود به این عرصه؟ پس ما که داریم جون میکنیم تا به واسطه استعدادمون دید بشیم چه آینده ای داریم؟
هر بار نوشته ای می خونم که سعی داره کمی معتدل تر به این اجرا اشاره کنه باز به این نتیجه می رسم که کوچک ترین جای دفاعی برای خودش باقی نذاشته این کار.
۰۴ تیر ۱۳۹۴
دوست عزیز شک دارم مسائل پیش آمده ارتباطی به جنسیت کارگردان داشته باشد. اگر به جای خانم جلالیان جوان و بی تجربه با آقای جلالیان جوان و بی تجربه مواجه بودیم هم کماکان دوستان به قیمت نمایش معترض می بودند. خانمهای بسیار موفق بسیاری در این عرصه فعالیت می کنند.
۰۴ تیر ۱۳۹۴
خانوم طاهرخانی عزیز کاملا منطق صحبت شما رو درک می کنم ولی در نظر داشته باشیم که عدم وجود فرصتهای برابر در خیلی در زمینه های دیگر چه در ایران و چه در بسیاری از کشورهای دیگر هم وجود دارد. بی شک هنر عرصه ای است که اگر از اندیشه دور شده و با لوث هر چیزی آمیخته شود کراهت آمیز میشود و به این سبب است که پول در برابر آثار هنری معیار مناسبی از سنجش نیست.
منظور من از جملات الکنم آن است که این کارگردان هم ولو بسان پیشرفت نابحق برخی بازیگران به واسطه ی برخی حواشی در صدد نام است،تا حد چشمگیری به این امر دست پیدا کرده. اگرچه مقایسه ی عرصه تئاتر و سینما خیلی مناسب در نظر نمی آید ولی نزدیکترین عرصه ی هنری از نظر مقایسه است.
نظرها همیشه در یک راستا و از یک دیدگاه نیستند. امید است این دست وقایع موجب دلسردی و اجرای کارهای فاخرتر و پیشرفت افراد با استعداد نباشد.
۰۴ تیر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از تبعات این نمایش

1) چرایی ِحضور پست اولی ها (رای اولی ها) در این اندازه و برای این اجرا و جلوه نارضایتی آنهاست.!!!

2) چرایی ِ حضور کمرنگ افرادی(تماشاگر) در این اجرا و ندیدنش از جانب کسانی که نوشتارشان رهنمایی خیلی از ماها(حداقل بنده) برای انتخاب عمیق تر بوده است.

اما به قول سرکار خانم ثانی (البته به نظر من اگر توان مالیش باشد) تجربه دیدن تئاتر همیشه خوب ست حتی اگر زخمی کند.(بسیار به جا گفتند)

1) و 2 ) هر دو برای خیلی ها خوشایند نیست ...اما تا نیمی از زمان تعیین شده برای اجرا، واقعیت داشته است.
جناب جعفریان اصلا بحث این صحبت و تمسخر نبود.
منظورم بیشتر نبود ِ کسانی که توصیفاتشان بر پایه علم به صحنه هست.
تا سلیقه فردی ....
وگرنه حتی اگر این دوستان قصدشان فقط نارضایتی تیمی باشد ، باز نوشته اشان خواندنیست ...
مهم اینه که چرا این اتفاق در این نمایش رخ داده است.!!!
۰۳ تیر ۱۳۹۴
نیلوفرخانم ثانی بزرگوار همکلامی با شما باعث افتخار است...
کاملا با مسایلی که مطرح می کنی همدلم....شروع از خود یکی از ارکان اصلی تغییراست ...و اینکه در حال حاضر با نوعی بی برنامگی و سو برداشت و سو استفاده در زمینه های مختلف مواجه ایم اما متاسفانه در بسیاری از موارد هر نوع حرکت برای بهبود منوط بر انتفاع موقعیت موجود و شرایط حاکم می شود ...گاهی هم هر حرکت کوچک تحت عنوان ایده آلیسمی تخطیه می شود......
در خصوص وضعیت تاتر مثلا خانم معتمدآریا می گفت وضعیت طوری است که سره از ناسره جدا نیست....گروههای حرفه ای ممکن است سالنی پیدا نکند و تو زیر زمین های نمور با میلیونها اجاره تمرین و اجرا کنند اما دانشجویی رو حساب رابطه و آشنایی فلان سالن حرفه ای رو ... دیدن ادامه ›› بگیره.....
ندانستن ماجراهای مخوف و غیرپاکیزه شاید برای مخاطبانی راحت تر باشد اما دانستن عموم مخاطبهای جدی می تواند برای بهبود شرایط کمک کننده باشد. البته فقط شاید......افشا گری بزرگانی چون معتمدآریا و نیز کانون کارگردانان شروع خوبی است برای اینکه مخاطبان جدی عاملیت را به واسطه انتخابهای تاثیرگذارشان دردست بگیرند..........
درود به شما دوست خوبم
۰۴ تیر ۱۳۹۴
عرض سلام مجدد خدمت دوست ارزشمندم، نیلوفر ثانی بزرگوار،

"فکرمیکنم ارائه آزادباشد اما مخاطب ها به کمالی از آن هنر برسند که انتخاب هایشان محور قرار گیرد"

من با این جمله ی کلیدیتون کاملا موافقم اما بنابر همان مواردی که ابرشیر عزیز به خوبی برشمرد و شما هم آگاه هستید، متأسفانه این فضای ... دیدن ادامه ›› ارائه ی آزادانه وجود ندارد؛ در ضمن یکی از عوامل لازم برای ارتقاء سلیقه ی مخاطب، دیدن تئاترهای باکیفیت است. اگر یک همچین تئاتری فرصت اجرا در تالار وحدت را پیدا نکند به این خاطر که نمایشی دیگر با حضور چهره های سینمایی بیشتر سودآور است یا به دلیل هر نوع رابطه ی پشت پرده ای، آنوقت سلیقه ی مخاطبین تئاتر دیگر فرصتی برای رشد نمیابد و به همان تئاترهای بی کیفیت پر زرق و برق راضی میشوند.

بنابراین اولا فضای رقابتی سالم و عادلانه و آزاد وجود نداره وگرنه من باور دارم ما کارگردان های بزرگی داریم که میتوانند تئاترهایی هنرمندانه و در عین حال جذاب رو روی صحنه ببرند و بیش از تئاترهای تجاری سود آور باشند. ثانیاً در تمام دنیا از آثار هنری حمایت میشه تا باعث رشد فرهنگ جامعه بشه؛ این به خصوص در کشورهای توسعه نیافته از اهمیت بیشتری برخورداره. نمونه ی خوبش الآن در کشور خودمون اکران فیلم های هنر و تجربه است.

من با لوکس بودن تالار وحدت اصلا مشکلی ندارم، اینکه قیمت بلیت هاش گران باشه خیلی هم خوبه ولی انتظار دارم بابت اون بلیت گران یک تئاتر درجه یک ببینم که تا یک ماه روحم رو اشباع کنه.

خلاصه عاشقانه های ناآرام جای اجراش در تالار وحدت نبود حتی اگر بلیطش ۲۰۰۰۰ تومان بود. اگر در جای دیگری اجرا میشد اصلا با بلیتی یک میلیون تومان، من اعتراضی نداشتم و خوشحال هم میشدم که تجارت پر رونقی دارند.
۰۴ تیر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من عاشق تاتئرم و تا حالا نشده بود تاتئری برم و وسطاش بخوام سالن رو ترک کنم، ولی برای اولین بار این حس بهم دست داد. نمایش از هم گسیخته ای بود بدون دنبال کردن خط و مشی مشخص ، با بازی بد از هنرمندان خوب ، پر از تپوق و اشتباه در دیالوگها، قیمت بسیار نا متعارف و گرون بلیط، نمایشنامه نا مشخص و خلاصه هر چی بد بگم کم گفتم !!
هیچ حس خوبی از دیدن نمایش نداشتم و تمام عوامل و دست اندر کاران رو به اندازه پول بلیط و وقتی که گذشتم مدیون خودم میدونم :(
واقعا موافقم با نظر جناب فتاحی. در تمام زندگیم تاتر به این اندازه بی محتوا ندیدم. این عزیزان سینمایی بهتر نیست تو همون فیلمها ایفای نقش کنن؟ نه حسی از بازی غاشقانه دیده میشد، نه متن منسجمی...
پس دلیل گرایش کمتر مردم به سالهای تاتر رو ریشه در همین اجراها با قیمت نجومی میشه فهمید...
۰۴ تیر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با توجه به این مقدمه بدیهی که تیوال یک شبکه اجتماعی است و مسئولیت مستقیم در قبال پست های کاربران ندارد و با توجه به این که این خبر در یک خبرگزاری رسمی (مهر) منتشر شده است، و با توجه به این که امکان ساختن اکانت در تیوال و پاسخگویی برای عوامل اجرایی این نمایش همواره وجود دارد (دلایل فوق جهت جلوگیری از حذف و پنهان شدن این پست بیان شد) خبر زیر را در این صفحه به اشتراک می گذارم:



کانون کارگردانان خانه تئاتر در بیانیه ای شدیدالحن نسبت به روی صحنه رفتن یک نمایش و سیاست های تئاتری کشور انتقاد کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خانه تئاتر، متن بیانیه بدین شرح است: «بالاخره مدیریت ناکارآمد، غیر کارشناسانه و گمراه کننده فرهنگی در حوزه تئاتر و غفلت چند ساله­ خانه­ تئاتر در تعریف و ایجاد جایگاه واقعی هنر تئاتر و ضرورت های واقعی آن پرده از روی این خلاء دهشتناک کنار زد و فاجعه­ ای به بار نشست که نامش عاشقانه ­های ... دیدن ادامه ›› ناآرام است.

از زمانی که سهم و حق تئاتر از حمایت­ های فرهنگی دولت از دفترحساب و کتاب دستگاه عریض و طویل وزارتخانه ­ها و نهادهای مرتبط پاک شد، تالارهای دولتی و نیمه دولتی و متعلق به سازمان های شهری بنابر ادعای مدیرانشان مجبور شدند مخارج سنگین اداره­ خود را از برنامه­ های اجرایی درآورند و بار این مخارج را که حتی حقوق کارمندانشان را نیز شامل می ­شود به اجبار بر دوش نحیف تئاتر بگذارند. امری که چند نتیجه­ پیش بینی شده و فاجعه بار خواهد داشت:

نخست اینکه، تئاتر برای تامین هزینه­ های خود و نیز کشیدن بار هزینه ­های سالن، به کشاندن هرچه بیشتر تماشاگران به سالن رو خواهد کرد و گیشه و فروش هر چه بیشتر آن اصل حیات تئاتر قرار خواهد گرفت. امری که آسیب­ های آن بی­شمارند و در نهایت از هنر تئاتر چیزی جز یک فعالیت اجرایی پرزرق و برق و درآمدزا باقی نخواهد گذاشت.

نگاهی به قیمت عجیب و باورنکردنی یکصدهزارتومانی بلیت همین نمایش «عاشقانه ­های ناآرام» به خوبی بیانگر این پیش بینی فاجعه آمیز است.

دومین نتیجه­ فاجعه بار حمل اجباری بار هزینه­ های سالن توسط هنرمندان تئاتر، کشیده شدن پای افرادی به تئاتر است که جز پول و سرمایه هیچ چیز دیگری ندارند. سابقه، تجربه و حسن شهرت هنری افراد در حوزه­ تئاتر که زمانی مهم­ترین عامل و متقاعدکننده ­ترین مجوز برای اجرای تئاتر شمرده می­ شد اکنون به طور کامل نادیده گرفته شده و این علاوه بر ضعف و ناکارآمدی مدیریت فرهنگی به غفلت خانه تئاتر نسبت به وضع قوانین ارزشیابی کسانی که متقاضی اجرای نمایش اند و پیدا کردن ساز و کار اجرایی شدن این قوانین برمی­ گردد. ضعفی که کانون کارگردانان خانه­ تئاتر اکنون بیشتر از همیشه به آن وقوف یافته و نسبت به برطرف کردن آن خواهد کوشید.

اما سومین نتیجه­ فاجعه بار درآمدزا کردن تئاتر، تخریب و به اضمحلال کشاندن نفس هنر تئاتر و زدودن هویت اندیشمندانه­ این هنر شریف است که تاکنون از دستبرد تجارت مآبی و شهرت طلبی شهرت طلبان و سرمایه ­داران در امان مانده بود.

فضای تئاتر حداقل در چند سال گذشته فضای امنی تلقی می ­شد برای طرح واقع بینانه مسائل اجتماعی و فرهنگی و تاریخی که تماشاگر کمتر در مدیوم­ های دیگر شاهد آن بود. این امری است که در همه جای دنیا وجود دارد و تئاتر، متمایز از دیگر هنرهای نمایشی هنری است که خواست عالی مخاطب را برآورده می ­کند نه صرفا خواست­ه ای سطحی و سرگرمی خواه او را.

متاسفانه در حال حاضر شرایط به گونه ­ای رقم می ­خورد که تئاتر نه تنها از هنری اندیشه ورز و فرهیخته ­گرا به هنری پست و سطحی و سرگرم کننده گراییده که آینده­ این هنر نیز با سیاست گذاری­ ها و تصمیمات اشتباه و ضد فرهنگی و تجارت مآبانه­ مدیریت فرهنگی که مدیریت ناکارآمد بنیاد رودکی یکی از نمونه­ های درخشان آن است، هدف تخریب قرار گرفته است.

فاجعه، دیگر در راه نیست بلکه اتفاق افتاده است. فاجعه ­ای به نام عاشقانه­ های ناآرام که آنچه را از تئاتر می­ گیرد عشق و آرامش است.

کانون کارگردانان خانه­ تئاتر»

http://www.mehrnews.com/news/2785163/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%AB%D8%B1
شاهین عزیز بسیار سپاس
قسمت اول نوشته هم خیلی خوب اومدی...
۰۲ تیر ۱۳۹۴
یعنی تو ماری؟ تیوالو گزیدی؟
بعید میدونم
:))
۰۳ تیر ۱۳۹۴
جناب نصیری دلمون براتون تنگ شده برادر امیدوارم روزگار به کامتون باشه:)
آغازینه ی متنتون به جا و در خور بود. اگرچه پس از سخنان دگر دوستان که هم رای با دست اندر کاران این نمایش نبود بلیط فروشی را از تیوال برگرفتند اما به هر روی گفتنی ها کم نیست...
درباره ی خود متن تمام قد با نویسنده هم رای هستم، سپاس از اشتراک گذاری آن. تنها جستار آن که بازنده ی این بازی جز بدنه ی نمایش و ببیندگان همیشگی نمایش کس دگری نخواهد بود . بماند که روزگاری نا میمون در پیش است با این دست دوستان که تنها به گفتن این بیت بسنده می نمایم:
نهان شد کردار فرزانگان
پراگنده شد نام دیوانگان
هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهان راست، آشکارا گزند

۰۳ تیر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من اصلا در مورد نرخ این نمایش هیچ نظری ندارم ، چون دیگه اینجور اتفاقها در رابطه با نرخ های نجومی در هر حیطه ای عادی شده ...
اما واقعا الان که داشتم نظرات دوستانو میخوندم برام جالب بود که آقای سرابی توو اجرا نبوده و هنوزم توو اسامی بازیگرا اسم ایشون هست!!!

راستی این نمایش پوسترم نداره :)
دیگه بودجه نداشتن واسه پوستر!!! آخه برای جذب مخاطب مجبور بودن قیمت بلیتارو پایین بیارن...!!!!!
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
نیلوفر جان خیلی دلم می خواد از نزدیک ببینمت و با هم صحبت کنیم.
من هم از آقای ساعتچیان انتظارم بیشتر بود ولی درکل انقدر تئاتر بد دیدم که کف انتظارم خیلی اومده پایین
۱۰ تیر ۱۳۹۴
من هم همینطور دوست عزیز ، بهم ایمیل بزن اگه ممکنه
niloofar.rahimi@gmail.com
۱۰ تیر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میخواستم این سوالو زیر یکی از نظرات مطرح کنم که نتونستم تصمیم بگیرم کدومش!!!
"الان اون دوست (دوستانی) که این نمایش رو بسیار مناسب برای جذب مخاطب میدونستند و قیمت بلیت رو کاملا منطقی!!!، کجا هستند؟؟؟"
یک نفرشون داره از سالن باران می نالد :)
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
آقای دانش همیشه نظرات شما برای من جالب بوده و میخواستم نظرتون رو در مورد این نمایش با این قیمت بدونم. وقتی نمایشی با قیمت حدالقل 4برابر نمایش های روز اجرا میشه، توقع میره با کیفیت بالاتری ارایه بشه. اما "به دیگر دوستان" اینطور نبود! فقط دوست داشتم نظر شما و بقیه دوستان موافق این روند رو بدونم! همین!
۰۳ تیر ۱۳۹۴
باعث خوشحالى من هست که نظرات من رو خوندین ،بعد از اتمام کار حتما نظر منصفانه اى راجع به کیفیت کار خواهم نوشت فقط بطور خلاصه عرض کنم که درین زمینه من با سایر دوستان مخالفتى نداشتم که بی تجربه بودن کارگردان و زمان بسیار کم اماده سازى نتیجه خوبى رو نمیتونه در پى داشه باشه و من براى جلوگیرى از یک طرفه و یکسان شدن نظرات(که براى هر اجتماعى سم مهلکیست) بر روى اثار ماتاخر و جانبی این نمایش بر روى افزایش مخاطبان تاتر(که بسیار کم تعدادن در حال حاضر) مانور دادم
۰۳ تیر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیشب به تماشای این نمایش نشستیم.متاسفانه آنقدر متن غیر متمرکز و از هم گسیخته ای بود که به هیچ عنوان نمی شد با آن ارتباط برقرار کرد. قرار بود که سکانس های آشنای سینما اجرا شود ... چیزی که هیچ نشانی از آن به چشم نخورد. ... بازی های غیر حرفه ای که از این نام ها دور از انتظار بود... انتخاب زوج بسیار نامناسب خانم نسیم ادبی و مهرداد صدیقیان !!!!! چطور می شود تالار وحدت را در اختیار کارگردانی قرار داد که اولین نمایش خود را اجرا می کند؟؟؟!!!! چطور این بازیگران حاضز به اجرای متنی اسنقدر ضعیف شده اند؟!!!!! آیا یکصد هزار تومان پول کمی است؟!!!! که باید آن را بابت هدر دادن وقت و انرژی خود صرف کنیم؟!!!!!!
شیرین ملکی و arezoo ebrahimi این را پاسخ داده‌اند
دو پرسش اولتون رو به راحتی و با کمی تأمل میشه پاسخش رو دریافت.
و سوال آخر هم فقط کسانی که نمایش رو دیدند حق دارن از خودشون بپرسن. نکته قابل بحث از دید من درصد قابل توجه "دوست نداشتم" هاست که با استناد به آمار تیوال میشه به چرایی آن پرداخت.
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
عاشقانه معروف و تاثیر گذار(!) هفت ترانه، جناب نصیری تفاوت سنی خوبی داشت
۳۱ خرداد ۱۳۹۴
انگار قرار بود یه سری اپیزود رو به زور کنار هم بزارن. کلا این تاتر حرکت کلاهبرداری بود. به اسم یه سری هنرمندای مطرح مردم رو به سالن بکشونن که واقعا متاسفم برای این عزیزان. حتی حس خوبی از بازی دیده نمیشد.صدای خانم کریمی که اصلا شنیده نمیشد...
۰۴ تیر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یا خدا ١١ نفر از ١٣ نفر دوست نداشتن!!!!!!!!!!
همشون از اجامر جیره خوار هستند.
اینا هستند که چرخ روان گریس خورده پیشرفت رو به قیس و قاس کشوندن و چوب لای چرخ این ارابه الوان اشرافی میکنند.
همینا هستند.....تررررررررررقققققق

یکی با تپانچه اش از توی تماشاچیا زد وسط پیشونیم !!!!
تیر نداشت خود تپانچه رو ول داد وسط سرم.....
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
بلی مزدورهای حقوق بگیر که همشون هم تازه عضو تیوال شدن :))
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
اختیار دارید. خیلی کم فرصت می کنم که بیام و سر بزنم به تیوال. هر بار هم که میام از نوشته های خوبانی چون شما و سایر دوستان استفاده میکنم و هرچه که به قلم الکن من بخواد برسه به خوبی هرچه تمام تر توسط شما دوستان نوشته شده.
بله متاسفانه این تلخی ها نه تنها قرار نیست کم بشه که روز به روز بیشتر هم میشه.
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خوشحالم پای اصولم در انتخاب یک نمایش وایسادم و این نمایش را بخاطر سلبریتی هایش وسوسه نشدم که برم.
نمایش خوب یعنی کارگردان خوب؛ این اصل رعایت شود معمولا خود کارگردان هم متن خوب انتخاب می کند هم بازی خوب از بازیگران می گیرد.
مجید صالحی استراحت مطلق ، دقیقن مصداق صحبت شماست:
کارگردان خوب بازی خوب از بازیگران می گیرد.
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
خانم رحیمی صحبت شما رو جسارتا در مورد مجید صالحی اصلاح میکنم: کارگردان خوب بازی خوب از بازیگر خوب می گیرد. مجید صالحی بازیگر خوبیه. اگر به هر دلیلی در فیلم های شونه تخم مرغی و سریال های سخیف تلویزیونی بازی کرده دلیلی بر ضعف و ناتوانیش نیست. آخرین کاری که در صحنه تئاتر از مجید صالحی دیدم (در شوره زار) تاییدی بر توانایی های این بازیگره. برای جمله شما میشه به بازی امیر حسین رستمی در سیستم گرون هلم اشاره کرد.
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
استاد نصیری جسارت چیه، نفرمایید.
البته من معتقدم که اگه توان بازیگری واقعن در کسی نباشه حتا کارگردان خوب هم شاید نتونه کاری کنه و کاملن با شما موافقم.
۳۱ خرداد ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بدترین چیزی که میشد تصور کرد ، یه کلاهبرداری فرهنگی ، فکرشم نمیشه کرد که حتی یه اطلاع رسانیه ساده هم نکنند که ملتی که به عشق علی سرابی میاین این کارو میبینید اصلا علی سرابی نیست توکار یا مثلا از فلان شب به کار اضافه میشه ، صدابرداری و بازیها هم که به جای خود ،بجز نسیم ادبی و سیامک صفری باقی بازیگارا دیالوگاشونو یه خط در میون میشد شنید ، واقعا بد بوووود
بعد از دیدن اینکار حسه آدمی روو داشتم که جیبشو زدن، البته به دور از انصافه اگه از نورپردازیه خوبش نگم ولی در کل حیف زمان و پولی که صرف اینکار بشه
على سرابى نبود ؟! :///
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
احتمالا سریالی روی صحنه اجرا میکنند و نقش ها براساس متن در قسمت هایی اضافه و در قسمت هایی جایگزین میشوند.
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
بهترین واژه یه کلاهبرداری فرهنگی
۰۷ تیر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خب ، که چی ؟!

سوالی بود که از اواسط کار وارد ذهن من شد و درگیرم کرد !

سه اپیزود اول که تا حدودی داستانی رو هم انتقال میداد میتونست خوب قلمداد بشه و بیننده رو با خودش همراه کنه ولی از اونجا به بعد فقط شاهد دیالوگ گوئی هائی آشفته و براستی ناآرام بودیم و به شخصه برای من جز کلافگی و کسالت چیزی در پی نداشت

براستی تو گلچین کردن لحظات ناب عاشقانه که قراره نوستالژیک دان تماشاگر رو تحریک کنه هیچ هدف و ذوقی نباید وجود داشته باشه و تنها قطار کردن چند اپیزود کنار هم و گفتن این زن سهم منه ، عشق منه توسط آقای فروتن حجت رو بر دوستان تمام میکنه ؟! حداقل اگه هیچ برنامه و ذوقی برای جذاب کردن کار نداشتید اپیزودهای آخر رو سلاخی نمیکردید ... دیدن ادامه ›› تا مثل دو سه قسمت اول ابتدا و انتها داشته باشه و بیننده تکلیفش با خودش معلوم شه !

در کل من فقط از بازی آقای عرب نیا لذت بردم و اون دوستمون که ترومپت میزد ، و از دید من کار مثل نمایشنامه خوانی بی سر و تهی بود که فقط دوستان تو زحمت افتاده بودند و متن رو حفظ کرده بودند و روخوانی نمیکردن !

برای کارگردان محترم آرزوی خلاقیت و برای بازیگران محترم هم آرزوی کمی تفکر قبل از قبول کردن بازی تو هر تئاتر و فیلم رو دارم .. !
قبلا با استدلالات فراوان دوستان پیش بینی کرده بودن که کار، خوب نخواهد بود. دلایلی مثل مشخص نبودن بازیگران تا روزهای آخر ( که بعضی میگفتن شگرد تبلیغاتیه!) و تمرین بسیار کم و تازه کار بودن کارگردان و انگیزه های مالی به جای انگیزه های هنری و .... که در صفحه این نمایش اسنادش موجود هست! ببخشید من حس میکنم تو این وضع جامعه آدم باید مراقب باشه سرش کلاه نره. متاسفانه این نمایش سر بعضی ها رو کلاه گذاشت اگرچه دلسوزان هشدار بسیار داده بودند.
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
متن نداشتن و کارگردانی ضعیف که از اول هم مشخص بود، ولی خوشحالم که کنجکاویتون بر طرف شد.:)))
فقط سوالی که پیش می آد اینه که 100 هزار تومن می ارزید؟
۰۱ تیر ۱۳۹۴
اون ارزیدنی که تصور شماست مد نظر من نبود ولی میتونست بنوعی دیگه باشه !

یعنی ملاک من صرفا دیدن خانم کریمی و جناب فروتن و سایر دوستان از دومتری و ذوق کردن نبود ، تصور من این بود که به فرض نقش و بازی ای به مانند دو زن یا سارا رو از خانم کریمی نظاره گر باشم و هرکدام از این هنرمندان هم به همین ترتیب میتونستن خاطره جاودانه ای رو برامون در یک قاب به یادگار بذارند ولی افسوس که همه این عزیزان فقط و فقط از دید من نوعی کم فروشی کردند و یک پوزخند هم به کارنامه ی هنریشون اضافه کردند در ضمن !!

من از خانم بهرام میپرسم که براستی رو چه منطق و تصوری تو این کار بازی کردید آیا ؟؟! ... واقعا چرا ؟؟؟؟
۰۶ تیر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با سلام
امروز نمایشو دیدم ، البته من در حدی نیستم که در مورد این بزرگواران اظهار نظر بکنم ، ولی به نظر من یک نمایش کاملاً معمولی بود ، این یک نظر کاملاً شخصیه