آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال فیلم اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیکترند (هنر و تجربه)
S3 : 00:31:00 | com/org

خلاصه داستان: زنی باردار به اسم لیلا با همسرش فرید مستاجر دو خواهر پیر هستند. در یک شب میهمانی اتفاقی پیش پا افتاده برای لیلا می افتد که او را به دردسر می اندازد...




_________________

گزارش تصویری تیوال از مراسم گفت‌وگو و دیدار با عوامل فیلم اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیکترند / عکاس: ستاره سرداری

... دیدن همه عکس‌ها ››
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
فیلمی بسیار ضعیف که شما در اون نه بازی چشمگیر نه اتفاق خاصی را شاهد هستید کل هیجان فیلم در شکستن یک بشقاب و پیدا کردن آن و گذاشتن سر جای آن بشقاب است هیچ نقطه روشنی در بازی ها دیده نمیشه علت این امر هم می توان به داستان ضعیف و بی سر و ته اشاره کرد(البته اگر بازیگران را نادیده بگیریم که به نظرم بازی اکثر بازیگرهای این فیلم در معنای کلمه بد هست)........شروع بد فیلم، دیالوگ های بدتر و از همه بدتر کش دادن بیش از اندازه به فیلم و پایان بندی افتضاح........ تنها نقطه روشن فیلم را میتوان به ارتباطی که دو همسایه با مستاجر ایجاد میکنند اشاره کرد که آن هم ابتر باقی میماند و کامل شکل نمیگیرد وگرنه هیچ نقطه روشنی در این فیلم دیده نمی شه و اصلاً نه به شما و نه به هیچ شخص دیگری پیشنهاد نمیکنم بروید و ببینید حتی اگر مجبور شدید
کاش گزینه متنفرم هم تیوال داشت (انصافا دوست نداشتم خیانت به کارهایی هست که واقعاً دوست نداشتم و ارزش این واژه را داشتند)
۲۹ مرداد ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم "اشیا از آنچه در آیینه می بینید به شما نزدیکترند"، به طور یاس آوری مطول، کم مایه و جاعل است.
ظاهرا قرار است مخاطب بلاواسطه با زیست روزمره و رنج های زنی سنتی متعلق به طبقه پایین اجتماعی و البته صبوری اش همراه شود...شوهر بی ملاحظه و متعصب ،محدودیت های مالی، بچه داری و بارداری مجدد و خانه داری و...در این بین زن کتابی هم در دست دارد وضمن انجام امور خانه و بچه داری می خواند که البته هیچ اثری ازاین اهل مطالعه بودن اش در گرایشش به تغییر فکری و انفعالش(احتمالا در زندگی قبلی و یا کنونی اش)به چشم نمی خورد!
به نظر می رسد کلیت فیلم چیزی به جز تقلب در سادگی نیست.فراموش نکنیم انعکاس روزمرگی و سادگی در مدیوم سینما بسیار دشوار است و چنانچه این سادگی در نشان دادن جزییات روزمرگی، لایه های پیچیده و بغرنج و پرسش برانگیز زیست و جهان ذهنی کارکترها را افشا نکند چیزی به جز نمایش ابتذال روزمرگی و بلاهت تصویری نیست. در این فیلم سادگی جعل می شود. از لابه لای این روزمرگی هیچ اتفاق شگرف و محسوسی در بطن نگاه و شخصیت زن رخ نمی دهد.
روایت و شیوه روایی در "اشیا..." می تواندکپی دست چندم و البته بسیار پرغلط از شیوه روایتی فیلمسازی مثل محمدعلی طالبی(مشخصا در فیلم هایی مثل چکمه و یا کیسه برنج و..)باشد که در اینجا به طور ساده لوحانه و بی مایه ایی در عرصه فیلمسازی جامعه گرای زنان قصد تکرار دارد.
دغدغه و کش و قوس اصلی ماجرای فیلم ، شکسته شدن بشقاب چینی زن همسایه و رفتن قهرمان مظلوم پابه ماه فیلم به بازار بزرگ تهران برای پیداکردن لنگه شکسته ی بشقاب قرضی است.زن در محدوده ی بازار به طور تصادفی شوهر بی ملاحظه ی رفیق بازش را در حال دعوا می بیند و متوجه می شویم گویا شوهر دانشجویش چندان هم بی فکر نسبت به زن و بچه ... دیدن ادامه ›› نیست و در کنار دادسرا عریضه ی مردم را تایپ می کند ! و عرق جبین می ریزد.. تاکید چند باره بر قرض گرفتن ماشین تایپ از دوست زن (که امروز وسیله ای منقرض شده ای هم تلقی می شود!)لابد بر نیت خیر مرد در این امر دلالت می کند!...گوشه ی چادر زن در بازار پاره می شود.جیب پیراهن نو مرد هم در درگیری پاره شده است.همه این مرارت ها برای رستگاری نهایی آنها و شروع جدیدی برای تداوم ادبار زده ی زندگی مشترکشان در پایان فیلم ، تدارک دیده شده است!
***
نرگس آبیار به زبان و قواعد تکنیکی فیلمسازی تسلط دارد. دقایقی از این فیلم در عین حال ،فهیم و حتی شاعرانه است..به خصوص دقایق پایانی که در اطاله هشتاد و چند دقیقه ی مابقی فیلم تباه شده است.
بچه عقب افتاده ی ذهنی همسایه بر بام مشغول بادبادک هوا کردن است نگاه زن به بادبادک و هواپیمایی در حال گذر از آسمان قاب گرفته می شود و بعد اشکهایش جاری... از خودم می پرسم آیا بالاخره اتفاقی در درون این زن رخ داده است؟ آیا او دست از انفعال بر می دارد؟آیا آگاه تر شده؟ ...اما نشانه های کلی برای پاسخ مثبت دادن به این پرسش ها بسیار کم رنگ است. اما شاید این اشکها نشانه ای برای گرایش به تغییر در این زن باشد!
آیا این اشکها به دلیل عدم توانایی دسترسی به نحوه زیست مدرن ( که هواپیما یکی از نمادهای آن است )فرو می چکد در برابر سرخوشی سنتی بادبادک کاغذی سربام همسایه؟ آیا زن پذیرا و تسلیم و راضی ،امربر مادام العمرهمه فرمایشات آقایش! باقی می ماند و آیا استراتژی ذهنی محافظه کارانه ی کلیت فیلم در تایید این امر نمی چرخد؟ و این منش قهرمان اصلی را اساسا عقب افتادگی فکری و روحی یک انسان/زن ،تلقی می کند؟
((نگاه زنانه در سینما واجب است!!))
حضور روزافزون فیلمسازان زن در سینمای ایران امری مغتنم است به خصوص اگر به دنبال آن نگاه زنانه در آن تکثیر شود..البته نگاه زنانه لزوما با جنس بیولوژیک مرتبط نیست بلکه نگاهی است واجد زندگی،امیدواری،دوستی، همبستگی و بقا و عشق و البته پر است از رنگ ها و جزییات و طعم ها.. با دنیای مردمحورانه و روشنفکرنمای عبوس و تلخ و ناامید و بی رنگ و پررقابت و نفاق تفاوت دارد.
از طرفی سینمای اندیشمند و تجربه گرا،بستری است برای پرسشگری، میل به آزادی و دوری از محافظه کاری و محدودیت ها ی فکری و جزمی و نیز بی عملی..
به نظرم "اشیا از آنچه ...."، یک هشدار ایمنی است برای حفظ بی عملی و تکرار و محافظه کاری و حفظ وضعیت موجود.... این فیلم فاقد تکانه های آگاهی بخش برای نیل به رهایی و یا دست کم حرکت فاعلانه شخصیت اصلی اش می باشد و از این رو مایوس کننده است.
***
اعطای جایزه ی بهترین کارگردانی از طرف جشنواره ی فیلم زنان در فرانسه (که البته یکی از ارکان ماهیت وجودی اش ، توجه به فمنیسم و نگاه منتقدانه به سکسیم و نابرابری جنسیتی و تبعیض در سینمای جهان می باشد) به خانم کارگردانی که در بروشور فیلمش تاکید مصرانه ای دارد که هیچ وقت نگرش فمنیستی نداشته است! شاید ناشی از مناسبات سیاسی و یا علاقه مندی برخی از غربی های اهل فرهنگ به اگزوتیسم یا دنیای عجیبی و غریبی(از دید آنها) باشد که از جهان سوم عقب مانده و احتمالا بربر، به دستشان می رسد! پارادوکس بی مزه و بی ریختی است.
«فیلم "اشیا از آنچه در آیینه می بینید به شما نزدیکترند"، به طور یاس آوری مطول، کم مایه و جاعل است.»

با این یک سطر زندگی کردم برادر ...
۱۷ مرداد ۱۳۹۴
درود ابرشیرارجمند
وقتی کارگردان و نویسنده ای زن ست و شخصیت اصلی ومحور ان هم یک زن ست ، انتظارمیرود نکات مهمتری از جهان یک زن به تصویر کشیده شود حتی اگر نگاه انتقادی به عملکردش باشدو بخواهد در ورای آن تصاویر ، روشنگری کند ...
اما با تمام اینها این فیلم از این بابت عقیم مانده و نتوانسته ست زایشی نو در فکروبرداشت های لازم برای تغییر درتماشاگر بجز همان ترحم ِمنفور ایجاد کند
۱۷ مرداد ۱۳۹۴
دوست ارجمندم من مخاطب هیچ تحولی و تغییری از لحظه ی شروع تا پایان فیلم در این شخصیت فارغ از جنسیتش درک نکردم...
او به وضعیتش ظاهرا راضی است ....تفاوتی در ابتدا و انتهای فیلم مشاهده نمی کنیم...دغدغه اصلی ظاهرا همانی بوده که خانم کارگردان در بروشور آورده...او نباید اشتباه می کرده و آرامش زندگی رقتبارش را بر هم میزده و برای پیداکردن لنگه بشقاب همسایه به بازار می رفته...چه تحول بزرگی واقعا رخ داده؟ :))
بیشتر به مزاحی بی مزه می ماند تا چیز دیگر!!
۱۷ مرداد ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
لطفاً نظر!
مگه این فیلم اومده بیرون؟
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید