تیوال فیلم عصر یخبندان
S3 : 07:12:32
  دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۴
  ۱۶:۴۵
 بها: ۲,۵۰۰ تومان

: مصطفی کیایی
: مهتاب کرامتی، بهرام رادان، آنا نعمتی، سحر دولت شاهی، مینا ساداتی، محسن کیایی، بابک بهشاد، علی میلانی، پوریا رحیمی سام، صدف طاهریان، علی کوچکی و فرهاد اصلانی و با حضور ژاله صامتی
: منصور لشگری قوچانی

: مهدی جعفری
: نیما جعفری جوزانی
: امیر نوبخت
: سید علیرضا علویان
: آرمان موسی‌پور
: مجید کریمی
: هومن خواجه نوری
: رضا بختیاری
: سودابه خسروی
: حجت اشتری
: نگار نعمتی
: سجاد رحمتی
: سام بهشتی
: میلاد کیایی
: مهدی دلخواسته
خلاصه داستان: در «عصر یخبندان» خارپشت ها تصمیم گرفتند رنج خارهای یکدیگر را تحمل کنند، اما کنار هم باشند و به هم گرما بدهند، خارپشت ها تنها جاندارانی بودند که در «عصر یخبندان» زنده ماندند.



مکان

تهران، میدان فلسطین، خیابان فلسطین، نبش خیابان برادران شهید مظفر، سینما فلسطین
تلفن:  ۶۶۹۶۵۳۷۳

گزارش تصویری تیوال از اکران خصوصی فیلم عصر یخبندان / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم عصر یخبندان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از گفتگوی آوای تیوال فیلم عصر یخبندان / عکاس: نیوشا فرساد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» دیدار با «عصریخبندان» در استقلال

» فرهاد اصلانی: تایید بازیگری‌ام را از مردم گرفته‌ام

» بهرام رادان: عصر یخبندان برای مردم تنها اثری سرگرم کننده نیست

» مهتاب کرامتی: عصر یخبندان مخاطب را به فکر وا می دارد

» مصطفی کیایی: «عصر یخبندان» فقط در رشته کاراته کاندید نمی شود

» فرهاد اصلانی و مصطفی کیایی عصر یخبندان را با مردم دیدند

» محسن کیایی، بازیگر «عصر یخبندان»: جوان ها نگاه تازه ای به جشنواره می آورند

» رونمایی عصر یخبندان با شعار «می‌ترسم تمام فکرهایی که می‌کنم واقعیت داشته باشد»

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من این فیلم رو اخیرا دیدم
می توان گفت فیلمی بسیار جذاب و دیدنی هست. البته به نظر من نقطه قوت این فیلم فلش بک های اون بود که هنرمندانه طرح ریزی شده بود. یه فیلم خوب که ارزش این رو داره که چند بار اون رو ببینید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیالوگ تاریک عصر یخبندان در چت در محل کار شروع می شود
جایی که فرهاد اصلانی وارد می شود و بازگو می گردد.
یک دیالوگ کاملا تاریک
"زن آدم مثل کارت سوخت هست همیشه در جیب قرار دارد ولی گاهی اوقات باید از سهمیه آزاد استفاده کرد...!!!"
در جامعه ای که بیکاری و اعتیاد بی داد می کند برای فردی متاهل که با توجه به هرزگی های دور از ازدواج خویش ، تعصب بسیار زیادی نصبت به زن خویش دارد بسیار قابل تامل هست به قول فرهاد اصلانی "این قسم هرز پری ها" نمی تواند آینده خوبی داشته باشد چه بسا در آخر فیلم با گذاشتن یک دستگاه ضبط صدا در عروسک جلوی آینه، تحسین نکته سنجی نویسنده و کارگردان فیلم را در بر داشت
اما نمی توان از بعضی حضار درون سالن اجرا نیز غافل شد که با شنیدن این دیالوگ گوی همزاد پنداری شدیدی بوجود آمد که کاملا گویای همه چیز می باشد...
عصر یخبندان اسمی که بلافاصله یاد ناامیدی و تلاش برای بقا ی بیشتر، حتی 1 دقیقه
فیلم شروع می شود و می گذرد مشاهده می کنیم که با فیلمی روبه رو هستیم که گویی کل فیلم مانند پازل بهم ریخته شده و با گذشت زمان کامل تر می شود
اما محتویات فیلم در مورد نقد اجتماعی به معضلات جامعه کنونی می باشد که با موضوعیت تکراری ولی با شجاعت بیشتر. شجاعت از این دیدگاه که اتفاق های در زیر پوست شهر می افتد که کسی صحبتی از آن نمی کند
بازی خوبه فرهاد اصلانی و مهتاب کرامتی جای تحسین دارد
در کل فیلم متوسط رو به بالا می باشد که ارزش یکبار دیدن را دارد.
مجتبی مهدی زاده، ناوان و حمیده صمدی این را خواندند
جم و زهـــــرا این را دوست دارند
چه خوب میشد که اگر به قول شما این فیلمی که با شجاعت بیشتری اتفاق های زیر پوست شهرو نشون داد,همانند دیگر فیلم های ایرانی پایان خوش و گل و بلبل راه نمی انداخت
۲۱ آبان ۱۳۹۴
اون چنان پایانی خوشی هم نداشت یک جورایی پایانش باز بود با گذاشتن اون عروسک آویز در آخر فیلم ....
وکشته شدن و حتی میشه گفت طلاق زوج اصلی فیلم در صورتی که حافظه ش برگرده
من گریم مهتاب کرامتی را خیلی دوس داشتم وقتی که عصبی شد و بهش مواد نرسید که چهره کاملا ... دیدن ادامه » عجیب و متفاوتی پیدا کرد
۲۳ آبان ۱۳۹۴
اون تیکه عروسک آره پایان باز داشت.ولی دیگه تصادف و فراموشی و این چیزا یه کم کلیشه بود...
بله درسته به نظرم بار اصلیه فیلم رو دوش خانم کرامتی بود
۲۹ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مجموعه آوای تیوال در نظر دارد گفتگویی ویژه با جناب آقای مصطفی کیایی کارگردان فیلم عصر یخبندان داشته‌باشد.

در این راستا از سوی گروه محترم این فیلم و تیوال، همه تماشاگران عزیز دعوت می شوید پرسش‌ها و نقدهای خود را برای طرح‌شدن در این گفتگو تا ۱۰ مرداد ماه برای ما پای همین دیوار نوشته بنویسید.
فیلمی با ساختار فکر شده . تک پلان عالی پرواز هلی شات از رو به روی شیشه جلو ماشین مهتاب کرامتی
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
هم نظر با آقای صفایی پور
۰۷ مرداد ۱۳۹۴
با سلام
لطفا از ایشون بپرسید که یک فرد معتاد به شیشه اون هم با عمل بالا غالبا نسبت به اطرافیانش بی تفاوت می شود. ما این بی تفاوتی را در رابطه او با شوهرش دیدیم اما در رابطه اش با دخترش نه. لحن کلام و رفتار منیره با دخترش کاملا مهربانانه و دلسوزانه بود.
چطور ... دیدن ادامه » یک مادر معتاد هنوز حس مادرانگی و مهربانی نسبت به دخترش دارد؟
۱۲ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک فیلم خیلی بد.
فیلمی که نه فیلم نامه داشت نه کارگردانی
حداقل سه بار موقع دیدن فیلم می خواستم از سالن بروم بیرون اما به احترام بازیگر ها نشستم
وقتی فیلم تمام شد یاد مغازه ای افتادم که از جلواش که می گذری کیف می کنی ویترینی شک، جنس های پشت ویترین شیک تر و قیمت هم مناسب اماوقتی وارد مغازه می شوی و جنس ها را می بینی ... پشیمان می شوی که اصلا وارد مغازه شدی چه رسد به خرید.
دقیقا این فیلم همین بود بازیگر ها عالی بودند اما فیلم نامه تقریبا هیچ چیز برای گفتن نداشت آغازی ضعیف و به شدت تکراری و بدون کشش لازم برای جذب مخاطب پایانی ضعیف تر. انگار نویسنده اصلا به شخصیت پردازی اعتقاد نداشته به ما شخصیتی را معرفی می کند که خلاف می کند و برای آن توجیه می آورد تا این جا درست اما این مرد کسی نیست که بتواند آدم بکشد آن هم به این سادگی.
آدم های فیلم به شدت تیپیک (به ... دیدن ادامه » قول آقای فراستی مقوا) بودند و رفتارشان را به راحتی می شد حدس زد حتا روند داستان را هم به راحتی می شد پیشبینی کرد.
در کل حیف این بازیگر ها که چنین فیلم نامه ای برای اجرا داشتند. واقعا بعضی از سکانس ها بازی ها آدم را به وجد می آورد بازی خانم ژاله صامتی که کاملا آنا نعمتی (که توقعی هم از او نبود) را در بازی خوبش بلعیده بود واقعا قابل تحسین بود بازی خانم مهتاب کرامتی، خانم دولتشاهی و فرهاد اصلانی هم عالی بود.
باز هم می گویم حیف این بازیگر ها
سعید:یه شبم چشای هیز مردم این محل به جمال خرم سلطان روشن نشه به هیچ جا بر نمیخوره.اونجری شاید یه بار زنشون نگاه کنن
بدترین دیالوگ ممکن رو گذاشتید زمان جشنواره یادمه محکم با دستام زدم تو سرم با شنیدن این دیالوگ...
۲۷ تیر ۱۳۹۴
آقای ابراهیم این نظر و سلیقه من هست ببخشید که با سلیقه شما همراه نیست
۳۰ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میترسم تمام فکرهایی که میکنم واقعیت داشته باشه.
یه فیلم خوب و جذاب و که تونست تا پایان تماشاگران نگه داره توی سالن.
مصطفی کیایی به پختگی کامل رسیده با این فیلم و از این به بعد باید با احتیاط فیلنامه بنویسه چون سطح توقع از او بالا رفته و اطمینان دارم که او به این روند خوب خودش ادامه بده.همه ی بازیگرا عالی بودن به خصوص محسن کیایی و بانو کرامتی.اینو میتونم با اطمینان بگم که مصطفی کیایی یکی از بهترین فیلنامه نویسان سینمای ایران هست.
فیلمبرداری این فیلم به نظرم خاص بود و هلی شات که اون سکانس از بهترین سکانسها بود که بانو کرامتی بی نظیر بود.به امید اینکه فیلم بعدی آقای کیایی(پارازیت) از خط ویژه و عصر یخبندان بهتر بشه که اون وقت دیگه ............
فیلم بسیار خوش ساخت و پر زحمت آقای کیایی، متاسفانه اشکال فیلم قبلی ایشون رو داشت.
و این اشکال هم این موضوعه که نویسنده حس می کنه تمام معضلات جامعه رو در یک فیلم، اون هم به صورت مستقیم از زبان کاراکترها، بیان کنه. و این اشکال که در خط ویژه هم خودش رو نشون داد، در این فیلم دامن سازنده رو رها نکرده. مشکلاتی که همه ما می دونیم وجود داره و قطعا شجاعت می خواهد گفتنشون ولی نه به این شیوه و طریق که دافعه برانگیزه در تماشای دوم فیلم...
مصطفی کیایی، خوب رگ خواب تماشاگر را پیدا کرده و به معنای واقعی، فیلمی برای سالن سینما و پر از هیجان و تعقیب و گریز می سازه. اما این شیوه روایت یک اشکال داره که اون هم اینه که این فیلم و "خط ویژه"، فیلم هایی می شوند که در دومین دفعه تماشا، بسیاری از لذت های خودشون را از دست می دهند. چرا که خالق اثر، سعی می کنه در زمان حدود 100 ... دیدن ادامه » دقیقه ای خود طرح مساله بکنه، ریشه یابی بکنه و مساله رو هم حل کنه. که به نظرم پایانِ اضافی فیلم(کشته شدن شخصیت فرید) از این نگرش ناشی میشه.
ای کاش مصطفی کیایی همان طور که برای خلق و طراحی مهندسی وار فیلمنامه هاش میذاره، وقت بیشتری بر عمق فیلمنامه هاش بذاره..
در هر حال باید خسته نباشید گفت به گروه سازنده. وجود چنین فیلم هایی در سینمای ما مثل اکسیژن نیازه...
درباره عصر یخبندان
به نظرم سینمای اجتماعی ما حداقل در اکثر آثارش ناتوان و مشوشه و اون قدرت لازم رو نداره. عصر یخبندان هم یک از همین کارهاست. یه نقطه ضعفی که در بعضی از این آثار وجود داره اینه که تصور میشه با برهم ریختن قالب زمانی کار میشه ضعف فیلمنامه رو پوشوند و البته این هم مثل خیلی از امور دیگه از قبیل پایان باز و دوربین روی دست بیشتر از این که با فضای فیلم ها همخوانی داشته باشه به یه جور مد تبدیل شده. کل فیلم به نظر یه جور هیجان پرداخته نشده ایه که کارگردان می خواد اونو به مخاطب انقال بده. در چنین کارهایی یکی از نقاط ضعف همین شخصیت پردازیهاست تقریبااکثر شخصیت ها چیزی بین تیپ و کاراکترن و اون غنای لازم شخصیتی رو ندارن. به نظرم عصر یخبندان حتی موفق نمیشه برخلاف عنوانش، هولناکی واقعیتی رو که به تصویر میکشه بیان کنه. اگرچه چندان طرفدار کارهای دیگه ... دیدن ادامه » کیایی هم نبودم و به نظرم در ارزش کارهای قبلیشم اغراق میشد ولی این کار جدید از اون آثار قبلی ضعیف تره
خیلی متشکر از نظرتون، واقعا من حسی که به این فیلم داشتم اصلا برام تعریف پذیر نبود، نفهمیدم خوشم آمده یا نه، اما فرمایشات شما دقیقا مو به مو نکات مشوش پرداخته نشده در ذهن من بود، دقیقا موافقم با نظرتون. واقعا قسمت هایی چون تغییرات در زمان داستان، باعث ... دیدن ادامه » حرفه ای نمودن فیلمنامه میشد، اما اگر به انداره کافی حرفه ای بود چرا شخصیتها خوب پرداخته نشده بود؟ بله، ناپختگی شخصیت ها کاملا مشهود بود. در کل من فکر نمیکنم فیلم به یاد ماندنی ای باشه.
۱۰ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا فیلمی بی نظیر و هیجان انگیزیه...بازی ها هم عالیه ...حتما ببینید
با سلام و عرض احترام
عصر یخبندان یک فیلم کامل از لحاظ کارگردانی و بازیگری بود،اما اگر بخواهم کوتاه صحبت کنم،باید بگویم که متن نتوانسته است به معنای واقعی کلمه، "عصر یخبندان" را نشان تماشاچی بدهد.
با تشکر
درود ... این فیلم را با بازی های خوب و قصه ای که میتوانست خوب از آب در بیاید و چند پلان کم نظیرش ، تا نیم ساعت مانده به پایان ، دوست داشتم . به گمانم کارگردان با تمام نکردن به موقع داستان و اصرار به تعیین تکلیف برای تک تک کاراکترها ، فیلم را از اعتبار انداخته است . لوث شدن قصه با کش دار شدن صحنه ها تقویت میشود و در نهایت فیلمی که میتوانست در اوج باشد به شدت سقوط میکند ، متاسفانه .
و البته خانم آنا نعمتی واقعا وصله ناجوری در این فیلم هستند ، صد حیف .
سپاس
آنا نعمتی همیشه بد به تعبیر یکی از دوستان
این فیلم شاید فیلم قوی نباشه اما بازی ها نسبتا خوب بودند به ویژه بازی سحر دولتشاهی که به حق سیمرغ گرفت
۰۶ تیر ۱۳۹۴
بله بازی ها بسیار قابل قبول بود ، به همین خاطر گفتم "وصله ناجور " ، وگرنه که جور بود
۰۶ تیر ۱۳۹۴
آنا نعمتی ..... در اکثر فیلمهایی که در اون نقشی رو ایفا کردند باعث تاسف بودند و تماشاگر رو نا امید کردند.
۲۰ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
8) عصر یخبندان
نکته: خواندن این متن ممکن است برخی قسمت هایی از این فیلم را لو بدهد.

از نکات بارز و ویژگی های خوب مصطفی کیایی این است که زیاد کاری به جریانات سینمایی ایران ندارد و همیشه حرف های خودش رو(که معمولا شعاری هستند) در قالب یک قصه روان و بی لکنت بیان می کند....قصه گویی از بزرگترین معضلات سینمای ماست که کیایی به خوبی دارد این خلا را پر می کند.
اما درباره عصر یخبندان که ویژگی های بالا را دارد قضاوت کمی سخت تر است...
"عصر یخبندان" تمام ویژگی های فیلم های کیایی را دارد یعنی قصه خوب که با ریتم مناسبی تعریف می شود.... حرف های اجتماعی-سیاسی که در قالب شعار زده می شود...ترکیب لحن طنز و جدی که باعث همراهی تماشاگر با فیلم می شود اما مشکل از آنجایی شروع می شود که کیایی در فیلم قبل(خط ویژه) همه این ها را گفته است...پس می شود بیان یکسری حرف های تکراری شاید حتی با دیالوگ تکراری(پول من و تو که میره تو جیب آقا زاده ها)اما با فرمی جدید(روایت غیر خطی) که کیایی خوب اجرایشان کرده اما لزومی در اجرایش نیست...
روایت غیر خطی رو سینما دوستان با "پالپ فیکشن" به یاد می آورند و فیلم های دیگری چون "ممنتو" یا 21 گرم یا... اما نباید فراموش کنیم که روایت غیر خطی برای داستانی است که باید غیر خطی تعریف شود.. اما در این فیلم روایت غیر خطی فقط بهانه ای است برای رو دست زدن به مخاطب تا در جلو تر با خود بگوید :" عجب چیزی بود...!" شما تصور کنید به جای سکانس آغازین فیلم با سکانسی که بهرام رادان جنازه را به خانه می بردشروع می شد... آیا در فیلم تغییری ایجاد می شد؟ می توان به اجرای خوب صحنه ها و در هم آمیختن آن ها به کیایی تبریک گفت اما در ساختار فیلمنامه این روایت غیر خطی فقط بهانه ای است برای دیده نشدن اشکال های دیگر و رو دست زدن به مخاطب.
دومین اشکال عصر یخبندان چند پارگی فیلم است به خصوص در صحنه های پایانی. بلی ...عصر یخبندان از معدود فیلم های جشنواره است که پایان دارد و از تب فرهادیسم که در سینمای این روز های ما همه را فراگرفته است به دور است و از این لحاظ باید به کیایی تبریک گفت...اما فیلم چند بار می تواند تمام شود و هر بار نمی شود.. و به سکانس های اضافه ای نظیر سردسته باند مواد مخدر سازان( که مشخص است با نگاهی به "برکینگ بد" ساخته شده است. دقت کنید به ون به عنوان آزمایشگاه ساخت و عینک سردسته) می رسد و در عجیب ترین صحنه ممکن پایان می پذیرد... یعنی فرهاد اصلانی(شخصیت مثبت قصه) برای سال ها شاید خانه نشین شود و فراموشی می گیرد اما مهتاب کرامتی(شخصیت منفی) با اینکه می داند گناه کار است به شیشه کشیدن خودش ادامه می دهد که به طور طبیعی با ذات قصه فیلم و ذات فلسفه این فیلم که سینمای بدنه و عامه پسندی است تناقض دارد..
عصر یخبندان همچنان تفکر خطرناکی در پس خود دارد که در فیلم های قبلی کیایی کمتر مشاهده می شد اما در این فیلم بیشتر رویش تاکید می شود. این جمله که " انسان ها محصول شرایط جامعه هستند و چون جامعه بد است ما هم بد هستیم" از خطرناک ترین تفکرات موجود است...انسان است که جامعه خود را می سازد و تا زمانی که در فیلم یا تئاتر یا دیگر آثار هنریمان چنین تفکری وجود ندارد وضع جامعه بهبودی نخواهد کرد... این که "همه دزدند ما هم پس دزدی کنیم" و چندین بار از زبان محسن کیایی به شیوه های مختلف بیان می شود خطرناک است....خطرناک تر از آسیب ها و معضلاتی که مثلا در فیلم مطرح می شود تا حرف دل مردم باشد.....و به نظر می آید کیایی در هر فیلم دارد روی این جنبه بیشتر تاکید می کند...



آخرین مشکل من اما به این فیلم بر نمی گردد... به شورای انتخاب فیلم ها و دبیر جشنواره فجر بر می گردد که یکی از توجیهاتشان برای راه ندادن فیلم عبدالرضا کاهانی به جشنواره فجر امسال به نشان دادن استعمال مواد مخدر(حشیش) و بد آموزی های آن بر می گشت ....فکر می کنم این عزیزان یا فیلم کیایی را ندیده اند(حجم بالای شیشه کشیدن با روش استعمال آن-پارتی های شبانه). دوست دارم بدانم اگر این موارد بالا در فیلم های کاهانی یا دیگر فیلمسازان مستقل وجود دارد و آن ها را به سیاه نمایی و بد آموزی متهم می کنند چگونه می توانند با این فیلم مدارا کنند...؟
در نهایت از نظر ساخت برای کیایی یک قدم رو به جلو است .... بازی خوب از تیم بازی گران به جز آنا نعمتی که همیشه ی خدا بد است از نقاط قوت فیلم است ....اما فیلم نه حرف جدیدی برای عرضه دارد و نه فیلمنامه ای که در سطح خط ویژه فیلم قبلی این کارگردان باشد..

1.5 ... دیدن ادامه » ستاره از 5 ستاره
چه توضیح کامل و عالی ای بود
۲۱ بهمن ۱۳۹۳
با کدوم قسمتش موافق و با کدوم قسمتش مخالف؟
۲۸ تیر ۱۳۹۴
توضیحاتتونو دوست داشتم ولی در نقد به دید من نمیشه نگاه کلی کارگردان و فلسفه اش رو زیر سوال برد، میشه گفت تفکر خطرناکیه ولی نه بیشتر همینطور که انتقام تو هر صورت خودش تفکر خطرناک و بسیار رایجیه ولی تو سینما با قاطعیت و حق به جانب مطرح میشه و با استقبال ... دیدن ادامه » مخاطب هم همراه میشه ولی این حق آزادی بیان رو برای کارگردان اینگونه فیلمها قائلیم
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تخدیر
به نقل از مسعود فراستی
عصر یخبندان، فیلمی است دروغین، پرمدعا، رادیکال‌نما– بی‌خطر و بی‌اثر- و فریبکار، عوام‌زده و عوام‌فریب.
یخبندان، بدترین فیلم امسال است، حداقل تا اینجای کار. می‌شود درباره مهم‌ترین مفاسد و ناهنجاری‌های اجتماعی – فساد مالی، اعتیاد، خیانت، طلاق و فساد اخلاقی – داد سخن داد.
می‌شود خیلی هم تند و رادیکال گفت و انتقاد کرد و به‌زعم گوینده «هشدار» هم داد اما طوری که به هیچ کس برنخورد. نه سیخ بسوزد، نه کباب. نه دولت عصبانی شود، نه ملت ناراحت. نه ظالم و فاسد بترسد، نه قربانی و مظلوم به خود‌ آید و قدمی بردارد. می‌شود علیه فاسد‌های دولتی– و آقازاده‌ها– و غارتگران یک‌شبه میلیاردر شده نفتی شعار داد، به‌گونه‌ای که همه‌شان هم تایید کنند و لبخند بزنند. ما هم بگوییم: آفرین، حرف ما را زدی! اما طوری حرف زده شود که آب در دل کسی تکان نخورد.
حتی می‌شود شعارهای رادیکال سیاسی–مرگ بر - داد اما بی‌هیچ کارکردی. می‌شود با تند‌ترین الفاظ، همه را خواب کرد؛ از آن نوع حرف زدن و آماردادنی که بعضی دولتی‌ها
– اصولگرا، اصلاح‌طلب، اعتدالی– می‌زنند و می‌دهند درباره فقر، اعتیاد، فساد، طلاق، خیانت و... دوستان طوری حرف می‌زنند که گویی ما مقصریم و آنها، بیگناه. طوری می‌گویند که عملی نکنند. ما را می‌فریبند– و حتی خود را– و راحت به خانه می‌روند و آسوده می‌خوابند. ما هم می‌گوییم چه خوب، دولت همه چیز را می‌داند. پس برویم و ما هم آسوده بخوابیم و فردا، روز از نو، روزی از نو.
پس چه گفتن مهم نیست؛ اصلا مهم نیست. چگونه گفتن مهم است. درباره موضوع‌های بزرگ حرف زدن، ما را بزرگ نمی‌کند– و اثرمان را- حرف کوچک می‌شود زد اما عمیق. حرف بزرگ می‌شود زد و سطحی و حتی خواب‌آور. اندازه دهان حرف زدن اصل است و بلد بودن.
یخبندان، به قول خودش و سازنده‌اش خیلی حرف‌های ملتهب اجتماعی می‌زند. حتی هشدار می‌دهد. البته فکر می‌کند که حرف زده و هشداری داده! که نه زده و نه داده. این نوع گفتن نان خوردن است و تخدیر کردن. فیلم، سر سوزنی به درد نمی‌آورد. اصلا درد و رنجی در کار نیست، آشفته نشوید. چیزی نیست، ان‌شاء‌الله گربه است.
فیلم اصلا آدم بد و آدم خوب ندارد. به قول فیلمساز شخصیت منفی ندارد، «همه محصول شرایط اجتماعی‌اند» هیچ کس مقصر نیست. پس کاری به کارشان نداشته باشیم. اوضاع چنین است، کاریش نمی‌شود کرد. اوضاع را که نمی‌شود تغییر داد. پس خوشحال- از گفتن و شنیدن– از نقد کاذب رادیکال برویم و تعریف کنیم. عصر یخبندان که چه عنوان بی‌ربط و پرطمطراقی دارد، یک فیلمفارسی مبتذل تمام عیار امروزی است اما شبه‌مدرن– هم در تفکر و هم در اجرا- هم در قصه‌گویی و نوع روایت و دیالوگ‌نویسی، هم در شخصیت‌پردازی و فضاسازی.
فیلم، دو خط قصه ندارد و سعی می‌کند جای خالی آن را با مثلا چرخه‌ای گنگ، ادایی و بی‌معنا یا بازگشت به ابتدای فیلم، پر کند و قیافه مدرن بگیرد. آدم‌ها جملگی مقوایی‌اند، کاریکاتورند، نه شخصیت و نه اغلب حتی تیپ.
دقت کنید به طیف آدم بد‌هایش: «رادان» یا دوست دخترش، «کرامتی» و... بدتر از همه– و مبتذل‌تر از همه– مثلا «گردن‌کلفت» اصلی، رئیس باند عینکی در حال ساختن مواد مخدر که بیشتر قیافه معلم‌ها را دارد تا گنگستر و بزهکار.
آدم خوب‌ها چه کسانی‌اند؟ «اصلانی» منفعل و بیچاره و گاهی مضحک که به دلیل میزانسن بد و غلط، حتی دلمان به حالش نمی‌سوزد و زن فامیلی که کمکش می‌کند چه مسخره است و تلویزیونی با آن شوهر ابله بی‌اصولش و اما قهرمان فیلم که مصلح اجتماعی است، یک نیمه‌بزهکار اجتماعی است که به دلیل فقر چنان می‌کند اما مثلا علیه آدم بدهاست. در آخر هم دست به قتل می‌زند. یک «قیصر» امروزی است؟ و همدستش، آن دختر بدجوری سطحی و تلویزیونی است– و فیلمفارسی- از آن صحنه با موسیقی و دوربینی که کرامتی را در ماشین می‌گیرد بگذریم که اوج فیلمفارسی است و تطهیر آن زن خیانتکار معتاد. از حرکت دوربین از بالا به سبک فیلم قبلی که برای مرغوب کردن مخاطب خاص است هم بگذریم که بشدت بی‌معناست و لوس.
فیلم، لحن ندارد، نه تراژدی است نه کمدی. چندپاره است و بار‌ها می‌تواند تمام شود که ادامه می‌یابد.
لازم است به این نکته هم اشاره کنم که تفکر فیلمساز ما درباره انسان‌ها: «همه محصول شرایطند» درکی عقب مانده و نیمه مارکسیستی است و بی‌توجه به این اصل که هم انسان محصول شرایط است و هم شرایط، محصول انسان. انسان اصل است و می‌تواند شرایط را تغییر دهد و نه صرفا محصول آن باشد. آدم بد و فاسد موجود است و آدم خوب و فاسد نشده در همین اوضاع نیز وجود دارد.
طبقه ... دیدن ادامه » متوسط هم برخلاف نظر فیلمساز موجود است که اقشار مختلفی دارد. آدم‌های یخبندان کاریکاتوری از قشری از طبقه متوسط شهری‌اند محصول سرازیر شدن پول نفت ناگهان گران شده
– و به جامعه سر ریز شده– اواسط و اواخر دهه 80 که یک‌شبه میلیاردر شده‌اند و چنین بی‌هویت و بی‌اخلاق. میلیاردرهایی با آخرین مدل اتومبیل‌های سوپرگران و خانه‌های سوپرقیمتی با فرهنگی هم لمپنی و هم غربی. خوب است که در همین جا به«من مادر هستم» فیلم متوسط اما بسیار بهتر و راستگو‌تر از فیلم‌های اجتماعی‌نمای این جشنواره اشاره کنم که آسیب‌شناسی این قشر از طبقه متوسط شهری ما بود.
حرف آخر اینکه یخبندان، برخلاف نظر مسؤول دولتی که با افتخار آن را، راه‌حل سینمای ایران می‌داند، فیلمفارسی‌ای مخدر است دوستان، نه راه‌حل.
درباره دگر فیلم‌های مستاصل مثلا اجتماعی یا عاشقانه این جشنواره که نه اجتماعی‌اند، نه عاشقانه در روز‌های آینده خواهم گفت.
الان که کمی بیشتر (فقط کمی) سینما رو می فهمم به این نتیجه رسیدم که 99% نظرات آقای فراستی درست و حتا منطقیه
ایشون واقعا استاد هستن
۲۸ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمِ نهم: عصرِ یخبندان
کیمیاییِ دهه‌ی نود
امتیازِ من: دو و نیم از پنج
کارگردان: مصطفی کیایی

مصطفی کیایی‌ای که امروز بر پهنه‌ی سینمای ایران می‌راند، نویدِ خوشی برای این سینماست. شاید فیلم‌های او برایِ من فیلم‌های سطحی و مسخره‌ای به نظر برسند و جزوِ سلایقِ سینمایی من نباشد، اما به هر حال، سه فیلمی که او ساخته، از آن رو که مقصدِ نهایی‌شان نه هنر، بلکه مخاطب است، فیلم‌های قابلِ احترام و صد البته باشعوری هستند. آدمی لذت می‌برد که کیایی مخاطبِ خودش را نه سینماندیده‌ی دهه‌ی چهل، بلکه همین پیگیر‌های سینمایِ بدنه‌ی هالیوود می‌داند و تمامِ تلاشِ خودش را می‌کند تا قصه‌ی استخوان‌داری را با پرداختِ مناسبِ غیر خطی عرضه کند. لوکیشن‌های متعددِ فیلم برگِ برنده‌ی آن است و بازی‌ها (غیر از آنانعمتیِ همیشه بد) برای چنین فیلمی قابلِ قبولند. چنان ... دیدن ادامه » چه محسنِ کیایی در ابتدای فیلم گفت، تلاشِ این گروه برای رسیدن به تماشاگرِ معمولیِ سینماست و چه خوب که عضوی از سینمای بفروش و بدنه‌ی ما حداقل در حد و اندازه‌های خودش اثری آبرومند باشد. فلذا سخنِ چندانی پیرامونِ این اثر ندارم. بسیار پیش می‌آید که ضعف‌های فرمالِ فیلم آدم را کلافه کند (به خصوص یک چهارمِ پایانی) اما به همان دلایلی که اشاره کردم، فیلم ارزشِ دفاع کردن دارد و امید است که پروژه‌ی گروهی سازندگانِ این فیلم‌ها به سرکردگیِ مصطفی کیایی کم‌کم به آثاری تبدیل شود که همه از آن راضی باشند.
متن خوبی بود ممنون
اون انا نعمتی همیشه بد بهترین جای صحبتتون بود
۱۵ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید