تیوال نمایش آوریل ۱۹۱۲
S3 : 18:16:53
امکان خرید پایان یافته
  ۲۲ آذر تا ۲۹ دی ۱۳۹۴
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۵ دقیقه
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: فرید قادرپناه، رامین معصومیان
: کاوه مرحمتی (آرتور بیرلینگ)، مریم قربانیان (اوا اسمیت)، رامین جعفری (بازپرس)، مینا زرنانی (ماریا بیرلینگ)، امین جلالی (جرالد کرافت)، امونا پیکریان (شیلا بیرلینگ)، سید جواد حسینی (ادنا)، مریم ایمانی کیا (آماندا)، علی خسروجردی (اریک بیرلینگ)

: علی دولت یاری
: فرانک بیگی ادیب
: بنیامین دهباشی
: فریبا جدیدی
: شهرآشوب مفتاحی
: فرهاد جاوید
: حسام قارونی
: کاوه مرحمتی
: رضا قانعی (ساین استودیو)
(پنج موسیفی از این نمایش ساخته رضا قانعی بوده و مابقی انتخابی است)
: پدرام رضوانی

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

اخبار وابسته

» آوریل ۱۹۱۲ در تماشاخانه استاد مشایخی

مکان

خیابان انقلاب، ضلع شمال غرب چهارراه ولیعصر، جنب داروخانه، پلاک ۱۴۷۸
تلفن:  ۶۶۹۷۹۴۶۸، ۶۶۹۷۹۴۷۵


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
واقعا خسته نباشید باید گفت به این تیم.
خیلی خیلی خوب بود. شاید موسیقی همراه بازیها زیبایی این تاتر رو بیشتر کرده بود ولی الحق که بازی همه و کارگردانی و صحنه و ... همگی بسیار بدون نقص بودن.
من همیشه با خودم فکر میکنم که کاشکی میشد آخر تاتر ها 1 ساعت تشویق کرد چون با 1 دقیقه تشویق نمیشه قدردانی کافی رو از این همه زحمت و تلاش داشت
بامید روزهای بهتر برای تاتری ها

پانوشت.
در اواخر نمایش 5-8 دقیقه کار کمی طولانی شد. شاید میشد که تکرار کمتر بشه تا ارزش اون افکت ها و موزیک کم نشه و تاثیر گذار باقی بمونه
باز هم خسته نباشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به قوی بودن کار، امکان تمدید نمایش وجود داره؟ متاسفانه مجالی برای تماشای نمایش فراهم نشد.
مهدی حسین مردی، فرشید بزرگنیا و armin gondozlo این را خواندند
ف کیوان این را دوست دارد
سلام دوست عزیز. در جشنواره فجر از ١ لغایت ٤ بهمن ساعت ٢٠ این نمایش در سالن مشایخی اجرا میشود.
۲۸ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود. عالی بود. عالی. بهترین تئاتری که تا به حال دیدم.
موسیقی، نورپردازی و حس بازیگرا بی نظیر بود.
حس عذاب وجدان رو به زیباترین حالت نشون می داد.
این نمایش رو حداقل یک بار دیگه خواهم دید.
کار همه ی اعضا بی نظیر بود.
چند باری به شدت بغض کردم مخصوصاً جایی که بازرس هم چاقو رو زد و گفت "دوستت دارم" ...
جالب ترین قسمت کار اینه که نمایشنامه خارجی نیست.
موفق باشید !
خوش آمدید قربان به سایت تیوال
۲۶ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از خوبی نمایش که هر چیز بگم کم گفتم. واقعا فوق العاده بود، شیوه روایت داستان و فلش بک ها، فضای وهم آلود و موسیقی کاملا متناسب و صد البته بازی های خیلی خوب...
اما باید اعتراف کنم چیزی که باعث شد تصمیم بگیرم این مطلب رو بنویسم ارتباطی با خود نمایش نداره. واقعا جامعه ما به کجا می ره؟! امشب بعد از ورود به سالن متوجه شدم که دو نفر روی صندلی هایی که من بلیتش رو تهیه کرده بودم و جای خوبی از سالن بودن نشستن، بعد از اینکه متصدی سالن به خانم ها تذکر دادن که اونجا جای کس دیگه ایه یکی از اونها جا به جا شد و دیگری به متصدی گفت که نمی خواد جا شو عوض کنه! متصدی هم اومدن و به من گفتن که خانم جاشونو عوض نمی کنن و شما کنارشون بشینین! من هم داشتم از ایشون می پرسیدم که علت چیه و گویا خانم با دیدن پافشاری بنده نظرشون و عوض کردن و جابجا شدن. ما هم خیلی خوشحال و بدون فکر بیشتری ... دیدن ادامه » در این مورد رفتیم و در صندلی های خودمون نشستیم و از یک ساعت و ۱۰ دقیقه فوق العاده (در کنار خمیازه های گاه و بیگاه خانم عزیز) لذت بردیم. وقتی متوجه فاجعه شدم که نمایش تموم شده بود و از سالن بیرون اومده بودم. هنوز هم باورم نمی شه که کسی بتونه اینقدررررر انتقام جو باشه اون هم به شیوه کلاس اولی! که بعد از بلند شدن از روی صندلی آدامس موزی شو برای من یادگاری بزاره!!!
واقعا احترام به حقوق دیگران کجا رفته؟ البته اینکه چرا متصدی سالن هم به چنین اظهارات قلدر مآبانه ای دامن می زنه و از من می خواد از حق خودم بگذرم جای تامل داره... ولی واقعا تجربه ای شد که از این به بعد در سالن های تئاتر چهارچشمی مراقب باشم که مبادا مورد سوءقصد اون دسته بسیااااار بافرهنگ از عزیزان تئاتر دوست قرار بگیرم! :)))
سلام .....
من به عنوان یک از کارگردان های این نمایش از طرف خودم و همه اعضای گروه از شما به دلیل این عدم هماهنگی عذرخواهی میکنم و تشکر ویژه دارم که صبوری به خرج دادین و به دیدن نمایش ما نشستین..
پیروز و مووفق باشید....
۱۹ دی ۱۳۹۴
واقعا سپاسگذرام از این گروه خیلی خیلی خسته نباشید واقعا عالی بود
۲۶ دی ۱۳۹۴
چقدر هم عالی که اولین نوشته شما برای این نمایش ثبت شده


امیدوارم موفق و پیروز باشید
۲۶ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا خسته نباشید به گروه
دیشب دیدم اجرا رو دیدم.
خیلی عالی بود.
بازی ها، موسیقی و ریتم نمایش واقعا خوب بود.
روایت قتل زنی که قربانی جامعه ای هست که در اون زندگی می کنه،
قربانی هوس، حسادت و عشق...
رفتارهای ازار دهنده مثل یک چاقو در وجود این زن فرو میره و اونو به سمت مرگ سوق میده...
با تشکر و تقدیم احترام به کارکنان تماشاخانه استاد مشایخی، اما ایکاش این تیاتر در یکی از سالن های بزرگتر اجرا میشد تا تماشاچی دید بهتری نسبت به کل اجرا داشت.
ممنون از شما بزرگوار که در یک شب بارانی به دیدن نمایش ما امدین...
۱۹ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با عرض سلام و خسته نباشید

نمایش با موسیقی و نور آغاز می شود و سعی می کند که شخصیت ها را معرفی کند. اما از طریق ساده ترین شکل ممکن، سلام من فلانی هستم! و البته که این روند ادامه پیدا می کند. این نمایش را نمی شود یک نمایش لازمان و لا مکان اعلام کرد چرا که اسم این نمایش یک تاریخ است و مکان آن مشخص، پس نمی شود هر چیز نا مربوطی در میزانس ها و دیالوگ ها و غیره را به این جمله معروف لازمان و لا مکان بودن نمایش ربط داد. در ابتدا با یک صحنه خالی مواجه می شویم اما نمایش بی چیز نیست چرا که آن سبک به شدت قائل به توان بازیگر می باشد.(که در این نمایش متاسفانه بازیگر ها به شدت در گیر یک سری ژست پوشالی هستند که البته در این مورد در ادامه بحث بیشتری می شود) به شدت با موسیقی مواجه می شویم، اما نمایش موزیکال نیست (مویسقی که با ربط یا بی ربط پخش می شود/ چرا بی ربط؟ به طور مثال: ... دیدن ادامه » «تا انتهای عشق مرا برقصان» (به انگلیسی: Dance Me to the End of Love) ترانه‌ای عاشقانه از لئونارد کوئن شاعر و خواننده-ترانه‌سرای کانادایی است. این ترانه اولین قطعه از آلبوم سال ۱۹۸۴ کوئن با نام موقعیت‌های مختلف است. و قاعدتا نمی تواند در سال 1912 پخش شود.!!!/ داستانی که از طریق دیالوگ ها، تصاویر و میزانس ها بیان می شود به شدت سردر گم است. عقب و جلو می شود، کش می آید و یک جاهایی به دست فراموشی سپرده می شود. آیا دلیل این همه آشفتگی این است که به قول یکی از کارگردان های اثر: نمی‌خواهیم اسم خاصی روی کارمان بگذاریم و نمایش وام گرفته از فضاهایی است که در ذهن‌مان داریم. این نمایش معمایی همچنین می‌تواند در سبک‌های ابزُرد، امپرسیونیسم، اکسپرسیونیسم و... تعریف شود.!!! خب من مخاطب این ذهن را چگونه باید بخوانم؟... و واقعا این نمایش در همه این سبک ها گنجانده می شود و... ؟!
حقیقتا می ترسم از این پیش تر بروم و موردی به صحنه ها بپردازم چرا که داستان نمایش لو می رود و دوستان تیوالیم که می خواهند این اثر را تماشا کنند، ممکن است دلخور شوند.
البته چند نکته خوب هم این نمایش داشت، یکی قرار گرفتن دو باند در بالای سر تماشاچی که حالت استریو جذابی به فضا می داد و دیگری بازی نقش مادر و پسر خانواده که هر دو در جاهایی از نمایش لحضاتی را به خوبی ایفا کردند. اما حیف که در کلیت هدایت نقش و بازیگری در این اثر قابل قبول نبود و بازیگران نمایش نیز چیز خاصی ارائه ندادند. حرکات فرم ناپخته و حرکات آهسته تکراری و به شدت اگزجره!!! دیالوگ های اثر دچار سر در گمی هستند و این گفته من ربطی به معمایی بودن اثر ندارد( که البته ژانر معمایی، جنایی خود بسیار مقوله بزرگی است که صحبت از آن در این مقال نمی گنجد) و انگار که همه دیالوگ ها خود را به روی مین انداخته تا فرم و حرکات اگزجره در این جبهه به جلو برود اما حیف که بی فایده.

در نهایت هم خسته نباشید می گم به گروه و آرزوی موفقیت دارم.
سلام ممنون ارمین جان.. من همیشه نقد های شمارو دنبال کردم خصوصا نقد خوبتون در مورد فیلم ارغوان و نمابش برنارد مرده است نوع نقدتون کاملا برای من آشناست.. حتی بعضی از دوستان نقدهای شمارو در صفحه اینستاگرام ودیگر صفخه ای مجازی منتشر کردن مرسی از این نگاه ... دیدن ادامه » دقیق و موشکافانه..
۱۹ دی ۱۳۹۴
درود بر شما فرشید عزیز
از شما سپاسگذارم که مطلب اینجانب را مطالعه کردید.

پس از شنیدن مصاحبه آوای تیوال عزیز در رابطه با این نمایش سردر گمی های این اثر برایم بیشتر عیان شد، و یک سوال بزرگ برایم پیش آمد و آن اینکه (اکت قبل از عمل دقیقا به چه معناست؟) و خیلی ... دیدن ادامه » از مسائل دیگر در رابطه با این نمایش که بیشتر از پاسخی که به مخاطب بدهد مدام در حال فرار است...

متاسفانه در حوزه بازیگری می توان ایرادات بسیاری از این نمایش گرفت که یکی از دلایل مهم آن را نوع نگرش و هدایت بازیگر در اثر می دانم اما در نهایت بازیگران هم به هیچ عنوان نتوانستند قدمی به سمت کارکتر بودن بر دارند و تماشاچی را به همذات پنداری و یا باور برسانند.
نمایش دارای صحنه های کلیشه ای و تکراری است. و در بابت طراحی های حرکتی سخن بسیار است. که بزرگترین ایراد آن اگزجره بودن و تکرار مکررات در آن انسان هایی که حیوان می شوند و سر و صدا می کنند! آشفتگی های درونی که این چنین نمای بیرونی به خود می گیرند بدون جذابیت و تنپوی درونی و رقص هایی که به شدت کلیشه و بی معنی که از آن به عنوان رقص تانگو یاد می شود !!!

۲۲ دی ۱۳۹۴
صد در صد موافق هستم با شما


حداقل برای من متن شما خوش تر از خود نمایش بود
۲۲ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا از حد انتظار من یکی بهتر بود...ریتمش حفظ شد تا انتهای نمایش.بازیها بعضیا خیلی خوب بود واقعا....یه سری تکرار غیر ضروری بود حالا و وقتی بازیگر توی صحنه مثلا داره خودشو روی زمین میکشونه تا خارج بشه گاهی طوری توجه میکردن بعضیا و حواسشون جمع بود که آدم یادش میرفت داره نمایش میبینه و بنظدم ربطی به فاصله کم با بازیگر نداشت وابسته به باور بازیگر بود که ذهن آدمو از باور کردن اون لحظه پس میزد...تلاش گروه توی هماهنگ بودنشون کاملا مشهوده....در کل خوب بود مانا باشید...

سپاسگزارم از حضور گرمتون و انرزی که در تماشای کار گذاشتید.
۱۷ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار خوبی بود ، فقط دو اشکال به نظر من داشت
اول اینکه ای کاش این نمایش در سالن بزرگتری انجام می شد ، سالن مشایخی برای این نمایش واقعا نامناسب است ، فاصله من تا بازیگران به یک متر هم نمی رسید و وقتی بازیگران چشمانشان را درشت می کردند و جملاتی را بارها و بارها تکرار می کردند و یا بهتر بگویم فریاد می زدند ، ردیف جلوی نمایش اذیت می شدند و بیشتر از آنکه حواست به اجرا باشد ، آن حس در خود شما القا می شود ،
اما دومین اشکال در بازی بعضی از بازیگران است به عنوان مثال پدر خانواده ، مادر ، دختر و مقتول در این نمایش فوق العاده بازی کردند ، هر کدام یک شخصیتی را به ما نشان می دادند ، حتی اگر دیالوگی نمی گفتند صورت انها ، شخصیت آنها را نمایش می داد ، بازی های آنها آنقدر خوب بود که وقتی از تئاتر بیرون می آیی ، دوست داری آمار بازیگرانی که نمیشناسی را در ... دیدن ادامه » اینترنت پرس و جو کنی و این هنر انهاست ......اما این بازی در پسر خانواده ، داماد و بازپرس به چشم نمی اید ، در واقع هیچ عمقی در شخصیت آنها نبود ، انگار که فقط دیالوگ هایی را حفظ کردند و اجرا کردند و بیشتر از آنکه به شخصیت توجه کنند به بازی و اجرا دقت داشتند
در کل به دوستان تیوالی این نمایش را پیشنهاد می کنم ، نمایشی است کارگردانی شده ، موسیقی خوب ، نور پردازی عالی و اگر می خواهید کار متفاوتی ببینید ، حتما به دیدن این نمایش بروید .
ممنون از اینکه نکات بد وخوب کار رو به ما گوش زد کردید
۱۴ دی ۱۳۹۴
ممنونم از شما که با دقت و تیز بینی کار گروه ما رو تماشا کردید و نظری سازنده برای ما به جای گذاشتید
۱۴ دی ۱۳۹۴
سلام جناب اقای توتونچی
ممنون از نقد های بسیار خوبتون .و سپاسگزارم از حضور گرمتون
۱۷ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی است ، به خوبی یک موزیکال اجتماعی . جدید است ، به جدیدی "داب‌استپ". پرفرمنس عالی ، به اعلایی رقص تانگو .
"آه که چقد از تانگو متنفرم !".
حتما ببینید .
چه وصف جالبی :)
۱۴ دی ۱۳۹۴
ممنون بابت این وصف زیبا
۱۴ دی ۱۳۹۴
سپاسکزارم از وصف قشنگتون
۱۷ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جناب معصومیان، جناب جعفری باور کنید یک شب فوق العاده یک اجرای فوق العاده رو از شما شاهد بودیم و من هم قدر دان زحمتتون هستم و هم مدیون و ممنون شما ایرادی هم که گرفتم نه از چشم شما و همکارانتون بلکه از چشم مسئولین تماشاخانه می بینم متاسفانه این موارد پیش می آید گاهی مثل دیشب حل می شود گاه حل هم نمی شود و من هم خودم رو محق نمی دونم به عزیزان دوست داشتنی که شما و همکارانتان باشید ایرادی بگیرم هم به مشکلات و هم به موانع سر راه شما واقفم نه تنها نیازی به عذرخواهی نیست که حتی من باید از شما مضاعف تشکر کنم که در اون شرایط که سالن به اون کوچکی اونطور مورد بی نظمی قرار گرفت به بهترین نحوی احترام به تماشاگر را حفظ کردید و کاملا مسلط اجرای خودتون رو ارائه دادید من امیدوارم خیلی زود و خیلی زیاد شاهد اجرا های دیگر شما باشم
ممنون از این همه لطفی که به ما دارید...
۰۵ دی ۱۳۹۴
سلام
بعضی وقتها نباید از کنار یک مساله به سادگی عبور کرد ، من به شدت پیگیر این مساله هستم تا بتونیم شرایط رفاه تماشاگر توی سالن رو مهیا کنیم .

مقصر اصلی خود گروه نمایشیه که این مشکل به وجود اومده .


از شما دوست عزیز سپاسگذارم که با متانت این مساله رو ... دیدن ادامه » توی سالن حل کردید و به شما قول میدم که هیچوقت دیگه همچین اتفاقی در سالنی که ما اجرا داشته باشیم نمیوفته چه این نمایش چه نمایش های بعدی
۰۶ دی ۱۳۹۴
ممنون از شما
۱۳ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای قوی متن قوی بعد از مدتها کاری که تمام و کمال دوستش داشتم نمی گم بهترین اما جزو خوبهای تماشا شده من بود. من این کار رو کنار کارهایی مثل ملاقات با بانوی سالخورده، ازدواج آقای می سی سی پی، در اعماق، بازی استریندبرگ، آدم آدم است، وقتی ما مردگان بر می خیزیم (که البته این هنوز بهترین تماشایی بوده که داشته ام) و ... در فهرست کارهای خوبی قرار می دم که هم کارگردانی قوی هم بازی قوی و هم طراحی قوی داشته اند و همه اینها در قد و قواره متنی قوی. تنها چیزی که دیشب من رو ناراحت کرد و خیلی هم ناراحت کرد این بود که وقتی از تیوال بلیط تهیه می کنم جایی رو انتخاب می کنم که بتونم با تمرکز و راحت محو اجرا بشم قطعا وقتی رفتم تو سالن و مسئولین شروع کردن چیدن یه ردیف نیم کت در جلوی ما ( فکر کنید اونهم تو سالن کوچک مشایخی) که عملا چون شیب ردیف های بالاتر رو هم نداشتیم بطور کامل ... دیدن ادامه » دید من و دوستانم رو گرفت و بعد از اعتراض مکرر گویا مورد لطف!!!!!!!!!!!!!!! مسئولین قرار گرفیم و تغییری در چیدمان نیمکت ها دادند. من اینجا هم می گم دوست عزیز شما این حق رو ندارید که قبل اجرا ذهن ما رو درگیر کنی بخصوص که من خودم شاهد تاکید فروشنده بلیط مبنی بر پرشدن سالن و اسرار شما مبنی بر فروش بیشتر بودم. حیف حیف از این اجرا که تو حاشیه این مسائل رو داره. سالن تماشاخانه مشایخی به خودی خود مشکل فضا و سر و صدا رو داره چه برسه به اینکه مدیریت غلطی هم در اون اعمال بشه
جناب آقای نیشابوری سپاس از شما که لطف کردین و به دیدن نمایش ما امدین .. کاملا حق با شماست و من به دلیل این ناهماهنگی از شما عذرخواهی می کنم.. و ازتون دعوت میکنم مهمان ما باشید و یک شب دیگر تشریف بیارید و نمایش مارو از جایگاهی بهتر به تماشا بنشینید ...درود ... دیدن ادامه » بر شما
۰۵ دی ۱۳۹۴
جناب نیشابوری عزیز ، ممنون از اظهار لطفتون، بسیار خوشحالیم که کار ما رو پسندیدید ... من هم به نوبه خودم به عنوان بازیگر نمایش از شما به خاطر وضعیتی که موجب نارضایتی تون شده عذرخواهی میکنم.
۰۵ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای امشب 4 دیماه رو تماشا کردم. از تاخیر در اجرا و ناهماهنگی ها که بگذریم ، از اجرا راضی بودم و باید یه خسته نباشید ویژه بگم به دو کارگردان این نمایش و بعد از اونها به بازیگران .
مدتی بود که دنبال تئاتری شلوغ و چالش برانگیز بودم، چون از اجراهای ساده و روتین خسته شدم ، و باید بگم این نمایش بخوبی تونست این حس رو در من زنده کنه.
به نظرم متن نمایش اونقدر خاص نیست که به یاد بماند، یک داستان که شاید بشه در 5 سطر خلاصه کرد ، حتی در برخی صحنه ها بطور مکرر با دیالوگهای تکراری مواجه میشویم ، بنابراین میتوان تصور کرد که موضوع نمایش و دیالوگ ها چندان خاص و به یادماندنی نیستند. اما چیزی که این کار را برای من جذاب میکرد ، سبک پیچیده ی اجرا و کارگردانی بود .اجرایی بسیار پویا و پرتحرک، سرشار از فلش بک، تغییرات آنی فضای داستان و همچینین صداها و اجراهایی که در پس زمینه ... دیدن ادامه » ی نمایش قرار میگرفت. شاید برای برخی تماشاگران این موضوع چندان جذاب نباشد اما برای من توجه به چندین فضا بطور همزمان و دقت به اجراهای افرادی که در پس زمینه بدون دیالوگ در حال اجرای بازی خود هستند بسیار جذاب بود. البته در برخی صحنه ها شلوغ شدن بیش از اندازه دیالوگهایی که با هم تداخل میکرد شاید از حوصله تماشاگر خارج شود.
اگر قصد لذت بردن از این نمایش را دارید ، شما نیاز به یک ذهن تحلیلی خواهید داشت تا در هر صحنه علاوه بر توجه کردن به دیالوگها و حرکات بدن بازیگر اصلی، به بازیهای دیگری که در زیرمتن درحال اجرا هستند نیز توجه کنید و گاها" نگاهاتان را از این سمت صحنه به سمت دیگر صحنه معطوف کنید.
با توجه به سخت بودن اجرای این نمایش، از نظر من بازی ها بسیار قابل قبول و خوب بود . نورپردازی خوب و انتخاب موسیقی نیز مناسب بود. بخصوص شروع نمایش با کاری از Olafur Arnalds که اگر اشتباه نکنم باید کار This Place Was A Shelter برای من دلنشین بود.
مرسی از شما جناب نوری که به دیدن نمایش ما آمدین .. بابت ناهماهنگی ها از شما عذرخواهی میکنم..
۰۵ دی ۱۳۹۴
با سلام و خسته نباشید خدمت بانو زرنانی عزیز
این نظر لطفتون هست ... من هم بسیار خوشحال شدم از دیدن این کار همونطور که در نظراتم نوشتم ... از هنرنمایی شما هم در این نمایش لذت بردم و باید بگم علاوه بر بازی خوب، صدای رسایی هم در اجرا دارید . امیدوارم کارهای بیشتری ... دیدن ادامه » از شما تماشا کنم
۱۵ دی ۱۳۹۴
سپاسگزارم از لطف شما و حمایت خوبتون
۱۷ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای کسی مثل من که قبل از هر چیزی، به وجهِ قصه گوی هنر می اندیشد، آوریل 1912 ، معمایی جذاب با پیرنگی پیچیده، روایتی مدرن و البته با بکارگیری فلش بک های حساب شده -در کنار رعایت خط قرمز ها- است که می تواند دست و خیال تماشاگر را بگیرد و ساعتی در فضای وهم آلود داستان غرق کند. با وجود این، خودِ داستان، هنوز اضافات کوچکی دارد که می توان با حذف یا با به حداقل رساندن آن ها، شکل بهتری را برایش متصور شد. -گرچه که در شکل فعلی هم روایت کم نقصی است.-
علاوه بر داستان، بازی های درخشان، میزانسن های دقیق، نورپردازیِ مدرن و البته موسیقی فوق العاده، کیفیت آوریل را به گونه ای افزایش می دهد که تماشاگر در طول اجرای نمایش، کمتر فرصت پلک زدن، نفسِ بلند کشیدن و پا روی پا انداختن می یابد.
در کنار این ها باید گفت که بدلیل جنسِ صحنه و نور پردازیِ آوریل -که البته کاملن متناسب با ... دیدن ادامه » فضای وهم آلود و معمایی داستان است- نمایش، صاحب یک کیفیت ویژه دیگر نیز شده بود: صدای بازیگر. در واقع، در آوریل 1912 ، کیفیت صدای بازیگر ها در کنار بازی حرفه ای و البته کوروگرافی حساب شده، لذت شنیدن دیالوگ ها و روایت ها را دو چندان می کرد که باید بابت این کیفیت در انتخابِ بازیگران نیز، از تیم تولید نمایش قدردانی ویژه ای کرد.
و می خواهم این را نیز اضافه کنم که با احترام کامل به تمامی بازیگران این نمایش جذاب، بازی کاوه مرحمتی در نقش آرتور بیرلینگ، بسیار بسیار درخشان و به یادماندنی بود.
اقای برزگر سپاس از نظریاتتون
۰۱ دی ۱۳۹۴
اقای برزگر عزیز
در میان درگیری های زندگی، کار و همه مشغله ها تعداد تئاتر هایی که می توانم ببینم بسیار محدود است و از بین کارهای خوب باید چندتایی را انتخاب کنم
اعتراف میکنم این یادداشت شما، دیدن این نمایش را در برنامه این ماهم می گنجاند.
ممنون از شما ... دیدن ادامه »
۰۲ دی ۱۳۹۴
سپاسگزارم اقای برزگربابت حضور گرمتون.
۱۳ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش آوریل 1912 به شدت فضایی گیرا از خانواده پست مدرن

مجموعه ی طراحی میزانسن بی نقص و نقش آفرینی خوب بازیگران و هماهنگی نور و صدا , تئاتری به یاد ماندنی در ذهن من ایجاد کرد.
سپاس از شما جناب یدالهی فر عزیز
۲۸ آذر ۱۳۹۴
mamnon aghaye yadolahifar vaghan baese eftekhar bod ke tashrif avordid.
۲۸ آذر ۱۳۹۴
نفرمائید دوستان کسی که باید سپاس گزار باشد من هستم از بابت لحظه دقایقی خاطره انگیز از تصویر و آهنگی که در ذهن من نقش بست از گروه شما
۰۲ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوریل 1911 دختری به نام اوا اسمیت در سن 27 سالگی در بار پالاس با بچه ای در شکمش با ضربات چاقو ...

اکو شدن این دیالوگ در چند صحنه آخر و مخصوصا در لحظه آخر (قتل اوا اسمیت به دست بازپرس) فضای ذهنی و موهوم نمایش رو به شدت تقویت میکرد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من به طور کل این نمایش را بسیار دوست داشتم. تنها نکته ای که به نظرم رسید نوعی لحن خاص و مکانیکی در بازی بازیگران بود که البته در فرم کلی کار - که اصرار بر خط کشی حرکات و تکنیک های فرمالیستی جزئی از آن بود - قابل توجیه به نظر میرسد. اما شاید اگر در بازیگردانی، بر طبیعی بیان شدن دیالوگ ها (در قالب همان مکانیزاسیون) تکیه بیشتری میشد، این بازی ذهنی که تماشاگر این کار ناخوداگاه درگیر آن میشود، بی نقص تر صورت میگرفت.
سپاس از شما که با دقت نمایش رو دیدین
۲۸ آذر ۱۳۹۴
mercii az tavajohe khobeton nesbat bekar .
۲۸ آذر ۱۳۹۴
در مورد موسیقی تاتر باید گفت که کار موسیقی بسیار زیبا بود در واقع یک توازن در عین چالش بود .درسته که موسیقی این نمایش همزمان بازیگر در حال اجرا بود اما نکته ظریف کار چالش برانگیزی در ذهن تماشاگر ایجاد میکرد که الان توازن و پیوستگی و داستان در کدام مسیر ... دیدن ادامه » در حال جریان میباشد .نکته بعد که قابل درک است این است که اگر چه موسیقی بسیار مدرن بود ولی به راحتی یک ساز و اواز ذهنی را ایجاد کرده بود که با نکته های به هم پیوسه جوابگوی بازیگر صحنه بود ..تشکر از موزیسین این کار که بسیار قوی بودند .خسته نباشید .
۰۹ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوریل 1912 تلفیقی از کوروگرافی بی نظیر حرکات، بازی های یکدست بدون کار اضافی و افکت های موسیقایی متناسب با فضاست. به طور کلی می توان گفت یک نمایش موزیکال سیاه فانتزی دیدیم. فقط ای کاش این کار در سالن بهتری (که با فضای کار متناسب تر می بود) اجرا می شد، هر چند با همین امکانات هم دوستان از پس انتقال فضا و ذهنیت برآمده بودند.
به همه کسانی که به طور جدی پیگیر نمایش های مدرن و پست مدرن هستند به شدت دیدن این کار را توصیه میکنم.
استفاده از موسیقی و افکت های صوتی این نمایش خیلی عالی و حساب شده انجام شده و تجهیزات خوب از جمله باند ها و چینش آنها هم تاثیر زیادی در این مطلب داشته .. بطوری که در صندلی و جایگاهی که من حضور داشتم , گاهی اوقات فکر میکردم خودم مسافر کشتی آر ام اس تایتانیک ... دیدن ادامه » هستم :)
۲۸ آذر ۱۳۹۴
ممنون از حمایت و ارایه نظرهاتون که همه ی ما رو سر ذوق آورد. بی تردید در شب های آینده با انژری و تمرکز مضاعف روی صحنه خواهیم رفت تا تماشاچیان نازنینی چون شما رو با حال خوب بعد از اجرا بدرقه کنیم.
۲۸ آذر ۱۳۹۴
mercii doste khobe rigolito mamnon ke eftekhar dadinva baramon vaght gozashtin
۲۸ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- آرتور بیرلینگ: تو یک ساله که مُردی و ما به سلامتی مرگ تو می نوشیم
- اوا اسمیت: شماها همه تون توی مرگ من مقصرین و باید تقاص پس بدین
نفرین به شما، نفرین، نفرین ....
۲۸ آذر ۱۳۹۴
اون پسره که اسمش اریکه، از کجا اومد تو ؟! :)))
۲۸ آذر ۱۳۹۴
aaaaarrtooooor
۲۸ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید نوشتن خلاصه ای از داستان برای جذب بیننده بهتر باشد:
(هشدار...قسمتی از این داستان در این متن لو خواهد رفت )
.
.
.
.
.
.
خلاصه:((خانواده ثروت مند و مشهور (( بیرلینگ )) مشغول تدارک مراسمی هستند، آن هم نه هر مراسمی ...مراسم نامزدی دختر دلبندشان ((شیلا بیرلینگ)) ... اما در شب نامزدی قبل از شروع مراسم ، ورود یک مهمان نا خوانده همه چیز را جور دیگری رقم میزند...ورود یک کاراگاه که در مورد یک قتل تحقیق می کند ....))
.
.

بدون هیچ ذهنیتی در مورد این تاتر به تماشای این نمایش نشستم...نمایش متفاوت و جالبی بود....نور و تنظیم ها خوب بودند و انصافا بازیگران کم نگذاشتند ...راضی بودم،دست مریزاد.
ممنون کورش عزیز، باعث افتخاره که نمایش ما موجبات رضایت شما رو فراهم کرده.
و الحق که شما توانایی تعریف کردن سه خطی داستان رو دارین
۲۷ آذر ۱۳۹۴
ممنون از حضور و دقت نظرتون دوست عزیز
۲۸ آذر ۱۳۹۴
سپاس از شما دوست عزیز
۲۸ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید