تیوال فیلم آذر، شهدخت، پرویز و دیگران
S3 : 19:09:12
: بهروز افخمی
: سید جمال ساداتیان و بهروز افخمی
: گوهر خیراندیش، مهدی فخیم زاده، رامبد جوان، مرجان شیرمحمدی، امیرعلی دانایی، مانی حقیقی، آزاده اسماعیل‌خانی، نعیمه نظام دوست، شهین تسلیمی، ناهید مسلمی

: بهروز افخمی و مرجان شیرمحمدی (با اقتباس از رمان " آذر، شهدخت، پرویز و دیگران "نوشته مرجان شیرمحمدی)
: ماکان آشوری
: آیدین افخمی
: مرجان شیر محمدی
: سعید احمدی
: الهام صالحی
: مجید یوسفی
: آیدین افخمی
: آرمان موسی‌پور
: محمدحسین ساداتیان

خلاصه داستان: همسر خانه‌دار یک بازیگر مشهور سینما در آخرین فیلم او با وی همبازی می‌شود و آنچنان مورد توجه منتقدان قرار می‌گیرد که منجر به حسادت او می‌شود. روابط صمیمانه آنها تیره شده، زن قهر می‌کند و به باغچه خانوادگی دماوند می‌رود. با بازگشت دخترشان به ایران روابط آنها دستخوش تحولاتی می‌شود...


گزارش تصویری تیوال از آوای مصاحبه با مهدی فخیم زاده / عکاس: صبا محب علی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم آذر، شهدخت، پرویز و دیگران / عکاس: محمدرضا بهشتیان

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فیلم را بسیار دوست داشتم . . .
فیلمی که ماهیتی تلخ دارد ولی از طرفی هم کمدی مفرح، خوش ساخت و کاملا سالمی از کار در آمده است . . .

فیلمبرداری، صدابرداری، تدوین و به خصوص کارگردانی قابل تقدیر است و موسیقی فیلم که بسیار دلنشین می باشد . . .

آقای افخمی از معدود کارگردان هایی است در انتخاب نما، فوق العاده است. نماهای بسیار زیبایی را شاهد هستیم به عنوان مثال ریختن شل زرد، نماهای کوهستان و حتی جا انداختن پای پرویز . . .

از طرفی هم کلوزآپ های زیادی در فیلم استفاده شده است مخصوصا در دعوای پرویز و شهدخت یا حتی گفت و گوهای چند نفره که کمی آزاردهنده بود. هر چند نمای لانگ شاتی در فیلم دیده می شود که پرویز و آذر (تا قبل از سر خوردن پرویز) آرام آرام حرکت می کنند و فقط صدای دیالوگ گفتنشان را می شنویم ولی هیچ بازی ای نمی بینیم!!!

ولی باز نمی توان نادیده گرفت که جناب افخمی ... دیدن ادامه » در فیلم عروس و کلوزآپ هایی که از آقای پورعرب و خصوصا نیکی کریمی (فکر میکنم تا قبل از فیلم عروس، کلوزآپی از بازیگر زن ندیده بودیم) گرفتند، موفق عمل کردند که نه تنها باعث شد که بازی زیبای آقای پورعرب و خانم کریمی بیشتر و بهتر دیده شود بلکه مفهوم کلوزآپ را در سینمای ایران جا انداختند . . .

آقای فخیم زاده فوق العاده بودند، فکر کنم اولین باری بود که نقشی درونگرا را بازی می کرد ولی در کنار بازی جناب فخیم زاده نمی توان از بازی بازیگرانی مانند شهین تسلیمی(خواهر شهدخت) که غافلگیر کننده بود، رامبد جوان(بهرام کیانی)، وحید نفر(داماد پرویز و شهدخت)، صدف نورمحمد(عروس پرویز و شهدخت) و حتی یدالله شادمانی (سرایدار باغ) را که بسیار دوست داشتم، صرف نظر کرد . . .

بازی امیرعلی دانایی شاید به این دلیل به چشم نمی آید که شوخی های نچسبی دارد و از فیلم بیرون می زند . . .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرویز دیوان بیگی: دخترم هر کس که میخواد نشون بده که آدم خوبیه آدم خطرناکیه..
راسته میگن اونور تو خارج مردهای فمنیست داریم؟؟
آذر: آره بابا.داریم..
پرویز دیوان بیگی: یعنی چی..من نمیفهمم.مرد فمنیست یه جورایی مثل کچل مو فرفریه...
مرد فمینیست خطرناکه اصلاً
۲۲ مرداد ۱۳۹۳
مایلم اول نظر های 1 خطی شما راجع به هرکدوم رو بشنوم، یک خطی برای راحتی دو طرف بحث :)
۲۳ مرداد ۱۳۹۳
الان بگم؟اینجا؟
متوجه نشدم..در مورد کدومشون نظر بدم؟؟
۲۳ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اقتباس جذاب و همراه با مقداری خلاقیت از یک اثر ادبی امروزی( تحت تاثیر چخوف و مدرس صادقی) حداقل در مقایسه با گاو خونی
حس ابزورد فیلم که حالت ها و آدم ها در حالی که جدی به نظر می آیند شوخی هم هستند
مضمون کلیشه ای تفاوت زندگی ایرانی و غربی هم تو ذوق نمیزد
شبیه اکثر فیلم های سینمای ما فاقد ژانر و ساختار کلاسیک
سادگی و بی ادا و اطوار بودن فیلم و خیلی جدی نگرفتن خود .قرار بوده یک داستان برامون تعریف بشه بدون خودنمایی کارگردان
بازی برون گرا و فیزیکی فخیم زاده مخصوصا در صحنه حس خفگی در پای تلفن
و به قول امیر پویا پایان معلق اما کارامد فیلم
همان طور که از اواسط سانس متوجه شدم که این فیلم جزو فهرست به شدت دوست داشتنی های من خواهد شد، بعد از پایان نیز تا اولین بازتاب های مردمی را دیدم ، فهمدیم آخرین اثر بهروز افخمی خیلی جایی در میان مردم ندارد،دلیلش را دقیق نمی دانم،یا شاید دانش بیان کردن علمی اش را ندارم.

نکاتی که من به شدت در این فیلم پسندیدم اول ریتم خوب و یکدست کار از ابتدا تا انتها بود.این فیلم نوعی رمان تصویری بود برایم.حضور راوی بیشتر این موضوع را تاکید می کرد.احساس می کردم کسی برایم رمانی می خواند و من این بار چشمم را نمی بندم، باز نگه داشته ام و خط به خط رمان برایم زنده می شود و شخصیت ها جان می گیرند.
دیالوگ هایی که از شاخ و برگ های اضافی در امان بودند و انتخاب کلماتی که نه خیلی روشنفکرانه و نه خیلی دم دستی.اساساداستانی که خیلی ساده به نظر می رسید اما گویای نگاه متفاوته مرجان ... دیدن ادامه » شیر محمدی به دنیای پیرامونش بود.
به گمانم بشتر بازیگران نیز در جای خود به درستی قرار گرفته بودند.به خصوص آذر،شهدخت،پرویز ! و البته با وجود بازی های روان مهدی فخیم زاده،گوهر خیر اندشی و مرجان شیر محمدی،من جایزه بازیگری ام را اهدا می کنم به بازیگر نقش سرایدار باغ که عجیب خوب بود.پدیده ای بود.

دو سکانس برتر من:
_سکانس شله زرد همسایه و حرف هایش ، همزمان تماس های خبرنگار سمج و زمین خوردن پرویز و در آخر فقط ترس از دیده شدن توسط مردم!
_سکانسی که پرویز به کارگاه سفالگری می رود.تنها ! (توضیخ نمی دهم برای آنان که ندیده اند.).به نظرم این سکانس اوج این فیلم بود.یک پدر برای دخترش از غرور تا این اندازه دست می کشد!

قطعا از نظر منِ طرفدار نیز، این فیلم خالی از نقاط منفی نبوده،شاید ترجیح هایی داشتم مثلا به مقوله گیاه خواری کمی با احتیاط تر پرداخت می شد چون منی که گیاه خوار نیستم از این زاویه دید یک طرفه کمی آزار دیدم ، چه برسد به آنان که هستند.البته موضوع گیاه خواری در این فیلم نمادی بود برای بیان مفهومی عمیق تر.که اینجا مجال باز شدن موضوع نیست.
اما در کل پلان های چفت و بست دار، ریتم ملایم و داستانی اجتماعی با تصاویری دلنشین و موسیقی دل انگیز ، شب خوبی برایم رقم زد.
خانم فیاض!
۱۰ مرداد ۱۳۹۳
والا من نه بازیگرم نه دست اندرکار هنر !
۱۵ مرداد ۱۳۹۳
دقیقاً خانم فیاض.
مرسی از توضیحات نکته سنج سرکار.
۱۷ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم متوسطی بود. انسجام لازم رو نداشت، بازیها یکدست نیست، فخیم زاده ی فیلم بهتر از همه س، اما بازی آذر و برادرش اصلا در کلاس فیلم نیست، چون بسیار خشک و بی روح هستن، رامبد جوان، فقط در سکانس اخری که بازی میکنه خوبه، بیست دقیقه از فیلم میتونست از فیلم کوتاه بشه تا لازم نباشه بعضی جاها رو تحمل کنیم. کمدی و درام اینقدر نامتوازن و بی تعادل بودن که مشکل آذر لوث و مسخره جلوه میکرد
فیلم افتضاحیه!
۰۶ مرداد ۱۳۹۳
کاوه جان،
کلاشینکف، فیلمی که نباید دید! (اگر هم دیدی، سعی کن خونسردیتو حفظ کنی!)
۰۸ مرداد ۱۳۹۳
به نظر منم یه جای فیلم لنگ می زد که زیاد نمیشد با آذر همدردی کرد و آدم فکر می کرد خب حالا مگه چی شده که انقد ناراحتید!
۰۸ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تف به گور پدرت
فیلیپس!
حالا فیلیپس نشد پاناسونیک !
۱۰ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر مردی که پنچری های کوچیک نداشته باشه، یه پنچری بزرگ داره
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این فیلم رو دوست داشتم.

از لحاظ داستانی فیلم داستان خاصی رو دنبال نمیکنه ولی از لحاظ ساخت و بازی به نظرم فیلم خوش ساختی است.
تیتراژ پایانی فوق العاده بود.
تصاویر و صحنه‌هایی که در شمال فیلم‌برداری شده بود بسیار زیبا بودند و بازی‌ها خوب بود.
در کل بعد از دیدن فیلم احساس خوبی داشتم شاید فیلم شمارو خیلی به چالش ذهنی نکشه و داستان خاصی رو دنبال نکنه ولی طنز و آرامش و زیبایی تصاویر فیلم حدود دو ساعت لذت بخش رو براتون رقم میزنه.
آذر، شهدخت، پرویز و دیگران!


من امروز این فیلم رو دیدم. و دوست نداشتم...
من انتظار زیادی از فیلم نداشتم. قبل از رفتن به سینما هم می‌دونستم که بعیده این فیلم خیلی جذبم کنه. ولی رفتم که ببینم این فیلم چیه که جایزه‌های اصلی جشنواره‌ی امسال رو مال خودش کرده و ...
متاسفانه با این انتظار پایین هم، باز هم ناراضی از سالن اومدم بیرون. یعنی به نظر من، این فیلم اون حداقل‌های حداقل هم نداشت!

فیلم جدید بهروز افخمی یه فیلم کاملاً خنثی و بدون دغدغه‌ایه. یعنی هیچ مسئله خاصی نداره. حرفی نداره. فقط وقت می‌گذرونه و وقت می‌گذرونه...
فیلم چندپاره‌ست. اصلاً انسجام نداره. به چندتا موضوع نوک می‌زنه و می‌ره پی کار خودش. من نفهمیدم که کلاً هدف فیلم چی بود. هیچ دلیل منطقی برای اتفاق‌ها نمی‌تونستم پیدا کنم. مثلاً چرا باید بازیگر شدن شهدخت و بعد دعواش با پرویز و بعد قهر کردن رفتن به ویلای فلان‌جا و ... عنوان می‌شد؟ خب مثلاً اگه پرویز و شهدخت تو تهران و تو خونه‌ی خودشون بودن، نمی‌شد قضیه آذر گفته بشه؟ به نظر می‌آد که همه‌ی اتفاق‌ها الکی رخ می‌دن تا زمان بگذره...

تو این فیلم منظره‌های بسیار زیبایی از کوه و باغ و ویلای جذاب و ... نشون داده می‌شه. تصاویری که از لحاظ زیبایی‌شناختی عالی بودن. فقط مشکل من اینه که چه ربطی به این فیلم داشتن؟ مثلاً آیا نمی‌شد این تصاویر زیبای بی‌ربط رو نشون نداد؟ نمی‌دونم!

من از این فیلم چیزی نفهمیدم. یه داستان غیرجذاب و خنثی؛ که اصلاً من رو جذب نکرد.
راستش من این احتمال رو هم می‌دم که این فیلم خیلی مفهومیه و من اصلاً نفهمیدم. مطمئناً سعی می‌کنم نقدهایی در مورد این فیلم بخونم تا ببینم واقعا حرفی واسه گفتن داشته یا نه. شاید من هم اشتباه کنم...
(ولی فعلاً با همون نظر خودم پیش می‌رم و فیلم رو ضعیف می‌دونم. تا خلافش واسم ثابت بشه!)

حرف ... دیدن ادامه » آخر؛
من نمی‌دونم به چه دلیل این فیلم شد بهترین فیلم سینمای ایران و همین‌طور بهترین فیلمنامه‌ی سینمای ایران. نمی‌دونم معیارهای جشنواره‌ی فجر ما چیه. نمی‌دونم داورهای این جشنواره چه چیزی تو این فیلم دیدن که چنین انتخابی کردن.
نمی‌دونم چرا نظر من با نظر اونها اینقدر متفاوته. چون من این فیلم رو جز ده تا فیلم برتر سال هم قرار نمی‌دم. و خیلی راحت می‌تونم ده تا فیلم نام ببرم که صددرصد از این فیلم بهترن.
نمی‌دونم. هر چی که هست من نظر خودم رو بسیار عقلانی‌تر، باارزش‌تر و معتبرتر از نظر جشنواره‌ی فجر می‌دونم و این فیلم رو به عنوان فیلم خنثی و پوچ معرفی می‌کنم!
درود برشما. البته من در جایگاهی نیستم که بخوام در مورد سینما حرف بزنم ولی وقتی سیمرغ به نوید محمد زاده نمیرسه و کیمیایی هر ساله فیلم داره و ازش تقدیر میشه و امین تارخ میگه که کسی که برای اولین بار تو سینما بازی کنه یا بسازه نباید سیمرغ ببره و فیلمای ده ... دیدن ادامه » نمکی انقد فروش داره و خانه پدری اکران نمیشه و ..............و هزاران داستان دیگر پس زیاد تعجب نکیدجسارتا
۰۴ مرداد ۱۳۹۳
مصطفی بیگ محمدی؛

ممنون از نظرت! :)
نیازی هم نیست واضح‌تر بگید. من هم که از فیلم راضی نبودم اصلا!
۱۱ مرداد ۱۳۹۳
من هم اصلا ازاین فیلم خوشم نیومد. هیچ حرفی برای گفتن نداشت
۲۲ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر این آهنگ دلنشینه ...
و از دوست داشتنی ها ...

خوش آمدی - وحید تاج
با احترام به بانو پروین

http://fs.tirip.com/qweHQ/Vahid-Taj-Khosh-Amadi.mp3
واقعاً زیباست، ممنون :)
۰۳ مرداد ۱۳۹۳
خواهش میکنم علی عزیز :)
۱۵ مرداد ۱۳۹۳
این صحنه خیلی جالب بود
۱۶ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آذر، فیلیپس، مدیران خودرو و دیگران :)))
یک جایگزین برای اذرم پیدا میکردید دیگه :)) ولی جالب بود
۰۳ مرداد ۱۳۹۳
پستشو میزنی مینا؟
۰۶ آبان ۱۳۹۳
بره مونا جونم.ایشالا اکران که شد پستشم میزنم برات :))
۰۶ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ابتدا و انتهای فیلم را ندیدم و گزینه ایده‌آلی نیستم برای کوبیدنِ تمامِ اثر. از همان دقیقه‌هایی که دیدم، «بد» می‌گویم و با بقیه‌اش مرا کاری نیست! خطرِ اسپویل هم دارد این نوشته به گمانم.
در صفِ طولانیِ «خانۀ پدری» ایستاده بودیم و گمانم 20 دقیقه‌ای رسیدیم: از جایی که آذر زنگ می‌زند به برادر، که سراغِ «شهدخت» را بگیرد. حالا فیلم دیده‌ها حساب کنند دقیق‌اش را.
مگر در این 20 دقیقه، افخمی سینما را بازتعریف کرده باشد و ما ندیده و نفهمیده باشیم، وگرنه که، هیچ.
همۀ داستان فیلم، حکایتِ دختری است که از فرنگ برگشته و رنج‌اش را با خود به خانه آورده. خانه‌ای که شلوغ است و این شلوغی، خفه‌ات می‌کند بس که شخصیت‌ها پرداخت نشده‌اند. بس که غیر از «آذر» و «شهدخت» و «پرویز» بقیه سرگردان و در هوا برای خود معلق‌اند و نقشِ دیوارند از بی‌روحی. داستان به غایت تک‌خطی ... دیدن ادامه » است و کشش ندارد. این که آخرش، آذر می‌ماند یا می‌رود هم، بس که دلیلِ ماندن توهین‌آمیز است، همۀ انگیزۀ دنبال‌کردنِ داستان را می‌گیرد.
روایتِ روای فیلم هم که قاعدتا بیش از آن که از بداعتِ ذهن و جذابیتِ داستان‌گویی حکایت کند، عجزِ کارگردان و بازیگرانش از «پرداختِ» این روایت را نشان می‌دهد. این که تو، حس و حالِ «در نیامدۀ» بازیگرت را روایت کنی، اسمش هرچه باشد، «خلاقیت» نیست.
بازی‌ها هم خیلی خوب نیستند. نه خل‌خلیتِ فخیم‌زاده جذاب است، نه مادرانگیِ خیراندیش. مرجان شیرمحمدی هم که هیچ در هیچ.
اما، هیچ‌کدام این‌ها، این بدیِ روایت و ضعفِ داستان و بازی‌های عبث، به اندازۀ تمِ فیلم، اذیت نمی‌کنند. نمی‌فهمم این حجمِ شوینیسمِ جناب آقای افخمی را. این همه و هرکس را زدن. یکی از هموفوبیک‌ترین فیلم‌های ایرانی‌ای بود که دیده‌ام. فیلمی که کمدی نیست که اگر «اوا خواهر»ی دارد، بگذاری به پای کم‌آوردنِ فیلم‌نامه‌نویس و دست و پا زدنش برای خندانِ تماشاگر. فیلم، رسما و علنا، دگرباشانِ جنسی را به سخره می‌گیرد، خیلی جدی، خیلی عاطفی و ذره‌ای در تحقیرشان به خود درنگ راه نمی‌دهد. شمایی که جسارت داری، شخصیتِ هرگز-ندیدۀ خارجیِ فیلم‌ات را، بایسکچوال نشان دهی، کمی هم انسانیت به خرج بده و انقدر سرکوبش نکن با هر کلام، با هر دودوی نگاه، با هر مکث. بله، متوجهم که همچین چیزی چقدر می‌تواند شوکه‌کننده و حتی تحقیرآمیز باشد، اما می‌شد که رنجِ زن را، بی طعنه‌زنی و خرد کردنِ مرد هم به نمایش گذاشت، نمی‌شد؟
و شاهکار آن که، این هموفوبیا، البته مانعِ تحقیرِ راه و بی‌راهِ زن هم نمی‌شود. بله! فیلم به پرویز و حسادتِ حرفه‌ایش هم می‌خندد، اما این را بگذارید کنارِ همین یک مورد «شوهر دست و پا کردن» برای آذر.
انتهای فیلم را هم ندیدم. شاید 5دقیقه آخرش را. همراهم بیش از آن در سینما بودن را تحمل نکرد و زدیم بیرون. تا فرودگاه رفتن‌شان را دیدم و تنها دلخوشی‌ام این است که فکر کنم، آذر با همه خداحافظی کرده و برگشته که تنها زندگی کند.
از اون فیلم هایی بود که نقد خوب و بد در موردش زیاد بود. من از فیلم خوشم اومد. درسته که هیچ گره داستانی ای وجود نداشت و فیلم قصه خاصی رو دنبال نمیکرد، ولی فضایی که فیلم از زندگی یک خانواده ساخته بود از نظر من فوق العاده باور پذیر بود و شاید برای همینم بود که به نسبت بقیه فیلم ها صدای تشویق تماشاگرا بعد فیلم بلندتر بود.
فخیم زاده و خیراندیش بازی فوق العاده ای داشتند . موسیقی فیلم خیلی خوب بود و دیالوگ های فیلم ، بخصوص متن های راوی ، بسیار هوشمندانه انتخاب شده بودند.
من فکر میکنم این فیلم شوخی های خوبی نداشت ولی طنز بسیار خوب و دقیقی توش بکار رفته بود.
در نهایت ، هر چند شما بعد از دیدن فیلم برین جز دوستانی که از فیلم خوششون نیمده ، ولی این جانب دیدن این فیلم رو اکیدا توصیه میکنم!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"آذر،شهدخت،پرویز و تماشاگران"
اول از هر چیزی بگویم که فیلم را دوست داشتم!
حالا چرا؟
تیتراژ و موسیقی ابتدا و انتها بسیار زیبا بود.
بازیها شکل هماهنگی داشت و همه بازیگران در سطح قابل قبولی بودند.
فیلم لوکیشنهای متعددی داشت و جذابیت تصویری خوبی ایجاد کرده بود.
فیلم شعاری نبود و بخوبی دغدغه های یک زندگی شهری و نگرانیهای یک خانواده ایرانی را به تصویر میکشید همراه با شادیها و غمهایش.
فیلمی همراه با رگه های قوی طنز و شوخی های زیبا که همراه با خانواده میشود تماشایش کرد و لذت برد بدون پیچیدگی های عجیب و غریب تکنیکی و شعار زدگی.
بازی زیبای مهدی فخیم زاده در نقش پرویز دیوان بیگی بسیار باورپذیر و خوب است.
و در آخر بدون شک دیدن این فیلم خالی از لطف نخواهد بود.


با احترام بنظر شما و تحسین سلیقه خاصتون که فیلمى رو پسندیدین که مخاطبش تماشاگراى جدی تر بوده ظاهرا، براى شوخى هاى یه فیلم تنها رسالت یا در واقع مهمترین رسالتى که وجود داره خندوندن تماشاگرهاست که متاسفانه این فیلم در مورد اکثریت موفق نشده و ازین بایت ... دیدن ادامه » خاص شکست خورده و ویژگی خانوادگی کوجکترین ارزشی نداره که اگه داشته باشه اون وقت امثال طبقه حساس ضد ارزش محسوب خواهند شد که نیستن،تنها راهى که در دنیا روش توافقه درجه بندى فیلم هست که تو ایران کسایی که چنین دیدگاهى دارن مجبورن یبار خودشون ببینن و بعد درجه بندیش کنن! امیدوارم روزی برسه که سانسور ما در حد هالیوود باشه و بجاش سیستم درجه بندی سفت و سخت اجرا بشه تا همه اونجور که دوس دارن از سینما لذت ببرن،موفق باشین
۲۰ بهمن ۱۳۹۲
دوست عزیز،جناب تابش بنده نگفتم فیلم را پسندیدم(در رایی که به فیلم دادم نظرم نسبت به ساختار و محتوا مشخص شده)نوشته بودم فیلم را دوست داشتم و برای دوست داشتنم دلایلی آورده ام.
شما فکر میکنید فیلم شیار 143 چرا الان در صدر لیست آرائ مردمیست آیا فیلم اینقدر ... دیدن ادامه » فوق العاده است؟؟
مردم به فیلمی رای میدهند که حس خوبی از تماشایش بگیرند نه اینکه منتقدان چند ستاره به فیلم بدهند!کما اینکه آرایش غلیظ نعمت اله بسیار مورد توجه ایشان واقع شده ولی بنده اصلا فیلم را دوست نداشتم یا اینکه به شخصه عاشق سینمای کاهانی یا امیر ثقفی ام و این سلیقه ایست.
انشاءالله که منظور شما از عبارت"سلیقه خاصتون" توهین به بنده نیست فیلم جدید بهروز افخمی در عین سادگی حس خوبی به من منتقل میکند و بنده ابایی از انتقال احساسم ندارم.
ودر مورد درجه بندی و سانسور بنده خود در صف معترضینم ولی اینجا نظرم در مورد فیلمی که تماشا کردم نگاشته ام، که در مورد موضوع یاد شده جای بحث و نظر بسیار است.
با احترام فراوان
حسین کوهی
۲۱ بهمن ۱۳۹۲
معلومه که نه،من خودم افخمى و فضای کاراش رو دوس دارم و ضمنا حالا که نامزدها اعلان شده معلوم میشه که احتمالا حق با شما بوده ونه اونا که معتقد بودن فیلم افتضاح هست!
۲۱ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موسیقی ابتدایی فیلم و خیلی دوست داشتم
به نظر من فیلم بدی نبود و ریتم فیلم و هم دوست داشتم
فقط وجود کلوزآپ های زیاد ،جالب نبود
من فکر می کنم تو یه مراسمی افخمی و فخیم زاده و خیراندیش و رامبد جوان و دیگران دور یه میز بودند:

افخمی : بچه ها شما پروژه ای ندارین؟
دیگران : نه
افخمی : پا هستین یه فیلم بسازیم؟
دیگران : چرا که نه
افخمی : شما طرحی ندارین؟
دیگران : نه
افخمی : باشه , من خودم فکر کنم یه دغدغه هایی داشته باشم. یه کاریش می کنم
:)))))
۱۸ بهمن ۱۳۹۲
متاسفم
۲۰ بهمن ۱۳۹۲
تعدادی ماشین که نقش اول را بازی می کردن تعدادی هنرپیشه که من همشون رو دوست دارم می بردن و می اوردن..بخاطر دیدن مناظر زیبا و هنرمندان فیلم بد نبود دلمون واشد . وگرنه فیلم نامه که هیچ!
۲۶ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعاً از آقای افخمی انتظار چنین کار ضعیفی رو نداشتم
داستان خیلی ضعیف، بازی های ضعیف، گریم ضعیف ...
چیزی که از همه بیشتر در زمان دیدن این فیلم آزارم داد زمان طولانی اون بود
نزدیک به 36 دقیقه از این فیلم رو براحتی میشد حذف کرد
کاش آقای افخمی بجای بازگو کردن داستان توسط راوی، یکم داستان رو با بازی بازیگرانش نشون میداد
کاش بجای طولانی کردن بیجای فیلم، زمان بیشتری برای فیلمبرداری و بهتر بازی گرفتن از بازیگران میگذاشتن
حیف ...



امتیاز: 2 از 5
# طاها #
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم پنجم: آذر شهدخت پرویز و دیگران
فیلمی از بهروز افخمی
مهدی فخیم زاده-گوهر خیر اندیش-مرجان شیر محمدی

آذر شهدخت .... را به سختی می توان "فیلم" نامید! اقتباسی از کتابی به همین نام نوشته مرجان شیر محمدی که مجموعه ای از ایده های به سرانجام نرسیده و مجموعه ای از شوخی های در نیامده( به جز مواردی معدود مثل شوخی با داوود نژاد ها یا شوخی با مانی حقیقی) و در مجموع تصاویری نپخته و شخصیت های در نیامده با رفتاری گاهن دیوانه وار را نشان می دهد..هر چند فیلمبرداری فیلم خوب است اما اشکالات بالا به همراه زمان طولانی باعث می شود که فیلم نه تاثیر گذار باشد نه اقتباس خوبی نه کمدی و حتی گاهن در روایت داستان هم دچار مشکل از ریتم افتادگی و خسته کنندگی می شود..
زیاد نمی توانم درباره این فیلم بنویسم چرا که خود افخمی هم احتمالن فیلم را زیاد جدی نگرفته است..

0.5 ستاره از 5 ستاره
mishe kasi ke rafte tarif kone?
علی اصغر شیرازیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید