تیوال نمایش باغ آلبالو
S3 : 13:36:51
  ۲۲ مهر تا ۱۳ آذر ۱۳۹۴
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: محمد چرمشیر (بر اساس متنی نوشته آنتون چخوف)
: آتیلا پسیانی
: محمد چرمشیر
: (به ترتیب حروف الفبا) آتیلا پسیانی، خسرو پسیانی، ستاره پسیانی، نوید جهانزاده، روح الله حق گوی لسان، بهاره رهنما، نگار عابدی، الیکا عبدالرزاقی، مهدی صدر، رامین ناصر نصیر، سروناز نانکلی، فاطمه نقوی

: آنکیدو دارش
: پوریا شهبازیان
: ماریا حاجیها
: علی بوستان
: امیر حسین دوانی
: امین یزدانی نژاد، سیما خوشنویس، آندریا نوشاد
: مهرداد متجلی
: بابک احمدی
: علیرضا حسینی، فرید حسینی

گزارش تصویری تیوال از نمایش باغ آلبالو (سری نخست) / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش باغ آلبالو / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امکان خرید بلیت آخرین اجراهای نمایش باغ آلبالو هم اکنون در سایتهای تیوال و گیشه تئاتر فراهم شد.

باغ آلبالو در روزهای دوشنبه 9 ، پنجشنبه 12 و جمعه 13 آذر دو اجرا در ساعت های 18 و 20 خواهد داشت.
یاسمن پوراسحق و مریم دانش این را دوست دارند
میشه بگین برا اون دوتا سانس اضافه جطوری میشه بلیط گرفت؟
۱۱ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از دوستان عزیزی که برای اجرای امروز دوشنبه دوم آذر بلیت تهیه کرده اند تقاضا داریم بدلیل محدودیت های تردد در بزرگراه ها برای برگزاری نشست دیپلماتیک و ترافیک های احتمالی زمان بیشتری برای به موقع رسیدن به سالن نمایش در نظر بگیرند .

سپاس
مهدی صالح‌پور این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش امروز یک شنبه ساعت ۱۳ فراهم خواهد شد
مجتبی مهدی زاده این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای ۲ تا ۴ آذرماه این نمایش همینک فعال شد.
علی ژیان این را دوست دارد
اجرای بسیار ضعیفی بود. نمایشنامه به اون عظمت رو واقعن زیر سوال بردن. استفاده از صداهای بی مورد و مکث (استاپ) های زاید که فقط می خواست نشون بده مثلن کم شخصی کرده کار رو واقعن اسف بار بود. بیشتر شبیه یه دور همی بود. آدم با دیدن این کار بیشتر کار جوونهای بی ادعا ... دیدن ادامه » مثه بچه های ازدواج می سی سی پی رو تحسین می کنه
۲۶ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گایف: اون کتابخونه صد صال قدمت داشت. من رو به اون کردم و گفتم که درود بر تو که شاهد.....
فیرس: تو که دوباره شلوارت برعکس پوشیدی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا اجرای آثارِ چخوف، همیشه سخت است؟
به صحنه آوردن آثار چخوف، کاری بس دشوار است که قدرت ریسک، تجربه و علم بالای یک کارگردان را می طلبد. چخوف هرگز راحت نیست، مخصوصاً اگر باغ آلبالو باشد و احتمالاً کارگردان های زیرک، به این راحتی سراغ چنین متنی نروند. اما چرا چخوف سخت است؟ شما در باغ آلبالوی چخوف با قصه ای خطی روبرو نیستید. تعدادی انسان با مواضع و اهدافی مستقل، در حال از دست دادن یک منفعت مشترک به سر می برند و هرکدامشان در این مقطع از زمان و مکان، واکنشی مستقل اما مهم را انجام می دهند. اما رمز و رازِ باغ آلبالوی چخوف در چیست؟ چرا نمایش دادن این متن کار سختی است؟ به خاطر تعدد شخصیت ها؟ به خاطر منفعت مشترک؟ و یا واکنش های مستقل کاراکترها؟ هیچکدام!. فقط و فقط بدین دلیل سخت است که رازِ باغ آلبالو در "ارتباط" میانِ شخصیت ها نهفته است. چرا چخوف در متن ... دیدن ادامه » خود تعدد شخصیت می آورد؟ بدین خاطر که هنگام عمل یا گفتار یک شخصیت، عکس العمل ها، سکوت ها و مواضع دیگر شخصیت هاست که بسیار حائز اهمیت است. زیرا اگر مهم است که یک نفر در شرایط بحرانی چه میگوید، مهمتر آن است که اطرافیانِ آن یک نفر در آن لحظه چه واکنشی به خرج می دهند؟! و درست در همین نکته است که متأسفانه نمایش آقای پسیانی در همان وهلۀ اول خود را از متن عمیق چخوف دور میکند. عدم عنصرِ "ارتباط" در این نمایش کاملاً مشهود است. راهکار کارگردان برای کنترل و مدیریت صحنه های شلوغ، استاپ شدن یک سری بازیگر است که نوبت را به بازیگران دیگر پاس می دهند. مطمئناً این استاپ شدن ها بی هدف نیست و حتماً هدفش پرداختِ نمادینِ مرگِ زمان و مکان در شخصیت هایی مرده وار است (همانطور که پیشخدمت پیر در ابتدای نمایش به مرده بودن تمامی شخصیت ها اشاره میکند)، اما (به عقیدۀ من) این شیوه، دمِ دستی ترین شیوه در برخورد با متن عمیق چخوف است. به نوعی این شیوه، پاک کردن صورت مسئله است که منتج به ساده کردنِ کار میشود. پس عدمِ ارتباطِ پویا و مستمر در میان شخصیت های نمایش، باعث شده است که دیگر برچسبِ "سخت" شامل حالِ متنِ باغ آلبالوی چخوف نشود و شخصیت پردازی ها ناگزیر به پرداختی سطحی برسند.

پیام نمایش: "باغی در حال ویرانی ست و انسان هایی که همچون مرده ها تلاشی برای بقای این باغ نمی کنند و یا نمی توانند بکنند و امیدهایی پوچ که در لابه لای ضربه های بی وقفۀ تبر، تنها توهمی بیش نیستند".
اگر باغ آلبالوی چخوف را به هر شکلی و فرمی که فکرش را میکنیم اجرا کنیم (کلاسیک، پست مدرن، بایومکانیک، حتی فقط نمایشنامه خوانی کنیم و ...) باز هم پیامِ فوق در آن مستتر است. یعنی نمی شود که باغ آلبالو را اجرا کرد و پیامِ فوق را انتقال نداد. پس سختی کار در چگونگی انتقال این پیام است، وگرنه ذاتِ پیام به شکلی اتوماتیک وار منتقل میشود. به عقیدۀ من، پیامِ باغ آلبالویِ چخوف در این نمایش بسیار سطحی منتقل شد، تا جایی که بازیگران به هنگام بیان دیالوگ هایی که بار انتقال پیام را به دوش می کشیدند، صحنه را رها کرده و ظاهراً رو به تماشاگران دیالوگ می گفتند (این اتفاق در بازی خانم رهنما شدیداً مشهود بود). این در حالی است که شخصیت هایِ چخوف هرگز با خوانندۀ نمایشنامه صحبت نمی کنند، آنها در ارتباط خودشان و برای مواضع خودشان رفتار می کنند و خواننده اگرچه پیام متن را دریافت میکند، اما همیشه فاصله اش با متن و شخصیت های آن حفظ میشود. سختی کار چخوف در همین است. شخصیت های او شعار نمی دهند، رفتار می کنند. (به عقیدۀ شخصی من) این نکته ای بود که نه در متن آقای چرمشیر و نه در اجرای آقای پسیانی لمس نشد.
باغ آلبالوی چخوف دارای عناصر متعدد و ارتباط های فراوان است که شما در متنِ ارجینال به شکل شگفت انگیزی این عناصر را درک می کنید. متأسفانه در این نمایش سعی شده بود که تمامی این عناصر لحاظ شود اما ظاهراً پرداخت مناسبی برای این عناصر در نظر گرفته نشده بود. مثلاَ تماشاگر از پسر بچه ای که پیش ترها غرق شده بود، فقط یک لباس آویزان را دید و دیالوگی کوتاه (و متأسفانه مبهم) از خانم رهنما که اشاره به غرق شدن پسربچه توسط دانشجویِ همیشگی داشت و کینه ای که هرگز از بین نخواهد رفت. این اتفاق در متن ارجینال شدیداً زیبا و حرفه ای پرداخت شده است اما در این نمایش در مرز میان گفتن یا نگفتن وا می ماند. من معتقدم یا نگوییم یا درست بگوییم. عناصری از قبیل نماد های بیلیاردِ دایی، چراییِ ولخرجی مادر، وسوسۀ شهری شدن و مقابله با آن و ... دقیقاً در همین شرایط قرار می گیرند و نتیجه اینکه نمایش آقای پسیانی، شدیداً به پیش آگاهی مخاطب از متن ارجینال وابسته است و احتمالاً در انتقال بسیاری از عناصر برای مخاطبی ناآشنا ناموفق باشد.
نور پردازی خوب است و بیخود شلوغ نمی کند. آرام و آرام به شمع و سپس تاریکی مطلق ختم میشود و در نهایت همه را به غیر از پیشخدمت پیر در تاریکی رها میکند. شاید حرکت نور به شمع تصادفی بوده باشد اما نور پایانی بدون شک عامدانه بود.
استفاده از موسیقی توسط خود شخصیت ها بسیار زیبا و مهم است. هر کسی دارد به شرایط و فضای شخصِ مقابل خود دامن میزند. اگر خوشحالید یا ناراحت، دیگران (شاید از روی ناچاری) همپای شمایند و موسیقیِ زیر متنِ حرف هایتان را می نوازند !
طراحی صحنه را نفهمیدم. (شاید خوب بود و من نفهمیدم). ظاهراً اتاقِ داخل میز و فضای بیرون میز می خواهند تفکیکی محتوایی قایل شوند. اما این تفکیک چیست؟ آیا زنده ها با مرده ها از هم جدا میشوند؟ پس با حضور موقت دختر جوان در اتاقِ داخل میز چه کنیم؟ یا در پایان نمایش با خروج دانشجو از آن اتاق چه کنیم؟ شاید هم اصلاَ این طراحی صحنه هدف خاصی ندارد و تنها گزینه ای مناسب برای اجرایی چهارسویه است. همین.
بازی ها حدوداً نمره قبولی می گیرند. به نظر کاملاً شخصی این حقیر، بازی آقای "حق گوی لسان" و خانم ها "عبدالرزاقی" و "نانکلی" بهتر بود. متأسفانه بازی خانم "رهنما" ضعیف بود و بازی آقای "خسرو پسیانی" خیلی ضعیف بود.

پاورقی - مهمترین نکته:
چند سویه شدن صحنه، منجر به کم کردن عمق صحنه و نهایتاَ کاهش شدید دید تماشاگرانِ برخی ردیف ها شده بود. این در حالی است که جایگاه اضاف شده (B) نیز شرایط مساعدی برای نشستن نداشت و عزیزانِ محدودی که در چپ و راست صحنه نشسته بودند نیز کادری نامناسب را برای دیگر تماشاگران پدید می آوردند. مطمئناً این چند سویه کردن صحنه از روی اهداف محتوایی گروه محترم بوده و احتمالاً خواهان نزدیکی مخاطب با حال و هوای نمایش بوده اند. پس ضمن احترام به آقای پسیانی، خطاب به مسئولین محترم سالن چهارسو میگویم: هر کارگردانی ممکن است هر هدفی داشته باشد و حتی شیوه هایی صرفاً برای کسب درآمد اقتصادی بیشتر نیز ممکن است در ذهن هر کارگردانی پدید آید و این امری کاملاً بدیهی است، اما نکته اینجاست که سالن محترم چهارسو باید آسایش و تکریم تماشاگر را در ارجحیت قرار دهد و اطمینان حاصل کند که در طراحی یک نمایش، از منظر تکنیکال و فنی، تماشاگر هم خوب بشنود و هم خوب ببیند. ضمن تأکید بر اینکه هدف آقای پسیانی یقیناً در جهت زیباتر کردن نمایش برای مخاطب بوده است، خواهشمندم که مسئولان محترم سالن، در آینده به این نکتۀ مهم توجه کنند.

ایا زمان اجرا تمدید نمیشود ؟
۰۳ آذر ۱۳۹۴
سپاس از شما دوست عزیز
امیدوارم که این حقیر هم از نوشته های شما بهره ببرم.
۰۷ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
سلام. ردیف های جلو رو چه طوری میشه رزرو کرد ( برای هفته اینده)
۱۳ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم شد.
کی ظرفیت بعدی باز میشه ؟
۱۱ آبان ۱۳۹۴
ردیفهای جلوتر رو چه‌ طوری رزرو باید کرد؟
۱۳ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ابتدا و انتهای اثر در ذهن استاد چرمشیر روایت می شود و بخشی از اواسط آن مکتوب شده و در صحنه اجرا می شود.
بی اغراق اکثر نقشها با بازی هنرمندانه ای ایفاء شدند.
نبود نقش پیش خدمت پیر، می توانست کار را چابک تر و دلنشین تر کند.

اندر باب امکانات محل نمایش، سالن چهارسو، همین بس که محل نشستن ساید B، پلکانی است که تضمین می کند که تا خاتمه نمایش، حتماً کمردرد دردناکی باخود از سالن نمایش به یادگار بیرون خواهید برد.

با سپاس
جالبه گروه نمایش هیچ توجهی به اظهار نارضایتی تماشاگرها هم نداره، احترام به تماشاگر فقط خم شدن بازیگرهای لبخند به لب آخر نمایش نیست.
۰۷ آبان ۱۳۹۴
متاسفانه تیوال که خودش را رسانه و شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ معرفی میکند ، هیچگونه واکنشی نسبت به این همه بی احترامی و اجحاف در حق تماشاچی این تاتر ندارد.
بی شک هنرمند و تماشاچی لازم و ملزوم یکدیگرند. اگر نبود اهمیت تماشاچی و احترام پس هدف از اجرا و به روی ... دیدن ادامه » صحنه بردن نمایش چیست؟ این همه دم از فرهنگ میزنید اما ابتدایی ترین نکته رو در حق این اقلیت که برای دیدن یک اثر هنری خودشان را به آب و آتش می زنند به جا نمیارید.

واقعا متاسفم
۱۹ آبان ۱۳۹۴
منم واقعاً از سایت تیوال انتظار داشتم که ذکر کنه باکس B تشک رو سکوست و صندلی ندارد.من اگه میدونستک قطعاً نمیگرفتم بلیط این قسمت رو،چون کمردرد شدید به دنبال داره.
کاش مدیریت تیوال بیاموزد که حفظ اعتماد تماشاگر کاری بغایت ساده س، البته با رعایت نکات این ... دیدن ادامه » چنینی!!!
۱۹ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، روز سه شنبه ۵ آبان ماه ساعت ۱۴ فراهم می شود.
لیلى شجاعى این را خواند
میر حسین بنی هاشمی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. چه جوری میشه از تخفیف دانشجویی یکشنبه ها استفاده کرد؟ بیلیت ها رو از همینجا میخوام تهیه کنم نه حضوری.
reza heidari این را دوست دارد
تخفیف دانشجویی تنها بصورت حضوری و با ارایه کارت دانشجویی به گیشه تئاترشهر امکان پذیره
۲۶ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"باغ آلبالو،باغی زیر تئاتر شهر"
این روزها سالن چهارسو دوباره جان گرفته است از دلربایی های چخوف،چرمشیر و پسیانی.
نخستین اجرای این نمایش را روز چهارشنبه به تماشا نشستیم.با در نظر گرفتن ویژگی های خاص اجرای نخست،این متن را برای بررسی نقاط بارز این تئاتر خواه منفی،خواه مثبت مینویسم:
-نشان تحسین این نمایش را در همین وهله ی اول تقدیم میکنم به بانو فاطمه نقوی که ماندنی اجرا کردند نقش یک مرد را و رامین ناصر نصیر محترم که باور نمیکردم هنرنمایی این اندازه خوب و حرفه ای یک بازیگر کمدی را در ژانری و کاراکتری غیر کمدی.
-ایهام کاراکتر بانو نقوی بسیار جالب و هوشمندانه بود."فیرس" در نمایش نامه ی چخوف یک مرد است،مرد خدمتکار خانه زاد.حال این سؤال پیش میآید که چرا یک خانم این نقش را إیفا میکند.مطمئناً جامعه ی تئاتر کم ندارد هنرمندان مردی را که از پس این ... دیدن ادامه » نقش برمیامدند.اما به گمان من انتخاب بانو نقوی دو توجیه خوب دارد:یکم. "فیرس"نمادی است برای نوستالژی رو به زوال باغ آلبالو، نوستالژی که در گذر زمان شاید تنها چیزی است که دست نخورده باقی مانده است.و مراعات نظیر این نوستالژی بهتر است نوای گوش نواز یک بانوی سالخورده باشد تا صدای یک پیرمرد چراکه در پس زمینه ی ذهن آدمی مادرانه ها همواره خاطره انگیزتر از پدرانه ها هستند. دوم. با وجود صدای خانمانه در گریم "فیرس" ریش سپیدرنگی دیده میشود که میتوان آنرا نشانی دانست بر سختیها، دوریها و کاری یکنواخت که ضرباهنگ تکراری اش هر روز برای شاید هشتاد سال در گوش او نواخته میشود و او را به مردی مبدل کرده است برای خودش.
-نقش آفرینی سایر بازیگران هم بسیار ستودنی بود و اینکه در اجرای نخست باید تا حدی از فیلتر سخت گیری شدید صرف نظر کرد چراکه به قول معروف باید اجرا روی دور خودش بیافتد.پس من هم میگذرم.
-از هرچه بگذریم سخن میزانسن و آوانسن خوشتر است.یکم.طراحی صحنه به عقیده ی من بسیار خوب بود، در عین کم بودن تعداد المانها ی به کار رفته کامل بود و زیبا که در موارد بعدی بیشتر به آن خواهم پرداخت.حرکات فیزیکی و بدنی بازیگران به ویژه خانمها فاطمه نقوی،ستاره پسیانی،الیکا عبدالرزاقی و نیز آقایان روح الله حق گوی لسان و خسرو پسیانی بسیار خوب و جالب توجه بود.آوانسن این استیج چهارسویه بود به این معنا که در هر زاویه ای که بیننده بنشیند، خطاب نمایش به سمت او خواهد بود و من این گونه آوانسن ها را دوست میدارم.
-در طراحی صحنه.تمام سِت ها در یک میز دایره ای شکل جمع شده بود از میز بیلیارد و اتاقها گرفته تا باغ آلبالو و این أیده ی جالبی بود.شاید بتوان گفت که قصد از اجرای چنین أیده ای این بوده است که فرهنگ روس یک فرهنگ جمعی بوده است همان طور که در رمان های دیگر روسی چون آثار داستایوفسکی و تولستوی میخوانیم که بخش أعظمی از تصمیم گیری ها و وقت روس ها در جمع میگذرد.و بدین سبک هویت نمایشنامه حفظ شده است.نکته در اینجاست که اگر با دید یک کاراکتر در میان این نمایش به صحنه نگاه کنیم،در واقع همان میز دایره ای شکل را در قالب مکان های متفاوتی چون باغ آلبالو،میز بیلیارد و اتاقها خواهیم دید و آنها را جدا از هم در نظر خواهیم گرفت و این امر با فریز شدن ها و توقف ها فیزیکی و بیانی برخی از بازیگران در برخی صحنه ها و اَکتها میدیدیم که به معنای عدم حضور آنها در آن موقعیت و آن صحنه و مکان بود.این مسئله را شاید بتوان اینگونه تعبیر کرد که ریشه ی تمامی مشکلات،پیچیدگیها،کژفهمی ها و...شخصیتها در بزرگبینی مسائل جای دارد حال آنکه تمامی این ها به گونه ای منادین درفضای کوچک یک میز جای گرفته.
-یک نقطه ی ضعف:به عقیده ی من بخش موسیقیایی و اینستالیشن موسیقی میتوانست به مراتب قوی تَر باشد از دو منظر.یکم.موسیقی و قطعات انتخاب شده ناب نبودند بلکه انتخاب هایی به نسبه معمولی مینمودند گویی برای برگزیدنشان چندان زمانی صرف نشده بود. دوم.قطع شدن موسیقیدر شروع اَکتها بسیار ناگهانی بود.بهتر این بود که پایان بخشی به قطعه ی موسیقیا با کمرنگ کردن صدا آغاز میکردند.
-صحنه ی پایانی،یک پایان خوش اوج بود.پایانی که وجود مرا لرزاند.پیوستن "فیرس"به کودکی که رودخانه او را با خود برده و به دستان مرگ سپرده است در عین حالی که "فیرس" کلیدهای خانه را با خود میبرد انگار که تمام ماهیت باغ آلبالو را با خود میبرد به جایی که رنگش بیگمان سپید است و ملیح.

تبسم.طلایی
"باغ آلبالو " در میان استقبال گرم تماشاگران آغاز شد .


ظرفیت تازه فروش بلیت برای سه روز دوم هم اکنون در سایتهای گیشه تئاتر و تیوال
گفتنی ست که این نمایش بصورت چهار سویه اجرا خواهد شد .

علاقه مندان می توانند از طریق سایتهای تیوال و گیشه تئاتر ( سایت فروش بلیت مجموعه تئاتر شهر) بلیت مورد نظر خود را خریداری نمایند . تیوال
http://www.tiwall.com/store/baghealbalou
مجموعه تئاترشهر
http://gishetheater.com/namayesh.aspx?p=AFEEAFE8AFEDAFED

باغ آلبالو نویسنده : محمد چرمشیر
بر اساس نوشته آنتون چخوف
طراح و کارگردان : آتیلا پسیانی
بازیگران(به ترتیب حروف الفبا):
آتیلا ... دیدن ادامه » پسیانی
خسرو پسیانی
ستاره پسیانی
نوید جهانزاده
روح الله حق گوی لسان
بهاره رهنما
نگار عابدی
الیکا عبدالرزاقی
مهدی صدر
رامین ناصر نصیر
سروناز نانکلی
فاطمه نقوی

طراحی و مهندسی صدا: آنکیدو دارش
دستیار موسیقی: پوریا شهبازیان
برنامه ریز ، مدیر تولید و دستیار کارگردان : امیر حسین دوانی
گروه کارگردانی : امین یزدانی نژاد
سیما خوشنویس، آندریا نوشاد
عکاس: مهرداد متجلی
طراح پوستر و بروشور: علی بوستان
طراح چهره پردازی: ماریا حاجیها
مشاور رسانه ای: بابک احمدی
مدیریت تبلیغات: علیرضا حسینی، فرید حسینی

از 22 مهر 94
مجموعه تئاترشهر
سالن چهارسو
ساعت 20
با توجه به اتمام ظرفیت صندلی های سالن در سایتهای تیوال و گیشه تئاتر . ظرفیت تازه فروش بلیت در باکس روبرو از هم اکنون در سایت تیوال باز شده است .

گفتنی ست که این نمایش بصورت چهار سویه اجرا خواهد شد .
مینا، فاطمه شجاعى و احسان مشعل چی این را خواندند
نسیم ح این را دوست دارد
سلام . چرا ردیف های جلویی غیر قابل خرید هستن ؟
گیشه هم از ردیف 4 برای فروش داره فقط :|
۳۰ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید