تیوال فیلم بارکد
S3 : 02:50:24
خـریــــد
۳,۵۰۰ و ۴,۰۰۰ تومان
 بها: ۳,۵۰۰ و ۴,۰۰۰ تومان
: مصطفی کیایی
: مصطفی کیایی، مهیار شاهرخی
: بهرام رادان، محسن کیایی، سحر دولتشاهی، بهاره کیان افشار، بابک بهشاد، علی کوچکی، شهرام جمشیدی، آرش تاج، رضا شریف نژاد، سحر آربین، مرجان علیزاده، پژمان بازغی
: مصطفی کیایی
: مهدی جعفری
: نیما جعفری جوزانی
: آرمان موسی پور
: عباس حقیقی
: سجاد رحیمی
: مهدی صالح کرمانی
: علیرضا علویان
: محسن دارسنج
: حجت اشتری
: هومن خواجه نوری
: مرتضی نجفی
: محمد ثقفی
: سعیده دلیریان
: آرش آقابیک
: امیررضا معتمدی
: محمد ابراهیمی
: نادر فوقانی
: آریان امیرخان
پشت هر آدمی یه داستانی هست و پشت هر داستانی یه آدم ،بهتره قبل از هر قضاوتی یه کم صبر داشته باشیم.

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم بارکد / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از فرش قرمز فیلم بارکد / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» عوامل « بارکد» با نشانه بارکد روی فرش قرمز کاخ مردمی

» نشست خبری فیلم «بارکد»/مصطفی کیایی: می خواهم مخاطبانم از فیلم لذت ببرند

» فرش قرمز کاخ جشنواره زیر پای عوامل فیلم «بارکد»

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اکران جمعه 29 مرداد 95
"داستانی جالب با زبان طنزی جذاب و بازی های خوب"
از تماشای این فیلم به شدت راضی و خرسندم هرچند که شاهد یک فیلم عمیق و یا یک شاهکار سینمایی نبودم. نکته ی جذاب این فیلم برای من در آنجا بود که بعد از مدتها بالاخره دیدم که می توان بدون دلقک بازی و یا رقص و آواز و بزن و بکوب و لِی لِی رفتن و بالا و پایین پریدن های الکی، فیلمی در ژانر طنز ساخت و مردم را خنداند. فیلمی که در دیالوگ های آن خندیدن را گنجانده اند نه در اداهایش. شاید بجرات آخرین باری که به دیالوگها خندیدم نه به اداهای الکی، به سالها پیش و فیلم "بی پولی" بازگردد که با تمام تلخی اش خندیدن را در متن خود داشت. شاید نقطه ی ضعف این فیلم برای من داستان آن بود که از نظرم خیلی جذاب و بکر بنظر نرسید اما فیلمنامه و دیالوگها خوب نوشته شده و بازی ها خوب اجرا شده اند. فیلمبرداری نیز ... دیدن ادامه » چشمنواز است و روش روایت داستان از زمان حال به سمت گذشته ، کاری بسیار هوشمنده و جالب بود.
در نهایت تماشای این فیلم را به شما توصیه میکنم نه فقط بخاطر خندیدن و دیدن بازی ها و یا لذت از داستان ، بلکه بخاطر حمایت از چنین فیلمهای سینمایی که بدون حمایت های مستقیم دولتی و حکومتی یا سازمانی، در گیشه ها به موفقیت رسیده اند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز برای هیچ چیز

«بارکد» فیلمی است در قالب فیلمهای هالیوودی. مصطفی کیایی با درک خواست عمومی طبقه متوسط به سراغ داستان دو جوانی رفته است که می‌خواهند بدون دردسر ثروتی کسب کنند. چیزی که همه در این روزگار طالبش هستند. داستان مشخص اما فاقد منطق روایی است.

باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا» - احسان زیورعالم

شاید زمانی که مصطفی کیایی «بعد از ظهر سگی سگی سگی» را می‌ساخت، این تصور وجود نداشت در آینده با کارگردانی مواجه خواهیم بود که نامش نقل محافل سینمایی شود. درباره شیوه فیلمسازیش حرف زده شود یا آنکه درباره موفقیت‌های تجاریش در مجلات و ستون‌های سینمایی روزنامه‌ها بتوان مطلبی خواند. فیلم نخست کیایی در دورانی ساخته می‌شد که کمدی به هر نوعی، ژانر قالب سینما بود و هنوز موج فرهادی‌بازی شکل نگرفته بود؛ اما همه چیز با «ضدگلوله» تغییر کرد. «ضدگلوله» سکوی جهشی برای کیایی شد که با انتخاب ایده‌ای جذاب در بستر یکی از راکدترین ژانرهای سینمایی آن سالها، اثری موفق خلق کند. برگ برنده کیایی در «ضدگلوله» فیلمنامه آن بود و جایزه فجر آن هم گواهی بر این مسأله است.

مصطفی کیایی مسیر فیلمسازی خود را با ساخت سالی یک فیلم دنبال کرده است. او دیگر شناخته شده است و انتخابهایش برای فضای رسانه‌ای جذاب است. او در دو فیلم «خط ویژه» و «عصر یخبندان» نشان داده است که در انتخاب موفق است. در یکی به سراغ سرقت بانک به شیوه آنلاین می‌رود و البته با طعم و بوی انتقادی و در دیگری به سراغ استراق سمع در روابط زناشویی و باز هم با طعم و بوی انتقادی. البته این انتقادی بودن چندان ربطی به جریان مکتب انتقادی آدورنو و هابرماس ندارد. انتقاد در آثار کیایی در حد و اندازه‌های فضای مجازی و بورژوازی غرغروی ایرانی است.



«بارکد» در مقام پنجمین ساخته کیایی حرکت ثابت او در سینماست. «بارکد» نیز همان رویه سابق است. یک انتخاب جذاب در سوژه، با حال و هوای انتقادی. انتقادهای کیایی همواره مزه پول می‌دهد و «بارکد» نیز از آن مجزا نیست و این برگ‌برنده‌ای است برای فروش خوب آثارش. «بارکد» یک داستان در پوسته و علی الظاهر داستانی در زیرلایه دارد. داستان ظاهری، قصه دو دوست روایت می‌شود که در آرزوی ثروت دست به هر کاری می‌زنند: دزدی، فروش مواد مخدر و حتی قتل. این همان رویه‌ای است که در «خط ویژه» نیز دنبال می‌شود. پول در آوردن به هر قیمتی البته با چاشنی هیجان - که ریشه در نخستین فیلم کیایی دارد - دیگر تبدیل به موتیف آثار او شده است. این موتیف البته واجد یک ساختار دراماتیک است و آن هم سیر صعودی رویدادها و ارزشگذاری وقایع از نظر هیجان و خطر است. در «بارکد» دو شخصیت مرکزی با خرده جنایت آغاز می‌کنند و در هزارتوی ساختار روایی در نقطه اوج شبه‌جنایات آنان به موارد حادتر می‌رسد.

درک کیایی از ساختار فیلمنامه‌ زمانی بارزتر می‌شود که در آستانه گره‌گشایی جنایات نیز کوچک می‌شوند و به یک کلاهبرداری ساده از دانشگاه خلاصه می‌شود. این همان ساختاری است که سیدفیلد و مک‌کی با استناد بر آثار هالیوودی، در کتابهایش مرقوم فرمودند و آن را ساختاری جواب پس داده معرفی کردند که مخاطب را با داستان همراه می‌کند. ساختار محبوب هالیوودی محملی است برای قصه‌پردازی و ارائه جهانی با قواعد خاص و «بارکد» از این ساختار تبعیت می‌کند؛ هر چند که ساختار روایی آن وارونه است و از آخر به اول نقل می‌شود. برای فیلمبازها این ساختار یادآور «برگشت‌ناپذیر» گاسپار نوئه است. حتی محتوای آن که آمیزه‌ای از خشونت و طنز است، بیشتر تداعی‌گر این نکته است. حتی اگر جنس طنز آن را برجسته کنیم به سینمای گای ریچی و فیلم نخست او، «قفل، انبار و دو بشکه باروت» می‌رسیم.

اما ... دیدن ادامه » «بارکد» هیچ کدام از آنها نیست. «بارکد» کماکان یک فیلم هالیوودی است تا بازی‌های پست‌مدرن ریچی و نوئه. ساختار روایی شبه‌نو کیایی تنها تغییر در چینش است. قصه دقیقاً به شکل کلاسیکی نقل می‌شود، تنها حرف آخر را کش می‌دهد. در اواسط فیلم دیگر بر کسی پوشیده نیست که عامل به زندان افتادن پدر کسیت یا آنکه هدف حامد در نقل این داستان چیست. مخاطب تنها می‌خواهد دیوانه‌بازی دو شخصیت حامد و میلاد را تماشا کند، فارغ از اینکه آیا این رویه منطقی است یا خیر. بدون شک «بارکد» فیلمی فاقد هر گونه منطق روایی و داستانی. همه چیز برای نشان دادن هیجان دزدی‌ها و خلافهای حامد و میلاد کنار گذاشته می‌شود. مخاطب تنها در پی آن است ثروتمند شدن بدون زحمت دو انسان الکی‌خوش را تماشا کند.



اگر با فیلم «قفل، انبار و دو بشکه باروت» ریچی بازگردیم به خوبی درک می‌کنیم که در آنجا با وجود آشفتگی روایی، چگونه همه چیز منطقی انتخاب شده است؛ حتی انتخاب «استینگ» در نقش پدر ادی. در عوض هیچ چیزی در «بارکد» در گیرودار منطق نیست؛ حتی منطق پست‌مدرن که در آن بی‌نظمی تبدیل به یک نظم می‌شود. ساختار به‌هم‌ریخته که پیشتر در «عصر یخبندان» نیز تجربه شده است، در اینجا نیز به کار گرفته می‌شود. اگرچه این ساختار در «بارکد» خوش‌ساخت‌تر است؛ ولی کارآیی آن چندان مشخص نیست. منطق حضور شخصیتها در برخی بزنگاه‌ها بخش دیگری است که مخاطب را در هیچ رها می‌کند؛ همانند حضور معشوق میلاد در نقش منشی یا روش کلاهبرداری کاملاً غیرمنطقی میلاد در دانشگاه که این بی‌منطقی نیز برآمده از جهان هالیوودی است. در آنجا داستان باید پیش رود و چندان منطق اهمیت پیدا نمی‌کند؛ اما منطق ساخته می‌شود و این چیزی است که کیایی در فیلمش از آن دوری جسته است. در یک فیلم علمی - تخیلی نویسنده و کارگردان با تکیه بر علم، منطقی خیالی خلق می‌کند. در داستانی همانند «بارکد» ساخت منطق راحت‌تر است. برای مثال کسی نمی‌فهمد خالکوبی بارکد روی گردن برای ورود به دارودسته پابلو چه کارکرد و دلیلی دارد که توانایی تبدیل شدن به نام فیلم (پیرامتن) را داراست.

تنها یک نکته می‌تواند تمام بی‌منطقی فیلم را توجیه کند و آن هم دروغ بودن داستانی است که حامد نقل می‌کند. این فرض می‌تواند حضور پلیس و منشی در انتهای فیلم را منطقی جلوه دهد؛ ولی پذیرش این نکته نیز بی‌منطقی را پیش می‌کشد که نازی چه شد.

از همین روست که رفتن نازی، دستگیری پدر و آن شکل هندی گفتن نام مسبب اصلی کلاه‌برداری در گوش حامد، آن شکل و شمایل بچگانه دانشگاه یا تبدیل ارز در یک صرافی! همه چیز برای فرد نکته‌سنج بی‌خود جلوه می‌دهد؛ اما باز «بارکد» هیجان‌انگیز است و این هیجان برآمده از وضع اجتماعی و خواست عمومی یک طبقه اجتماعی است، خواستی که به صراحت می‌توان آن را در ستونهای حوادث روزنامه‌ها یا گفتگوهای مجازی یافت. تمایل به ثروتمند شدن بدون هزینه، بدون درد. کندن از آنکه از تو ثروتمندتر است؛ چون او یک دزد است. این شاید اندیشه برخی از افراد ساکن در طبقه‌ای اجتماعی باشد که «بارکد» نماینده و برآمده از آن است.

لازم به ذکر است در اثر مردانه کیایی چندان جایی برای زنها وجود ندارد. زنها در اثر کیایی تخت و خنثی هستند و حتی حکم کاتالیزور را هم ندارند. نبودشان خللی در اثر ایجاد نمی‌کند؛ جز از دست رفتن یک پژو 206.
نینا ا.بستیانی، سعیده 23 و محمدرضا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هوای این شهر آلوده س .. هوا که آلوده باشه هرکی هرکی میشه بی قانونی میشه .. قانون خوبه .. قانون خیلی خوبه ولی هوا که آلوده باشه هیچی معلوم نیست یکی میدزده یکی میچاپه یکی میبره
طاها پویا و مریم زارعی این را خواندند
سعیده 23 این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم را خیلی دوست داشتم و لذت بردم.بازیها، فیلمبرداری و موسیقی همگی قابل قبول بودند. داستان پرکشش و جذاب و طنز دلنشین آن هم که دیگر جایی برای ایراد نگذاشته بود.آفرین به مصطفی کیایی و همه عوامل فیلم.
نوونا و مریم زارعی این را خواندند
فائقه معتمدی، سعیده 23 و محمدرضا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از آدم نترس خوشم میاد حتی اگه احمق باشه!
فائقه معتمدی و مریم زارعی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید بشه اسم فیلم های کیایی رو طنز اجتماعی انتقادی گذاشت. فیلم ریتم خوبی داره و همین طور شوخی های خوبی. روایت غیر خطی و تارانتینویی فیلم در خدمت پیشبرد داستان بود و توی ذوق نمی زد. هرچند دلیلی هم برای این نوع شیوه روایت وجود نداشت و در هر صورت پایان نسبتا غافلگیرانه فیلم ضربه خودشو می زنه. فیلم پایان بندی خوبی داشت.
اما بارکد اصلا به خوبی دو فیلم قبلی کیایی نیست. داستان فیلم کمی بیشتر از یک کمی فضایی! و دور از منطقه و همین باعث می شه خیلی نشه با شخصیت های فیلم همذات پنداری کرد. شوخی های فیلم هم در بعضی جاها به سمت سطحی و سخیف بودن میل می کنه ولی سریع جمع و جور می شه. شخصیت پردازی فیلم درست انجام نشده و تقریبا به جز دو بازیگر اصلی (میلاد و حامد) سرگذشت و سرنوشت بقیه روی هواست!
میلاد در جایی می گه که ما به بچه های زیر 18 سال- خانم های جوان و زیبا و مادران ... دیدن ادامه » خانه دار مواد نمی دیم و بدش میاد از این که یکی از این سه دسته خریدار مواد باشن. بعد ستاره رو می بینه که جوان و زیباست و بسیار معتاد و شب ها توی پارک و خونه دوستان می خوابه و عاشقش می شه اون هم در یک نگاه!

من گزینه دیدم رو انتخاب می کنم.
پرند محمدی، یاسمن رحیمی، سعیده 23، محمدرضا و احسان توکلی این را خواندند
مهراد الف. این را دوست دارد
خانم عزیز همینطور که مشاهده کردید فیلم از آخر به اول نشون داده میشه که وقتی نازی رو با ماشین مدل بالا میبینه زمانی هست که از هم جدا شدند و نازی با اون پسر پولداره هستش
۲۱ تیر ۱۳۹۵
با توجه به روند غیر خطی فیلم کاملا مشخص هست که نازی در اول فیلم داشته سوار ماشین امید (پسری که ماه گرفتگی داشت) می شده و حامد فقط داغ دلش تازه شده.
همچنبن با سکانسهای دانشگاه فیلم به ما نشون میده که آشنایی نازی و حامد در دانشگاه شروع شده بوده :)
۲۶ تیر ۱۳۹۵
ممنون از دوستان :)
۲۶ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی الخصوص جفتتون رو...!! :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- داری چیکار می کنی؟
- تو فیس بوکم
-چیکار می کنی تو فیس بوک؟
-دارم تو صفحه اصغر فرهادی فحش می نویسم.
-برای چی؟
-این دیگه شورش رو درآورده. زیادی موفقه!

به شخصه عین همین سکانس رو در رفتار های آدم های اطرافم درباره انسان های موفق دیدم!
من به این فیلم میگم یه کمدی خوب!
درسته فیلم در برخی سکانس ها مثل باند مواد مخدر و چند سکانس دیگه غیر قابل باوره و به قول بعضی ها پر از خالی بندیه! ولی به نظرم اگر اون سکانس ها رو هم به عنوان یه فیلم کمدی بهش نگاه کنیم می تونیم با ارفاق ازش بگذریم.
بعد از چند کمدی فاجعه در عید نوروز 95 در سینمای ایران این فیلم به نظرم خوب ساخته شده بود. در برخی سکانس ها ضعف های اخلاقی ما ایرانی ها رو هم خوب نشون داده بود.

بازی همه بازیگران هم خوب بود. فقط از سحر دولتشاهی با توجه به اینکه در عصر یخبندان فوق العاده بازی کرده بود انتظار بیشتری داشتم. البته شاید اقتضای نقش اینجور ایجاب می کرده. بهرام رادان و محسن کیایی و پژمان بازغی هرسه عالی بودند.
فیلم تو ژانر خودش عالیه
کیایی به نظرم فیلم بد بلد نیست بسازه
فیلماش همیشه حداقل ها رو دارن
محسن کیایی هم جز بازیگرای محبوب من تو سالهای اخیره
واقعا شیرین و دوس داشتنی بازی میکنه
یک فیلم هالیوودی
خواستید سرگرم شید حتما ببینید .
یه کمدی خیلی خوب امروزی هست
۲۴ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه ژانر فیلم رو کمدی در نظر بگیریم، فیلم فوق العاده ای بود...
واقعا از ته دل می خندی....
و چه شوخی هایی!!....فکر نکنم تو اکران عمومی بزارن، این شوخی ها باقی بمونن...
یه کم تکلیفت در مورد جدی یا کمدی بودن صحنه ها معلوم نبود...
مثلا صحنه حمله به قبرستان ماشین...نمی دونم قرار بود این صحنه جدی باشه یا نه!؟...ولی من نمی تونستم تو اون صحنه های اکشن جلو خنده خودم رو بگیرم!...و هی در حال خنده از دوستم می پرسیدم الان این صحنه جدیه!؟...
بهترین بازی رو محسن کیایی داشت به نظرم...و بعد تغییرات سحر دولتشاهی از دختر پر شر وشور اول ماجرا تا دختر درمونده آخر داستان خیلی خوب در اومده بود...
آقای الف. سینماهای نمایش دهنده این فیلم رو چطوری می تونم پیدا کنم؟
۲۰ بهمن ۱۳۹۴
حل شد خودم پیدا کردم .. http://cinematicket.org/?p=fajrcinema
۲۰ بهمن ۱۳۹۴
اگر می خواهید از خندیدن لذت ببرید، از دست ندهید این فیلم رو خانم الف
۲۰ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی هر سال فیلم بسازی و اگر فیلمنامه اولت تایید نشود بروی سراغ دومی و ... می شود بارکد.کیایی هنوز نبض مخاطب را در دست دارد. هنوز بلد است قصه بگوید، هنوز می تواند بخنداند و شعار بدهد و تا حدی شعارش را رنگ و لعاب بدهد که جلویش موضع نگیری.اما اگر به همین فرمان ادامه دهد، تبدیل به فیلمسازی خواهد شد که روزی تمام خواهد شد.البته هرکس انتخاب خودش را می کند
نیما اردلان این را خواند
مجتبی مهدی زاده و نینا ا.بستیانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مثل همه ی فیلم های قبلی کیایی، جذاب است و دغدغه مشکلات جوانان را دارد، اما مثل همه ی فیلمهایش بی مغز و سطحی هم هست. در این یکی آنقدر هیجان جذابیت و طنز حواسش را پرت کرده که حتی دغدغه هایش هم به حاشیه رفته.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز متوسط کمی رو به بالا (علت رو به بالا بودن نیز به خاطر خط سیر کارگردان هست که اصلاً در کارهایی که از ایشون تا به الان دیدم از این خط سیر خارج نشده است از کارهای آغازین ایشون بگیرید تا خط ویژه و عصر یخبندان و این آخری بارکد به نوعی امضای کارگردان جناب کیایی پای کار هست )

دکوپاژ معمولی و چیز خارق العاده ای درش وجود نداشت
فیلمبرداری معمولی(متوسط) (البته یک صحنه ماشین سواری داشت که آنچنان هیجان و تعلیق را نتونست القا کنه (حداقل به من بیننده))
موسیقی خوب بود
کارگردانی هم خوب بود چون بازی بازیگران خوب نشسته بود
بازی: در مورد بازی فقط میشه گفت شاید برخی صحنه ها آدم را یاد عصر یخبندان مینداخت یا حتی خط ویژه شاید به خاطر نوع بازی محسن کیایی، سحر دولتشاهی و بهرام رادان باشه نمیدونم ولی در بازی منتظر چیز عجیب غریبی نبودم به همین خاطر انتظارم برآورده ... دیدن ادامه » شدو خوب کافی هست

فیلمنامه: هر چند کلاً به فیلمنامه ای که داستان را به عکس بیان کنه نمیشه خوب گفت (همانند خانه دختر که جای ابتدا را با انتها عوض کرده بود و از نظر خودشان تعلیق ایجاد کردند که اصلاً اینگونه نبوده و نیست) ولی فیلمنامه به خاطر اجرای خوب و دلنشین تونست که بیننده را تا آخر داستان با خودش همراه کنه پس قاعدتاً امتیاز خوبی هم میتونه بگیره و خوب برای این بخش بسیار مناسب هست

در مجموع خوشحالم که مصطفی کیایی از مسیر خودش دور نشد و یا کاری ضعیف تر از کار قبلیش ندیدیم و انگار مصطفی کیایی بر روی یک خط سیر در حای پیش رفتن هستش امیدوارم هر چه زودتر اوج بگیرد و کارهای بهتری از ایشون ببینیم

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در یک کلمه عالی! با بازی خوب رادان و کیایی به همراه سحردولتشاهی
شوخی های بامزه و به روز
با پروداکشنی قوی که آدم رو یاد فیلم های هالیوودی می انداخت
و روایت دغدغه همیشگی آقای کارگردان و این بار پایان مناسب تر!
فیلم کلا مورد علاقه مخاطب عام ساخته شده و طنز خوبی داره. بازی ها خیلی معمولی هستند. بیشتر فیلم سرگرم کننده ای هست با موضوعات هیجان انگیز اکتی!

فیلمنامه : متوسط
بازی ها: متوسط
موسیقی: خوب
کارگردانی: خوب
فیلمبرداری: خوب

کلا اگه خواستین فیلم سرگرم کننده خوبی ببینین توصیه میشود.
شادی بهرامی، مهشاد و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
شهرآشوب، روح اله و نینا ا.بستیانی این را دوست دارند
این روزا ساختن فیلم واسه مخاطب عام سخت تره
۰۷ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا فیلم یی نظیری بود بازی های پر انرژی بهرام رادان و محسن کیایی عالی بود موسیقی و فیلم برداری هم فوق العاده خلاصه خیلی فیلم باحالی بود......نمره از ۱۰ : ۹.....
مجتبی مهدی زاده، شادی بهرامی و روح اله این را خواندند
علی عطاپور این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"کیایی" در این چند اثر اخیرش نشان می‌دهد فرم مورد علاقه‌ی بیننده‌ی عام ایرانی را خوب پیدا کرده. خوب می‌داند مخاطبی که صرفن برای سرگرم شدن آمده به چه اکتی و چه جور دیالوگی می‌خندد. این را از صدای خنده‌ی تماشاگران سالن به‌خوبی می‌شود فهمید. اما این سبک فیلم هر چقدر هم خنده‌دار، چقدر در تاریخ سینمای ایران جدی و ماندگار می‌شود؟ پاسخ مشخص است.
فیلم‌های کیایی، دچار کمبود وجهه‌ی"اِمیر کاستاریکا"یی است!... شخصیت‌های طنز و فانتزی و دیوانه، داستان و موقعیت‌های طنز و فانتزی و دیوانه، فرم طنز و فانتزی و دیوانه، اما در فضای رئال!... در فیلمهای "کاستاریکا" فضا هم همسو با شخصیتها و داستان است؛ و همین شاید یکی از مهمترین دلایل ماندگار و مهم شدن فیلم‌های اوست!... البته حالا من یک چیزی نوشتم، اما خب خودم خوب می‌دانم که مقایسه‌ی "کاستاریکا" ... دیدن ادامه » با "کیایی"، چیزی شبیه مقایسه‌ی یک کفش شیک مجلسی و یک جفت دمپایی است!
به‌هر حال، "بارکد"، غیر از آن فضای واقعیِ نچسب به فرم طنزش، خودش هم با جلف‌بازیِ شخصیتها و نوع روایت و بازیهای خودش، از ارزشش کم می‌کند و انگار خودش دوست دارد خیلی در یادها نماند.
اکران شد، توقع زیادی از آن نداشته باشید؛ یک آخر هفته‌ای، یا روزی که خسته هستید، بروید ببینیدش و بخندید و همین؛ مثل همه‌ی فیلم‌هایی که با چیپس و پفک حال می‌دهد!
نمره: 4.5 از 10
قبول دارم. فیلم رو دوست داشتم. ولی به نظرم فقط برای سرگرمی خوبه و بس.
۲۵ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید