تیوال نمایش بازگشت به خانه
S3 : 06:02:50
  ۱۵ بهمن تا ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۶
  ۲۰:۱۵
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: هارولد پینتر
: فتاح محمدی
: رامین معصومیان، فرید قادر پناه
: (به ترتیب الفبا) رامین جعفری، امین جلالی، مینا زرنانی، محمدرضا سجادیان (مهمان از گروه روژدا)، حمیدرضا کشوردوست، کاوه مرحمتی و آزاده مشعشعی
: گروه ریگولیتو

: علی دولت یاری
: امونا پیکریان
: سارا اسکندری
: پریا الهی، آیدا آسترکی، امیرعباس حاتمی
: حسام حیدری
: رضا قانعی
بجز ٢ آهنگ (dean martin &surman)
: مهسا مشعشعی
: کاوه مرحمتی
: کاوه مرحمتی
: امیرحسین بخشایش، جواد حسینی
: فرهاد جاوید
: گروه تبلیغات مربع ١١، فرناز توللی
امیدرضا سپهری، فرشاد مجرب

این نمایش تمدید شده و دور دوم اجرا  از تاریخ ۲۴ فروردین ماه است.

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، سالن ارغنون
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲

گزارش تصویری تیوال از نمایش بازگشت به خانه / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش بازگشت به خانه / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» در عین پیچیدگی باید بتوانیم ساده بگوئیم

» "بازگشت به خانه" و اجرای ویژه هنرمندان، منتتقدان و اهالی رسانه

» "بازگشت به خانه" از" به علاوه فجر" تا تماشاخانه" ارغنون"

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امشب شنبه مورخ ٩ اردیبهشت ماه ٩٦ نمایش #بازگشت به خانه با حضور جمعی از هنرمندان روی صحنه می رود و به همین دلیل بلیط های نمایش با ٥٠ درصد تخفیف به فروش می رسد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سام قریبیان: بازگشت به خانه را باید دید
محمد برسوزیان: تماشای بازگشت به خانه حیرت آور بود
جهانگیر الماسی و عزت الله مهرآوران : این نمایش تکان دهنده است
جهانگیر الماسی: بازگشت به خانه برای من به شیرینی توت فرنگی بود
مرجان سپهری: افرین به تیم کارگردانی بازگشت به خانه نمایشی سخت و منحصر به فرد بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای اولین بار در تاریخ تئاتر ایران
اتفاقی نو در نمایش بازگشت به خانه
به دلیل اعتقاد و اعتماد گروه مربع ١١ روابط عمومی نمایش بازگشت به خانه در هفته نخست دور جدید اجراها در صورتی که از نمایش راضی نبودید ٥٠ درصد از مبلغ خرید شما به شما بازگردانده خواهد شد
این نمایش ارزش چندین بار دیدن را دارد و ما مطمئنیم کسی از دیدن آن پشیمان نخواهد شد.
تمام شد
امشب همه به زندگی واقعیمون برگشتیم

اعضاء ریگولیتو خوشحال بودند که بعد از نزدیک به یک سال تونستیم حداقل از کاری که کردیم لذت ببریم و راضی باشیم

اما من صدای ناراحتی و غم شخصیت هایی رو شنیدم که پشت در های بسته سالن موندن

تک تک صدامون میکردن

جسم و روحتون رو به ما بسپارید
نرید
لعنتی ها ما یک سال باهم زندگی کردیم

ما رفتیم

ولی ... دیدن ادامه »
به زودی
برمیگردیم به این خانه

(بازگشت به خانه)

دلونشته:حمیدرضا کشوردوست
‎#حمیدرضا_کشوردوست
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب آخرین اجرای این نمایش خواهد بود
لطفا و حتما به تماشای ما بنشینید
منتظر حضورتون برای میزبانی از شما هستیم
محدثه آذربهرام و mina zarnani این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شما آدمای باهوشی هستین ، ولی مسئله ی نگاهه ، اینکه چجوری زندگی رو میبینین !

تنها چهار اجرای دیگه تا پایان "بازگشت به خانه"
حمیدرضا کشوردوست این را خواند
محمد رحمانی و محدثه آذربهرام این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید






متن عکس از زبان کاراکتر « تدی » ( که " کاوه مرحمتی" به زیبایی آن را ایفا نمود ) نوشته شده است


عکسی متناسب با محتوای نمایش« بازگشت به خانه »
لینک عکس : http://uupload.ir/files/4myn_bazgasht01.jpg






دوستان عزیز تیوالی
بازگشت به خانه یک هفته تمدید شد
سپاس برای همراهی و پیگیری تون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش "بازگشت به خانه"
شروع بدون دیالوگ و پر ابهامی که منجر به برانگیخته شدن کنجکاوی تماشاگر میگردد، شروعی عالی برای یافتن سر نخ داستان و رسیدن به مفاهیمی چون میوه ممنوعه(سیب).
جسد زنی که کشیده می شود درب هایی که بصورت وهم انگیز بازو بسته می شوند حرکات سریع و هماهنگ با ریتم مناسب همگی کنجکاوی تماشاچی را برای دیدن ادامه داستان بر می انگیزد بدون اینکه چیزی از داستان لو برود. باشروع دیالوگ ها کم کم رمز داستان گشوده می شود شخصیت ها به مرور اشکار شده و رابطه بین شخصیت ها و پیرنگ داستان نمودار می شود و مرز بین عشق ممنوعه و عشق واقعی ، عاشق بودن و نبودن و بهره کشی مکانیکی از جنس مخالف بدون هرگونه احساس در مقابل اغواگری و دستیابی به پول و ....در طول داستان به موازات هم پیش می رود و یکی پس از دیگری تابوها را می شکند
اجرای دقیق و استفاده از موسیقی ... دیدن ادامه » مناسب علاوه بر آنکه حواس بصری تماشاچی را با حواس شنوایی او عجین می کند باعث جذابیت اجرا نیز می گردد.
می توان گفت اجرای زیبا و تعمق برانگیز از نویسنده معروف (هارلود پینتر )و خلاقیت دو کارگردان جوان معجونی ساخته که تماشای آنرا به هر هنر دوستی می توان توصیه کرد

نمایش "بازگشت به خانه"
شروع بدون دیالوگ و پر ابهامی که منجر به برانگیخته شدن کنجکاوی تماشاگر میگردد، شروعی عالی برای یافتن سر نخ داستان و رسیدن به مفاهیمی چون میوه ممنوعه(سیب).
جسد زنی که کشیده می شود درب هایی که بصورت وهم انگیز بازو بسته می شوند حرکات سریع و هماهنگ با ریتم مناسب همگی کنجکاوی تماشاچی را برای دیدن ادامه داستان بر می انگیزد بدون اینکه چیزی از داستان لو برود. باشروع دیالوگ ها کم کم رمز داستان گشوده می شود شخصیت ها به مرور اشکار شده و رابطه بین شخصیت ها و پیرنگ داستان نمودار می شود و مرز بین عشق ممنوعه و عشق واقعی ، عاشق بودن و نبودن و بهره کشی مکانیکی از جنس مخالف بدون هرگونه احساس در مقابل اغواگری و دستیابی به پول و ....در طول داستان به موازات هم پیش می رود و یکی پس از دیگری تابوها را می شکند
اجرای دقیق و استفاده از موسیقی ... دیدن ادامه » مناسب علاوه بر آنکه حواس بصری تماشاچی را با حواس شنوایی او عجین می کند باعث جذابیت اجرا نیز می گردد.
می توان گفت اجرای زیبا و تعمق برانگیز از نویسنده معروف (هارلود پینتر )و خلاقیت دو کارگردان جوان معجونی ساخته که تماشای آنرا به هر هنر دوستی می توان توصیه کرد
جذابیت روی صحنه
با بازگشت به خانه

* بازگشت به خانه را دیدم، پیش از هرچیز ناراحت شدم که فضای کافه ی محیطی این سالن گویا دیگر فعالیت ندارد.

گروه ریگولیتو:
بعد از ورود به سالن و نشستن برروی صندلی ها

صدا شات ها دوربین عکاسی برای شروع نمایش جذابت داشت. عکس های که معلوم نیست برای چه گرفته میشوند.
دیالوگ های پسر خانواده
چه میگوید؟

گریم ها جذابیت و چالش را در ابتدای نمایش برای ما ایجاد میکند.
طراحی لباس و دکور زیبا و مینیمالی

فرید ... دیدن ادامه » قادرپناه و رامین معصومیان بنظر من از لحاظ طراحی در این نمایش از تمامی فضای موجود برای بازیگر روی صحنه،‌طراحی دکور و نورپردازی به درسته استفاده کرده بودند.
فقط من یک سوال برایم ایجاد میشد زمانی که میزانسن های بازیگر ها را میدیدم!
دویدن یکی از بازیگران که نام شخصیتش یادم نیست برای چه بود؟
این سوالی بود که من از خودم داشته نه از صاحبان اثر

جمع بندی نمایش بازگشت به خانه را میتوان این چنین نوشت: شما سخت کوشید، آفرین به شما که در این بازار آشفته تئاتر اثری را روی صحنه میبرید که مخاطب را راضی نگه دارد.
من از دیدن شما لذت بردم

پی نوشت: کاوه مرحمتی را با آن صدا جذابش از نمایش مونولیزر که به خوبی رو صحنه درخشید را خوب به یاد دارم و همانطور که در صفحه نمایش مونولیزر گفته‌ام زین پس دنبالت خواهم کرد.

دوستان گروه نمایش ریگولیتوی عزیز
موفق باشید
مسیرتان سبز و پر از موفقیت های بیشتر
اون تایلور پست فطرت از مست بودن من سو استفاده کرد. من نباید روی تو شرط بندی میکردم.
حمیدرضا کشوردوست و شادی بهرامی این را خواندند
nafas phn، محدثه آذربهرام، mina zarnani و سپهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرت وقتی مامان و پاپا ما رو می کاشتن، به ما فکر میکردن؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرت خدا وقتی که ما رو می کاشت، بهمون فکر میکرد؟

پینتر را ابتدا در زمره ابزوردنویسان طبقه بندی میکردند. بعدها به اشتباهشان پی بردند! پینتر صرفا «پوچ» نمی نویسد، او پوچی ر امبنا قرار می دهد و رویدادهایی مغایر با عقل سلیم، خلاف عرفِ پذیرفته شده و در نتیجه به غایت شگفت را مثل بنایی ناراست و نافرم بر روی این پوچی میسازد و تا ناکجا بالا می برد، بهتر بگویم بالا و پایین و چپ و راست و جلو و عقب می برد، آن قدر که سرگیجه میگیری، مسخ میشوی و با دهان و چشم های بازمانده می خندی. این همان پینترسک است (متفاوت از ابزورد). اما همه این ها نه به خاطر پیچیدگی متن، که معلولِ پیچ خوردگیِ همان عقل سلیمی است که در نتیجه ی نسل ها انتقالِ کج و معوجِ مفاهیم، ذهن ما را شکلی بی شکل و آهنگی آمورف بخشیده.
اتفاقا شخصیت ها و رویدادهای پینتر بسیار روراست اند. آنها چیزی را پنهان ... دیدن ادامه » نمی کنند، حتی تغییرات و تغیُرات آنی شان را انگار از پیش پذیرفته اند، با رفتارهای ظاهرا عجیب خودشان و بقیه کنار آمده اند، اصلا انگار روند طبیعی همین است و باید باشد. (عمدا رویدادها را با شخصیت ها یک کاسه کردم چون به نظرم آنها هم در متن پینتر زنده اند! خیلی هم زنده اند! حتی رفتار هم میکنند و تصمیم هم میگیرند!)
این نمونه ها را ببینید:
- مکس در ابتدای ورود پسرش، عروسش و همسر مرحومش را فاحشه میخواند.
-مکس احوال «عروس خوشگل»ش را میپرسد.
- مکس نگران است که نکند همسرش از ازدواج با او پشیمان است.
یا این یکی:
- لنی پا اندازی است که با ذوق و شوق، از مشت زدن به شکم و لگد زدن به صورت یک زنِ (به زعم خودش) سفلیسی می گوید جوری که «خون از دهنش فواره زد»
- لنی سوال دارد: آیا هیچ استدلال منطقی در فلسفه الاهیات مسیحی وجود دارد؟ آیا پدر و مادرمان موقع «کاشتن» ما به ما فکر می کردند؟!
- لنی از بوی تعفن این خانه احساس خفگی می کند و از برادرش میخواهد بغلش کند، همان برادری که لنی می خواهد زنش را به عنوان فاحشه سر کار ببرد !!
حتی خود تدی (شخصیت معقولی (!) که از دنیای بیرون آمده) در جواب این که چرا زنش برادر کوچکش جویی را دو ساعت سر کار گذاشته و با او نخوابیده می گوید: «شاید جویی لم کار رو بلد نیست» !
کلاه خودمان را قاضی کنیم! کداممان این جوری نیستیم. کداممان الان مان با دیروز و پارسال مان یکی ست؟ هنگام برخوردمان با یک شخص جدید، مواجهه مان با مرگ یا تولد آدم ها، یا مواقع ترسیدن و خوابیدن و بیدار شدن و خوردن و ریدن و سکس و مستی و ... یک جور رو به رو میشویم؟ رفتار و حتی افکار و عقایدمان در این حالات یکی است؟
این مدلی که نگاه کنیم گویا ما (مخاطبان) کجیم، مغزمان آشفته و بی جهت است و کنش هایمان در زندگی بی معنا و بی هدف است. روایت پینتر برای ما به زبان گیبروش (من درآوردی) در فضایی رعب آور است که مدام اکو می شود و درون مان را می خورد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دلم نمیخاد حرف بزنم
دلم میخاد از ترس وجودم لال بشم
میخام یکی دو سال توی خودم بخابم
شاید قانونای خیالم عوض شدن
حمیدرضا کشوردوست این را خواند
ذوق زده، محدثه آذربهرام، hesampars و شادی بهرامی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عمو سم،امروز خیلی خوشتیپ شدی،
پاپا، تو نمیخوای عمو سم رو از این خونه بندازیش بیرون
» تا ۲ پاسخ


برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
تنها نمایشی که پیش ازین از پینتر دیده بودم که آشنایی من با پینتر در حقیقت به همان کار برمیگردد نمایش زبان کوهستان از آقای علیزاد بود که متن پینتر را با نمایشنامه ی دیگری ترکیب کرده بودند و به نظرم اصلن ترکیب خوبی نشده بود و خلاصه آن اجرا چندان به دلم ننشست. اما با توجه به صحبتی که بعد از نمایش با رفقا داشتم به نکته ی جالبی اشاره کردند که کوتاه بودن نمایشنامه های پینتر هست؛ این موضوع کنجکاوی من را برانگیخت تا نمایشنامه ی زبان کوهستان که فکر کنم تنها حدود ۳ صفحه بود را یافته و مطالعه کنم و با مطالعه ی این نمایشنامه بود که به عظمت این آدم و قدرت قلمش پی بردم و پینتر برای من جایگاهی در کنار بکت، ممت و میلر پیدا کرد.

امشب خوشبختانه اجرای خیلی خیلی خوبی از پینتر را شاهد بودم. البته اینبار موفق نشدم نمایشنامه را در اینترنت پیدا کنم و خب خیلی برایم ... دیدن ادامه » جالب هست تفاوت های نمایش نسبت به متن اصلی را بدانم و طبیعتن درین صورت تحلیل بهتری هم از نمایش میتوانم داشته باشم. با این حال صرف نظر ازینکه پینتر چه نوشته، نمایش را خیلی دوست داشتم.

یکی از مشکلاتی که خیلی آزاردهنده ست در نمایش ها و از نظر من نقطه ضعف بسیار جدی ایست عدم وجود یک روایت بامعنی در نمایش هست. یعنی شما پس از پایان نمایش هر طور فکر کنی نتوانی یک روایت منطقی از دل نمایش دربیاوری و متأسفانه گاهی این سوء تفاهم وجود دارد که این ضعف به عنوان تفسیرپذیر بودن نمایش تلقی میشود و به آن وجه هنری میدهند حال آنکه از بی محتوایی نمایش حکایت دارد.

این نمایش دقیقن در نقطه ی مقابل چنین نمایش هاییست و نمونه ی بسیار خوبیست برای نشان دادن تمایز بین ابهام بی معنی و ابهام با معنا و هنرمندانه یا در اصطلاح ادبی ایهام؛ در حقیقت ایهامی که چندین معنا خلق میکند در مقابل ابهامی که هیچ معنا نمیدهد. من حداقل سه برداشت به کلی متفاوت ازین نمایش به ذهنم رسید حالا صرفنظر از برداشت های گوناگونی که در سطوح و زوایای متفاوت و هر یک از جزئیات این نمایش میتوان ارائه داد. البته احساس میکنم کارگردان در بیان این ایهام مقداری صراحت به خرج دادند و به نظرم میرسد این صراحت از وجه هنرمندانه ی ایهام کم میکند. شاید هدف ازین صراحت به نوعی عامه فهم تر کردن متن بوده باشد اما فکر میکنم بیان موجز و در لفافه ی پینتر وجه مهمی از متن های اوست که باید با اجرای فوق العاده قوی حفظ شود نه اینکه بخواهیم آن را از سرمان باز کنیم که البته اذعان میکنم به شدت حفظ این ایجاز جانکاه هست و واقعن به ایثار نیاز دارد که درین نمایش هم در حد قابل توجهی اتفاق افتاده.

همانطور که اشاره کردم اجرای متن های پینتر مستلزم بهترین هاست در همه ی عوامل؛ به عبارت دیگر اگر اجرا به میزان کافی قدرتمند نباشد، گوهر نهفته درون متن هویدا نخواهد شد. بنابراین حال که این گوهر، بدون اینکه از متن اطلاعی داشته باشم، خود را به من نشان داده، حکایت از قدرت اجرای نمایش از هر نظر هست. با این حال دلم نمیاید به کارگردانی، طراحی صحنه و لباس، گریم و بازی های واقعن قابل توجه اشاره نکنم؛ کاوه مرحمتی و رامین جعفری به خصوص برای من جذاب بودند.

در انتها دوست دارم توجهتان را به نام این نمایش جلب کنم؛ فکر میکنم ساعت ها میتوان در مورد همین نام و ارتباط معنادار و چندگانه ای که با نمایش پیدا میکند گفت و گو کرد. یعنی اگر بخواهیم امتیاز بدهیم به نام نمایش ها به نظرم نام این نمایش یکی از برترین امتیازها را کسب خواهد کرد. این نام به خودی خود عالمیست، خودش یک تئاتر است. یعنی شاید میشود گفت پینتر کل نمایش را درین نام "بازگشت به خانه" خلاصه کرده و از همین نامگذاری مشخص هست که پینتر خدای ایجازست.

پیشنهاد میکنم این نمایش را از دست ندهید و در اولین فرصت به تماشایش بنشینید و در نهایت درود میفرستم به هارولد پینتر بزرگ و همینطور هنرمندان راستین این نمایش که امشب بار دیگر لذت یک تئاتر ناب را به ما چشاندند. امیدوارم با انگیزه و شور و ذوقی فزاینده بدرخشند و سربلند و موفق باشند.

پ. ن. در یکی از نظرات دیدم دوستی بخش آغازین نمایش که بیکلام هست را به عنوان خلاصه ی نمایش ذکر کردند اما فکر کنم این بخش روایتی از گذشته ی این خانواده هست که در ادامه شاهد زمان حال و استفاده از دیالوگ در نمایش هستیم.
من از اصول نقدنویسی چیزی نمیدانم، اما می توانم به جرات بگویم که آنچه سواد من از تئاتر قد میدهد در این نمایش به غایت هر چه تمامتر متبلور شده. و به جد به تماشا نشستن این نمایش را توصیه میکنم.
۲۵ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

سم(رامین جعفری): من دلم نمیخواد حرف بزنم... دلم میخواد از ترس وجودم لال بشم. میخوام یکی دو سال توی خودم بخوابم!
شاید قانونای خیالم عوض شدن...
*************************
نمایشنامه ای عالی با اجرایی متفاوت از گروه تئاتر ریگولیتو... کارگردانی، دکور، گریم، صدا، میزانسن، بازیگری و همه و همه چیز به نظرم خیلی خوب و تاثیر گذار بودند. مخصوصاً نحوه روایت و تغییر زمان باعث شده بود که حتی یک لحظه نتونی به حال خودت باشی و از اجرا غافل شی!
#ریگولیتو
به کلیه اعضای گروه تبریک میگم و براشون موفقیت روزافزون آرزومندم مخصوصاً رامین معصومیان عزیز و رامین جعفری نازنین
شهریار اشراقی این را پاسخ داده‌است
ممنون هدی جان عزیز دل
۰۶ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به نمایش جدید گروه ریگولیتو

نمایشنامه نویسی به نام هارولد پیــــنتر
گروهی به نام ریگولیــــتو
اتفاقی به نام بازگشت بــــــه خانه
پیش از آنکه در باره ی اجرای شریف و موفق گروه جوان ریگولیتو بنویسم چند خطی درباره ی نگارنده ی نمایشنامه ی آن به عنوان مقدمه با خوانندگان این نقد گفتگو میکنم.
اکتبر سال 1930 زمانی که هارولد پینتر در لندن متولد شد تئاتر دنیا حتی تصورش را هم نمیکرد که در آن فضای یهودی ستیز سبکی در نمایش نامه نویسی پیدا شود که جهان ادبیات نمایشی را متحول سازد. شاید نتوان در ادبیات نمایشی مدرن جهان هیچ نویسنده ای را چون”هارولد پینتر” به عنوان مدافع حقوق بشر و ارزشهای انسان امروز پیدا کرد. بیان فشرده و گیرای او، با مکثها و سکوتهای عمیق و مؤثر معروف است. سکوتهایی که کارگردانها و بازیگران بسیاری را برای کارگردانی آثار او به زحمت انداخته است.بسیاری آثار او را ابزورد دانسته ولی خود پینتر همواره از این طبقه بندی گریخته و بی آنکه خود خواسته باشد مبدع سبک پینترسک یا پینتریسم است. پینترسک که در حالت اجرایی نوعی کمدی ازاردهنده و وحشت آور شناخته میشود تأتر پینترسک در ابتدا روایتی از تأتر پوچی تلقی میشد اما درست آن است که به عنوان چیزی منحصربهفرد تلقی شود که نوعی نمایش روانشناسی است. نمایشنامه ی "بازگشت به خانه " از یک فضای رئالیستی روانشناختانه برخوردار است و یک نوع کمدی آزار دهنده به حساب می آید که در ابتدا ابهام آمیز و در میانه پرتنش و التهاب نیز مینماید.
از زمستان سال 1393 تا همین زمستان هر سال بهمن و اسفند ماه با سه نمایش از گروه جوان ریگولیتو همراه بوده ام و طی این مدت شاهد پیشرفت ، جسارت و ممارست این گروه و دو کارگردان جوان آثارشان یعنی رامین معصومیان و فرید قادر پناه عزیز برای تولید نمایش های با کیفیت بوده ام. زمستان 1393 با نمایش شبی بیرون از خانه ، زمستان 1394 نمایش آوریل 1912 و زمستان امسال نمایش شبی بیرون از خانه سه تجربه ی جسور و جذاب از نسل ماست.
به نظرمن نمایش شبی بیرون از خانه برای ما که در ایران کمتر با چنین آثاری مواجه شده ایم، بسیار عجیب و غریب است و ما از شروع نمایش با دیدن آن گریم های عجیب،صحنه ی یکدست سفید با تعداد زیادی در،رفت و آمد سریع نور و موسیقی خوف آور و .... با آن بیگانگی میکنیم و از سوی دیگر؛ تماشاگر عموم این نمایشها تلاشی هم برای برقراری ارتباط با این اثر نمی کند. شاید ذائقه ی ایرانی ما با این فضای معترض و مدرن سازگار نیست و شاید ما هنوز قدرت پذیرندگی چنین آثاری را بدست نیاورده ایم. گویی این نمایش برای ما مانند پیتزایی است در دست بومیان غارنشین آفریقایی! اما این نکته به هیچ عنوان نباید ارزندگی جسارت گروه تئاتر ریگولیتو را برای خلق چنین اثری کم کند چرا که نمایش"بازگشت به خانه" معنای واقعی نمایش است و این ماییم که باید بیشتر ببینیم و بیشتر بخوانیم و بیشتر بدانیم که در تئاتر روزِ دنیا چه نمایشهایی روی صحنه میروند؛ آنوقت دیگر از دیدن کپی پِیست ها در کشورمان دهانمان باز نمیماند و جایزه هامان را در حلقشان نمیریزیم.
"تدی" مرد جوانی (با بازی کاوه مرحمتی) است که پس چند سال دوری از خانوادهاش به همراه همسرش "روت"(با بازی مینا زرنانی) به خانهشان درلندن میآید.. خانوادهی او، تشکیل شده از پدرش "مکس" (با بازی جعفر برقی کیوان) ، عمویش "سم" (با بازی رامین جعفری) و برادرانش "لنی و جوئی" (با بازی امین جلالی و حمیدرضا کشوردوست) و نیز مادرش "جسی" (با بازی آزاده مشعشعی )که از دنیا رفته، اما در ذهنیت اشخاص نمایش حضور دارد و گاه سایهی حضورش روی اعمال و گفتار شخصیتها نیز میافتد. هر یک از شخصیتها در مقابل روت، رفتاری متفاوت و غیرقابل پیشبینی دارند. مکس در ابتدا او را "فاحشه" خطاب میکند. اما در ادامه ی نمایش، شاهد تغییر موضع اشخاص نسبت به "روت" هستیم. مکس از او به عنوان یک زن بینظیر و زیبا یاد میکند و مدام از خصوصیات او تمجید میکند و جو به نفع "روت" است. تدی میخواهد که دیگر به آمریکا و نزد سه فرزندشان برگردند اما روت و بقیه با او مخالفت میکنند. اعضای خانواده یک زن، کم دارند و "روت" میتواند این نقش را برعهده بگیرد. آدمهای نمایش هریک به نوعی به "روت" نیاز دارند او میتواند یا حداقل شخصیتهای نمایش میخواهند که خلا معشوقه، همسر یا حتی مادر نداشتهشان را برایشان پر کند. آنها تلاش میکنند که "پوچی" خود را با حضور "روت" پر کنند و درواقع از فلاکت است که چنین رفتاری نسبت به او دارند و نه از خباثت . در پایان نمایشنامه شاهدیم که "تدی" بدون "روت" به آمریکا برمیگردد و روت در کنار بقیه اعضای خانوادهی او باقی میماند، اما آنچه پیش خواهد آمد مبهم و غیرقابل پیشبینی است.
گروه اجرایی نسبت به آنچه در بالا به عنوان خلاصه ای از داستان نمایشنامه آمد به غایت وفادار بوده اند و بسیار تلاش کرده اند برای درآمدن فضای سورئال و رعب انگیز و ابهام آمیز متن نمایش. در ابتدای نمایش با یک تیتراژ تصویری بدون دیالوگ مواجه میشویم که به نوعی تمام داستان نمایش را به صورت خلاصه برای ما نشان میدهد.استفاده از این تکنیک اجرایی بسیار برای تماشاگر امروز تئاتر ایران که عمدتا چشمانش را خالی از تصویر میبیند بسیار جذاب مینماید اما اگر همین تکنیک از لحاظ زمانی مدیریت نشود گروه اجرایی تا پایان نمایش دیگر نمیتواند تماشاگر را میخکوب صندلی ش بکند. آنهم صندلی سفت و زمخت تماشاخانه ی ارغنون با آن فواصل کم بین ردیفها، علاوه بر این هوای به شدت سرد سالن را نیز تصور کنید. تماشاگر شکنجه ای را تحمل میکند که هیچ ربطی به گروه اجرایی ندارد اما تمرکز تماشاگر را از اثر میگیرد و این فاجعه است. با این وجود “بازگشت به خانه ” را می توان یک نمایش خوب و جذاب دانست که در آستانه ی تبدیل شدن به یک نمایش فوق العاده ؛ با انتخاب سالن بسیار بد و نامناسب برای این اجرا از این مهم بازمانده است.
در بازی بازیگران این نمایش مطابق آنچه در آثار قبلی گروه دیده بودیم استفاده از حرکات فرمیک و هماهنگی را می بینیم که عمدتا همسو با اثر و فرم اجرایی آن طراحی شده بود. طراحی هایی معصومیان و قادرپناه برای فرم حرکتی تک تک بازیگران و میزان سن های پینگ پنگی – حرکتی طراحی کرده اند متناسب با فرم اجرایی و روایی می باشند . درست در میانه های اجرا که چشمان تماشاگر از رنگهای سفید و خاکستری صحنه و لباس بازیگران خسته میشود و دیگر دوست ندارد نمایش را ببیند صحنه مبارزه ی بوکس جوئی با تزریق رنگ به نمایش آنرا از ورطه ی خسته کننده شدن نجات میدهد. استفاده ی سمبلیک از سیب به عنوان نماد عشق و گاز زدن آن به توعی به عنوان نماد شهوت بسیار به جا و درست انتخاب شده است. صحنه ی اصرار تدی به روت برای رفتن به آمریکا و گذشت سه شبانه روز بسیار خلاق و کوتاه تصویر میشود که تمام این موارد نشان از خلاقیت و هوش بالای کارگردانان نمایش دارد .
نمایش پیشین گروه یعنی "آوریل 1912 " با "بازگشت به خانه" در خوب بودن شدید رقابت میکنند. حال آنکه در نمایش پیشین نورپردازی و موسیقی بسیار بهتر و موفق تر از این نمایش بود و طراحی حرکت و میزان سن و طراحی صحنه ی "بازگشت به خانه" بسیار موفق تر از نمایش " آوریل 1912 " است .قطعا از ترکیب این دو تجربه ی موفق و با استفاده از نقاط قوت هر دو نمایش میتوان به زمستان سال آینده امیدوار تر بود..
آنچه در مورد نمایش "بازگشت به خانه " میتوان مطرح کرد روایت تعلیق دارِ کارگردانان جوان نمایش است که به نطر میرسد راه و روش بسیار درست و خوبی را برای نگه داشتن بانک تماشاگران خود انتخاب کرده اند. بازگران این نمایش بسیار یکدست و درست ایفای نقش میکنند اما در این بین کاوه مرحمتی ،رامین جعفری، مینا زرنانی و آزاده مشعشعی چشم نواز تر از بقیه عمل میکنند و رامین جعفری و کاوه مرحمتی بخش عمده ای از بار جذابیت اجرا را بر دوش میکشند..
در انتها باید گفت ؛ نمایش هایی با این فرم و ابعاد به هیچ عنوان مناسب سالنهایی با این قواره نیستند و حیف میشوند چرا که تصویرهایی فرمیک و حرکات کریوگرافی شده ی هماهنگ هرچه از چشمان تماشاگر فاصله بیشتری(عمق) داشته باشد دیدنی تر و جذاب تر خواهد بود و این نکته در مورد اثر قبلی گروه نیز صادق است.
گروه ... دیدن ادامه » تئاتر ریگولیتو و مشخصا این دو نمایش آخرشان که من نامشان را اتفاق میگذارم در تئاتر نسلمان ؛ باید در سالنهای بسیار بهتری از مشایخی و ارغنون اجرا بروند چرا که جای چنین جسارت و اتفاقات جذابی در تئاتر حرفه ای ما و نسل ما بسیار خالیست. در پایان امیدوارم این گروه جوان راه درستی که در پیش گرفته اند را ادامه دهند و زمستان هرسال تئاتر ایرانمان را با اتفاقات جذابی مثل "بازگشت به خانه " گرم نگه دارند..
امید آنکه مدیران سالنهای دولتی و سالنهای خوب خصوصی کشور کمی بیشتر چشمهایشان را بازکنند.

حامد ادوای
زمستان 1395
سپاس از انرژی مثبت و دقت تماشاتون جناب ادوای عزیز
۰۶ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شماها مثل شیئ میمونین ، مثل چیز ، مثل یه سری چیز ارتعاش میکنین ، از این طرف به اون طرف ، از اون طرف به این طرف. فقط میخورین و میخوابین و گند میزنین به همه جا ، به همه چیز. شماها تو خودتون غرق شدین ، نمیتونین ببینین.

تدی ، از نمایش بازگشت به خانه