تیوال فیلم بادیگارد
S3 : 13:39:27
: ابراهیم حاتمی کیا
: پرویز پرستویی، مریلا زارعی، بابک حمیدیان، محمود عزیزی، فرهاد قایمیان، امیر آقایی، دیبا زاهدی، شیلا خداداد، پریوش نظریه، پدرام شریفی، کامران نجف‌زاده، افسانه ناصری، سید احسان امانی، امیر محمدی، علی گلبهاران، حامد شیخی
: بنیاد سینمایی فارابی
: محمود کلاری
: مهدی حسینی وند
: کارن همایونفر
: پژمان لشگری پور
: محمدصادق آذین
: بهمن اردلان
: علیرضا علویان
: محمدرضا شجاعی
: ایمان امیدواری
: هادی اسلامی

خلاصه داستان: «بادیگارد» درباره محافظی شخصی است که از جان یکی از شخصیت‌های مهم نظام محافظت می‌کند اما در جایی و براساس حوادثی متوجه می‌شود که او بیش از آن که به فکر نظام باشد به فکر منافع شخصی است. محافظ شخصی دچار تشکیک می‌شود و همین امر باعث می‌شود که محافظت از آن فرد را کنار بگذارد. اما به دلیل خدمات و خلوصی که در وی وجود دارد او را به محافظت از فرد دیگری می‌گمارند که یکی از فعالان هسته‌ای کشور است. 

دسته‌بندی:
سیاسی

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم بادیگارد / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

فیلم بادیگارد | عکس فیلم بادیگارد | عکس فیلم بادیگارد | عکس فیلم بادیگارد | عکس

اخبار وابسته

» حاتمی کیا درنشست فیلم سینمایی «بادیگارد»: نقدی بر هیچ شخصیت سیاسی نداشتم

» استقبال زیاد مانع از برگزاری مراسم فرش قرمز «بادیگارد» شد

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
حیدر:ما داریم میشیم بادیگارد...
فرمانده:زمونه بادیگارد نیاز داره
حیدر: بادیگراد مزدوره؛ اعتقاد پشت کارش نیست...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
msm
دهه ی شصت تموم شد، الان دهه ی نوده...

بازی روزگار!
بهنام [شاهین] باقری و محمد لهاک این را خواندند
علیرضا بابایی و امیر زند این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

اون موقع که من میخواستم با تو ازدواج کنم نه بابام موافق بود نه مامانم ، اما به انتخاب من احترام گذاشتن، حالا منم به انتخاب دخترم احترام می گذارم ، که اونم بعدا به انتخاب دخترش احترام بگذاره
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این روزها ابراهیم حاتمی کیا با جبهه گیری‌های سیاسی اخیرش دیگر کارگردان چندان محبوبی نیست. با این حال هنوز از لحاظ عدم محبوبیت تا ده‌نمکی شدن فاصله‌ی زیادی دارد و این یعنی هنوز می‌توان بلیت خرید و پای فیلم‌هایش نشست. «بادیگارد» اثر نسبتاً موجه و قابل قبولی است. سکانسهای اکشن درخشان، فیلمبرداری و تدوین و موسیقی جذاب، نقش آفرینی قدرتمند پرویز پرستویی و بازی ستودنی مریلا زارعی، داستانی نو و سوژه‌ی غیرتکراری، همه و همه دست در دست هم دادند تا نقصهای نه چندان دلچسب فیلمنامه‌ را بپوشانند و تا حد زیادی نیز موفق می‌شوند. بگذارید به چند مورد آن اشاره کنم:

1. حیدر از بیماری اینسامنیا (بی‌خوابی) رنج می‌برد. بیماری که یک هفته قبل از شروع فیلم دچارش شده. هیچ دلیل خاصی برای آن ارائه نمی‌شود. ماجرای ترور دکتر صولتی که نقطه‌ عطفی در باورها و شرایط کاری‌اش ... دیدن ادامه » ایجاد کرد بعد از شروع بیماری رخ می‌دهد. حالا این چندان مهم نیست. چیزی که اهمیت دارد این است که حیدر شبها پارچه به چشم می‌بندد، چندین بار دکتر می‌رود و آزمایش می‌دهد، همه‌ی اینها یعنی ماجرای بی‌خوابی او مهم است، اما در نهایت می‌بینیم که این موضوع هیچ اهمیتی ندارد! از لحاظ فیزیکی همچنان سرحال است، تصمیم گیری و قدرت تشخیصش نرمال است، در برخورد با آدمها عصبی یا متوهم نیست، همه چیز درست و سر جای خودش است، حتی در قسمتی از فیلم جلوی تلویزیون خوابیده و خرناس می‌کشد. بی‌خوابی او فقط چند سکانس را به خود اختصاص داده و تاثیری در روند داستان و رخ دادن ماجراها ندارد. فقط چند فلش‌بک در ذهن او نقش می‌بندد که آن چون در هنگام آزمایش پزشکی رخ می‌دهد اهمیت چندانی ندارد. شاید این یک برداشت ضعیف و الهام گیری ناقص از اینسامنیای نولان باشد. شاید هم نه! هر چیزی که هست این قضیه‌ی بی‌خوابی مانند یک زگیل بی‌خود و بی‌جهت به فیلم چسبیده است و هیچ نقش خاصی در روند آن ایفا نمی‌کند.

2. حیدر سر تا پا لبریز از شعار است. این هیچ اشکالی ندارد! بعضی‌ فیلمسازهای ترجیح می‌دهند حرفشان را به صریح‌ترین شکل ممکنه در دهان قهرمان داستان بگذراند. خیلی هم خوب است. تاثیر خاص خودش را هم می‌گذارد. اما این تا جایی قابل قبول و موجه است که روند داستان را به بازی نگیرد و داستان تبدیل به یک قصه‌ی رویایی نشود. شعارهای ریز و درشت و وقت و بی‌وقت و بعضاً غیر قابل فهم حیدر را می‌شود با چند لیوان آب قورت داد و پذیرفت، اما دیگر کار به جایی می‌رسد که او با اتهام کمکاری و اهمال مواجه می‌شود و در جواب بجای آنکه حرف بدرد بخوری تحویل کنترل‌چی و تماشاچی بدهد، درست چیزی را می‌گوید که احمقانه‌ترین جواب ممکن در آن لحظه است! او پس از 30 سال خدمت، متهم به اهمال شده، و در جواب می‌گوید: شک کردم! مطمئن نیستم! جانم را برای هر چیزی فدا نمی‌کنم! یعنی همچین کاراکتری می‌تواند اینقدر احمق باشد که به او بگویند تو بجای آنکه سپربلا شوی، آن را سپربلا کردی، او هم جواب بدهد خوب کردم! الکی نمی‌خوام بمیرم! آن چند هفته قبل از بازنشستگی! این جواب همه چیز را، قدرت و تجربه و قابل اعتماد بودن و همه چیز حیدر را می‌برد زیر سئوال.

3. کاش حاتمی کیا کمی بیشتر فکر می‌کرد و بی‌خودی نسبت دیرینه‌ای بین حیدر و آقای مهندس نمی‌گذاشت. نه تنها این جزو آن دسته از اطلاعاتی است که گفتنش لزومی ندارد، بلکه حتی می‌تواند پیام فیلم را نیز کمی دستکاری کند. این که واضح است. فیلم می‌خواهد بگوید که حیدر ناخوداگاه پشت سر کاندیدای ریاست جمهوری قرار گرفته، چون شک دارد که او آدم بدرد بخوری است (هرچند، هرچیزی که از دکتر صولتی نشان داده می‌شود او را یک شخصیت کاملا مثبت معرفی می‌کند و اصلا معلوم نیست این شک از کجا به دل حیدر افتاده است!) و در آخر چون فکر می‌کرده آقای مهندس بیشتر به درد مملکت می‌خورد (بله! دهه 90 با دهه 60 فرق می‌کند) خود را سپر بلای او می‌کند. اما، از کجا می‌توان مطمئن بود؟ شاید حیدر به احترام هم‌رزم دیرین خود، بخاطر پشیمانی از اینکه هوای خانواده‌ی او را در طی این سالها را نداشته است، دست به چنین کاری می‌زند! واقعاً به جز آن سکانس اضافی و بی‌ربط مزار شهدا، که آقای مهندس و حیدر مثل ابر بهار گریه می‎کنند (بعد از گذشت 30 سال از جنگ. حیدر به کنار، مهندس چرا؟ او که حتی پدر خود را به یاد نمی‌آورد!)، کاربرد دیگری هم دارد؟ اصلاً چرا باید سر یک جریان حرفه‌ای، به ناگهان موضوع شخصی شود، به شکلی که دیگر تشخیص اینکه حیدر به کارش اعتقاد دارد، یا دارد از سر رفاقت به آشنا کمک می‌کند برایمان غیر ممکن باشد؟

در کل بادیگارد را می‌توان دوست داشت. بالاخره لا به لای این همه فیلمی که موضوعات اجتماعی را چسبیده‌اند و ول نمی‌کنند، یک فیلم با مضمون سیاسی قابل احترام است.

یک مورد دیگر باقی ماند که فراموش کردم بنویسم و آن هم ارزشمند بودن آقای مهندس است. حیدر جانش را برای آقای مهندس کله شق می‌دهد، کاری که برای کاندید ریاست جمهوری مهربان نمی‌کند. با فرض اینکه او این کار را بخاطر پیام فیلم می‌کند و نه رفاقت با پدر آقای مهندس، ... دیدن ادامه » سئوال اینجاست که چرا؟ یعنی ما با نابغه‌ای آنقدر مهم روبرو هستیم که دشمن قصد ترورش را دارد، اما هیچ چیز از او، به جز چند کلاس درس ساده (مثل تمام استادها)، کافه رفتن و قهوه خوردن و عشق و عاشقی کردن (مثل تمام جوانها) نمی‌بینیم. درست است که ماجرای هسته‌ای حساستر از آن است که چیزهای واقعی از آن نشان بدهند، اما چیزهای دروغی چطور؟ یکی دو تا جلسه با چند مقام سیاسی، یا رفتن به یک جای حساس و کلیدی، یا چند تماس تلفنی مهم، یا هر چیز دیگری که "نشان" بدهد این آدم، یک شخصیت مهم است و همه چیز فقط "حرف" نیست. اصولاً این یکی از نواقص بزرگ در هر فیلمنامه است. اینکه بگویی و نشان ندهی. اینکه بگویی فلانی مهربان است اما مهربانی نکند، قهرمان است اما حرکت خاصی انجام ندهد، قوی است اما کاری نکند، مهم است اما اهمیتی نداشته باشد، ویژه است اما معمولی نشان داده شود. اینکه نشان بدهی و نگویی قابل قبول است، اما بگویی و نشان ندهی، خیر.
۳۰ فروردین ۱۳۹۵
البته این جناب مهندس نخبه بسیار زیرک تر از این حرفاست , در همین راستا توجهتون رو جلب می کنم به سکانس ورزش صبحگاهی :))))))
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
چقدر درست بود این نقد. گزینه "خیلی دوست داشتم".
چرا من اینو الان دیدم؟! :)
۰۹ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کلیت فیلم و بازیهای جناب پرستویی و خانم زارعی رو بسیار دوست داشتم!!
البته دو چیز باعث شد که تکلیفم با فیلم معلوم نباشه!!
1- اینکه نمی فهمیدم پیام فیلم چیه؟!؟ شک به چی؟!...داره از چی حمایت می کنه!؟...داره چی رو می کوبه؟!؟ یهو تو ماه آخر بازنشستگی این همه شک و خستگی از کجا فوران کرده تو حاج حیدر؟!؟!....کنایه به جناح خاصی بود؟!؟
2- اول فیلم با صحنه ای شروع شد که نشونه مزدور بودن حاج حیدر بود!!نه رشادتش!!...طرزی که حاج حیدر اون شخصیت سیاسی رو موقع حمله ترورویستی بغل کرده بود، روشی هستش که گروگانگیرها استفاده می کنند!! اینکه شخص رو سپر خودش قرار میدن!!! از همون اول فیلم به خودم می گفتم که خب الان این حاج حیدر که اون بنده خدا رو به جای نجات، سپر بلا کرد!! این همه آسمونی نشون دادنش واسه چیه؟!!؟
ولی صحنه های اکشن فیلم واقعا بی نظیر از آب در اومده بود، در حد سینمای ایران....از ... دیدن ادامه » عشق زن و شوهری به نمایش در اومده هم خیلی لذت بردم....اون صحنه که مادر و دو دختر در حال پانسمان کردن پدر بودن، مثه یه تابلوی نقاشی فوق العاده زیبا بود...
سعید زادمهر، پرند محمدی، تارا و ونوس پیمان این را خواندند
علی عبدالرحیم و الهه الف این را دوست دارند
در مورد بند دوم تو خود فیلم هم حاج حیدر به فرهاد قائمیان (که رو ویلچر بود و اسمش خاطرم نیست) توضیح میده که من اول نماینده رو نشوندم تا به عامله انتحاری تیراندازی کنم اما خودش بعد از چند لحظه بلند شد و جلوی من ایستاد. و همه اینا تو مدت زمان کوتاهی رخ داده ... دیدن ادامه » و جوری نبوده که برای چند دقیقه حاج حیدر پشت نماینده پناه گرفته باشه.
۱۸ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم بدی نبود،بازی پرویز خان پرستویی مثل همیشه عالی بود،فقط چرا این فیلم انقدر منو یاد insomnia ساخته کریستوفر نولان انداخت.چرا بادیگارد تو لحظه آخر به شک هاش پایان میده درست مثل اون فیلم،یاد آلپاچینو بیفتیم خوابش نمی برد مگر سکانس پایانی،سردش نبود؟وقتی کارآگاه میخواست نیرو خبر کنه مانعش نشد؟نمیگفت میخوام بخوابم؟این همه شباهت تصادفیه؟ نظر شخصی من هست و اون رو تو نقد کاربران می نویسم،ممنون
وحید عمرانی و آزاده این را خواندند
یاسمن این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بادیگارد در فیلمنامه به شدت ضعف در شخصیت پردازی دارد. موقعیت های فیلم حوادثی را پدید می آورد که زمانبندی ها را به هم میریزد. شرایط کاملا تحمیلی است. فیلم آنقدر شعارزده است که این همه شرایط تحمیلی برایش قابل درک است!
از جمله این شرایط تحمیل شده به فیلمنامه به موارد زیر میتوان اشاره کرد:
1- حاج حیدر سالهاست بادیگارد است و خط به چهره ندارد اما در ماههای آخر فعالیت شغلی اش با دو حادثه تروریستی مواجه میشود که در یکی از آنها چندین و چند نفر و در دیگری خود محافظ کشته میشود! با چنین شرایط مخاطب قطعا باید از خودش بپرسد که حاج حیدر با این شغل خطیری که دارد و ظرف چند هفته دو حادثه تروریستی را تجربه میکند، تا الان چرا زنده مانده؟ یا حداقل باید پرسیده شود که او قبلا چه میکرده؟ چرا حاج حیدر هیچ خاطره ای ندارد؟ در اینباره فیلم پاسخ مناسبی ندارد. گذشته حاج حیدر تنها ... دیدن ادامه » با شعارهایی مبنی بر اینکه الان دهه 60 نیست و دهه 90 است ساخته میشود. ما فقط میدانیم حاج حیدر در دهه شصت مانده! اینکه در دهه شصت و متعاقبا در دهه های هفتاد و هشتاد دقیقا چه میکرده که حالا اینگونه به دهه نود رسیده معلوم نیست. شخصیت به گونه ایست که انگار از دهه شصت مستقیما به دهه نود پریده است!

ادامه در:
http://www.salamcinama.ir/naghd/article/623/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D9%87%D9%87-%D8%B4%D8%B5%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زمان زیادی از آخرین باری که نظری در تیوال نوشتم می گذره و همینطور از خواندن نظرات و نقدهای جالب دوستان تیوالی . دلتنگ بودم . بگذریم ..


بادیگارد . بادیگارد رو دوست داشتم . بادیگارد رو دوست داشتم اما نه به خاطر طرز فکر جناب حاتمی کیا که خیلی وقته که دیگه نوع فکرشون رو نمی پسندم , بلکه فقط و فقط به خاطر پرویز پرستویی نازنین که به چشمم کم از یک اسطوره نیستند .
فکر می کنم سینمای آقای حاتمی کیا رو زمانی که فیلم هایی مثل آژانس شیشه ای , بوی پیراهن یوسف , از کرخه تا راین و ... رو می ساختن بیشتر ترجیح می دادم و دوست داشتم .
حیدر : راضیه.............سردمه..........
مجتبی مهدی زاده و بهنام [شاهین] باقری این را خواندند
نیما رضائی و امیر محمدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در مجموع از تماشای فیلم لذت بردم، خصوصا بازی فوق العاده آقای پرویز پرستویی. مثل همیشه.

کلیشه های تکرار شونده جناب حاتمی کیا هم اگرچه تکراری ولی زننده نبودند، برای مثال آشنا بودن حیدر زبیحی با پدر اون دانشمندِ جوون از سال های جنگ، که نیازی نبود واقعا..! :)

اما یکی از چیزهایی که در حین تماشا هر بار تکرار شد آزارم می داد، توجه نکردن به بخش علمی از دید کارشناسان علمی و نپرداختن به شخصیت علمی یک دانشمند، به خوبی بود.
وقتی بابک حمیدیان استاد دانشگاه و به نوعی نابغه انرژی هسته ای بودند، بدون شک عنوان این شخصیت باید "دکتر" به جای "مهندس" می بود.. فکر می کنم تفاوت القاب دکتر و مهندس چیزی نیست که از دید افراد با حداقل تحصیلات دانشگاهی و حتی دبیرستانی به راحتی بگذره، و خب به نظرم از آقای حاتمی کیا انتظار این اشتباه نمی رفت. در کل پردازش بخش علمی ... دیدن ادامه » فیلمنامه ضعف داشت و می تونست خیلی بهتر از اینا باشه.
نفرمایید خانم. در عصر وفور دکتر اتفاقا مهندس باکلاس تره!
۲۱ فروردین ۱۳۹۵
دست کم اون موقع دارن درباره دلایل موفقیت یک فیلم حرف میزنن نه دلایل ضعفش!
۲۳ فروردین ۱۳۹۵
اینم هست :)
۲۳ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
خیلی وقت بود نیامده بودم تیوال
گفتم سرکی بزنم و نظرکی بنویسم
امروز بادیگارد رو دیدم، به صراحت می گم داور های جشنواره کاملا حق داشتن که هیچ کدوم از جوایز اصلی رو به این فیلم ندادن. بادیگارد فیلم بدی نبود قطعا اما فیلمی نبود که در حد تشویق باشه
یه فیلم معمولی بود. یه فیلمنامه متوسط با یک کارگردانی متوسط، کلا ابراهیم حاتمی کیا هیچ وقت یه کار چشم گیر نداشته، خواهش می کنم به کار های ایشون بادقت نگاه کنید از از کرخه تا راین تا بادیگارد یه کار خیلی برجسته در سینمایی های ابراهیم حاتمی کیا نبوده. منظورم از کار برجسته کاریه که بعد از سال ها وقتی می بینیش باز هم لذت ببری. تو فیلم های ایرانی به نظرم گاو استاد مهرجویی همچین حالتی داره یا مادر مرحوم حاتمی یا بیدمجنون مجید مجیدی و...
کارهای ابراهیم حاتمی کیا هیچ وقت بد نبوده اما هیچ فیلم شاهکاری هم نداشته. ... دیدن ادامه » نگاه ایشون به سینما نگاه هنری نیست بیشتر می خوان با سینما به مردم یاد بدن، البته این اصلا بد نیست، این هم یک نگاهِ و قابل احترام.
اما بازی استاد پرویز پرستویی؛ اول از همه (شاید لازم به گفتن نباشه) باید بگم پرویز پرستویی کاملا لایق عنوان استاد هست. کافی یه نگاه به فیلم هایی که بازی کردن بندازیم اما بازی ایشون در بادیگارد اصلا جایزه نداشت چون چیز خاصی نداشت. به نظرم حاج حیدر همون حاج کاظم بود، فقط کمی پیر شده بود.
ببخشید که درباره فیلم حرف نزدم، راستش به نظرم بادیگارد زیاد چیزی برای گفتن نداشت
این یک نقد نیست صرفا یک نظر شخصیه.

حاتمی کیا هیچ وقت کار چشم گیر نداشته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!

متاسفم

نظری ندارم
سکووووووووت
۱۴ فروردین ۱۳۹۵
چطور به فیلم روبان قرمز نمی شه گفت شاهکار .
۱۸ فروردین ۱۳۹۵
ولی یک نکته به نظرم قابل تامل بود این که هنوز کسانی توی هنر هستند که صرفا هنر رو جلوه بصری میدونن و هر چی بیشتر رو صندلی سینما فرو رفتن رو بهش میگن هنر و فیلم نامه...
ولی به نظرم بنده ( با سواد اندکم از هنر و سینما که سعی میکنم مطالعاتم بیشتر شه!) هنر صرفا ... دیدن ادامه » انتقال مفاهیم هست و اموزش و .... که معنا پیدا میکنه! و گر نه سینمای ابزورد رو جای میذاره ( که هیچ اعتقادی شخصا به اون ندارم با این که مدافعان زیادی دارن از این مکتب دفاع میکنن)
۱۸ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حداکثر پنجاه درصد فیلم را دوست داشتم .
فیلم اتفاقا های کمی ندارد.
از روی اتفا ق های فیلم نچسب و کلیشه ای و ناامید کننده است از روی اتفاق بادیگارد دانشمند هسته ای همرزم پدر شهیدش است و چه بسیار کلیشه ای این ماجرا بیان می شود حیدر زخمی وارد خانه می شود و بدون توجه به زخمش و خونی که میرود و دردی که می کشد چه زود خانمی که مدتها ندیده را به یادش می آورد و همانجا پی به ماجرا می برد در این مدت خون همچنان از پای حیدر می رود ! باز از روی اتفاق حیدر که به کهف الشهدا؟ رفته ناگهان با دانشمند هسته ای و مادرش مواجه می شود که در همان موقع به زیارت شهید آمده اند (حالا چرا این اتفاق قبلا نیافتاده و درست پس از آشنایی مجدد روی داده بماند) چقدر شعاری و نچسب می شود گریه و گلایه پسر شهید بر سر مزار پدرش. و از اینجا به بعد دانشمند هسته ای جوان و جسور ما می پذیرد که محافظی ... دیدن ادامه » که اتفاقا زمانی همرزم پدرش بوده و باز اتفاقا زمانی محافظ استاد دانشگاهش (که الان معاون رییس جمهور شده و باز اتفاقا این موضوع را فهمیده) کار حفاظت از او را بر عهده بگیرد (حالا چرا دانشمند هسته ای جوان اینقدر باید عجول و عصبی و پرخاشگر و کله شق نشان داده شود نمیدانم شاید اقتضای فیلم این بوده که نماینده نسل امروز جامعه اینگونه نشان داده شود)
صحنه های عملیات تمرینی حفاظتی دانشمند (که چه مبتدیانه و کودکانه است)چه کمکی به فیلم می کند؟اگر حذف شود اتفاقی می افتد؟
مریلا زارعی هرچند بازیگر توانایی است ولی زیادی برای نقش جوان نیست؟نقش فرهاد قائمیان در فیلم چیست ؟ بر روی یک ویلچر است (چرا روی ویلچر و بیمار؟) و او نیز از روی اتفاق در همان بیمارستانی است که معاون رییس جمهمور بستری است چرا اتاق او شباهتی به اتاق بیمارستان ندارد؟ مگر نه این که او بیمار است ؟ چرا اتاقش پر است از عکسهای حادثه ؟ چه چیز را مثلا می خواهد نشان دهد ؟ اصلا او بیمار است یا ماموریتی امنیتی برای این کار دارد و این ها همه نقشش است باز اگر اینگونه بود چه لزومی داشت در اتاق یک بیمارستان پیگیر ماجرا شود؟
راستی یک سوال کار تیم حفاظت و محافظ چیست مگرنه این که باید محافظ یک مسئول و یا یک شخص مهم باشد اینجا حفظ جان آن شخص (درست یا غلط )مهمترین اولویت است حالا می خواهد این محافظ در قبال کارش اسکناس دریافت کند و کارش وجه مادی داشته باشد و به قول فیلم یک بادیگارد باشد و یا اینکه بر اساس اصول و اعتقاداتش کار حفاظت را بر عهده گرفته باشد اگر کارش را درست انجام بدهد هرچند قابل تقدیر است ولی در حقیقت کارش این بوده و اگر کوتاهی کرده باشد هرچند که هیچگونه عمد و تقصیری هم نداشته باشد ولی می بایست مسئولیتش را بر عهده بگیرد حال چه می خواهد حاج حیدری باشد که در طول جنگ و پس از جنگ خدمات بیشماری کرده و جان افراد زیادی را نجات داده باشد و یا یک بادیگاردی تازه کاری که فقط به خاطر اسکناس این کار را انجام می دهد.

جاهایی از فیلم که خبری از شعار و حرفهای کلیشه نیست فیلم عالی می شود (حیف که بیشتر ازچند دقیقه نیست) مخصوصا اوایل فیلم و صحنه کشته شدن عامل انتحاری که کم نظیر است در سینمای ایران همین صحنه های ابتدایی جور کاستی ها و کمبودها و را تا آخر فیلم می کشد (اصلا حکم مسکنی دارد که به تماشاگر خورانده می شود تا مدتی چیز دیگری را متوجه نشود) صحنه شلیک ناخواسته ناگهانی کلت درون ماشین و صحنه های آخر فیلم نیز دقیقا همین کارکرد را دارد ولی با درجه ای پایینتر و خفیف تر.

شاید دلیل استقبال از بادیگارد بدون توجه به افکار و دنیای حاتمی کیا قهرمان پرور بودن فیلم باشد چند فیلم در سالهای اخیر سراغ دارید که قصه فیلم به دنبال ارائه قهرمانی با فاکتورهایی جذاب برای ارائه به مخاطب باشد ؟حاتمی کیا از این رو بسیار باهوش است قهرمان فیلم او امروزی است او را تاجاییکه توانسته باور پذیر کرده به قهرمان دنیای واقعی شباهت کرده از صحنه ها و جلوه های ویژه استفاده برده تا بتواند هم از این مسیر به جلب مخاطب بپرادزد و هم به این بهانه حرفهای خود را بزند. مسلما هر قهرمانی باید دلیلی برای مبارزه داشته باشد اصولا باید ضد قهرمانی هم تعریف شده باشد که ویژگی های قهرمان بولد شده و تاثیرگذار باشد. خطر آنجایی احساس می شود که ضد قهرمان های فیلم حاتمی کیا در کنار مسئولین(که واقعا نمی دانم اینگونه هست یا خیر و همچنان پس از آژانس شیشه ای در همان حالند) مردم معمولی امروزی هم تعریف شود و جایی از ضد قهرمانهای زنده و واقعی و اصلی وشناخته شده نباشد.

جم و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
رومینا خلج هدایتی، ذوق زده و محمد شفائی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم رو دوست داشتم...
اما نه برای طرز فکر و آرمان های آقای حاتمی کیا...
تنها برای بازی آقای پرویز پرستویی و خانم مریلا زارعی...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روز اول به دیدن بادیگارد رفتم پردیس چارسو سانس 16
بادیگارد درد درونی حاتمی کیاس با همه آرمان ها و قهرمان سازی های
بادیگارد فیلم خوش ساخت پر کشش و ایده ایی تازه و جذاب اجتماعی سیاسی با بازیهای بسیار خوب همه بازیگران،،
فیلم از ابتدا شروع تا انتها میخکوب کننده و متعلق به سینمای قصه گو و جذاب
فیلم باید نامزد بهترین فیلم کارگردانی فیلمنامه تدوین صداگذاری موسیقی متن و طراحی صحنه و لباس و چهره پردازی می شود
واقعا در شوک هستم چطور هیئت داوران اینقدر بدسلیقکی کرد بسیار بسیار متاسفم از وجود افراد خودخواه و بی سوادی مثل مهدی فخیم زاده که با آن ناداوری در حق هیس دخترها فریاد نمی زنند و حوض نقاشی که ازش متنفر شدم البته فخیم زاده کارگردان خوبی است اما بیزارم از قرار گیری در صف هیئت داوران....

از هیئت داوران می پرسم آیا ابد و یک روز با آن لوکیشن های بسته ... دیدن ادامه » اتاق ها که بیش از 80 درصد نماها و میزانسن ها در اتاق و حیاط است ارزشش از بادیگارد بیشتر بود سکانس اول و آخر بادیگارد را به یاد بیاورد

ننگ بر این کج سلیقگی هیئت داوران
سعید روستایی عزیز در خواب هم نمیدید که حتی یک جایزه بگیرد اون وقت ما تماشاگران بی عقل جشنواره و هیئت داوران نادان خیلی خیلی بیشتر از ارزش این فیلم به ابد و یک روز بها دادیم....

نمیگم ابد و یک روز بد بود ولی این فیلم یه فیلم متوسط کوچیک و جمع و جور بود
بادیگارد را با هر نگاه و نگرش و اعتقاد سیاسی می تواید ببینید و لذت ببرید چون حرف فیلم ملی گرایی و دفاع از ناموس و وطن است ....
با عذر خواهی از باقی دوستان ، راجب شما قضاوتی ندارم ولی فکر نمیکنم دادن نسبت بی عقلی به تماشاگران درست باشه . شما بادیگارد رو دوست داشتید و به نظرتون ابد یک فیلم متوسط جمع و جور بود محترم ، ولی لطف کنید راجب عقل بقیه نظر ندید .
۲۷ اسفند ۱۳۹۴
حاج علی ...
گفتم ما تماشاگران جشنواره خودم رو هم آوردم وسط و منظورم از این کلمه بیشتر شوخی بود نه چیز دیگه
۲۹ اسفند ۱۳۹۴
آقای میلادی جواب پرسشی که جناب نصیری پرسیدند برای بنده نیز گنگ است.لوکیشن هر فیلم به اقتضای فضایی که آن فیلم دارد متفاوت است.آیا سنحش ارزش یک فیلم بر اساس محدودبودن یا نبودن لوکیشن است؟!؟
۰۳ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سینما را بخاطر امثال حاتمی کیا ها دوست دارم

پرویز پرستویی را می پرستم


پس نتیجه می گیریم که من فیلم را خیلی دوست داشتم

نقطه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جشنواره فیلم فجر با همه فیلم‌های تلخش و با آن چند فیلم شیرینش و با همه حرف و حدیث‌ها به آخرش رسید. تجربه‌های آن در جشنواره‌های بعدی استفاده نخواهد شد و خوبی‌هایش هم به مرور کمرنگ می‌شوند اما همه آن‌ها به ادب «پرویز پرستویی» می‌ارزد که پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد گفت: «من بازیگر حیدر ذبیحی در بادیگارد بودم و ابراهیم حاتمی‌کیا، خالق بادیگارد.» و سیمرغش را ابتدا به ابراهیم حاتمی‌کیا و سپس به 5 تن سینمای ایران، استادان انتظامی، نصیریان، مشایخی، کشاورز و رشیدی تقدیم کرد.

همه بی‌اخلاقی‌های این دوره از جشنواره، مرگ و میرهای نهفته در فیلم‌ها، بی‌نظمی کاخ جشنواره و... به همین چهار کلام احترام‌آمیز و امیدوارکننده می‌ارزید.

⚠️ و در آخر هم یک نگرانی جدی برای «سعید روستایی» که با 9 سیمرغ بلورین برای فیلمش، وارد یک میدان ... دیدن ادامه » مین خطرناک شد. خدا کمکش کند...
رومینا خلج هدایتی و آرش فتحی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینکه بادیگارد جزو نامزدهای بهترین کارگردانی و بهترین فیلم قرار نگرفت بر می گردد شاید نه به ناداوری اما به ضعف داوران، زیرا اگر کسی تمامی فیلم های جشنوارۀ سی و چهارم را دیده باشد مطمئنا بادیگارد را در زمرۀ پنج فیلم اول این جشنواره طبقه بندی خواهد کرد. یک اکشن خوش ساخت به دور از ادا، شعار و ادعا که تماشاگر را از ابتدا تا انتها میخوب به پرده نگاه می دارد. خوشبختانه بازی پرویز پرستویی در سطحی قرار داشت که انتخاب دیگری برای داوران به جز اهدای جایزۀ بازیگری اول مرد به او باقی نگذاشت.
یکی از دلایل موفقیت و تأثیرگذاری فیلم بادیگارد بی شک اعتقاد خالص ابراهیم حاتمی کیا به کاری بوده که انجام می داده است. این فیلم حرفی است از دل برآمده که لاجرم بر دل می نشیند و دیدگاه خاص و سینمای ویژۀ حاتمی کیا را به نمایش می گذارد. صحنه ای نیست که بتوان آن را از فیلم درآورد ... دیدن ادامه » و تمامی سکانس ها در حد لزوم و به طور مفید در کنار هم چیده شده اند. سکانس پایانی داخل تونل درخشان است و یک حسن ختام فنی و هنری برای چنین فیلمی به شمار می رود.
این نکته که حاتمی کیا با اینکه سال به سال از جنگ فاصله می گیریم هنوز می تواند از دل آن چنین موضوعاتی را دربیاورد و بر محور آن فیلم هایی در این سطح بسازد هنرمندانه است و اعتقاد شخصی و خط مشی او هم قابل احترام.
احسان توکلی و ذوق زده این را خواندند
فائقه معتمدی، مجتبی مهدی زاده، ماندگار و کیمیا TAV این را دوست دارند
من همه فیلمهای بخش مسابقه و نگاه نو رو دیدم و بادیگارد جز نه فیلم اولم قرار نمیگیره و این رو صرفا از نظر سینمایی میدم و کیفیت اثر فارغ از موضع گیریهای تند سیاسی فیلم بنفع یک گروه خاص و جدا ازینکه حاتمی کیای جدید حتی از برادران عزیز خودسر هم بطور ضمنی دفاع ... دیدن ادامه » میکنه...!!!
۲۴ بهمن ۱۳۹۴
اقای عمرانی ،اولا درنهایت خوب و بد در سینما سلیقه ای هست و هیچ متر و معیار مورد وثوقی وجود نداره حتی در سطح جهان هم و در مورد شاهکارهای تاریخی که مثلا نود و پنج درصد منتقدین ازشون تقدیر میکننن ، پنج درصدی هستن که نمیپسندن اون فیلم ها رو.... اما در مورد بادیگارد ... دیدن ادامه » شخصا بخاطر شعارهای گل درشتی که در فیلم بود (بحث خوب یا بد بودن اون شعارها نیست، در سینما نباید پیغام رو مستقیم تو چش تماشاچی فرو کرد) و تعدادی گاف و .... بنظرم فیلم متوسطی بود و در حد نامزدی نبود... بعد از اکران عمومی براحتی میشه راجع به جزییات بحث کرد
۰۴ اسفند ۱۳۹۴
آقای دانش سینما هم بر اساس علم و اصولی بنا شده است مگر ممکن است که خوب و بد در سینما سلیقه ای باشد؟ سلیقه هم می تواند بخشی از آن باشد اما نه همۀ آن. اگر جز این بود که صدها جلد کتاب دربارۀ اصول فیلم نامه نویسی، فیلم سازی، نقد فیلم و سایر تخصص های سینما نوشته ... دیدن ادامه » نمیشد، سلیقه بود دیگر.
۰۶ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من تجربه متفاوت را دوست دارم.دغدغه های حاتمی کیا را نیز، ملودرام سازی و احساسی بودنش را هم، موسیقی و جلوه های ویژه فیلم اش را که محشر بود و فیلمی که لحظاتی میخکوبت می کند همچنین...اما از شعار دادن خوشم نمی آید. از این همه مستقیم گویی نیز. ای کاش حاتمی کیا بیشتر قدر خودش را بداند
ای کاش
۲۱ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مایه‌ی اصلی فیلم، پتانسیل مناسبی برای پرورش یک داستان پرکشش دارد: محافظی که از حساسیت‌های فضای محافظت‌های سیاسی خسته شده و خود را به حوزه محافظت از یک دانشمند منتقل می‌کند و در اوج کش و قوس رابطه با دانشمند، به اتهام سهل‌انگاری از کارش اخراج می‌شود، ولی با فدا کردن خود در راه حفظ جان دانشمند، اتهام را از خودش سلب می‌کند.
حاتمی‌کیا اگرچه موفق می‌شود در قسمت‌هایی به مرز یک فیلم جذاب نزدیک شود، ولی باز به سیاق روند فزاینده‌ی شعارگرایی و حاشیه‌پردازی‌های بی‌موردش در چندین سال اخیر، آن قدر زیگزاگ‌های غیرسینمایی در متن فیلم اعمال کرده که پتانسیل مزبور را تا حد زیادی کاهش می‌دهد. وقتی او می‌تواند درام پر و پیمانی از یک موقعیت پیچیده‌ی احساسی و اعتقادی استخراج کند، چرا وقت خود و تماشاگر فیلمش را با متلک‌های ژورنالیستی هم‌چون مقایسه‌ی ... دیدن ادامه » عکس دو رییس جمهور کنونی و سی و چند سال قبل هدر می‌دهد؟ چرا فضایی هم‌چون اصرار خبرنگار تلویزیون را از یک محافظ امنیتی جهت انجام مصاحبه با استناد به این‌که مردم انتظار دارند واقعیت‌ها به اطلاع‌شان رسانده شود رقم می‌زند؟ کجای دنیا رسم است که تیم‌های حفاظتی امنیتی کار اطلاع‌رسانی انجام دهند؟ (البته از خبرنگاری که دنبال برانکارد یک مجروح به‌شدت خونین از‌حال‌رفته می‌دود تا مصاحبه بگیرد و «مردم را از وقعیت‌ها مطلع سازد» جز این انتظاری نمی‌رود) چرا موقعیت‌های بی‌ربطی مانند گلاویز شدن با اوباش پارک وسط داستان گنجانده می‌شود؟ چرا ارجاع به خود (آژانس شیشه‌ای) با آن شعارهای مربوط به خیبری و موتوری در بی‌ربط‌ترین شکل به ماجرا تحمیل می‌شود؟ اصلاً آن موتورسوارهای شعار به دست، میان چنین داستانی چه کاره‌اند؟ برای ماجرای فیلم کاربرد دارند (که ندارند) یا برای جنجال آفرینی‌های سطحی ژورنالیستی در خوشامد فلان جریان سیاسی و بدآمد بهمان جریان جناحی؟
این موضوع که دانشمند هسته‌ای یک دفعه فرزند همرزم او در سال‌های جنگ از آب درمی‌آید دیگر چه صیغه‌ای است؟ دختر کوچک او در فیلم چه‌کاره است؟ اگر نبود چه می‌شد؟ همسرش اگر به جای مدیر مدرسه مثلاً خانه‌دار بود یا پزشک یا کارمند، چه فرقی در ماجرا حاصل می‌شد؟ اصلاً چرا فیلم‌ساز در کنار شخصیت فیلمش این قدر نزدیک ایستاده است و در حد تقدیس می‌انگاردش؟ خب آن مقام امنیتی ارشد حرفش مستدل است: نوع قرار گرفتن بازو و بدن محافظ دلالت بر این دارد که او از بدن شخصیت سیاسی به عنوان سپر استفاده کرده است و نه آن‌که بر حسب وظیفه‌اش خود را سپر او کند. اگر آقای محافظ جوابی درست دارد بدهد، دیگر این همه مظلوم‌نمایی و قدیس‌گرایی چه معنایی دارد؟ ضمن آن‌که این دیگر چه جور شبکه‌ی امنیتی‌ای است که اگر محافظ ارشد و پرسابقه‌ای را از کار تعلیق کنند، همه از دانشمند و نامزدش و... هم خبر دارند و درباره‌اش صحبت می‌کنند؟
اگر به جای این همه حرف و نقل در باب تفاوت وظیفه و تکلیف و... به فیلم و موقعیت‌های داستانش عمق داده می‌شد، واقعاً می‌شد امیدوار بود که با یکی از بهترین آثار حاتمی‌کیا رو‌به‌رو می‌شدیم. در حال حاضر بادیگارد مجموعه‌ای از شعار و متلک روزنامه‌ای به این و آن، و کمی هم سینما است. افسوس...

مهرزاد دانش، سایت مجله‌ی فیلم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در حد فیلم های هالیوودی جذابیت داشت. به نظرم این فیلم از معدود آثاری بود که فعالیت موازی نهادهای امنیتی رو به تصویر کشیده بود و هم به بهترین شکل تقابل حفاظت اطلاعات سپاه و شورای عالی امنیت ملی رو نشون داده بود.

غیر از یکی دو تا صحنه مثل دعوای حیدر توی پارک (که باعث خنده مخاطبان شده بود!) و صحنه آموزش رزم به دانشمند هسته ای (که اصلا خوب درنیومده بود) بقیه فیلم خیلی خوب کارگردانی شده بود و بازی ها هم عالی بودن.