تیوال نمایش کافه پولشری
S2 : 18:53:57
امکان خرید پایان یافته
  ۱۷ فروردین تا ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۶
  ۱۸:۰۰
  ۴۵ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: آلن وتز
: اصغر نوری
: الهام پاوه نژاد
: الهام پاوه نژاد
: گالری طلای گرامی

: گلناز گلشن
: سارا اسکندری
: علی بوستان
: سید فرشاد هاشمی
: شیوا اردویی و سروناز نانکلی
: رضا موسوی
: شیوا اردویی و ستاره سرداری
: امیر علی نانکلی، احمد عالیشاه
: آناج مزون (شیدا مختاری فرد)
: آریان رضایی
: گروه جارچی

(صفحه اینستاگرام جارچی | صفحه تلگرام جارچی)

درباره ی زنی ست که به تنهایی یک کافه را اداره می کند...

گزارش تصویری تیوال از نمایش کافه پولشری / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش کافه پولشری / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» استقبال هنرمندان از هفته دوم اجراهای کافه پولشری در تئاترشهر

» زن ها در اروپا هم با چالش های زیادی روبرو هستند

» استقبال هنرمندان از هفته نخست اجراهای کافه پولشری در تئاترشهر

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امکان خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش از شنبه (۱۶ اردیبهشت ماه) ساعت ۱۸ آغاز خواهد شد.
پژمان این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید روزهای تازه این نمایش از ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ـــ کافه پولشری، کافه ای به گرمای خانه دوست ـــ

به دعوت «پولشری خوش قلب و مهربان» به کافه پولشری رفتم.
پذیرایم شد؛
به لبخندی گرم،
قلبی صمیمی،
رویی گشاده،
و درددلی زنانه....
حرف زد،
درد دل کرد،
و « قصه » گفت؛
قصه زندگی،
قصه رنج،
قصه شادی،
قصه عاشقی،
و ... دیدن ادامه » قصه زنانگی....
همنشینش شدم؛
شنیدم،
لمس کردم،
درد کشیدم،
لبخند زدم،
و سکوت کردم...
صندوقچه قلبش را برایم گشود؛
راز مگویش را گفت،
عاشقانه یواشکی اش را برملا کرد،
تا عاشقانه هایم قلبم را نوازش کند...
«پولشری» اولین میزبان زندگیم بود که به من آموخت:
«اگه بچه دار شدم؛
پسر و دخترش فرقی نداره،
بجای اینکه بهش بگم درس و مشق‌هات رو نوشتی،
بپرسم عاشق شدی؟!عشق کردی؟!»



نغز.. موجز... دست و پا دار و دلنشین نوشتین!
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
درود بر شما
مثل همیشه زیبا و دلنشین
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶
جناب فکور، سپاس از بذل توجهتون
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسته نباشید خانم پاوه نژاد. اجرای دوست داشتنی و خیلی خوبی بود.
انتخاب موسیقی خیلی با احساس و متناسب بود.
کافه پولشری تنها تاتری بود که با ان خندیدم و جاهایی با پولشری حس هم ذات پنداری کردم و در نهایت برای پولشری، خودم و زن هایی که در حصار باید و نباید ها و باورهای غلط اسیر شدن، اشک ریختم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چیدنی ها کم نیست
من و تو کم چیدیم
وقت گل دادن عشق پای دار قالی
بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم.
حیف که پولشری نتوانست گل سرخش را پرتاب کند؛ و این چقدر برای همه ی ما رخ میده. پولشری زنی است بسیار حساس با طبع لطیف که بنا به شرایط زندگی اش، هنر سخنوری خوبی ندارد و توان بروز احساساتش را ندارد. زنی که عشق و مهر از درونش فوران می کند، اما بنا به زندگی زمخت گذشته اش، یارای بیان آن را ندارد. نمایش مرا به یاد داستان شازده کوچولوی دوسنت اگزوپری انداخت. پولشری دنبال اهلی کردن مرذ بلند قد چشم آبی بود و یا شاید خودش هم اهلی شده بود، اما تنها و تنها افسوس آن عشق برایش باقی ماند. شاید تنها مسولیتی که از اهلی شدن نصیبش شد، مراجعه به اداره پلیس برای شناسایی پیکر بی جان عشق اش بود. پولشری از آن دست آدم هایی است که تاوان جبر جغرافیا و زمان خود را می دهد، با این حال ... دیدن ادامه » درونش گلستان عشق و شور زندگی طراوت خاص خود را دارد.
بازی خانم پاوه نژاد خیلی خوب بود و انتخاب مناسب موسیقی فضای نمایش را لطیف و با احساس می کرد. شاید کافه پولشری تنها تاتری بود که خندیدم و در نهایت با چند قطره اشک برایم به پایان رسید.
مهارت حاصل از تجربه در بازی خانم پاوه نژاد مشهود است.
اما عدم انسجام نمایشنامه و روایت داستانک های متوسط تماشاگر را در دنبال کردن خط داستانی مشخص دست خالی می گذارد. گره و تعلیق خاصی در روایت وجود ندارد و همین امر باعث شده بود تا بازیگر نمایش با حفظ ریتم و انرژی همه بار اجرا را به تنهایی به دوش بکشد.

مونولوگ خوب است. اما اگر متن ویژه ای نداشته باشد به ندرت از خوب فرا تر می رود.

خسته نباشید و ممنون
بسیار خوب‌ تحلیل‌کردین.با وجود ضعف قصه اما بازی خوبی رو دیدم.درد ودل های شریف ودوست داشتنی بود...
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی تکلف صادقانه ...میشه راحت با پولشری خندید بغض کرد ......دیروز وقتی خانم پاوه نژاد سر یکی از تماشا گرها داد زد من مردم از خنده (بخشی از اجرا) در کل عالی بود من بازم میرم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسته نباشید خانم پاوه نژاد
رضا تهوری این را خواند
آریان رضائی و امین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوب بود
خسته نباشید خانم پاوه نژاد .
آریان رضائی و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در شب دوم اجرای نمایش کافه پولشری سعادت داشتم تا به دعوت بانو الهام پاوه نژاد قهوه ای با طعم انسانیت ، عشق و مهربانی را در کافه تئاترشهر تجربه کنم .
کافه پولشری نوزاد چند روزه الهام پاوه نژاد است که باتوجه به اینکه به عنوان فرزند اول چشم به جهان باز کرده است با هنر نهفته در وجود مادرش خوب پروراند شده است و با زبانی ساده بدون پیچیدگی عشق را فریاد میزند و به زبان پولشری از درد زنانی در جامعه می گوید که با توجه به استعدادهای نهفته ای که در وجود خود دارند تنها و تنها به عنوان یک ابزاری برای عیش و نوش مردان بی اخلاق در جامعه دیده می شوند . همین باعث آن می شود که زنانی همچون پولشری به دلیل ناتوانی در اعتماد و ارتباط عشق خود را در دل پنهان و همه مردان را به یک چشم نگاه کنند ... الهام پاوه نژاد با کافه پولشری مرز میان خود و تماشاگر را شکسته است و با قرار گرفتن ... دیدن ادامه » در کنار تماشاگر به عنوان یک کافه چی سعی دارد دست از شعار برداشته و درس انسانیت و عشق را به مخاطب خود ارائه دهد ... در شب های پیش رو کافه پولشری را فراموش نکنیم و با خانواده قهوه ای بنوشیم چرا که عشق رنج سنی ندارد .
محمدکاظم شیران
اجرایِ مونولوگ، سخت است و کارِ هر آکتوری نیست. نیاز به توانِ بالایی برایِ حفظِ ریتم و نوآنسِ دراماتیک دارد. به غیر از آن که متن می‌بایست دارای پتانسیل‌هایِ لازم برایِ همراه کردنِ تماشاگر داشته باشد. به نظرم متنِ نمایش کافه پولشری، از آن متن‌ها است که اجرایِ آن بسیار دشوار است. چرا که به دلیلِ جنسی از زنانه‌گی که در شخصیتِ پولشری نهفته است، به شدت وابسته به بازیِ حسی و درونیِ بازیگر است. الهام پاوه‌نژاد به گونه‌ای ما را به عنوانِ تماشاگر درگیر پولشری و داستانِ احساساتِ رقیقِ این زن می‌کند که زمان و مکان را از یاد می‌بریم. او کافه‌چی است و ما مهمانِ یک فنجان قهوه‌ی تلخ. حتما به جبران همین تلخی است که در ابتدایِ نمایش از همه‌ی مهمان‌ها با کاپ‌کیک‌هایِ خامه‌ای پذیرایی می‌شود. پولشری به مهمان‌هایش می‌گوید که اگر عاشقی نکردی، حفره‌ی بزرگی ... دیدن ادامه » در روحت ایجاد خواهد شد که هرگز جبرانی برایش نیست. «آدم‌هایی که عشق شان را انکار می‌‌کنند، زود پیر می‌شوند.» پولشری همه‌ی عمر به دنبالِ داستانِ آدم‌هایی بوده که به کافه‌اش آمدورفت کرده‌اند. آن‌ها شخصیت‌هایِ داستان‌هایِ خیالیِ پولشری هستند و حالا این اوست که آدمِ قصه‌ای شده که راوی‌اش خودش است.
به این ترتیب فاصله‌ی میانِ تماشاچی و بازیگر، در اجرای پولشری محو می‌شود. فضایِ کافه و میزانسن‌ها به شکلی است که این درگیری و استحاله را به راحتی ممکن می‌سازد. الهام پاوه‌نژاد به شکلی صمیمانه و طبیعی قصه‌ی پولشری را زندگی می‌کند. جریانی که با دخالتِ تماشاچی‌هایِ حاضر در کافه پررنگ‌تر و گرم‌تر می‌شود و مونوگِ زنی غمگین را تبدیل به یک دیالوگِ نامرعی میانِ تماشاچی و بازیگر می‌کند.
کافه‌پولشری در میانِ اجراهایِ الهام پاوه‌نژاد کاری بسیار متفاوت است، گو این‌که اولین تجربه‌ی کارگردانی او نیز هست و از این منظر می‌شود گفت که باید در انتظار کارهایِ بعدی و سبکِ خاصِ او در کارگردانی باشیم. سبکی که تلاش می‌کند در ارتباط میانِ متن، بازیگر و تماشاچی به یک بیان یا زبانِ روان دست پیدا کند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"نخوابید! هنوز با هم کلی کار داریم"

پیش از هر چیز یه خسته نباشید می گم به تیم اجرایی نمایش، خاصه سرکار خانم پاوه نژاد.
دقیقا برخورد گرمی که دوستان گفتن وجود داشت. قبل از شروع کار یه لحظه چشمام رفت رو هم از فرط خستگی که خانوم پاوه نژاد با ظرف شیرینی اومد بالا سرم و با لبخند گفت: "نخوابید! هنوز با هم کلی کار داریم"
چیزی که تو همون اول کار توی ذوقم زد صندلی هایی بود که به کافه اضافه شده بود. حالا این چیزی که من می گم و چیزی که امکانش باشه خیلی متفاوته وا! من نظرم رو می گم. فضای کافه و اون تم چوبی رو صندلی های توسی رنگ آهنی و پلاستیکی ریخته بود به هم. (این آقایی که ریش به صورت دارن و عینک به چشم هم یه برخورد زننده ای انجام دادن که حالا کار ندارم!)
یه مقدار زمان کار برای مونولوگ زیاد بود! شایدم متن اون کشش لازم رو برای من نداشت. ده دقیقه تا یک ربع پایانی ... دیدن ادامه » که اوج قصه بود واقعا قشنگ بود ولی خب قبلش تا حدی خسته کننده می شد.
فقط به نظرم متن ثبات زمانی و مکانی نداشت انگار!!! مثلا جایی که گفته می شه "شما سرتون تو موبایله همش" خب این یه پدیده ی نو ظهوره!!! یا چبدونم "پلیس ضد شورش و ..."
در هر حال یه کار معولیِ خوب بود.

آرزوی سربلندی و موفقیت روز افزون برای تک تک افراد گروه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش تقریبا با 7-8 دقیقه تاخیر شروع شد. در ابتدای ورود خانم پاوه نژاد نزدیک درب ورودی بین تماشاگران ایستاده بودن و با هرکسی که داخل می شه خوش و بش می کردن. این رفتار گرم و صمیمانه واقعا حس وارد شدن به یک کافه دوست داشتنی رو برات ایجاد می کنه. اقای رضایی نازنین یا امشب تشریف نداشتن یا سال نو شده و من نشناختمشون! قبل از شروع نمایش خانم پاوه نژاد از تمام تماشاگران با سینی شیرین تر نقلی و زیبایی پذیرایی می کنن (نمی دونم تا اخرین روز نمایش این برقرار هست یا به مناسبت تازه بودن نوروز یا نزدیکی به روز پدر انجام شده). نمایش شروع می شه و یک مونولوگ بسیار ساده اما شیرین توسط ایشون اجرا می شه که کافه چی بیشتر از تنهایی هاش می گه و این که نمی تونه "دوست داشتن هاش" رو بیان کنه. در طی نمایش بنا به اقتضای شرایط چندین فنجان قهوه با شکلات برای بعضی از تماشاگران آورده ... دیدن ادامه » می شه که کیفشون رو کامل می کنه.
یکی از خانم هایی که با هم سر یک میز نشسته بودیم قبل از شروع نمایش از ایشون خواستن که اگر می شه باهاشون عکس بگیرن که ایشون با خوشرویی پذیرفتن.
نمایش حدود ساعت 6:55 دقیقه تموم شد. من بیشتر از این که از خود نمایش لذت ببرم از رفتار دوستانه خانم پاوه نژاد لذت بردم.

پ.ن: تلفظ کلمه دوم Polsheri هست.
بله ایشون همچنان با کاپ کیک های کوچولو پذیرایی میکنن از تماشاچی ها :)
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶
:)
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کافه پولشری متن ساده ای دارد و قرار نیست با پیچیدگی و تعلیق خاصی روبرو باشیم
واگویه های یک زن تنهای کافه دار از قصه های روزمرگی هاش، حسرت هاش ، علاقه ش به شاعری و جای خالی عشق در زندگیش
قصه هایی که خیلی از ما به شکل های مختلف ممکن است تجربه کرده باشیم
چیزی که این اجرا را به یک کار دوست داشتنی تبدیل می کند لحن روایت صمیمی نمایشنامه و بازی خوب الهام پاوه نژاد است که در انتقال حس و حال حاکم بر متن کاملا موفق عمل میکند.
خوشحالم که بعد از مدت ها یک مونولوگ جذاب و دوست داشتنی دیدم
الهام پاوه نژاد بسیار خوب بازی کرد
۲۸ فروردین ۱۳۹۶
کلا بازیگر خوبیه روی صحنه تئاتر
۲۹ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان تماشاچی ها دقیقا کجا میشینند ؟
آریان رضائی این را خواند
درود بر شما
تماشاگران روی صندلی های کافه تریای اصلی تئاتر شهر می نشینند
۱۹ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان محترم تیوال
اجرای کافه پولشری را از دست ندید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بوود
امیرمسعود فدائی و حمید عظیمی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار عالی بود لذت بردم
الهه الف این را خواند
آریان رضائی و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید