ما امروز در لحظهای از تاریخ سینما هستیم که تصویر، جزئی از جهان شده است. احتمالاً از همان لحظهی اولی که لومیرها دوربین خودشان را به سمت یک لحظهی پیشپاافتاده و روزمرهی زندگی گرفتند، این پیوند برقرار شده بود. ما در دورهی پیشرو میخواهیم زندگی را از دریچهی سینما بخوانیم. میخواهیم از خودمان بپرسیم زندگیای که از مدیوم فیلم پس میگیریم، دقیقاً چیست. چگونه میتوانیم فرمهای زندگی و شیوههای زیستن را از نو در فیلمها کشف کنیم؟ میخواهیم ببینیم که فیلمها با همهی امکانها و ابزارهایی که دارند، چگونه میتوانند چیزی را ببینند که من نمیتوانستم پیشترها ببینم. مسئله این نیست که فیلمها واقعیت را میگیرند و صرفاً آن را تقلید یا بازنمایی میکنند. مسئله این است که زندگی یا واقعیتی که پس داده میشود، جهانی و تجربهای تازه است. ما در این دوره میخواهیم مجموعهای از فیلمها و به این اعتبار، مجموعهای از لحظههای زندگی، شیوههای زیستن را پیدا و تماشا کنیم و بعد چیزی را که دریافت کردهایم، مجدداً به آزمون لحظههای زندگی و شیوههای زیست خودمان بگذاریم. حرکت همیشه طوری نیست که ما از زندگی به فیلم برسیم؛ خیلی اوقات ما از