تیوال نمایش سینماهای من
S3 : 15:34:31
  ۰۳ تا ۲۵ خرداد ۱۳۹۴
  ۱۹:۰۰
 بها: ۳۰,۰۰۰ و ۴۰,۰۰۰ تومان

: محمد رحمانیان
: (بازیگران به ترتیب حروف الفبا): هومن برق‌نورد، علی تاجمیر، فرشته حسینی، اشکان خطیبی، معصومه رحمانی، حبیب رضایی، بهنوش طباطبایی، علی عمرانی، هانا کامکار، احسان کرمی، مهتاب نصیرپور، افشین هاشمی و ...

: محسن شاه ابراهیمی
: اشکان خطیبی
: سامان احتشامیخرید اینترنتی بلیت

مکان

خیابان جمهوری، تقاطع پل حافظ، بازار چارسو، طبقه پنجم
تلفن:  ۶۱۷۲۱۲۶۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
همه چی رو به زواله
مگه نه؟!
اپیزود« سینما کاپری»
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست داشتم 76 ساله می بودم مثل پدر بزرگ اپیزود "رادیو سیتی"منتهی بی آرزوی جوانی؛اینطوری بهتر نمایش و می دیدم و بیشتر ارتباط بر قرار میکردم.از نسلی که جامعه اش از"من" ها جمع شده که مثل من برای کیفیت صدا ی بهتر و تهویهء هوا و صندلی هایی که لم خور ملسی دارن ،نوستاژی شون و میفروشن ؛ شاید تماشای این اجرا درکف سالنی گرم و نامناسب برای تئاتر چیز دیگری بود منهای لذت...
در کنار اجرا ی خوب همه،عجیب فیاض شدم از بازی نرم آقای برق نورد.
خدا قوت به همشون.
بی صبرانه منتظر "هامون باز ها" در سالنی خوبــــــــــــــــــــ...
نسلی که جامعه اش از"من" هائی چون شماجمع شده طبیعی است که تنها دنبالِ کیفیتِ صدای بهتر(صدای چی بماند)تهویه ی هوا وصندلی هایی با لم خورملس بایدهم خریدار نوستالژی ازاین نوع باشند آنهم دریک سالن راحت وخوشخواب که فیّاض بشن ازانواع بازی های نرم وراحت ... دیدن ادامه » وروان !! همان صفاسیتی وباقی قضایا !! خدا قوّت بده به هرچی که لم خورملس داره !!
۲۷ خرداد ۱۳۹۴
"نوشتنِ مار بیهوده است باید نقشِ ماررا کشید."
۲۷ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قبل از دیدن فکر می کردم چطوری میشه ی تاتر جدید ببینم با توجه به ترانه های محلی و ترانه های قدیمی، الان فهمیدم :) واقعا خسته نباشید واقعا عالی و دلنشین بود
رومینا خلج هدایتی و hassan این را خواندند
عمو فرهاد قصه ها، مجتبی مهدی زاده و sara niki این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اصلا انگار اشکال کار منو تو همینه
فیلما برامون فقط یه فیلم نیست
hassan این را خواند
مجتبی مهدی زاده و sara niki این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام به دوستان
برخی از کارگردان های حرفه ای تاتر تعصب خاصی روی اصالت و قدمت تاتر دارند. اینکه محمد رحمانیان به صراحت علاقه خود به سینما را در نمایش هایش بیان می کند و از المان های سینمایی بهره می گیرد، به خودی خود جالب توجه است.

در نمایش ترانه های قدیمی از عناصر تصویری در پس زمینه استفاده می کند. در نمایش ترانه های محلی، موسیقی متن فیلمهای ایرانی را با اشاره به خلاصه فیلم و بازیگران آن بررسی می کند. و حالا "سینما های من" کاملا در باره سینماست.‍به علاوه در یک سالن سینما اجرا می شود.

"سینما های من" حتی به شیوه معمول نمایش ها بروشور ندارد و ماننند یک فیلم سینمایی در پایان نمایش تیتراژ دارد.

در چند کار اخیر او شاید نحوه اجرا کمی تکراری باشد. اجرایی اپیزودیک که ابتدا با شوخی و خنده آغاز می شود و در پایان به صورت تراژیک و با اجرای موسیقی به انتها می رسد. اما اجرا آنچنان پر شور و با احساس است و دیالوگ ها شنیدنی که بعد از اتمام هر نمایش بی صبرانه منتظر کار بعدی گروه می شویم. بازیگر ها هم مثل همیشه بهترین هستند. نمایش های او حس نوستالژیک تماشاگر را حسابی سیراب می کند.

حضور هانا کامکار در دو نمایش اخیر رحمانیان در خور توجه است. هانا کامکار در نمایش ترانه های محلی هم بازیگر بود،هم نوازنده دف و هم خواننده و با لهجه کردی خود اجرای تاثیر گذاری داشت. در "سینماهای من" بازیگری و خوانندگی را بر عهده دارد و هر دو را به بهترین نحو اجرا می کند. ورود او به عرصه بازیگری تاتر نوید حضور بازیگری جدید و قوی را می دهد.

اجرای این نمایش در پردیس سینمایی مدرن و زیبای چهار سو -که برای اولین بار میزبان نمایش شده است- باعث رونق و شناخته شدن این پردیس تازه تاسیس شده . اگرچه این سالن، خاص نمایش ساخته نشده و عمق صحنه کم است. اما در این نمایش کمبودی به چشم نمی خورد و صندلی های خوب و راحت سینما چهار سو، لذت دیدن این نمایش را دوچندان کرده. تنها نکته شاید آگوستیک سالن باشد که ویژه سینما طراحی شده و شاید به همین دلیل بازیگران مجبور به استفاده از میکروفون شده اند.

و در پایان باید توجه داشت که این نمایش برای شیفته گان سینما اجرا می شود. اگر از فیلم های سینمایی و سالن های سینما خاطره دارید حتما این نمایش را ببینید.


مجتبی مهدی زاده، سعید و Hossein Valizade این را دوست دارند
البته نبودن بروشور احتمالا بخاطر صرفه جویی مالی هست چون بلیت نمایش فوق العاده ارزون هست امکان چاپ بروشور نبوده احتمالا
۲۴ خرداد ۱۳۹۴
الان که با یک کلیک همه اطلاعات رو میشه پیدا کرد، من نداشتن بروشور را هم بر حسب حسن نمایش می ذارم چون واقعا همیشه از میزان کاغذی که بیخودی اخر هر تاتر باید دور بریزم ناراحتم.
۲۵ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام بر همه دوستان،
باید قبول کرد که آقای رحمانیان سمبل نمایش های نوستالژیک و موزیکال این روزهای نه چندان پر رونق تیاتر کشور میباشند
در دوران کسادی سالن و سوژه نمایش، ایشان به سبک و سیاق خودشان فعالیت میکنند و سالنی جدید از مجموعه ای جدید را انتخاب میکنند تا بتوانند حداقل ها را رعایت کنند
راستی اگر این نمایش در چنین سالنی اجرا نمیشد آیا باید هر روز منتظر توقف این نمایش ( به دلایل غیر منطقی مدیران منتصب سالن های نمایش - مثل استفاده از کلمات مستهجن یا صدای آواز کوتاه هنرپیشه زن ) میماندیم
من از اینکه همچین نمایشی را دیدم بسیار خوشحالم
البته ایشان هنرمندی خوش صدا را از مجموعه هنرمندان توانای تیاتر کشور به من معرفی نمودند که امیدوارم همچنان در ادامه هنر نمایش و خوانندگی موفق باشند - سرکار خانم کامکار

نمایش در حالت کلی بیشتر از مرور تاریخ ... دیدن ادامه » فیلم های نمایش داده شده در ایران، رفتار اجتماعی مردمان سرزمین مان را در مواجهه با رویدادهای فرهنگی نشان میدهد
از زمان افتتاح سینما رادیو سیتی تا خاموش شدن صدا و چراغ سینما کاپری، متروپل و آزادی
از دعوت کردن هنرپیشه ها، کارگردانان و نویسنده های مطرح داخلی و خارجی برای افتتاح سینما رادیوسیتی تا خانه نشینی و تنهایی کارمندان سینما آزادی و انباری شدن سینمای معروف متروپل
شاید باید دیدن این تیاتر را برای متولدین قبل از سال ١٣٦٠ توصیه کرد چون روند بررسی فیلمهای اکران شده تا قبل از سوختن سینما آزادی بود و یادآوری رفتارهای اجتماعی مردم تا آن زمان

من ضمن تشکر از آقای رحمانیان برای ساختن چنین حال خوبی برای من از هنرنمایی دوستانی چون آقایان افشین هاشمی، هومن برق نورد، علی عمرانی، حبیب رضایی و خانم مهتاب نصیر پور که هرکدام به تنهایی وزنه ای در هنر نمایش کشور محسوب میشوند کمال تشکر را دارم.
ضمناً آقایان اشکان خطیبی، احسان کرمی و خانمها هانا کامکار، بهنوش طباطبایی و فرشته حسینی کاملاً باورپذیر و حرفه ای نقش خود را ایفا نمودند و امیدوارم با انتخاب های درست و تلاش بیشتر در آینده نزدیک بعنوان چهره های مطرح نمایش معرفی شوند.
راستی آقای سامان احتشامی عزیز ضمن نواختن عالی و پر احساس پیانو دارند یواش یواش بازیگری هم تمرین میکنند
حسین پوریعقوب و مجتبی مهدی زاده این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


یه شبه مهتابی بود

رنگ چشماش آبی بود

اما تو چشمای من

هر چی بود بی تابی بود

یه پرنده که نگاش پر شه از آرزوهاش

اگه بال داشته باشه میتونه وایسه رو پاش

مثل آهو توی دشت

مه ... دیدن ادامه » تا مهتابی میگشت

که دلم پر زد و رفت رو گل بوسه نشست

گل بوسه پرکشید

توی برکه ماه رو دید

مثل جنگ باد و بید

ماه رو از تو برکه چید

دم باد بی کسی تکیه دادم به کسی

گل لاله عباسی یه سبد یه عباسی
آدم از سرنوشت چطور میتونه فرار کنه
آدم با این همه درد وغم میگی چیکار کنه
نریز نریز نریز ای اشک پاک
ای غم ازغم قلبم سینه چو پاک
ای ای دل تحمل داشته باش
ای ای دل تحمل داشته باش

مزه ی زندگی گاهی تلخه
گاهی خوبو شیرینه
تابوده این بوده تلخو شیرین
معنی هستی اینه
چرخ گردون گاهی آدما رو اون بالا می نشونه
گاهی هم از اوج خوشبختی ها به پایین می کشونه
نریز نریز نریز ای اشک پاک
ای غم ازغم قلبم سینه چو پاک
ای ... دیدن ادامه » ای دل تحمل داشته باش
ای ای دل تحمل داشته باش

آدم از سرنوشت چطور میتونه فرار کنه
آدم با این همه درد وغم میگی چیکار کنه
نریز نریز ای اشک پاک
ای غم ازغم قلبم سینه چو پاک
ای ای دل تحمل داشته باش
ای ای دل تحمل داشته باش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از سیاوش به اینور جز آتیش زدن کاری از دستمون بر نمیاد،هیــــــــــچ کاری

(سینماهای من،ساچلی)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میشه لطفا مدت اجرای نمایش و تمدید کنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مجتبی مهدی زاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام تروخدا مدت اجرای این نمایش و تمدید کنید :(
مجتبی مهدی زاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من خیلی با بخش سینمای آزادی ارتباط برقرار کردم ، خیلی لذت بردم .
بازیها خیلی خوب ، موسیقی حرف نداشت .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"در زبان یونانی ، برای بیان بازگشت از واژه ی nostos استفاده می‌شود. algos به معنای رنج کشیدن است. پس nostalgia [نوستالژی] ؛
رنج بردن ناشی از آرزوی ناکام بازگشت است."

"جهالت"
میلان کوندرا

کدام هنرمند بالاخره روزی از کلمه ای خواهد گفت ، که معنی اش رضایت، شادی و لذت ناشی از داشتن گذشته ای شگفت انگیز است و امید و هیجان به فردای شگرف و ناشناخته؟
با عرض پوزش ، نگاشته من با اشتباه سهوی خودم حذف شد وقتی خواستم کامنتی زیر کامنت شاهین نصیری عزیز اضافه کنم. از این اتفاق پوزش میخوام D:

این نگاشته مجدد نگارش شد
۱۸ خرداد ۱۳۹۴
یک اتفاق عجیب و در عین حال جالب برای محمد مهدی عزیز :))

۱۸ خرداد ۱۳۹۴
کلا شما صد دفعه ام اینو بذارید ما لایک می کنیم!!!!!!
۱۹ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چجوری میشه این نمایش رو دوست نداشت؟

واقعا خسته نباشید و متشکرم
وحید هوبخت این را خواند
شکوه حدادی، محمدرضا دانش، ف کیوان و sara niki این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام می خواستم بدونم زمان اجرای نمایش چقدره ؟
2 ساعته دوست عزیز
۱۸ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- فِلِنز!

- تَرَق توروق!
وحید هوبخت این را خواند
محمدرضا دانش، ساره، مجتبی مهدی زاده و سما این را دوست دارند
فلنننننننزززززززز...

خیلی باحال بو هومن برق نورد..
۰۴ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
چرا امکان خرید بلیط نیست؟
بلیط ها تموم شده یا مشکل از سایته؟
وحید هوبخت این را خواند
خرید از سایت ایران کنسرت هست و تیوال فروش بلیط برای این نمایش نداره
http://www.iranconcert.com
۰۹ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
((واقعیت های خسته، خاطرات و رویاهای شکسته))
در "سینماهای من" ظرفیت هایی وجود دارد که آنرا صرفا نمایشی نوستالژیک و خاطره باز ندانیم.
در این نمایش تلفیقی، فضای عمومی به نام سینما، محمل مشترک خاطرات و رفتارهای جمعی می شود که می توان از خلال آن مناسبات و تاثرات اجتماعی،سیاسی ،فرهنگی و...جامعه و اتفاقات رخ داده را تا حدودی هویت بخشی و دسته بندی کرد و در نهایت کمی توضیح اش داد.
اگر کتاب سوزی را پدیده شوم ضد فرهنگی ریشه داری در این مملکت تلقی کنیم، سینما سوزی را پدیده ی معاصر همان نگاه قهقرایی باید دانست. رحمانیان در دو اپیزود ابتدایی به آن اشاره مستقیمی دارد.
"سینماهای من"از 4اپیزود تشکیل شده است که به نظرمن از اپیزود دوم به بعد نمایش به لحاظ انسجام در کلیت،مضمون ،طراحی ، متن دچار سیر نزولی می شود و نمی گذارد از کل نمایش لذت یکسان و واحدی ببرم.
*
1-سینما کاپری : این قسمت به لحاظ تفسیرپذیری اش از دید آسیب شناسانه ، بسیار کارکردی و مهم است و تاثیر فرهنگی مخرب لمپنیزم تقدیس شده در اینگونه سینما را بر تهییج توده های بی سواد در مقاطع تب آلود تاریخی کشور به خوبی نشان می دهد.
هرچند ممکن است این تحلیل به دلیل سمپاتی آقای رحمانیان به سبک و سیاق کارگردان جلودار(به اصطلاح)موج نوی سینمای ایران،منظور نظرایشان نبوده است.
این بخش به زعم من تا حدودی ، چرایی بروز چنین حدی از رفتارهای خشن و کنش های همدلانه و بعضا مشارکتی از سوی بخشی از توده مردم را نسبت به پدیده های ضد فرهنگی(ضد انسانی) مثل سینماسوزی و ..نشان می دهد.مردم سالها با خشونت، چاقو و قمه کشی و انتقام های خودسرانه و..قهرمانان اصلی فیلم ها( فیلمفارسی) در این سینما زیسته بودند.اکثر این قهرمانان آینه ی نحوه زیست و رفتار خود آنها بودند و حالا نوبت ایفای نقش اصلی خودشان فرارسیده بود!چرخه باطل خشونت ...که بدبختانه تا هم اکنون نیز به شیوه های جدیدترو پیچیده تر وشاید تکنیکی تری در حال بازتولید و تکرار و ضرب شست نشان دادن در شکل های گوناگون در جامعه ما است.
در این قسمت 3برادر در ساندویچ فروشی مشرف به سینمای کاپری ساندویچ می خورند و نظاره گر مردمی هستند که آن بیرون ،سینما را به آتش می کشند! شاید هر کدام از این سه برادر،بخشی از گروه های اجتماعی را با ذایقه مخصوص به خود در الگوبردای از قهرمانان شاخص سینمای دهه ی 40و 50 شمسی نمایندگی می کنند که چه بسا آن بیرون در حال سوزاندن و تخریب سینما هستند.اقشاری که خود را در سینما می بینند و می یابند .. با قهرمان های تقدیس شده فیلمفارسی و (به اصطلاح)موج نو این همانی می کنند..سینما برای آنها آینه است و خود آنها ،تمام قد، برای آن نوع سینما الگو و منبع الهام! و جالب اینکه آنها تاب این شمایل حقیقی را از خود در سینما ندارند و به رغم تمام خاطرات و لحظات خوب سپری شده، آنرا به آتش می کشند و صندلی هایش را با چاقو می درانند!
نکته قابل توجه این است که برخلاف موضع گیری های متفاوت دو برادر بزرگتر(از شیفتگان ناصر و بهروز) که لات و چاقوکش و طرفدار سوزاندن سینما هستند با برادر کوچکتر که مدرن تر و خشونت کمتری دارد و از سوزاندن سینما طرفداری نمی کند اما نهایتا در عمل هر سه دربرابر این حادثه مخوف بی عمل و منفعل هستند. و این صاحب ساندویچی عاشق واقعی (البته با در نظر گرفتن انتفاع مالی اش از برقرار ماندن سینما و مشتریهای آن)برای جلوگیری از سوزاندن سینما به خیابان می رود.
2- سینما شهر فرنگ(آزادی): اپیزود دوم برای کسی که یکی از بهترین فیلم های زندگی اش را در این سینما (حالا گیریم در نوجوانی)تماشا کرده و بعضی از فیلم های مورد اشاره در نمایش را بیش از 5مرتبه دیده و با یکی دو تایش و البته موسیقی هایشان هنوز هم زندگی می کند،جایی برای تفسیر ونقد وجود ندارد.
3-سینما رادیوسیتی: داستان در سال 89 اتفاق می افتد.موضوع فانتزی بازگشت زمان به عقب.. نمایش ردپای مخرب گذر زمان و آرزوی ستاندن گذشته های بر باد رفته .... پیرمردی همراه نوه جوانش جلوی سینما قدیمی آمده که زمانی پاتوق روشنفکران بوده ،نیروی امنیتی مهربانی ظاهر می شود و می خواهد آنها را از محل دور کند می گوید قرار است آن مکان( که نمی دانسته سینما بوده!) به همت ارگانی به مجتمعی تجاری تفریحی تبدیل شود؛ مامورامنیتی با مهربانی برای اینکه آنها به منزل بازگردند،دستور می دهد برایشان آژانس بگیرند و در گیراندن و کشیدن سیگاری دختر جوان ،او را همراهی می کند.. این قسمت چندان خوب نوشته نشده است و فانتزی آن دست کم در بخش سینمایی آن در نیامده است! با نوستالژی نسل هایی که از ما دورهستند( و دنیایشان را چندان نمی شناسیم) خاطره بازی کردن چندان به دل نمی نشیند .
4- سینما متروپل: این سینما حالا بیقوله و انبار و کارگاه خیاطی شده ... در این قسمت بنا بر پارادایم زمانه و اهمیت مساله مهاجرین ، این سوال در کل طرح می شود که آیا مهاجری افغان می تواند به سینمای ایران راه یابد؟ بحث اصیل بودن و شرافت در سینما و رویای بزرگ و شیرین بودن آن ..موضوعات مهمی است که همه در این قسمت طرح شده است. اما رویکرد سانتیمانتال و یکجانبه بین آقای رحمانیان نسبت به کل این سینما و ماجراهایش، کمی پس زننده بود. ساده انگاری است که چشم بر مناسبات فاسد و بیمار و کاسبکارانه در سینمای بدنه ببندیم و دل به استثناهایی خوش کنیم. این قسمت به نظرم واقعا وصله ناجوری بر کل نمایش بود.
***
محمد ... دیدن ادامه » رحمانیان برای من بخشی از عاشقانه هایم از تاتر را رقم زده است ،خیلی قبل تر از کنسرت تاتر و ترانه های قدیمی و محلی..
از تماشای بخش هایی از "سینماهای من" ، از بیشتر بازی ها و بیشتر موسیقی و آوازهایش لذت نابی بردم....
به امید تماشای کارهای بیشتر و تابنده تر از محمد رحمانیان بزرگ در تماشاخانه های اصیل هنرهای نمایشی و نه درطبقه ی هفتم یک مجتمع تجاری مدرن تازه تاسیس با سرویس بهداشتی های موزیکال و داری سیفونهای هوشمند ! اما سالنی که به شدت برای تاتر و چنین اجراهای چند رسانه ایی نامناسب است.
درود بر شما جناب ابرشیر
اجازه بدهید حاشیه ای بر مطلب خوب شما بنگارم و آن اینکه در مورد استفاده بی ضابطه از القابی مثل استاد، بزرگ، و .. در مورد هنرمندان و خصوصأ کارگردان این نمایش تردید دارم
برقرار باشید عزیز دل
۰۷ خرداد ۱۳۹۴
استفاده کردیم جناب ابرشیر ممنون
۱۹ خرداد ۱۳۹۴
محبت دارید آقای محفوظی ممنون از شما که برای خواندن وقت گذاشتید
۱۹ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا نمایشنامه "سینماهای من" به تاریخ سینما پرداخته است؟

پاسخ به وضوح خیر است. آثار رحمانیان صرفا نوستالژیک است.
"ترانه های قدیمی" ، "ترانه های محلی" ، "روزهای آخر اسفند" و "سینماهای من"...آثار بعدی رحمانیان قابل حدس است: "کوچه پس کوچه های شمیران" ، "کارتون های کودکی" و "در صف کوپن".
اثری که با نوستالژی بخواهد تماشاگرش را به وجد بیاورد ارزش هنری ندارد. نوستالژی به تنهایی به وجد آورنده است. اینجا این سوال مطرح میشود که اثر حسی نمایشنامه های رحمانیان اثر درام است یا اثر نوستالژی؟ که باز پاسخ واضح است. رحمانیان درام نویسی را کنار گذاشته و به نوستالژی نویسی روی آورده است! در اجرا هم که با استفاده از چند بازیگر مطرح و نام آشنا جذب مخاطب میکند.
از طرفی در هیچ یک از منابع ادبیات نمایشی گرایشی به نام متون نوستالژیک ... دیدن ادامه » وجود ندارد! چرا؟ چون نوستالژی اعتبار ثابتی ندارد و در زمانهای مختلف تغییر میکند. نسل ماست که با چنین فیلمهایی نوستالژی دارد و نسل بعدی برایش این فیلمها صرفا تاریخ سینماست. متاسفانه شیوه روایت آثار رحمانیان ذره ای به تاریخ نزدیک نیست و رویکرد تاریخی ندارد و دقیقا هدف نوستالژی است.
بنابراین نمایشنامه ای که ایشان زحمت میکشند و مینویسند از این حیث فقط کارکرد روز دارد و برای نسل های آینده کم ارزش ترین آثار خواهد بود. 50 سال بعد اگر کسی دنبال یک اثر درام درباره تاریخ سینما باشد "سینماهای من" برایش کارکردی ندارد.
از همینجا نیز میتوان فهمید که هدف رحمانیان همان مشتری روز است. قیمت تئاترهایش از متوسط قیمتهای تئاتر همیشه بالاتر است. چون به دنبال مشتری خودش است و کاری با خلق آثار هنری و ماندگار ندارد. چیزی هم که به مشتریانش میفروشد همان چیزی است که آنها میخواهند، نوستالژی. پس به همین دلیل مشتریانش همواره از کارهایش راضی هستند.
نباید فراموش شود که آرمانشهر مردم ایران در گذشته قرار دارد. همواره چیزی که در گذشته بوده برایشان بهتر است که این پدیده دلایل خاص خودش را دارد و در تحمل این مبحث نیست. با این توضیح پرداختن به نوستالژی مشتری فراوانی دارد. مصداق بارز این مدعا فروش دست نیافتنی فیلم شهر موشهاست.
تنها چیزی که از یک تئاتر باقی میماند نمایشنامه آن است. ارزش هنری این نمایشنامه حائز اهمیت است. خیلی خوب است که به بهانه نوستالژی سالن تئاتر پر شود اما این مسئله نباید متولیان تئاتر کشور را گمراه کند. هنر تئاتر این نیست. تمام هم و غم ما نباید این باشد که سالن های تئاتر را به هر قیمتی پر کنیم. آیندگان از ما ادبیات نمایشی میخواهند. صد سال بعد برای هیچ کس مهم نیست که صد سال قبل مردم با چه چیزی نوستالژی داشتند! مگر امروز برای ما نوستالژی های اجدادمان مهم است؟
بدترین آثار نمایشی هم با کنار هم قرار گرفتن ستاره های سینما فروش خوبی خواهند داشت.نمونه اش تئاتر "آمدیم نبودید رفتیم" که برایش صف میبستند. بعد تنها سه سال کجای تئاتر ما را گرفت؟ بین اهالی تئاتر کدامشان به این تئاتر استناد میکنند؟ و باز این مسئله مطرح میشود که آیا برای ما اکنون مهم است که پنجاه سال قبل سالنهای کدام تئاتر پر بوده و کدام خالی؟ من به شما میگویم. سالن تئاترهای اصغر ترقه همیشه پر بود و برای غلامحسین ساعدی خالی. اما امروز افتخار ادبیات نمایشی ما به کدام است؟ کدامیک در تاریخ تئاتر ما جایگاه دارد؟
عااااااااااالی نوشتین دوست عزیز
واقعا چه دوستان فرهیخته و ریز بینی وجود داره در بین تماشاگران عام که به دیالوگهای کلامی سطحی و لوده میخندیدند و غش میکردن از خنده

خوشحالم که چنین دوستانی با این قلم و نقد شیوا هستند که حرف دل مونو انقدر خوب مینویسند

تبریک میگم آقای @کیارش برای این نگاه عمیق و درست ...

در اجرا هم که با استفاده از چند بازیگر مطرح و نام آشنا جذب مخاطب میکند.
وستالژی اعتبار ثابتی ندارد و در زمانهای مختلف تغییر میکند. نسل ماست که با چنین فیلمهایی نوستالژی دارد و نسل بعدی برایش این فیلمها صرفا تاریخ سینماست.
هدف ... دیدن ادامه » رحمانیان همان مشتری روز است. قیمت تئاترهایش از متوسط قیمتهای تئاتر همیشه بالاتر است. چون به دنبال مشتری خودش است و کاری با خلق آثار هنری و ماندگار ندارد.
چیزی هم که به مشتریانش میفروشد همان چیزی است که آنها میخواهند، نوستالژی.
پس به همین دلیل مشتریانش همواره از کارهایش راضی هستند.
بدترین آثار نمایشی هم با کنار هم قرار گرفتن ستاره های سینما فروش خوبی خواهند داشت.نمونه اش تئاتر "آمدیم نبودید رفتیم" که برایش صف میبستند
۰۵ خرداد ۱۳۹۴
ممنونم کامران حرف دل منو به بهترین شکل زدی
۲۵ خرداد ۱۳۹۴
"هامون‌بازها" مرداد ماه بر صحنۀ تالار وحدت! :))
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا اینقدر دوره ی اجراش کوتاهه؟
نسیم ظهرانی و نیما قانعی این را دوست دارند
کاملا موافقم حیف وقت و هزینه
۰۶ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید