تیوال نمایش یه کلیک کوچولو
S3 : 06:00:19
  ۳۱ تیر تا ۲۹ مرداد ۱۳۹۳
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت
 بها: ۱۲,۰۰۰ تومان

: محمد رضا کوهستانی
: احمد سلیمانی
:  (به ترتیب ورود): علیرضا محمدی، آزاده صمدی، آرش دادگر، نازنین فراهانی، پریناز ایزدیار، سام قریبیان

: مهدی نیکروش
: سمانه حسینی، آزاده صمدی
: امیر اسمی
: محمد رضا کوهستانی
: محمد رضا آزاد
: مهدی آشنا
: روح الله زندی
: محمد جواد پیروزی
: محمد رسول صفری
: نیما سیاری
: محمد حاجی بابایی
: میترا محمد اسماعیلی
یادداشت گروه: یه کلیک کوچولو در سال 1390 تولید شد, اما در طول این سه سال علیرغم تلاش و پیگیری مستمر گروه تیاتر ایده, هرگز مجوز اجرای عمومی و یا حتی نمایشنامه خوانی برای این نمایشنامه صادر نشد! ... اما پس از تغییر شرایط نظارتی بر تیاتر, این اثر که دیدگاهی انتقادی به مسایل روز اجتماعی جامعه را دارد, موفق به کسب مجوز اجرا گردید

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

گزارش تصویری تیوال از نمایش یه کلیک کوچولو / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش یه کلیک کوچولو / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خدایااااااا خداوندااااااا این همه از تماشای این نمایش گذاشت....یک اثر انقدر دوست داشتنی و خاطره انگیز و ماندگار !!!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با رایتلم میتلم بت :)))))))
توصیه میکنین این نمایش رو با دوستان بریم آیا؟
۰۱ شهریور ۱۳۹۳
بله،کار اجتماعی و خوبیه،بنده که دوس داشتم
۰۱ شهریور ۱۳۹۳
کار بسیار خوبی بود اما دیگه اجرا ندارن که
۰۱ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من می ترسم از هواپیماهای اینا
بلند شدنش با خلبانه
ولی نشستنش با خدا
خوب دست به آیت الکرسی خوندنتون که خوبه ، آیت الکرسی بخونید
آخه آیت الکرسی ها هم دیگه قوت سابق رو نداره

دختر دختری کرده
کدبانو گری کرده
مادرش خونه نبوده
آش پخته و نون پخته
دست نازکش سوخته
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از عالی ترین دیالوگ ها:
"یهو دیدی شیطان رفت توی جلدشان و شما شدی بابا بزرررررگ!!!!!"
می تلم ؛)
۲۶ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
××خطر لو رفتن داستان نمایش برای کسانی که هنوز ندیده اند××

نقد "کاظم هژیر آزاد" بر نمایش یه کلیک کوچولو برگرفته از وبسایت ایشان

تجدد آری یا نه ؟
نمایش " یک کلیک کوچولو" ، سه بخش، یا قسمت ،( اپیزود) از زندگی خانواده های ما ایرانیان ، نوشته ی" محمد رضا کوهستانی "و به کارگردانی " احمد سلیمانی " است، که این روز ها در سالن قشقایی در حال اجراست، نمایشی به شدت ایرانی و واقع گرا و بی چون چرا دیدنی است که امکان رخداد های آن در هر خانواده ی امروزی ایرانی هست . شاید بتوان گفت که آینه ی رو در روی ماست. نمونه ی این گونه حوادث را هر روزه در میان اقشار بالا، متوسط و پایین جامعه ی خود شاهدیم. به عبارت دیگر یک کلیک کوچولو، سه نمونه از کل جامعه ی متناقض و پرتضاد کنونی ما است. تضاد بین سنت و تجدد.

اپیزود اول،" یک کلیک کوچولو"

زن و شوهری ، (آزاده صمدی در نقش "فرزانه" و علیرضا محمدی در نقش " علی" ) را می بینم که به دلیل سردی روابطشان درشروف خیانت به یکدیگرند. وجاده ی این خیانت را عضویت در صفحه مجازی " فیس بوک " ، این پدیده ی مدرن قرن بیست و یکم، برایشان آسفالت می کند. فرزانه را به شدت خود باخته ی تجدد می بینیم، اما علی، در عین این که از مواهب این تجدد سود می برد ، هنوز درسر سودا و هوای آزادی مردان قدیم (اربابان) را دارد:

علی : " مرد بودن به قرآن، زنه صداشو بلند می کرد، طلاق می دادن یکی دیگه، زارت، طلاق می دادن یکی دیگه زورت، طلاق می دادن یک دیگه . بچه پس می انداختند، یک پس از دیگری.. زنه رو وامی داشتن، کهنه بشوره تو سرمای زمستون و چله تابستون . اصلا همین کهنه هارو می شستن ، ویتامین می رفت به دست و پلشون و اکسینه می شدن . کرم خیار و ماسک هولو نبود! شما ها رو " پمپرز و مای بیبی " خراب کرد. مرد نیستیم ما ، مرد اونا بودن."

اپیزود دوم: " دیگری همین جاست"

... دیدن ادامه » تضادی از نوع دیگر را در خانواده ای می بینیم که ( آرش دادگر در نقش "سید رضا" و نازنین فراهانی را در نقش " ریحانه" ) بازی می کنند روح سنت بر پیکر این خانواده با شدت وتاحدی افراطی حاکم است. اما این بار حوادث ناخواسته ی طبیعی نیز این تضادو تناقض را تشدید کرده، پدر مستبد خانواده را مجبور به تسلیم و پذیرش این واقعیت خارج از اراده ی او می کند. سید رضا ، استاد دانشگاه ، آن قدر درعقاید سنتی خود افراطی است که چشمانش از دیدن کمی دورتر از بینی اش نا توان است.خبر نداردکه پسر دانشجویش دوجنسی است. وهمسرش" ریحانه" که از این موضوع باخبر است، از خوف رفتار سلطان مآابانه شوهر، این معضل را از او مخفی نگاه داشته است. سید رضا نمونه ی یک ارباب دوران فئودالیته در این خانواده نسبتا امروزی با رفتاری دوگانه است، او در تربیت فرزندخود و همچنین دانشجویانش چنین نظری دارد:

سید رضا: من بعد من بچه رو با روش سنتی الکن تربیتش می کنم، ناراحت میشه ، به درک اسفل سافلین که میشه. احساساتش جریحه دار میشه ، به تون طبس که می شه... بهتر از ندونم کاری و تربیت آسون بگیر شماست (منظورهمسرش) من نمی خوام پس فردا روز ، " سجاد" من هم بشه مثل اون مرتیکه که چوب کشید واسه ی من ! ( سیدرضا، خواسته کسی را ارشاد کند، طرف حوصله شنیدن موعظه نداشته در مقابل اصرار او، تاب نیاورده با چوب زده فرقش را شکافته)

در اپیزود سوم " ژاکتی برای زمستان "

خواهر و برادری ( پری ناز ایزدیار درنقش "مرجان" و سام قریبیان در نقش " محسن ") را می بینیم. آن ها نیز در خانواده ای درگیر تضاد هایی از نوع دیگرند که باعث شده مرجان ، خواهر متجدد به اروپا بگریزد و مجری برنامه های تلویزیونی شود که این خود مایه شرم برادرش محسن است که در ایران دارای نفوذ واعتبار رسمی است. اما حب مال دنیا و مساله انحصار وراثت، برادر سنتی را وامی دارد که نزد خواهر رفته او را متقاعد به بازگشت به ایران کند تا اولا، بیش ازاین موجب سر افکندگی و مانع رشد و ترقی او نشود، ثانیا تکلیف ارث ومیراثشان را هر چه زود تر روشن کنند.

محسن در برابر امتناع خواهر از بازگشت، متوصل به حربه ی دیرین مرد سالارانه شده، اما خواهر پته ی برادر را روی آب ریخته و تضاد اصلی دو نگاه به زندگی را برملا می سازد:

مرجان: من بچه نیستم محسن ، سه سال پیش که داشتم می آمدم این جا، اخ و تف و لعنتو بدرقه ام کردی، حالا برام فرش قرمز می اندازی؟! ... راستشو بخوای، من نه اونو باورم شد، نه اینو می تونم باور کنم!... تو فکر می کنی من دورم نمی فهمم، اتفاقا خوب می فهمم این جا بودن من چه دردسر یه برات، به جان عزیز(مادرشان) ، آرزومه بالا و بالاتر ببینمت، ولی شرمندم داداش ، من تصمیمو گرفتم، بر نمی گردم!

مرجان اقرار می کند که برای ماندن در ولایت غربت از مردی حامله شده و این بچه، مجوز اقامت او در اروپاست. برادر با شنیدن این واقعیت آچمز شده، او را به حال خود رها کرده و به ایران باز می گردد. آخرین تیر ی که خواهر بر روح و روان برادرخالی می کند:

مرجان: بابا دست از سرم بردارید، دیوونم کردید، من نمی تونم برگردم، چون برگشتنم یه انگ بی غیرتی دیگه می کوبونه تو پیشونیتون ... من بار دارم محسن... این بچه مجوز اقامت منه می فهمی چی می گم؟!

اما ماهیت واس و اساس این تضاد و تناقض ها را دراجتماع امروزی در کجا باید جستجو کرد؟ باید گفت :
" کشورما در روند مراوده و بده و بستان با دنیای متمدن غرب، از نزدیک به یکصد و پنجاه سال پیش به این سو، تلاش کرده است که با پدیده‌های جهان غرب هماهنگ شود و از آن‌ها سود ‌جوید. برخی حوزه‌ها به کندی و برخی حوزه‌ها به سرعت با این پدیده‌ها منطبق شدند، و بخش بزرگی از مردم به اندیشه، بیان و بدن خود لباس غربی پوشاندند.این پذیرش از نظر تاریخی و اجتماعی امری ناگزیر و محصول خاصیت دوران جدید شمرده می‌شود. از این فرایند گریزی نبوده و نیست. اما شوربختانه این منطبق سازی، بدون درنظرگرفتن وجوه معرفت ‌شناختی و محتوای اندیشه‌گی به وجود آمدن آن پدیده‌ها انجام شده و می شود. تنها چهرة بیرونی مظاهر تمدن مورد توجه قرار گرفته و می گیرد. ما متجدد شده ایم، اما اندیشه و تفکری که ماهیت تجدد را ساخته نپذیرفتیم، یا در پذیرش آن از خود مقاومت نشان داده و می دهیم. رفتار ما ظاهراً‌ مدرن شده، اما قضاوت‌مان در مورد خود و دیگران در بافت تفکر کهنه‌ی ارباب و رعیتی باقی مانده. شکل بیرونی تجدد به جای‌جای زندگی ما رخنه کرده و آن را در تسلط خود گرفته، اما روح تجدد به زندگی ما وارد نشده. چرا که خود ما در ها را به روی آن بسته ایم و یا نیمه باز گذاشته ایم. فردیت و منش ارباب و رعیتی از تار و پود ما رخت بر نبسته و در کنه وجودمان باقی مانده است. به سخن دیگر، ما در نهاد خود، ارباب مآب و رعیت مآب باقی ماندیم.

مدرنیسم غربی که محصول فرآیند عقلانی‌سازی و فردیت است و در پرتوی خرد انتقادی و تحلیلی نضج گرفته و بالیده است، در این سرزمین هیچ‌گاه مورد ملاحظه و پی‌جویی و چالش قرار نگرفت. از این رو به هر سو می‌نگریم از کوچک‌ترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده تا بزرگ‌ترین آن، می‌بینیم که در هر جا به نوعی مسلک ارباب رعیتی در وجودمان لانه دارد و بر رفتارمان مسلط است. این خصال با هرگونه اندیشه‌ی مخالف برخورد می‌کند و انتقاد را بر نمی‌تابد.

از زمانی که چشم به دنیا باز کرده و شروع به شناخت پدیده‌های اطراف‌مان می‌کنیم، پدر را می‌بینیم که با رفتار فرد گرایانه و سلطان مآبانه، هر چه بگوید حق همان است. اگر برادر کوچک‌تر باشیم، باید فرمان بردار برادر بزرگ شویم. اگر دختر خانه باشیم، پیشانی نوشت ما ظرف‌شویی، رفت و روب و کمک به مادر است و درواقع مادر دوم خانه هستیم. اگر زن باشیم از ازل، خدمت بی‌چون و چرا به افراد خانواده در شرح وظایف مان نوشته شده. در مدرسه هم حق اظهار نظر نداریم، چون صغیریم و آموزگار، ناظم و مدیر، ولی دوم ما هستند و هرچه بگویند بی‌گفت و گو درست است و ...طبیعی است وقتی هم که تحصیل کرده می‌شویم، مدرک می‌گیریم، صاحب پست می‌شویم، روشن‌فکر می‌شویم، فعالیت اجتماعی می‌کنیم، رئیس می‌شویم، باز هم همان خلق و خوی ما قبل تجدد به سراغ‌مان می‌آید و راه برمان می‌شود، زیرا جز آن ندیده و نمی‌شناسیم. کافی است به من پدر، به من برادر بزرگ به من رئیس انتقادی شود! بلافاصله از کوره در می‌روم، عکس‌العمل نشان می‌دهم و می‌خواهم سر به تن منتقد نباشد. پیداست در این شرایط غالب، انتظار پرش از چنین برخورد فردگرایانه به دموکراسی، انتظاری بزرگ است".(۱)

هر اپیزود نمایش " یک تیک کوچولو" نمونه وار، و جزیی از کل شرایط ذکر شده در بالا را یاد آور می شود .هر اپیزود به مثابه یک داستان کوتاه است که به زیبایی کارکردی نمایشی یافته است. جای خالی آن همراه داستاهای زیادی از این دست که درجامعه ما آسان یاب و فراوان است، می تواند به صورت سریال طویل، جذاب، انتقادی و آموزنده ی تلویزیونی تهیه وتولید شود.

هرسه اپیزود در فضایی منشوری شکل اتفاق می افتد که درقاعده اش تماشاگر ناظر قرارگرفته، و در راس آن داستان ها اتفاق می افتد. سه رخداد این سه قصه، هم به خاطر محدویت ها و هم به خاطر ایجاز، با مختصر ترین تغییرات در وسایل این فضا، ممکن می شود به طوری که ما از اپیزود دو که فضایی به ظاهر سنتی است، به فضای اروپایی می رویم؛ ابتدا کمی گیج می شویم که این جا کجاست اما دیری نمی پاید که خود قصه و متن و گفتگو ها، این نقصان فضا سازی را جبران کرده و به ما یاد آور می شود که این جا آلمان، یا اطریش است.

هر شش بازیگر در تلاشی که مصروف می دارند تا شرایط داده شده را به درستی به عمل درآورده و به احساس واقعی نقش دست یابند، موفقند. جا دارد از صدای زنگ دار وبیان سلیس وصحنه ای علیرضا محمدی و آرش داد گر و نیز، واز بقیه بازیگران در همین حیطه به ترتیب، فراهانی، وایزد یار و صمدی یاد کرد.

(۱)فرازی از مقاله ای به نام : "راه برون رفت از منش ارباب مسلکی" نوشته راقم سطور، چاپ شده در گاهنامه داخلی انجمن بازیگران خانه تئاتر شماره دوم، بهمن ماه هزارو سیصدو هشتاد و دو.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
×خطر لو رفتن نمایش برای کسانی که هنوز ندیده اند×



"....سجاد ، زنه !"
____ اپیزود دوم،حاج آقا در میان نماز !
دوست عزیز سلام
پیروزی هستم از طرف گروه اجرایی
ضمن تشکر از حسن نظر شما، با توجه به اینکه دیالوگ انتخابی شما قصه و غافلگیری اپیزود دوم را لو می دهد، لطفا عبارت ×خطر لو رفتن نمایش برای کسانی که هنوز ندیده اند× را در بالای مطلب خود درج کنید. سپاسگزارم
۲۵ مرداد ۱۳۹۳
چشم...انجام شد...درست می فرمایید :-)
۲۷ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی علاقمندان این نمایش می رسانیم این نمایش بدلیل استقبال تا ۲۹ مرداد تمدید شد، امکان خرید هفته پیش رو همینک در تیوال جای گرفت.
شکوه حدادی، سنگ صبور، فریبا نوری و Positron این را دوست دارند
باسپاس نمایش خوبی بود .
۲۵ مرداد ۱۳۹۳
گروه همیاری امکان تمدید مجدد وجود داره؟
۲۷ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا چه کار باید کنیم؟!(دیالوگ آزاده صمدی خطاب به علیرضا محمدی ،اواخر اپیزود اول)

پیش از نوشتن نطرم در مورد نمایش ؛ نمایش یک کلیک کوچولو را در حالی دیدم که یکی از هنرمندان مورد علاقه ام ؛همایون جان شجریان هم همین امشب در کنار ما به تماشای نمایش نشست و نمایش هم به او تقدیم شد . از این بابت بسیار خوشحالم .
نمایش سه اپیزودیک یه کلیک کوچولو را امشب دیدم و این است نظر من :

اپیزود اول (یک کلیک کوچولو) : بی هیچ تعارفی بازی علیرضا محمدی را بیش از آزاده صمدی دوست داشتم . آزاده صمدی خوب بود ولی علیرضا محمدی خوب تر ،واکنش چهره و اندامش در هنگامی که در اواخر اپیزود ،یکه میخورد و سپس می نشیند بی نهایت خوب از کار درآمده . داستان اپیزود اول را دوست دارم . ساده و روزمره و درعین حال بسیار دلچسب از کار درآمده بود و داستان خیلی از زوج های این روزهای ما محسوب می شود . ... دیدن ادامه »
اپیزود دوم (دیگری همین جاست) : نازنین فراهانی و آرش دادگر هر دو خوب بودند . اما نازنین فراهانی کمی بیشتر خوب بود . این خوب بودن شاید به دیالوگ هایی برگردد که در اوج دعوا رد و بدل می شود و به گوش خیلی های ما آشناست ،جمله ی «تو این بچه را این جوری تربیت کردی و...» و درواقع شکستن تمام کاسه کوزه ها بر سر مادر و واگذاری کل مسئولیت های تربیتی به او در نظام خانواده های سنتی است . اوج استیصال نازنین فراهانی آن جا بود که همسرش همچنان اصولش را بر منطق و مهر مادری او هوار می کند و چشم بر واقعیت داخلی خانه اش می بندد و برای سرکوب تضادهای اصولش با محیط خانه به سرکوب نمادهای بیرونی (افراد جامعه،دانشگاه، و...) می پردازد ،تا شاید اندکی التیام روانی یابد .
اپیزود سوم (ژاکتی برای زمستان ) : اپیزود سوم را به واقع چندان دوست نداشتم . بازی پریناز ایزدیار در حدی نبود که یک تماشاگر حرفه ای را راضی کند . سام قریبیان موفق تر از خانم ایزدیار ظاهر شذه بود . شاید کم بودن مدت زمان پرزنت کردن نقش ها و یا مقایسه ی خودکار سه اپیزود با هم در ذهن تماشاگر باعث می شد این نارضایتی از اپیزود سوم در ذهن من مخاطب بیشتر قوت گیرد .

پی نوشت یک : سه اپیزودیک بودن این کار هم به کار کمک می کرد و هم لطمه میزد . اپیزود نخست و دوم نه یکی ،بلکه چند رتبه بالاتر از سومی بودند و همین باعث می شد در مجموع امتیاز کل اپیزود ها نزول پیدا کند . اما نکته ی مثبت نمایش های اپیزودیک خسته نکردن تماشاگرهای پر انرژی و ایجاد چالش در ذهن مخاطب برای بیشتر و بیشتر فکر کردن است .

پی نوشت دوم : این نمایش نه داستان پیچیده ای داشت ،نه طراحی صحنه ی عجیبی ،اما عجیب نزدیک بود به فضای امروز جامعه ی ما . عجیب تضادهای زندگی ایران امروز را به همه یادآوری می کرد. اگر به نمایش هایی که جامعه را نقد می کنند و پس از دیدنشان فکر خواهید کرد علاقه دارید ،پس بروید ببینید این نمایش را .
تالار قشقایی ،مجموعه ی تئاتر شهر . هر شب ساعت 19:30
بیست و یکم مرداد ماه نود و سه
رویا پاک سرشت
با عرض شرمندگی نویسنده این کار آقای محمد رضا کوهستانی هستند و هیچ نسبتی با امیر رضاکوهستانی ندارند..
امیر رضا کوهستانی هم هیچ نقشی در این تئاتر ندارد!
کارگردان این نمایش هم احمد سلیمانی است.
۲۱ مرداد ۱۳۹۳
آقایان امیدوار و پیروزی سپاس از تذکر به جای شما . تصحیح شد :)
۲۲ مرداد ۱۳۹۳
خواهش می کنم:)
۲۲ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدئو پشت صحنه این نمایش رو میتوانید در سایت پشت صحنه مشاهده کنید:
http://www.poshtesahneh.com/video/poshtesahneh-theater-ye-click-koochooloo.html
Positron این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند سطر درباره­ ی نمایش"یه کلیک کوچولو..."
(به قلم خانم شبنم مقدمی / برگرفته از وبسایت سی و یک نما)
گاهی آدم چقدر نیاز دارد آیینه ای مقابل رویش بگیرند، وا دارندش تا خودش را، آنگونه که هست، آنگونه که واقعا" هست ببیند... گاهی آدم چقدر دلش می خواهد ، یک چیزی مثل زنگ، زنگ هشدار توی گوشش، توی سرش صدا کند که آی!..کجایی؟ کجای کاری؟ گم می شویم در های و هوی این زندگی عجیب، این شهر عجیب، این جهان عجیب...و یادمان می رود قرارمان چه بود با خودمان، با دنیا ، با زندگی! تعارف که نداریم با هم! راستش این است که مدت هاست ،در همه چیزمان، همهءکارهامان روابطمان، رفتارها و گفتارمان، اندیشه گی مان، دچار بحرانیم!و به این بحران که در زندگی مان نهادینه شده است، چنان عادت کرده ایم که تو گویی شکلی به جز این ، متصور نیست!
نمایش " یه کلیک کوچولو..."، تلنگری است به ما، به آنچه ... دیدن ادامه » امروز ، بخواهیم یا نخواهیم ، معنای زندگی و روابط ماست....
فاصلهء ما تا ،برداشته شدن نقاب ظاهرالصلاحی، تا آشکار شدن خیانت هامان به خود و دیگری، تا رو شدن دست مان، تا دروغ های مصلحت آمیز ، تا عریان شدن، عریان بودن و عریان ماندن در مقابل هم...تنها یک کلیک کوچک است!

نمایش را، محمد رضا کوهستانی، سه سال پیش از این ، می نویسد و همان وقت ها، احمد سلیمانی کارگردانی اش می کند،قرار می شود در جشنوارهء فجر اجرا شود که ناگهان....می ماند تا امروز....سه سال بعد...گو اینکه همان روزها هم معلوم میشود، نمایش از کیفیت خوبی به لحاظ متن، کارگردانی و بازیگری برخوردار است اما....بگذریم! همین که این روزها بر صحنه است، جای شکرش باقی است...صبوری دوستان خوب من، جای تحسین دارد، همهء ما میدانیم نمایش آمادهء اجرا را ، اجرا نکردن، چه معنا دارد!...زن آبستن پا به ماه را آیا می شود از به دنیا آوردن فرزند باز داشت؟ گروه اجرایی را هم نمی شود به بارداری ابدی اثرش وا داشت!
تبریک برای نمایش خوب و بی ادعا و شریف " یه کلیک کوچولو"،که بی هیچ حمایت و رابطه ،مشکی است که خود می بوید...
و تبریک به گروه بازیگران نمایش، برای درخشش لحظه به لحظه شان روی آن صحنهء کوچک...مثل ستاره ها توی دل آسمان شب...
نمایش " یه کلیک کوچولو..." هر شب ، ساعت هفت و نیم عصر، در مجموعهء تیاتر شهر روی صحنهء تالار قشقایی می رود...دیدنش را در این عصرهای کشدار تابستان به شما توصیه می کنم، دلتان خنک می شود!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«یک کلیک کوچولو» را دوست نداشتم. سه اپیزود کاملن از دید من بی‌ربط به هم‌دیگر، ناپخته و شتاب‌زده، بدون پرداخت، فضاسازی و خط و ربط مناسب. البته هر کدام از اپیزودها می‌توانست با شخصیت‌پردازی و فضاسازی به‌تری به یک نمایش‌نامه‌ی متوسط تبدیل شود، اما اصرار نوسنده برای شیرفهم‌کردن تماشاچی در زمانی کوتاه، متاسفانه آن‌ها را تا حد زیادی شعاری و باورناپذیر کرده است، به خصوص اپیزود دومی.
در کارهای اپیزودیک یا باید اپیزودها تکمبل‌کننده‌ی یک‌دیگر و داستان باشند و یک مفهموم کلی را برسانند یا این‌که بره‌ای از زندگی باشند که تاثیری عمیق بر جای می‌گذارد. اپیزودهای «یک کلیک کوچولو» متاسفانه هیچ یک از این دو ویژگی را ندارد.
[هش‌دار: از این‌جای نوشته به بعد پر از اسپویلر است و اگر اصرار دارید نمایش را ببینید، آن را نخوانید چون داستان را لو می‌دهد.]
در ... دیدن ادامه » اپیزود نخست، که اتفاقن از دید من به‌ترین اپیزود نمایش نیز هست، زن و مردی در حال آماده‌شدن برای رفتن به یک مراسم عروسی‌اند. ناگهان مرد کاملن به طور تصادفی متوجه می‌شود که هم‌سرش با مرد دیگری در فیس‌بوک چت می‌کند و دیالوگ‌های‌شان به آن‌جا رسیده که: «الان چی تن‌ته؟»
او عصبانی می‌شود و به سرزنش زن می‌پردازد. زن توجیه می‌کند که: «تو هیچ‌وقت منو نمی‌دیدی و اتفاقی آن‌طور که تو فکر می‌کنی نیفتاده و ما فقط چت می‌کردیم.» اما مرد داد و بی‌داد می‌کند، ناسزا می‌گوید و زن را متهم به خیانت می‌کند.
در اوج عصبانیت زن فاش می‌کند که می‌داند چهار شنبه که قرار است زن برود کیش، مرد دختری را به خانه بیاورد. «لااقل بدون داری با کی چت می‌کنی. سوگل ایرانی، دوست من نازنینه.» مرد به شدت جا می‌خورد و کمی بعد زن می‌گوید: «حالا پاشو حاضر شو بریم عروسی.»
ایده‌ی نمایش‌نامه شاید بد نباشد اما همه چیز خیلی شتاب‌زده و در کم‌تر از پانزده دقیقه اتفاق می‌افتد. این همه اتفاق و تنش و نتیجه‌گیری در یک ربع نمی‌تواند بیفتد و احتیاج به پرداخت بیش‌تری دارد. نیاز به شخصیت‌پردازی دارد، لازم دارد که با فضاسازی مناسب این دو نفر را به‌تر بشناسیم تا بتوانیم داستان روایت‌شده را باور کنیم. آدم‌های این اپیزود شخصیت هستند و نه تیپ. نکته‌ای که نویسنده و کارگردان به آن دقت نکرده است.
در اپیزود دوم اوضاع به مراتب دردناک‌تر است. نویسنده خواسته در عرض ده دقیقه به چند معضل مختلف بپردازد. در شروع این اپیزود می‌بینیم که یک استاد درس اخلاق اسلامی دانشگاه به یکی توی خیابان تذکری داده و فردی که مورد تذکر قرار گرفته او را کتک زده. خب انتظار ما این است که نمایشی در این زمینه ببینیم اما کمی بعد متوجه می‌شویم که استاد از پسرش سجاد ناراحت است که چرا عکس‌های خانوادگی‌شان را در فیس‌بوک منتشر کرده. بعد می‌فهمیم که ناراحتی بیش‌ترش از این اسن که سجاد با سر و وضع درستی در دانشگاه نمی‌چرخد و به همین خاطر حراست او را احضار کرده که چرا پسرت زیرابرو برداشته است.
استاد دانشگاه زن‌ش را متهم می‌کند که روش تربیتی‌ش روی سجاد موثر نبوده و باید می‌گذاشته که مرد او را به همان روش سنتی تربیت می‌کرده که ناگهان زن که عصبانی شده، یک سری کاغذ و چند لباس زنانه رو روی زمین پخش می‌کند و فاش می‌کند که سجاد پسر نیست بلکه دختر است و به زور هورمون صدای‌ش نازک نیست و بدن‌ش مو درمی‌آورد!
من چیز بیش‌تری نمی‌گویم اما به نظر شما این داستان باورپذیر است؟ یعنی این همه اتفاق می‌تواند با هم رخ دهد و طبیعی باشد؟ من که فکر نمی‌کنم.
در مورد اپیزود سوم هم کمابیش همین مشکلات وجود دارد. در توضیح این نمایش آمده است: «یه کلیک کوچولو در سال 1390 تولید شد، اما در طول این سه سال علی‌رغم تلاش و پی‌گیری مستمر گروه تئاتر ایده, هرگز مجوز اجرای عمومی و یا حتی نمایش‌نامه‌خوانی برای این نمایش‌نامه صادر نشد! اما پس از تغییر شرایط نظارتی بر تئاتر, این اثر که دیدگاهی انتقادی به مسائل روز اجتماعی جامعه را دارد، موفق به کسب مجوز اجرا گردید»
تبلیغ برای تئاتر البته خوب است اما چه به‌تر که برای تبلیغ تئاترمان به هر دست‌آویزی متوسل نشویم. به نظر من این کار قشنگ نیست به خصوص که تماشاچی بعد از دیدن نمایش قضاوت خودش را در میزان راستی این صحبت‌ها خواهد داشت.
در پایان خالی از انصاف است که به بازی خوب و قابل قبول آزاده صمدی و پریناز ایزدیار در این نمایش اشاره نکنم با این‌که به شخصه و با توجه به کارنامه و نمایش‌های پیشین خانم صمدی،‌ متعجب شدم که چرا بازی در این نمایش را قبول کرده است.
farzam gh و الهام حصاری این را خواندند
تینا، رومینا خلج هدایتی، زهرا غیاثیان، hanieh kh و تلخون این را دوست دارند
سلام. پیروزی هستم عضو گروه اجرایی نمایش
جناب آقای صادقی
نقد و یادداشت شما را خواندم. قصد گروه اجرایی پاسخ گویی به هیچ یک از نقد های وارده به اجرای یه کلیک کوچولو نیست. اما با توجه به اینکه حضرتعالی در پاراگرافی از نوشته تان گروه اجرایی را به دروغگویی در مورد مسائل پیش آمده درباره سه سال پیگیری و عدم صدور مجوز اجرا متهم کرده اید، گزیده ای از اتفاقات پیش آمده برای این اجرا را به صورت مستند طی لینکهای زیر برایتان درج میکنم:

الف: ارایه نمایشنامه به بخش چشم انداز جشنواره فجر / تاریخ 90/07/12
http://chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=95934&Serv=0&SGr=0

ب: پذیرفته شدن نمایشنامه در بخش چشم انداز جشنواره فجر 90/08/14
http://khabarfarsi.com/ext/1447214

ج: نامه ... دیدن ادامه » گروه به وزیر ارشاد در پی عدم صدور مجوز 91/08/06
http://farsnews.com/newstext.php?nn=13910806000237

امیدواریم با مطالعه لینکهای مستند بالا، پی ببرید که عدم صدور مجوز برای این نمایش در طول سه سال گذشته، یک واقعیت است نه یک دست آویز تبلیغاتی! نقد کردن حق شماست، اما تهمت زدن عملی مذموم و غیر اخلاقی است دوست گرامی. کاش پیش از این قضاوت عجولانه، در مورد پیشینه این اجرا کمی تحقیق می کردید و سپس حکم صادر می فرمودید. درج مطالب غیر واقعی از این دست، نه تنها اعتبار کاربر باسابقه ای چون شما را خدشه دار می کند، بلکه بیم آن می رود که در طولانی مدت تاثیرات نامطلوبی بر رویه بی طرفانه سایت وزین تیوال بگذارد.
موفق باشید
۱۸ مرداد ۱۳۹۳
همیاری عزیز

اینکه
بگم بازی ها تصنعی بود!
یا اینکه من یاد فیلم های قبله انقلاب افتادم!
یا اینکه یه مصداق بیان کنید برای توقیف 3ساله ی این نمایش!
ایا بی احترامی است !؟ یا حاشیه!؟

آزادی بیان لزوما آن چیزی نیست که در ذهن ما وجود داره!
آژادی ... دیدن ادامه » بیان تحمل تفاوت دیدگاه هاست!

به امید بهبود سطح تحملمون

سپاس از شما
۲۴ مرداد ۱۳۹۳
سمیرا جان
نظر من که کلا به دیار باقی شتافته:D
اما دوستم ویژگی هنر همینه که نظر من و شما کاملا با هم تفاوت داشته باشه، همین که شما از دیدن این نمایش لذت بردی و حالت بعد از دیدن این تاتر خوب بود کفایت میکنه، مابقی تفاوت سلیقه ها ست :)

شاد باشی
۲۴ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی علاقه مندان می رسانیم امکان خرید سانس ویژه ی روز پنج شنبه 16 مرداد ساعت 21 در تیوال جای گرفت
Positron این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید








یادداشتی بر نمایش« یک کلیک کوچولو » نوشته « محمدرضا کوهستانی » و کارگردانی« احمد سلیمانی »
لینک مطلب : http://namayesh1.com/News.aspx?id=94






برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ضمن قدردانی از زحمت اعضای گروه، متاسفانه بر خلاف نظر اکثریت تیوالی ها، این نمایش به هیچ وجه منو راضی نکرد. با اینکه خیلی هم اشتیاق داشتم برای دیدن کار.
نمایشنامه ضعیف بود (دوست دارم بگم خیلی ضعیف و حتی سردستی بود)
بازی ها تعریفی نبود ( در مجموع فکر میکنم که بازی خانم ها به مراتب بهتر از بازی آقایون بود، ولی نه در حدی که بگم کسی ستاره ی صحنه بود) البته نباید از یاد برد که متن هم قدرت مانوری به بازیگران نمیداد که هنر اجراشون رو به نمایش بذارن.
و گرمای سالن بدون کولر هم که طاقت آدم رو طاق میکرد.

سوالی که برام حل نشده باقی موند اینه که نخ تسبیح این سه اپیزود چی بود؟
اسم کار، موضوع اپیزود اول و حضور ثابت لپ تاپ در هر سه اپیزود، این فکر رو به سرم انداخت که نمایشنامه میخواد بگه تکنولوژی باعث سرد شدن روابط و غفلت افراد از همدیگه شده یا اینکه شاید میخواد ... دیدن ادامه » بگه تکنولوژی ( به طور مشخص اینترنت و فضای مجازی) یاعث میشه بعضی مشکلاتی که خیلی وقته وجود دارند رو بشن و به قول معروف جرقه اش رو میزنه
ولی این فرضیه ها تنها برای اپیزود اول کاملا صدق میکنه و شاید هم تا حدود خیلی ناچیزی برای اپیزود دوم!

اینم بگم که به نظرم گره ی اپیزود اول خیلی بهتر از دو اپیزود دیگه بود و اینکه مدت نمایش کاملا مناسب بود.
به نظر من اگه جای 3تا اپیزود فرق داشت نمایش جالب تری میشد
۰۶ مرداد ۱۳۹۳
لیلا جان
خیلی ممنونم از نظرت
با توضیح شما تا حدود زیادی موافقم، از این جنبه بهش نگاه نکرده بودم.
با این حساب باید گفت توی اپیزود دوم محور اصلی داستان، مشکل فرزند خانواده نیست و رابطه ی زن و مرده !؟


۱۵ مرداد ۱۳۹۳
بله، چیزهایی که ما می بینیم و می شنویم، درمورد اختلاف نظر زن و مرد نسبت به وضعیت پسرشونه و زن به جای تعصب ورزی مرد (که این موضوع هم برجسته شده)، مشکل فرزند رو پیگیری کرده ولی مرد همچنان روی حرفهای خودش اصرار می ورزه و زن رو متهم میدونه که چرا او را خبر نکرده ... دیدن ادامه » تا پسر رو تنبیه کنه و ... ما توی نمایش چیز زیادی درمورد مشکل فرزند و اینکه او واقعا چه جور شخصیتی است، نمی بینیم مگر از زبان زن و شوهر.
۱۵ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
دو شب گذشته به تماشای این تئاتر با دوستانم نشستم. باید به دوستان خسته نباشید بگم اما چند نکته رو باید یادآوری کنم. اول اینکه واقعاً از خانم صمدی توقع همچین بازی ضعیفی رو نداشتم، امیدوار بودم که خیلی بهتر و مسلّط تر بازی کنن، متأسفانه توپوق های پشت سر هم بیننده رو اذیت میکرد. البته این مورد برای اپیزودهای دیگه هم صدق میکنه.
نکته دوم اینکه برای یک اثر، چه تئاتر و چه فیلم یا سریال، بدترین درد و بزرگترین شکست اینه که یک معضل بسیار بزرگ و دردناک مطرح بشه ولی به هر دلیلی بیننده از این معضل بخنده!! حتماً یه جای کار ایراد داره که باید توی گروه اون رو واشکافی کرد.
نکته بعدی اینکه وقتی یه کار از نقطه‌ی 100 شروع میشه، بیننده توقع داره یا تا آخر کار روی همون مرز 100 ادامه بده یا اینکه بالاتر از 100 بره، نه اینکه به پایین سقوط کنه. اپیزود آخر برای من اصلاً جذاب ... دیدن ادامه » نبود. دو اپیزود انتهایی که اصلاً نمیشد باهاشون ارتباط برقرار کرد، فقط اپیزود اول اون هم تا یه حدودی.
ولی درکل نمایش متوسط رو به پایینی بود که اصلاً توقع نداشتم اینطور باشه. با تشکر.
به نظر من این خنده تماشاگر در اوج یک کار نمایشی ارتباطی به نمایش و گروه ندارد و این نشانه ی فقر فرهنگی ماست . بالاخره باید قبول کنیم که قشری که به دیدن تئاتر میره ( اگر آنهایی را که صرفا برای دیدن سوپر استارهای سینما به دیدن نمایش میروند را فاکتور بگیریم ... دیدن ادامه » ) قشر فرهیخته ی جامعه است و این فاجعه است چنین موضوعی باعث خنده بعضی ها ( که کم هم نبودند ) میشه ، فقط باید متاسف بود. حیف اون انرژی زیاد و بازی زیبای خانم فراهانی و آقای دادگر که چنین بازخوردی داشت . امشب در کنار خانم گلاب آدینه و هانیه توسلی این نمایش رودیدم ، همه چیز تقریبا خوب بود ( فقط کاش جای اپیزود دوم و سوم عوض میشد) جز این خنده بی مورد!!!
۰۵ مرداد ۱۳۹۳
به نظر من خنده ای که اشاره کردید به محتوای موضوع مطرح شده نبود بلکه موقعیت و نوع بیان موضوع باعث خنده میشد که زیاد ربطی به فرهیختگی تماشاگر نداشت.
۱۲ مرداد ۱۳۹۳
کاملاً با نظر سعید عزیز موافقم، این مسأله اصلاً به فرهیختگی تماشاگر ارتباط نداره، چون همونطور که خودتون میگید قشر خاصی از جامعه به دیدن تئاتر می‌نشینند و این موضوعات براشون هضم شده‌ست. بنظرم نوع بیان و اون موقعیت خنده دار بود.
۱۴ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آنچه در دنیاى امروز گریبان انسانها را گرفته است قطع به یقین با معضلات و گرفتارى هاى آدمها در سالها و دهه هاى گذشته متفاوت مى باشد،خانه هاى سرد امروزى، روابط پیچیده و سرد آدمها با یکدیگر و گریز انسان از خود و خانه خود براى یافتن دنیاى بهتر از یک سو و سرعت پیشرفت تکنولوژى و تغییر مشهود زندگى انسانها از سوى دیگرباعث آن گشته که آدمها هر روز در تقابل سنت و مدرنیته و جبر و تعصب و اختیار و ... گرفتار باشند.
نمایشى که دیشب دیدم برشى بود از سه زندگى،از سه خانواده که هر کدام بسته به طبقه و جایگاه خود با معضلات عجیب و غریب دنیاى امروز درگیرند.
نمایش کلیک کوچولو بدون قضاوت و نتیجه گیرى تنها آنچه را که در لایه هاى اجتماع وجود دارد و به وقوع مى پیوندد بدون کمترین اضافه گویى به نمایش در مى آورد و به مخاطب یادآور مى شود،سه داستان که به واقع هر کدام براى بخشى از مخاطبان ... دیدن ادامه » ملموس و آشناست و ما به ازاى آن در خانه بسیارى از ما اتفاق مى افتد اما غالبا به دلیل تعصبات و پرده پوشى ها موضوع پنهان مى ماند. قصه ها بسیار ساده و روان اجرا مى شوند.تکنیک هاى امروزى نمایشهاى مدرن در این نمایش ورود پیدا نمى کنند،زبان نمایش بسیار ساده و قابل درک است،دیالوگها انگار از زبان خود ماست،همه و همه اینها به مخاطب اجازه مى دهد تا به راحتى با داستان نمایش هم ذات پندارى کند.احمد سلیمانى به عنوان کارگردان قصد خودنمایى ندارد و فقط شرایطى فراهم آورده تا موضوع قصه به بهترین و ساده ترین شکل ممکن به تماشاگرانش منتقل شود،نور ، صدا ، لباس و عناصر صحنه به گونه اى طراحى و انتخاب شده اند که تمرکز تماشاگر از اصل نمایش و موضوع و قصه گرفته نشود،تقریبا همه چیز به اندازه است،فلفل و نمک نمایش هر دو به قدر کافى ست .بازى ها روان و باور پذیر است و همین اندازه براى پیشبرد هدف نمایش کفایت مى کند،هرچند که در دقایق پایانى اپیزود اول بازیگران آنچنان بر نقش و متن و بازى و لحظه تسلط پیدا مى کنند که توى مخاطب خود را در بطن ماجرا احساس مى کنى و فراموش مى کنى که این یک نمایش است.آقاى علیرضا محمدى در نقش مرد اپیزود اول آنچنان حس و تکنیک را توامان با ریتم به پیش مى برد که خواسته یا ناخواسته چشم تماشاگر را مى دزدد و خود را به ستاره نمایش بدل مى سازد. درباره این نمایش مى شود ساعتها صحبت کرد همچنان که در طول مسیر بازگشت به خانه فکر مرا مشغول کرده بود.
آقای کی نژاد عزیز
یادداشت یا نقد شما هم مثل خود نمایش کاملا مختصر و مفید و در عین حال کامل بود. ممنون که نظرات مفیدتون رو با ما به اشتراک گذاشتید
۰۵ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به به
دیروز از کنار تئاتر شهر میگذشتم که یکی از دوستان را اتفاقی دیدم و دعوتم کرد به یه کلیک کوچولو ....
به شدت از بازی جناب دادگر لذت بردم ، بازی روانی داشتن که همه تماشاچیان را میخکوب میکرد،
متن بسیار زیبا و گیرا بود و منو درگیر کرد ... من این نمایش را به دوستان پیشنهاد میدم ، تنها نکته ای میتونست بهتر باشه طراحی صحنه بود .
از تمامی عوامل تشکر میکنم
در مورد طراحی صحنه موافقم
۰۴ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. خسته نباشید به همه دوستان نویسنده. کارگردان . بازیگران و بقیه عوامل .
متن زیبایی بود. مسائلی که دیگه باید در جامعه مطرح بشه. پر دل و جرات بود کار. در ابتدا کوبنده و به آخر که نزدیک می شدیم کمی از داغی قضیه کم می شد. این شدت میخکوب کردن تماشاچی تا پایان اپیزود دوم برقرار بود.
اما در اپیزود سوم متن کمی افت کرد. به گفته امروزی ها کم آورد. شدت ضربه اپیزود اول و دوم خیلی زیاد بود و در سوم این نبود.
یه سوال: نازنین فراهانی چرا اینجوری بازی می کنه؟ واسه چی اینقدر خوبه این ؟ من میخکوب شده بودم در قسمت پایانی اپیزود دوم. هم از ضربه نمایشنامه و هم از بازی بینظیر ایشون. شب اول نمایش رو دیدم و متعجب بودم این قدر نمایش خوب اجرا بشه در اولین اجراش و بازیگرهاش بتونن خوب اداره کنند . در کل بازیها خوب بود مثل آرش دادگر که خوب از پس نقش آدم منکراتی یا بهتر بگم آدم ... دیدن ادامه » خشک مذهب براومده بود. علیرضا محمدی خیلی خوب و آزاده صمدی خوب .
من هم با شما موافقم
۰۳ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اپیزود ٢ازهمه بهتربود...بازیگران نازنین فراهانی وعلیرضا محمدی عااااالی بودن...
منم همین عقیده رو دارم .اگه منظور از(بازیگران).بازیگران اپیزود دوم بود اسم بازیگر مرد این اپیزودآرش دادگره
۰۳ مرداد ۱۳۹۳
موافقم با هردو بازیگر
۰۳ مرداد ۱۳۹۳
ببخشید بنده اشتباه متوجه شدم
۰۳ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
١-کیفیت : خیلى خوب
٢-کارگردانى : خوب
٣-نمایشنامه :خیلى خوب
٤-طراحى صحنه ولباس: خوب
٥-موسیقى: متوسط
٦-بازیگران: آرش دادگر،علی محمدى (عالى)-سایر بازیگران(خوب)،یک نفر(متوسط!!)
٧-مدت نمایش:عالى(حدود٧٠ دقیقه بود فکر کنم ولى به من نیم ساعت گذشت)
---کاشکى گروه ها در شهرستان هم افتخار بدهند اجرا کنند ، ما هم حق داریم والا-تازه اونجا سالنها خنک تر هستند!!
تمام شد،خداحافظ
سلام مرسی از لطفت و نظرتون راجع به نمایش... سعید جان اگر در شهرستان شرایط ایده ال برای اجرا و گروه باشه گروه ما آمادگی اجرادر شهرستان را دارد
۰۳ مرداد ۱۳۹۳
تو این نمایش جدید هم اون سالن مثل سونای خشک می مونه؟
۰۳ مرداد ۱۳۹۳
اتفاقا بهگفته سیلمانی قراراست در شهرسنان احرا داشته باشند.منهتا زمان ان را اعلام نکردنند.
۲۵ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید