تیوال نمایش دهانی پر از پرنده
S3 : 05:41:11
  ۱۲ مهر تا ۰۵ آبان ۱۳۸۹
  ۱۸:۰۰
 بها: ۵۰,۰۰۰ تومان





در این نمایش بازیگرانی چون آیدا کیخایی، مسعود میرطاهری، علی عطاییپیرکوه، مهدی کوشکی، نوید محمدزاده و اله شه پرست ایفای نقش دارند

علاقه مندان به تماشای این نمایش می توانند هر روز به غیر از روزهای شنبه، ساعت 18 به مدت 70 دقیقه و با قیمت بلیت پنج هزار تومان در کارگاه نمایش مجموعه تیاترشهر به تماشای این نمایش بنشینند.

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ای بابا. من هر روز چک می‌کردم. دیروزم چک کردم. تخفیف نبود. الان اومدم. تموم شده بود.
دیروزم رفتم حضوری برای امروز رزرو کنم اما نشد. یعنی فرمودند جا نداریم. تازه فهمیدم که امروز روز آخره. خب چرا این بالا اشتباه زدید؟ من فکر می کردم تا 14 آبانه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار قشنگی بود. بازی آیدا کیخایی خیلی خوب بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی میدونه این نمایش تا کی ادامه داره؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شهاب جان دوست عزیز یادم نمیاد راجع به فیزیک(فضا سریعا جنسی شد) و شخصیت ایشون قضاوتی کرده باشم. نمیدونم از کجای نوشته ی من چنین برداشتی کردین. صد البته شما بیشتر در جریان مناسبات تئاتر این مملکت هستین. اگه احترامی نگه داشته نشده عرز می خوام...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
آقای ایرجی شما اول گفته بودید تا 14 آبان اجراتون ادامه داره ولی حالا میگید تا 5 آبان . چرا ؟؟؟
امیدوارم اشتباه شده باشه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بین دیالوگ ها مکث های طولانی وجود داشت و در این فاصله بازیگران به درستی نمی دانستند که چه باید کنند . در مورد نوید محمد زاده هم می توان گفت که بازی خوبی انجام نداد و گریم ایدا کیخایی هم مناسب نبود .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
روی بروشور کار یه گرگ کوچولو بود یاد بروشور نمایش نبرد و مدآ افتادم و اینکه عزمم جزم کرده بودم که به هیچ وجه کارای صادقی رو نبینم...تو همین حال و هوا بودم که یکی گفت سالم عزیزم صادقی هستم ها ها ها داشت توضیح میداد که گوشیم ترکیده و شماره ها رو ندارم و از این حرفا. بله خودش بود. تازه موقع اجرا هم نشست جلوی من و نصف صحنه ماسکه شد، چپ و راست گلو صاف می کرد و سر آخر هم اجرا به ایشون تقدیم شد. دهانی پر از پرنده تئاتر بی ادعایی است، قشون کشی و دادار دودور نمی کند و در این روزهای بی تئاتری خالی از لطف نیست. نسل اینتلکتوئلی که به جنگ رفته اند و هنوز حاضر نیستند از آرمان های خود کوتاه بیایند و حاضر نیستند زخمشاهایشان را حلوا حلوا کنند و همه زیارتشان کنند، تمام شئونات زندگی آنها درگیر عوارض جنگ است و نسل بعدی هم که ما باشیم آنها را نمی فهمیم و همش تو کار ... دیدن ادامه » دوست دختر و آهنگ گوش کردنیم. جنگ جنگ جنگ...نمی دونم این آدما که استاد دانشگاه بودن و عکاسی می کردن و خیلی دست نوشته و کاغذ پاره دارن و حالا تو تنهایی شون دارن با آرمانها و زخماشون زندگی می کنن چند درصد از جبهه و جنگ رفته هارو تشکیل میدن اما بنظر من اصلا جنگ اینقدر ملو و ناز نیست...طراحی صحنه برام جالب بود مخصوصا که همیشه فکر می کنم فاصله مرگ و زندگی مثل همون تلق ترنس پرنسی بود که آدم ها و اشیا از پشتش تار و نامفهومن و حالا محمود(پدر خونواده) اون پشت نزدیک به یکسال که خوابیده(تریپ موراکامی) اما رفت آمد خونواده و دوستان به پشت و جلوی طلق این مفهوم برام یه کم خدشه دار کرد، ترجیح میدادم یه خورده جایگاه محمود بین مرگ و زندگی حفظ می شد. خسته نباشی آقای باقری.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در مورد نام انتخاب شده برای نمایش آنچه برداشت من بود این است که شاید پرنده تشبیهی از ناگفته های زندگی آدمهای این نمایش است که به نوعی در دل یا دهان این آدمها حبس شده بود و هیچکس شاید جرات به زبان آوردن آنها را نداشت. همان طور که شاهد بودیم در انتهای نمایش نیز همه سوالات گنگ و بی پاسخ باقی می مانند!
و با توجه به طراحی بروشور نمایش که طرحی از یک دهان بسته است شاید این برداشت دور از ذهن نباشد!
امیر رضا کاظمی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اضافه میکنم،
سارا جان دقیقا بنظر من هم این نکنته رسید،
"مکث هایی که بین دیالوگ ها بود آزار دهنده بود و به کندتر کردن نمایش کمک میکرد."
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در پاسخ به برخی دوستان در مورد نام نمایش ظاهرا در ابتدا نام دیگری انتخاب شده بود اما به دلایلی این نام برای نمایش انتخاب شده.
همانطور که همگی می دانیم لزومی به بیان دلایل نیست.

با تشکر
فائقه معتمدی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش دهانی پر از پرنده را می توان از بسیاری جهات یک نمایش کاملا سلیقه ای دانست.
اما در وضعیت فعلی تئاتر که به ندرت می توان نمایشی را یافت که در بیست دقیقه اول به ساعتمان نگاه نکنیم، می توان آن را تحسین کرد.
ریتم کلی نمایش یکنواخت است و فراز نشیب محسوسی در آن مشاهده نمی شود. یکنواخت است اما خسته کننده نیست. جنبه های دیگر نمایش بر ریتم آن غلبه می کند.
محیط کلی نمایش خستگی و درماندگی خاصی را بر دوش می کشد که با نمایشنامه همخوانی دارد.
نمایش شروع خوبی دارد. بازی ها به آرامی جلو می روند و مخاطب را همراه می سازند. اما در این میان که تماشاگر با شروع نمایش همراه شده و از آن لذت می برد در کمال ناباوری شاهد افت شدید نمایش است.
حتی در بعضی دیالوگ ها احساس تردید و ناباوری ما را در بر میگیرد و از خود می پرسیم آیا براستی جایگاه واقعی این جملات اینجاست؟
متاسفانه نمایش از کلیشه های دائمی و همراه نمایش های اخیر هم در امان نیست و ابراز عشق فریبرز به میترا در صحنه آخر ( که حتی در صحنه اول نیز میشد آن را حدس زد) این ناباوری ها را به اوج می رساند.
کنایه های نهفته در دیالوگ ها نیز سطحی و کلیشه ایست که در اوج ارتباط مخاطب با نمایش آن را قطع می کند.
صحنه بازی سیامک ( مهدی کوشکی ) ارتباط از دست رفته مخاطب با نمایش را به نوعی بازسازی میکند. اما همانطور که گفته شد در صحنه آخر اظهار عشق فریبرز ( علی عطایی ) به میترا ( آیدا کیخایی ) باز هم این ارتباط را تخریب می کند و تماشاگر را ناراضی بدرقه می کند.
صحنه بازی ماهان ( نوید محمد زاده ) و مریم ( الهه شه پرست ) را از بسیاری جهات می توان معقول و روان دانست. حس متقابل دو بازیگر بسیار محسوس و قابل لمس است و مخاطب را همراه خود می سازد.
بازی بهرام ( مسعود میر طاهری ) که تقریبا در تمام نمایش شاهد آن هستیم یک بازی خاص با دیالوگ های ساده و تاثیر گذار است. اما آنطور که باید مخاطب را به دنبال خود نمی کشد و به ناچار به این میاندیشم که شاید در مکان و زمان نامناسب قرار گرفته است.
نمایش به وضوح به ما نشان می داد که دیالوگ های و صحنه های حذف شده بسیار دارد. از سوی دیگر شاهد صحنه های و دیالوگ های زائد نیزهستیم.
طراحی صحنه ساده و متانسب با نمایش است و ناچار نیستیم صحنه دیگری را برای بازی ها تجسم کنیم.
در کل تماشای این نمایش را آن هم در وضعیت به همه دوست داران تئاتر توصیه می کنم.

حقگوئی ... دیدن ادامه » 22/7
فائقه معتمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی آیدا کیخایی ، الهه شه پرست و نوید محمد زاده رو دوست داشتم.
طراحی صحنه خیلی خوب و مناسب بود.
صحنه هایی نظیر درگیری مادر و فرزند یا شک به همسر خیلی خوب به نمایش آمد ولی ظاهرا ارتباطی با اصل موضوع نداشت و شاید همین باعث گنگی نمایش می شد . همین طور صحنه هایی که الهه شه پرست با نوید محمد زاده (ماهان) و آیدا کیخایی (مادرش) داشت ( با این که هرسه بازی بسیار خوبی را به نمایش گذاشتند)اگر حذف میشدند هم هیج تاثیری در روند نمایش نداشتند و این صحنه ها فقط زمان نمایش را اضافه کرد.
مکث هایی که بین دیالوگ ها بود آزار دهنده بود و به کندتر کردن نمایش کمک میکرد.
و همینطور سوال زهرا برای منم پیش آمد که ارتباط « دهانی پر از پرنده » با نمایش جه بود.
در آخر از تمامی عوامل نمایش تشکر می کنم و عرض خسته نباشید دارم.
علی فرح راد این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام،
در ابتدا خسته نباشید عرض میکنم خدمتتون،
بازی آیدا کیخانی زیبا بود و
الهه شه پرست خوب،
دکور و موسیقی مناسب بود،
اما و اما،
مفهوم این نمایش چه بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درگیر نمایش نشدم،لذت کافی و شافی رو نبردم،
ممنون میشم اگر پیام و مفهوم نمایش رو بفرمایید............؟؟؟؟؟
و اینکه "دهانی پر ار پرنده" ارتباطش با نمایش چه بود؟؟؟

"سپاس"
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من فقط نظرمو گفتم.
اصلا از این نمایش لذت نبردم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آقای مرتضوی...
با احترام به نظر شما ولی باید بگم که به نظرمن ، اتفاقا "لوس بودن" تنها صفتیه که به شخصیت مریم نمی نشینه. چون مریم تنها کم سن و سال و کم تجربه ست که داره اولین ها رو تجربه میکنه...
شه پرست با کنترل خوبش نزاشته بود لوس بشه تا بیننده اونو پس بزنه و وقتی صحنه رو ترک می کنه ، دلش براش تنگ نشه... .
مرضیه زهری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خب امشب قسمت شد اجرا رو ببینم.
نمی دونم این رو قبول دارید که تئاتر سلیقه ایه و این نظز منه...
به نظر من کار خوبی بود ولی نتونستم خیلی بفهممش احساس میکنم نمایشنامه یکم گنگ بود و باید کمی پخته تر می شد ولی در کل کار خوبی بود...
بازی ها خیلی خوب بود مخصوصا پسر جوان که نامش رو نمی دونم عالی بودند...آقای کوشکی هم خیلی خوب بود چون اولین نقش جدی بود که ازشون دیدم و وافعا لذت بردم... طراحی صحنه هم خیلی خیلی دوس داشتم فضای جالب و تاثیرگذاری بود...همینطور موسیقی خیلی خوب انتخاب شده بود

در کل از همه ی عوامل برای این اجرای خوب ممنونم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیروز این کار رو دیدم . فضای کار کاملا دلخواه من بود. در مورد خوبیهای کار بگم که کیخایی(به خوبی سرگردانی و بیخوابی کاراکتر رو نشون داد) ، کوشکی( با توجه به اینکه تمام دیالوگهاش ایستاده و بدون هیچ حرکت خاصی زده شده ، خوب بود) خیلی خوب بودند. شه پرست کنترل خوبی روی بازیش داشت ، نزاشته بود که کاراکتر لوس بشه.
میر طاهری(فریبرز) و محمد زاده بین خوب بودن و بد بودن معلق بودند... .
ولی از طرز بیان یکی از دیالوگهای محمد زاده خیلی خوشم اومد : "داد نزن! محمود خوابیده..." .
صحنه عالی بود. با لوازم اضافی مزاحم تمرکز آدم روی داستان نمی شد.
با موسیقی زیاد ارتباط برقرار نکردم. لباس خوب بود کاملا همخوان با شخصیت ها .
اگر فضای تلخ و عمیق رو می پسندید دیدن این کار رو پیشنهاد می کنم.
دوستش داشتم.
خسته نباشید و تبریک من به تمامی اعضای گروه.
/// خسته نباشید ویژه برای ... دیدن ادامه » آقای ایرجی///
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا کسی قسمتی از داستان رو باز گو می کنه؟ اصلا این نمایش در مورد چیست؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از نظرات خوب دو دوست قبلی خیلی خیلی ممنونم چون دلایلتون منطقی بود و بیشتر مشتاق دیدن کار شدم ... به زودی میام متاسفانه هنوز وقت نشده :(
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پریسا جان زمانش اگه اشتباه نکنم 70 دقیقه است .
من هم خیلی دوستش داشتم . تکرار و تکرار نداشت . بازی ها خوب بود حتی میشه گفت عالی البته کمی موافق با آقای بازاری ولی در یک مورد. طراحی صحنه خیلی دوست داشتم. فرصت تمرکز رو بهم میداد.شاید شمارو نخنداند ( طوری که مرسوم شده متاسفانه ) اما درگیر میشید. من که شدم
خوشحالم که تیغ سانسور به بعضی جاها نرسیده بود ):

***سپاس از آقای ایرجی***
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید