تیوال نمایش در اعماق
S3 : 19:09:34
  ۲۷ اردیبهشت تا ۰۱ تیر ۱۳۹۴
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: ماکسیم گورکی
: مصطفی عبدالهی
: شهین علیزاده، محمد پور حسن، امیر عباس توفیقی، علی زرینی، فرشید صمدی پور، صنم صالحی، فرناز جهانسوز، مهدی زمین پرداز، محسن بهرامی، محسن زرآبادی پور، زندیش حمیدی، سیامک حلمی، مهدی طهماسبی، لیلا ارجمند پیوند، پوریا گلستانی، محمد رضا کردی، مریم نادرلویی، سعید سلطانی

: محمد یوسفی
: مریم سلیمانی
: محمدرضا کردی
: جواد مرآتی
: امید یوسفی
: بابک حقی، شیما فرهمند
: مهدی رایگانی
: شبنم موتابیاجرا شده در بخش میهمان سی و سومین جشنواره بین المللی تیاتر فجر
کاری از گروه تیاتر کوچه

گزارش تصویری تیوال از نمایش در اعماق (سری دوم) / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش در اعماق (سری نخست) / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از مراسم آغازین نمایش در اعماق / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش در اعماق / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش "در اعماق" تمدید شد

» افتتاح نمایش در اعماق مصطفی عبداللهی

» در اعماق ویژه عکاسان به روی صحنه می رود

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چهل روز گذشت :(



با تو خداحافظی نمی کنم
زمانی که تن رنجورت ایستادگی را به افتادگان آموخت به ما یادآور شدی که از آرزوها و اندیشه ها خداحافظی نکنیم.
پس با تو خداحافظی نمی کنم؛
در روزگاری که دروغ و ریا و تزویر و دنیا پرستی تمام شئون فردی و اجتماعی مان را فرا گرفته تو به ما آموختی که از باورهامان خداحافظی نکنیم.
پس با تو خداحافظی نمی کنم؛
در این زمانه که قلب های عشاق را سنگ زاده های سنگ انداز دچار جراحت می کنند، ایستاده و سر افراز مقاومت کردی و آموختی تا از پایمردی خداحافظی نکنیم.
پس با تو خداحافظی نمی کنم؛
اینک بعد از آرامش تن رنجورت، ما پیمان می بندیم که از آرزوها، اندیشه ها، باورها و پایمردی هایت خداحافظی نکنیم.
پس با تو خداحافظی نمی کنم؛
سلام می گوییمت و چشم به راه اعتلای تئاتر این مرز و بوم می ایستیم تا با دستان توانمند جوانان و رادمردی بزرگانی چون تو، چراغی باشیم بر صحنه های غبار آلود و مشکوک، و به جنگ هرزگی خواهیم رفت.
پس با تو خداحافظی نمی کنیم


امشب چراغ صحنه ات برای همیشه خاموش می شود و ما باز عزادار نبودنت
خانم موتابی گروه شما مگه قرار تعطیل بشه؟!
۰۱ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و قدمی دیگر در پی حمایت از بیماران هنرمند,

ﻧﻤﺎﻳﺶ در اعماق، آخرین اثر زنده یاد مصطفی عبدالهی

اﺟﺮاﻱ روز یکشنبه ﺳﺎﻋﺖ 18:30ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪان بیمار ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮﺩ. چشم انتظار ﻗﺪﻭﻡ ﺳﺒﺰ ﺷﻤﺎ هنرمندان و ﭘﻴﺸﻜﺴﻮﺗﺎﻥ گرامی هستیم .

بلیط های این نمایش بصورت همت عالی به فروش خواهد رسید
مکان سالن اصلی تاتر شهر...

دیدار شما ﻫﻨﺮﻣﻨﺪاﻥ ﺧﻴﺮﺧﻮاﻩ ﺩﺭ میثاقی دیگر با هنرمندان بیمار...
ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﺳﺒﺰ و ﭘﺮ ﻣﻬﺮﺗﻮﻥ ﻣﺎ ﺭا ﺩﺭ اﻳﻦ اﻣﺮ ﺧﻴﺮﺧﻮاﻫﺎﻧﻪ ﻳﺎری ﻛﻨﻴﺪ.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در اعماق به نفع هنرمندان بیمار به روی صحنه می رود

نمایش در اعماق در روز یکشنبه 31 خرداد ماه به نفع هنرمندان بیمار به روی صحنه می رود.

در اعماق، نوشته ماکسیم گورکی، آخرین اثر زنده یاد مصطفی عبدالهی بازیگر و کارگردان پیشکسوت تئاتر، تلویزیون و رادیو، و موسس "گروه تئاتر کوچه" است که خود بیش از 14 سال با بیماری سرطان جنگید و در نهایت صبح پنجشنبه 31 اردیبهشت ماه در حالی که تنها 4 روز از شروع اجرای عموم نمایشش می گذشت، در پی وخامت بیماری دار فانی را وداع گفت.
گروه اجرایی در اعماق در نظر دارد تا به یاد آن هنرمند فقید، در روز یکشنبه 31 خرداد ماه، کلیه ی عواید حاصل از گیشه این نمایش را که به صورت همت عالی به روی صحنه می رود به هنرمندان بیمار اختصاص دهد.

در این نمایش شهین علیزاده، محمد پور حسن، امیر عباس توفیقی، علی زرینی، فرشید صمدی پور، صنم صالحی، ... دیدن ادامه » فرناز جهانسوز، مهدی زمین پرداز، محسن بهرامی، زندیش حمیدی، سیامک حلمی، مهدی طهماسبی، محسن زرآبادی پور، لیلا ارجمند پیوند، پوریا گلستانی، محمد رضا کردی، مریم نادرلویی و سعید سلطانی به ایفای نقش می پردازند.

این نمایش ساعت 19 در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه می رود. علاقمندان به شرکت در این امر خیر می توانند بلیت های خور را از سایت های گیشه تئاتر http://gishetheater.com/ و یا تیوال http://www.tiwall.com/ تهیه کرده یا به صورت حضوری به گیشه تئاتر شهر مراجعه کنند و یا با شماره تلفن 09381105679 جهت رزرو و هماهنگی تماس حاصل فرمایند.
مرتضی این را خواند
محمد رحمانی، محمد شفائی، هومن سیدآبادی و parisa moghaddam این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای شب گذشته در اعماق با حضور هنرمندانی چون رویا نونهالی، مریم بوبانی، قربان نجفی برگزار شد و همچنین آقای فرشید صمدی پور بازیگر نقش کلاه دوز که در اجرای عموم به علت بیماری نتونستن گروه رو همراهی کنند، دیشب با حضورشون انرژی مضاعفی به گروه دادند.

با آرزوی سلامتی کامل ایشون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای شب گذشته در اعماق تقدیم شد به اساتید و بزرگانی چون بانو پوران درخشنده، استاد هادی مرزبان، بانو سوسن مقصودلو، آقای ناصح کامکاری و آقای علی سرهنگی که افتخار دادند و به تماشای نمایش نشستند.

تنها 6 شب دیگه تا پایان اجراها باقی مونده. (تا دوشنبه یکم تیر ماه)
خوشحال میشیم ببینیمتون
محمدرضا اشراقی و وحید هوبخت این را خواندند
مجتبی مهدی زاده این را دوست دارد
خانم موتابی جواب کامنت ایجانب را هم بدهید . در جند کامنتات پاین تر است . پاین اخرین کامنت که 18 گذاشته اید است .سپاس.
۲۶ خرداد ۱۳۹۴
مینای گرامی در حد توان هنرمندان و همکاران سابق جناب عبدالهی دعوت شدند و خیلی ها هم به واسطه آشنایی و احترامی که برای ایشون قائل بودند خودشان تشریف آوردند. چطور مگه؟
۲۷ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به تماشای "در اعماق" نشستیم.چیزهایی که می نویسم صرفا نظرات یک مخاطب عام هستند و مطمئنا از دید حرفه ای ها ممکن است غیرقابل قبول و نادرست باشد و اگر این چنین باشد بسیار خرسند خواهم شد بنده را روشن فرمایید:
- گروه بازیگران بسیار منسجم و قوی روی صحنه ظاهر می شدند.همگی آنچنان راحت ایفای نقش می نمودند که آدم احساس 8می کرد شاهد یک صحنه واقعی از زندگیست نه یک نمایش تئاتر.بازی های زن آش فروش _ کلاه دوز -دزد _هنرپیشه - زن صاحبخانه و عالیجناب را به ترتیب بیشتر از همه دوست داشتم.در کل همه خوب بودند فقط بازیگر نقش خواهر خانم صاحبخانه به نظرم کمی اغراق آمیز بازی می کرد!آن شیوه بیان و فریاد زدن ها و لرزش شدید و غیر عادی دست ها که شبیه بندری زدن بود بیشتر تا لرزش!...تمرکزم را گاها به هم می زد!حتی زبان بدن و حرکت ها ی صعودی و نزولی ناگهانی خیلی باتشدید و غیر ... دیدن ادامه » واقعی می نمود.به نظرم خواهر صاحبخانه کاراکتری بود که مدام مورد ظلم و ستم و بی عدالتی قرار می گرفت و نسبت به همه و حتی خودش بی اعتماد بود و آنچنان ترس وجودش را فرا گرفته بود که حتی از مرده ها آن همه می ترسید.پس شاید بهتر می بود زبان بدن و گویشش این ناتوانی و ترس و سستی را نمایان کند.
طراحی صحنه و دکور را بسیار دوست داشتم.هرچند در مورد لباس های بازیگران اصلا اینطور نبود!تماشای لباسهای امروزی در تن کاراکترهای چند صد سال پیش روسی پذیرش ناپذیر بود!
با موسیقی هم ارتباط خوبی برقرار کردم به فضای داستان می خورد.
در کل نمایش تاثیرگذار و خوبی بود.و از لحظه ای که از سالن خارج شده ام در ذهنم جای گرفته و بعضی صحنه ها و دیالوگ ها را مدام با خودم مرور می کنم.
در پایان از تمامی دست اندرکاران بابت زحمات فراوانی که برای خلق این اجرای خوب کشیده اند سپاسگزارم.و امیدوارم روح زنده یاد مصطفی عبدالهی نازنین قرین آرامش باشد.واقعا فقدان چنین هنرمندان بزرگی در عرصه تئاتر بسیار غم انگیز خواهد بود.
"در اعماق" به دکتر خاکی تقدیم شد.

نمایش "در اعماق" شب گذشته خود (دوشنبه) میزبان هنرمندانی چون دکتر محمدرضا خاکی، مجید حمزه، رامین پور ایمان، احمد بشیری، احمد طالبی نژاد، محمدرضا ورزی و ... بود، که ضمن تقدیر از حضور تک تک ایشان، نمایش به دکتر خاکی تقدیم شد.

در اعماق، نوشته ماکسیم گورکی، کاری از گروه تئاتر کوچه، آخرین اثر زنده یاد مصطفی عبدالهی است که پیش از این هم در بخش مهمان سی و سومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر به روی صحنه رفته بود.

در این نمایش شهین علیزاده، محمد پور حسن، امیر عباس توفیقی، علی زرینی، فرشید صمدی پور، صنم صالحی، فرناز جهانسوز، مهدی زمین پرداز، محسن بهرامی، زندیش حمیدی، سیامک حلمی، مهدی طهماسبی، لیلا ارجمند پیوند، پوریا گلستانی، محمد رضا کردی، مریم نادرلویی و سعید سلطانی به ایفای نقش می پردازند.
گفتنی است این ... دیدن ادامه » نمایش تا 1 تیر ماه هر روز به جز شنبه ها ساعت 19 در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه می رود. علاقمندان می توانند بلیت های خور را از سایت های گیشه تئاتر http://gishetheater.com/ و یا تیوال http://www.tiwall.com/ تهیه کرده یا به صورت حضوری به گیشه تئاتر شهر مراجعه کنند و یا با شماره تلفن 09381105679 جهت رزرو و هماهنگی تماس حاصل فرمایند.
آرزوهای تیره

نگاهی به نمایش «در اعماق» نوشته¬ی «ماکسیم گورکی» و کارگردانی «مصطفی عبداللهی»

محمد امین عندلیبی

«در اعماق اجتماع» چه می¬گذرد؟ این پرسشی است که بیش از صد سال پیش، نویسنده¬ی بزرگ روس «آلکسی ماکسیموویچ پشکوف» با نام ادبی «ماکسی گورکی» از خود و از دیگران پرسید و براساس آن نمایشنامه¬ای نوشت که تا امروز، به گفته¬ی بسیاری از منتقدان، مشهورترین و بهترین اثر نمایشی گورکی است. در اوایل خلق این اثر - سال¬های اول قرن بیستم - در «برلین» حدود پانصد شب متوالی بر صحنه بود. و این روندی است که تاکنون حفظ شده است. با اینکه منتقدان ادبیات و تئاتر، «در اعماق» را جزو آثار «رئالیسم سوسیالیستی» می¬دانند و برخی اعتقاد دارند این سبک ادبی مورد استفاده¬ی ابزاری حکومت شوروی به عنوان پروپاگاندا قرار گرفته و لذا مطرود است و یا دوران این نوع نوشتن گذشته، اما در جوهره¬ی این نمایش¬نامه چیزی فراتر وجود دارد که حتا در قرن بیست ¬و ¬یکم، همچنان این نمایش در انگلیس و روسیه و هند و آمریکا و اسپانیا و... اجرا می¬گردد و مورد علاقه¬ی تماشاگران هم قرار می¬گیرد.

«در اعماق» تصویری است از «زنده¬مانی»(نه «زندگی»!) مطرودترین، بدبخت¬ترین و فقیرترین آدم¬های جامعه. آدم¬هایی که در همه جا و همه زمان¬ها بوده، هستند و خواهند بود. اما نگاه کلی جامعه، این است که چشمش را به روی آن¬ها ببندد و آنان را به عنوان زائده¬های جامعه در نظر بگیرد. شاید به شکل توده¬ای بی¬شکل، چرک و بدون هیچ فردیت و انسانیتی. اما نویسنده¬ی متعهد و انقلابی و به شدت اجتماعی و سیاسی چون گورکی، نه تنها درباره آن¬ها می¬نویسد، که نشان می¬دهد که تک¬تک این بیچارگان، دارای ویژگی-های انسانی حتا بزرگ و مهم هستند و از بد روزگار (نمونه¬اش مرد کلاه¬دوز)، اشتباه¬های فردی (مانند هنرپیشه که به خاطر اعتیاد به الکل به این وضع افتاده) یا از روی ظلم و ستم ثروتمندان و ارباب قدرت (مرد کلیدساز به عنوان نمونه¬ای از کارگران زحمتکش ولی استثمار شده)، به چنین وضعی افتاده¬اند.

گورکی این آدم¬ها را نه سفید می¬داند نه سیاه؛ نه مطلقن مظلوم و نه کلن شرور. کارگر کلیدساز فرد خشنی است و همسر بیمارش را کتک زده، اما دلش هم برای او می¬سوزد. مرد جوان دزدی می¬کند، اما در عین حال عاشق شده. هنرپیشه دائم¬الخمر است ولی شخصیت یک هنرمند اصیل را دارد. و از همه مهم¬تر پیرمرد آواره مسلک. بیشتر آدم¬های زاغه، او را دوست دارند، چون مهربان است و حرف¬ها¬ی امیدبخشی می¬زند؛ به درد دل همسر مرد کلیدساز و آرزوهای دختر جوان گوش می¬دهد و با آنان همدلی می¬کند. اما پیرمرد می¬رود و به جز حرف¬هایش، هیچ تسکین دیگری برای اهل زاغه فراهم نمی¬کند. پیرمرد مهربان، راه حلی عملی برای برون¬رفت از این فضای افتضاح ندارد. فقط می¬گوید باید رفت؛ ولی به کجا و چگونه؟!

آدم¬های «در اعماق» یا گرفتار نوستالژی گذشته هستند (مانند مرد کلاه¬دوز) یا دچار توهم¬اند (عالیجناب یا دختر جوان)، یا امید واهی دارند (مثل هنرپیشه). اما تنها نتیجه¬ی زندگی این آدم¬ها، غرق شدن بیشتر و بیشتر در گرداب زندگی تیره¬شان و آرزوهای بی¬ثمرشان است. تا جایی که جرقه¬ی عشقی داستان، به تراژدی تلخی بدل می¬شود. ناامیدی، سختی و مرگ، آنچنان بر سر این انسان¬ها سایه انداخته، که گویا امکان رهایی برای¬شان وجود ندارد. حتا صاحب¬خانه و زنش هم که وضع مالی¬شان خیلی بهتر از دیگران است، دچار فاجعه می¬شوند؛ هرچند گورکی دلیل نابودی این دو نفر را، خوی زشت آنان می¬داند و بدکرداری¬هایشان. از سوی دیگر، زندگی سخت، باعث شده که این مردمان، حتا با وجود درد مشترک، با هم همدل نباشند، و این دردی¬ست بدتر از فقر.

اگر گورکی در مشهورترین اثرش، یعنی رمان «مادر»، مخاطب را به درک ظلم و تلاش برای مبارزه با آن، از طریق اقدام انقلابی دعوت می¬کند، اما در نمایش¬نامه¬ی «در اعماق» نه خبری از مبارزه با سیاهی¬هاست، نه می¬خواهد مخاطب را به داوری در مورد این وضعیت نکبت¬بار بکشاند. به گفته¬ی مرحوم «مصطفی عبداللهی» کارگردان این نمایش، گورکی «طلب می¬کند که با آن¬ها همدردی کنید». و این یکی از دلیل¬های مطرح بودن این متن، تا به امروز است.

از ... دیدن ادامه » سوی دیگر، «در اعماق» نمایشی است پر از داستان¬ها و اتفاق¬ها. روایت¬هایی که آدم¬ها از زندگی گذشته و حال حاضرشان می-کنند، رابطه¬های گوناگونی که بین افراد این جامعه¬ی کوچک وجود دارد و حوادث مختلفی که در طول نمایش رخ می¬دهد، تماشگر را با خود همراه می¬کند و او را جذب می¬نماید. بیماری شدید همسر مرد کلیدساز، برخوردها و بحث¬های صاحب¬خانه با مستاجران، روابط زن صاحب¬خانه و خواهرش با دزد جوان، آمدن و رفتن پیرمرد و چند خرده داستان دیگر، علاوه بر فضاسازی و جلو بردن داستان نمایش، روایتی چندگانه از زندگی این آدم¬های بی¬چیز را روایت می¬کند.
مرحوم «مصطفی عبداللهی» از جمله هنرمندانی بود که بیان دغدغه¬ی اجتماعی و ارزش¬های انسانی در عرصه¬ی تئاتر، همان¬قدر برایش مهم بود که جنبه¬های فنی و هنری و زیباشناسی نمایش. انتخاب متن¬هایی چون «مرگ تصادفی یک آنارشیست»(نوشته «داریو فو») یا «در اعماق»، بیان¬گر مورد اول است. و اما از لحاظ کارگردانی و جنبه¬های فرمی نمایش، می¬توان گفت که مرحوم عبداللهی، به خوبی با سبک کارگردانی واقع¬گرا و کار کردن روی متن¬های رئالیستی آشنایی داشت. زاغه¬ای که روی صحنه در برابر تماشاگران قرار داده شده، نوع و جنس بازی¬ها، شخصیت¬پردازی کاراکترها و به طور کلی نگاه عبداللهی به کارگردانی این متن، همگی نشان¬دهنده¬ی درک صحیح و مدرن او از نوشته¬ی گورکی دارد.

«در اعماق» آخرین اثر «مصطفی عبداللهی» است. هنرمندی بزرگ که سال¬ها در برابر بیماری هولناک، مقاومت کرد و سرطان باعث نشد که دست از تئاتر و خلق هنر بکشد. تا آخرین روزهای زندگی پرفعالیت¬اش در عرصه¬ی هنر، با وجود وخامت حال جسمی، به زندگی در تئاتر پرداخت و نمونه¬ا¬ی بود از نسلی که «صحنه خانه¬شان» بود. چنین پایمردی در راه شریف هنر، برای همه¬ی هنرمندان و اهل تئاتر، می¬تواند الگویی باشد در خور ستایش. «مصطفی عبداللهی» در ذهن و یاد هنرمندان و هنردوستان زنده خواهد ماند و آیندگان از او به عنوان هنرمندی شیفته¬ی تئاتر، مردی متعهد به ارزش¬های انسانی و فردی که سال¬های طولانی درد و رنج را به خاطر زندگی، عشق و هنر، به چالش کشید، یاد خواهند کرد. یادش گرامی.


یکشنبه 17 خرداد
روزنامه بانی فیلم
چه زود دیر می شود .
چه باور این پرواز سخت نه بل باور پذیر نیست .
چرا نمی توانم آن گونه که شایا و گویای وجود بس بس گرانقدر استاد فقید مصطفی عبدالهی است ، بنویسم .
عزیزانم " در اعماق " را ببینید "

***** "در اعماق " را ببینید .

ببینید بر سفر ی عشق ِ انسانی بزرگ و مهربان چه دردی به فریاد است .من در هر بار دیدن ، به حق و با تمام وجود حضور متین ِشان را به دم احساس کردم .
هنوز با نگاه بر صحنه ی نمایش ، هم درد بازیگرانش را و هم اجراشان را گارگردانی می کند .
استادعزیزم تئاتر و عاشقانش را سخت تنها گذاردید .
هنوز دلم از اندوه زار و نزار است .



نمایش " در اعماق " باید دیده شود تا کارگردانش به بزرگی نمایان گردد .
بانو حدادی نازنین چقدر خوشبخت شدم از دیدارتون
خوب و خوش و سلامت باشید
۱۹ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای دیشب در اعماق با حضور هنرمندانی چون بیوک میرزایی، صدیقه کیانفر، جواد پیشگر، محمد یگانه، فرهاد شریفی، فرزاد حسنی و ....

در اعماق امشب و فردا (سه شنبه و چهارشنبه) هم به روی صحنه می رود و ادامه ی اجراها از یکشنبه آغاز می شود.
الهام این را خواند
رضا قاسم پور، شیدا مطلبی و مجتبی مهدی زاده این را دوست دارند
در صمن خانم موتابی این هنرمندان جزو دعوت شدگان بودند. به نمایش. تشکر.
۱۶ خرداد ۱۳۹۴
مینای عزیز، متوجه منظورتون نمیشم. جمله هاتون سوالیه یا خبری؟
۱۹ خرداد ۱۳۹۴
خانم موتای گرامی اشاره به گزارش بالاتان بود این هنرمندان در کدامیک از این روزها و خودشان امده بودند یا با دعودت شما گرامی. سپاس و موفقیت کاش خود جناب عبد الهی هم بودند و ازاین موفقیت ان لذت میبردند.
۱۹ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به دلیل استقبال تماشاگران و با مساعدت مدیران تئاتر شهر

نمایش "در اعماق" تمدید شد

نمایش در اعماق که از یکشنبه 27 اردیبهشت ماه اجرای خود را در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر آغاز کرده و بنا بود در روز سه شنبه 12 خرداد به اجرای خود پایان دهد، تا روز دوشنبه یکم تیر ماه تمدید شد.

در اعماق، نوشته ماکسیم گورکی، آخرین اثر زنده یاد مصطفی عبدالهی است که پیش از این، در بخش مهمان سی و سومین جشنواره تئاتر فجر به روی صحنه رفته بود. مصطفی عبدالهی بازیگر و کارگردان پیشکسوت تئاتر، تلویزیون و رادیو، و موسس "گروه تئاتر کوچه" بود، که بیش از 14 سال با بیماری سرطان جنگید و در نهایت صبح پنجشنبه 31 اردیبهشت ماه در حالی که تنها 4 روز از شروع اجرای عموم نمایشش می گذشت، در پی وخامت بیماری دار فانی را وداع گفت.
در این نمایش شهین علیزاده، محمد پور حسن، امیر عباس توفیقی، ... دیدن ادامه » علی زرینی، فرشید صمدی پور، صنم صالحی، فرناز جهانسوز، مهدی زمین پرداز، محسن بهرامی، زندیش حمیدی، سیامک حلمی، مهدی طهماسبی، لیلا ارجمند پیوند، پوریا گلستانی، محمد رضا کردی، مریم نادرلویی و سعید سلطانی به ایفای نقش می پردازند.
همچنین جواد مرآتی به عنوان طراح صحنه و لباس، محمد یوسفی به عنوان دستیار کارگردان و برنامه ریز، مریم سلیمانی منشی صحنه، محمدرضا کردی مدیر صحنه، امید یوسفی موسیقی ، بابک حقی و شیما فرهمند عکاسان، مهدی رایگانی طراح پوستر و بروشور و شبنم موتابی به عنوان روابط عمومی این گروه را همراهی می کنند.
گفتنی است این نمایش تا 1 تیر ماه هر روز به جز شنبه ها ساعت 19 در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه می رود. علاقمندان می توانند بلیت های خور را از سایت های گیشه تئاتر http://gishetheater.com/ و یا تیوال http://www.tiwall.com/ تهیه کرده یا به صورت حضوری به گیشه تئاتر شهر مراجعه کنند و یا با شماره تلفن 09381105679 جهت رزرو و هماهنگی تماس حاصل فرمایند.
خیلی خوشحال شدم ممنون از خبر خوش
۱۰ خرداد ۱۳۹۴
تبریک
۱۰ خرداد ۱۳۹۴
مرسی :)
۱۰ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و خسته نباشید به همه عزیزان.
خبر خوبی مبنی بر تمدید این اثر ارزشمند تا 15 روز دیگر شنیدیم. آیا این خبر خوب صحت دارد؟
وحید هوبخت این را خواند
بهرنگ و شبنم موتابی این را دوست دارند
بله :)
۱۰ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

حاشیه‌های مهم تراز متن

در باره نمایش «در اعماق» به نویسندگی ماکسیم گورکی و کارگردانی مصطفی عبدالهی

ادبیات روسیه سرشار از لحظات بکر انسانی است که در آن ارزش‌های بشری مورد کنکاش قرار می‌گیرند. این‌که حق با کیست و ناحق کدام است در این ادبیات و به تبع آن در نمایشنامه‌هایی که در این حیطه جغرافیایی به رشته تحریر در آمده‌اند، اهمیت ندارد. حتی نحوه و کیفیت حق و نا‌حق هم مهم نیست. مهم اعتقاد به اصالت انسانی است و این‌که در چنین شرایطی که هستی و جوهره بشری تهدید می‌شود، قضاوت کردن عادلانه نیست. از طرفی در میان آثار منتسب به این گونه نمایشی، «در اعماق» یک اتفاق مهم به حساب می‌آید، چرا که نتیجه جوهره روحیه ستیزه جویی «ماگسیم گورکی» نویسنده مشهور روسی با جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کرد. نویسنده‌ای که فقر را با تمام وجود حس می‌کرد و به کسانی که در منجلاب زندگی دست و پا می‌زدند، نه با دیده تحقیر که با عینک احترام می‌نگریست. آدم‌هایی که نه از سر تقصیر، که از روی اجبار و شرایط نامناسب زندگی، به حاشیه کشیده شده‌اند. بی‌شک راز ماندگاری نمایش هم همین است که بعد از گذشت بیش از یک قرن که از تاریخ نگارش آن می‌گذرد، هنوز بسیاری از گروه‌های تئاتری اجرای آن را در دستور کار خود قرار داده‌اند.

گورکی در شورانگیز‌ترین اثر نمایشی خود انسان‌هایی را آفریده که اگر چه در فقر و فلاکت دست و پا می‌زنند، اما همگی به دنبال ارزش‌های انسانی، جوهره زندگی را نه تنها بازی، بلکه آن را زندگی می‌کنند. انسان‌هایی که هر چند از اعماق پست‌ترین لایه‌های اجتماع بیرون آمده‌اند، اما به زیبایی اعتقاد عمیق دارند. زیبایی برای آن‌ها در رفتارهای انسانی متصوراست. زن کلید سازاز بیماری مهلکی رنج می‌برد و تمام گذشته و حال خود را بر روی صحنه بالا می‌آورد اما با این وجود در گذشته خود نقطه منفی که خود باعث و بانی آن باشد، یافت نمی‌شود. او در طول زندگی خود از تمایل‌اش به زندگی حرف می‌زند و از آرزوهای دور و درازش می‌گوید. اما در ‌‌نهایت بدون دست یابی به هیچکدام از آن‌ها از دنیا می‌رود. دختر جوان از رویای عشقی خود می‌گوید، رویایی که هیچ‌گاه تبدیل به واقعیت نمی‌شود. صاحب خانه کلیشه‌ای نمایش، به فکر درآوردن پول از درون فقر و نکبت آدم هاست در حالی که نمی‌داند چنین کاسبی برایش خوشبختی نمی‌آورد. همسرصاحب خانه عاشق جوانک دزدی است که در خانه اجاره‌ای آن‌ها زندگی می‌کند، درحالی که او هم به خواهر زن صاحب خانه تمایل دارد. پیچید گی شبکه انسانی با هنرپیشه‌ای که روزگار قدرش را ندانسته و هیچ‌گاه به مرتبه‌ای که آرزویش را داشته و دارد، نمی‌رسد و در ‌‌نهایت خود را از بین می‌برد، ادامه می‌یابد. تنها شخصیت منحصر به فرد نمایش پیرمردی است که برای مدت کوتاهی در نمایش ظاهر می‌شود و در همین مدت کوتاه تاثیر بسیاری بر روی آدم‌های نمایش می‌گذارد. مردی که هیچ وقت دلیل آمدن و رفتن‌اش در نمایش معلوم نمی‌شود. او بیشتر به شخصیت‌های مرگ آگاه و آینده‌دان شبیه است. آدم‌هایی که وجودشان نسیمی است فرح بخش در کوران حوادث روزگار. آن‌ها کسانی هستند که به زندگی رنگی دیگر می‌زنند و معنی دیگری به آن می‌بخشند. «در اعماق» روایتگر آدم‌هایی است که پای رفتنشان کوتاه شده در حالی که ذهن خیال‌پرداز و شاعرانه‌ای دارند. در زیر بار زندگی خرد می‌شوند اما به آینده ایمان دارند. برای همین به خیال‌پردازی روی می‌آورند تا چیزهایی که برایشان مانده را از دست ندهند. همین نیروی خیال انگیز است که موتور زندگی آن‌ها را روشن نگه می‌دارد و مانند خون در رگ‌های روز و روزگار آنان به چرخش در می‌آید.

«در اعماق» با الگوی قصه گویی خاص و شخصیت‌پردازی ویژه خود حس کنجکاوی تماشاگر را بر می‌انگیزد. اینکه در میان مردمانی که در جوامع فرو دست زندگی می‌کنند چه می‌گذرد و چه مناسباتی در آنجا حاکم است؟ سوالی است که شاید ذهن بسیاری از انسان‌های جامعه را به خود مشغول کرده است. پاسخ اغلب مردم این است که نمی‌توان در آنجا رگه‌هایی از شرافت یا ارزش‌های انسانی یافت. اما پاسخ گورکی به این سوال اندکی متفاوت است. او در میان زباله‌های انسانی، گران بهاء‌ترین روابط را می‌یابد و برخلاف تصور عام، مهم‌ترین خصلت بشری را که توجه به ارزش‌های انسانی است، در میان چنین آدم‌هایی پیدا می‌کند. «در اعماق» نمایشی است که ساختار روایی‌اش با روح جامعه پیوندی ناگسستنی دارد. بدین معنا که تمام عوامل نمایش از جمله شخصیت‌های متعدد، داستانک‌های فراوان، موقعیت‌های بغرنج و دیالوگ‌های پینگ پنگی که از درون آن حوادث و گره‌های نمایشی پدید می‌آید، همگی در خدمت قالب ساختاری است که با درون مایه نمایش همخوانی دارد. اعتقاد به اینکه روح حاکم بر سرنوشت آدم‌های نمایش در دور باطل و کنترل شده و به واقع غرق در پستی و پلشتی نتیجه حاکمیت عقلانی نبوده و نیست، بلکه موضوعی است قابل تغییر که کلیدش در دستان اراده بشر است، از فواصل سطرهای نمایش قابل مشاهده و لمس است. داستان نمایش در جامعه‌ای غیر متعارف روایت می‌شود اما همین موضوع طوری در تار و پود اثر تنیده شده که تشخیص اجزای آن تا حدود زیادی ناممکن است.

شاید مهم‌ترین بیم و هراسی که در باره نمایش به ذهن می‌رسد، غلتیدن آن درورطه شعارزدگی است. چنین هراسی در باره نمایش‌هایی با درونمایه «در اعماق» طبیعی است. اما هم نویسنده و هم کارگردان نمایش هوشمندانه از این مسئله اجتناب می‌کنند و بوسیله تمهیداتی همچون داستان مرگ زن کلید ساز در کنار عشق جوان دزد به خواهر زن صاحبخانه و یا روایت موازی دختری که رویای عشقی خود را با خواندن داستان‌های عاشقانه التیام می‌بخشد در کنار جوان نوازنده‌ای که برای رسیدن به شهرت موطن خود را ترک کرده و... با زیرکی از زیر بار چنین موضوعی بیرون می‌آید.

«در اعماق» زبانی گزنده دارد. علت انتخاب چنین لحنی برای این نمایش هم مشخص است: جامعه‌ای که نویسنده از آن سخن می‌گوید، تا بن دندان فاسد است. برای نمایش چنین جامعه‌ای باید فضایی بوجود آورد تا لمس این فساد امکان پذیر باشد و تنها زبانی نیش دار می‌تواند چنین تاثیری بر روی مخاطب بگذارد. محدودیت‌های حکومت کمونیستی که با سرکوب شدید روشنفکران و هنرمندان همراه است، نویسنده را به انتخاب چنین لحن و زبانی بیشترترغیب می‌کند. «در اعماق» نمونه بارزی از گونه رئالیسم سوسیالیستی است که در آن موضوع آحاد توده‌ها پررنگ ترسیم شده است. نمایش تنها به تیره گی زندگی توجه ندارد. اگر چه آدم‌های نمایش در شرایط پست و فرومایه مادی زندگی ترسیم شده‌اند، اما در لابلای رفتارهای آنان عشق به زندگی و انسانیت به چشم می‌خورد. آن‌ها در انتهای جهان زندگی می‌کنند، جایی که دروغ و دروغ‌پردازی جایگاهی برای عرض اندام ندارد. آدم‌هایی که سقفی بر روی خانه اشان ندارند، اما به انسانیت عشق می‌ورزند و برای شرافت انسانی ارزش قائل هستند. آدم‌های نمایش، انسان‌هایی تنها هستند. گنگ خواندیده‌ای که برای رهایی از اضطراب زندگی به رویا متوسل می‌شوند. رویا سرزمین ایده آل آنهاست. جایی که بدون هیچ دغدغه و نگرانی می‌توانند در آن دوباره متولد شوند. آنان در زندگی عادی و واقعیت چیزی کم دارند که در ساحت خیال می‌توانند به آن دست یابند.

«در ... دیدن ادامه » اعماق» خط داستانی مشخصی ندارد و بر خلاف الگوی نمایش‌های کلاسیک بر روی یک یا دو شخصیت اصلی هم تمرکز نکرده است. اما با این وجود موفق می‌شود علی رغم زمان طولانی نمایش تماشاگر را با خود همراه سازد. دلیل این امر هم بی‌شک تکیه بر احساسات تماشاگر و در واقع برانگیختن حس همذات پنداری آنان است. «در اعماق» به نقل از بروشور نمایش یک پرترهٔ دسته جمعی یا یک عکس فوری است از برشی از جامعه که به هر دلیلی مطرود یا رانده شده و برای زندگی در پایین‌ترین سطح انسانی ترک گفته شده‌اند. آدم‌هایی که از کمترین حقوق خود محروم شده‌اند اما باز به افق نظر دارند تا شاید روزنی برای زندگی بهترپدید آید.

مصطفی عبداللهی در مقام کارگردان نمایش تمام سعی خود را به کار برده تا بوسیله میزانسن‌های پویا که بر رفت و آمد‌های زیاد بازیگران و تحرک بدنی آنان تکیه دارد، اجرایی روان از متن پر پیچ و خم نویسنده ارائه دهد. متنی که رگه‌هایی از شاعرانگی در آن به‌وضوح دیده می‌شود. هر چند نمایش خالی از عیب و ایراد نیست، اما در مجموع موفق می‌شود اجرایی روان و یکدست از متن ارائه دهد. موسیقی و طراحی صحنه و لباس از نکات مثبت و نقاط قوت نمایش به حساب می‌آید که در هماهنگی با کلیت نمایش بخوبی به چشم می‌آید و نشان می‌دهد که کارگردان در اجرا و کارگردانی نمایش از تمام ظرفیت‌های گروه استفاده کند و اجرایی متعادل و نزدیک به دنیای نویسنده به صحنه ببرد.

امروز که این مطلب را می‌نویسم چند روزی است کارگردان نمایش به دیار باقی شتافته است. مصطفی عبداللهی هنرمندی بود که با تمام وجود تئا‌تر را دوست داشت و به آن عشق می‌ورزید. هر چند جسم او امروز دیگر در کنار ما نیست اما می‌توان صدای پیروزی‌اش را به گوش جان شنید که با هر اجرای نمایش «در اعماق»، بیشتر و بیشتر می‌شود. روحش شاد و یادش گرامی.

سعید محبی
ایران تئاتر
parisaamd و پویا عبدالهی این را خواندند
وحید هوبخت، ناهید حدادی و آرزو پاریزی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*******جلسه نقد و گفتگو درباره تئاتر "در اعماق"**********
آخرین ساخته مصطفی عبدالهی


با حضور تعدادی از عوامل تئاتر و یکسری کاربران تیوال




[پنجشنبه 7 خرداد ساعت 15 - 17]

<<آدرس: خ ملاصدرا خ شیخ بهایی شمالی خ صائب تبریزی غربی پ 34 موسسه پارسا>>


(((منتقدین: کیارش خوش باش - بابک نیستانکی)))


... دیدن ادامه » لازم به ذکر است باشگاه فیلم و تئاتر که توسط یکسری از بچه های قدیمی تیوال من جمله کیارش و مصطفی بیگ محمدی و فائزه جابیک و بنده ی کمترین چندی ست که فعالیتش را در قالب وبلاگ <<ایران کریتیک>> http://iran-critique.blogsky.com/ و جلسات نقد اصولی و علمی تأترهای مهم در حال اجرا و فیلمهای مهم تاریخ سینمای جهان و ایران آغاز کرده که حضور شما عزیزان باعث رونق هر چه بیشتر این جلسات و تداوم این حرکتی است که ما در آغاز راهش هستیم.
از تک تک شما عزیزان تیوالی دعوت می کنم تا در این جلسه حضور داشته باشید تا از نظرات و نقدهایتان بتوانیم بهره ببریم.
به امید دیدارتان...

جسارتأ این دوستان عاشقانه های نا آرام رو نقد کنند، بهتر نیست؟
۰۶ خرداد ۱۳۹۴
من‌هم‌بیام می توانم نقد کنم آقای عبد الرحیم و یا فقط شما و دوستانتان نقد می کنید؟؟؟
۱۰ خرداد ۱۳۹۴
نادیا جان ما در جلساتمون نقد و نظر تک تک حضار رو ازشون می پرسیم و می شنویم.
۱۰ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"دراعماق " انسان بودن هنر ست ..

بسیار سخت ست درمورد نمایشی نوشت که در حین اجرای آن کارگردانش به سفر ابدی میرود و گروهش با ماتمی در دل و اشکی برچشم ، ایفای نقش میکنند
اما چه قدرت عظیمی دارد صحنه که مرهم تالمات روحی میشود و پاسدار یاد وخاطره ی هنرمندانش ،
با احترام به کارگردان فقید این نمایش چند نکته را یاداور میشوم
دراعماق تئاتری تیپیک روسی با سبک بارز تفکرات بلوک شرقی ست ...و کاملا پیرو رئالیسم سوسیالیستی که کورگی در داستانهایش به آن میپردازد نویسنده ای که هنر را برای بیان واقعیت های قشری از مردم که با رنج ومبارزه آشنایند بکار میگیرد و در نهایت آنان را به روشنگری و احقاق حقوق انسان فرامیخواند
دراین داستان نیز تمام بینش و خواسته های او در قالب افرادی رنج دیده و قهرمانی چون پیرمرد به نمایش گذاشته میشود که تلاش میکندزندگی لایق انسانی را به انها یاداور شود، او هردو وجه زندگی بشری را به تصویر میکشد درعین آنکه پوچ گرایی زندگی پس از مرگ را منکر نمیشود اما مشوق انسانی بهتر بودن و مفید برای دیگران، نیز هست
اگر چه در اجرا و انتقال مفاهیم نمایش قدرت بازیگران قابل چشم پوشی نیست اما به نظر میرسد گاها در ورطه ی افراط میافتد ویکدستی کار را بهم میزند ... هوشمندی کارگردان در حذف و اضافه ی بخشهایی از نمایشنامه میتواند در رساندن پیام مورد نظر موثر باشد اما بااین دقت که رو به شعار زدگی نرود...که در بخش پایانی آنچنان که باید پیام نهایی با قدرت تاثیرگذاری چندانی همراه نیست و ازحوصله ی مخاطب خارج میشود
دکور ، گریم ، لباس ونور همسو در جهت مفاهیم متن است وآنرا برای تماشاگر مملوس موقعیت موردنظر میکند
یکی از نکات خوب این نمایش استفاده ی اسامی کلی تر بجای اسامی خاص برای افراد در نمایش ست
از انجا که همیشه داستانهای روسی مملو از شخصیتهای فراوان ست این انتخاب سهل نمایی بهتری در فهم مخاطب دارد...
با قدردانی بسیار و آرزوی موفقیتهای بیشتر و صبرو شکیبایی برای گروهی که با اندوه از دست دادن عزیزی ،استوار در صحنه باقی ماندند و بی دریغ یاد و خاطره ی او را زنده داشتند ...
هنرمندان عزیز همیشه برقرار وپاینده باشید..
نوشته ام را با جمله ای از ماکسیم گورکی بپایان میبرم :
در مملکت ما پوست بی مغز زیاد است،ظاهرش را نگاه می کنی آدم است ولی وقتی پی به عمقش می بری خالی است،مغز ندارد،مغزش را خورده اند ،ما را باید تربیت کنند تعلیم بدهند هوش و استعداد ما را تیز کنند،ولی آن سنگی که تیز و برانمان کند کو؟!...

نیلوفر ... دیدن ادامه » ثانی
1خرداد94
همین است قلمی موجز....
سرکار خانم ثانی سپاس
منتظرش بودم
۰۵ خرداد ۱۳۹۴
ابرشیرعزیز وخوب باشماهم نظرم ضمن اینکه گمان میکنم زنده یاد عبداللهی بعمد قصد تداخل تفکرات خویش را در نمایش، بدون انکه بخواهد لطمه ای به اصل آن بزند ، داشته ست اما چنین به نظرمیرسد، تفکیک این موضوع برای مخاطب قابل شهود ست ... وشاید همین موضوع کمی از تاثیر ... دیدن ادامه » پیام آن میکاهد
دوست خوبم شرمنده مهرتان هستم برای من عزیزید واز بزرگ منشی و تبادل نظرباشما همیشه لذت و بهره میبرم..
۰۵ خرداد ۱۳۹۴
دوست خوبم جناب صحراپور عزیز ممنونم که همیشه تکمیل کننده نظرات و برداشت های من هستید کاملا باشما موافقم نمایشنامه را خواندم وبادر نظر گرفتن فضای حاکم بر آن دوران روسیه (شوروی )کلیت آن برای خواننده کاملا قابل قبول ست و متناسب با آنچه میگوید و به نتیجه میرساند ... دیدن ادامه » اما در منظر نمایش ومخاطب غیر بومی ،نیازمند ظرافت بسیاری در ارائه ی دیدگاههای خودباید باشد
اگرچه این نقد از ستایش کارگردان بر تاکید اعتلای انسان که همیشه بخش مهمی از رسالت هنر بوده و هست ،چیزی نمیکاهد.
۰۵ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بالا بلند صبور، سرود نبودنت، بر یال پر غرور گرین(1)، گریانم
از این داغ، غم، یال به یال، قله به قله، کو به کو
به «کوچه»(2) می‌رسد، و «کوچه» در کوچ! «کوچه» در کوچ
چکامه نواز عشق، بر قاب، بر صحنه، بر زندگی، زندگی پت پت کنان
و مرگ...، نه، از مرگ نمی‌گویم، نهستی، خود نخواستنِ هستی!
خمیده نبودی صبور من، لبخند داشت، دیدار آخرمان
همیشه لبخند، همیشه شکفتن، همیشه مهر، همیشه عشق
همیشه صحنه، همیشه عزم، عزم عظیم آفریدن
ارابه‌ خدایان فقر را از اعماق، بر صحنه‌های اراده راندن!
کار کردن، کار کردن، کار کردن، بی خستگی کار کردن
نجیب، مرگ را پس راندن، نجیب، بی شکوه و شکایت
برهنه‌ پای، «کوچه‌های» بی انتهای عشق را جٌستن
برهنه پای ریشه‌های رنج را زیستن، به شط خروشان - بودن –
پیوستن، رفتن، آرمیدن، آسودن، آسودن...
دلیر نجیب گرین، صحنه با بهانه‌ات، هر شب، بی تاب‌تر
و ... دیدن ادامه » گروه، با چشم انتظاری، پر تب‌تر...، دلهره دست دست می‌کند
در راهروهای انتظار، و گروهِ تب‌دار، چشم‌های نمناکِ صحنه را
هر شب به یاد تو، تقدیمِ لاله‌های واژگون ، دیارت
گرین گریانِ غمگینِ بی تو می‌کند.


شکرخدا گودرزی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان این نمایش تا 12 خرداد روی صحنه است، تاریخ به اشتباه درج شده.
شکیبا این را خواند
farhad riazi و وحید هوبخت این را دوست دارند
درود بر شما
تاریخ پایان اجرا ویرایش شد.
۰۳ خرداد ۱۳۹۴
سپاس
۰۴ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من مطمئنم آقای عبدالهی هر شب ساعت هفت در سالن اصلی تئاتر شهر آخرین اثرش را به تماشا می نشیند. در این دو شب اجرا بعد از رفتنش، همه حضورش را حس کردیم و به لطف حضور گرم و انرژی خوبش بهترین اجرا را رفتیم.

دعوتتان می کنم به آخرین حضور استاد عزیز، مصطفی عبدالهی بر روی صحنه ی تئاتر
"برای مصطفی، برای زندگی.."

منتظر دیدار تک تک شما عزیزان هستیم.
نمایشنامه خوانی خیریه "هفت پرده" به روایت میکائیل شهرستانی در یادبود استاد زنده یاد "مصطفی عبدالهی"...
5، 6، 7 خرداد
ساعت 17:30
http://www.tiwall.com/theater/nayeshnamekhani-haftpardeh/tags/all