تیوال نمایش دکلره
S3 : 16:57:50
کاری از گروه تیاتر لیو
  ۱۹ شهریور تا ۰۷ مهر ۱۳۹۱
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت
 بها: ۷,۰۰۰ تومان

: مهدی کوشکی
: (به تر تیب حروف الفبا) لیلی رشیدی، آوا شریفی، صحرا فتحی، مهدی کوشکی

: محمدحسن معجونی

: صحرا فتحی
: ایلیا شمس
: فاطمه ثاقب
: ارغوان راستی، نسیم منفرد
: مریم سپهری
: شبنم موتابی
: فریار حسینی
: مارتین شمعون پور
: صالح تسبیحی
: رضا قاضیانی

 




شهر:
تهران

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، ضلع جنوبی باغ هنر، بام خانه هنرمندان
تلفن:  ۸۸۳۱۰۴۵۷، ۸۸۳۱۰۴۵۸


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

(مهدی کوشکی در نقش بهروز) :

گردنش داشت خِر خِر می کرد ، دستش هم خونی شالاپ شالاپ می خورد روی زمین ، یه کوسن گذاشتم زیر دستش! … کشوندیمش اوردیم توی وانِ حموم، با ساطور تیکه تیکه تیکه کردیم به طوری که اینقد ازش نموند عین سالاد شیرازی ؛ اینجاست که آدم به قدرت خدا پی می بره ، هیچی از یه آدم رو زمین باقی نمی مونه.
تو این تیکه تیکه کردنا... فهمیدیم یه دختر تو شکمشه... دیوونه شدم... من رو فقط زودتر بکشید راحت شم..
۱۴ مهر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من کار خیلی خوبی بود البته چون من اجرای روز دومو دیدم گروه هنوز آمادگی کامل نداشت ولی از اواسط کار خیلی خیلی بهتر شد اگه یه مقدار روی نور و دکور بیشتر کار شده بود از اینم بهتر می شد.
دوستان یه سوالی داشتم چرا اسم کار دکلره بود؟
آدمای این نمایش مثل وقتی که موی سر را دکلره میکنی و آرام آرام رنگ عوض میکنه تا بی رنگی,هر لحظه در حال رنگ عوض کردنند و در انتها بی جایی میرسند که دیگر توان ادامه ندارند...به نوعی مثل همون فرایند دکلره مو,البته این دید و نظر من هست. مطمءنا هر فردی برداشتی ... دیدن ادامه » از این کار و اسم دارد
۰۳ مهر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود من خیلی دوست داشتم ، واقعا دستتون درد نکنه....امیدوارم رزرو باشه باز من بتونم ببینم.
خوب بود یعنی خیلی خوب بود مخصوصن مهدی کوشکی ....

ولی بعضیا بعد اجرا کمی ناراحت شدن " به گمانشان سرشان کلاه رفته. آمده ند نمایشنامه خانی "
ولی خیلی تفاوت داشت با خانش
و مستند خوب و به روزی بود

در کل پرفورمانس خوبی بود ... ولی کاش مهدی کوشکی ش بیشتر بود ...

ـــــــــــــــــــــفقط یه چیزی : صحنه ش منو یاد

" کنفرانس مطبوعاتی بعد دربی مینداخت و مهدی کوشکی هم انگار علیرضا منصوریان بود ... "


+ تبلیغات پشت اجرا خیلی خیلی اذیتــــــــــ می کرد
تبلیغات پشت اجرا خیلی خیلی اذیتــــــــــ می کرد
۲۹ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست داشتم...جالبه تنها تئاتری بود که من همه چیزش رو باور کردم...یه موضوع اجتماعی بروز...عالی بود حتما بازم می بینم.
راستی بازی هاش هم عالی بود مخصوصا مهدی کوشکی و فتحی
۲۸ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محشر بود...تئاتر مستند...فکر نمی کنم هیچ ربطی به نمایشنامه خوانی داشته باشه...وچقدر بازی مهدی کوشکی، صحرا فتحی و اوا شریفی درست بود...شاید کمی لیلی رشیدی که اونم برای سوپاپ خوب بود که با بازی گری توری ای که می کرد باعث می شد کمی از اتفاقات فاصله بگیریم...محشر بود فقط همین...
بازی مهدی کوشکی صحرا فتحی و آوا شریفی درست بود؟!!!!!
۲۷ شهریور ۱۳۹۱
شاید کمی لیلی رشیدی؟!!!

تنها بازی که از متن جلو می زد بازی لیلی رشیدی بود
۳۰ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با تشکر از توضیحات خانم نازنین یاری اما همچنان سوال من بی پاسخ ماند.
به عنوان یک تماشاچی عام حداقل(به صورت خیلی خیلی ساده شده) این را میدانم که یک تأتر یا نمایش متشکل شده از عوامل مختلفی مثل: نمایشنامه، کارگردان، بازیگر(بیان و بدن)، موسیقی، صحنه، لباس، نور، گریم، وسایل صحنه و...
استفاده از بدن بازیگر، صحنه، لباس، نور، گریم، وسایل صحنه در "دکلره" به همان گونه بود که در نمایشنامه خوانی ها شاهد هستیم و چه بسا در بعضی از نمایشنامه خوانی ها شاهد این هستیم که از این عوامل بسیار مناسبتر از آنچه در "دکلره" دیدیم، بهره می برند. گاهی بعضی نمایشنامه خوانی ها به گونه ای اجرا میشوند که تا مرز "اجرا" هم پیش می روند اما با این حال هنوز هم یک "نمایشنامه خوانی" تلقی میشوند. هرچند تعریف مشخص وجامعی از نمایشنامه خوانی وجود ندارد اما یکی از تعاریفی که برای نمایشنامه ... دیدن ادامه » خوانی وجود دارد این است که(به نقل از علی قبچاق شاهی- کارشناس ارشد تاتر):
"نمایشنامه خوانی در رایجترین شکل خود شیوه ایست در خوانش متن توسط نقش خوانها به این صورت که چند نفر نشسته در پشت میزی _ شاید نشسته بر زمین _ و از روی متنهای گرفته شده در دست اقدام به خواندن دیالوگهای نمایشنامه میکنند."
حالا به من حق می دید که بپرسم: چه فرقی بین اجرای "دکلره" و یک نمایشنامه خوانی وجود دارد؟
و سوال دیگه اینکه:
شما در کدام نمایش دیدید که بازیگران از روی متن های گرفته شده در دستشان دیالوگ ها را بخوانند؟

درود بر علی عزیز

یادمه توی یکی از اولین پست هایی که رو دیوار گذاشته بودی ، سوالی در مورد نمایش " تراس " کردی که ، من جسارت کردم و جوابت رو دادم . اینجا هم اجازه میخوام جواب این سوالت رو بدم ؛
یکی از اولین مولفه های یک نمایش که تماشاگر ( والبته قبل از آن کارگردان و بازیگر ) با آن مواجه می شود ، مکان یا بهتر بگویم " رویدادگاه " ِ آن نمایش ، یعنی جایی که وقایع و رویداد های نمایش در آن رخ می دهد ، است . در نمایش دکلره ، رویدادگاه ، ظاهرا جایی مثل اتاق بازجویی آگاهی است . جایی که معمولا متهم پشت میزی می نشیند و توضیحاتی می دهد و احتمالا اعتراف می کند یا نمی کند و ورقه هایی را پر می کند .
حالا چیزی که باعث شده ما در دکلره با احیانا شباهت هایی با نمایشنامه خوانی های رایج روبرو شویم همین رویدادگاه دکلره و خود رویداد نمایش است .
پس وقتی ما قبول کنیم که نمایش در مورد چند نفر است که در حال اعتراف کردن در اتاق بازجویی آگاهی هستند ، طبیعتا باید بپذیریم، مواردی که تو به آنها اشاره کردی مثل : بدن بازیگر، لباس، نور، گریم، وسایل صحنه همان هایی ست که در نمایش می بینیم.
اما نکته ی بسیار مهمی که باید به آن توجه کرد این است که بازیگر ها از روی متن های گرفته شده در دستشان " مونولوگ " هایشان را نمی خوانند ( لااقل در اجرای دیشب که من شاهد آن بودم این طور نبود ) بلکه ورقه ها ، ظاهرا ورقه های مخصوص اعتراف شخصیت های نمایش است .
اما از همه ی مواردی که به آنها اشاره کردی ، با صحنه موافقم. طراحی صحنه شاید ضعیف ترین یا به نوعی قابل بحث ترین عنصر نمایش است . میز بلندی که در آن واحد هر سه متهم و حتی آخرین قربانی پشت آن نشسته اند ( و اتفاقا بیشترین بار ذهنیت ِ شباهت دکلره با نمایشنامه خوانی به گردن آن است ) نشانه ی چیست ؟
چرا کارگردان و طراح صحنه از 4 میز ، بعلاوه ی امکان فوکوس نوری روی بازیگری که مونولوگ می گوید استفاده نکردند ؟
علت ... دیدن ادامه » شاید به ساختار و نحوه ی گفتن مونولوگ ها بازمیگردد . ساختار درهم تنیده ی مونولوگ ها که همان اعترافات متهمین پرونده است ( که البته ایده ی تکراری است که بارها و بارها در فیلم ها و سریال ها شاهد آن بوده ایم ) و سیری که طی می کنند تا به گره گشایی پایان نمایش و مشخص شدن جرم ختم میشود ، شاید باعث استفاده از این صحنه شده است .
از سوی دیگر ، شاید کارگردان متهمین و قربانی را پشت یک میز نشانده تا بگوید ، متهمین خود به نوعی قربانی هستند . قربانی شرایطی که جامعه به آنها تحمیل کرده است .
در کل دکلره به نظرم چیز خاصی نداشت که اگر داشت یک پست مستقل به نقد آن اختصاص می دادم . البته که من از تئاتر مستند چیز خاصی نمی دونم . اما امیدوارم بعد از گذشت یک نسل ، ما هم افتخار فهم زیبایی شناسی های دکلره را داشته باشیم .
راستی میخواستم بگم : مرضیه برومند یه دونست . عمرش دراز باد
۲۸ شهریور ۱۳۹۱
سید جان ممنونم. با دقت تمام توضیحاتت رو خوندم. به این میگن یه جواب خوب. حرف حساب جواب نداره. تا حد زیادی به جواب سوالم رسیدم. همیشه از نظراتت استفاده کردم همچنین از نظرات احسان طهماسبی عزیز. اینکه بدون توهین و قصد و غرض بشه در مورد مشکلات یه کار صحبت کرد ... دیدن ادامه » یک هنره که شما خوب بلدید.
مقایسه یک کار نمایشی با نمایشنامه خوانی دلیل بر کوچک کردن کار نیست چرا که اصلا نمایشنامه خوانی کار کوچکی نیست بلکه کاریست با ارزش و پر اهمیت.
اما دلیل اینکه این سوال مطرح شد همان ضعف هایی بود که سید عزیز خیلی خوب به اونها اشاره کرد. و شاید اگه این سوال رو نمی پرسیدم به نقاط قوت کار هم کمتر پی می بردم. به نظرم یکی از نقاط قوت دکلره متن خوبش بود. من متن رو دوست داشتم.
موفق ترین باشی سید بزرگوار.
۲۸ شهریور ۱۳۹۱
@ احسان طهماسبی : زنده باشی احسان جان . لطف داری تو . دست بوسم
@ علی اسدالهی : عزیزی علی جان . فدای تو
۲۹ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اقای طهماسبی من که تو هیچ تئاتری اسم شما رو نشنیدم و نقد حسابی هم که نکردین پس بی خیال...
دکلره رو از دست ندین دوستان...حاضرم قسم بخورم...بی نظیره ....بی نظیره...بی نظیره...بی نظیره...
بقول اقای چرمشیر بعضی زیبایی شناسایی ها برای فهم ش ممکنه یک نسل طول بکشه.
درود بر شما
کاربر عزیز آقای احمدی

بی گمان شما هم بر این باور هستید که برای داشتن محیطی متمدن و فرهنگی نیاز به مهارت شنیدن و احترام به نظر دیگران حتی با وجود اختلاف نظر می باشد که این اصل و آزادی برای خود جنابعالی نیز معتبر بوده و امکان نگارش مستقل نظر ... دیدن ادامه » و نقد شما درباره این نمایش، بدون ادبیات تند نسبت به دیگر کاربران، وجود دارد.

مهمترین اصل فعالیت در تیوال، بند یک قوانین یعنی "احترام به عقیده و سلیقه دیگران" می باشد.

امیدواریم با کمک هم محیطی غنی و بالغ بسازیم
سپاس از توجه شما
۲۷ شهریور ۱۳۹۱
سلام دوست عزیز, ممنون از پیشنهادی که دادید و به عنوان عضو خیلی کوچک گروه خوشحالم که از دکلره خوشتان آمد,خوب است بتوانیم از نظرات یکدیگر استفاده کنیم و برای همه سلیقه ها احترام قاءل شویم و حتی بتوانیم با نقدی منصفانه هم به گروه اجرایی و هم دیگر مشتاقان ... دیدن ادامه » دیدن نمایش فرصت استفاده دهیم.
۲۷ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جوابیه خانم نازنین یاری
(به دلیل تمایل ایشون نظرات در ادامه پست نمی اید و در پست جداگانه بررسی میشود!)

با احترام به شما سرکار خانم یاری بنده نظر شما رو نقد نمیدونم! صرفاً بیان یا عدم بیان ویزگی های تاتر آوانگارد یا مستند به دلیل سواد یا عدم سواد نظر دهندگان! (که البته دکلره جز هیچ کدام از این دسته تاتر ها طبقه بندی نمیشه و برای مستند بودن زود هست و برای آوانگارد بودن دیر!) مشکلی از مشکلات فراوان دکلره رو حل نمیکنه! نگاه شما نسبت به این تاتر به شدت کلی هست به طوری ریز مشکلات متعدد این اجرا رو نمیتونین به وضوح ببینین... برای مثال ایرادهای وارده به بازی های خشک و غیر قابل انعطاف (البته به جر خانم رشیدی) و عدم تسلط کافی به متن نمایش که بارها در طول اجرا به شکل های مختلف خودش رو نشون میداد و نور نامناسب و دکور به شدت دست چندمی و ... چیزی نیست که با تقسیم بندی انواع تاتر بشه ازش رونمایی نکرد!

ضمناً لازم میدونم پنج نکته رو اضافه کنم :

1- در طول جشنواره مونولوگ لیو که چند ماه پیش در خانه ی هنرمندان برگزار شد چند اجرای دیگه به شکل های بسیار بالاتر و بهتر از این اجرا و با همین شکل به روی صحنه رفت و به مراتب بسیار قوی تر و بهتر بودند. البته بعید میدونم که شما آن کارها را ملاحظه فرموده باشید به این جهت که احساس میکنید که کار جز کارهای جدید و تازه وارد به ایران هست!!!

2- مهد نمایش های روزنامه ای رو بیشتر به کشور برزیل نسبت داده اند که بیشتر هم به شکل خیابانی اجرا میشده است... بنابراین سانفرانسیسکو هم چندان شهر مناسبی برای تماشای این گونه اجراها نیست!

3- خانم برومند کارشناسی هنرهای نمایشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران دارند و ایشون کارهای تاتری از جمله

شهر کوچک ما
آدم آدم است
... دیدن ادامه » کدو قلقله و دیو آنتیگون
نبیه دانا
دزد و رنگ قرمز
الدوز و کلاغ‌ها
داستان ضحاک
کلاه و شالواره
یک جفت کفش برای زهرا
افرا یا روز بر می‌آید به کارگردانی بهرام بیضایی


رو کار کردند! (به این لیست کارهای تاتری ایشون سی و سه فیلم دیگر در نقش های کارگردان, تهیه کننده, بازیگر و نویسنده نیز اضافه کنید(به نقل از ویکی پدیا)) بنابراین حرف شما در مورد ایشون توهین به شخصیت هنری ایشون به حساب میاد!


4- خانم برومند تنها شخصیت هنری نبودند که به این اجرا و بازیها اعتراض داشتند و اگر شما کمی بیشتر دقت میکردید چهره ی برخی اشخاص ار جمله جناب مسعود دلخواه (که برای اتمام تاتر لحظه شماری میکردند!) کاملا خبراز احوال پریشانشون داشت! البته اگر شما جناب دلخواه رو به عنوان شخصیت تاتری قبول داشته باشید چون ایشون کار عروسکی انجام نداند! لازم هست اضافه کنم با صحبت های بنده با سایر هنرمندان هم که در آن روز حضور داشتند نظراتی منفی بسیاری قابل درک بود . (که البته به جهت عدم اطلاع از تمایلشون برای درج نظرات از بیانش امتناع میکنم)

5- نکته ی آخر هم اینکه بنده طهماسبی هستم و نه طهماسب!
سلام....من خیلی از موضوع اطلاعی ندارم...اما مشخص که از دکلره دل خوشی ندارید...متاسفانه من ندیدم...امروز قراره برم و ببینم....در مورد کارهایی که تو خانه هنرمندان اجرا شده بیشتر توضیح میدین؟یعنی می شه اسم ببرین؟خیلی دوست دارم نظرتون و راجع به....نظمیه زنان...مترسگ....عجایب ... دیدن ادامه » المخلوقات و آنتیگونه بدونم....
۲۷ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمونه دکلره رو من در سانفرانسیسکو دیدم به اسم واژن که می تونم بگم دکلره ده سر و گردن از واژن بالاتر بود. و اونجا چقدر می گفتن واژن فلان و ...خوب و ...
تئاتر مستند خیلی سخته که به قول پیتر هال بهش ماسک اضافه کنی که مهدی کوشکی چقدر خوب اتمسفر رو اضافه کرده که همون اتمسفر شده شعر کار... اصلا برام تعجب بر انگیز نبود که خانم برومند بعد اجرا داشت لیلی رشیدی رو تقبیح می کرد، اونم جلوی ما که داشتیم از کار تعریف می کردیم...خوب معلومه برای کسی که فقط یه عمر عروسک گردونده این تئاتر اوانگارد عجیب و غریبه و اولین چیزی که بذهنش می رسه اینه که ردش کنه...مثل تمام چیزهای جدیدی که وارد ایران می شه همه اول می گن سرطان زا است.
الانم چون اینو نمی فهمیم می گیم نمایشنامه خوانیه می تونم یه سر توضیحات در مورد قواعد نمایشنامه خوانمی بدم که البته می دونم اقای طهماسب و اسد الهی بسیار ... دیدن ادامه » با سواد هستند پس لازم نیست، [زدودن بنا به بند 2 قوانین] البته ما ایرانی ها حافظه ی تاریخی نداریم این ثابت شده است. به مهدی کوشکی خیلی خیلی خیلی تبریک می گم، تو بی نظیری و چقدر تو این نظمیه ی سیمرغ اوای گل تو جلو تر فکر می کنی اگر بگذارند و بفهمنت...می دونم شکل متعارف تئاتر رو تو بهتر از همه ی تئاترایی که رو صحنه است، انجام می دی ولی خواهشن همینطور نترس بمون...
ممنون از توضیحتون من اعتراف می کنم که سواد تأتری ندارم در مورد این کار هم نقدی نکردم. اما همچنان سوال من بی پاسخ ماند.
به عنوان یک تماشاچی عام حداقل(به صورت خیلی خیلی ساده شده) این را میدانم که یک تأتر یا نمایش متشکل شده از عوامل مختلفی مثل: نمایشنامه، ... دیدن ادامه » کارگردان، بازیگر(بیان و بدن)، موسیقی، صحنه، لباس، نور، گریم، وسایل صحنه و...
استفاده از بدن بازیگر، صحنه، لباس، نور، گریم، وسایل صحنه در "دکلره" به همان گونه بود که در نمایشنامه خوانی ها شاهد هستیم و چه بسا در بعضی از نمایشنامه خوانی ها شاهد این هستیم که از این عوامل بسیار مناسبتر از آنچه در "دکلره" دیدیم، بهره می برند. گاهی بعضی نمایشنامه خوانی ها به گونه ای اجرا میشوند که تا مرز "اجرا" هم پیش می روند اما با این حال هنوز هم یک "نمایشنامه خوانی" تلقی میشوند. هرچند تعریف مشخص وجامعی از نمایشنامه خوانی وجود ندارد اما یکی از تعاریفی که برای نمایشنامه خوانی وجود دارد (به نقل از علی قبچاق شاهی- کارشناس ارشد تاتر):
"نمایشنامه خوانی در رایجترین شکل خود شیوه ایست در خوانش متن توسط نقش خوانها به این صورت که چند نفر نشسته در پشت میزی _ شاید نشسته بر زمین _ و از روی متنهای گرفته شده در دست اقدام به خواندن دیالوگهای نمایشنامه میکنند."
حالا به من حق می دید که بپرسم: چه فرقی بین اجرای "دکرله" و یک نمایشنامه خوانی وجود دارد؟
و سوال دیگه اینکه:
شما در کدام نمایش دیدید که بازیگران از روی متن های گرفته شده در دستشان دیالوگ ها را بخوانند؟
۲۷ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط باید بگم که متاسفانه حتی خانم لیلی رشیدی هم با بازی تاثیر گذارش نمیتونه جبران بازی های بد, دکور نامناسب و متن نه چندان قوی دکلره رو بکنه... بنابراین دکلره به یک مونولوگ نیمه حرفه ای تبدیل میشه و حتی اسم گروه لیو هم نمیتونه پشتوانه ی در جهت تعدیل افکار تماشاگر در جهت نظردهی مثبت به این اجرا باشه! نتیجه هم چیزی جز نارضایتی بعضی تماشاگران و البته تنی چند از مهمان نمایش و همین طور زیر سوال بردن کار آقای کوشکی نیست.

ای کاش جناب کوشکی به جای وقتی که برای بازی در کار گذاشتن (که البته چندان هم نتیجه ای در پی نداشته و عدم تمرکزشون بر روی متنی که خودشون نوشتن مشهود و تپق های گاه و بی گاه شون آزار دهنده است) توجه بیشتری در جهت کارگردانی میکردن تا بتونن بازی خانم آوا شریفی رو که هیچ شباهتی به جنس بازی های موجود در تاتر ولپن (که کار بسیار خوب و ستودنی از آقای ... دیدن ادامه » کوشکی بود) نداشت رو در جهت مناسب و مساعد هدایت کنن. ﺧﺎﻧﻢ ﺻﺤﺮﺍ ﻓﺘﺤﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺳﺮﻭﺩ ﺻﺪﻫﺰﺍﺭ ﺍﻓﻠﻴﺎﯼ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺯﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﺟﺮﺍ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻫﻢ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻦ ﺗﺎﺛﻴﺮﯼ ﻣﺜﺒﺘﯽ ﺩﺭ ﺭﻭﻧﺪ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺩﮐﻠﺮﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺍﻣﺪ ﺗﻤﺮﻳﻦ ﮐﺎﻓﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻘﺶ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ.

هرچند که در اکثر موارد اجراهای اول از گروه ها چندان رضایت بخش نبوده و نیست اما متاسفانه از سطح کیفی پایین این اجرا با در نظر گرفتن نام های چون لیو, معجونی و کوشکی نمیشه به راحتی گذشت
دوست دارم بدونم چه تفاوتی بین این کار و یک نمایشنامه خوانی هست؟ چرا به عنوان نمایش از این کار اسم می برند؟ به نظرم به عنوان یک نمایشنامه خوانی کار بدی نبود.
۲۶ شهریور ۱۳۹۱
اقای اسدالهی و طهماسب با احترام بنظرتون خیلی نظراتون عجولانه و اگه ناراحت نمی شین بنظرم شاید کمی اشتباهه اصلا بذارید در بالا توضیح بدم بهتره...ببخشیدا مطمئنم شما در مورد تئاتر سواد کافی دارید. مطمئنم ولی بد نیست منم نظرم رو بگم.
۲۷ شهریور ۱۳۹۱
:)
۲۷ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن نمایش به عنوان یک مونولوگ اپیزودیک حرف نداشت و واقعا مهارت نویسنده رو تو نوشتن به رخ می کشید. صحنه پردازی های قصه عالی بود و نشون می داد کوشکی عوامل قصه رو می شناسه. اما شاید یه مقدار اشکال کارو بشه تو همینجا دید. واسه اینکه متن در اجراهای خانم قتحی و خانم شریفی و حتی خود کوشکی از اجرا می زنه جلو. در هر حال می تونم بگم که به نظر من کار عالی بود و حتما پیشنهاد می کنم که ببینید
محمد عمروآبادی و ارغوان راستی این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و اما دکلره...
دکلره نمایشی بود نه چندان حاکم بر صحنه و این امر سبب از هم گسیختگی تمرکز روی نمایش میشد. میتوان از آن لذت برد و نیز نه! میتوان با آن همراه بود و نیز نه! میتوان درگیر چالش هایش شد و نیز نه...

اینها جملاتی بودند که در طول اجرا به ذهنم رسیدند.

اما اگر بخوام دید کلی ام رو راجع به این نمایش بیان کنم دوست دارم از دیالوگ محور بودنش شروع کنم که چه با مهارت بدون داشتن ابزار "از بدن به احساس" استانیسلاوسکی، عواطف رو به مخاطب انتقال میداد.
دکلره چهارتراش بود. نه کم داشت و نه زیاد. دکلره سوار بود نه مثل خیلی از نمایش هایی که دیدم و دیدید پیاده...
خوانش ها با چاشنی حرکاتی ظریف در امتداد هم و روان بودند و این بود که مخاطب را دچار جنجالی گذرا میکرد.
کنش ها هرکدام به نوعی روایت را تکمیل میکردند و یاعث میشدند که مسیری راست را رها کرده و از کوچه پس کوچه ها راهی شویم و چه لذت بخش بود پیاده روی در این کوچه ها و ندانستن اتفاقی که قرار است در پیچ بعدی پدید آید.
لباس در ابتدا طوری به نظر میامد که گویی بازیگران با لباس های روزمره خود به روی صحنه آمده اند اما اندکی دقت شاید مرا به تناسب لباس و نقش رساند.

و اما صحنه و نور
نور اجرا زیاد حرفی برای گفتن نگذاشت و میتوان وصفش را به یک جمله خلاصه کرد: به نظرم یک دانش آموز ابتدایی کار رو نور پردازی کرده بود.
صحنه اش فقط صحنه بود و جزئی برای شرح و وصف باقی نگذاشت.
فقط ای کاش اون پرده تبلیغاتی در اجراها رواج پیدا نکنه.

از ... دیدن ادامه » آنجا که در هر وصفی باید به برآیندی برسیم (!) برآیندش خوب بود.

در آخر کمال تشکر را از تمام عوامل دارم.

قمارباز
25/6/1391
در مورد تئاتر کلمه سکوت کلمه هم اگه دید یه نظر میدید؟
کاره خوبیه؟
نظمیه زنان از نظر شما چطور بود؟
۲۶ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام با نظر خانوم کریم خانی موافقم
به گروه خسته نباشید میگم
ولی دوستش نداشتم
انتظارم از کارگردان ولپن خیلی خیلی بیشتر از نمایشی به اسم دکلوره بود
طهورا کریم خانی
ghabl az inke naghd ra bekhanid az shoma babate font ozrkhahi mikonam doostan ghadimi motale hastand:((

matne dekolore besiar khoob bood az jahate anke matn dar khedmate bazigaran bood na bazigaran dar
khedmate matn va bazigaran saay nemikardan betore masnooee faraze dastan ra penhan konand va mozooe kar az haman aval fash nashod.
**************************************************************************************
shakhsiat pardazi khoob bood ama darmorede khanoome sahra fathi be nazare man bishtar tipsazi shode bood va shakhsiat pardazi zaeef bood ama darmorede jenab kooshki va digaran rezayatmand bood
**************************************************************************************
postere kar vaghean jaleb bood ama ey kash hamin khalaghiat darmorede dekor harchand mokhtasare kar ham estefadde mishod....
************************************************************************************dar akhar tabrik migam be aghaye kooshki chon in kar baraye man tanha dar salone ostad entezami nabood balke ba man hamrah shod va fekre mano dargir kard ke benazare man dar karhaie ke emrooze darhale ejrast in nokte vojood nadare
*********************************************************************************sepas saz:ilia shams\shabnam mootabi va arghavan rasti
ممنون از نقد خوبت طهورا جان
۲۳ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اطلاعیه گروه نمایش " دکلره "برای جلوگیری از هرگونه اختلالی برای تهیه بلیت تخفیف دار برای فردا شب (چهارشنبه شب)

دوستان عزیزی که از طریق باشگاه تماشاگران دیوار تئاتر شهر ، بلیت های نمایش دکلره را برای امشب(سه شنبه) رزرو کرده بودند،در صورت تمایل برای خرید بلیت تخفیف دار فردا به جای امشب، حتما با شماره ی 09127979530 تماس بگیرید. هر چند دیوار تئاتر شهر از طریق ایمیل کنسل شدن اجرای امشب را اطلاع رسانی کرده است اما متاسفانه شماره ی تماسی از این دوستان ثبت نام کرده دریافت نکرده است، بنابراین خواهشمندیم برای جلوگیری از هرگونه بی نظمی حتما رزرو تلفنی انجام شود.
دوستان عزیزی که بلیت را برای روز سه شنبه رزرو کرده بودن اگر تمایل دارند بلیتشان برای فردا(چهارشنبه) با تخفیف سیو شود حتما حتما با شماره فوق تماس بگیرند در غیر این صورت بلیتشان به منزله لغو حساب شده و فروخته خواهد شد.
سپاس
۲۱ شهریور ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید