تیوال نمایش باغ دلگشا
S3 : 09:48:52
  ۰۹ مرداد تا ۲۸ شهریور ۱۳۹۳
  ۱۹:۰۰
  ۲ ساعت
 بها: ۳۰,۰۰۰، ۲۵,۰۰۰ و ۱۵,۰۰۰ تومان

: پری صابری
: علیرضا شجاع نوری، مهدی تقی نیا، محمد احدی، علیرضا ناصحی، فروغ قجابگلی، الهام یگانی، نازنین بابایی، پژمان کاشفی، علی لیاقی، امین آذری، فرشته نوید، حمید رضا خلیلی

: سروش کریمی نژاد، مهرداد آبجار، کیوان نظیفی، محمود فیضی، مجید فاطمی، سینا رضا قلی، تهمینه شهمیری نوری، فرشته نوید، مهسا قنایی، شروین رضایی، کوثر علیمددی، فهیمه محمدی، مهشید نوروزی
: منصوره علی یاری
: ابراهیم اثباتی
: حمید رضا ترکاشوند، سوسن سپهری
: نادر رجب پور
: رضا مهدی زاده
: منیره ملکی
: رضا حیدری
: مریم شیرینلو
: شقایق فرشته
: حجت علیخانی
: غزال گلکار
نوازندگان
: حامد ابراهیمی
: حسین قاسم زاده
: بهنوش کاظمی زاده
: علیرضا ناصحی
: ابراهیم اثباتی
: رزماری عیسی پور، ریچارد عیسی پور، آناهیتا دری
گروه کوبه‌ای
: مجد ابراهیمی
: سحر صفاری
: همایون تمدن

برگرفته از زندگی، احوالات و شعر و شاعری سعدی به روایت پری صابری
با دو بیت:

بنی آدم اعضای یک پیکرند    که در آفرینش ز یک گوهرند       
چو عضوی به درد آورد روزگار     دگر عضوها را نماند قرار

آغاز می‌شود که زینت‌بخش سر در سازمان ملل نیز می‌باشد و همین گویای قابل درک بودن زبان سعدی برای همه ملل جهان است که از خلقت و یکی بودن گوهر وجود ابنای بشر می‌گوید.
سپس راوی برای مردم از اتفاقات زمان سعدی می‌گوید که چه‌ ها بر او گذشته؟!
از زبان وی می‌شنویم گر چه سعدی به ظاهر آرام گرفته ولی صدایش از میان کلیات و بوستان و گلستان شنیده می‌شود. که تنها صداست که می‌ماند.
از میان حمله مغولان و فرار مردم سعدی خود ظاهر می‌شود و روایتگر داستان زندگی‌اش می‌گردد.
از دیدار با انیسی که عشق زندگی‌اش می‌شود در باغ بهشت می‌گوید، از نهیبی که به مادرش در جوانی زده و ابراز پشیمانی کرده می‌گوید، از درد یتیمی پس از مرگ پدر فغان می‌کند و اشک می‌ریزد، از جور پادشاهان زمانه‌اش به مردم درمانده حکایت می‌کند.
از دیدارش با عرفای بزرگ می‌گوید و در آخر نیز در سماع عارفانه با آنان رهسپار آسمان عشق می‌گردد


همکف: ۳۰.۰۰۰ تومان
بالکن یک: ۲۵.۰۰۰ تومان
بالکن دو و سه: ۱۵.۰۰۰ تومان
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش باغ دلگشا / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش باغ دلگشا (سری دوم) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش باغ دلگشا (سری نخست) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش باغ دلگشا / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش باغ دلگشا / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، تالار وحدت
تلفن:  ۶۶۷۳۱۴۱۹، ۶۶۷۰۵۱۰۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به آگاهی علاقه مندان می رسانیم امکان خرید روزهای چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه این نمایش همینک فعال می باشد
زهره شاداب و alireza shahroudi این را خواندند
علی اصغر شیرازیان این را دوست دارد
نمایش عالی بود
اما مناسب برای هنرمندان بود تا مردم عادی
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد ساعت درست اجرای این نمایش 19 است که در هنگام خرید برخی از کاربران عزیز ساعت 20 نوشته شده بود که با این عزیزان تماس هم گرفته خواهد شد.
پریسا فرد و saharnazst این را خواندند
علی اصغر شیرازیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لغو اجرا جمعه 31 مرداد نمایش باغ دلگشا

از سوی بنیاد محترم رودکی مطلع شدیم اجرای نمایش باغ دلگشا برای روز جمعه 31 مرداد لغو شده است، و بلیت به روز جمعه 7 شهریور جابه‌جا شده است، دوستانی در آن روز بلیت داشته اند، می توانید بلیت جدید خود را از بخش رسیدها چاپ نمایید و روز جمعه 7 شهریور به دیدن نمایش بنشینید.

دوستانی که به هر دلیل نمی توانند روز جمعه 7 شهریور به تماشای این نمایش بنشینند، می توانند برای هماهنگی، روز شنبه یک شهریور تا ساعت 16 با شماره 66030056 تماس حاصل نمایند و یا به پشتیبانی تیوال support@tiwall.com ایمیل بفرستند.

اطلاع رسانی از طریق پیامک و ایمیل به عزیزانی که در این روز بلیت تهیه نموده اند نیز انجام شده است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این که این جا گفته شده این نمایش یک اجرای عامه پسند است را قبول ندارم. عامه، یعنی عموم مردم از دیدن این نمایش لذتی نخواهند برد. در ضمن از آنجا که خودم ،غیر از علاقه شخصی به فرهنگ و هنر و دنبال کردن آن، هیچ تحصیلات آکادمیک در این زمینه ندارم، ترجیح می دهم خود را متعلق به گروه عامه بدانم.

از نظر من نقطه قوت این اثر نمایشی همراهی عالی ساز و آواز بود. واقعا" دست مریزاد به گروه موسیقی این اثر.عالی بود.
نقطه ضعف اصلی اثر هم ضعف داستانی اش بود. یعنی اصلا" داستانی نبود، یک روایت تکه پاره که با صحنه هایی از حرکات موزون(که در گروه اصلا" موزون نبود!!!) و بامزگی بازیگر (که طنزی سطحی بود)به هم وصل می شد.
بهترین قسمت نمایش از نظر من، قسمت آخر بود. سعدی و عرفا....
بدترین قسمتها هم داستان ازدواج اجباری سعدی بود، که توهین به مقام زن بود. اگر به اجباری بودن این ... دیدن ادامه » وصلت اشاره می شد یا باهوش نبودن زن سعدی، مسئله قابل هضم بود.ولی مرتبا" به زیبایی زن اشاره می شد.انگار تنها چیزی که یک زن را شایسته دوست داشتن می کند، زیبایی ظاهری اوست!!( به نظرم این قسمت واقعا" تخریب شخصیت سعدی بود.)
طراحی لباس در بعضی موارد از جمله لباس مادر سعدی به نظر من دلچسب نبود.
نور پردازی ضعیف بود.
و در آخر اینکه متاسفانه من غیر از قسمت ساز و آواز ایرانی در کل این نمایش را دلچسب نیافتم ولی از گروه نمایش و خانم صابری به خاطر زحماتشان تشکر می کنم.
پری صابری زن بزرگی است و همین طور کارگردان بزرگی آنقدر بزرگ که حتی کاری با شالوده از هم پاشیده نمایشنامه ی باغ دلگشا را هم قابل دیدن می کند و آنقدر جسور که به دنبال موضوع دشوار و شخصیت پر از پیچیدگی و تناقض سعدی می رود.
طبیعتا در دیدن باغ دلگشا نباید انتظار دیدن یک تاتر مبتنی بر داستان کلاسیک ،فاخر ،مجذوب کننده و پر از جذابیت هماهنگی رقص ها و حرکات صحنه را داشته باشید.
پری صابری در باغ دلگشا عاشقانه ی لیلی ومجنون یا شمس و مولانا روایت نمی کند درباره سعدی می گوید مردی که اهل سفر است مردی که هم هزل های تند دارد هم پندنامه ها واشعار تعلیمی پدرانه مردی که هم عاشقانه و زمینی سروده و هم عارفانه و فلسفی و مردی که هم فرزند زمانه است و هم عارف و گوشه گرفته و دور از مردم و این تناقض در روایت و چیدن یکی درمیان صحنه های مبتنی بر روایت های جدی و طنز به صورت تقریبا ... دیدن ادامه » یکی درمیان آشکار و عامدانه است
اما به نظر من این تاتر دو مشکل اساسی دارد
پری صابری کوشیده در این نمایش دایره ی مخاطبش را عام تر کند برای همین اطلاعات اولیه در پرده ی اول درباره قرن زندگی و محل زندگی سعدی به داستان اضافه می کند بخش های طنز و رقص و گفتگو های عامه پسند تر در نمایشنامه در نظر می گیرد و این مخاطب خاص کار های پری صابری را که در حد متوسطی اطلاعات دارد ،را کمی آزرده و خسته می کند
مشکل دوم نبودن یک خط روایی در داستان است حکایت های جسته و گریخته ی ضعیف با منطق ضعیف و ساختاری کم انسجام به هم وصل شده است به طوری که تماشاگر نمی فهمد داستان کجاست و کی تمام می شود و در واقع جذب جذابیت های صحنه و بازی ها و موسیقی می شود و نه داستان و روایت
.....
به هر حال من همیشه به احترام خانم صابری کلاه از سر برمی دارم و برایشان آرزوی سلامتی و تندرستی دارم
با سلام

من هم کاملا با نظر شما موافق شما هستم . حکایت های جسته و گریخته تا انتهای کار باعث عدم تمرکز برروی داستان می شود .
.
.
در انتها کارهای خانم صابری همیشه و همیشه قابل ستایش می باشد.
۱۹ مرداد ۱۳۹۳
راستش خیلی فرصت تاتر رفتن نداشتم توی این سالها هیپوفیز رو هم ندیدم
شرمنده در این زمینه کاری از دستم بر نمی یاد
۲۳ مرداد ۱۳۹۳
هیپوفیز فوق العاده بود!!
۲۳ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوباره میگویم : توقع تکرار شمس پرنده و مرغ باران و لیلی و مجنون و ... را نداشته باشید تا ازین تاتر لذت ببرید ...
به نظرم این تاتر را دو گروه دوست ندارن : عزیزانی که دوست داشتند شاهکارهای گذشته خانم صایری تکرار شود و دوستانی که به دنبال تاتر موزیکال بودند ( که هر دو گروه کاملا در سالن مشخص بودند )
گروهی بی حوصله و خسته و گروهی منتظر بزن و بکوب !!
بهتر است اینگونه بگوییم که اجرایی عامه پسند از کارهای خانم پری صابری است ...
همانطور که یکی از دوستان گفتند ، به نظر میرسد که خانم پری صابری ( به دلیل انچه همه ما در پایان اجرا دیدم ) بیشتر ایده پرداز بودند تا کارگردان صحنه و لذا این کار با کارهای قبلی ایشان بسیار تفاوت دارد.

++++ این نوشته حاوی توضیح صحنه هایی از نمایش است +++
- شاید بزرگترین ایراد اجرا ، شروع اجراست ! همان ابتداست که تو ذوق تماشاگر میخورد ! جایی که ... دیدن ادامه » شخصیت ها سعی در معرفی سعدی دارند ! بازی بسیار مصنوعی یک پیرزن که از مرشد در خصوص سعدی اطلاعات میگیرد بسیار بسیار تصنعی است و حتی دیالوگ ها بسیار سطح پایین است و یا صحنه همه مغول ها بد سلیقه انتخاب شده است ( که دوستان مفصل در مورد ان صحبت کردند و امیدوارم سریعا انرا رفع نماید ) .
- از هم گسستگی پرده ها برای همه قابل درک است ... یه جورایی منو یاد اپراهای عروسکی اقای غریب پور مینداخت ! به نظر من سعی شده است که همه گروه ها قسمتی مورد علاقه داشته باشند ! مطمئنم که شما نیز پرده مورد نظر خود را خواهید دید .
- "مادر" شاهکار و احساسی ترین پرده نمایش است و سعی کنید از ان لذت ببرید .
- نمیدانم قصه اسارت و ازدواج مجدد سعدی چقدر صحت دارد ولی ان پرده هم برای لحظه ای خنداندن تماشاگر زیباس و خرده ای بر نمایش نیست . ( جنبه تاریخی اش بیشتر برایم جالب و جدید بود )
-نمیدانم تلفیق رقص های محلی با رقص های مدرن امروزی درست است یا نه ! ولی اینم یه ایده ای بود که میشد این هنرها را هم نشان داد :) !

در پایان اجرا با تمام کاستی ها لذت برده بودم و تشویق می کردم و وقتی خانم پری صابری با کمک اقای شجاع نوری وارد صحنه شد شوق تشویقم بیشتر شد ! امیدوارم ایشان همچنان در تاتر این مملکت حضور داشته باشند حتی در نقش ایده پرداز !
با نظر شما بسیار موافقم . اما کارگردانی در سطح خانوم صابری نباید چنین اجرای ضعیفی در مورد شخصیتی مانند سعدی داشتند .
۱۱ مرداد ۱۳۹۳
به نظر من این کار نسبت به کارهای قبلی خانم صابری بسیار ضعیف بود ازنظر طراحی صحنه و صدا اصلا خوب نبود صدای آقای شجاع نوری مناسب اجرای تاتر نبود و در بسیاری از مواقع خوب شنیده نمی شد.
۱۲ مرداد ۱۳۹۳
موافقم
۱۴ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش شلخته حکایات به انضمام مشکل صدا و در مواردی سخیف نشان دادن شخصیت شیخ اجل سعدی، ملغمه ای ساخته بود نه در حد تعاریفی که از پیش در خصوص این نمایش می شنیدم. گرچه معتقدم کارهای کارگردانان رو نمی بایست با یکدیگر مقایسه کرد اما نمی تونستم پس زمینه ذهنی خودم رو در خصوص سرکار خانم صابری دست کاری کنم. علیرغم اینکه انتظار می رفت این نمایش اندر احوالات سعدی باشه، در صحنه های کمی به این مهم توجه شده بود و بیشتر حکایات و نصایح سعدی مورد توجه قرار گرفته بود که البته اصلا بد هم نیست و این رو صرفا از این باب می نویسم که بیننده با ذهنی آماده برای دیدن سیر تحول زندگی سعدی پا به تالار وحدت نذاره.
باید بگم اعضای گروه موسیقی بلا استثنا و تک به تک (بالاخص جناب آقای ترکاشوند) بی نظیر بودند و جای بسی مباهاته که هنر زنان ایران در بی پیرایه ترین حالت ممکن روی سن تئاتر ... دیدن ادامه » تالار وحدت حالتی عجیب و دوست داشتنی رو به بیننده القا می کنه که فرد میتونه از در سالن بیاد بیرون و به خودش بگه زنده باد زنان سرزمینم.
از بازی جناب آقای شجاع نوری با سبقه ای که در ذهن داشتم انتظار بیشتری می رفت. تلفیق شعر کلاسیک و مدرن رو در بعضی صحنه ها خیلی دلچسب نمی دیدم و نورپردازی با امکانات تالار وحدت می تونست خیلی بهتر از این ها باشه.
به شخصه قسمتی از حکایات رو که با محوریت یتیم نوازی و مقام شامخ مادر بود رو خیلی تاثیرگذار دیدم و بیشتر از همه از پرداختن به سوالات سعدی از پیر و پاسخ های پیر لذت بردم. به طور کلی شروع نمایش رو اصلا درخور ادامه داستان نمی دیدم و از نحوه پایان نمایش لذت بیشتری بردم. حرکات نمادین وضو گرفتن و عبادت و خاکساری هم در جای خودش بسیار زیبا بود. به نظر شخص بنده لازم نبود برای نشان دادن میزان حقارت پادشاهی که سعدی را خرید از سخیف ترین ابزار ممکن و کراراً برای خنداندن بیننده استفاده کرد. باید بگم اون صحنه جایی بود که به یکباره ارزش نمایش خاک مالی میشه.
با تمام چیزی که وصفش رفت از تمامی تلاش هایی که در زمینه زنده نگه داشتن و رونق گرفتن تئاتر این مرز و بوم میشه بینهایت قدردانی می کنم و امیدوارم در آینده شاهد پیشرفت های بیشتری باشیم.
این چند خط نقد و تفسیر و تمجید نیست ...
خوش آمدن یا نیامدنی شخصیست.شاید هم در جایی حسی را منتقل کند که اشتباه باشد برای کسی، اگر نمایش را ندیدید بهتر است نخوانید
امیدوارم مکدر نکند خاطری را ...


بنده از حجم صدای مرشد لذت بردم ، ای کاش صدای سعدی از برای او بود ...

آقای شجاع نوری که بنده به شخصه ایشان را دوست دارم و ارادتمند ایشان هستم، اگر این نقش را بازی نمیکردند ، کسی دیگر بازی میکرد به اجرا لطمه میخورد؟
بهتر است بپرسم آیا ایشان در کاراکتر سعدی نقش آفرینی کردند یا خوانش؟
------------------------------------------------------------------------------------------------
شاید این حرف از نظر بعضی ها غیر قابل قیاس باشد.
اما فکر کنم جناب غریب پور توقع بنده را از ترکیب نمایش + موسیقی دستگاهی بالا بردند ،برای همین در لحظه وقتی که جایی از این اجرا ترکیب هنرنمایش + موسیقی دستگاهی میبود ، میگفتم استاد غریب پور و آقای عبدی دست مریزاد .

هر چند جاهایی بود که بنده را به شعف بیاورد یا حالم را حزن انگیز کند.

اما ... دیدن ادامه » حیث المجموع ، به نظرم خانم صابری بیشتر ایده پرداز ِ یک شاکله کلی از نمایش بودند تا جز به جز آن ...

----------------------------------------
نمیدانم چرا این تصور را نکردند که اسب های به تصویر کشیده شده در پرده ، قبلا بارها و بارها دیده شده است .
و به هیچ عنوان تداعی تاخت و غارت نخواهد کرد.
و بیشتر روی این تصاویر (پیش فرض تست ِ تصویر در ویندوز) آهنگهای ملایم گذاشته شده است برای آرامش ، نه احساس خشم و تکاپو ...
واقعا یکی از عوامل روی این مقوله سرچ هم میکرد به نتیجه خوبی نمیرسید برای جایگزینی وقایاع رخ داده .....
زمان برای تصویر برداری یا ساخت تصاویری در خور اجرا نبود؟
اگر نبود چرا با جایگزین کردن این گونه تصاویر تماشاگر را کوچک میکنند؟
حذف شود و با همان حرکات بازیگران باشد ، به مراتب انتقال چگونگی و حس حمله مغولان کارا تر خواهد بود.

البته فقط در یک لحظه که فیلتر قرمز بر روی تصویر میخورد ، خوب میشد (همه تصاویر با همین فیلتر قرمز و ضد نور استفاده شود ، شاید بشود از تصاویر دانلودی از اینترنت استفاده کرد!!!)
------------------------------------------------------------

پیش میایددیگر مشکلات صحنه(خرابی چرخش صحنه)را عرض میکنم ، خجالت بازیگر را وقتی در اتفاقی از چهره اش میبینی ، میخواهی بلند شوی بگویی ، ایراد ندارد، ما برای گزینش ِ اتفاقات اینجا نیستیم برای شما هستیم ، ادامه دهید ....
واقعا بیان ضعفی بخاطر خرابی دکور یا صحنه ، بی انصافیست ...
همین که لطف و کنترل و خجالت مرشد را دیدم،کافی بود تا نگویم امروز چه اتفاق افتاد...
مرشد عزیز !
متشکر از لطفت بخاطر رفع رجوع این مشکل در لحظه ...

---------------------------------------------------------

پیشنهاد رفتن یا رد رفتن نمیتوان کرد ،به هر حال باید رفت و دید ، دیدگاه و احوالات متفاوت است.
شاید بنده بخاطر چند پرده از نمایش هم دوباره ببینم ، شاید بخاطر یک سری ایرادات یا واپس خوردگی ها از متن یا اجرا نبینم.
اما خانم پری صابری طرفدارانی مختص دارد و تماشاگرانی چون من ، دوستدارش...
گاهی برای کسانی باید مایه گذاشت حتی به پاس زحماتی که در گذشته کشیده اند.
خانم پری صابری یکی از اینان هستند.
بخاطر حضورش هنوز میشود ، ایستاد و تشویق کرد ...
هنوز میشود ، ایستاد و تشویق کرد ...
۱۱ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان من ! عزیزان من !
من این نمایش را می پسندم و می تواند نمره قبولی بگیرد هرچند مشکلاتی داشت که خب همه نمایشها دارند مثل آن وضع مفتضح جابجایی نیمکت !!!! که خب احتمالا در اجراهای بعدی درست شود :-)
ببینید بعضی اشاره به خسته کننده بودن نمایش کرده اند و برخی هم ضعف صدای بازیگران رامطرح کردند !

چرا خانم صابری به سراغ سعدی بزرگ رفت؟برای شناساندن سعدی به جامعه ای که شناختی از او ندارد متاسفانه و هزار افسوس ! کم نیستند آنان که کنسرتهای موسیقی سنتی و کلا موسیقی سنتی ایران را به "خوب آلوده بودن" تشبیه میکنند و حالا هم باید اعتراض کنند که خسته کننده بوده است ! خیر ! دیگرانی نیز هستند که غرب برای آنها تشبه همه چیز است بنابراین ارتباطی با شیخ اجل برقرار نمی کنند و سماع و شعر و تصوف خسته کننده است !همانهایی که هم اکنون غرب را درنوردیده اند برای ما ایرانیان می شوند "خواب آور" !


تمام هیمنه نمایش برای معرفی،شناساندن،بازشناساندن و دوباره زنده کردن سعدی بود...کلام شاعری که هرگز نخواهد مرد...سخن گلستانی که "همیشه خوش است" اگر خوانده شود البته ( که یا نمی شود یا انقدر محدود است که گریانمان میکند این سرانه مطالعاتیمان ) این روش تربیتی بزرگ مردی است که جهان تعلیم و تربیت را دگرگون کرد...غزل عاشقانه را ارتقا داد...اینهمه بزرگی یک مرد است و اصلا برای اوست که چنین نمایشی ساخته شده !حالا بیاییم به جای سعدی و زندگی و تاریخ ایران که بانو صابری همه را در یکجا ریختند و ارائه کردند بنشینیم "حکومت" نقد کنیم؟!"جامعه شناسی کنیم؟!
که چه؟!خسته نشدید از این همه نقد؟؟؟بگگذارید ادبیات برای ادبیات باشد چند شب !برای شعر باشد و خود نثر !بگذارید در گلستان و بوستانی بدویم که هرگز ندویده ایم شاید بفهمیم چقدر از این بزرگان غافل بوده ایم !

اما در مورد "فاوست" ! فاوست متنی نوشته شده است که توسط یک اقتباس عجیب و غریب و کاملا شعار گونه اصلا نظم سیستماتیک اثر را تبدیل به یک آشوب مدرن و بی سر رو ته تئاتری می کند!فاوست نمایش "بعضی جاها استثنایی-بعضی فاجعه" بود که در باغ دلگشا کمتر این حالت دیده شد.مقایسه دو نمایش صحیح نیست چراکه هر دو 2 چیز کاملا متفاوت اند خاصه غربی شرقی شان !

بابت اطناب سخن شرمسارم...امیدوارم توانسته باشم نظرات خودم را منظم منتقل کنم :-)

پ.ن :

صداها ... دیدن ادامه » خوب نبود دقیقا درست می فرمایند...موسیقی و رقص ها و ریتم های ضربی خارق العاده بودند و بسیار لذت بردیم...صحنه ی تجسم جایگاه بلند "مادر" فوق العاده بود...زمان نمایش هم می توانست کوتاهتر باشد...سماع پایانی بی نهایت دلچسب بود هرچند من مولفه های تصوف را نمی توانم به سعدی نسبت دهم اما از لحاظ پایان اجرا خیلی زیبا بود...صحنه دعا و نیایش طلانی و تقریبا بی سر و ته بود.
تو اون صحنه ، منم دلم واسه مامانم تنگ شد و یاد بداخلاقی های خودم افتادم :( ...
۱۱ مرداد ۱۳۹۳
متنی که نوشتین منو ترغیب کرد که بلیط این اجرا رو بخرم !
۱۷ مرداد ۱۳۹۳
امیدوارم دوشت داشته باشید بانو
۱۷ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به دوستان عزیز

شعر معروف سعدی( بنی آدم ..) روی دیواره داخلی تالار گفتگو های سفرای کشورهای جهان در ساختمان سازمان ملل به زبان فارسی و ترجمه انگلیسی نوشته شده است.

سپیده این را خواند
الیکا عظیمی، Positron، تبسم استاد، مهدی یوسفی کیا و بی تا این را دوست دارند
سلام دوست عزیز
بنا برخاطرات جناب آقای دکتر ظریف :
ما همواره درکتاب ها می خواندیم که شعر معروف سعدی بر سر در سازمان ملل حک شده است، در سال 61 برای نخستین بار به سازمان ملل آمدم، هرچه تلاش کردم تا شعر بنی آدم را پیدا کنم، چیزی نیافتم،بعدها برای انجام مذاکرات (قطعنامه 598 ) به ژنو سفر کردم ودرآنجا هم چیزی نیافتم.

آنگاه نگاهی به فرش انداخت وگفت این فرش یکی ازافتخارات من است البته من کار کمی انجام دادم وبیشترین سهم آن مربوط به استاد صیرفیان است که با هزینه شخصی خود این اثر ماندگار را ساخت وبه سازمان ملل تقدیم کرد.

ˈ بر روی این فرش بسیار نفیس وارزشمند شعرمعرف بنی آدم اعضای یکدیگرند، بافته شده است.ˈ

وقتی آقای صیرفیان خودشان اعلام کردند که حاضرند این کار نفیس بسیار ارزشمند که شاید نتوان بر روی آن قیمت گذاشت، به سازمان ملل هدیه کنند، بنده وهمکارانم تمام تلاش خود را به کار بستیم تا جایی مناسب این اثر ماندگار در سازمان ملل بیابیم.

وزیر ... دیدن ادامه » امور خارجه گفت: بدون اینکه به هدایای قبلی ایران به ویژه هدایی که در زمان مرحوم مصدق به سازمان ملل اهدا شده است، جابجا شوند، مکان مناسبی را برای نصب این فرش پیدا کنیم.
۱۲ مرداد ۱۳۹۳
سلام

لطف کنید اگر می توانید یک عکس از این فرش یا هر اثر هنری دیگری که در سازمان ملل نصب شده است و این شعر بر آن نوشته شده است را در اینجا پست کنید.
۱۶ مرداد ۱۳۹۳
به گزارش ایران اکونومیست,محمدجواد ظریف - وزیر امور خارجه کشورمان - هشتم مهرماه با انتشار عکسی نوشته است: «در کنار فرش مزین به شعر بنی‌آدم در سالن مذاکرات ملل متحد. شعر جاودانه سعدی در وسط فرش با الیاف طلا نقش بسته است. این فرش را استاد صیرفیان در دوران ... دیدن ادامه » سفارت بنده و در اواخر ریاست‌جمهوری جناب آقای خاتمی به سازمان ملل متحد هدیه دادند. افتخار می‌کنم که از این طریق آن‌چه را سال‌ها در کتاب‌ها خوانده بودیم و هیچ جای سازمان ملل متحد اثری از آن ندیده بودیم، بالأخره به ملل متحد آوردیم».

http://www.iraneconomist.com/fa/news/40424/%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%85%D9%84%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81%D8%B9%DA%A9%D8%B3
۱۹ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی صبرانه منتظر اجرای این کارم و بازگشت استاد تقی نیا رو به صحنه ی تئاتر لحظه شمارم ..

برسد هر چه زودتر آن لحظه ی ناب ..

تقابل علیرضا شجاع نوری و مهدی تقی نیا و ادبیات دلچسب خانم صابری ...
farzam gh، صبا ستوده، مهراد و سپیده این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار

برای رعایت ارتباط منطقی بین دو بیت احتمالا "اعضای یک پیکرند " درست می باشد و نه "اعضای یک دیگرند" ( هرچند در نسخه فروغی هم "اعضای یک دیگرند" آمده )
ثانیا این شعر بر سر در هیچ دری در سازمان ملل نصب نشده و اساسا سازمان ملل سردر نداره!
Positron و فرزاد حریری این را خواندند
پوریا رنجبرکهن، محسن حسینی، وحید درودیان راد و رنکو این را دوست دارند
درباره نسخه صحیح تر ابیات، من هم جنین شنیدم و با شما هم نظرم.

و اما در خصوص درج این شعر بر سر در سازمان ملل هم درست می فرمایید، این روایتی اشتباه از یک واقعیه. حقیقت امر این هست که این ابیات در وسط فرشی اثر استاد صیرفیان با الیاف طلا نقش بسته و در بخش شمالی ... دیدن ادامه » سالن مذاکرات نمایندگان در سازمان ملل متحد نصب شده. این فرش در سال ۲۰۰۵ میلادی، از سوی هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد و توسط استاد صیرفیان به سازمان ملل اهدا شده و برخلاف عادت سازمان ملل که هدایا رو به نمایش نمیذارن در محل مناسبی در سازمان ملل آویزان شده که برخی این اقدام رو به علت غیرممکن بودن مقاومت در برابر شعر سعدی بیان کردند.
۰۱ مرداد ۱۳۹۳
بهرنگ عزیز، سنت سازمان ملل به این صورت هست که هدایای کشورهای عضو به صورت دوره ای در جای جای ساختمان های سازمان به نمایش در میاد.
۱۱ مرداد ۱۳۹۳
جناب شفیعی مواردی رو که عرض کردم با یک جستجوی ساده در ویکی پدیا و سایت های مرتبط با این موضوع متوجه شدم، شاید اونچه که شما میکید دقیق تر باشه. اینطور که من متوجه شدم از یک زمانی به بعد این قسمت از سالن که مهم ترین قسمت سالن مذاکراته از زمانی به بعد پذیرای ... دیدن ادامه » هیچ هدیه ای نبوده و برای این فرش استئنا قائل شده اند. و هدایای کشورهای عضو در سایر راهرو ها قرار می گیره. به هرحال این موارد اطلاعات موثق خود من نیست و نقل قول از دیگرانه بنابراین ممکنه در جزئیات اشتباهاتی هم داشته باشه. سپاس از نگاهتون.
۱۱ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان علاقه مند
روز یکشنبه دوازده مرداد نیز ، به نظر میاید شامل تخفیف شده است.
و میتوانید خریداری بفرمایید....
امیداوارم ، که تیوال اشتباه نکرده باشد و این تخفیف برقرار باشد
فرزاد حریری و Positron این را خواندند
ذوق زده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری جان مدت زمان این نمایش چقدره؟
درود بر شما
پیگیر مدت اجرا هستیم.
۲۹ تیر ۱۳۹۳
حدود 3 ساعت
۰۹ مرداد ۱۳۹۳
ممنون آقای حقی
۱۰ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من چند سال هست که دنبال یک عکس از این شعر بنی آدم در سر در سازمان ملل می گردم. تا جایی که من فهمیدم چنین شعری در سر در سازمان ملل نیست. اگر هم هست یا قبلا بوده چیزی مانند یک اثر هنری مثل فرش یا چیزی شبیه این بوده که در یکی از قسمت های فرعی ساختمان قرار داشته است ( یا هنوز هم هست هرچند من هنوز هیچ عکسی از آن پیدا نکردم.) نه یک تابلو یا بیلبورد گنده که همه دیپلومات ها و توریست هایی که وارد می شوند آن را ببیند و به عقل و شعور سعدی و ایرانیان تحسین بفرستند.

اگر پیدا کردید به ما خبر بدهید. اگر هم پیدا نکردید این قضیه مشکوک را کش ندهید.

سپیده و s f این را خواندند
شاهین نصیری، محسن قربانی، سین الف و الیکا عظیمی این را دوست دارند
پیشنهاد می کنم از پست های قبلی، پست خانم مینا رو بخونین. اونجا راجع به این قضیه گفت و گو کردیم.
۲۹ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باغ دلگشا
پری صابری
نگاهی برا احوالات ، حکایات ، شعرو شاعری
سعدی
سعدی در آشوب تاریخی خونریز، در شیراز، مرکز ایالت فارس در سال 580 هجری ، برابر با 11 دسامبر 1291 میلادی به دنیا آمد.
اتابکان در شیراز فرمان می راندند. جنگ بود و شقاوت و غارت وچپاول وتجاوز. جنگهای صلیبی ،مسلمان کشی،برادرکشی...
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار
سواران مغول، وحشیانه حمله ور می شدندوهر چه بود از نبات و جماد و حیوان و آدمی؛ " تمدن" ایران را با خاک یکسان می کردند
برون رفتم از تنگ ترکان که دیدم جهان افتاده چون مو ی زنگی
مردم از هر سو می گریختند .سعدی پا به فرار می گذارد و در شبستان به عبادت
می نشیند.
خدایا به ذات خداوندیت به اوصاف بی مثل و مانندیت
خدایا به عزَت که خوارم مکن به ذلَ گنه شرمسارم مکن
زره پوشان مسیحی به خانه های مسلمانان می تازند و جوانان را به اسارت می برند.
زمین ... دیدن ادامه » دیده از نیزه چون نیستان گرفته علمها چو آتش در آن
سعدی دردوران حوادث هولناک تاریخ ، همانند پیاده های عاج نشان شطرنج روزگار، با بی اعتنایی و شوخ طبعی، نا بسامانی ها را تحمل می کند تا خوشبخت زندگی کند.
من طربم طرب منم، هم شوخم و هم تلخم، هم رندم و هم شیرین، هم جاهل و هم عارف،
هم اینم و هم آنم
زمان خوشدلی دریاب بابو که دائم در صدف گوهر نباشد شاعر نوجوان ، مست شور و زندگی و شعر و موسیقی و عاشقی؛ خوش دلی ها می کند.
سعدی راه و رسم عشق بازی چنان داند که در بغداد تازی
عنفوان شبابش غالب می آید و هوی و هوس طالب!
واله و شیدا با انیسی به بوستان می رود.
مرا که سحر سخن در همه جهان رفته زسحرچشم تو بیچاره مانده ام، مسحور
بر خلاف رای مربیان سختگیر، قدمی چند برمی دارد و قصه های تلخ و شیرین فراوانی را پشت سر می گذارد.
سعدی سرسفره ی پدری مهربان و مؤمن و سختگیر ومادری بخشنده و مهربان بزرگ شد.
تحصیلات مقدماتی را در شیراز به پایان رساند .نوجوان بود که پدر و مادرش را از دست داد .
مرا باشد از درد طفلان خبر که در طفلی از سر برفتم پدر
پدر مرده را سایه بر سر فکن غبارش بیافشان و خاکش بکن
شیراز، شهر گل و بلبل و نعمت و سرمستی، ویران می شد و ورشکسته وگرفتارنا امنی، بلا تکلیفی ، ظلم ، چپاول ، هرج و مرج و تاراج....
سعدی: تنها ، دل شکسته ، یتیم ؛ترک وطن می کند و راه سفر پیش می گیرد.
تا به دکان و خانه در گروی هرگز ای خام آدمی نشوی
شاعر آینده ی ایران از 40 سالگی تا 70 سالگی ، دور از وطن بسر برد . کتاب عظیم جهان را مطالعه کرد.به راز آدمیان پی برد.به مثال زنبوران عسل گلهای گوناگون را می مکید و با شهد آن بوستان و گلستان را شیرین کرد و جاویدان !
در اقصای عالم بگشتم بسی تمتع ز هر گوشه ای یافتم
ز هر خرمنی خوشه ای یافتم
سعدی از کودکی ،تحت تاثیر پدر از، وسوسه ی حال و احوالات دینی رها نمی شد.
به طفلی درم رغبت روزه خواست ندانستمی چپ کدام است و راست

وقتی پدرم مرد ،باز شد در های بیداری! شوق مّکه بارها مرا به تشرّّف خانه ی خدا ،
مکّه ی معظمّه توفیق داد.ریاضت سفر مردان خدا را به جان خریدم و جهان اسلام را زیر پا گذاشتم .
سعدی راهی بغداد شد و درمدرسه ی پر افتخارنظامیّه که دراوج شکوفایی بودو طبق سنّت شافعی - تحت نفوذ حجت الاسلام "ابن جوزی"اداره می شد؛به دامه ی تحصیلاتش همّت گماشت.
فقه، تفسیر قرآن، شریعت را آموخت . ابن جوزی و دیگر طریقت شناسان راهنمایش شدند. اوبا تسلیم؛ به عبودیّت بی چون و چرا سر می نهد.
مرا شیخ اجل "ابولفرج ابن جوزی " رحمه الله علیه ، ترک سماع فرمودی و به خلوت و عزلت اشارت کردی.
راه می پیماید و به شاگردی شیخ اشراق شهاب الدیّن سهروردی مشرف می گردد. سهروردی با فکر باز و حالت مجذوبیّت و کراماتی که به او نسبت داده اند روح سعدی را دگرگون می کند و شعله ور.
مقامات مردان به مردی شنو نه از سعدی ازسهروردی شنو
به خلوت حجت الاسلام محمّد غزالی ، شمس تبریزی، و جلال الدیّن محمّد مولوی راه می یابد.عرفان اسلامی درهای عبور برمعنا را بر وی می گشاید.عنفوان شبابم غالب آمدی و هوی و هوس طالب ، ناچار به خلاف رای مربی قدمی چند برفتمی و از سماع حظّی برگرفتمی.
جهان پر سماع است و مستی و شور ولی چه بیند در آئینه کور
تاثیر سخن سعدی رفته رفته از مرز شیراز می گذرد .اعتبار و درخشندگی بی نظیری به شعر پارسی می بخشد.از مرگ عظیم الشان اندیشه ی ایرانی :خواجه نصیر الدین طوسی ، شمس تبریزی، جلال الدیّن رومی؛ دیری نمی گذرد که سعدی سالخورده ، با خاطری آسوده ، آرام به پایان عمر خود نزدیک می شود و در اوج اشتهار از دنیا می رود و در حومه ی شهر به خاک سپرده می شود.
رفته رفته مرقد او زیارتگاه مردم ایران می شود.پارسایان معروف درخواست می کنند افتخار دفن شدن در جوار آرامگاه سعدی را به ایشان ارزانی دارند. پس از یک قرن غزلسرای بزرگ "حافظ" که در سال 791 هجری برابر با 1389 میلادی وفات یافت در حوالی آرامگاه سعدی در باغی نزدیک سرچشمه ی نهر رکن آباد شیراز بخاک سپرده می شود.
باد صبح و خاک شیراز آتشی است هر که را در وی گرفت آرام نیست
ریح ریحان است یا بوی بهشت خاک شیراز است یا مشک ختن
دست از دامنم نمی دارد خاک شیراز و آب رکن آباد

پری صابری

برای اطلاعات بیشتر به فیسبوک پری صابری مراجعه کنید
نیلوفر ثانی و شکیبا این را خواندند
احمد قهرمانی، Niloufar، farzam gh، علی اصغری ادیب، amir.ha و پرن توفیقی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این جمعه که نه ! ولی جمعه بعد می آید :) ...
بی صبرانه در انتظار شروع اجرا ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش "باغ دلگشا" برگرفته از اشعار سعدی است و در آن به روایت زندگی این شاعر نام آشنا و برخی از اشعار و پند و اندرزهای او پرداخته می شود...
شکیبا و Farzaneh این را خواندند
محمد شجاعی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید اینترنتی نمایش باغ دلگشا در سایت تئاتر نت ردیف های 11 و 12

http://theatrnet.com/shop/4256/15160/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%D8%AF%D9%84%DA%AF%D8%B4%D8%A7
Farzaneh این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه دوستان عزیز

آیا از دوستان کسی از موضوع تاتر باغ دلگشا آشنایی دارد؟ اگه به صورت کلی و مختصر توضیح بدید؛ بسیار سپاسگزارم
با عرض سلام حضور محترم آقای رضاداد و خانم کریمی، از راهنمای شما سپاسگزارم
۳۱ تیر ۱۳۹۳
من دیروز نمایشو دیدم و به نظرم کار خوبی بود و فضای ایرانی خیلی زیبایی داشت.کاراکتر سعدی هم خیلی خوب دراومده بود.
ولی متاسفانه بالکن ها کاملا خالی بود وهمکف هم پر نشده بود.به نظرم حق نمایش نبود که سالن اینجوری خالی بمونه.
۱۱ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید