تیوال نمایش دیوار چهارم
S3 : 10:45:38
  ۱۰ دی تا ۰۴ اسفند ۱۳۹۱
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان


: امیر رضا کوهستانی

: رامبد جوان و نگار جواهریان
این نمایش که برداشت آزادی از نمایش «انگلستان» اثر تیم کراوچ است با بازی رامبد جوان و نگار جواهریان به روی صحنه می رود.

نمایش دیوار چهارم یک تیاتر محیطی است.

«دیوار چهارم» هر شب به جز شنبه ها ساعت ۲۰ به روی صحنه می رود.

فروش بلیط :‌ www.sayehtheater.com/ticket

مکان

اقدسیه (موحد دانش)، بعد از چهارراه آجودانیه، دومین کوچه سمت چپ، کوچه نیلوفر، پلاک ۳، سالن همایش دیپلماتیک اکو


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
همه اینجا تو بیمارستانِ گایز به تو لبخند میزنن

همه ی مریضا با یه تفنگ نامرئی روی شقیقه هاشون به تو لبخند میزنن

همه ی پرستارا با سرُم های پر از مورفین به تو لبخند می زنن

اسممونو زدن رو لباسامون که دکترا وقتی دیگه ازمون ناامید میشن یه چیزی داشته باشن بگن


لبخند بزن سارا ، جولی ، کیتی ، اِما ، ایف ، لوسی ، جسمین . . . . . . چیزی نیست . . .

و هر روز مثل هر بیمارستان دیگه ای توی بیمارستان گایز هم یه عده ای میمیرن که بهشون گفتن چیزی نیست ...

زندگی همینه . . .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
-قلب من یه صدای اضافی میده که قلب اون این صدا رو نمیده
-این همه ی تفاوت ماست
ما یه زوجیم
عین دو تا چشم
عین کنن و نیکن
عین پپسی و کوکا کلا
عین اپل و مایکرسافت
عین نایک و آدیداس
ایرانیزش میکردن عین افتابه و لگن
۱۴ خرداد ۱۳۹۳
:))
۱۸ خرداد ۱۳۹۳
فرودگاه امام خمینی یا شاید هم جان اف کندی ...
یادش به خیر ...
۱۲ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرجا میرم از اونجا عکس میگیرم انگار که قرار نیست دیگه دوباره برگردم اونجا
" می گه اینکه همش می خندی خیلی ایرونیه "
۱۵ خرداد ۱۳۹۳
واااااای آره اینم خوبه
۱۸ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط چند ساعت میشه قلب رو بدون بدن زنده نگه داشت ولی من میدونم بدون اون کمتر زنده میمونم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضی ها عاشق نقص ان.
هنر نقصه!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر چیزی که دیده میشه در اصل داره مانع از دیده شدن چیزای دیگه میشه
ببینین٠٠٠٠
وقتی میگیم ببینین در اصل داریم میگیم چیزای دیگه رو نبینین
این جمله همیشه تو ذهنمه ، ممنون واسه نوشتن این جمله هاى قشنگ:)
۱۴ خرداد ۱۳۹۳
سیاوش حیدری گوش کنین ....
۱۸ خرداد ۱۳۹۳
این جمله عالی بود، طرز بیان دیالوگ های خانم جواهریان و برخی جملات نمایشنامه مثل این قسمت عالی بودند.
۰۸ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
-هر نقاشی ای یه قصه داره
-هر نقاشی ای یه قصه نداره
- مردم برای نقاشی ای که یه قصه داره بیشتر پول میدن
- این قصه هارو اون از خودش درمیاره.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیگه کسی زیر زمین واسه خونش نمیسازه زیر زمین شده یه واحد و اسمشم گذاشتن واحد زیر همکف زیر زمینا رو ولی تو دوره ی جنگ به نیت پناهگاه میساختن الان ساختمون سازا یه جوری رفتار میکنن انگار دیگه قرار نیس جنگ بشه
درسته که امیررضا کوهستانی عزیز یه بار گفته بود اگه دیوار چهارم رو دوباره اجرا کنه موسیقی پایانی ش رو حذف می کنه تا اجرا با سکوت محض تموم بشه و این کارو هم کرد اما برای من اون موسیقی و تاریکی و بهتِ آخر همونقدر ویران کننده بود که لحظه لحظه ی اجرا... حالا که اجرای دوم دیوار چهارم تموم شده و همگی اینجا تو دیدن و داشتنِ خاطره ی بی نظیرِ دیدنش با هم شریکیم, دویست داشتم برای دوستای عزیزی که سری دوم این اجرا رو بدون موسیقی پایانی دیدن, لینک موسیقی بی نظیرش رو شِیر کنم اینحا تا یه بار دیگه تو تاریکی و سکوت گوش بدیم بهش و فکر کنیم همونجاییم, طبقه ی بالا, جلوی اون صحنه ی کوچیک سیاه خلوت که تا همین چند دقیقه ی پیش یه آدم روش ایستاده بود و با دستای مرتعش دفاع می کرد از حقِ زنده بودنش ... صحنه ای که حالا خالی شده از بازیگر...

پ.ن: آدم وقتی این قطعه رو گوش میده فکر می ... دیدن ادامه » کنه "Esmerine" قطعه ی رخوت انگیز "Fish on Land" رو فقط و فقط برای دیوار چهارم خونده, اختصاصاً:)

لینک سَوند کلَود:
http://soundcloud.com/tracks/search?q%5Bfulltext%5D=fish+on+land%2C+esmerine&q%5Btype%5D=&q%5Bduration%5D=

یا لینک یوتیوب:
http://www.youtube.com/watch?v=8JNDQaP5NJY

یا لینک ام پی تری:
http://mp3.li/index.php?q=Esmerine%20-%20Fish%20On%20Land
خیلی عالی . مرسی کلی
۰۹ اسفند ۱۳۹۱
وای رعنا چه صحنه ای رو آوردی به ذهنم...مرسی... آره خودشه... صدای اون فریادهای آخر نگار رو صحنه اصلاً پیچید تو گوشم بدجوررر... اسمراین اصلاً خیلی کار خوبی کرده که این آهنگ رو خونده... با این لحن خسته... داغون... سرد... گیرا:) تازه وقتی لینک می شه به این اجرا که دیگه ... دیدن ادامه » معرکه ای می شه برای خودش:)
۱۳ اسفند ۱۳۹۱
خسته... داغـــــون... سرد... گیرا.. ;) دقیقاً :))
خیلی خوب بـــود.:)
۱۳ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امتیازی که به این کار می دهم 5 از 10 است.
استفاده از پتانسیل های کار محیطی در سطح حداقلی ست و به "ببینید" گفتن های مکرّر بازیگران ختم می شود، که البته زود روی اعصاب می رود و حتی اثری بازدارنده دارد. بخش اول نمایش در واقع دو تک گویی هم زمان است که به مرز پراکنده گویی نزدیک می شود و حوصله را سر می برد، دنبال کردن پیرنگ از خلال جملات بی ربط و با ربط بیان شده دشوار است. من، شخصا، حدود ده دقیقه از بخش اول را یک گوشه ی سالن خوابیدم! البته موفق شدن در خواباندن یک بیننده ی با تجربه ی تئاتر کار سختی است، اما بعید است برای کار ارزشی به حساب آید.
بخش دوم نمایش به نظر خیلی بهتر می آید، که البته دلیل اصلی آن حس خلاصی از عذاب نیمه ی اول است. ایده ی مترجمی که برخی جملات را اشتباه ترجمه می کند جالب است و غیبت یکی از طرفین گفت و گو نوآوری قشنگیست. چنین به نظر می رسد که قصد ... دیدن ادامه » کارگردان این بوده که تماشاگر خود را در جای زن عرب احساس کند که جسمش غایب است و سخنانش حاضر، که اگر این بوده فکر نمی کنم موفقیتی کسب کرده باشد. نمایش با ادامه و کش دادن همین شوخی ادامه می یابد و پایان می پذیرد.
معتقدم این کار اگر تجربه ای برای یک گروه نوکار و یا دانش جویان تئاتر می بود، کار قابل توجهی می شد. اما به عنوان یک کار جدی و حرفه ای، حرفی برای گفتن ندارد.
خوابیدید؟؟!! :|
۰۵ اسفند ۱۳۹۱
رعنا جمالی:
ممنون رعنا جان که این طور با حوصله پاسخ دادی. در مورد سورئال بودن اثر، نکاتی به ذهنم می رسد که می گویم، چون احتمالا در بیان دقیق منظور خود موفق نبوده ام.
حرف من این بود که "جا به جا کردن و در هم ریختن سیر زمان و مکان" به اقامه خویشتن سورئال ساز ... دیدن ادامه » نیست. در همین نمایش دیوار چهارم-البته پرده ی دوم که در حد نمایش های ارسطویی قوانین را رعایت کرده بود- منظور پرده ی اول است، در واقع نمایشی به معنای دیالوگ در کار نیست. دو روایت است که همزمان صورت می گیرد. اما شیوه ای که برای بیان روایت انتخاب شده زنجیری از یادآوری هاست که متن پرده ی اول را با کارهای جریان سیال ذهن جویس، فاکنر یا دیگر مدرنیست ها هم دسته می کند. در این روایت هم سیر زمان کاملا به هم ریخته، اما هیچ کس جویس را نویسنده ای سورئال نمی خواند!
دلیلش هم این است که چکیده ی جان سورئالیزم درهم ریختن مرز واقعیت و خیال، وهم و حقیقت، خواب و بیداری است. جا به جایی زمان و مکان تنها ابزار های روایی در دست نویسنده هستند، برای رسیدن به این مقصود.
در دیوار چهارم همه چیز واقعیت است. خوابی و خیالی در کار نیست. فقط این است که این واقعیت به جای یک مکالمه ی متمرکز در قطعات روایی پراکنده به خورد مخاطب داده می شود.
ببخشید اگر زیاده گویی کردم :)
۰۹ اسفند ۱۳۹۱
خواهش میکنم آقای محمدی عزیز.
من فقط سعیَم بر این بود که با ذکر مثال منظورم رو از برداشتم برسونم.
خیلـی سپاس از توضیحات خوبتون در رابطه با مبحث سوررئال.:)
۱۵ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همگی دوستان. :)

دیشب بالاخره موفق شدم شاخِ دیو رو بشکنم و سعادت دیدنِ این اجرا رو بعد از مدتها بدست بیارم و رفتم لای ماورای چهارمین دیـــوار . |: ....
خب چی بگم خب !!!؟! .|: ................
روحم اونجا لای دیوارِ اکو جا مونده. ........ |-: ......
............. .... .. .
بهم حق بدید دوستان ... بازم یه اجرای حسّیه آدم هنگ کنِ روح له کنِ ذهن پِرِس کن دیدم منتها ایندفعه با طعم و تجربه ای کــــاملاً وَریتی و متفاوت . بعد از "ویـران" با این حالِ ویــرانِ داغـــونِ لِهَم رفتم دیوار چهارم و لای دیوار گیر کردم زیرِ دیوار بدتر داغونتر و لِهتر شدم ..|: . سرِ این یکی دیگه رسماً روحم کُمپلت داشت از جسمِم خارج میشد ...
بازیها .. نمایشنامه ... دیالوگا ... همه و همه عالی و بینظیر .. اصلاً همین دیالوگا بود که جسمِ ویرانم بدتر له کرد.
اونجاهایی که تند تند با هم دیالوگای مجزای خودشون رو میگفتن و اصواتشون ... دیدن ادامه » درهم آمیخته میشد و بعد فریاد ... و ناگهان سکــــوت ...سکـــوتی بس طولانی ...و 40 دقیقه لا به لای ماها (همگی هنگ و چشمها گرد دهانها نیمه باز دستها آویزون ایستاده برپا ) به تک تک چشمها و صورتهامون خیره میشدن .. و روحمون رو از کالبد چشمهامون میکشیدن بیرون.. و آزاد میکردن.. کم کم خودمم احساس ایست قلبی داشت بهم دست میداد.. صدای نفس نفس ها و طپش ضربان قلب ها هنوز تو گوشمه.. . گویا خودمم تا مرگ رفتم و زنده شدم..
اون "ببینین .. ببینین" ها و مرتب بینِ هر کلام "you saved my life " گفتنا و دوباره هر دم سکــــــــوتی طولانی .. و باز صدای ریتمِ زندگی. .. صدای نفس و ضربانِ ناموزونِ قلب.... دیالوگا واقعاً روح هر موجودِ جنبنده ای رو مسخ میکرد.

اونا میگن: you saved my life

... و من در جواب میگم : you saved my soul...

رعنا جان این جوری که شما له و لورده شدی ما رو بدجوری وسوسه کردی ولی هم بلیط دیگه پیدا نمی شه و هم اگر پیدا می شد اون مسیر اصلا برام مقدور نیست رفتنش.

نوشتت بیشتر حسی بود. راستش چیز زیادی از محتوای نمایش دستگیرم نشد غیر از این که بنا به ویژگی تمام تاترهای ... دیدن ادامه » محیطی چهره به چهره و نفس به نفس تماشاگر اجرا می شه.
مخلوطی از فارسی و انگلیسی بوده کار یا انگلیسیش در حد همون یه جمله بوده؟
۰۳ اسفند ۱۳۹۱
خواهش میکنم عاطفه ی عزیز.;*
خوشحالم که حسّامون مشترکه.:)
۱۰ اسفند ۱۳۹۱
من بیشتر, رعنا جان:**
۱۰ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا تاریخ پایان اجرا را اصلاح کنید که الکی امیدوار نشیم. :(
فکر می کنم این کار تمدید شده باشه
۰۱ اسفند ۱۳۹۱
کاش در سایت تاریخ تمدیدهارو به محض تمدید شدن بگذارن...
۰۲ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میگه دو شاخه آمریکایی به پریزای ایرانی نمیخوره

میگم پس چرا قلباشون میخوره

می خنده

کلا زیاد می خنده

وقتی نمی دونه ،می خنده

وقتی خجالت می کشه من دارم با راننده دعوا می کنم صدای ضبطو کم کنه ، می خنده

وقتی بهش می گم انگلیسی رو کجا یاد گرفتی، می خنده

وقتی فشارمو می گیره می بینه پایینه ، می خنده

وقتی ... دیدن ادامه » قندمو می گیره می بینه بالاست ، می خنده

وقتی ام ساکته بفهمه زیر چشمی داری نگاش می کنی ،باز می خنده

میگم خیلی ایرونیه که تو همش می خندی...


تند تند با موبایلم یه جاهایی رو نوشتم حافظه خودم و دوستان هم کمک کرد :)
۲۸ بهمن ۱۳۹۱
جناب اژدری واقعا حیف شد که فرصت دوباره دیدن این کار رو از دست دادین ...
چون خودم برای بار دوم کار رو دیدم و اگه نمی دیدم خیلی غصه میخوردم :دی
۲۹ بهمن ۱۳۹۱
آفرین نسیم جان.....ممنون عالی بود..
۰۲ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان راهنماییم کنید ... به جز سایت سایه جایی هست که بشه بلیط تئاتر " دیوار چهارم " رو تهیه کرد ...
خواهش میکنم اگه کسی قصد کنسلی بلیطش رو داره به من اطلاع بده ....
با سپاس
کیانا اعتمادی و بهرنگ این را خواندند
اگه بلیط اضافه دارین به من هم خبر بدین! دو تا بلیط!
۳۰ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب یکشنبه 24 دیماه همراه شدم با جریان سیال ذهن امیررضا کوهستانی
«دیوار چهارم»در گالری موسسه اکو. یک روایت روان است. یک روایت ساده از داستان زندگی یک زوج غیر ایرانی. همین «غیر ایرانی »بودن پیرنگ قصه ی اجراست. می شود گفت موضوع زبان است. موضوع مرز است و موضوع این است که آیا قلب یک ایرانی در کالبد یک امریکایی می تواند بزند یا نه.
روایت تصویر سازی های بینهایت زیبا و قشنگی رو تو ذهن مخاطبش جاری میکته
نمی دونم اجرا تمدید میشه یا نه ولی دوست دارم دوباره ببینم و تماشای اثر رو توصیه میکنم
من که سه چهار روزه هر چی تلاش کردم نتونستم رزرو کنم از سایت. نمی دونم چرا مرتب خطا میده. فکر کنم دیگه تا آخر بهمن هم پر شد.:(
امیدوارم اسفند هم اجرا داشته باشن.
۲۵ دی ۱۳۹۱
روایت ساده از داستان زندگی یک زوج غیر ایرانی؟؟؟؟

رامبد جوان و نگار جواهریان نقش یک ادم رو بازی کردند در قسمت اول نمایش
۲۵ دی ۱۳۹۱
شاهکار بود این اجرا
۰۷ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش فوق العادست،حتماً پیشنهاد می کنم ببینینش
*دیـــــــــــــــوار چهــــــــــــــــارم*

"ما یه زوجیم عین کنون و نیکون - عین کوکاکولا و پپسی - عین ایران و آمریکا"
"فرودگاه امام خمینی یا شایدم جان اف کندی"
"مگه مترجم ها هم اشتباه میکنن...؟!"
------------------------------------------------------------
این ها از نمایشنامه پر توان و کشش امیررضا کوهستانی میاد.
نمایشنامه ی بازنویسی شده ای که نه توش دیواری هست نه نفر چهارمی!
بلکه با برداشتن دیوار چهارم بین تماشاگر و بازیگر اسم خودش رو هم نقض می کنه!
جوری این دیوار رو بر می داره که بدت نمیاد،حتی خوشحال هم میشی....
و یه موقع هایی جوری سر در گمت می کنه که بد جوری مشتاق میشی بهشون نزدیک شی....نزدیک شدنی که از قبل به آن دعوت شده ای....
در واقع دعوت شدی تا دیوار چهارم رو کنار بزنی....
نمایش طوری از جای جای محیط اجرا و ناخود آگاه ذهن مخاطب بهره میبره که فکرش رو هم نمیتونی بکنی....
همه و همه از ایرانیزه کردن خوب یک نمایشنامه بر میاد...
امیررضا کوهستانی در این مورد هم کارش رو خوب بلده....
و ... دیدن ادامه » این نمایشنامه به بهترین نحو به اجرا میرسه...
رامبد جوان شیوه ی همیشگی خودش رو کنار زده و کاملا در خدمت نقش قرار می گیره و دو بازیگر،بسیار خوب و روان و همچنین باور پذیر نقش ها رو ارائه میکنن.
پیشنهاد اول من در این روزها دیدن این نمایش ویژه و خاص هست.
اونقدر خاص که کارگردان هم کنارت می ایسته و صحنه ای رو که خودش نوشته بازم تماشا می کنه!
امیررضا کوهستانی از خلاق ترین هنرمندانی ست که هنوز عاشقانه تاتر رو دوست داره و در این بین همیشه به بهترین نحو تماشاگر رو در تجربه های دوست داشتنی خودش سهیم می کنه. دیوار چهارم از بهترینهای امیررضا کوهستانی ست که تا مدتها ذهن تماشاگر رو درگیر بازیها و متن و اتمسفر عجیب و غریب ش می کنه... بیشتر باید دید تا شنید.

اطلاعات و عکسهای بیشتر درباره این تاتر رو از صفحه فیس بوک اون دنبال کنید:
http://www.facebook.com/events/314055398693371/
چرا برای این نمایش بلیط تخفیف دار نمی زارین ؟؟؟؟؟؟؟؟
موافقم 100 % . تیم همیاری محترم لطفا

سپاس ویژه
۱۹ دی ۱۳۹۱
قبل از شروع شدن اجرا ها بلیت فقط برای 6 روز آخر موجود بود ، فکر می کنم با این فروش بالا دیگه بلیتی برای تخفیف دار شدن باقی نمی مونه
۱۹ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید