تیوال نمایش عشق لرزه
S3 : 08:03:40
  ۲۵ بهمن تا ۱۶ اسفند ۱۳۹۲
  ۱۸:۰۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۱۲,۰۰۰ تومان


: هستی حسینی
: براساس نمایشنامه اریک امانویل اشمیت
: (به ترتیب حروف الفبا) مهسا ایرج پور، ساغر شکوری ، نازآفرین کاظمی، مصطفی کوشکی
: مهدی کوشکی
: نوید گوهری
: مصطفی کوشکی
: محمد باقری (استودیو مایم)
: صالح لواسانی
: مهسا کلانتری
: گلگونه نجفی
: حسین ایرجی
: استودیو مایم
: مصطفی کوشکی
کاری از گروه تمس

خلاصه داستان: زنها فقط قسمتهای زنونه ی مردها رو میفهمن و مردها فقط قسمتهای مردونه ی زنها رو؛ به خاطره همینه که به خون هم تشنه اند

 برای اطلاعات بیشتر:
www.mardomaksefid.com

شماره رزرو تلفنی: 09198095722

گزارش تصویری تیوال از نمایش عشق لرزه / عکاس: مهدی اسماعیلیان‎

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری از نمایش عشق لرزه

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان استاد نجات الهی، ابتدای خیابان اراک، پلاک ۷۲، واحد ۷
تلفن:  ۸۸۹۰۰۷۸۰

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
و اما نمایش عشق لرزه

1. این نمایش رو روز پنج شنبه گذشته دیدم. چند روزی زمان لازم بود تا اون چیزی رو که دیده بودم بیشتر در ذهنم تجزیه و تحلیل کنم. نه این که حرف نمایش حرف غامض و غیر قابل فهمی باشه. می خواستم کلامم خالی از بی انصافی باشه. از همین جمله ی آخر میشه درک کرد که من نمایش رو نپسندیدم. بخشی از این نپسندیدن به متن بر می گرده، قسمت عمده اش به کلیت کارگردانی، و بخشی هم به بازی بازیگران. به هر حال هیچ نمایشی رو نباید به طور مطلق بد دونست مگر این که واقعا از همه لحاظ بد باشه و این نمایش از همه لحاظ بد نبود.
2. اریک مانوئل اشمیت در ایران ناشناخته نیست. فکر می کنم برخورد اکثر ایرانی ها با او مربوط به نمایش خرده جنایت های زن و شوهری باشه. به هر حال اشمیت اغلب دغدغه ی روابط انسانی داره و در این دغدغه کاملا بدون مرز برخورد می کنه. به طور مثال اگر کوندرا رو تمام ... دیدن ادامه » و کمال نماینده ی نویسنده ای کاملا وطن گرا و دارای دغدغه های وطنی مشخص بدونیم (تقریبا تمام آثار مهم کوندرا بی استثنا حدیث نفس خود او و اطرافیانش هستند، یعنی مهاجرینی که از چک راهی دیگر کشور ها شدند و حالا در بستر فرهنگی تازه به دنبال تعامل با دنیای اطرافشون هستند) اشمیت فردی کاملا جهان وطنی محسوب میشه. رومانیایی داستان او می تونه هر ملیتی داشته باشه. در نمایشنامه ی ده فرزند هرگز نداشته خانم مینگ به سراغ چین میره و تجربه ای دیگر از مواجهه اش با شرق رو در گل های قرآن می بینیم. به هر حال همیشه این عنصر جهان وطنی با او هست. من متاسفانه متن اصلی این نمایشنامه رو نخوندم و نمی دونم ایراداتی که می گیرم به اشمیت بر میگرده یا بازنویسی تیم محترم نمایش، اما اساسی ترین مشکل این داستان عدم توجیه پذیری سلسله وقایع یا عدم وجود توضیح برای اون هاست. از این جا به بعد ممکنه بخشی از داستان لو بره و کسانی که مایل به دیدن کار هستند لطفا از خوندن این بخش خودداری کنند. پسری دختری رو میخواد، دختر در پیش کشیدن با پا و پس زدن با دست ناشیه، بنابراین پسر رو از خود می رونه و برای جذب پسر نقشه ای احمقانه می کشه، و با آوردن یک روسپی به زندگی پسر، میخواد به نحوی غیر قابل توجیه و غیر معقول اون رو به سمت خودش بکشونه، طبعا پسر که نشانه های هوسبازی اون رو در داستان تا حدودی میشه حس کرد بدون دونستن پیشینه ی زن دوم جذب او میشه، دست آخر هم که گره ها باز میشن دختر پسر رو از دست داده. در این میان علاقه ی مادر به پسر هم وجود داره. پسر در این داستان یک کلیشه ی ساده از یک دن ژوانه که این بار خودش در کوزه افتاده و فریب زنان رو خورده. دختر شخصیت لنگ در هوایی که فاقد هر گونه منطق داستانی در رفتارشه و کلا در یک جنون به سر می بره، روسپی هم که صرفا یک نماد اغوا گر بدون شخصیت پردازی. یعنی ما با دو تیپ رو برو هستیم و دختر اصلی در این داستان نه کارکرد های تیپ رو داره نه فرصتی برای شخصیت سازی. ممنون میشم دوستان دست اندر کار نمایش بفرمایند این ملغمه کار خود اشمیت بوده یا نویسنده؟ د تبلیغات نوشته اید بر اساس نمایشنامه ی اشمیت. بهتر این بود که نام بازنویس ذکر بشه و ما هم بدونیم که دقیقا با یک متن اشمیت روبرو هستیم یا یک دیدگاه از متن اشمیت.
2. در مورد کارگردانی، من کاملا متوجه محدودیت های کار در سالنی مثل کارگاه نمایش باران هستم. اما فکر نمی کنم کارگاه باران در مواردی هم چون صحنه گردانی یا تایم نمایش یا انتخاب متن تاثیری بر گروه گذاشته باشه یا چیزی رو تحمیل کرده باشه. واضحه که زمان نمایش امکان پرداخت کامل داستان و ایجاد فضا رو گرفته. محدودیت زمان به حدیه که در بخشی از نمایش ما فقط گردش سریع و ورود و خروج کاراکتر ها رو به بهانه هایی مثل رفتن به طبقه ی بالا یا تعویض فرضی فضا و لوکیشن می بینیم. این سرعت در جابجایی ها بدون این که حداقل با کمک نور یا یک موسیقی هر چند کوتاه به سبک نمایش های رادیویی فضا شکسته بشه من رو یاد برنامه های اجرای تردستی میندازه که در اون سرعت عمل حرف اول رو می زنه و تعمدا فرصت فکر و تغییر فضا از مخاطب گرفته میشه. تقلیل مفهوم خانه به یک تختخواب (به ویژه در مورد روسپی) و این که فضا عینا برابر با خانه ی دختر هست، دیدگاه خطرناکیه. در مورد روسپی شاید بشه گفت خانه اش تا سر حد تختخواب معنا پیدا می کنه اما همین برابر انگاری با دختر دام خطرناکیه که شخصیت یک کاراکتر نمایش رو کاملا ویران می کنه. روسپی به حکم کلیشه ای که در مورد روسپیان وجود داره آدامس می خوره، و این آدامس جویدن تنها زمانی اتفاق می افته که دختر هم داره با اون به سرعت آدامس می جوه و در مورد نقشه ای که برای پسر کشیده اند حرف می زنند. باز هم خدا رو شکر که مثل صدا و سیما و برخی فیلم های سینمایی از سیگار کشیدن برای نشان دادن خراب بودن دختر استفاده نشد! استفاده از این المان های دم دستی برازنده ی شما نیست دوستان. روسپیان یا آدم بد ها حتما نباید نشانه ای داشته باشند.
3. دست آخر در مورد بازی ها، بازی پسر جوان یعنی آقای کوشکی با کمال احترام چیز تازه ای نداشت. به نظرم فرصت کافی برای ایجاد ویژگی در نقش نداشتند و به یک اجرای سردستی از یک دون ژوان پولدار بسنده کردند. بازی نقش روسپی هم چیز تازه ای نداشت. ایشون هم گویا فرصتی برای پرورش نقش نداشتند. به هر حال اغوا گری چندان سخت نیست ولی این که نقشی صاحب کاراکتر خاص خودش بشه کاریه که نیازمند تلاش بازیگر و کارگردان در کنار همدیگه است. بازیگر نقش دختر هم فقط اندکی بهتر از دو دوست دیگر بودند اما جا داره از بازی سکانس آخر بازیگر نقش مادر تشکر کنم که اگر نبود این کار به کلی از دست رفته بود. لحظاتی در بازی ایشون وجود داره که نشون میده ایشون تسلیم کلیشه ی رایج پیرزن عاشق پسر های جوان و خوش بر و رو نشدند و تا حدی شخصیت سازی کردند. یک نمونه معروف از کلیشه پیرزن های عاشق پسر های جوان رو می تونید در فیلم ممل امریکایی و در نقش مرحوم حمیده خیر آبادی به خوبی به یاد بیارید. اما این جا ایشون نخواستند صرفا یک کپی از یک کلیشه ی قدیمی باشند. بابت تلاشی که برای اجرای این نقش کردند از ایشون تشکر می کنم.

دست آخر این که بدی های کار از دید من به محاسنش می چربید. امیدوارم کار بعدی گروه رو بیش از این دوست داشته باشم. ممنون از تلاش و سعی همه بچه های گروه تمس.
manimoon، میلاد فزونی، زهرا، سینا، Narcis_t و کیمیا TAV این را خواندند
اقلیما محمدی و Ida kh این را دوست دارند
من نمایشنامه رو خونده بودم. به نظرم ایرادها به بازنویسی تیم محترم نمایش بر می گرده، وگرنه اصل نمایشنامه ی عشق لرزه در صورتی که خوب روش کار و فکر میشد، حرف های زیادی برای گفتن داشت.
من خیلی خوشحال بودم که دارم میرم کاری از اشمیت رو می بینم، اما متاسفانه ... دیدن ادامه » خیلی خیلی توی ذوقم خورد.. نه به خاطر کوچک بودن محل اجرا و کم بودن تعداد صندلی ها و این جور مسائل ظاهری.. توی همین محل و با همین امکانات میشد یک کار خیلی خوب به اجرا گذاشت. یک کار عمیق و پر از حرف برای گفتن و سوال برای پرسیدن..
برای این کار زحمت کشیده شده بود، اما متاسفانه حق مطلب ادا نشده بود.
۱۲ اسفند ۱۳۹۲
با نظراتتون کاملا موافقم آقای شاهین فقط ای کاش کار خود آقای اشیت رو میخوندین تا متوجه بشین کسی که با اون ذهنیت از داستان به تماشای این نمایش میاد، فقط با کلی علامت سوال برمیگرده که چرا متن رو خوردین؟چی به سر کاراکترها آوردین؟چرا نوشتین "بر اساس نوشته ... دیدن ادامه » اشمیت"؟اجباری برای این تایم کم و صحنه پردازی شلخته بود؟چرا کاراکتر مرد که هیچ شباهتی هم به شخصیت اصلی کتاب نداشت تم طنز در بازیش بود ؟و ....خیلی سوالهای دیگه.
ای کاش توی بروشور نمایش مینوشتن : برداشتی ازاد از کتاب "عشق لرزه"
اینجوری یه نفر مثل من که عاشق کارای اشمیتم و همین کتاب عشق لرزه رو حداقل به 5 تا از دوستام هدیه دادم، ملت رو برای دیدن این نمایش با خودم نمیبردم که بعد از تموم شدن نمایش هی مجبور شم متن اصلی کتاب رو توضیح بدم و بگم :"حالا کتابم رو براتون میارم، اون یه چیز دیگه ست!، باور کنین این اون نبود،بچه ها، با شمام،....!!"
۱۷ اسفند ۱۳۹۲
نارسیس عزیز اتفاقا تازه شروع به خواندن کتاب عشق لرزه کردم و الان دو برابر اون روزی که این متن رو نوشتم از گروه کارگردان و ایده پرداز این نمایش عصبانی ام! بزرگ ترین تخریب تاریخ تئاتر در این اجرا صورت گرفته :) شکر خدا اشمیت این اجرا رو ندید :) شخصیت های این ... دیدن ادامه » نمایش نامه فوق العاده عمیق و چند بعدی اند اما اون چیزی که من در کارگاه باران دیدم چند تیپ معمولی بدون عمق و تخت بود!
۲۶ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق لـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـرـزـه

خرید آنلاین با تخفیف ویژه

http://www.tiwall.com/theater/eshghlarze/
علی اصغر شیرازیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش عشق لرزه

محل: کارگاه نمایش باران
دوره اجرا: ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۵ اسفند ۱۳۹۲
ساعت: ۱۸:۰۰
مدت: ۵۰ دقیقه
*بهای بلیت: ۱۲,۰۰۰ تومان*
*خرید از تیوال: ۱۰,۰۰۰ تومان*
www.tiwall.com/theater/eshghlarze

کارگردان: هستی حسینی
نویسنده: براساس نمایشنامه اریک امانوئل اشمیت
بازیگران: (به ترتیب حروف الفبا) مهسا ایرج پور، ساغر شکوری ، نازآفرین کاظمی، مصطفی کوشکی
طراح صحنه: مهدی کوشکی
موسیقی: نوید گوهری
طراح ... دیدن ادامه » لباس: مصطفی کوشکی
طراح گرافیک: محمد باقری (استودیو مایم)
دستیار کارگردان: صالح لواسانی
منشی صحنه: مهسا کلانتری
عکاس: گلگونه نجفی
روابط عمومی: حسین ایرجی
تبلیغات: استودیو مایم
تهیه کننده: مصطفی کوشکی
کاری از گروه تمس

خلاصه داستان: زنها فقط قسمتهای زنونه ی مردها رو میفهمن و مردها فقط قسمتهای مردونه ی زنها رو؛ به خاطره همینه که به خون هم تشنه اند

برای اطلاعات بیشتر:
www.mardomaksefid.com

شماره رزرو تلفنی: 09198095722
نشانی: خیابان استاد نجات الهی، ابتدای خیابان اراک، پلاک ۷۲، واحد ۷
تلفن: ۸۸۹۰۰۷۸۰
علی اصغر شیرازیان و اقلیما محمدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی اصغر شیرازیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به نمایش “عشق لرزه”
باقر سروش

درامهای اشمیت و نوع رابطه ی آدمهایش به شکلی است که میتواند در هر فرهنگی درکش کرد. پس در ایران از او زیاد استقابل شده. به خصوص در یک دهه پیش. مهمترین شاخصه درامهای اشمیت خاصیت قصه گویی اوست. این شاخصه قصه گویی را همیشه نباید به عنوان صفت مثبت نظر گرفت، چرا که باعث شده عمق کارکترها را نبینیم و اساساً همین امر باعث میشود آثار او در کل خیلی عمیق نباشد. عشق لرزه هم از آن نوع درامهای قصه گو است. هستی حسینی این موضوع را خوب درک کرده است و عشق لرزه را آنقدر که اشمیت جدی گرفته است، جدی نگرفته است. در دراماتورژی، هستی حسینی این نمایشنامه را به سمت وودویل برده و درست هم عمل کرده است. ایشان حتی زبانِ ترجمه نمایشنامه را ساده تر و به زبان معیار امروزِ ایران معاصر نزدیکش کرده است و درست و هوشمندانه هم عمل کرده است. آنقدر که ... دیدن ادامه » هواسش بوده است روی یک لبه بین زبان معیار و زبان ترجمه حرکت کند که هم تشخُص خارجی بودن اثر حفظ شود و هم قابل لمس برای مخاطب ایرانی باشد.
در حوزه کارگردانی هم هستی حسینی به همان شیوه دراماتورژیِ متن عمل کرده است. تمامِ جهان اثر را روی یک تختخواب برده است و در کمینه گراییترین شکل ممکن با کشیدن چهار پرده در چهار طرف تخت ،دو مکان مجزا را همزمان بر روی صحنه خلق میکند. گاهی که حتی این دو مکان همزمان بر روی صحنه و به شکل موازی قابل روئیت است. میزانسن به نظر میرسد خیلی هوشمندانه داده شده است چرا که از تمام قابلیتهای تخت استفاده برده است. اما ایرادی که میتوان به آن وارد کرد جدی نگرفتن و شلخته اجرا کردن این میزانها است. بازیگران در لحظاتی مرز بین بدن بیرونِ از حوزه تئاتر و بدنِ روی صحنه را از هم تکفیک نکرده اند و این باعث نوعی شلختگی در بعضی صحنه ها شده، چرا که اساساً همانگونه که سازوکارِ درام بر مبنای فشردگی زمان شکل میگیرد ، بدن هم باید تمام مفاهیم زمان فشرده را بیان کند. البته نازافرین کاظمی به مراتب بهتر از دیگر بازیگران توانسته است مرزِ بین تئاتریکالیته و اجرای راحت را تفکیک کند. اما فارغ از ایرادی که به بدن بازیگران میشود گرفت ، همین راحت بودن لحظات بسیار زیبایی خلق می کند و زهر غلو آمیز بودن یک بازی فانتزی را از بین می برد. در آخر فارغ از بحثی که عنوان شد، پیشنهادی که میتوان به این اجرای ساده و خوب داد ، دقت در طراحی لباس است به همان شکل که برای نقش مادر اجرا شده است.
mahmud bajoolvand این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از نظر من این نمایش در کل یه نوع توهین به شعور تماشاچی بود، اجراهای بسیار ضعیف، تحریف نمایشنامه، طراحی صحنه بسیار ضعیف، نور پردازی بسیار ضعیف،
از سایت معتبری مثل تیوال تعجب می کنم که چرا چنین اجرایی رو باید بر روی وال خودش تبلیغ کنه
اجرایی که حتی در حد تمرین دانشجویان این رشته هم نبود.
من به شخصه اگر برای دیدن تئاتری به یک کارگاه نمایش میرم دلیلش این هست که اعتقاد دارم گروه یا اعضایی که در حال رشد هستند هم باید حمایت مردمی بشن اما نه در شرایطی که حتی امکانات اولیه یک نمایش چه در جهت اجرای نمایش و چه در جهت ایجاد شرایط مناسب جهت تماشاچی فراهم نشده باشد.
به هر حال به کلیه اعضای گروه تمس زنده باد می گم و امیدوارم در کارهای بعدی هم برای خودشون در ارائه اجرای یک نمایش و هم برای تماشاچی احترام قائل بشن
کاملا باهات موافقم :)
۰۸ اسفند ۱۳۹۲
هییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
تمومش کنید
فقط بدی کارو دیدید
پس چرا خوبیای کارو نمیگید
۲۱ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو شب پیش این کار رو دیدم
به نظرم نمایش نه آنچنان که برخی دوستان می گفتند افتضاح بود نه آنچنان که بعضی دیگر شاهکار. در کل کار متوسط و قابل قبولی بود و به گروه محترم خسته نباشید می گم
magi، محمدصادق شریفی، رضا قاسم پور، شاهین نصیری و کیمیا TAV این را خواندند
mahmud bajoolvand این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب این نمایش رو دیدم...
راستش من زیاد اهل تئاتر نبودم ولی تا دلتون بخواد خوره کتاب. تا شنیدم "عشق لرزه" که از کارای نویسنده مورد علاقه م هست به نمایش درومده ، دلم خواست ببینمش...وارد سالن که شدم و وضع صحنه و صندلیهارو دیدم دلم گرفت، که چرا هنری به این نابی انقدر مظلوم و غریب باید بین طرفداراش نفس بکشه...نمایش رو دیدم باز دلم گرفت که چه اصراری بود که خاطره ی اون داستان قوی جناب اشمیت رو توی یه وقت کم و بدون شخصیت پردازی مناسب کاراکترها مخدوش کنن؟! میدونم بازیگرا سعی خودشون رو کردن، زحمتی که برای کارشون توی اون امکانات ! کشیده بودن قابل احترام بود ولی بهتر از این نمیشد؟ پایان نمایش چه ربطی به پایان کتاب داشت؟ شخصیت مرد نمایش بیشتر کاراکتر طنز شده بود تا یه عاشق که اتفاقا با بیماری و کمردردش و شنیدن جواب نه از معشوقش میباید وضعیت درامتری پیدا میکرد، ... دیدن ادامه » چرا شخصیت دوست الینا حذف شده بود؟ چرا اشاره نشد الینا قبلا چی بوده و چجوری قبول کرده نقش عشق روزای آخر زندگی ایلیا رو بازی کنه؟ چرا اسم کاراکترای کتاب عوض شده بود؟(دیان شد کتی!)منظورم اینه این تغییر فلسفه ای داشت؟اون آهنگ خنده داری که موقع سفر ایلیا به آفریقا توی صحنه پخش شد فلسفه ش چی بود؟ جز اینکه تماشاچیا به مسخرگی این فضا بخندن؟،... بازم حرف دارم ولی جدیدا عادت کردم به غر زدن، اینو نمیخوام :-)
دستتون درد نکنه، همه به خصوص نقش مامان کتی که صحنه آخر رو خوب کار کرد،
نقش کتی که نگاهاش به ایلیا ، یه نگاه زنونه و واقعی بود،
به ایلیا که حداقل جای خالی یه مرد رو توی نمایش پر کرد!
ممنون
من ممکنه این نمایش را در آینده ببینم .. وضع صحنه و صندلیها چطور بودند که باعث دلگیری شما شدند ؟
۰۸ اسفند ۱۳۹۲
یه فضای بسیار کوچیک با سه تا چهار ردیف سکو مانند که فاصله نفر پشتی از نفر جلویی به قدری کمه که باید مراقب باشید مزاحم نفر جلوییتون نباشید. در کل به من و دوستانم خیلی برخورد. درسته که همه ما با این دید رفته بودیم که گروه های در حال رشد هم نیاز به حمایت دارن ... دیدن ادامه » اما در مقابل توقع احترام متقابل رو هم داشتیم. نمیدونم شاید این عزیزان واقعا از لحاظ مالی و سایر مسائل در مضیقه بودند که نتونستند شرایط لازم رو فراهم کنن.به امید کارهای بهتر از این گروه.در کل بهشون خسته نباشید میگم.از لحاظ اجرا هم کار ضعیفی بود به نظر من.ولی اگه قصد دیدن این نمایش رو دارید حتما برید.این هم یک جور تجربه است.
۰۸ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق لـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـرـزـه
کیمیا TAV این را خواند
سیاوش حیدری، magi، mahmud bajoolvand، زهره شاداب و baharinbahar این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و خسته نباشید به همه ی دوستان ' آخرین باری که تو این صفحه اومدم یک هفته قبل بعد از دیدن نماش اومدم و نظرم رو دادم همون موقع نظرات دوستان مخالف رو هم خوندم که خیلی مورد قبول من نبود حالا بعد از یک هفته که سری به این صفحه زدم میبینم همون دو نفد عزیز همجنان در بالای صفحه به نوشتن نقد منفی مشغول هستند به این دوستان توصیه میکنم اکه نمیخوان مورد اتهام قرار بکیرن که با سوء نیت دارن این کار رو میکنن بهتره از این کار دست بکشن و اجازه بدن فضای سالمی حکم فرما بشه البته فکر میکنم یکی دیکر از دوستان با تغییر اسم کاربریش به تبلیغ برای این نمایش برداخته که بسیار کار عجیب و اشتباهی کرده و فقط باعث تبلیغات منفی میشه به هر حال با هم دوست باشیم
رضا قاسم پور، magi و زهره شاداب این را خواندند
سلام
چرا چیدمان صندلی ها برای خرید مشخص نیست ؟ سالن به چه شکلی ؟ تماشاگر ها یه جورایی داخل صحنه هستن ؟
۰۶ اسفند ۱۳۹۲
سالنهای خصوصی و نسبتا کوچیک معمولا شماره صندلی ندارن و فقط باید خوشحال بود که تو این بی توجهی زمامداران به تاتر یه سری سالن کوچولوی خصوصی افتتاح میشه که بتونیم توش تاتر اجرا کنیم و ببینیم و سالها منتظر سالن نباشیم. انشالله دولت جدید به فکر حل این مشکل ... دیدن ادامه » باشه و بدونه که تاتر برای یه کشور ضروریه
۰۶ اسفند ۱۳۹۲
چیدمان مشخص نیست چون سالنی در کار نیست. من دیروز این نمایش رو دیدم و اولش بعد از ورود به اتاق که بهش میگفتن کارگاه نمایش جا خوردم چون موقع خرید 40 و چندی صندلی خالی وجود داشت درحالیکه اگر صحنه نمایش را هم به کل از اون اتاق حذف میکردی جای چهل صندلی نبود. علت ... دیدن ادامه » را که پرسیدم گفتند ما تا 60 نفر را هم در این سالن جا داده‌ایم. . . بی اختیار یاد فیلمهای طنزی افتادم که می‌بینی مثلا 20 نفر درون یک خودروی سواری جا گرفته‌اند.
پیشرفت تئاتر؟!؟ به چه قیمتی؟ متاسفانه این پیشرفتها با هزینه تماشاگر صورت می‌گیرد و کسی برای وقت صرف شده تماشاگر ارزشی قائل نیست
۰۷ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز من تا دیروز کار و ندیده بودم ولی تمام نقدهای مربوط را خواندم و گفتم کاری که این همه در موردش حرف های جور واجور می خواندم گفتم باید کار و خودم ببینم حالا که کار و دیدم می بینم هم ارش دیدن داشت هم ارزش حرف زدن به تمام دوستان دست اندر کار تبریک می گم نگاه جدید نسبت به خوانش و اجرا توانسته دید جدیدی نسبت به پیش داوری ها را از بین ببرند
دوستان خسته نباشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشو دیدم و اتفاقا هم کارگردانیش وبازی هارو دوست داشتم
بعضی از دوستان هستن هیچ منطقی و دلیلی برای حرفاشون ندارن و فقط حرف میزنن
اول بفهمیم . سپس درک کنیم و با حوصله حضم کنیم
که چی میخواهیم بگویم و بعد به زبون بیاریم
نیلوفر ثانی، زهره شاداب، رضا قاسم پور و حسین ایرجی این را خواندند
کسری کبیری و magi این را دوست دارند
بله حضم (هضم) می کنیم!
۰۲ اسفند ۱۳۹۲
دوست بانمکم و بامزه تو هنوز به بچگیات ادامه بده و ایراد های بچه گونه بگیر
۰۶ اسفند ۱۳۹۲
احترام به عقیده و سلیقه دیگران رفتار شایسته یک فرهنگ‌دوست است. هرگونه بی‌احترامی به کاربران، اشخاص حقیقی و حقوقی به هیچ روی پذیرفته نیست.

سپاس از همکاری شما
۰۶ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
این نمایش واقعا افتضاح بود!
ارزش 12 تومان را نداشت
نه سالنش نه بازی بازیگراش نه کارگردانیش
اما به هر حال خسته نباشند.
سلام ولی هرکس با دیدگاه خواصی به تماشای یک تئاتر میشیند من نطر شما کاملا احترام میگذارم واین شایسته نیست که انتقادتان را طوری بیان کنید که از تماشاچیان این تئاتر کم کند چون شاید تماشاگری دیگه با دیدگاه خود ار این تئاتر خوشش بیاید
... دیدن ادامه » - باسپاس
۰۲ اسفند ۱۳۹۲
اقای زنجانی این هر شخصی ازادانه باید نطر دهد وشما حق توهین ندارید این تئاتر از دید هر شخص جزابیت خود را دارد
۰۵ اسفند ۱۳۹۲
آقای کبیری کجای مطلب من توهین به شما بوده نکنه شما جزء همون آیدی های تقلبی هستید که ناراحت شدید ... اگر کسی آزادانه میتونه از این کار تعریف کنه من هم حق دارم آزادانه انتقاد کنم درضمن من تو این کار به جز جذابیت های جنسی چیز دیگه ای ندیدم نه بازی نه کارگردانی ... دیدن ادامه » نه امکانات سخت افزاری و نه هیچ چیز دیگه به هرحال من قصد توهین به هیچ کسی رو نداشتم و فقط خواستم شفاف سازی کنم.
۰۶ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اریک امانوئل اشمیت نویسنده ی مورد علاقه ی من هست و قلمش رو خیلی دوست دارم.
دیشب این کار رو دیدم. متاسفانه زیاد راضی نبودم. البته فکر می کنم قطع شدن برق وسط اجرا باعث شد بازیگرها رشته ی کلام از دستشون خارج بشه و این تقصیر اونها نبود، اما در کل فکر می کنم متن این نمایشنامه جا داشت که بسیار بیشتر روش کار بشه. به نظرم لحنی که بازیگر مرد جمله هاش رو ادا می کرد مقداری غیر حرفه ای بود. روند ماجراها خوب پرداخته نشده بود و دوستان من که نمایشنامه رو نخونده بودند، آخرش نفمیدند چی شد که تمام شد!
اما باز هم ممنون و خسته نباشید.
خدا قوت.
به امید اجراهای بهتر و حرفه ای تر.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش عکسهای بهتری از این کار میدیدیم :-(
حسین ایرجی و کیمیا توکل نیا این را خواندند
امشب عکاس تیوال از اجرا عکاسی خواهد کرد.
۰۱ اسفند ۱۳۹۲
بزن زنگو! :)
۰۱ اسفند ۱۳۹۲
ممنون
۰۱ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با اینکه انتقاداتی به کار دارم ولی در مجموع رضایت دارم خسته نباشید ...راجع به سالن هم به نظرم وجود سالنها خصوصی برای تاتر ما ضروریه ولی خب با کیفیت بالاتر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه دوستان تیوالی عزیز
به تمام کسانی که کار عشق لرزه را دیدن و یا تصمیم به دیدن دارند باید یک نکته خودمانی ذکر کنم ما همه حق داریم از یک کار خوشمان بیاید یا نه ایرادی وارد نیست اما حق نداریم جای دیگران تصمیم بگیریم
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که ادعا می کنیم خواستار دموکراسی هستیم پس بیاییم از رفتار ساده خود تمرین دموکراسی بکنیم اعضای گروه عشق لرزه با دیدگاه خود زحمت ارائه این نمایش را کشیده اند و حق دارند در مورد هر مضمونی که می خواهند تکیه بکنند و ما تماشاگران با انتقاد از لحاظ هنری و تکنیکی می توانیم در پیشرفت هنر نمایش کمک کنیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار خیلی خوبی بوذ به همه خسته نباشید میگم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اصلا قصد نداشتم برای این نمایش بی معنی اصلا مطلبی بنویسم ولی یه سری دوستان آدم و مجبور میکنند . آخه کی گفته تئاتر فقط برای قشر خاص و اندک به ظاهر روشنفکر جامعه است. اینجور که من فهمیدم اگر یه نمایش اجرا بشه که در اون بازیگر کل نمایش به ترک دیوار خیره بشه هم این دوستان میگن به به عجب اجرایی بود. بابا بس کنید این ادای روشنفکرهای بی مایه رو درآوردن خوب کار از همه نظر ضعیف بود همین آقایون و خانمهایی که میگن با ادب و فرهنگ هستن رو باید اونجا می دیدی طرف اینقدر شعور نداره که تو این آموزشگاه کوچیک رفته تو راهرو داره سیگار میکشه اون یکی داره چیپس میخوره از همه بدتر در حین اجرا دارن آدامس میجوند و پشت سر آدم هی تق تق میکنن بله خوب برای چون شمایی این کار خوب بوده در ضمن موضوعش هم براتون جذابه چون به روابط خودتون بیشتر شبیه بود تا مردم عامه جامعه. کی کفته هر ... دیدن ادامه » کاری ارزش تعریف داره بله من نمایش "بادی که تو را خشک کرد مرا برد" و "بی بی بیدل" رو اخیرا دیدم واقعا محشر بودن چون حرفی برای گفتن داشتن ولی این کار من نمیدونم اصلا چی میخواست بگه خیلی جالبه واقعا نه مکان مناسبی داشته نه طراحی صحنه نه نور مناسب نه بازی خوب بعد میگن بیا تعریف کن . خانم ایرج پور حتی ادای گریه کردن هم بلد نبود دی بیاره بعد میگن کار خوب من وقتی بازی بهاره رهنما رو میبینم که در یک نمایش چطور لحظاتی غرق در شادی ولی لحظه ای بعد واقعا داره اشک میریزه معلومه به این کار تمایلی نشون نمیدم. حرف آخر اگه قرار برای نمایش رده مخاطب تعیین بشه خوب بگید که آدم وقت و هزینه اش و حروم نکنه!
منم فکر میکنم شما در مورد چیزی که ندیدی نظر ندی بهتره چون تمامی مواردی که ذکر شده دقیقا اتفاق افتاده ... آقای راد در ضمن من اینقدر بیکار نیستم که بخوام جو منفی برای یه نمایش درست کنم چون نه بازیگرم نه منبع درآمد من از راه نمایش و اجرا هست نه به قول پژمان ... دیدن ادامه » جمشیدی عزیز تئاتر رو ارث پدری خودم میدونم که بخوام براش غیرتی بشم.
۰۱ اسفند ۱۳۹۲
دوست عزیز فقط یک سئوال.
شما نقد خودتان را نیز لایک میکنید؟!؟!
عذر میخواهم اما برایم جالب بود.
۰۹ اسفند ۱۳۹۲
خانم توکل نیا اگر من نظر خودم و قبول نداشته باشم که دیگه باید تو عقل من شک کرد اگر من حرف هایی که زدم و دوست نداشتم که نمی نوشتم
۰۹ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهتر ببینیم و حاشیه رو کنار بذاریم.
همیشه همه چیز نباید پیچیده باشه...مکان اجرای یک نمایش ملاک بر بدی اون نمایش نیست...شاید شرایط طوری بوده که خانوم حسینی مجبور شدن در میان غول هایی که اسم غول یدک میکشن برن و در سالنی اجرا کنن با عمق و عرض کم و به علاقه اشون بپردازن.
از دید من نمایش عشق لرزه کاری ارزشمند بود.بهتر ببینیم و حاشیه رو کنار بذاریم.
بهتره ارزش و قدر زحمتی که هنرمندا می کشن برای آماده کردن یه صحنه کوچیک رو درک کنیم.بعدا می فهمیم که حتی اگر از اثری رضایت کامل هم نداشتیم بنا بر سلیقه یا هر چیز دیگه،درست نظراتمون رو بیان کنیم و با نمایش فرهنگ و شخصیت مون خستگی رو از تن هنرمندان عزیز خارج کنیم.

به هر حال امیدوارم روز به روز سالن های اجرا بیشتر بشه و همه فرصت دیده شدن داشته باشن.تبریک در نهایت به تیم اجرایی نمایش «عشق لرزه»
امیدوارم موفق باشید...
رضا قاسم پور، مجید زنجانی و sanaz m.barin این را خواندند
mahmud bajoolvand این را دوست دارد
آقای محترم مکان و که خوب اومدی آخه خود این نمایش اصلا حرفی برای گفتن نداشت یعنی من اگر جلوی در خروجی کسی نبود بعد از یه ربع میخواستم برم این چی بود نه سر داشت نه ته ضمنا معلوم به این کار مجوز اجرا تو سالن نمیدن چون به غیر از مسائل جنسی دیگه حرفی برای گفتن ... دیدن ادامه » نداشت .
۳۰ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید