تیوال نمایش قطع دست در اسپوکن
S3 : 02:28:59
  ۱۱ تا ۳۰ دی ۱۳۹۳
  ۱۸:۱۵
 بها: ۱۲,۰۰۰ تومان

: مارتین مک دانا
: دانیال خجسته
: (به ترتیب ورود): نادر فلاح، وحید راد، ندا جبراییلی، امین طباطبایی

: محمود کیان، المیرا باباخانی
: آروند دشت آرای
: مهدی پارسی
: نسیم ملکی
: صبا کسمایی
: آیدا فرشادی
: سیاوش میری
: حدیثه جعفری
: الهه حاجی زاده
: مریم شریعتی
: غزل نعیمی
: امیر رجبی
: مهدی پارسی، امیرحسین بهبهانی نیا
: بهنام تیلا، محمود رفیعی

تلفن رزرو: 09332293323

خلاصه: کارمایکل قاتلی روان پریش و سالخورده، در دوران جوانی دست چپش به صورت وحشیانه ای توسط عده ای بی نام و نشان قطع می شود. او پس از بیست و هفت سال جست و جو به دنبال دستش، خود را درهتلی با یک مسیول پذیرش فضول و جان بر کف به نام مروین و یک زوج کلاه بردار ناشی، تبی مرلین، که ادعا می کنند دست او را پیدا کرده اند می یابد.


| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش قطع دست در اسپوکن / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش قطع دست در اسپوکِن / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش قطع دست در اسپوکِن / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، ضلع جنوبی باغ هنر، بام خانه هنرمندان
تلفن:  ۸۸۳۱۰۴۵۷، ۸۸۳۱۰۴۵۸


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دوستان تیوالی عزیز
لطفا ساعت ۵:۴۵ دقیقه برای گرفتن بلیت به گیشه مراجعه کنند و تاخیر نداشته باشین که ما شرمندتون نشیم...
:)
مگه اجرای کار از ساعت6:15
به ساعت6
تغیر کرده؟
۲۸ دی ۱۳۹۳
سلام
چرا بیش از تعداد صندلی ها بلیت فروخته می شود تا تماشاچیان مجبور شوند روی زمین بنشینند؟ اگر کسی به هر دلیلی نمی تواند روی زمین بنشیند و از طرفی هم نخواسته بقول حاضران مثل مترو دیگران را هل بدهد برای گیر آوردن صندلی و جای خوب! ، تکلیف چیست؟ این فرهنگ ... دیدن ادامه » و هنری که اینقدر زیر علمش سینه می زنیم کجا قرار است خودش را نشان بدهد و به احترام به دیگران و درک حضور دیگری منجر بشود؟
۳۰ دی ۱۳۹۳
دوستان عزیز! ما اول از همه به تیوالی ها ورود میدیم بعد دوستانی که رزرو کردن ( ما به همه اعلام میکنیم که فقط روی زمین جا هست و هیچ اجباری نداریم برای فروش!) و بعد مهمان ها و در اخر کسانی که از گیشه بلیت گرفتن!
پس تیوالی ها در وحله اول هستن!! و محاله که روی زمین ... دیدن ادامه » بنشینن! مگر اینکه تاخیر داشته باشند... که ما هیچ مسولیتی در مقابل متاخیر نداریم! چون حتی موقع خرید هم تذکر داده میشه که نیم ساعت زودتر تشریف بیارین...
وقتی متقاضی برای تماشا کار زیاده و اجراها محدود ما نمیتونیم در سالن روی مخاطبان ببندیم!
و قضاوت این که بیش از ظرفیت بلیتی فروخته شده یا نه را بهتره به عهده مسولین تماشاخانه بگذارین و تاکید میکنم که ما به هیچ وجه کسی را مجبور نکردیم و هم به دوستانی که رزرو کردن و هم از گیشه بلیت تهیه کردن گفته شده که روی زمین جا هست و با اصرار و تمایل خودشون بلیت فروخته شده!
و...
محدودیت های سالن و نداشتن شماره صندلی به شخص من و همکارانم مربوط نمیشه که بخوام صحبتی در موردش بکنم و بیشترین کاری که میتونم بکنم انتقال نا رضایتی شما دوستان از سالن به گوش مسولین تماشاخانس...
و در اخر متاسف که از شرایط سالن و اجرا ناراضی بودین...
۳۰ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریلین:تو فکر می‌کنی من جذابم؟
مروین:من فکر میکنم تو جذابی، ولی اینو هم فکر میکنم که توی انتخاب دوست پسر تِر زدی!
مریلین:این دوست پسرم نیست، دوست معمولی مه!
سلام . من دانیال خجسته کارگردان و مترجم نمایش قطع دست در اسپوکن هستم. خوشحال می شم اگه سوال یا تحلیلی دارید منم در جریان باشم.
تبریک میگم آقای خجسته
دوبار نمایش شما رو دیدم و لذت بردم
ممنون
خسته نباشید
۲۰ دی ۱۳۹۳
ارش جان نبودی
جات خالی
چه اختتامیه شیرینی شد
۰۲ بهمن ۱۳۹۳
رضا حقی عزیز استفاده از رنگ آبی یا بعضی از رنگ های با اینتنسیتی بالا به دلیل تحلیلی بود که از فضای نمایش داشتیم و دوست داشتیم کمی المان پاپ آرت داشته باشیم تو گریم و نور و دکور. سعی کردم خیلی مختصر باشه.ممنون از توجهتون.
۰۹ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توبی: واسه چی زنگ نزدی پلیس؟؟؟ ( اسفند رو آتیش )
مروین: حموم بودم!!!
خو کیوان دیالوگ ماندگار بزار!
این ماندگاره؟نه!انصافا!
۱۷ دی ۱۳۹۳
خوشحالم که کار جذبتون کرده و دیالوگا تو ذهنتون ماندگار بوده ... :)‌‌

۱۸ دی ۱۳۹۳
توبی دوست پسرم نیست/توبی دوست معمولیم هستش
۲۴ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به مناسک قطع دست در اسپوکین خوش آمدید.به اینجا که دستی از من قطع شده است٬به بهای آن دست٬از شما جانی جدا خواهم کرد؛کارمایکل چنین گفت.
مروین پاسخ اورا داد:انقدر برات سخت بوده!؟

...
سوالی که در ذهن من جرقه می زند این است!؟این خشونت ٬این حجم بزرگ از دست قطع شده٬خون٫تباهی روابط انسانی٬خواهش های فروخورده بشری٬زجر بی مفر از کجا بوجود آمده است!؟اولا.
دوما؛این همه باز چگونه این چنان با نسل من٬من متولد دهه های پس از ۵۷ همزیستی دارد!؟
سوما:چطور من و دیگران به نقطه ای از تحمل این زجر رسیده ایم که این دیدار از اثر هنری که این چنین تراژیک و نا انسانی است٬خنده دار و راحت و همذات پندارانه هضممان میشود‌!؟
پاسخ سوال اولم از خودم٬به تاریخیت مک دانا برمیگردد و اشتهای زیاد این روزهای ما برای ترجمه و خواندن و اجرا و همچنین دیدن او.او که در بستری به ظاهر عمیقا متفاوت با ما قصه می سازد.به ظاهر اما بعید است که این نزدیکی و تلمیح وارگی اتفاقی باشد.
همانقدر که ممکن است انسان اروپایی مرفه قرنها پس از قرون وسطی چنین تجربه ای از خشونت دارا باشد٬من هم دارم.
من میخواهم مک دانا را درگاه خود تفسیر کنم و چه بسا به مقام تاویل دسترسی پیدا کنم.مثلا بی خود و بی جهت در مدرسه مورد تجاوز قرار گرفته ام.مثلا بی خود و بی جهت مورد ضرب و شتم بوده ام.مثلا بی خود و بی جهت معلمی مرا تنبیه میکرد و ساعت ها یک پا در هوا در راهرو مقابل بسیار دانش آموز مطاع امر رهبری-معلمی -ناظمی و این همان نظامی تحقیر و نشان داده شدم.مثلا به اجبار دو سال از عمرم را و به اجبار و بی اختیار و به اجبار .سرباز پاسدار پرچمی بودم که نابرابر-نابرادر برچسب فعال دار مرا در آغوش کشیده و مرا پس زده.من کارمایکل را می شناسم.من کارمایکلم
پاسخ من به سوال دومم ٬این که چطور با این خشونت همزیستی دارم!؟را در سولو لوگی از مروین این جوان همذات پندار خواه در جستجوی زیبایی شنیده ام.بیزاری من از عقل که کارم را به جنون کشانده.از محاسبه.از انسان بودن ٬از نظام ها و استانده های محاصره کننده ام.از دستورها.از قتل عام دسته جمعی در کلاس درس میترسم من.مثل تو برادرم.مروین من هم مثل تو برای آن گیبون اسیر در قفس گریه میکنم.تو ای مروین جان که میخواهم نام خانوادگی ات دریدا باشد.که مثل من و دریدا از این همه مرزها متنفری.از خوب-بد.از زیبا-زشت.از دوست معمولی-دوست واقعی و تمام نظام های دو انگار برساخته ی دیگر این جهان قانون ساز.
من و تو در یک جهان زیست میکنیم مروین.من و تو یکی هستیم.
پاسخ سومین سوال من اما آرزو داشتم نه بود.آرزو داشتم من و دیگران در سالن انتظامی با شما دو مغلوب جهان تراژیک این متن همصدا نعره بزنیم.با نوای هتفیلد آتش بازی کنیم.آنارشیست هایی بشویم که دوست داریم بودیم.اما چه کنیم که در گلو خفه ایم.ما به همدیگر می خندیم.آزار می بینیم و چون عیسی مسیح قربانی هستیم.ما بیشتر از ملت او مخاطب مک دانا هستیم.ما چلاق ها و دست قطع شده ها و ملکه های روسوخته ی زیبایی...
به احترام بازیگران بی نظیر این نمایش ٬
وحید راد و نادر فلاح
امین ... دیدن ادامه » طباطبایی و ندا جبراییلی
دانیال خجسته و همه عوامل شریف این اجرا.
نمایش قطع دست با حضور عکاسان تئاتر اولین اجرای خودش رو پشت سر گذاشت. از حضور گرم و صمیمی تک تکتون ممنونیم و و عذر خواهی میکنیم از دوستانی که مجبور شدن روی زمین بشینن.
به امید اینکه بتونیم اجرایی در شان مخاطب های خوبمون ارائه بدیم...

می دونی تا حالا چند نفر تو این بیست وهفت سال سعی کردن سر به سر من بذارن مرلین؟ میدونی چقدر آدم وجود داره که فکر میکنه این قضیه خیلی خنده داره؟

بیست وهفت سال پیش، تقریباً همین موقع سال، یه جونک حدوداً هفده ساله، که تو شهری به نام اسپوکِن، واشنگتن، زندگی می کرد داشت شاد و خرم با دستکش بیس بالش، جلوی خونه مامانش توپ بازی می کرد، که یهو.......

دوستان خود را به تماشای مراسم قطع دست دعوت کنید!



https://www.facebook.com/events/1379003579060191
http://www.mehrnews.com/news/2447782/%D9%82%D8%B7%D8%B9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D9%88%DA%A9-%D9%86-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1
نمایش «قطع دست در اسپوکِن» به کارگردانی دانیال خجسته اجراهای عمومی خود را از 11 دی ماه شروع می‌کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، نمایش «قطع دست در اسپوکن» به نویسندگی مارتین مک دونا و کارگردانی دانیال خجسته اجراهای عمومی خود را از 11 دی ماه در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان شروع می‌کند.

این نمایش داستان کارمایکل است. او قاتلی روان پریش و سالخورده است که در دوران جوانی دست چپش به صورت وحشیانه ای توسط عده ای بی نام و نشان قطع می شود. او پس از 27 سال جست و جو به دنبال دستش، خود را در هتلی با یک مسئول پذیرش فضول و جان بر کف به نام مروین و یک زوج کلاه بردار ناشی با نام تبی مرلین که ادعا می کنند دست او را پیدا کرده اند، می یابد.

بازیگران این نمایش ... دیدن ادامه » نادر فلاح، وحید راد، ندا جبرائیلی و امین طباطبایی هستند.

سایر عوامل این نمایش از این قرار هستند: آروند دشت آرای طراح صحنه، دانیال خجسته مترجم، محمود کیان، المیرا باباخانی گروه کارگردانی، نسیم ملکی طراح لباس ، امیر رجبی طراح پوستر و بروشور، مهدی پارسی مدیر اجرایی و عکاس، الهه حاجی زاده مشاور رسانه، صبا کسمایی طراح نور، مهدی پارسی، امیرحسین بهبهانی نیا ساخت تیزر، آیدا فرشادی طراح گریم، سیاوش میری ساخت دکور، حدیثه جعفری ساخت مولاژ دست، مریم شریعتی تبلیغات مجازی،غزل نعیمی مشاور تبلیغات، بهنام تیلا مدیر صحنه.

بلیت نمایش در 3 روز نخست با تخفیف 25 درصد به فروش خواهد رسید. این اثر نمایشی از 11 دی‌ماه هر روز به جز شنبه ها ساعت 18 در خانه هنرمندان، سالن استاد انتظامی اجرا می شود.
بیصبرانه منتطر دیدن اینکارم.
موفق باشید
۰۹ دی ۱۳۹۳
برنامه دسنجمعی برای دیدن این تیاتر نیست؟
۱۳ دی ۱۳۹۳
جناب رضائی فر فعلاً یه قرار گروهی هست برای روز سه شنبه و البته تعدادی از دوستان هم امروز یعنی یکشنبه قرار باهم به تماشا بنشینند . اما بگم که کار تازه شروع شده و حتماً برای روزهای آتی دوستان باز قرار گروهی خواهند گذاشت.
۱۴ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید